تبليغاتX
تفکرنو

.:: ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد كنید و صبح و شب تسبیحش كنید. او كسی هست كه خودش و فرشته‌هاش بر شما درود و رحمت می‌فرستن تا شما رو از تاریكی‌ها به سوی روشنایی بیرون بیارن . خدا نسبت به مؤمنین مهربونه (احزاب/۴۱-۴۳) ::.

به تفکرنو خوش آمدید " تفکرنو
  

 در آغاز روابط عاشقانه، اينطور به نظر مي‌رسد كه زندگي كامل و همه چيز در اوج زيبايي و كمال است. اما با گذشت زمان به تدريج كه حالت‌هاي عاشقانه كمرنگ و ناپديد مي‌شوند، رنجش‌ها، عدم تفاهم و كشمكش‌ها آشكار مي‌شوند. طرفين كمتر نسبت به يكديگر تفاهم نشان مي‌دهند و معمولاً بيشتر خودخواه هستند متأسفانه بسياري از زنان گمان مي‌كنند كه مرد ايده‌آل زندگي خود را يافته‌اند درحالي كه بعداً پي مي‌برند كه كاملاً اشتباه كرده‌اند نگذاريد، چنين اتفاقي براي شما بيفتد.


روابط غلط باعث افسردگي و فشارهاي شديدي مي‌شوند كه خيلي از زنان با آن مواجه هستند بسياري از آدمها روابطي را ادامه مي‌دهند كه نه تنها از نظر عاطفي آنها را راضي نمي‌كند بلكه اين روابط آزاردهنده، پرخاشگرانه و پر از خشونت است. افراد غمگين و كساني كه در كودكي شاد نبوده يا مورد خشونت و آزار جسماني قرار گرفته‌اند در تشخيص عشق واقعي از غيرواقعي دچار اشتباه مي‌شوند. بسياري از زنان براي آنكه با تنهايي و افسردگي مبارزه كنند يا براي فائق آمدن بر احساس حقارت و يا براي اينكه احساس كنند كه بيشتر مورد توجه هستند ترجيح مي‌دهند كه در شرايط نامطلوب باقي بمانند و روابط ناسالم و غلط را همچنان ادامه دهند.


استمرار روابط آزار دهنده موجب اتلاف وقت و از ميان رفتن عواطف مي‌شود، خوگرفتن به شرايط ناخوشايند تدريجاً از شما هدفي آسان مي‌سازد براي آن دسته از آدم‌هايي كه از ديگران بهره برداري مي‌كنند و يا آنكه آنها را مورد آزار و خشونت قرار مي‌دهند. وقت و انرژي عاطفي را بهتر است صرف تقويت علائق،فعاليت‌ها، ارتباط با آدم‌ها و رابطه عاشقانه واقعي كنيد. براي آنچه كه واقعاً مي‌خواهيد پايداري كنيد و هرگز در رابطه‌هاي خصوصي زيربار فشارهاي غير منطقي نرويد و به كمتر رضايت ندهيد.
عشق چيست؟


نخست آنكه عشق به خوشبختي، آسايش و رشد و پيشرفت شما اهميت زيادي مي‌دهد. عشق تنها يك احساس نيست عشق واقعي در عمل آشكار مي‌شود، چنين عشقي شما را در مقابل رنج‌هاي جسماني و عاطفي حمايت مي‌كند و باعث مي‌شود كه قويتر شده و زندگي غني‌تري شود، بي‌آنكه انتظار متقابل داشته باشد. عشق نسبت به احساسات و نيازهاي شما مهربان،حساس، باملاحظه، صبور، محترم، وفادار، رئوف و معتدل مي‌باشد عشق شما را به صورتي كه هستيد مي‌پذيرد بي آنكه از دست شما عصباني يا خشمگين شود.
معشوق شما به احساسات، نظريات و رفتارتان اهميت مي‌دهد. او شما را همانگونه كه هستيد مي‌پذيرد و باور دارد احساساتش را بيان مي‌كند و شما را تأييد، تمجيد،تشويق و پشتيباني قرار مي‌دهد. مهرباني ياري و كمك رفتارهايي هستند كه از خود نشان مي‌دهند و چنانچه لازم باشد از خود گذشتگي هم مي‌كند. بخشش وگذشت نيز نشان دهنده عشق است عشق نيروي پايدار عاشقي، حمايت، باورداشتن و ياري‌رساني به شما را مي‌يابد. حتي اگر براي انجام اين كار با مشكلاتي مواجه شود در كشاكش روزهاي سخت زندگي زماني كه عدم تفاهم، مشكلات و گرفتاري‌ها بيشتر نمايان مي‌شوند عشق واقعي حضور خود را با آرامش كمك وهمدلي نشان مي‌دهد.


هيچكس نمي‌تواند هميشه كاملاً عاشقانه و بي نقص عمل كند اما رابطه صميمانه بسيار نزديك در بردارنده انواع توجه، ملاحظه و رفتارهاي حمايتي عاطفي است كه اغلب اوقات يعني هفت روز هفته را شامل مي‌شود، هر نوع رابطه‌اي كه بيشتر مواقع در چنين سطحي نباشد، لازم است كه بطور جدي بر روي آن كار شده و سپس مورد بررسي و ارزيابي قرار گيرد چنانچه اين بررسي نشان دهد كه رابطه طرفين در بيشتر مواقع پيشرفت و بهبود داشته آن را ادامه دهند در غير اين صورت ضروري است كه به آن خاتمه داده شود. طرف مقابل را با كردارش بسنجيد نه با گفتارش.
به طور مثال بسياري از مردان در خلوت تظاهر به عشق و محبت مي‌نمايند اما بيرون از اين خلوت با همسرانشان بسيار بد رفتار مي‌كنند بنابراين عشق واقعي را با تظاهر به عشق در موقعيت‌هاي خاص اشتباه نگيريد چون حتي افراد خودخواه و نابالغ يا پرخاشگر نيز در خلوت شان به خوبي تظاهر به عشق مي‌كنند.

 

سئوالاتي درمورد ارزيابي رابطه زناشوئي
آيا:

همسرتان اغلب اوقات نسبت به رفتارها، علائق، نظريات، احساسات و يا مشكلات شما بي تفاوت است؟
در موارد جزئي مثل اينكه كجا برويد يا چه كار كنيد با شما هماهنگي و سازگاري دارد؟
او خود، خودخواه است؟
بيشتر مواقع باعث نااميدي آزار يا سرخوردگي شما مي‌شود؟
احساس مي‌كنيد كه از شما بهره برداري مي‌كند؟
اشتباهاتش را پذيرفته و عذر خواهي مي‌كند؟
شما را مي‌بخشد؟
رفتارش با شما چگونه است؟
وقتي كه عصباني است
زماني كه شرايط نامناسب است
وقتي كه شما مشكلات زيادي داريد
چه مواقعي آزرده يا افسرده هستيد؟
آيا هنگامي ‌كه خشمگين است آرامش خود را حفظ مي‌كند؟ يا اينكه به در و ديوار مي‌كوبد، اشياء را پرت مي‌كند يا مي‌شكند؟
آيا مكرراً و يا بي‌دليل خشمگين مي‌شود؟
بعضي مواقع خشم او بسيار شديد است؟
وقتي كه عصباني است با ديگران چگونه رفتار مي‌كند؟
آيا رفتارهاي او موجب ترس و وحشت مي‌شود و آيا به شما يا ديگري آسيب مي‌زند؟
آيا مي‌توانيد به راحتي احساس تان را بازگو كنيد يا آنكه ناچاريد به خاطر اجتناب از بروز مشكلات يا ايجاد جو نامناسب موضوعات خاصي را بيان كنيد؟
برخورد او با شما وقتي كه خواسته‌هايتان را مطرح مي‌كند چگونه است : با گشاده روئي گوش مي‌كند يا اينكه تمايلي به شنيدن و بحث كردن ندارد؟
آيا:

مي‌توانيد مسائل و موضوعات حساس را مطرح كرده و آنها راحل كنيد؟
با يكديگر توافق داريد يا اينكه غالباً سعي مي‌كند كه سلطه جو باشد و شما هم تسليم مي‌شويد؟
به او اعتقاد داريد؟
دروغگويي يا فريبكاري در روابط شما وجود دارد؟ مثلاً به اين‌صورت كه همه حقايق را براي يكديگر بازگويي نمي‌كنيد.
وقتي كه با يكديگر هستيد احساس آرامش و آسايش مي‌كنيد؟
مي‌توانيد شاد باشيد و لذت ببريد؟
او ارزيابي خوبي از آنچه كه پيامدهاي بعدي رفتارهاي او بر هر دو شماست از خود نشان مي‌دهد؟
اعتياد به الكل يامواد مخدر دارد؟
به ارزشها و اهداف يكديگر احترام مي‌گذاريد؟
او باعث به وجود آمدن احساس خوبي در شما مي‌شود يا اينكه تأثيرات منفي دارد؟
تأثير منفي او نقشي اساسي در مشكلات شما نظير افسردگي يا كمبود عزت نفس دارد؟
از اينكه با هم ديده شويد احساس رضايت خاطر داريد؟
مردمان خوشبخت به پاكدامني، مهرباني، ياري، بخشندگي، محبت نسبت به ديگران، وفاداري، صبر، اعتماد، مسئوليت، صداقت، استقامت و قضاوت درست پاي بندند. اگر همسرتان تنها نسبت به شما مهربان، ياور و صبور است و در مورد ديگران اينگونه نيست، پس از گذشت دوران عاشقي كه فشارهاي زندگي منجر به دلسردي و نا اميدي مي‌شوند و كشمكش‌ها فزوني مي‌يابند چنانچه وي پاي‌بندي محكمي به صداقت يا اعتماد نداشته باشد، روابط شما در آينده دچار مشكلات و دردسر جدي خواهد شد.
 نويسنده: چاك.تي. فالكن
مترجم: عصمت مرادي

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت 12:18  توسط | 
  
كودكاني كه اغلب دروغ مي‌گويند براي والدين مشكل است تا به آن‌ها اعتماد كنند. براي والدين دشوار است تا اين‌گونه بچه‌ها را باور كنند حتي زماني كه آن‌ها واقعيت را مي‌گويند. دروغ‌گويي مشكلاتي را براي كودكان در ارتباط با دوستان و اعضاي خانواده به وجود مي‌آورد. كودكان بايد ياد بگيرند كه در هر شرايطي راست بگويند. بهتر است كه به محض مشاهده دروغ جلويش را گرفت. اين مقاله پيشنهاداتي را جهت آموزش كودكانتان براي بيان راستگويي ارائه مي‌دهد.


چه وقت دروغ‌گويي به عنوان يك مشكل مطرح است؟
نظرات جامعه درباره دروغ‌گويي براي كودكان پيچيده و گيج‌كننده مي‌باشد. بعضي از اوقات بازگو نكردن واقعيت يا «دروغ مصلحت‌آميز» چيز خوبي به نظر مي‌رسد. بزرگسالان عموماً چندين بار در روز اين شگرد دروغ مصلحت‌آميز استفاده مي‌كنند. از طرف ديگر مي‌گويند دروغي كه منجر به راهنمايي غلط شود قابل قبول نيست. اين نوع دروغ مشكل‌ساز است. چون حقيقت را تضعيف مي‌كند.
داستان‌سرايي و نگفتن واقعيت‌ها در بين دبستاني‌ها معمول و رايج است. پيش دبيستاني‌ها واقعيت را با تخيل اشتباه مي‌گيرند. بنابراين داستان‌هايي را مي‌گويند بدون اينكه قصد دروغ‌گويي داشته باشند. اما اگر كودكان دبستاني كه فرق بين تخيل و واقعيت را مي‌‌فهمند دروغ بگويند مسئله‌ساز است كه بايد مورد بررسي قرار گيرد.


چرا بچه‌ها دروغ مي‌گويند؟
كودكان به دلايل زيادي دروغ مي‌گويند. آن‌ها ممكن است از نتيجه كاري كه انجام داده‌اند بترسند، و يا مي‌دانند كه والدين آن‌ها اجازه انجام آن‌ كارها را نمي‌دهند. همچنين اگر كودكان از راستگويي سودي نبرند به جايش دروغ مي‌گويند. براي مثال اگر كودكي واقعيت را بگويد ولي به شدت و به طور ناخوشايندي تنبيه شود سبب مي‌شود كه او براي اجتناب از تنبيه دروغ بگويد. اگر كودكان مشاهده كنند كه والدين از دروغشان سودي بردند آ‌ن‌ها هم احتمالاً دروغ‌گويي را پيشه كار خود قرار خواهند داد.
كودكان ممكن است براي جلب توجه و از اين‌كه مورد قبول ديگران قرار گيرند و ديگران آن‌ها را بپذيرند و يا اين‌كه آن‌ها درباره كارهايي كه انجام دادند يا چيزهاي را كه ديدند دروغ مي‌گويند. اين كودكان شايد تنها خسته وكسل باشند و يا اين‌كه اعتماد به نفس نداشته باشند. دروغ‌هاي اغراق‌آميز، اغلب بعد از ورود به دبستان ديگر ادامه نمي‌يابد و يا بعد از اين‌كه چند باري دروغشان لو رفت ديگر دروغ نمي‌گويند.


چگونه متوجه مي‌شويم كه كودكان دروغ مي‌گويند؟


دروغ‌گويي زماني مشكل‌ساز مي‌شود كه شما مطمئن نيستيد كه كودكتان حرف راست را مي‌گويد يا نه. كودكان دبستاني اصولاً در هنگام دروغ گفتن لبخندي مي‌زنند يا داستاني مي‌سازند كه منطقي به نظر نمي‌رسد و با واقعيت جور در نمي‌آيد. براي مثال اگر ا‌ز او بپرسيد: اين 100 تومان را از كجا آورده‌اي؟ ممكن است فرزندمان بگويد: از يكي از دوستان. اگر سؤال‌هاي مثل چه وقت گرفتي؟ كجا گرفتي؟ چه كسي به شما داد؟ و يا چگونه گرفتي؟ باعث مي‌شودكه كم كم واقعيت را بروز دهد. اما بعضي از بچه‌ها با توجه به مدارك موجود باز هم بر دروغشان پافشاري مي‌كنند.

 

چگونه مي‌توان از دروغ‌گويي كودكان جلوگيري كرد؟

مشكل را با كودك در ميان بگذاريد و صحبت كنيد. زماني‌كه هم كودك و هم والدين آرام هستند، براي كودك توضيح دهيد كه دروغ‌گويي كار ناپسندي است و او فوراً بايد دست از اين كار بردارد. اين صحبت نبايد بلافاصله بعد از گفتن دروغ باشد. صبر كنيد تا همه آرام شوند (از عصبانيت خارج شوند)
مسئله را براي كودك توضيح دهيد. به طور خلاصه و در آرامش به كودك از تاثيرات دروغ‌گويي بگوييد و چرا شما فكر مي‌كنيد كه مسئله دروغ‌گويي مسئله‌اي مهم است. مثلاً مي‌گوييد: تانيا شما دروغ مي‌گوييد من از شما عصباني و نااميدهستم و ديگه برام خيلي سخت مي‌شه تا چيزها ديگري كه مي‌گويي را قبول كنم. اگر به دروغ‌گويي ادامه دهي هيچ‌كس به شما اعتماد نخواهد كرد.
نظر كودك را بخواهيد. از كودك بخواهيد كه چرا احساس كرد كه بايد دروغ بگويد. بسياري از بچه‌ها چيز زيادي براي گفتن ندارند. و بعضي ديگر بهانه آورده و ديگران را مقصر مي‌دانند. از بحث حالا باشه و اما ... با كودكان اجتناب كنيد و مسئله را به زمان بعد موكول نكنيد. به سادگي مطرح كنيد كه شما مي خواهيد كودكتان از اين به بعد راستگو باشد و دروغ نگوييد.


چگونه كودك را به راستگويي تشويق كنيم؟

به كودكتان فرصت دهيد تا حرف راست را بگويد. به كودكتان بگوييد كه به او فرصت مي‌دهيد تا صادق و راستگو باشد. گاه گاهي از كودكتان در مورد مسايلي كه خودمي‌دانيد سئوال نماييد و خيلي سريع از واقعيت‌ها را بپرسيد و سئوال اينچنيني (آيا اتاقت را مرتب كردي؟ آيا تكليف را انجام دادي؟ آيا حياط را تميز كردي؟) به اين طريق كودكتان راستگويي در مورد كارهايي كه انجام داده را تمرين مي‌كند. شما هم فوراً متوجه مي‌شويد كه كودكتان راست مي گويد به خاطر اين‌كه شما از قبل كارها را چك كرده بوديد.
اگر كودكتان حرف راست را بازگو كرد تشويقش كنيد. اگر كودك واقعيت را گفت ابتدا تشويق كنيد مثلاً بگوييد: متشكرم مهتاب از اين‌كه حرف راست گفتي بدون توجه به اين‌كه آيا كودكتان كار خواسته شده را انجام داده يا نه. هدف از تشويق كودكتان گفتن واقعيت مي‌باشد. اين‌كه چه چيز اتفاق افتاده است مهم نيست.


چگونه دروغ‌گويي را كنترل كنيم؟

بر اساس گمانتان اقدام كنيد. اگر حدس زديد فرزندتان دروغ مي‌گويد، براي جلوگيري از آن اقدام كنيد. البته ممكن است هيچ نتوانيد ثابت كنيد كه بچه‌تان دروغ گفته است.
با فرزندتان در مورد مشكل دروغ‌گويي و عواقب آن صحبت كنيد. اگر فرزندتان راست را نگفته است. مسئله را شرح دهيد. مثلاً كاوه شما واقعيت را به من نمي‌گوييد. شما حياط را تميز نكرديد به خاطر همين تا شب حق تلويزيون تماشا كردن نداريد. اول دروغ را مورد بررسي قرار دهيد، سپس مسئله‌اي كه منجر به اين دروغ‌گويي شد و عواقب مناسب براي هر دو عمل را فراهم كنيد.
نتايج مناسب شامل محروم كردن ا‌ز فعاليتي است يا گرفتن امتياز انجام كاري براي مثال: لامپي شكسته در اتاق فرزندتان پيدا كرديد و فرزندتان در مورد اين‌كه چطور اين لامپ شكسته در اتاق پيدا شده دروغ مي‌گويد. عاقبت اين دروغ‌گويي اينست كه بقيه روز را از نگاه كردن به تلويزيون محروم مي‌شود. نتيجه منطقي ديگر براي شكستن لامپ مي‌تواند اين باشد كه مثلاً مقداري از پولش را براي خريد لامپ استفاده كند.


نكاتي را كه بايد به خاطر بسپاريد


مدت زماني طول مي‌كشد تا كودكان ياد بگيرند به جاي دروغ گفتن راست بگويند. مي‌توانيد با كودك خود قرار بگذاريد تا ديگر دروغ نگويد. اگر مشكل ادامه يافت بهتر است با متخصين اين امر مشورت كرد.
اقدامات كليدي

توضيح دهيد كه چرا دروغ‌گويي مسئله است.
به كودكتان بگوييد دست از دروغ‌گويي بردارد.
فرصت‌هايي را بري كودكتان ايجاد كنيد تا راستگويي را تمرين كند.
اگر كودكتان حرف راست را گفت مورد تشويق قرار دهيد.
اگر فرزندتان دروغ گفت از عواقب منطقي استفاده كنيد.
اگر مشكل ادامه يافت چه كنيم؟
اگر فرزندتان به دروغ‌گويي ادامه داد رو‌ش‌هاي زير مي‌تواند مفيد واقع شود.

براي كودكتان توضيح دهيد كه اگر دروغ نگويد امتياز مي‌‌گيرد.
با فرزندتان قرارداد كتبي ببنديد هم شما و هم فرزندتان امضاء كنيد و در آن قرارداد به كارهايي كه از فرزندتان انتظار مي‌رود انجام دهد پاداش منظور كرده و عواقبي كه به دنبال آن كارها دارد ذكر شود.
به فرزندتان بگوييد كه نمره‌ها قابل تغيير است. بعضي از كارها پاداش روزانه و بعضي پاداش هفتگي دارد. تصميم بگيريد كه بعد از اكتساب چند نمره پاداش داده شود.
پاداش مورد نظر چه چيزي مي‌تواند باشد

جدولي تشكيل دهيد كه نمره‌هاي به دست آمده در آن ثبت شود. جدول را در جايي نصب كنيد كه هم براي شما و هم براي كودك به آساني قابل رويت باشد. مثل قراردادن روي يخچال.
هر روزي كه كودك واقعيت را گفت و دروغ نگفت بر روي جدول نمره‌اي بگذاريد. به خاطر داشته باشيد كه كودك را به خاطر راستگويي مورد تشويق قرار دهيد.
در پايان زمان تعيين شده، نمره‌هايي را كه كودك شما به دست آورده را بشماريد، اگر به هدف تعيين شده رسيد به او پاداش دهيد.


اگر كودكتان دروغ بگويد، مسئله را با او مطرح كنيد و همين‌طور عواقبش را (مسئله و عواقبش را با او مطرح كند). سخنراني نكنيد و يا نق و فرياد نزنيد. با خونسردي عواقبي را كه در قرارداد عنوان كرده بوديد را به كار بريد. اين مسئله ممكن است باعث شود امتيازاتي كه قبلاً شرح داده شده را از دست دهد يا اين‌كه اگر كودكتان پول توجيبي دريافت مي‌كند، نتيجه منطقي اينست كه از پول توجيبي جريمه پرداخت كند. براي كودكان زير 10 سال شما ممكن است به او بگوييد: برو توي اتاقت و تا نگفتم بيرون نيا. 
 
   
   
مترجم: خانم صغري اسمعيلي دوكي

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت 12:8  توسط | 
افكار و تصورات در زندگي همه انسان‌ها نقش بسزايي دارند. انديشه‌هاي درست و نادرست (مثبت و منفي) مي‌توانند موجب تحقق يا عدم تحقق خواسته‌ها شوند. اين‌كه مسايل و امور را چگونه ببينيم و چگونه رفتار كنيم ناشي از تاثيرگذاري انديشه‌هاي سازنده يا مخرب است.

فرضاً اگر مشغول يك كار ذهني هستيد و دچار اين تصور مي‌شويد كه مي‌دانم اين‌ كار را خراب مي‌كنم يا نمي‌توانم هيچ كاري را درست انجام دهم، احتمالاً چون موضوعي كه بر روي آن كار مي‌كنيد چندان جذاب و گيرا به نظر نمي‌رسد تمايل زيادي براي تلاش كردن نداريد و در نتيجه ممكن است دچار بدبيني شده و تسليم شويد. شايد اين بدبيني، مسؤوليت عدم دستيابي به نتيجه دلخواه را متوجه ناتواني شما يا شرايط كند.

 در مقابل، اگر خوش‌بين و اميدوار باشيد، بر اثر كوشش و پيگيري، دگرگوني پديدار مي‌شود. افكار سازنده‌اي مثل «شايد اين تلاش نتيجه بدهد» موجب بروز انگيزه مي‌شود تا زمان بيشتري را براي انديشيدن و آزمودن راه‌هاي مختلف صرف كنيد. چنين رفتارهايي شانس موفقيت را بالا مي‌برد و در بسياري از موارد، تلاش مستمر و خودداري از تسليم شدن عليرغم شكست، به موفقيت مي‌انجامد.

افراد خوش‌بين هميشه تمايل به ادامه‌ي تلاش دارند و معتقدند سرانجام موفق مي‌شوند؛ در عوض، آدم‌‌هاي بدبين خيلي زود تسليم مي‌شوند و تنها به برآورده شدن خواسته‌هاي كم‌اهميت اكتفا مي‌كنند.
نتايج يك تحقيق بر روي 500 نفر از دانشجويان تازه وارد يك دانشگاه نشان مي‌دهد كه افراد خوش‌بين پيش‌بيني مي‌كنند نمرات سال اول آنان بهتر از نمرات دوران دبيرستان خواهد بود. اين پيش‌بيني احتمالاً از آن‌جا ناشي مي‌شود كه انسان‌هاي خوش‌بين عليرغم شكست و ناكامي مايلند كه همچنان با انگيزه و اميدوار باقي بمانند.
همواره پيش‌بيني آنچه كه اتفاق مي‌افتد در ذهن ما در زندگي و روابط اجتماعي ما نيز مؤثر است. حالت اول: فرض كنيد در جمعي حاضر شده‌ايد و اين جملات را با خود مي‌گوييد: «من خيلي كسل كننده هستم»، «كسي مرا دوست ندارد»، «نمي‌توانم تاثير خوبي بر روي ديگران بگذارم»، و«نمي‌توانم دوست پيدا كنم». به خاطر بدبيني، احساس بي‌كفايتي و ترس از طرد شدن كمتر با ديگران مي‌جوشيد و به همين دليل نيز از طرف آن‌ها كمتر دعوت مي‌شويد. حتي شايد واقعيت را تحريف كنيد! مثل اين‌كه تصور ‌كنيد كه چون ديگران از شما خوششان نمي‌آيد، بي‌آن‌كه با شما همكلام شوند از كنارتان مي‌گذرند و توجهي به شما نمي‌كنند، و يا اين‌كه فكر ‌كنيد شخصي كه به شما خيره شده، گمان مي‌كند كه آدم غيرعادي و عجيب و غريبي هستيد.

 به هر حال گوشه‌گيري و در خود فرورفتگي به ندرت منجر به ايجاد رابطه‌ي دوستي منجر مي‌شود. اگر به دلايل فوق تصميم بگيريد كه از دوست‌يابي صرف نظر كنيد، اين امر دليل ديگري بر انزواطلبي، كمرويي و بدبيني شماست.
در حالت دوم، باز هم تصور كنيد كه در جمعي حضور يافته‌ايد و احساس دست پاچگي مي‌كنيد، در چنين شرايطي مدام اين جملات را با خود تكرار مي‌كنيد «خيلي از آدم‌ها در ابتدا عصبي هستند، سعي كن دوستانه رفتار كني»، «براي هر كسي ممكن است پيش بيايد كه از سوي عده‌اي پذيرفته نشود»، «لازم نيست كه خيلي كامل و بي‌نقص باشم. بهتر است نگراني و دلواپسي را كنار بگذارم» و «هر چه بيشتر تلاش كنم، بهتر رفتار خواهم كرد».

اين طرز فكر در برقراري ارتباط و تقويت مهارت‌هاي كلامي در رابطه با ديگران به شما كمك مي‌كند. شايد الزاماً در آن مهماني دوستي پيدا نكنيد، اما احتمال اين‌كه اين طرز فكر و رفتار به يافتن دوست در شرايط ديگري منجر شود بسيار زياد است.
نوع افكار و انديشه‌هاي ما تاثير زيادي نيز بر روي هيجانات و امور شخصي ما دارند. افكار منفي با اخلاق و خلق و خوي بد و افسردگي مربوطند و افكار مثبت با احساسات خوب، شادي و خوشبختي؛ آزمايشات انجام شده نشان مي‌دهند كه تفكر درباره موقعيت‌هايي كه موجب شادي، غم يا خشم مي‌شوند باعث بيداري و برانگيختگي همين احساسات يا هيجانات خواهند بود.

اگر براي زماني كوتاه، در حدود 20 دقيقه راجع به بدترين حرف‌ها يا كارهايي كه ديگران در مورد شما گفته يا انجام داده‌اند فكر كنيد و يا اين‌كه بدترين دوره زندگي‌تان و همين‌طور همه اشتباهات و خطاهايي را كه مرتكب شده‌ايد به ياد بياوريد، متوجه خواهيد شد كه چه احساس ناخوشايندي به شما دست مي‌دهد.
تفكر درباره‌ي امور منفي شما را به سوي افسردگي سوق مي‌دهد.

افكار خشم‌آلود مانع آرامش گرديده و باعث مي‌شوند كه نقطه نظرات ديگران را درك نكرده و نتوانيد به شكلي معقول واكنش نشان دهيد. چنانچه اقدامي در جهت رفع و گذر از اين حالات ناخوشايند صورت نگيرد، افكار خشم‌آلود به راحتي باعث تنش گرديده، احساسات شما منقلب شده و خلق و خوي شما آشفته و مشوش مي‌گردد. نيز افكار ناخوشايند موجب بروز اضطراب، تفكر و احساس نياز به مواد اعتيادآور و توجه بيش از حد بر فقدان حامي و ياور و تشديد احساس تنهايي و زمينه‌ساز غم و اندوه مي‌شوند.
تغيير عادت منفي‌نگري، كمك بسياري به تغيير هيجانات و بهبود مسايل و مشكلات شخصي مي‌كند. بر اثر منفي‌بافي، نوميدي و بدبيني، همواره همه چيز را در هاله‌اي از بدي مي‌‌بينيد و به گونه‌اي عمل مي‌كنيد كه اين هيجان منفي بر اهداف‌تان نيز تاثير گذاشته و آن‌ها را تحت الشعاع قرار مي‌دهد. هر چه منفي‌تر فكر كنيد احساس بدتري خواهيد داشت.

 افكار سالم و سازنده كمك مي‌كنند تا احساس خوبي داشته باشيد، ديد بهتري نسبت به مسايل پيدا كرده و به شيوه‌اي موثر و مناسب عمل كنيد .
خوش‌بيني و نيك‌انديشي شانس موفقيت شما را در كار و زندگي اجتماعي بالا مي‌برد. بيشتر تحقيقات خوش‌بيني و نيك‌انديشي را بزرگترين عامل موفقيت در رويارويي با شكست‌ها و زيان‌ها مي‌دانند. چرا كه خوش‌بيني باعث افزايش سلامت ذهني مي‌شود، در حالي كه بدبيني درست عكس آن عمل مي‌كند.
درمثال‌هاي زير، تفكرات مثبت و منفي در ارتباط با موضوعات مختلف ملاحظه مي‌شود:

ضعف‌ها، اشتباهات، شكست‌ها

تفكرات منفي
 تفكرات مثبت
 
1- نمي‌توانم اين كار را انجام دهم. آنچه را كه انجام مي‌دهم، مطمئنا خيلي بد از آب در مي‌آيد.
2- خيلي عصبي هستم. اين كار هيچ وجه آن‌طور كه بايد انجام نمي‌شود.
3- مي‌بيني، اصلاً درست عمل نمي‌كنم.
4- مي‌دانم كه بدجوري كار را خراب مي‌كنم.
5- فقط اين را فهميدم كه از خودم يك احمق ساختم.
6- ديگر نمي‌خواهم تلاش كنم. نتوانستم اين كار را درست انجام دهم.
7- به اندازه كافي باهوش نيستم. همان بهتر كه كاري نكنم.
8- اين مورد (موضوع، كار) ثابت مي‌كند كه كاملاً نادان هستم.
9- چه فايده دارد؟ تسليم مي‌شوم.
10- هيچ كاري را نمي‌توانم درست انجام بدهم.
 1- سعي مي‌كنم نهايت تلاشم را بكنم.
2- اگر موفق نشدي، باز هم سعي كن. اگر تسليم شوي، شكست مي‌خوري.
3- تكرار و تمرين موجب بهتر شدن كارها مي‌گردد.
4- لازم نيست كه خيلي عالي و بي‌نقص باشم. سعي مي‌كنم ياد بگيرم.
5- شايد اين تلاش نتيجه بدهد.
6- اشتباهات به مثابه پلكان يادگيري هستند كه بايد آن‌ها را طي كرد. مي‌خواهم سرم را بالا نگه دارم و از اشتباه كردن خجالت نكشم.
7- خوب! انگار اين روش نتيجه نمي‌دهد، اما مي‌توانم راه‌هاي ديگر را امتحان كنم.
8- چه كار ديگري مي‌توانم انجام دهم؟ (بررسي روش‌هاي ديگر)
9- اگر سعي كنم و تسليم نشوم، موفق مي‌شوم.
 

بدبيني در مورد زندگي و دنيا


تفكرات منفي  تفكرات مثبت
 
1-دنيا مثل جهنم است.
2- همه چيز بد و بدتر مي‌شود.
3- زندگي پوچ و بي‌معني است.
4- مشكلات يكي پس از ديگري مي‌آيند و هيچ‌وقت هم تمام نمي‌شوند.
5- زندگي مصيبت ا‌ست و گرفتاري و بعد از آن هم مردن.
6- زندگي عادلانه نيست.
7- آدم‌ها به خيلي چيزها اهميت نمي‌دهند.
8- انگيزه‌اي براي حركت به سوي آينده ندارم.
9- هيچ چيزي درست از كار در نمي‌آيد.
10- هيچ‌وقت آنچه را كه مي‌خواستم نداشته‌ام.
 1- مشكلات هميشه وجود داشته است. همين‌طور ذكاوت و شهامت براي رويارويي با مشكلات و حل كردن آن‌ها.
2- اغلب مردم به طور نسبي خوب هستند.
3- زندگي آن چيزي است كه تو مي‌سازي.
4- يك برنده، همواره با كار و كوشش به سوي اهدافش به منظور دستيابي به اهدافش پيش مي‌رود.
5- آنچه را كه لازم است انجام مي‌دهم تا چيزهايي را كه مي‌خواهم به دست بياورم.
 

خشم و عصبانيت


تفكرات منفي  تفكرات مثبت
 
1- هميشه اخلاق بدي دارم.
2- نمي‌توانم خشم خود را كنترل كنم.
3- وقتي عصباني مي‌شوم، هيچ‌چيزي نمي‌تواند جلوي آن را بگيرد.
4- اصلاً صبور نيستم. هيچ‌وقت نبودم.
5- تمركز بيش از حد بر كشمكش و پرخاشگري.
6- حساسيت زياد نشان دادن در مورد اتفاقي كه باعث سرافكندگي و شرمساري شده يا درباره يك توهين.
7- نمي‌توانم آن شخص چاپلوس بي‌ارزش را تحمل كنم.
8- تفكر راجع به دشنام و توهين كه محركي است براي به خشم آمدن شما.
9- آن موضوع به شدت مرا ناراحت مي‌كند. فكر مي‌كنم كه او براي اين‌كه مرا عصباني كند اين كار را انجام داد.
10- نمي‌توانم از شرش خلاص شوم. چه جسارتي! واقعاً فكر‌ مي‌كند چه كاره است!
 1- بداخلاقي فقط يك عادت است. اگر روي اين موضوع به طور جدي كار كنم مي‌توانم آن را تغيير دهم.
2- از حالا به بعد، هر وقت عصباني شدم قبل از آن‌كه به كار ديگري بپردازم، صبر مي‌كنم تا آرام شوم.
3- آن را د‌وست ندارم، اما تحمل مي‌كنم.
4- فايده‌اي ندار‌د كه به خاطر آنچه اتفاق افتاده است ناراحت شوم، چون نمي‌توانم آن را تغيير دهم.
5- بي‌فايده است كه تمام توجهم را روي اين موضوع بگذارم. فكر مي‌كنم بهتر است كه به يكي از دوستانم تلفن بزنم و به ديدن فيلمي برويم (اين كار باعث مي‌شود كه به جاي هدر دادن انرژي بر روي افكار يا اقدامات بيهوده، وقفه يا درنگي كه براي كسب آرامش و تمركز قوا لازم است فراهم شود).
6- خوب، حداقل حالا اين را مي‌دانم كه نبايد به او اعتماد كنم نتيجه‌گيري منطقي به جاي سرخوردگي ا‌ز يك تجربه‌ي تلخ.
7- گمان مي‌كنم بهتر است به يكي از دوستانم تلفن كنم و آنچه را كه در دل دارم بيرون بريزم.
8- بعداً، وقتي كه آرام شدم، تصميم مي‌گيرم كه به او چه بگويم.
 

انديشه‌هاي نادرست شما را به سمت مشكلات عاطفي و هيجاني سوق مي‌دهند و مانع از به وجود آمدن احساس آرامش، خشنودي و رويارويي سودمند با معضلات و مشكلات مي‌گردند. اشخاصي كه منفي باف و بدبين هستند عادت دارند، به جاي آن‌كه مشكلات را اموري عادي، قابل تحمل و قابل كنترل بدانند يا براي چيره شدن بر آن‌ها مبارزه كنند، غالباً واكنش‌هاي افراطي نشان داده و بسيار نامناسب عمل مي‌كنند. بدانديشي بيش از آنچه كه واقعيت شرايط دشوار زندگي نشان مي‌دهد موجبات نگراني را فراهم مي‌سازد.
براي پي بردن به افكار منفي بهترين راه نوشتن آن‌هاست. برخي ترجيح مي‌دهند كه آن‌ها ر‌ا بر روي نوار ضبط كنند. هر زمان كه متوجه اين گونه افكار شديد يا اين‌كه چنين به نظر مي‌رسيد كه يك سري افكار، دارند موجب بروز احساسات ناخوشايند در شما مي‌شوند، آن‌ها را يادداشت كنيد. سپس در هر ساعت، يك تا دو دقيقه را صرف مرور آنچه كه نوشته‌ايد بكنيد.
حداقل چهار بار در طول روز نوشته‌هايتان را دوباره‌خواني كنيد. اگر تنها يك يا دو بار به اين كار بپردازيد، ممكن است بسياري از آن‌ها را به دليل آن‌كه به صورت عادت درآمده و غيرارادي شده‌اند، فراموش كنيد. هنگامي كه خلق و خوي‌ شما بدتر مي‌شود روي افكارتان تمركز كنيد.

حتي اگر گمان مي‌كنيد كه هيچ ارتباطي ميان هيجانات منفي شما با افكارتان وجود ندارد، با اين حال آن‌ها را يادداشت كنيد. هرگز در شرايطي كه خلق و خوي‌تان بر اثر تصورات منفي بدتر شده است به ارزيابي افكارتان نپردازيد! بلكه اين كار را با كمي درنگ و در زماني كه آرام‌تر هستيد انجام دهيد. وقتي كه عصباني،  افسرده يا هيجان‌زده نباشيد، بهتر مي‌توانيد انديشه‌هاي نادرست و آزاردهنده را تشخيص دهيد.


تغيير بدبيني و نگرش منفي مانند ديگر عادات بد، كار بسيار سختي است، اما غيرممكن نيست و شدني است. تنها با تلاش و تمرين و باز هم تمرين مي‌توان موفق شد. هر چه ذهن خود را بيشتر با تفكرات سازنده و خوش‌بينانه تقويت كنيد، احساس بهتري خواهيد داشت.


براي اين‌كه بتوانيد عادت بدبيني را از خود دور كنيد تلاش مداوم و درازمدت لازم است. پس از آن مي‌توانيد تحولي را كه در بينش، انديشه و احساسات شما به وجود مي‌آيد دريابيد، مي‌‌توانيد از زندگي لذت ببريد.

 مترجم: عصمت مرادي
                     

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت 11:57  توسط | 
   شوخ طبعي موجب مي‌گردد بر حالات روحي روزانه خويش كنترل بيشتري داشته باشيم و بر فشار ناشي از مبارزه با سرطان غلبه كنيم. اين ويژگي حتي در ايام سخت و ناگوار هم باعث مي‌شود خوشبين و مسرور باشيم. اين حالت عاطفي مثبت‌ به شما كمك مي‌كند انعطاف‌پذيري لازم را براي رويارويي با مشكلات بعدي كه در سر راهتان قرار خواهند گرفت، داشته باشيد. حتي مواقعي كه دلتان نمي‌خواهد از رختخواب بيرون بياييد،يك خنده جانانه از ته دل نيروي زيادي به شما خواهد داد. اين مورد اهميت ويژ‌ه‌اي دارد، زيرا اكثر نفوسي كه تحت درمان (سرطان) هستند احساس ضعف و ناتواني مي‌كنند. شوخ طبعي و خنده ابزارهايي هستند براي از بين بردن خشم و اضطراب بدترين روزهاي زندگيتان به علاوه، خنده موجب كاهش تنش در ماهيچه‌ها مي‌شود. هدف اصلي كليه روش‌هاي كنترل فشار، هم آرامش ماهيچه‌ها است و هم از بين بردن تنش رواني حاصل از قبض و گرفتگي آن. اين تكنيك‌ها به نحوي صريح، قدرت كاهش فشار و تنش را از طريق مزاح تاييد مي‌نمايد.
تاثير شوخ طبعي بر سلامت جسماني
سال‌هاست مي‌دانيم كه «استرس» يا «فشار»، موجب تضعيف سيستم ايمني بدن و «مزاح و خنده»، موجب تقويت آن مي‌گردد و تعداد و ميزان فعاليت سلول‌هاي سرطاني از بين برنده سلول‌هاي سرطاني را افزايش مي‌دهد. اين سلول‌ها به دنبال سلول‌هاي سرطاني مي‌گردند و آن‌ها را نابود مي‌كنند. هيچ شواهدي موجود نيست تا قابليت‌ بروز سلامت توسط مزاح را تاييد نمايد و‌ليكن مداركي در دست است كه مشاركت فعال سيستم‌هاي صحت و عافيت طبيعي بدن را در اين مبارزه تاييد مي‌كند.
«خنده» ميزان هورمون‌هاي استرس (فشار) – اپي نفرين، كورتيزول، دوپاك و هورمون رشد را در خون كاهش مي‌دهد، موقتاً فشار خون را پايين مي‌آورد و از شدت درد مي كاهد. همان طوري كه گروچو ماركس مي‌گويد «دلقك مانند قرص آسپرين عمل مي‌كند ولي تاثيرش دو برابر بيشتر است.» به علاوه، خنده يك ورزش بسيار عالي براي قلب است. اين مورد براي افراد سالخورده يا بازنشسته و بيماراني كه دچار آمبولي نشده‌اند، فوق‌العاده حائز اهميت مي‌باشد و يك طرح يا الگوي تنفسي ويژه با مزاياي قابل توجه ايجاد مي‌كند: از جمله اين‌كه مقدار هواي باقيمانده در شش‌ها را كاهش مي‌دهد و هواي مملو از اكسيژن را جايگزين آن مي‌نمايد، در نتيجه ميزان بخار آب و دي‌اكسيد كربن در شش‌ها كم مي‌شود و خطر عفونت ريوي تقليل مي‌يابد.
بدون شك خنده و مزاح موجب ايجاد يك نوع نگرش مثبت و خوش‌‌بينانه و ايجاد اميد و عزم راسخ مي‌گردد. به نظر دكتر برني. «عوامل عاطفي» نقش مهمي در مبارزه با امراض ايفا مي كنند و شواهد بي‌شماري از تحقيقات انجام شده در رشته جديد پزشكي موسوم به «ايمني شناسي اعصاب و روان» صحت اين نظريه را تاييد مي‌نمايند.
بنابراين به هردليلي كه باشد حق داريد «تومور» موجود را دست بيندازيد و با آن مزاح كنيد. در درواني كه سراسر اضطراب و خشم و افسردگي و درد است، اين شوخ‌طبعي، خوشي و سرور را براي زندگيتان به ارمغان خواهد آورد. در ايامي كه بي‌حال و سست هستيد، شوخ‌طبعي‌ شما كاملاً متوجه نبرد با بيماريتان است.

احساسات، كليد تاثيرات ذهني بر سلامت
كانديس پرت، يكي از محترم‌ترين محققين در حوزه طب ذهن / بدن، از سري برنامه‌هاي تلويزيوني ذهن و درمان بيل موير، متوجه شد كه احساسات به صورت پيام‌هاي شيميايي در بدن ثبت و ذخيره مي‌گردند و مؤثرترين عوامل بر سلامتي ذهن و جسم به شمار مي‌آيند. احساسات و عواطف مستقيماً با افكار، نگرش‌ها و رفتارهاي روزانه ما ارتباط مستقيم دارد و در حقيقت تغييرات شيميايي – عصبي ناشي از اين احساسات و عواطف در ذهن، مي‌تواند بر روي بيماري يا سلامتي ما تاثير مستقيم بگذارد.
رمز سلامتي ما بر طبق اظهارات كانديس پرت، در مولكول‌هاي پيچيده‌اي به نام نوروپپتيد است. «پپتيد» نوعي اسيد آمينه است كه پايه و اساس ساختار پروتئين به شمار مي‌رود. روي هم رفته بيست و سه نوع اسيد آمينه متفاوت وجود دارد. «پپتيد»ها اسيد آمينه‌هايي هستند كه مانند رشته مرواريد به يكديگر پيوسته‌اند. پپتيدها در سراسر بدن وجود دارند و مغز و سيستم ايمني را نيز شامل مي‌گردند. در مغز ما حدود شصت نوع پپتيد عصبي، از جمله «آندروفين‌ها» وجود دارد. اين پپتيدها وسيله‌ ارتباطي سلول‌ها در سراسر بدن هستند. اين ارتباط‌ها شامل پيام هاي مغز به خود مغز، پيام‌هاي مغز به بدن، پيام‌هاي بدن به خود بدن و پيام هاي بدن به مغز است.
سلول‌هاي انفرادي، سلول‌هاي مغز، سلول‌هاي ايمني و ساير سلول‌هاي بدن، گيرنده‌هايي دارند كه اين پپتيدهاي عصبي را جذب مي‌نمايد. نوع اين پپتيدهاي عصبي دائماً در حال تغيير است و در طول روز تغييراتي در احساسات و عواطف ما به وجود مي‌آورد. تاكنون تركيبات دقيق اين نوروپپتيدها كه در حالات مختلف ترشح مي‌شوند، تعيين نشده است.
نوع و تعداد نوروپپتيدها كه با احساسات ما ارتباط داشته و در محل گيرنده‌ها وجود دارند، بر روي ميزان احتمال سلامت ماندن يا بيمار شدن ما تاثير مي‌گذارد. ويروس‌ها از همين گيرنده‌ها براي نفوذ به يك سلول استفاده مي‌كنند و بسته به ميزان پپتيدهاي طبيعي موجود، ويروس راحت‌تر يا مشكل‌تر به سلول وارد مي‌شود.
حس شوخ‌طبعي به شما اطمينان مي‌بخشد و پيام‌هاي شيميايي بدن شما به نفع شما فعاليت خواهند كرد. مواد شيميايي موجود در بدن و مغز، در احساسات و عواطف هم نقش دارند. به نظر من بهتر است در خصوص سلامت (جسماني) به مديريت احساسات و عواطف بيشتر توجه كنيم.
بر طبق تحقيقات اوليه، مزاح و خنده، گلبول‌هاي سفيد دفاعي – سلول‌هايي كه ويروس ايدز به آن‌ها حمله مي‌كند – را توليد مي‌نمايد. اگر شوخ‌طبعي به جسم كمك كند تا با بيماري ايدز مبارزه كند (در حال حاضر هيچ شواهدي موجود نيست كه شوخ طبعي راهي براي مقابله با بيماري ايدز هست يا خير)، احتمالاً برطرف شدن بيماري صرفاً به جهت توليد گلبول‌هاي سفيد نيست. زيرا به هر دليلي انتظار مي‌رود كه سلول‌هاي جديد هم مورد هجوم ويروس ايدز قرار بگيرند. اما احتمالاً احساسات مثبت ناشي از مزاح و خنده است كه موجب توليد نوروپپتيدها مي‌شوند.
«پرت»، اظهار داشته كه ويروس ايدز از گيرنده‌هايي استفاده مي‌كند كه معمولاً توسط نوروپپتيدها استفاد‌ه مي‌شود.بنابراين نفوذ ويروس ايدز به يك سلول، بستگي به ميزان اين نوروپپتيدها دار‌د كه خود تابع حالت عاطفي ارگانيسم مي‌باشد.
لين يو تانگ مي‌گويد: «معتقدم طرز تفكر ما را عملكرد شميايي شوخ طبعي تغيير مي دهد.» البته در اين‌‌جا به طور كامل به بررسي اين تحقيق نمي‌پردازيم وليكن بعضي از مطالعات اساسي را به جهت برطرف نمودن هر نوع شك و ترديد در مورد نقش مهم طرز تفكر يا خلق و خوي روزانه در سلامتي و تندرستي مطرح مي‌نماييم.
اين مساله به ويژه در خصوص حالات روحي يا احساسي پايدار (روز به روز / سال به سال) اهميت بسزايي دارد. هر اقدامي انجام مي‌دهيد، تا يك طرز تفكر مثبت‌تر و خوش‌بينانه‌تر در برابر مسائل و مشكلات حيات روزانه خويش داشته باشيد، هم براي سلامت جسماني شما مفيد است و هم به شما كمك مي‌كند تا بر فشار روحي‌تان غلبه كنيد و در اين زمينه كارآمدتر و مؤثرتر باشيد.
شوخ طبعي يكي از قدرتمندترين وسايل و ابزار شما محسوب مي‌شود. بدين ترتيب مي‌توانيد مطمئن شويد خلق و خو و احساسات و عواطف روزانه شما صحت و عاطفي‌تان را تضمين مي‌نمايد. به طور كلي، مزاح موجب حفظ يك روش صحيح زندگاني مي‌شود و اين شيوه، هم‌زمان با تاكيد جوامع علمي پزشكي بر روي طب پيش‌گيري، به نحو فزاينده‌اي توسط متخصصين مركز بهداشت، توصيه مي‌گردد.
   
   
پروفسور پل. اي. مك گي
مترجم: روحيه ايزدي شيرازي

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت 11:51  توسط | 
   
  اغلب مهرطلب‌ها دودستي به اين باور اشتباه چسبيده‌اند كه همه برخوردها و تعارض‌ها مخرب هستند. از اين رو از جزيي‌ترين رويارويي‌ها شانه خالي مي‌كنند. شما هم اگر يك مهر‌طلب باشيد نمي‌توانيد بپذيريد كه تضاد و اختلاف بتواند فايده مثبتي براي شما داشته باشد. به جاي آن معتقديد كه همه اختلاف‌ها و تضادها خطرناك هستند، هول‌انگيز و ويرانگر هستند و قطعاً بايد به هر قيمتي كه شده است از آن احتراز نمود.
اين تصور و گما‌ن كه تعارض و اختلاف ممكن است در مواردي مفيد باشند و به روابط ميان اشخاص كمك كنند ممكن است يك تضاد و تعارض به نظر برسد. اگر با اختلاف برخورد سازنده كنيم مي‌تواند براي يك رابطه مفيد واقع گردد.
برخلاف آنچه ممكن است تصور كنيد زوج‌هاي شاد با زوج‌هاي ناراحت تفاوت چنداني ندارند. به عبارت ديگر تمامي روابط – روابط خوب و روابط بد – با اتفاق افتاده تضاد و تعارض صورت خارجي پيدا مي‌كنند.
اما نكته مهم در اين است كه با اين تعارض چگونه برخورد مي‌كنيم.
زوج‌هاي شاد و موفق مي‌توانند اختلافات را از ميان بردارند اما زوج‌هاي ناموفق از اين مهم بي‌بهره‌اند. زوج‌هاي شاد و خوشبخت ازوجود تعارض و اختلاف استفاده مي‌كنند تا به درك مشترك بالاتري برسند. اما براي زوج‌هاي ناراضي و ناموفق اختلاف و تعارض تلاشي است كه در آن تنها يك سمت مي‌‌تواند پيروز ميدان باشد و طرف ديگر طبق تعريف يك بازنده است.
زوج‌هاي شاد و موفق با اختلاف برخورد سازنده مي‌كنند تا هدف‌ها و پيوندهايي كه بايد سبب استحكام رابطه زناشويي شو‌د را پاره مي‌كنند.
اجازه بدهيد به اختلافي اشاره كنيم كه يك زن و شوهر به هنگام بيرون رفتن از منزل در شنبه شب با آن روبه‌رو مي‌شوند. اختلاف بر سر ترجيحات مي‌دهد. بعد براي رفتن به سينما مرد فيلم علمي و پرحادثه را ترجيح مي‌دهد و زن مي‌خواهد به تماشاي يك فيلم رومانتيك بنشيند.
به روشني اين زن و شوهر در انتخاب‌هاي اوليه خود با اختلاف نظر روبرو هستند اما كاملاَ امكانش هست كه اين دو بتوانند اختلافات را به كنار بگذارندو با هم به توافق برسند. نيازي به تبادل‌هاي خشمگينانه هم نيست.
زن و شوهر مي‌توانند با سكه‌اي شير يا خط بكنند، مي‌تواند با هم قرار بگذارند كه هر كس شيرآورد شام يا فيلم سينمايي را انتخاب كند و انتخاب دوم به عهده بازنده باشد. اين زن و شوهر مي‌توانند دو بار سكه را بيندازند، يك بار براي انتخاب رستوران و بار ديگر براي انتخاب فيلم سينمايي. اين امكان هم هست كه زن براي خشنود كردن شوهرش اولين انتخاب را به او بدهد اما مرد كه مي‌تواند همين كار را بكند و براي اين كه شوهر خوبي به حساب آيد انتخاب اول را به زنش واگذارد. و سرانجام اين كه زن و شوهر مي‌توانند توافق كنند كه با هم نظرات متفاوت و مخالف داشته باشند. مي‌توانند به اين نتيجه برسند كه ساندويچ بخورند و بعد به تماشاي يك فيلم كمدي بروند.
حالا زن و شوهر ديگري را در نظر بگيريد كه آن‌ها هم بر سر انتخاب رستوران و فيلم سينمايي با هم اختلاف نظر داشته باشند. اين زن و شوهر به جاي اين‌كه به يك تصميم تشريك مساعي كننده برسند آن قدر روي موضوع بحث مي‌كنند تا كارشان به منازعه و مشاجره مي‌كشد و حتي با تمام نيرو بر سر يكديگر فرياد مي‌كشند.
گفت‌وگوي آن‌ها مي‌تواند چيزي شبيه اتفاق زير باشد:
زن: ما هميشه هر جايي كه تو مي‌خواهي مي‌رويم، هر فيلمي كه تو مي‌خواهي تماشا مي‌كنيم. همه‌شان فيلم‌هاي احمقانه مورد علاقه مردها هستند. اين ابداً منصفانه نيست. تو خيلي خودخواه هستي. من همه شب براي تو آشپزي مي‌كنم و حالا حتي به من اجازه نمي‌دهي كه يك رستوران انتخاب كنم. اگر تو مرا به واقع دوست داشته باشي گهگاه مرا راضي مي‌كني.
شوهر: اَه اين قدر سخت نگير. تو سلطه‌جوترين زني هستي كه تاكنون ديده‌ام. تو بر تمام افراد خانواده رياست مي‌كني و فرمان مي‌دهي. من اين اجازه را به تو نمي‌دهم كه مرا هم كنترل كني. اگر تو به احساسات من بهاي بيشتري مي‌دادي‌ به فيلمي كه من به آن علاقه داشتم بها مي‌دادي. من ترجيح مي‌دهم در خانه بمانم اما به تماشاي فيلم‌هاي احمقانه مورد نظر تو نبايم. اگر اصرار داري كه هر چه تو مي‌خواهي باشد شايد بهتر است كه از خير بيرون رفتن بگذريم.
همان‌طور كه ملاحظه مي‌كنيد اين دو زوج در برخورد با يك موضوع مشابه روش‌هاي متفاوتي براي خود اختيار مي‌كنند. و تنها يك زوج مي‌تواند به هدف سازنده‌اي برسد. زوج دوم بعيد است كه بتواند به راه حل مشخص و مفيدي برسد. تنها كاري كه اين زن و شوهر مي‌توانند بكنند اين است كه در منزل بمانند و عصباني شب تعطيل را به صبح برسانند. علتش اين است كه جنگ و مشاجره زوج دوم بر سر رستوران يا سينما نيست. جنگ آن‌ها بر سر قدرت و كنترل است. و همان‌طور كه ملاحظه مي‌كنيد اين اختلاف‌نظرها مي‌تواند سبب بروز تنش در روابط زن و شوهر شود.
مقايسه ميان اين دو زوج به دو دلي مفيد است. نخست آن‌كه همان‌طور كه مي‌بينيد وجود اختلاف لزوماً به برخورد و رويارويي ختم نمي‌شود. دوم نشان مي‌دهد كه اين اختلاف نظر به چه سرعتي مي‌تواند به خصوص اگر از شيوه‌هاي مخرب استفاده شود به قلمرو خطرناكي وارد شود.
زوج اول به شكلي كه همكاري و تشريك مساعي در آن هست مسايل خود را حل مي‌كنند. با اين كاريكديگر را شاد مي‌سازند و مانع از آن مي‌شوند كه يك مشاجره و منازعه بالقوه كيفي زندگي آن‌ها را مخدوش سازد.
اما زوج دوم از روش برنده – بازنده در برخورد با اختلافات خود استفاده مي‌كنند. اختلاف نظر در اين باره كه چه بخورند و كدام فيلم را ببينند تبديل به يك جنگ قدرت‌طلبانه مي‌شود.
ممكن است ظاهراً عجيب به نظر برسد كه يك زن و شوهر بر سر موضوع بي‌اهميتي مانند انتخاب رستوران و فيلم سينمايي كارشان به برخورد و اختلاف بشكد. اما اگر شما در شرايط يك رابطه بد عملكردي قرار گرفته باشيد و يا اگر شاهد چنين رابطه اي بوده‌ايد به اين نتيجه رسيده‌ايد كه تكرار حوادثي از نوع آن‌كه براي زوج دوم اتفاق افتاد به مراتب بيشتر است.
مزاياي اختلاف نظر سازنده
اگر با اختلاف نظر به درستي برخورد شود مي‌تواند كاملاً سازنده و سودمند باشد. بسياري از كساني كه ‌با تعارض و اختلاف روبه‌رو مي‌شوند مي‌توانند با صحبت درباره موضوعي كه آن‌ها را ناراحت كرده است به راه حل‌هاي قابل قبول برسند.
وقتي اختلاف نظر به هدف حل و فصل مسئله نزديك مي‌شود توافق‌هاي جديد در اين خصوص كه چه چيزهايي قابل قبول هستند و يا نيستند صورت خارجي پيدا مي‌كنند. در اختلاف نظر سازند‌ه طرفين از مواضع قطبي شده فاصله مي‌گيرند تا به راه حل‌هايي برسند كه نيازها و خواسته‌هاي آن‌ها را بهتر حل و فصل كنند. وقتي اختلاف نظر به طرز مؤثري حل و فصل مي‌شود امكان كمتري هست كه همين مسئله در آينده مجدداً مسئله‌ساز شود.
اختلاف نظر سازنده مي‌تواند فرصت مطلوبي باشد تا احساسات مثبت را مورد تاييد و تاكيد مجدد قرار دهد. اختلاف نظر سازنده جراحت احساسي را متوجه كسي نمي‌سازد و در اين ميان پيوند اتصالي از بين نمي‌رود و اعتماد و اطمينان اشخاص به رابطه‌اي كه در آن به سر مي‌برند، اعتماد به همسر و به خودشان حفظ مي‌شود.
وقتي دو يا چند نفر مي‌پذيرند كه از اصول و خطوط اختلاف نظر سازنده استفاده كنند و اجازه ندهند كه خشم روي هم انباشت شود شرايط سالمي ايجا‌د مي‌كنند كه بتوان تفاوت‌ها را مطرح ساخت و درباره مباحث موجود بحث نمود. اين‌گونه اشخاص مي‌توانند به طور پيوسته كيفيت روابط خود را بهبودي بخشند. مسائل موجود را از ميان بردارند و نيازهاي يكديگر را برطرف نمايند. تحقق اين هدف‌ها به افزايش صحبت، رضايت احساسي و شادي بيشتر منجر مي‌گردد.
اگر اختلاف نظر مي‌تواند اين‌گونه پاداش نيكو بدهد چرا مهرطلبان و بيماران مبتلا به بيماري راضي كردن ديگران آن را تا اين حد هولناك و تهديدكننده ارزيابي مي‌كنند؟ چرا مهرطلب‌ها تن به هر كاري مي‌دهند تا از تضاد و تعارض دوري گزينند؟
   
      دكتر هاريت بريكر - مترجم: مهدي قراچه‌داغي
   

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت 11:47  توسط | 
   
     

فرآيند انتخاب همسر براي هر فرد بالغ و مجرد، مرحله اي بسيار مهم و اغلب دشوار محسوب مي‌شود. شايد كمتر انتخاب ديگري ممكن است تا اين اندازه در طول زندگي زوج‌ها مركز توجه و بسيار با اهميت تلقي گردد.
اما متأسفانه، در بحبوحه‌ي دروان معاشقه (نامزدي) افراد جوان اغلب بي ملاحظه مي‌شوند و مشكلات اساسي را در ازدواج ناديده مي‌گيرند و يا اين كه آنها را بررسي نمي‌كنند. علاوه بر اين نگرش‌ها و عقايد خاصي در جامعه‌ي ما رواج يافته است كه موجب نا اميدي و نارضايتي در فرآيند انتخاب همسر مي‌گردند. در اين ميان برخي از عقايد و باورها در فرآيند ازدواج و انتخاب همسر غيرمنطقي و محدود كننده به نظر مي‌رسند. باورها و يا عقايد غيرمنطقي (محدود كننده) درباره انتخاب همسر كه به عنوان باورهاي شخصي تعريف شده‌اند:

الف- زمان ازدواج و امتخاب فرد مورد نظر براي ازدواج را محدود مي‌كنند.

ب - تلاش براي پيدا كردن فرد مناسب براي ازدواج را دچار افراط و يا تفريط مي‌كنند.

ج - از بررسي انديشمندانه‌ي توانايي‌ها و ضعف‌هاي بين فردي و شناختن فاكتورهاي قبل از ازدواج كه در موفقيت ازدواج مؤثر هستند، جلوگيري مي‌كنند.

 د- مشكلات و موانع انتخاب همسر را تداوم مي‌بخشند و گزينه‌هاي بعدي براي حل مشكلات را به حداقل مي‌رسانند.

به عنوان مثال يكي از اين عقايد محدود كننده مي‌تواند اينگونه باشد كه زوج‌ها با اين اعتقاد وارد زندگي شوند كه تنها عشقشان نسبت به يكديگر براي غلبه كردن بر تمام مشكلات كافي است.
نگرش‌ها و طرز تفكر منطقي و غيرمنطقي افراد درباره فرايند انتخاب همسر به هنگام ازدواج يكي از فاكتورهاي بسيار مهمي‌ است كه مي‌تواند ازدواج را با موفقيت يا شكست مواجه نمايند.
آگاه بودن افراد درباره‌ي نگرش‌ها و طرز تفكر و عقيده‌ي خودشان درباره‌ي انتخاب همسر و در پيش گرفتن نگرشي منطقي و واقع‌بينانه مي‌تواند در داشتن ازدواجي موفق آنها نقش بسزايي داشته باشد.
برداشت ما از نگرش مجموعه اي از شناخت‌ها ، باورها، عقايد و واقعيت‌ها (دانسته‌ها) است كه حاوي ارزشيابي‌هاي مثبت و منفي (احساسات) باشد.

نُه باور غير منطقي (محدود كننده) درباره انتخاب همسر
موضوعي كه به طور وسيع در پيشينه‌ي تجربي كه در زمينه‌ي انتخاب همسر ناديده گرفته شده است مربوط به نقش و تأثير باورهاي شخصي در فرايند انتخاب همسر مي‌باشد. از بررسي  سوابق موجود در زمينه‌ي نقش باورها در انتخاب همسر: لارسن(1992) نُه باور غير منطقي كه افراد اغلب درباره انتخاب همسر دارند را بيان كرده است.

اعتقاد به اينكه من فقط مي‌توانم عاشق يك نفر باشم.
 شخصي كه داراي اين عقيده است گمان مي‌كند كه تنها يك نفر در دنيا براي ازدواج با او مناسب است. اين تفكر بسيار شبيه اين عقيده است كه ما جايي در دنيا همزاد و يا نيمه‌ي دومي ‌داريم كه با ازدواج با او همه چيز به تكامل مي‌رسد.
اين افكار غالباً غيرمنطقي هستند، چرا كه بايد به هنگام روبرو شدن با تنها فرد به خصوص، او را شناخت. البته چگونه اين ديدگاه به سرانجام مي‌رسد روشن نيست. همچنين شايد اين عقيده دعوت به انتظار غير فعالي باشد براي رسيدن به دقيقه اعجاز برانگيزي كه چشم‌انداز يك ازدواج خوب را نويد مي‌دهد.

همسر كامل.
اعتقاد به تفكر كه «تا زماني كه فردي كامل براي زندگي پيدا نكنم، نبايد ازدواج كنم». كسي كه اين اعتقاد را داشته باشد شايد براي تصميم گرفتن براي ازدواج دچار محدوديت شود چرا كه هيچ فردي كامل نيست و شايد براي پيدا كردن چنين فردي بايد زماني طولاني صرف شود.

تكامل خود.
كسي كه اينگونه فكر مي‌كند و مي‌گويد:«تا زماني كه نتوانم به خودم به عنوان يك همسر اعتماد كنم، نبايد ازدواج كنم».
اين اعتقاد نيز محدود كننده و غير منطقي است از آن جهت كه هيچ كس كامل نيست و احساس كامل بودن به عنوان يك همسر را نخواهد داشت. احساس آمادگي براي ازدواج ضروريست، اما شايد اشخاصي را براي تصميم گيري درباره ازدواج دچار اضطراب كند.

ارتباط كامل.
 صاحب اين عقيده اين چنين مي‌انديشد:«ما بايد قبل از ازدواج ثابت كنيم كه ارتباط مؤثري خواهيم داشت».
توجه به فاكتورهاي پيش بيني كننده‌ي پيش از ازدواج بسيار عاقلانه است.
مانند ارتباط خوب و مهارت‌هاي حل مشكل و تشابه و همانندي ارزش‌ها و عقايد. جستجوي چنين ارتباطي و چنين همسري كه اين مهارت‌ها و قابليت‌ها را داشته باشد عاقلانه است.
با اين وجود ، از آنجا كه موفقيت در ازدواج را نمي‌توان تضمين كرد، براي كم كردن محدوديت اين تفكر مي‌توان اينگونه انديشيد كه هيچ راهي براي تضمين خوشبختي پيش از ازدواج ميسر نمي‌باشد.

تلاش بيشتر.
اين اعتقاد با اين تفكر شكل مي‌گيرد كه من با هركسي كه براي ازدواج انتخاب كنم خوشبخت خواهم شد به شرط آن كه به قدر كافي تلاش كنم.
لارسن (1992) تأكيد مي‌كند كه تلاش دو همسر براي حل مشكلات و مؤثر ساختن يك ازدواج ، دو فرد بالغ و متفكر را مي‌طلبد. از آنجا كه هر كسي آنقدر متمايل به حل مشكلات نخواهد بود. بنابراين كمي‌دقت در انتخاب همسر در ابتداي ضروري به نظر مي‌رسد.

عشق كافي است.
فرد داراي اين عقيده شايد چنين بگويد:«عاشق كسي شدن براي من دليل كافي براي ازدواج است». جامعه‌ي غربي عشق رمانتيك را به عنوان شرطي لازم براي ازدواج ارزشمند مي‌شمارد.
در واقع، اشخاص كمي‌هستند كه ازدواج را بدون عشق تصور كنند. اگر عشق به عنوان تنها معيار در نظر گرفته شود، ساير توانايي‌هاي اساسي فردي و بين فردي از نظر دور خواهد ماند.

همزيستي.
اين عقيده چنين است: «اگر من و همسر آينده ام قبل از ازدواج با هم زندگي كنيم، شانس وخوشبختي مان را افزايش خواهيم داد».
مرور سوابق همزيستي و موفقيت‌هاي بعدي در ازدواج نشان داده است كه افرادي كه قبل از ازدواج با هم زندگي مي‌كنند آمادگي بيشتري را براي نارضايتي از زندگي وجدايي دارا مي‌باشند در مقايسه با كساني كه با هم همزيستي نكرده اند.
اين ارتباط معمولاً با خصوصيات كساني كه همزيستي مي‌كنند به نسبت كساني كه همزيستي نمي‌كنند مشكلات بيشتري در رابطه با تعهد دارند و تمايل كمتري براي ارزشمند شمردن ازدواج ونگرش مثبت تري نسبت به طلاق دارند.

فرد مكمل و تضاد.
در اين نگرش شخص اينگونه مي‌انديشد: «من بايد با كسي ازدواج كنم كه خصوصيات شخصيتي او متضاد با خصوصيات من باشد».
 اگر چه تفكر رايج مبني بر آنكه افراد با خصوصيات كاملاً متفاوت مي‌توانند كامل كننده‌ي ضعف‌ها و قوت‌هاي يكديگر باشند، اما فاكتورهاي پيش‌بيني كننده‌ي موفقيت در ازدواج نشان مي‌دهند كه قويترين عامل خوشبختي ، همانندي در ارزش‌ها، نگرش‌ها و خصوصيات شخصي است.

انتخاب بايد آسان باشد.
اين عقيده كه انتخاب يك همسر بايد ساده باشد و اين انتخاب حامل يك شانس و يا اتفاق است. بنابراين فرد شايد تصور كند كه براي انتخاب همسر به جاي عمل كردن بايد در انتظار يك اتفاق بماند.
چنين فردي در انتظار شانسي براي ديدار و عشق در اولين نگاه است بدون آنكه از تفكر محتاطانه آمادگي لازم، يا انجام عملي براي نزديك تر شدن به هدف ازدواج كمك گرفته شود.

مواردي كه عنوان شدند فقط تعدادي از نگرش‌ها و باورهاي غير منطقي افراد نسبت به انتخاب همسر مي‌باشند.
نحوه‌ي نگرش افراد نسبت به فرايند انتخاب همسر امري بسيار حياتي است و همچنين با درك شيوع باورهاي غيرمنطقي و محدود كننده درباره انتخاب همسر در ميان افراد مجرد زن و مرد، در صورتي كه اين نگرش‌ها و عقايد نادرست و غير منطقي افراد تغيير يابند و در جهت صحيح هدايت شوند، شاهد افزايش ازدواج‌هاي مؤفق در جامعه خواهيم بود.
و همچنين با توجه به مشكل ساز بودن نگرش‌هاي نادرست، مي‌توان درمانگران ، مشاوران قبل از ازدواج و تعليم دهندگان ازدواج را ياري كرد تا به افراد كمك كنند تا براي ازدواج بهتر آماده شوند.
 
اسماعيل اسد پور - كارشناس ارشد مشاوره خانواده

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت 11:41  توسط | 
 
تا به حال چند بار احساس كرده‌ايد كه مغز شما از كار افتاده است و ديگر قادر به فكر كردن نيستيد؟
اين به‌دليل آن است كه ما نياز داريم توانائي‌هاي خود را براي فكر كردن افزايش دهيم.  مطلب حاضر به نكاتي مي‌پردازد كه ما براي بيشتر و بهتر فكر كردن بايد به كار گيريم و به آن نياز داريم.  

*يافتن بهترين زمان. بيشتر افراد مسن صبح‌ها بهتر مي‌توانند فكر كنند و اغلب جوانان بعداز ظهر‌ها.شما چه زماني بهتر فكر مي‌كنيد؟

*خوب تحصيل كنيد اما افراط نكنيد. بعضي از روان‌شناسان عقيد ه دارند كه تحصيلات تخصصي افراطي و زياد مي‌تواند به توانايي تفكر خلاقانه آسيب وارد كند. شما اگر در رشته نويسندگي دكترا كسب كنيد الزاما رمان نويس بزرگي نخواهيد شد.  

*روز خود را با بهترين‌ها شروع كنيد. محققين نشان داده‌اند كه مقدار كافئين موجود در يك فنجان قهوه مي‌تواند به تمركز حواس كمك كند اما اگر شما مستعد اضطراب هستيد بهتر است فراموشش كنيد. . 

*خاطرات جديد را به خاطرات قبلي بچسبانيد.
حافظه خود را چون دار بستي در نظر بگيريد و اطلاعات جديد را روي آن تثبيت كنيد. هميشه اطلاعات جديد را به چيزي پيوند دهيد و هرگز آن را تنها رها نكنيد. 

*تا مي‌توانيد تمرين كنيد. ياد گيري و تمرين مداوم ذهن را تغيير مي‌دهد.مطالعاتي كه روي عده‌اي داوطلب 70 ساله انجام شده نشان مي‌دهد كه آموزش‌هاي منظم و طبق برنامه
زمان‌بندي شده باعث تغيير ساختار ذهني فرد مي‌شود به نحوي كه فعاليت ذهني اين افراد نسبت به زماني كه 7 سال جوان‌تر بوده‌اند بيشتر است. فرد مسني كه خوب تمرين مي‌كند سريع‌تر از جواني است كه اصلا تمرين نمي‌كند.

* به ايده‌هاي خود شانس شكوفا شدن بدهيد. بسياري از ما با توجه به توانائي‌ها يمان امكان ارزيابي حقايق وتصميم‌گيري سريع داريم.  خلاقيت نياز به آرامش و سكون داردو اين كه به ايده‌هاي به ظاهر نا معقول و بي‌معني خود فرصت دهيم.    

*شغلي كه باعث رشد شود و همراهي كه باهوش باشد.  مطالعات انجام شده درلهستان نشان مي‌دهد صاحبان مشاغلي كه نياز به كارگيري ذهن دارد نسبت به ساير افراد از قدرت تفكر بيشتري برخوردارند. همچنين ازدواج با فردي با هوش ممكن است در شما انگيزه ايجاد كند و باعث رشد و بالندگي شما شود.

*تجربه كنيد. خلاقيت اغلب به توانائي تعديل راه حل‌ها از جهات مختلف زندگي خلاصه مي‌شود. براي مثال نوار چسب خياطي با الهام گرفتن از خار و خسي كه به لباس مي‌چسبد ساخته شده است و يا شيوه پوست كندن موز ايده‌اي براي تهيه قوطي‌هاي كنسروي است كه با حلقه‌اي كه روي آن تعبيه شده باز مي‌شود.

*توجه كنيد.آيا تا به حال براي شما پيش آمده كه نام كسي را تا مدتي پس از آن كه او را ملاقات كرديد به خاطر نياوريد؟علت اين امر ضعف حافظه نيست بلكه نداشتن تمركز است. با بالا رفتن سن بايد اطلاعات را آگاهانه به حافظه بسپاريم و حفظ كنيم. 

*ورزش با عث تقويت قواي فكري مي‌شود. تحقيقات گوناگون اكنون از اين فرضيه كه ورزش و تمرينات بدني اثرات سود‌مندي روي عملكرد تحصيلي دارد حمايت مي‌كند.تصور مي‌شود كه در هنگام ورزش اكسيژن و مواد غذايي بيشتري در دسترس سلول‌هاي مغز قرار مي‌گيرد؛ به علاوه با عث افزايش فاكتور‌هائي مي‌شود كه عامل رشد سلول‌هاي مغزي‌اند. ورزش فوايد گوناگوني دارد و انجام آن به‌صورت مرتب و روزانه توصيه مي‌شود.

*تازه جوئي رمز موفقيت. نقاش امپرسيونيست هنري ماتيس در سال‌هاي پاياني عمر خود از قيچي به جاي قلم مو براي خلق آثارش بهره برد و به هنرش روحي تازه بخشيد. مقايسه افراد خلاقي كه متوقف مي‌شوند با آنهايي كه به خلاقيت ادامه مي‌دهند نشان مي‌دهد كه افراد دسته دوم پيوسته به دنبال دانشي جديد هستند.

*شناخت عوامل بازدارنده. چنانچه در معرض عوامل مختلفي قرار گيريم كه رشته افكار ما را پاره كنند تمركز كردن مشكل خواهد بود. چنانچه كاري نياز به دقت و تمركز زياد دارد مثلا تهيه يك گزارش بايد دو شاخه سيم تلفن را از پريز كشيد و يا نوشته‌اي روي در قرار داد تا كسي در آن هنگام وارد اطاق نشود.

*فراموش نكنيد كه هميشه به دنبال كارهاي مورد علاقه‌تان باشيد. اخيرا روان‌شناسي هلندي مطالعاتي روي تفاوت‌هاي بين قهرمان شطرنج و استاد شطرنج انجام داد.او افرادي از هر دسته را تحت آزمايشاتي چون تست هوش، حافظه وتعيين ميزان قوه استدلال براي حركت مهره‌ها قرار داد و هيچ تفاوتي بين افراد دو گروه پيدا نكرد.تنها تفاوت اين بود كه قهرمان شطرنج علاقه بيشتري به بازي شطرنج داشت. آنها اشتيا ق و تعهد بيشتري نشان مي‌دهند و كليد خلاقيت آنها هم همين است.

*ايده‌هاي جديد رابا يكديگر تلفيق كنيد. با هيچ مطلبي سرسري بر خورد نكرده وآن را با بي‌تفاوتي نخوانيد. حاشيه نويسي،  فكر كردن، شكل دادن وتلفيق مطالب با يكد يگر حتي اگر مطلبي كه مي‌خوانيد به‌نظرتان به درد نخور و بي‌فايده باشد به شما كمك مي‌كند تا آن را به نحوي بفهميد كه  در نهايت بتوانيد خلاقا نه عمل كنيد.

*روش‌هاي سريع يا د گرفتن را بيا موزيد.  يكي از مهم‌ترين مهارت‌هاي قرن بيست و يكم توا نا ئي يا د گيري سريع است؛  پس آ ن را پرورش دهيد. يا د بگيريد كه به سرعت به ايده‌هاي خود شكل دهيد. شيوه عملكرد مغز خود را پيدا كنيد تا بتوانيد آن را بهتر به كا ر گيريد. بعضي اشخاص پس از مدتي كار فكري نيا ز به استراحتي كوتا ه‌مدت  و نو شيدن چاي يا قهو ه دارند تا بتوانند دو باره به كار ادامه دهند.  

*هميشه برنامه‌هاي بلند مدت  داشته باشيد حتي اگر آن را هر روز تغيير دهيد. نفس برنا مه‌ريزي براي زندگي خود به تنهايي با ارزش است و تغيير دادن آن به ما كمك مي‌كند كه چيز‌هاي جديدي ياد بگيريم. 

*اشتباه كنيد.  ممكن است در اولين تلاش خود مرتكب اشتباهات زيادي شويد اما كارتان را پيش برده و تمام كنيد.اشتباهات خود را يادداشت كرده وسپس دوباره به كار بپردازيد و اين بار از تكرار اشتباهات جلوگيري كنيد. به گفته شكسپير ترديدهاي ما خائن‌اند و با ترس از تلاش ما را از موفقيت دور مي‌كنند.

*عواملي كه در ضمن كار باعث افزايش مهارت‌هايتان شده‌اند را يادداشت كرده و گاهي به آنها مراجعه كنيد تا برايتان به عادت تبديل شوند.

*به مسائل از زواياي مختلف نگاه كنيد. چنانچه مي‌خواهيد مسئله‌اي را حل كنيد راه‌هاي مختلفي را امتحان كنيد و اگر راه اول را به هر دليلي مناسب تشخيص نداده‌ايد، راه دوم را امتحان كنيد. ايده‌ها و تصورات را از ديدگاه‌هاي مختلف بررسي كنيد. براي مثال آيا كسي كه در چين رشد كرده و بزرگ شده در مورد يك موضوع خاص به همان شكلي فكر مي‌كند كه يك نفر در ايرلند؟  

*آرامش خود را حفظ كنيد. خويشتنداري به شما كمك مي‌كند تا منصف و بي‌طرف باقي بمانيد و بهتر فكر كنيد.چنانچه به بحث و مجادله بپردازيد و خونسردي خود را از دست دهيد توانائي خودرا براي منطقي و عاقلانه فكر كردن از دست خواهيد داد.

*در جست‌وجوي حقيقت باشيد. هر كسي كه خوب فكر كند قبل از هرقضاوتي در جست‌وجوي حقيقت است.از خود سؤال كنيد كه آيا تمام حقايق را به‌طور كامل در دسترس داريد؟ آيا كمبودي در اطلاعاتتان وجود دارد كه شما را از حقيقت و يا راه حل مسئله دور كند؟ 

*چنانچه در موردي شك داريد حتما سؤال كنيد. هرگز از سؤال كردن نهراسيد.  

*مردم را درك كنيم. آيا كساني كه با شما صحبت مي‌كنند هميشه اين تصور رادارند كه بايد حرفشان را به طريقي به شما ثابت كنند؟ به راستي علت اين تصور آنها چيست؟

*تجربه مهم‌ترين مرجع ماست. چنانچه مطلبي را مي‌شنويم بايد ببينيم آيا واقعا در زندگي ما اتفاق افتاده است يا نه. 

* هميشه به خاطر بسپاريد كه بيشتر حقايق نسبي‌اند و بين حقيقت و عقيده تفاوت وجود دارد. كلمات را با احتياط و دقت به كار بريد و هيچ‌گاه خود را گول نزنيد. فكر نكنيد كه بايد پيوسته دنباله رو مردم باشيد.
 
 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت 0:32  توسط | 

اگر دوست داريد عنان سرنوشت خود را در دست گيريد، در اين جا راهكارهايي به شما ارائه مي‌كنيم تا بر ترس هاي خود غلبه كرده و در خود تغيير ايجاد كنيد.


1. ترس از ناشناخته‌ها:ترس از ناشناخته‌ها باعث مي‌شود افراد نتوانند از فرصت‌ها استفاده كرده و در موقعيت‌هايي كه چندان خوشايندشان نيست باقي بمانند. هر موقع صحبت از تغيير پيش مي‌آيد، مردم به گفتن چه پيش خواهد آمد مي‌افتند.با خودتان فكر مي‌كنيد موقعيتي كه الان داريد بهتر است و به همين خاطر همه ايده‌ها و افكار تازه براي تغيير را در ذهنتان دفن مي‌كنيد و فكر مي‌كنيد بايد همين جايي كه هستيد باقي بمانيد. اما بايد بدانيد ترس از ناشناخته‌ها يكي از مهم‌ترين دلايلي است كه افراد را از ايجاد هر نوع تغيير مثبت در زندگيشان باز مي‌دارد.

به‌نظر من هيچ انتخابي نادرست نيست، فقط فرصت‌هايي كه به واسطه آن انتخاب براي ما پيش مي‌آيد با هم متفاوت هستند. اگر انتخاب‌هاي خود را مهيج و باارزش بدانيد، تجربه ناشناخته‌ها برايتان ساده‌تر خواهد شد. فقط بايد تصميم بگيريد كه چه كاري را مي‌خواهيد در حال حاضر انجام دهيد.

2. عدم‌اطمينان به‌خود:وقتي در نظر داريد كه تغييري در زندگيتان ايجاد كنيد، ترديد داريد كه آيا واقعاً از عهده آن برمي‌آييد يا نه. در اين موقعيت‌ها همه چيز بزرگتر و دشوارتر از آنچه هست به‌نظر مي‌رسد و وقتي به آن نگاه مي‌كنيد به‌نظرتان كار بسيار سختي مي‌آيد. معمولاً از خودتان مي‌پرسيد، چه كسي مي‌تواند اين كار را انجام دهد؟ من كه نمي‌توانم كار خيلي دشواري است.اگر بخواهيد چيزهاي بزرگ به دست آوريد يا حتي فقط به آرامش دروني برسيد، بايد بتوانيد از آن قلمرو آرامش خود بيرون آمده و چيزهاي جديد را امتحان كنيد. اگر موفق هم نشويد، حداقل تلاشتان را كرده‌ايد و تا آخر عمرتان افسوس نمي‌خوريد كه چرا آن قدم را در زندگي برنداشتيد.

3. تنها حس كردن خود و تقلا براي تصميم‌گيري:گاهي اوقات وقتي موقعيت‌هاي دشوار در زندگي پيش مي‌آيد، احساس مي‌كنيد كه تنها آدم روي زمين هستيد كه بايد اين تصميم را بگيريد. فكر مي‌كنيد براي اطمينان از اينكه كار درستي را انجام مي‌دهيد نياز به حمايت و اطمينان افراد ديگر داريد. نظر همه را مي‌پرسيد تا مجبور نباشيد به تنهايي تصميم بگيريد. از تجربه شخصي خودم مي‌گويم كه هميشه سخت‌ترين قسمت گرفتن تصميم، تقلا و عذاب دادن خود براي گرفتن آن است.

 آنقدر به‌خودمان فشار مي‌آوريم كه هم خودمان و هم افراد دور و برمان را حسابي خسته و بيمار مي‌كنيم و وقتي با هزار زور و تقلا تصميم نهايي را مي‌گيريم، احساس مي‌كنيم كه باري سنگين از روي دوشمان برداشته شده و از تصميمي كه گرفته‌ايم احساس آزادي و هيجان مي‌كنيم. اما آن بخش تقلا براي تصميم‌گيري است كه ممكن است از ادامه راه دلسردتان كند. به اين خاطر به نفعتان است كه هرچه سريعتر تصميمتان را گرفته و كارتان را جلو ببريد.

4. تصور اينكه فقط يك انتخاب داريد: گاهي اوقات وقتي براي گرفتن يك تصميم بزرگ و مهم تلاش مي‌كنيد، اگر نخواهيد كه وضعيت موجود را قبول كنيد فكر مي‌كنيد كه فقط يك انتخاب پيش رويتان است؛ مثلاً يا بايد در شغلي كه از آن متنفريد باقي بمانيد، يا اينكه از آن بيرون بياييد و بيكار باشيد.  اما واقعيت اين است كه انتخاب‌هاي ديگري هم برايتان وجود دارد. فقط كافي است كمي فكر كنيد تا ليستي از راه حل‌ها جلوي رويتان سبز شود.

5. توجه به مسائل ظاهري: مشكل ديگري كه براي ايجاد تغيير براي اكثر افراد پيش مي‌آيد اين است كه براي تعريف هويت و ارزششان، به مسائل ظاهري و بيروني توجه مي‌كنند (اينكه كارمان چيست، دارايي‌هايمان چقدر است، درآمد ماهانه مان چقدر است و...).اما چيز ديگري كه بيشتر بايد به آن توجه كنيم، ارزش روابط‌مان با ديگران است و اينكه چطور مي‌توانيم به آنها كمك كنيم. وقتي به بقيه كمك مي‌كنيد .

6 . لازم نيست خودتان را با هر اتفاقي كه مي‌افتد، تطبيق دهيد: بدترين قسمت ترس از تغيير آنجاست كه مي‌توانيد براي هر چه كه اتفاق بيفتد، خودتان را هماهنگ كنيد. اين‌طوري كمي از ترس آن هم ريخته مي‌شود. واقعيت اين است كه اين راه زندگي بسيار وحشت‌آورتر است چون احساس نمي‌كنيد كه اتفاقاتي كه برايتان مي‌افتد در اختيار و كنترل شماست، و هميشه از اين مي‌ترسيد كه چه اتفاقي خواهد افتاد. اگر اين جرات را داشته باشيد كه در مواقع لزوم تغييري به زندگيتان وارد كنيد، نه تنها باعث مي‌شود كنترل زندگيتان را در دست گيريد، بلكه زندگيتان را سرشار از لذت و هدف خواهد كرد. آيا اين واقعاً آن چيزي نيست كه همه ما دنبالش هستيم.
 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت 0:28  توسط | 
 

يك روز دو تا آباداني واسه هم خالي مي بستند . اولي ميگه : ما يه كوه كنار خونه مون داريم كه هر وقت مي گيم حميد . دو سه بار ميگه حميد.... حميد.... حميد....
دومي ميگه : اين كه چيزي نيست . ما يه كوه داريم كنار خونه مون كه هر وقت مي گيم حميد . ميگه : كدوم حميد؟

--------------------------------------

يك تهراني داشت براي يك آباداني لاف ميزد و ميگفت : من يك سگ دارم وقتي ميخواد بياد تو خونه در ميزنه!
آبادانيه گفت : ولك , مگه كليد نداره ؟


ميدوني يه اصفهاني رو چه جوري شكنجه ميدن ؟
مي بندنش به تير چراغ برق , بعدش ميگن كوچه بغلي شام ميدن .
------------------------------------------------------------

شرايط مرد و زن هنگام ازدواج :
زن: بايد نجيب باشه مثل اسب - بايد باوقار باشه مثل طاووس - بايد زيبا باشه مثل آهو
شرايط مرد : مرد كافيه خر باشه !!!
--------------------------------------------

يك زن رشتي مي خواست تنها بره خارج . اجازه نامه شوهرش رو ميبره . بهش ميگن : قبول نيست .
شما بايد استشهاد محلي بيارين.
--------------------------------------------------

اصفهانيه موز ميخوره , پوستشو ميزاره لاي دفترچه خاطراتش

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 13:51  توسط | 

مـمكن است اخيرا يكي از دوستان، اعـضـاي خـانـواده و يايك همكار، عزيزي را از دست داده باشد. بـه مـحـض آنـكـه مراسم سوگواري به پايان ميرسد و سيل دسـته گــلــها وتسليت ها پايان مي پذيرند آن وقت است كه فرد سـوگواربه پشتيباني نياز خواهد داشت.  سـوگـواري بـراي اغـلــب افـراد مــي تـواند تجربه اي وحشتناك و غريبانه اي بـاشـد.همچنين براي اغلب مردم از آنـكه احـساسات غـم و اندوه
خود را با ديگران در ميان بگذارند دشوار ميبـاشد. بـنابراين آنها نيازمند ياري مي باشند. و از آنـجـايي كه ديگر اعضاي خانواده دست بگريبان اندوه و سوگ شخـصـي خـودشــان ميباشند، اينجاست كه دوستان، همسايگان و هـمـكـاران آنها در روند بهبودي كارساز و مفيد واقع خواهند شد. آگاه باشيد كه در روند سوگواري اين علايم طبيعي هستند:

1- تـجربـه احـساسات و هيـجــانات شـديد براي بهـبود منـاسب فـرد طبـيـعي و الـزامـي ميباشد.

2- احساس گناه، شرمساري و خشم بخشي از روند بهبودي است.

3- هر فرد شيوه سوگواري مخصوص به خود دارد.

4- جدول زماني خاصي براي مدت زمان سوگواري وجود ندارد.

چگونه ميتوان به افراد محزون ياري رساند

بهترين چيز آن است كه در كنارش باشيد. شما ممكن است دقيقـا نـدانـيد كه چه كاري انــجام دهيد و يا چه چيزي به زبان بياوريد. اما مهم نيست. فـقـط فـرد سـوگـوار را تـنـهـا نـگذاريد چـون بـيش از هميشه به حمايت و پشتيباني شما محتاج مي بـاشـد. نـيـازي نيست مشكلي را حل كنيد تنها به صحبتهايش گوش فرا دهيد.

افراد سوگوار معمولا از كارهايي كه انجام داده و يا ميتوانستند انجام دهـنـد ولـي انـجام نداده اند احساس گناه فراواني ميكنند شما براي كاستن از اين احسـاس گـناه اقدامات زير را صورت دهيد:

1- به آنها بگوييد كه نگرانشان مي باشيد.

2- تصديق و تصريح كنيد كه آنها منتهي سعي خود را به انجام رسانيده اند.

3- آنها را تشويق كنيد تا درباره احساساتشان با شما صحبت كنند.

4- به آنها اجازه دهيد تا احساس اندوه و خشم خود را با فرياد و شيون تخليه كنند.

بايدها و نبايدها هنگام برخورد با افراد محزون...
 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 13:50  توسط | 
هدف اين مقاله بررسي اثر بخشي حالت هاي عاطفي و هيجاني ، به عنوان مولفه هاي شخصيت يادگيرنده بررفتار رياضي است. امروزه اضطراب رياضي مورد توجه و علاقه بسياري از متخصصان روان شناسي آموزش رياضي و نيز روانشاسان شناختي است تا از اين طريق تأثيرهاي هيجاني و بر انگيختگي هاي رواني شاگردان را در کار رياضي بشناسند و براي کنترل و مهارعلمي آنها راه کارهاي عملي بيابيد . در اين ميان اضطراب و فشار رواني و تعامل آنها با يادگيري رياضيات جايگاه ويژه اي را در امر آموزش و يادگيري رياضيات مدرسه و حتي دانشگاهي به خود اختصاص داده است ؛ هر چند که در محافل علمي و آموزشي ما کمتر به آن توجه شده است.

 پژوهش ها در سال هاي اخير نشان داده اند که اضطراب رياضي غير معقول ( اضطراب مرضي ) با ايجاد مانع هاي جدي شناختي و آموزشي در فراگيران ضمن ابتلاي آنان به ايست فکري و نقصان قابليت هاي استدلالي موجبات تضعيف خود باوري رياضي را در آنها فراهم مي آورد و با ايجاد نگرش منفي به شدت بر عملکرد پيشرفت رياضي فراگيران موثر مي افتد. نوشتار حاضر با مروري اجمالي بر ادبيات کار در اين عرصه مي کوشد تاضمن ارائه تعريفي از اضطراب رياضي چگونگي تعامل ميان رفتار رياضي افراد و مقوله اضطراب رياضي را نشان دهد. واژگان کليدي : اضطراب ، اضطراب رياضي، حافظه فعال، سبک شناختي .

 

 مقدمه نوشتار حاضر بر آن است تا چگونگي اثر بخشي حالات عاطفي و هيجاني را که از مؤلفه هاي شخصيت فرد است بر رفتار رياضي فرد مورد بررسي قرار دهد. متأسفانه به رغم جدي بودن تأثير عوامل رواني و هيجاني بر عملکرد علمي افراد ، به ويژه در علوم پايه واز جمله رياضيات ، مطالعه در خور توجهي در اين باره به زبان فارسي موجود نيست. در حالي که شناخت و کنترل عوامل ( دروني و بيروني ) پيش برنده يا بازدارنده فراگيران در ميدان فعاليت هاي رياضي مورد توجه والدين ، مربيان و پژوهشگران است .

 

تغيير حالت هاي رواني و برانگيختگي ها ي آشکار فراگيران در مقابله با وضعيت هاي مختلف آموزشي و يادگيري رياضيات ، به ويژه پژوهشگران آموزش رياضي را مصمم تر مي سازد تا تأثيرات هيجاني و برانگيختگي هاي رواني را بر رفتار رياضي يادگيرنده ها – خواه دانش آموز يا دانشجو – شناخته و براي کنترل علمي و عملي آن در پي چاره بر آيند.

 

 در اين مقاله نگارنده با بررسي و مرور منابع در دسترس و توجه به واقعيت هاي موجود در امر تعليم و تربيت رياضيات کشور نکاتي را خاطر نشان مي کند. به منظور آشکار شدن ارتباط هاي ساختاري موضوع ابتدا رفتار رياضي تعريف مي شود.

 

 رفتار رياضي 1: ناظر بر چگونگي بروز دانش رياضي فرد در موقعيت هاي مختلف است که تحت تأثير عوامل دروني و بيروني واقع مي شود. عوامل دروني و عوامل بيروني به ترتيب نقش بردارهاي تسهيل کننده و بازدانده رفتار رياضي را ايفا مي کنند ؛ شکل 1 تا حدودي اين عوامل را ترسيم مي کند. 1.Math behaviour به نظر مي رسد عوامل ارائه شده در شکل 1 مي توانند با اثر گذاري بر عملکرد رياضي فرد موجبات رشد يا بازدارندگي علمي او را فراهم آورند. در اين ميان هيجان ها به مثابه يک عامل دروني و مؤثر در ساختار شخصيتي هر فرد مورد بحث قرار مي گيرند ؛ با توجه به اين که جداسازي مقوله شناخت از فرآيند هاي عاطفي موجب خلط در بازتابش دقيق تجربه انساني مي شود ( اسکمپ ، 1989).

هيجان خوب است يا بد ؟ هيجان را معمولاً بي قراري فکر ، احساس و يا حالت تحريک شده عقلاني 2" تلقي مي کنند که مانند بسياري از مؤلفه هاي مربوط به طبيعت انسان و فعاليت هايش تنها در جريان رشد شخصيت و تفکر او شناخته مي شود. هيجان ها ممکن است مخل يا تسهيل گر جريان تفکر و رشد آدمي باشند ؛ که در صورت مخل بودن بايد اثر بخشي آنها را بر عملکرد فرد به دقت کنترل کرد و آن را کاهش داد ، به طور که به عاملي سودمند در خدمت پويايي انديشه و شخصيت آدمي در آيد. روان شناسان ( اسکمپ ، 1989) هيجان مؤثر در کارايي و کفايت افراد را به صورت زير تقسيم بندي مي کنند: الف ) فشار رواني ؛ ب)اضطراب ؛ ج) اطمينان د) ناکامي ؛ ه) ايمني – بي هراسي پنج مقوله فوق در نيل به هدف ها تأثير گذارند. در اين ميان اضطراب و فشار رواني جايگاه ويژه اي در آموزش و يادگيري رياضيات مدرسه اي و حتي دانشگاهي به خود اختصاص داده است .

 

 به عبارتي ، دنياي رياضيات نيز از اين مشخصه عمده قرن بيستم ، يعني اضطراب ، بي نصيب نمانده است و به دليل ويژگي هاي خاص و طبيعي اين شاخه از دانش و معرفت بشري ، آسيب پذيري فراگيران را بيش از ساير شاخه ها ي علوم محتمل مي سازد. اينک قبل از پرداختن به اضطراب رياضي ، مناسب است که ابتدا تصويري روشن از مقوله اضطراب به طور کلي داشته باشيم . اضطراب چيست ؟ در متون روان شناسي اضطراب با معاني گوناگون به کار رفته است. به طور کلي اضطراب بيانگر حالت هيجاني نامطلوبي است که محصول فشار و کشمکش هاي رواني افراد مي باشد و مشخصه بارز آن ترس از وقوع حوادث آينده است . چنانچه اين ترس و تشويش مبهم و پراکنده بوده و وابسته به چيز معيني نباشد و يا به صورت افراطي در آيد آن را اضطراب نوروتيک گويند ( استات 1، 1990). Skep 2. Oxford Concise Dictionary1- .


هرگاه فرد در وضعيتي قرار گيرد که در رويارويي با مشکلات وخطرهاي احتمالي از اعمال توانايي هاي خود نامطمئن باشد ، آن گاه او مضطرب قلمداد مي شود. مانند رانندگي روي سطح لغزنده يا شرکت در امتحان رياضي و... اصولاً تمايل به انتظار ناخوشايند از نتيجه کارها يکي از ويژگي هاي افراد مضطرب است. به علاوه ، بنابر پژوهش هاي انجام گرفته ( اليس و هانت ، 1993) اضطراب و افسردگي به نحوي به يکديگر مربوطند ؛ به طوري که افراد افسرده غالباً مضطرب هستند.

نکته قابل توجه اينست که بسيارند کساني که به نحوي دچار اضطراب و عوارض ناشي از آن هستند ، در حالي که شناخت درستي از وضعيت رواني خويش ندارند و طبعاً در صدد بهبود آن بر نمي آيند. حال به طرح پرسش ها و عناوين بحث اصلي يعني فشار رواني واضطراب در آموزش و يادگيري رياضيات پرداخته مي شود.

 

اضطراب رياضي چيست ؟
وجود مقوله فشار رواني و اضطراب رياضي و تأثير هاي آن بر رفتار رياضي فراگيران تا چه اندازه اي واقعي و پذيرفتني است ؟
دانش رياضي معلمان ، والدين ، چگونه ممکن است ، فراگيران را در معرض ابتلا به پديده اضطراب رياضي قراد دهد ؟
اضطراب رياضي و تأثير آن بر فرآيند هاي شناختي و پردازش اطلاعات ، سبک هاي شناختي و يادگيري و طرحواره مفهومي چگونه است ؟
اضطراب رياضي و اطمينان رياضي چگونه با يکديگر مربوط هستند ؟
اضطراب رياضي و شيوه هاي آموزش در رياضيات .
اضطراب رياضي و جنس .
آزمون هاي اندازه گيري اضطراب رياضي .
شيوه هاي علمي کنترل وکاهش اضطراب رياضي به منظور بهره وري بيشتر و رشد رفتار رياضي .
 اضطراب رياضي چيست ؟ اضطراب رياضي وضعيتي رواني است که به هنگام رويارويي با محتواي رياضي ، چه در موقعيت آموزش و يادگيري ، چه در حل مسائل رياضي و يا سنجش رفتار رياضي در افراد پديد مي آيد. اين وضعيت معمولاً توأم با نگراني زياد ، اختلال و نابساماني فکري ، افکار تحميلي وتنش رواني و در نتيجه ايست تفکر مي باشد.

 

 اضطراب رياضي و تأثير آن بر رفتار رياضي يادگيرنده ها تا چه اندازه اي واقعي و پذيرفتني است ؟

 

اضطراب به طور کلي واضطراب رياضي به طور ويژه مي تواند ميزان حواس پرتي و هجوم افکار نامربوط را به ذهن افزايش دهد و با ايجاد اختلال در ساختار هاي ذهني و فرآيندهاي پردازش اطلاعات موجب تحريف ادراکات افراد از پديده ها و مقوله هاي رياضي شود. پژوهش هاي انجام گرفته درباره اضطراب وعملکرد افراد گواه نيرومندي بر اين واقعيت است که اضطراب ، افسردگي و به طور کلي فشارهاي رواني موجب کاهش رفتار مفيد و مؤثر اشخاص در مقابله با واقعيت هاي گوناگون مي شود ، به ويژه هنگامي که تکاليف خواسته شده داراي گام هاي فکري بيشتري باشند ( دارک ، ) باکستون 3( 1981) وجود اضطراب بالا در کلاس رياضي را به مثابه پديده اي خطرناک و بسيار مهم با تأثيرات دراز مدت مي پذيرد و بحث مي کند که چگونه هيجان هاي قوي ( از جمله اضطراب رياضي ) مي توانند موجب ايست توانايي و قدرت استدلال و نقصان در عملکرد مفيد فرد بشوند و اورا در دوري باطل گرفتار سازند. شکل زير نمايشگر دورهاي باطلي است که شخصي مضطرب در آنها گرفتار مي شود.

 1- بنابر اين جانستون (1986) پيچيدگي يک تکليف يا گام هاي فکري آن (Z-demands) عبارت است از تعداد گام هايي که کم توان ترين دانش آموز ، بر اساس آموزش هاي قبلي اش براي حل موفقيت آميز يک تکليف ، طي مي کند.
 2.Darke 3. Buxton کوتاه سخن ، دانش آموز درانجام فعاليت هاي رياضي دچار اضطراب شده در نتيجه نمي تواند درست بيانديشد و دانسته هاي خود را سازمان دهند ؛ از اين رو غالباً به کار و تلاش بيشتر مي پردازد ؛ در حالي که اين تلاش زياد يادگيري معنا دار مفاهيم رياضي را براي او به همراه ندارد.
 بدين ترتيب با گرفتار شدن در ا ين دور دچار نااميدي وافسردگي مي شود و بيم و نگراني از عدم موفقيت در امتحان ، ميزان اضطراب رياضي او را به گونه اي چشمگير افزايش مي دهد و آنگاه دورهاي باطلي مانند (شکل 2) همزمان و هماهنگ رخ خواهند داد. لئون 1(1992) اضطراب رياضي را به مثابه عاملي مي داند که موجب اجتناب از رياضي مي شود و معتقد است که ميزان اضطراب رياضي با زمينه دانش رياضي و پيشرفت رياضي فرد ارتباطي معکوس و با اجتناب از رياضي ارتباطي مستقيم دارد.

 

به علاوه ، او خاطر نشان مي سازد که موفقيت در يک درس رياضي لزوماً موجب کاهش اضطراب رياضي در فرد يادگيرنده نخواهد شد. 1.Leon از سوي ديگر در برخي پژوهش ها ( مانند کلوت 1، 1984) ارتباط بين اضطراب رياضي و پيشرفت رياضي نشان داده شده است ؛ به گونه اي که پيشرفت بالا و مطلوب در رياضيات را مرتبط با اضطراب اندک فراگيران دبيرستاني تا دانشگاهي دانسته اند.


بنابر اين ميزان سطح اضطراب رياضي در افراد مي تواند به عنوان عامل پيش بيني کننده در پيشرفت رياضي آنان به شمار آيد. اصولاً فرد مضطرب ، افسرده و کم انگيزه است و براي انجام تکليف هاي پيچيده تر رياضي که نيازمند گام هاي فکري بيشتر مي باشد از قابليت هاي کمتري برخوردار است ؛ زيرا بر اساس قانون پذيرفته شده يرکز – دادسون 2 " بهترين ميزان انگيزه براي حل يک تکليف ، حد متوسط پيچيدگي در تکليف است " يعني پيچيدگي کم يا پيچيدگي زياد با ميزان انگيزه همبستگي منفي دارند ، اما پيچيدگي در حد متوسط با ميزان انگيزه همبستگي مثبت نشان مي دهند.

 

دانش رياضي ، معلمان و والدين ، چگونه ممکن است فراگيران را در معرض ابتلا به بيماري اضطراب رياضي قرار دهند ؟ برخي از پژوهشگران ( کلوت ، 1984) نوعي اضطراب معتدل را براي انجام فعاليت هاي مختلف از جمله رفتار رياضي مناسب و ضرور مي دانند ومعتقدند که افراد با اضطراب پايين در عرصه کار و يادگيري به طور کلي دچار نوعي خونسردي وبي تفاوتي هستند تا جايي که اين اضطراب ملايم هرگز موجبات پيشرفتشان را فراهم نخواهد آورد.

 

هر چند که اضطراب کنترل شده و معتدل لازمه پويايي حيات بشر و مقوله اي طبيعي براي نيل به هدف ها و تکامل بشر است ، اما سخن از اضطراب بالا يا اضطراب مرضي است که مخل جريان تفکر سالم و رشد يابنده در فرد مي باشد و به صورت مانعي جدي در برابر فعاليت هاي علمي او قرار مي گيرد. چنانچه اضطراب را به مثابه عاملي اجتناب ناپذير در عرصه آموزش و يادگيري رياضيات بدانيم ، بدون ترديد بسياري از فراگيران دچار عجز و ناتواني در عملکرد رياضي خود خواهند شد.

 

 1.Clute 2.Yarkes-Dodson از سوي ديگر طبيعت دانش رياضي و امکان تحقق يادگيري غير معنادار براي فراگيران ، نگرش هاي غير علمي وتعليم و تربيت در رياضيات واعمال فشارهاي ناسازگار با ظرفيت هاي عقلاني فراگيران ، عدم توجه به تفاوت هاي فردي و سبک هاي يادگيري آنها و مشارکت هاي مؤثر در کار ، چگونگي ونوع اقتدار علمي واخلاقي و شخصيتي معلمان در ايجاد روابط متعادل وعدم اعتماد متقابل در کلاس درس رياضي ، هراس هاي ناشي از عدم توفيق در امتحان و انتظارهاي نابجاي والدين از فرزندان ، در شمار عواملي هستند که مي توانند موجبات بروز پديده اضطراب رياضي را در افراد فراهم آورند و احساس رضايت از فعاليت هاي رياضي را به ناخرسندي و نفرت مبدل کنند. کورنو1( 1991) با طرح ايده موانع شناختي ، به مثابه عوامل شناختي ، به مثابه عوامل بازدارنده در فعاليت هاي رياضي ، معتقد است که با درک آن موانع مشکلات دانش اندوزان در فرآيند يادگيري بهتر شناسايي و طبعاً راهبردهاي آموزشي لازم فراهم مي آيد . اين موانع عبارتند از :

 

موانع ژنتيکي و روان شناختي که محصول ساختمان ذهني سني خاص است و با تحول شناختي و تغيير مراحل قابل رفع است.
موانع آموزشي که در نتيجه طبيعت شيوه آموزشي و شخصيت معلم را برنامه هاي درسي رخ مي دهند.
موانع معرفت شناسي که در نتيجه طبيعت خود مفاهيم و مقوله هاي رياضي روي مي دهند. بديهي است که معلمان و برنامه ريزان رياضي با شناخت عوامل سه گانه پيش گفته و يافتن راه هاي غلبه بر آنها مي توانند به ميزان قابل ملاحظه اي کشمکش هاي شناختي و فکري موجود در ساختار ذهني يادگيرندگان را ، که گاه در بروز اضطراب رياضي مؤثر مي افتند ، کاهش دهند و بستري مناسب را براي يادگيري معنادار مفاهيم و مهارت هاي رياضي فراهم آورند.
 

 1.Curno 2. didactical 3. epistemological اضطراب رياضي و تأثير آن برفرآيند هاي شناختي و پردازش اطلاعات ، حافظه ، سبک هاي شناختي و يا طرحواره هاي مفهومي. بر اساس پژوهش هاي انجام گرفته ، حالات هيجاني مانند فشارهاي رواني ، اضطراب وافسردگي مي توانند نقشي مهم در فرآيند هاي شناختي و حافظه ايفا کنند. اليس1( 1993) و ولز 2(1994) معتقدند که در سطح شناختي اضطراب در تقابل با نقش مؤثر حافظه قرار مي گيرد ؛ به طوري که فراگيران مي کوشد تا يک مفهوم رياضي يا يک ايده کليدي را در حل معادلات درجه دوم و... به خاطر بسپارد . ولي هنگامي که او دچار اضطراب غير معمول رياضي باشد ، اين يادگيري وبه خاطر سپاري را به مراتب دشوارتر مي يابد. در حقيقت فراگيران در موقعيت هاي آموزشي تحت فشار قرار مي گيرند تا مطالب را بفهمند ( يادگيري معنا دار) يا يادگيري طوطي وار ( غير معنادار ) را دنبال کنند.

 

 بنابر اين افراد مضطرب با مانعي پيچيده تر که نتيجه اي از اضطراب رياضي و يادگيري طوطي وار است ، روبه رو خواهند بود. فراگيران در يادگيري و آموزش رياضي بيشتر تحت فشار هستند که بفهمند تا به خاطر بسپارند . اما بايد توجه داشت که فهم معنادار مفاهيم رياضي به معني رد و نفي به کارگيري حافظه ونقش مؤثر آن در چگونگي پردازش اطلاعات نمي شود ، بلکه فهميدن محصول تلاش مؤثر حافظه فعال 3 يا ظرفيت عقلاني و حافظه دراز مدت در نظريه پردازش خبر 4( IPT) است که دسترسي فرد را به دانسته هايش در شرايط و موقعيت هاي مختلف بهتر فراهم مي آورد.

 در هر حال " فهميدن " جانشيني براي حافظه نيست . در عين حال دسترسي به کدهاي اطلاعاتي قابل ذخيره شده در حافظه دراز مدت نيز موضوعي است که با نظريه به هر (IPT) تبيين است. حال ممکن است فرد زنجيره اي از ايده هاي به هم پيوسته رياضي را بفهمد ومهارت هايي را نيز بياموزد ، ولي با گذشت زمان آنها را از ياد ببريد.

 

 در اين ميان اضطراب رياضي و شرايط دلهره آور کلاس و امتحان رياضي طبعاً موجب اختلال نظم و انسجام فکري و مختل شدن فرآيند پردازش اطلاعات و نقش مؤثر حافظه در دانش آموز مي شود تا جايي که وي گاه بديهيات و مسائل ابتدايي را نيز به ياد نمي آورد. 1.Ellis 2.Wells 3.Working memory 4.Information Processing Theory به علاوه به نظر مي رسد ، که افراد با اضطراب رياضي بالا کمتر قادرند تا از حافظه 7 فعال يا ظرفيت محاسبه مرکزي خود که پردازش 2 قطعه خبري واطلاعاتي را در هر لحظه برعهده دارد ، به نحو مطلوبي بهره گيري کند. در واقع به جاي انديشه هاي سازمان يافته و مربوط افکار مزاحم و نامربوط ناشي از نگراني ها و اضطراب ها ، بخش مهمي از ظرفيت عقلاني و توانايي پردازش اطلاعات را تحت تأثير قرار مي دهند وموجبات نقصان بازدهي و ضعف عملکرد علمي را فراهم مي آورند. در بررسي ارتباط بين سبک هاي شناختي و اضطراب هر چند کار چنداني انجام نشده است ، ولي هادفيلد 1( 1986) معتقد است که اضطراب بالاتر در ميان افراد ميدان وابسته * بيشتر اتفاق مي افتد تا در ميان گروه هايي با سبک شناختي ميدان ناوابسته . در عين حال مطالعات زيادي لازم است تا بررسي شود که چگونه اضطراب رياضي با سبک هاي شناختي افراد و نيز فرايند هاي پردازش اطلاعات علمي و استفاده از ظرفيت هاي عقلاني آنان در تعامل قرار مي گيرد. اضطراب رياضي و اطمينان رياضي پژوهش هاي بسياري نشان داده اند که ارتباط معنا داري بين اعتماد به توانايي يادگيري رياضي ( اطمينان رياضي ) با پيشرفت در رياضيات وجود دارد (ولز، 1994) ، به طوري که افراد با اطمينان بالاي رفتار رياضي مطلوبي دارند. فنما و شرمن 2( 1976) نشان داده اند که اضطراب رياضي با اطمينان رياضي ارتباطي نيرومند ولي منفي دارد.

 

Hadfeild *- افراد ميدان وابسته (Field – dependent) کساني هستند که در مسائل داراي رويکرد کلي هستند و در جداسازي عناصر و اجرا محيط و بافت اصلي خود ( تجزيه و تحليل ساختارها ) دچار مشکل اند ؛ در حالي که افراد ميدان ناوابسته داراي رويکرد تحليلي بوده و قابليت بيشتري در جداسازي و شناخت عناصر سازنده يک سامانه دارند ؛ در نتيجه بهتر مي توانند اطلاعات و اجزاي مزاحم را از عناصر مربوط و علامت دهنده تشخيص دهند.
Fennema & Sherman برخي از پژوهشگران مانند برتون و راسل 1 دريافتند که فقدان زمينه کافي در رياضيات براي انجام فعاليت هاي رياضي و کمبود عزت نفس در رياضي موجب تقويت اضطراب رياضي خواهند شد. بنابر اين احساس فقدان يا ترديد در توانايي نسبت به انجام فعايت هاي مناسب رياضي در موقعيت هاي مختلف ، فرد را در معرض بروز تقويت اضطراب رياضي قرار خواهد داد و هرگاه اين احساس در يادگيرنده نهادينه شود علاوه بر ابتلاي به اضطراب رياضي نوعين طرز تقلي منفي نيز نسبت به رياضيات در کل در او ايجاد خواهد شد. گاه مشاهده مي شود که حتي دانشجويان نسبتاً خوب رياضي به دليل فقدان احساس اطمينان رياضي مناسب ، با اندک تغييري در شرايط دچار هراس واضطراب مي شوند.
به عنوان نمونه دانشجويي در مراجعه به نگارنده اظهار مي داشت. حتي تأخير در شروع جلسه امتحان رياضي او را مضطرب مي کند و يا دانشجوي نسبتاً مستعدي از گروه رياضي تقاضا داشت که به جاي شرکت درجلسه رسمي و اضطراب آور امتحان هاي رياضي ، استاد از او به طور جداگانه و يا زماني که خود دانشجو در طول ترم تعيين مي کند ، امتحان بگيرد. اينها و ده ها نمونه ديگر در ميان فراگيران رياضي گوياي اين واقعيت است که چگونه نهادينه شدن ترديد در قابليت هاي رياضي با ابتلاي فرد به اضطراب رياضي ، رفتار رياضي او را دچار مشکلات جدي مي کند.

 اضطراب رياضي و شيوه هاي آموزشي اتخاذ شيوه آموزشي مناسب به مثابه عاملي بروني مي تواند به گونه اي مؤثر در شکل دهي رفتار رياضي دانش آموزان و دانشجويان عمل نمايد. از آنجايي که رفتار رياضي رشد يابنده و پويا محصول تعامل و تقابل مؤثر عوامل بروني و دروني است ، بنابر اين شيوه آموزشي مفاهيم ومهارت هاي رياضي بدون توجه به عوامل دروني ، به ويژه تفاوت هاي فردي يادگيرنده ها امري غير علمي است و طبعاً بهره وري مطلوب را در يادگيري رياضيات به همراه نخواهد داشت .

 

 در اين ميان بينش معلمان و مربيان رياضي نسبت به حالات هيجاني و روحي شاگردان در خور اهميت است تا با انتخاب روش مناسب آموزشي و فعاليت هاب کلاسي شايسته ، زمينه مشارکت بيشتر و مطلوبتر فراگيران خود را فراهم آورند. پس بدون ترديد اقتدار علمي معلمان و شيوه آموزشي آنان در تدريس و هدايت فعاليت هاي رياضي مي تواند موجب تشديد اضطراب رياضي درافراد و يا تنش زدايي آن بشود. ___________ 1.Burton & Russell کلوت (1984) در پژوهشي پي برد که تعامل و ارتباط معناداري بين (p<0/01) اضطراب رياضي و اتخاذ شيوه آموزشي وجود دارد ؛ به طوري که دانشجويان با سطح اضطراب بالاي رياضي از شيوه توصيفي در آموزش سود بيشتري مي برند ، در حالي که دانشجويان با اضطراب پايين شيوه اکتشافي را مفيد تر يافته اند.

 

 درواقع افراد مضطرب نيازمند آرامش بيشتر و تکيه بر مباحث خوب سازمان يافته و با طراحي شفاف تر براي ياد گيري رياضي هستند. از اين رو ، نگرش توصيفي به آموزش وتدريس با ساختارهاي روشن در محيطي با نشاط و آرام در کاهش اضطراب آنها سودمند است. برعکس ، همان طوري که قبلاً بحث شد غالب فراگيران با اضطراب اندک با برخورداري از اطمينان رياضي بالاتر تمايل زيادتري به مناقشه هاي علمي و بحث و جدل با معلمان خود دارند ، در حالي که فراگيران فاقد اطمينان رياضي از درگير شدن با چنين کشمکش هايي که طبعاً اضطراب زا هستند بيزارند ( ري ز3، 1980) .

 

بنابر اين منطقي به نظر مي رسد که شيوه آموزش اکتشافي ، که موجب ايجاد بسط شرايط محيطي دلهره آور خواهد شد، براي فراگيراني مناسب تر است که از اطمينان رياضي بالاتر و در نتيجه اضطراب رياضي کمتري برخورداند. ضمناً تشکيل گروه هاي کوچک کاري براي انجام فعاليت هاي رياضي در ميان فراگيران ميدان بحث و اظهار نظر را در بين آنان گشوده و با هدايت آگاهانه معلم ، گروه مي تواند فرصت مناسبي را براي يادگيري هاي مشارکتي در ميان هم شاگردان ايجاد کند و موجب رشد طرحواره مفهومي و آمادگي هاي ذهني افراد شود. در نتيجه دانش رياضي يادگيرنده ها گسترده تر مي شود .


 بدين ترتيب در محيطي نسبتاً بي دغدغه شايد خود اتکايي و اطمينان رياضي فراگيران افزايش يابد و درگروهي متجانس از افراد با اضطراب بالاتر اين باور ايجاد شود که توانايي و قابليت نسبي فهم رياضي وکار رياضي را دارند. دانش ، تجربه و هنر معلمي اقتضا مي کند که با توجه به قابليت ها و وضعيت رواني کلاس تلفيقي متعادل ومتناسب از شيوه هاي آموزشي شامل روش توصيفي ، اکتشافي ، کارگروهي و انجام پروژه هاي کوچک علمي در حوصله درس ، موجبات لذت بخشي رفتار رياضي فراهم آيد.

 

بديهي است که لذت ناشي از مسرت بخش شدن کار رياضي در کنترل و تخفيف اضطراب رياضي به نحو قابل ملاحظه اي مؤثر است. اضطراب رياضي و جنس تفاوت و ويژگي هاي رفتار رياضي در دو جنس امري است که مورد علاقه پژوهشگران آموزشي رياضي است.

 

 واقعاً زن بودن يا مرد بودن چگونه ممکن است بر عملکرد افراد در دروس مختلف رياضي مؤثر افتد ؟ آيا اصولاً پسران به لحاظ طبيعت و فرصت هاي اجتماعي در انجام فعاليت هاي رياضي بر دختران برتري دارند ؟

 

 آيا جنبه هاي مختلف زيستي ، روان شناختي و حالات مختلف هيجاني از جمله اضطراب و اطمينان رياضي هيچگونه تفاوتي را در رفتار رياضي زنان و مردان نشان نمي دهد ؟

 

 در اين خصوص دستاوردها و مناقشات علمي فراوان است اما در مورد اضطراب رياضي مي توان گفت که برخي از پژوهش ها از جمله پژوهش بروش 1(1978) نشان داده شده است که از نظر آماري به طور معناداري زنان ، در مقايسه با مردان ، نمره بالاتري را در مقياس درجه بندي اضطراب رياضي موسوم به MARS کسب کرده اند. به علاوه ، طبق گزارش بنسون 3( 1987) زنان در مقايسه با همکلاسي ها ي مرد خود در دانشگاه نمرات بالاتري را در آزمون هاي اضطراب کلي و اضطراب آمار و رياضي به دست آورده اند. در عين حال لئون (1992) پي برد که ميزان اضطراب رياضي در دانشجويان و معلمان ضمن خدمت علوم اجتماعي ، ارتباطي با جنس افراد نداشته است ؛ بلکه بايد عوامل ديگري را به منظور تبيين تفاوت عملکرد رياضي ميان زنان ومردان جستجو کرد.

 

 1.Brush 2.Mathematics Anxiety 3.Benson در هر حال، اگر توانايي ها و قابليت هاي متفاوت ذهني و رواني و فرصت هاي مختلف اجتماعي فرهنگي مردان و زنان در عرصه ء کار رياضيات مورد تأمل قرار گيرد ، طبيعي است که ابتلاي زود هنگام تر زنان به اضطراب رياضي و ترديد شان نسبت به اطمينان رياضي را در مقايسه با مردان بپذيريم. هر چند که اين امر نيازمند مطالعات بيشتري است تا معلوم شود که چگونه پيشرفت در رياضيات تحت تأثير اضطراب رياضي و جنس قرار مي گيرد.

 

 بديهي است که دستاوردهاي ناشي از چنين پژوهش هايي نتايج ارزشمندي را براي يادگيرندگان ، معلمان و برنامه ريزان آموزشي در رياضيات فراهم خواهد آورد. آزمون هاي اندازه گيري اضطراب رياضي چگونه مي توان ميزان اضطراب رياضي را در افراد تعيين کرد تا از گمان هاي غير علمي جلوگيري شود؟ سويين 1(1970) براي سنجش سطح اضطراب رياضي آزمون را MARS طراحي و اجرا کرد. اين آزمون شامل 98 پرسش است که بر انگيختگي هاي اضطراب آور را در فعاليت هاي رياضي افراد اندازه مي گيرد.

 

در اين آزمون اضطراب اشخاص بر حسب ميزان ابتلاي آنان به پنج درجه تقسيم مي شود. آزمون هاي تغيير يافته ديگري بر اساس MARS تحت عنوان RMARS توسط پژوهشگران ديگر از جمله فرگاسون2( 1986) طراحي و اجرا شده است . آزمون فرگاسون شامل 30 پرسش است که 20 پرسش آن از MARS اقتباس شده است. به اعتقاد فرگاسون ده پرسش جديد ، به گونه اي است که مي تواند عامل ديگري را در اضطراب رياضي تحت عنوان اضطراب تجريد 3 اندازه گيري کند. در واقع به کمک اين ده پرسش جديد مي توان اضطراب ناشي از کارکردن و برخورد با مقولات مجرد و نمادهاي رياضي را در افراد به ويژه در مقاطع متوسطه ، مورد سنجش قرار داد.

 

او با انجام پژوهش نشان داده است که اضطراب تجريد نيز عاملي است که بايد در اندازه گيري اضطراب يا رياضي اشخاص به حساب آيد. مثلاً کار کردن با مجموعه ها متغيير ها و ... x,y و پارامترها m,n,a,… به جاي اعداد در مقاطع ابتدايي و راهنمايي و حتي بالاتر يا نمادهايي مانند [IxI] و [x] يا کار کردن با انتگرال هاي دو گانه يا چند گانه و... مي توانند اضطراب آور باشند. شيوه هاي علمي کنترل و کاهش اضطراب رياضي به منظور بهره وري بيشتر و رشد رفتار رياضي افراد بديهي است پس از شناخت واقعيت هاي مربوط به حالات عاطفي و هيجاني و عمدتاً اضطراب رياضي و تأثيرشان بر عملکرد رياضي دانش اندوزان بايد راه کارهاي علمي مهار و کاهش آنها را شناسايي کرده و به طور مؤثر به کار گيريم. بديهي است که در اين ميان نقش سه گروه معلمان ؛ دانش آموزان و دانشجويان ؛ خانواده ها از جايگاه ويژه اي برخورداراست. البته سهم هر يک ونقشي که گروه هاي سه گانه در اين جايگاه ويژه اي برخوردار است. البته سهم هر يک ونقشي که گروه هاي سه گانه در اين مهم مي توانند ايفا کنند ، در مقطع هاي مختلف تحصيلي متقاوت است ، مثلاً در رياضيات مدرسه اي ، به ويژه سال هاي نخست فراگيري مفاهيم و مهارت رياضي ، معلمان و خانواده ها در مقايسه با دانش آموزان سهم عمده تري را در شناخت و کاهش تأثيرهاي هيجاني و تنش زا بر عهده دارند ؛ در حالي که در رياضيات دانشگاهي دانشجو اولويت و سهم بيشتري دارد. در هر صورت همکاري هاي مؤثر ومتقابل سه عنصر معلم ، دانش آموز و خانواده در قالب يک نگرش نظام دار مي تواند سازو کارهاي لازم را براي حذف موقعيت هاي هراس آور و اضطراب زا در انجام فعاليت هاي رياضي فراهم آورد. در اين زمينه توجه به نکات زير سودمند خواهد بود :


 1- شناخت پديده هاي هيجاني و فشارهاي رواني ، به ويژه مقوله اضطراب ، در عرصه فعاليت هاي رياضي و تلاش براي مسلط شدن بر اين حالت ها به کمک راهکارهاي علمي . راسل در کتاب اميدهاي نو مي نويسد : بر خورد علمي با بلا و مصيبت دو حسن دارد ، يکي اينکه باعث مي شود شخص با ميل و اراده خودش آن را بپذيرد ؛ ديگر اينکه سبب خواهد شد عقل انسان در جستجوي وسايل تسکين آن بر آيد . بنابر اين برخورد علمي با پديده اضطراب رياضي از سوي همه گروه هاي ذينفع به ويژه شاگردان و انديشيدن و باور به امکان حل آن نيمي از موفقيت است.

 

 2- توجه و برخورد علمي با تفاوت هاي فردي در ابعاد گوناگون ، به ويژه از سوي معلمان و والدين اين تفاوت ها مي تواند شامل سبک هاي مختلف شماختي " يادگيري " ظرفيت حافظه فعال ، فرايندهاي ذهني و پردازش اطلاعات ، دانش قبلي ، رجحان ها و انگيزش ها ، جنبه هاي عاطفي و رواني ، مؤلفه هاي فرهنگي – اقتصادي ، خانوادگي و جنس و... باشد.

 

 3- تلاش براي ايجاد اعتماد متقابل بين معلمان و دانش اندوزان . نگارنده در طي نشست و گفتگويي که با جمعي از دانشجويان رياضي در يکي از دانشگاه هاي ايران داشت ؛ به ضرورت اعتماد متقابل ميان معلم و شاگرد ، به ويژه در ميان دختران دانشجو و در سال هاي اوليه ورود به دانشگاه ، به عنوان عاملي در کاهش افسردگي ها و نگراني ها پي برد.

 

4- تلاش براي ايجاد نگرش مثبت نسبت به رياضيات ، تقويت اطمينان رياضي در افراد ، لذت بخش ساختن فعاليت هاي رياضي و آشناسازي فراگيران با منافع و کاربرد هاي علوم رياضي در جامعه و ساير علوم بشري. متأسفانه تلقين هاي اجتماعي در همه جا از جمله جامعه خودمان به گونه اي است که افراد حتي از نخستين روزهاي آغاز رياضيات مدرسه با نوعي هراس مواجه هستند که اين هراس طبعاً اضطراب آور است. بنابر اين وحشت زدايي و مبارزه با پيشداوري هاي منفي و يأس آور همواره بايد مورد عنايت مربيان رياضي و والدين باشد. ايجاد جو ارعاب و وحشت نسبت به رياضيات نه تنها فراگيران را به تلاش هاي جدي تر وادار نمي کند ، بلکه با بر انگيختگي هاي نابهنجار ، آنان را دچار مشکلات جدي ونفرت از کار رياضي مي کند. از سوي ديگر ، تقويت باورهاي دانش آموز نسبت به قابليت ها و ظرفيت هايش واينکه هر فردي با هوش و توانايي هاي متعارف قادر به انجام نسبي کار رياضي است ، در ايجاد نگرش مثبت نسبت به رياضيات و مسرت بخش ساختن کلاس درس رياضي تأثيري جدي دارد.

 

 5- شناخت دانش قبلي دانش آموز و رفع و ترميم کمبودهاي و مشکلات علمي فرد ، به ويژه به هنگام وارد شدن در عناوين جديد رياضي . اين عمل به نحو قابل ملاحظه اي موجب مي شود که فهم و يادگيري معنادار مفاهيم و مهارت هاي رياضي اتفاق افتد و از آموزش هاي غير معنادار و طوطي وار جلوگيري شود. به گفته اسکمپ (1989) يادگيري معنادار و احساس رضايت ناشي از آن بهترين پاداش براي فراگيران در فعاليت هاي رياضي است. آزوبل 1 معتقد است که براي آموزش بايد از محتواي دانش قبلي فرد آغاز کنيم با اين باور که واقعاً همه دانش آموزان ما يکسان نمي انديشند.


 6- اصلاح شيوه هاي سنتي و متعارف سنجش رفتار رياضي ( امتحان ). شيوه کاغذ مدادي ، معمول ما براي اندازه گيري دانش آموزان و دانشجويان ، آن هم گاه با يک بار امتحان ، شايد نه عادلانه باشد و نه علمي . بلکه بيم و هراس ناشي از شرکت و توفيق در امتحان هاي رياضي همواره از آغاز سال تحصيلي ذهن و انديشه فرد را به خود مشغول مي کند و طبعاً بسياري از فراگيران را به سمتي سوق مي دهد که تنها موفقيت آنان را در اين امتحان هاي رسمي و خشک فراهم آورد. انجمن رياضي معلمان آمريکا در سال 1995 بولتني را تحت عنوان معيارهاي سنجش براي رياضيات مدرسه 2 منتشر کرده است که مطالعه و توجه به آنها براي معلمان رياضي خالي از فايده نخواهد بود.

 

 7- اتخاذ شيوه آموزشي مناسب که اجمالاً مورد بحث قرار گرفت.

 

 8-انتخاب آزاد دسته اي از مسائل و تکليف هاي رياضي براي درگير شدن فراگيران و هدايت آنان براي انتخاب مسائلي که هم جذاب باشد و هم چالش انگيز. اين کار براي فراگيران اين فرصت را ايجاد خواهد کرد که خود برگزينند و مسئوليت هاي انتخاب خويش را نيز برعهده گيرند ، با اين شرط که اين انتخاب ها نهايي نيستند و آنان خود بايد موجب رشد احساس قدرت و اطمينان رياضي شان بشوند. واگذاري امور پژوهش متناسب با توانايي هاي فراگيران و همسو با برنامه هاي درسي نيز از جايگاه بالايي در تعليم و تربيت رياضيات برخوردار بوده و افزايش مشارکت فعال فراگيران را به همراه خواهد داشت و از نگراني هايشان مي کاهد.

 

 9- استفاده مناسب و بهينه از زمان درطول دوره تحصيل واراده براي کار و تلاش بيشتر. عدم تنظيم درست اوقات درسي وانباشته شدن مطالب براي روزهاي پاياني ترم بدون ترديد موجب افزايش نگراني واضطراب فراگيران خواهد شد. متأسفانه انباشتگي کتاب هاي درسي رياضي و غير رياضي در نظام آموزشي جديد ايران و زمان ناکافي و متناسب با حجم مطالب – در مقايسه با زمان نسبتاً فراخ نظام قبلي – براي آموزش و يادگيري ، هم معلمان و هم دانش آموزان را دچار نوعي اضطراب کرده است که طبعاً نقصان در عملکرد رياضي دانش آموزان را به همراه خواهد داشت.

 

 10- تحسين و قدر شناسي همواره يکي از مشخصه هاي فعاليت هاي هنري است ، به طوري که همواره هنرمندان هر چند در ارائه ايده ها و کارهاي خود دچار نقصان و اشتباه باشند باز هم از سوي جمعي مورد حمايت وتحسين قرار مي گيرند ؛در حالي که معمولاً تلاش هاي دانشمندان و شايد فعاليت هاي خستگي ناپذير رياضي دانان کمتر مورد ستايش عمومي واقع مي شود ، زيرا طبيعتاً زيبايي و عظمت کار آنان معمولاً نامريي است . مطمئناً مي توانيم به عنوان يک مربي رياضي با ارائه زيبايي هاي نامرئي کار برخي از رياضي دانان و نيز کار خود دانش آموزان ، آنان را به انگيزش براي تلاش بيشتر و انديشيدن بهتر وادار نماييم و بسيارند دانش آموزاني که در انجام تکاليف رياضي خود از شيوه هاي ابتکاري و زيبا بهره مي گيرند. مورد تحسين قرارد دادن اين شيوه ها و بيان زيبايي هاي آنها بدون ترديد موجب تقويت اطمينان رياضي افراد مي شود و رضايت بخشي حاصل از اين ارزش گذاري بهترين انگيزش براي کار و تلاش بي دغدغه و هراس آور خواهد بود . به علاوه ، دانش آموزان درس هاي ارزشمندي را از نحوه کار و زندگي و تلاش رياضي دانان حرفه اي خواهند آموخت. رياضي دانان ازاين مزيت انتخاب برخوردارند که چگونه و با چه کساني کار کنند ، درک اين امر براي فراگيران حائز اهميت است که اين اجازه را بيابند که خودشان کار کنند و يا با دوست و دوستاني همکاري هاي مفيد علمي داشته باشند.

 

 11- اصلاح و رفع اشتباهات درسي و علمي دانش آموزان در کلاس درس به کمک خود آنان و باطرح پرسش و پاسخ هاي مناسب وادار ساختن آنان به نوشتن بيشتر. واگذاري مسئوليت پيشرفت رياضي خوانها به خودشان امري است که امروزه بيش از پيش محققان آموزشي رياضي بر آن واقفند . در اين ميان آگاهي درست فراگيران از اشتباهات و بدفهمي هاي علمي در موقعيت هاي يادگيري و حل مسئله مي تواند به مثابه عاملي تعيين کننده در احساس مسئوليت براي رشد عملکرد رياضي آنان به حساب آيد. ضمن اينکه به خوداتکايي، خودباوري واطمينان رياضي افراد نيزکمک سودمندي خواهد کرد. به علاوه محترم بودن فراگير در نزد هم کلاس ها و احساس ايمني و امنيت در کلاس، خود عواملي کار آمد در اضطراب زدايي است.

 

 12- انجام مصاحبه و مشاوره هاي علمي با يادگيرنده گاني که به نوعي در معرض ابتلا به اضطراب شديد رياضي و عدم اطمينان رياضي هستند. شايد بتوان مدعي شد که معلمان مجرب و کار آمد بهترين کساني هستند که مي توانند مورد اعتماد دانش آموزان و دانشجويان قرار گيرند و با شناخت مشکلات هيجاني و رواني آنان، راه کارها اجرايي غلبه بر اين حالات را به کمک خود فراگيران بيابند و در تنش زدايي درسي آنان مؤثر افتند.

 

 مآخذ
 Reference Backhiuse T J,; Haggarty , h ; pirie,s.and Stratton ,J.(1992),London : Cassell. Benson , J. (1987). Causal components of test of anxiety in adelts : an exploratory study paper presented at the annual meeting of the society for Test Anxiety. Brush , L. R. (1978) .A validation study of the mathematics anxiety rating scale (MARS) .Elemantary and Psychigcal Measurment , 38, 485-490. Bueton , G .M ., and Russell , D.(1979) . Getting Cimfirtable with mathematics . Epemtaey school journal, 79, 129- 135. Buxton, L. (1981) . Do you panic about maths ? ( coping with maths anxiety ). Heinemann Educational. Clute , P.S.(1984) .Mathematiccs anxity , Intructional Mathod , and achivevement in a survey ciurse in college mathecatics . Joutmal for Research in Mathematics Education vol . 15. No. l , 50-58. Cornu , B. (1991).Limit .in advanced mathematical thinking .edited by tell. D., The Netherlands: Kluwer Academic Publishers. Darcs , S.(1988) Anxiety and working memory capacity . cognition and Emotion , 2,145-154. Ellis,H,C.and Hunt , R.R. (1993). Fundementals of Cognitive psychology . fifth edition ; V. S. : Brown & Benchmark (WCB)Publishers. Fennema, E.and Shorman , J.(1976). Fennema – Sherman Mathemationicc Attitude scales .JSAS: Catalog of selected Doocuments in Psychology , 6, 31. (MS.NO. 421). Ferguson , R.D.(1986). Abstracion Anxiety: A factor of mathematics anxiety. Journal For Research in Mathematics Education , 17,145-150. Hadfiel, d,O.D. (1986). Cognitive styles and mathematics anxiety among high school students (field- dependence / independence). Ed. D. Dissertation, Northern Arizona University (DAl 47/05A, P. 1590, Publication No: AAC 861739) Johnstone .A.H&El- Banna, H. (1986). Capacities , demands and processes . Education in Chemistry, May. Leon , B .C (1992).A study of prevalence and intensity of mathematics anxiety in college students and preservice and preservice teachers at Large Southern University .ph.D Thesis , The University of Tennessee (DAl- A 52/12, p.4253. Order No: AAC 9212735. Reyes, L.H. (1980). Attiudes and mathematics. In M .M. Lindquist (Ed.) , selected issues in mothematics education , p. 161-1824, Berkely, CA: McCutchan . Skemp. R.R.(1989).Mathematics in the primoary school . London : Routhedge. Statt, D.A. (1990). The Concicis dictionary of psychology . London : Routledge. Suinn,R,M.(1970).Anxiety, in sight and appreciation Mathematics Teaching 147.P.8-11.

 

سيد حسن علم الهدايي

18تير1382

مجله روان شناسي و علوم تربيتي

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 13:48  توسط | 
 
افرادي كه خودآگاهي عمومي دارند، از ديدگاه ديگران نسبت به خودشان آگاه هستند و افرادي كه خودآگاهي خصوصي دارند، از احساسات دروني خودآگاه هستند و مي‌توانند خود را به خوبي تحليل كنند.
چگونگي رفتار ما ريشه در نگاهمان نسبت به خودمان دارد. بايد بر اين نكته تاكيد كرد كه چنين تصويري مي‌تواند با افزايش سطح خودآگاهي فرد نسبت به توانايي‌هايش ، به تصويري مثبت و كارآمد تبديل شود و در پي آن رضايت و لذت او- با وجود تفاوت جسمي با ديگران- افزايش يابد؛ نگاه كن ببين من چه كار كردم...من اين كارها را خوب بلدم... آيا به درد دانشگاه رفتن مي‌خورم؟ آيا پدر و مادر خوبي هستم؟آيا از اين كار لذت خواهم برد و هزاران پرسش ديگر.

ما به طور مداوم و پيوسته در معرض پرسش‌هايي در مورد خودمان هستيم. هنگامي هم كه نسبت به طرح اين سئوالات ناآگاهيم، باز هم با طرح چنين پرسش‌هايي از خود، كارهاي مختلف را امتحان و از بعضي كارها اجتناب مي‌كنيم.

به عبارتي، پاسخ ما به اين پرسش‌ها، به سوالي بزرگتر و كلي‌تر باز مي‌گردد«من كيستم؟».پاسخ به اين سوال روشن مي‌كند كه انسان مي‌تواند درباره خود، توانايي‌هاو ويژگي‌هايش به دانش و آگاهي دست يابد. گرچه هر يك از ما پاسخ‌هاي متفاوتي به اين سوال مي‌دهيم اما پاسخ به سوال «من كيستم؟» محور بسياري از رفتارها و احساسات ماست.

به تعبير روانشناسانه، توانايي فرد در شناخت خود و آگاهي از خود به عنوان موجودي متمايز را «خودآگاهي»، و پاسخ به سوال «من كيستم؟» همان چيزي است كه خودپنداره ناميده مي‌شود. هرچه پاسخ افراد به سوال «من كيستم؟» دقيق‌تر باشد، فرد از توانايي خود از آگاهي بيشتري برخوردار خواهد بود. چگونگي برداشتي كه ما از خود داريم، نقشي مهم و زيربنايي در احساس رضايت از زندگي دارد. بنابراين، تقويت توانايي خودآگاهي و به تبع آن داشتن «خودپنداره‌اي» دقيق، مي‌تواند فرد را در جهت مقابله با مشكلات و حل آنها ياري دهد.

 خودپنداره چيست؟

خودپنداره، تصويري است كه ما از خود داريم، ما نظريه‌هايي درباره جهان مي‌سازيم كه به ما كمك مي‌كنند با موقعيت‌هايي كه روبه‌رو مي‌شويم، كنار بياييم. مهمتر از آن، ما به خلق نظريه‌هايي درباره خودمان نيز دست مي‌زنيم. اين نظريه‌ها را نظريه خويشتن مي‌ناميم و در اينجا آن را معادل خودپنداره فرض مي‌كنيم. چند ديدگاه در مورد چگونگي شكل‌گيري خودپنداره وجود د ارد:

 ديدگاه اجتماعي: در اين ديدگاه خود (self) محصولي اجتماعي است. گروهي از روانشناسان اجتماعي كه خود را «تعامل‌گرايان نمادين» يا كنش متقابل نمادي مي‌نامند، معتقدند كه افراد براساس اينكه ديگران در مورد آنها چه نظري دارند يا با آنها چگونه رفتارمي‌كنند، در مورد خود اظهارنظر مي‌كنند.

 هر فرد آگاهي مي‌يابد كه حوزه‌اي در ادراك ديگري است و با دروني‌سازي آن بر خود نيز به عنوان موضوعي در حوزه ادراكي خويشتن آگاه مي‌شود. به عنوان مثال، اگر ديگران به من بگويند كه فردي باهوش و بالياقت هستم، من خود را فردي باهوش خواهم دانست و اگر اطرافيان مرا فردي كند ذهن و ناتوان بدانند، من نيز خود را ناتوان مي‌پندارم.

در اين ديدگاه، آنچه اهميت دارد نظر ديگران در مورد ماست. محيط بيروني، ساختار كلان اجتماعي،‌ همانند سازي، تعاملات بين فردي و ايفاي نقش از عوامل اصلي شكل دهنده خود هستند. شايد بتوان با اغماض چنين گفت كه در اين ديدگاه، تصويري كه ديگران از ما دارند، همان خودپنداره ماست. «ما گرايش داريم خود را چنان ببينيم كه ديگران ما را مي‌بينند.»

ديدگاه شناختي: در اين ديدگاه مطرح مي‌شود كه در ارزشيابي‌هايي كه ديگران در مورد ما دارند، انتخاب‌ها و تفسيرهاي خود ما نيز نقش دارند. به عبارتي، هر تصوير بيروني از خلال صافي درون مي‌گذرد.

در اين ديگاه خودپنداره،‌تفسيري است كه ما از خودمان داريم. آنچه در اين ديدگاه محور اصلي شكل‌گيري خودپنداره است، خود به عنوان يك ساختار شناختي است. در واقع، برخلاف ديدگاه اجتماعي كه خودپنداره هر فردي فقط و فقط حاصل تصاوير و تعبيرهاي ديگران از او بود، در اينجا اين خود فرد است كه با بازسازي و تفسير تصاوير ديگران، خودپنداره‌اش را شكل مي‌دهد.

ديدگاه شناختي – اجتماعي : همانطور كه از نام اين ديدگاه برمي‌آيد، تركيبي از نظريات شناختي و اجتماعي است. در اين ديدگاه، خود حاصل تفسيري است كه فرد از تصاوير ديگران از خودش دارد. به عبارتي، علاوه بر آنكه ديدگاه ديگران در مورد ما اهميت دارد، تفاسيري كه ما نيز از ديدگاه ايشان داريم حائز اهميت است. در اينجا، خودپنداره نه محصول فرد به تنهايي و نه محصولي اجتماعي است، كه تركيبي از هر دو است. ديدگاه ما در اينجا، ديدگاه شناختي- اجتماعي است.

اهميت و كاربرد خودپنداره

 تصور كنيد كه پاسخ به سوال «من كيستم؟» را نمي‌دانيد، آنگاه براي تصميم‌گيري هيچ اصل و مبنايي نداريد. بنا به اعتقاد بسياري از روانشناسان، ميزان شناختي كه ما از خودمان داريم و نيز نحوه نگريستن ما به خودمان، مبناي بسياري از تصميم‌ها و رفتارهاي ماست.

به عنوان مثال،‌اگر كنسرتي در سالن بزرگ شهر در حال اجرا باشد، ما براساس شناختي كه از خودمان داريم، درباره نرفتن يا رفتن به آن كنسرت تصميم مي‌گيريم. از اين‌رو، خودپنداره مي‌تواند نقش يك راهنما و نقشه را براي ما بازي كند.

 به همين دليل دقت، صحت و واقع بيني آن از اهميت بسياري برخوردار است. دقت خودپنداره به ما كمك مي‌كند تا نسبت به اشتباهات خود واقع‌بين باشيم، مسئوليت رفتارهايمان را بپذيريم و بي‌آنكه بين مسئوليت‌پذيري و سرزنش خود در حال نوسان باشيم، عملكرد خود را دقيقا ارزيابي كنيم. در مجموع، خودپنداره دقيق به ما كمك مي‌كند تا عملكرد بهتري داشته باشيم. براي ترسيم خودپنداره دقيق مي‌توانيم آن را درچهار سطح زيستي،‌رواني، اجتماعي و فرهنگي بررسي كنيم.

 سطح زيستي: تصويري است كه از جسم خود داريم. قد، وزن، رنگ مو و...؛ تمام ويژگي‌هاي فيزيكي وجسماني ما در اين حوزه قرار مي‌گيرند.

 سطح رواني: شامل ويژگي‌هاي روحي و حالات رواني ما هستند. خوشحالي، لجاجت،پشتكار و... ديگر صفاتي كه شخصيت ما را شكل مي‌دهند، در اين بخش جاي مي‌گيرند.

 سطح اجتماعي: نقش‌هاي متفاوتي كه ما در اجتماع بازي مي‌كنيم مثل دانشجوبودن، فرزند خانواده بودن، معلم بودن، همسايه بودن و... در اين حوزه قرار مي‌گيرند. بديهي است كه به ازاي هر نقش،‌ رفتار متفاوتي داريم و كساني در ارتباطات موفق هستند كه بتوانند از عهده نقش‌هاي متفاوت برآيند و براي هر نقش رفتار ويژه آن را تعريف كنند.

سطح فرهنگي: خودپنداره فرد در سطح فرهنگي پاسخي است كه به سوال «چرا زنده‌اي؟» و يا «هدف از زندگي چيست؟» مي‌دهد. براي ترسيم خودپنداره‌اي دقيق، بهتر است كه به جاي استفاده از صفت‌هاي مثبت و منفي، از عبارات توصيفي و رفتاري استفاده كنيم.

 به عنوان مثال، به جاي آنكه بگوييم «قد من كوتاه است» بگوييم «قد من 160 سانتي متر است» يا در سطح رواني، به جاي آنكه بگوييم «من پرخاشگرم» از عبارت «من وسايل خانه را مي‌شكنم» استفاده كنيم.

 ويژگي‌هاي خودپنداره كارآمد

 خودپنداره‌اي از كاركرد لازم و مفيد برخوردار خواهد بود كه داده‌هاي حاصل از تجربه را كسب كند و به عبارتي، منطبق بر واقعيت باشد. مثلا اگر ما تصور كنيم كه دانشجوي خوبي هستيم اما دربسياري از امتحانات موفق نبوده‌ايم،‌به معناي آن است كه خودپنداره ما مبتني بر واقعيت نيست و شايد ما در حال خودفريبي باشيم.

 علاوه بر اين بهتر است كه به جاي كلي‌گويي، از ويژگي‌هاي اختصاصي خود آگاه باشيم. مثلا به جاي آنكه بگوييم:«من فردي فرهنگ دوست هستم» يا «من از فعاليت‌هاي فرهنگي خوشم مي‌آيد» بگوييم:«من از نمايشنامه‌نويسي خوشم مي‌آيد»

تعادل لذت- درد

 اگر فردي تصور كند كه مي‌تواند مشكلات زناشويي‌اش را به تنهايي حل كند اما هر روز دعوا داشته باشند، خودپنداره‌اش از كاركرد ضعيفي برخوردار خواهد بود.

زيرابرخلاف تصويري كه از خود دارد، در واقعيت به جاي آنكه از روابط زناشويي‌اش لذت ببرد، در آن رنج مي‌كشد. مثالي ديگر، اگر فرد تصور كند از سينما رفتن لذت مي‌برد و بعد لحظات خوبي را درسينما تجربه كند، چنين فردي از خودپنداره‌اي كارآمد برخوردار خواهد بود. در واقع منظور اين است كه اگر فعاليت‌هايي را كه از آن لذت مي‌بريم و باعث رنجش و ناراحتي‌مان مي‌شود، بشناسيم به اين ترتيب، به گونه‌اي رفتار خواهيم كرد كه با خودمان در تضاد نخواهيم بود.

عزت نفس

اگر خودپنداره ما فقط شامل صفات منفي باشد، در اين حالت عزت نفس پاييني را تجربه خواهيم كرد. از اين‌رو، خودپنداره‌اي كارآمد خواهد بود كه تركيبي از صفات خوب و بد باشد. اگر اين سه ويژگي‌ همزمان حضور داشته باشند، خودپنداره فرد از كارايي لازم برخوردار خواهد بود. اما اگر فردي، به عنوان مثال،‌تصور كند كه مدير خوبي است( در ظاهر چنين تصوري احساس خوب بودن به ما مي‌دهد) اما، پروژه‌هايش طبق برنامه اجرا نشود و همكارانش از او ناراضي باشند، خودپنداره چنين فردي فاقد ويژگي نخست- جذب داده‌هاي ناشي از تجربه- است. همين‌طور تعادل لذت- درد نيز برقرار نيست.

 به خاطر داشته باشيم كه خودپنداره، نه خوب است و نه بد. تصويري كه ما از خود داريم، به خودي خود بار ارزشي ندارد. اين ما هستيم كه آن را ارزشگذاري مي‌كنيم و به واسطه ارزشي كه به آن مي‌دهيم، احساس ارزشمندي يا بي‌ارزشي مي‌كنيم. 
  
 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 13:47  توسط | 
 
شب است و در خانه تنها نشسته اي. هيچ صدايي به گوش نمي رسد. اما ناگهان در اتاقت با صداي بلندي باز مي شود. احساس مي كني از شدت ترسش توانايي هيچ حركتي را نداري.

دستهايت يخ شده اند اما خيلي زود وقتي مي فهمي باد شديدي كه بيرون مي وزد در را باز كرده آرام مي گيري.

همه ما در طول عمرمان بارها و بارها ترس را تجربه كرده ايم. ترس از اينكه ممكن است زندگيمان را از دست دهيم همواره با ماست.

ترس چيست؟

ترس رشته اي از عكس العملها در مغز است كه با واكنشهاي عصبي آغاز و با آزاد شدن مواد شيميايي در بدن كه باعث بالا رفتن ضربان قلب و سرعت بالاي تنفس  مي شوند پايان مي پذيرد.

مغز يك سيستم بسيار پيچيده است. بيش از صد بيليون سلولهاي عصبي در آ» وجود دارند كه باعث مي شوند كه ما احساس و فكر و عمل داشته باشيم.. بعضي از اين رفتارهاي عصبي ناخودآگاه بوجود مي آيند و ترس و واكنشهاي آن يكي از آنهاست. در مغز ما بخشهاي مختلفي وجود دارد كه باعث واكنش ما به ترس مي شود اما چند بخش مهم كه محققان به آنها اشاره مي كنند شامل موارد زير است:

تالاموس: تصميم مي گيرد كه واكنشها در كجا ظاهر شوند ( چشمها يا دهان و ..)

قشر حسي:  اطلاعات حسي را تفسير مي كند

هيپوكامپوس: اطلاعات موجود در مغز در رابطه با ترس را دوره مي كند

آميگدالا: احساسات را كشف كرده و احتمال خطر را بررسي مي كند. اطلاعات مربوط به ترس را ذخيره مي نمايد

هيپوتالاموس: عمل و عكس العمل را فعال مي نمايد.

بوجود آمدن ترس:

در واقع احساس ترس در دو شكل وجود دارد. حالت "راه كوتاه: و "راه بلند" كه هردوي آنان ناخود آگاه هستند. در حالت كوتاه همه چيز خيلي سريع و با وجود يك محرك صورت مي گيرد اما در راه بلند امكان تحليل ماجرا وجود دارد.

همان مثال بالا را در نظر بگيريد. زماني كه در اتق شما به طور ناگهاني باز مي شود . اينكه شما تصور كنيد اين اتفاق به خاطر ورود يك دزد به منزلتان صورت گرفته و يا اينكه باد آنرا باز كرده است موجود دارد اما در حالت راه كوتاه شما اولين چيزي را كه به مغزتان خطور مي كند در نظر مي گيريد و هيچ تحليلي روي آن نداريد. اطلاعات با شنيدن صدا به تالاموس شما منتقل مي شود در اين لحظه مشخص نيست كه سيگنالهاي دريافتي مربوط به ترس است يا خير. بنابر اين فورا به آميگدالا منتقل مي گردد.

آميگدالا به هيپوتالاموس دستور ميدهد كه حالت دفاع و عكس العمل را توليد كند تا شما بتوانيد از خود دفاع كنيد.

در حالت "راه بلند" مسائل كمي متفاوت است. در حالي ه شما احساس خطر كرده ايد مغز شروع به تحليل مي كند و احتمتلات را در نظر مي گيرد. آيا باز شدن ناگهاني در منزل شما به خاطر ورود يك دزد است و يا اينكه وزش باد مسبب آن بوده است. در اين حالت اطلاعات توسط تالاموس به  قشر حسي فرستاده مي شود تا مورد تحليل واقع گردد. پس از آن اطلاعات راهي هيپوكامپوس مي شوند تا سوالات مخصوص پاسخ داده شود. سوالات از اين دسته هستند: آيا من تا كنون با چنين موردي برخورد كرده ام؟ در مورد قبلي اين صدا مربوط به چه موضوعي مي شده است؟ پس از تحليل اطلاعات به آميگدالا فرستاده مي شود و آنجاست كه آميگدالا آن را به هيپوتالاموس دستور مي دهد كه حالت دفاعي را در نظر بگيرد يا خير.


چرا مي ترسيم؟

اگر ما احساس ترس را نداشته باشيم مطمئنا زمان زيادي را زنده نخواهيم بود. ممكن است مارهاي سمي را در دست بگيريم يا اينكه بدون نگاه كردن به اطراف از خيابان بگذريم كه هر دو حال ممكن است زنده نمانيم.

در قرن 19 ميلادي  اين سوال مطرح شد كه چرا زماني كه مي ترسيم دهان خود را باز مي كنيم و يا اينكه چشمهايمان كاملا باز مي شوند. برخي معتقد بودند كه اين موضوع به خاطر هديه ايست كه خداوند به ما داده است تا بتوانيم ترس خود را نشان دهيم كه فرضيه اي درست است در واقع انقباض عضله هاي ما در هنگام ترس باعث مي شود كه حالت صورت ما تغيير يابد.

در واقع احساس ترس همان هديه خداوند است كه باعث مي شود ما مراقب خود باشيم و از هر نوع اتفاقي كه ممكن است زندگي ما را به خطر بيندازد دوري كنيم. و اين اتفاق كاملا غير ارادي است.

-ترس با شرايط:

همان ترسي است كه بعضي از مردم زماني كه يك سگ را مي بينند انگار غولي ترسناك را ديده اند و برخي ديگر مي توانند اين موجود را در خانه هايشان نگهداري كنند. اين اتفاق دليل دارد. شخصي كه در كودكي يك بار توسط سگ تهديد شده باشد حتي اگر در سن بلوغ بار ديگر سگي را ببيند خواهد ترسيد زيرا آميگدالا به او مي گويد كه اين همان موجودي است كه در بچگي به او آسيب رسانده و يا موجب ترس وي شده است.

از چه مي ترسيم؟

تحقيقي كه دو سال قبل انجام شده است نشان مي دهد كه معمولا انسانها هميشه از چند خطر مي ترسند:

جنگ-  عنكبوت- مرگ- رد شدن در هر كاري- ارتفاع- خشونت- تنهايي- آينده- جنگ هسته اي

در اين تحقيق آمده است كه ترس از حيوانات همواره در انسانها وجود داشته است بطور مثال اكثر ما هرگز مار را در زندگي نديده ايم اما از آْن مي ترسيم. پس اين ترس كاملا غريضي است.

علاوه بر ترسهايي از چنين قبيل كه در تمام مردم دنيا وجود دارد ترس هايي هم منطقه اي هستند. بطور مثال مزرعه داران همواره از وقوع سيل مي ترسند و يا اينكه افرادي كه كشور آنها روي خط زلزله قرار دارد همواره در فكر آن هستند كه اين اتفاق برايشان رخ ندهد.

درست است كه ترس يكي از عوامل نجات دهنده جان انسانهاست اما به ياد داشته باشيم كه ترس بيش از حد نيز آزار دهنده است. بالا رفتن فشار خون كه معمولا در پي ترس بوجود مي آيد اگر بخواهد هر روزه باشد مي تواند موجب بيماري گردد.

چطور نترسيم؟

در حالي كه تحقيقات نشان مي دهند كه ما روزانه با ترس مواجه هستيم راههايي نيز وجود دارد كه با ترسهايي كه بي مورد در ما حضور پيدا مي كنند مقابله كنيم.

هشت راه براي مقابله با ترس:

- مهم نيست كه شما چرا مي ترسيد. فكر كردن در اين رابطه مشكلي را حل نمي كند. پس سعي نكنيد كه دنبال علل ان باشيد زيرا فرصت مقابله با آن را از شما مي گيرد.

-چيز هايي را كه شما را مي ترساند شناسايي كنيد. اگر در مورد چيزهايي كه از انها مي ترسيد اطلاعات داشته باشيد نا خود آگاه ترس خود را كم كرده ايد.

-تمرين كنيد: اگر چيزي وجود دارد كه از آن مي ترسيد سعي كنيد آنرا با كوچك كردنش در ذهنتان تحليل كنيد.

- كسي را كه نمي ترسد پيدا كنيد: اگر شما از موضوعي مي ترسيد و فردي را مي شناسيد كه از آن موضوع نمي ترسد با او صحبت كنيد و سعي نماييد كه ساعاتي را با او سپري نماييد.

 

-از آن صحبت كنيد:  از آنچه كه مي ترسيد صحبت كنيد اين كار ترس شما را از موضوع كم مي كند.

-با خود بازي فكري داشته باشيد: اگر شما از اينكه در مقابل افراد سخنراني كنيد مي ترسيد احتمالا به اين خاطر است كه از قضاوت شدن واهمه داريد. در ذهن خود تصور كنيد كه شما را براي قضاوت كردن در مورد آنها در نظر گرفته اند به اين صورت كارتان راحتتر خواهد شد

-ترس خود را بيشتر نكنيد: اگر از بلندي ها مي ترسيد سعي نكنيد كه هميشه طبقه 14 يك ساختمان بلند را در نظر بگيريد. شما تا وقتي بخواهيد مي توانيد در طبقه همكف باقي بمانيد.

-كمك بخواهيد: اگر تصور مي كنيد كه ترس شما از برخي موضوعات بيش از حد است كمك بگيريد. روانشناسان به خوبي علل آنرا ريشه يابي مي كنند و كمكتان مي كنند.
  
     

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 13:46  توسط | 

 
نسخه شماره 1-                         دارو :  پیاز ( Allium  cepa)

مقدر مصرف : 50تا 100 گرم

طرز تهیه و استعمال  : مقدر فوق را روزی 2 مرتبه همراه غذا میل کنید .

نسخه شماره 2-                         دارو :  زعفران ( Crocus sativus)

مقدر مصرف : 0/5 تا 1 گرم

طرز تهیه و استعمال  : مقدر فوق را  همراه غذا میل کنید .

نسخه شماره 3-                         دارو : تمام گیاه کرفس ( Apium graveolens)

مقدر مصرف : 2 تا 5 گرم همراه غذا بصورت خام مصرف کنید .

نسخه شماره 4-                         دارو : تخم تره 0 Allium porrum)

مقدر مصرف : 1 تا 2 گرم

مقدر فوق را با یک لیوان شیر چند روز متوالی میل کنید .

نسخه شماره 5-                         دارو : موسیر  ( Allium ascalonicum)

مقدر مصرف : 10 تا 20 گرم

طرز مصرف : همراه غذا میل کنید

نسخه شماره 6-                          دارو : پوست دراچین ( Cinnamomum zeylanicum )

مقدر مصرف : 2 تا 5 گرم

طرز تهیه: مقدر فوق را که قبلا کوبیده شده باشد در یک لیوان آب جوش ریخته مدت نیم ساعت باقی بگذارید تا دم بکشد سپس آنرا صاف كرده روزی سه بار هر بار یک فنجان میل کنید .

مقدر فوق را می توانید همراه غذا میل کنید .

نسخه شماره 7-                          دارو : تمام گیاه مارچوبه ( Asparagus officinalis)

مقدر مصرف : 2 تا 4 گرم

طرز تهیه : مقدر فوق را که قبلا کوبیده شده باشد در یک لیوان آب جوش ریخته مدت نیم ساعت باقی بگذارید تا دم بکشد سپس آنرا صاف كرده روزی سه بار هر بار یک فنجان میل کنید .

توجه : ضمنا گیاهان زنجبیل ، چوب چینی ، درچینی وانیل و ثعلب که بومی ایران نیست جهت قوه باه بکار برده می شود .
 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 13:40  توسط | 
نسخه شماره 1- دارو جهت دردهای ماهیانه بانوان

گیاه اکلیل الجبل ( اکلیل کوهی )                 یک قسمت

گیاه کیسه کشیش                                   یک قسمت

پوست بید                                               دو قسمت

طرز تهیه و مقدر مصرف :

 یک قاشق غذا خوری از مخلوط فوق را که قبلا خرد شده باشد در یک لیوان آب جوش ریخته به مدت نیم ساعت باقی بگذارید تا دم بکشد . سپس آنرا صاف كرده روزی دو بار هر بار یک فنجان میل کنید .

 

نسخه شماره 2- داروی قاعده آور

سداب                     0/1 گرم

صبر زرد                   0/05 گرم

زعفران                  0/1 گرم

افسنطین              0/1 گرم

طرز تهیه و مقدر مصرف :

داروهای فوق را پس از نرم كردن با هم مخلوط كرده و بصورت یک کاشه درآورده سپس دو تا سه کاشه در 24 ساعت به مدت 4 تا 5 روز تا باز شدن قاعده گی میل شود .

 

نسخه شماره 3- دارو جهت دردهای قاعدگی

گل بابونه            20 گرم

بادرنجبويه           10 گرم

طرز تهیه و مقدر مصرف :

 یک قاشق غذا خوری از مخلوط فوق را که قبلا خرد شده باشد در یک لیوان آب جوش ریخته به مدت نیم ساعت باقی بگذارید تا دم بکشد . سپس آنرا صاف كرده روزی دو بار هر بار یک فنجان میل کنید .

 

نسخه شماره 4- دارو جهت دردهای قاعدگی ( همراه با یبوست )

بابونه                 20 گرم

بادرنجبويه          10 گرم

برگ سنا           10 گرم

رازیانه               10 گرم

طرز تهیه و مقدر مصرف :

 یک قاشق غذا خوری از مخلوط فوق را که قبلا خرد شده باشد در یک لیوان آب جوش ریخته به مدت نیم ساعت باقی بگذارید تا دم بکشد . سپس آنرا صاف كرده روزی دو بار هر بار یک فنجان میل کنید .

 

نسخه شماره 5- داروی قاعده آور ( همراه با درد )

بومادران              20 گرم

زعفران               0/1 گرم

بابونه                 20 گرم

بادرنجبويه           10 گرم

طرز تهیه و مقدر مصرف :

 یک قاشق غذا خوری از مخلوط فوق را که قبلا خرد شده باشد در یک لیوان آب جوش ریخته به مدت نیم ساعت باقی بگذارید تا دم بکشد . سپس آنرا صاف كرده روزی دو بار هر بار یک فنجان میل کنید .

 

نسخه شماره 6- داروهای قاعده آور ( همراه با یبوست )

بابونه                 20 گرم

بومادران             20 گرم

بادرنجبويه           10 گرم

نعناع                  5 گرم

سنا                  25 گرم

طرز تهیه و مقدر مصرف :

 یک قاشق غذا خوری از مخلوط فوق را که قبلا خرد شده باشد در یک لیوان آب جوش ریخته به مدت نیم ساعت باقی بگذارید تا دم بکشد . سپس آنرا صاف كرده روزی دو بار هر بار یک فنجان میل کنید .
 
 
  نسخه هاي تك دارويي
نسخه شماره 1-  دارو جهت عوارض یائسگی

                       دارو : ریشه سنبل الطیب  ( Valeriana species)

مقدر مصرف :2  تا 4  گرم

  طرز تهیه  :  مقدر فوق را که قبلا کوبیده شده باشد در یک لیوان آب جوش ریخته به مدت نیم ساعت باقی بگذارید تا دم بکشد سپس آنرا صاف كرده  روزی سه بار هر بار یک فنجان میل کنید .

نسخه شماره 2-  داروی ضد دردهای قاعدگی

                       دارو : تمام گیاه علف چای ( هوقاریقون )     ( Hyperiarm perforatom)

مقدر مصرف :2  تا 4  گرم

  طرز تهیه  :  مقدر فوق را که قبلا کوبیده شده باشد در یک لیوان آب جوش ریخته به مدت نیم ساعت باقی بگذارید تا دم بکشد سپس آنرا صاف كرده  روزی سه بار هر بار یک فنجان میل کنید .

نسخه شماره 3-  داروی قاعدگی 

                       دارو : برگ بادرنجبويه ( Melissa officinalis)

مقدر مصرف :2  تا 4  گرم

  طرز تهیه  :  مقدر فوق را که قبلا کوبیده شده باشد در یک لیوان آب جوش ریخته به مدت نیم ساعت باقی بگذارید تا دم بکشد سپس آنرا صاف كرده  روزی سه بار هر بار یک فنجان میل کنید .

نسخه شماره 4-  داروی جهت اختلالات قاعدگی مزمن

                       دارو : برنجاسف ( شویلا )    ( Artemisia vulgaris)

مقدر مصرف :2  تا 4  گرم

  طرز تهیه  :  مقدر فوق را که قبلا کوبیده شده باشد در یک لیوان آب جوش ریخته به مدت نیم ساعت باقی بگذارید تا دم بکشد سپس آنرا صاف كرده  روزی سه بار هر بار یک فنجان میل کنید .

نسخه شماره 5-  دارو جهت عوارض زنانه

                       دارو : هلیله کابلی  ( Terminulia chebyla)

مقدر مصرف :2  تا 4  گرم

  طرز تهیه  :  مقدر فوق را که قبلا کوبیده شده باشد در یک لیوان آب جوش ریخته به مدت نیم ساعت باقی بگذارید تا دم بکشد سپس آنرا صاف كرده  روزی سه بار هر بار یک فنجان میل کنید .

نسخه شماره 6-  دارو ی قاعده آور

                       دارو : گل گیاه گل گندم  ( Centaurea cyamus)

 طرز تهیه و استعمال  :  مقدر فوق را که قبلا کوبیده شده باشد در یک لیوان آب جوش ریخته به مدت نیم ساعت باقی بگذارید تا دم بکشد سپس آنرا صاف كرده  روزی سه بار هر بار یک فنجان میل کنید .

نسخه شماره 7-  دارو جهت دردهای قاعدگی

                       دارو : سیر  ( Allium sativum)

مقدر مصرف :2  تا 4  گرم

  طرز تهیه  :  مقدر فوق  را که قبلا کوبیده شده باشد همراه غذا میل کنید یا 3 الی 4 پیاز آن را همراه غذا میل کنید .

نسخه شماره 8-  دارو جهت دردهای قاعدگی

                       دارو : دانه شنبلیله  ( Trigonella foenum - graecum)

مقدر مصرف :2  تا 4  گرم

  طرز تهیه  :  مقدر فوق را که قبلا کوبیده شده باشد در یک لیوان آب جوش ریخته به مدت نیم ساعت باقی بگذارید تا دم بکشد سپس آنرا صاف كرده  روزی سه بار هر بار یک فنجان میل کنید .

نسخه شماره 9-  دارو جهت دردهای قاعدگی

                       دارو : گل یا تمام گیاه بومادران  ( Achillea species )

مقدر مصرف :2  تا 4  گرم

  طرز تهیه  :  مقدر فوق را که قبلا کوبیده شده باشد در یک لیوان آب جوش ریخته به مدت نیم ساعت باقی بگذارید تا دم بکشد سپس آنرا صاف كرده  روزی سه بار هر بار یک فنجان میل کنید .

توجه : این دارو علاوه بر این به عنوان ضد خونریزیهای قاعدگی مورد استفاده قرار می گیدر .

نسخه شماره 10-  داروی مفید در مورد زیاد شدن زمان قاعدگی

                       دارو : برگ یا ریشه یا دانه تمام گیاه گزنه  (  Urtica dioica)

مقدر مصرف :2  تا 4  گرم

  طرز تهیه  :  مقدر فوق را که قبلا کوبیده شده باشد در یک لیوان آب جوش ریخته به مدت نیم ساعت باقی بگذارید تا دم بکشد سپس آنرا صاف كرده  روزی سه بار هر بار یک فنجان میل کنید .

نسخه شماره 11-  داروی قاعده آور

                       دارو : جعفری  ( Apium petroselinum)

مقدر مصرف :2  تا 4  گرم

  طرز تهیه  :  مقدر فوق را که قبلا کوبیده شده باشد در یک لیوان آب جوش ریخته به مدت نیم ساعت باقی بگذارید تا دم بکشد سپس آنرا صاف كرده  روزی سه بار هر بار یک فنجان میل کنید . یا همراه غذا چند روز قبل از قاعدگی گیاه تازه آن را میل کنید .

نسخه شماره 12-  داروی قاعده آور

                       دارو : شاهی  ( Lepidium sativum )

روش و مقدر مصرف : چند روز قبل از تاریخ قاعدگی همراه غذا مقدری شاهی تازه میل کنید .

نسخه شماره 13 -  داروی ضد اختلالات قاعدگی

                       دارو : مرزه ( Saturea hortensis)

مقدر مصرف :2  تا 4  گرم

  طرز تهیه  :  مقدر فوق را که قبلا کوبیده شده باشد در یک لیوان آب جوش ریخته به مدت نیم ساعت باقی بگذارید تا دم بکشد سپس آنرا صاف كرده  روزی سه بار هر بار یک فنجان میل کنید .

نسخه شماره 14 -  داروی قاعده آور

                       دارو : میوه یا تمام گیاه  رازیانه ( Foeniculum vulgaris )

مقدر مصرف :2  تا 4  گرم

  طرز تهیه  :  مقدر فوق را که قبلا کوبیده شده باشد در یک لیوان آب جوش ریخته به مدت نیم ساعت باقی بگذارید تا دم بکشد سپس آنرا صاف كرده  روزی سه بار هر بار یک فنجان میل کنید .

توجه : این دارو علاوه بر این بعنوان راحت کننده عمل زایمان نیز استفاده می شود .

نسخه شماره 15 -  داروی قاعده آور

                       دارو : تمام گیاه سداب ( Ruta graveolens)

مقدر مصرف :0/5 تا 1  گرم

  طرز تهیه  :  مقدر فوق را که قبلا کوبیده شده باشد در یک لیوان آب جوش ریخته به مدت نیم ساعت باقی بگذارید تا دم بکشد سپس آنرا صاف كرده  روزی سه بار هر بار یک فنجان میل کنید .

توجه : این دارو علاوه بر این  خاصیت ضد خونریزیهای رحمی را نیز درا می باشد .
 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 13:36  توسط | 

رب اجعلنی مقیم الصلوه و من ذریتی ربنا و تقبل دعاء
پروردگارا ! من و فرزندانم را از اقامه كنندگان نماز قرار ده و دعای مرا قبول فرما.
سوره مباركه ابراهیم ـ آیه شریفه 40
عبارت مشهور"العلم فی الصغر، كالنقش فی الحجر"(دانش در كودكی، مانند نقش پایدار در سنگ است)، امروزه با پیشرفت دانش پزشكی و روان پزشكی و به خصوص با پیدایش روان كاوی توجیه كامل علمی پیدا كرده است.
روان شناسی مدرن، با تداعی از مكتب روان كاوی فروید و نظریات "ژان پیاژه"، "جان باولف" و بسیاری از دانشمندان دیگر، به ما می گوید كه مهم ترین دوران زندگی بشر كه به وجود آورنده شخصیت نهایی او خواهد بود، دوران كودكی است. بر این اساس هر قدمی كه در جهت ایجاد سلامت روانی اطفال برداشته شود، به نوبه خود سبب ایجاد جامعه ای سالم و موفق خواهد شد.
اما بزرگ ترین موهبتی كه ممكن است در جهت ایجاد سلامت روانی نصیب یك طفل نورسیده گردد، پای گذاشتن او در خانواده ای مؤمن و  نمازگزار است.


تعالیم آیین حیات بخش اسلام كه حتی كوچك ترین مسائل بشری را بدون پاسخ نگذاشته است، از همان بدو تولد نوزاد برای او برنامه ها و روش های متعددی دارد كه عمل به آنها ضامن سعادت و سلامت همیشگی انسان است.
از جمله در بعد سلامت روانی، آیین اسلام به والدین و به خصوص پدر، مؤكداً حكم كرده است كه مثلاً نام نیك بر بچه بگذارند(1) و امروز علمای روان شناسی متفقاً به این نتیجه رسیده اند كه چگونه نام یك كودك در شكل گیری شخصیت او تأثیر گذار است و چگونه یك نام بد ممكن است،موجبات تحقیر كودك(مثلاً تمسخر او توسط همسالان) و در نتیجه تزلزل شخصیتش گردد و یا هنگامی كه روان كاوی در قرن بیستم، حكایت از حضور تظاهرات نهفته اما مقتدر جنسی در  وجود اطفال می كند ، آنگاه مفهوم عمیق آن بخش عظیم از احادیث و روایات معصومین(ع) كه مثلاً بوسیدن دختران توسط مرد نامحرم را بعد از 5 ، 6 سالگی منع كرده اند.(2)
در هر صورت كودكی كه در خانواده مؤمن و نمازگزار به دنیا می آید و زمزمه حیات بخش اذان و اقامه در گوش راست و چپش نخستین نغمه زندگی او می گردد، كودكی است كه گام در مسیری سعادت بخش گذاشته است.
تغذیه كودك تا دو سال به وسیله شیر مادر و بهره مندی كامل او از آغوش پر مهرش كه یك موهبت اسلامی است به او ایمنی محیر العقولی در مقابل بخش عظیمی از بیماری های روانی می بخشد، مثلاً احتمال اضطراب یا افسردگی كه بر اثر جدایی از مادر به وقوع می پیوندد، بسیار كم می شود. چرا كه امروزه روشن شده است اكثر كسانی كه به دام مهلك اعتیاد گرفتار می آیند كسانی هستند كه در كودكی، از شیر و آغوش مادران شان محروم بوده اند.(3)
شیوع اسكیزوفرنی كه خطرناك ترین و مهلك ترین بیماری در روان پزشكی است در بچه های خانواده های مسلمان و نمازگزار بسیار کم است، چرا كه علم امروز ثابت كرده است كه بروز اسكیزوفرنی، ارتباط معنی داری با وجود سیستم زن سالاری در اداره خانواده ها دارد(4) که مسلماً در خانواده های نمازگزار، با رعایت اصول درخشان قرآنی، از قبیل(الرجال قوامون علی النساء) و رد صریح و قاطع سیستم شوم "زن سالاری‌"، قدم بزرگی در جهت كاهش میزان ابتلا به این اختلال برداشته می شود.
همچنین درباره آثار مثبت و متعدد، قانون مؤكد اسلامی مبنی بر آزاد گذاشتن كامل كودكان تا سن 7 سالگی و پرهیز از تنبیه و محدودیت برای آنها می توان تعمق بسیار نمود.
اما بعد دیگر،تأثیری است كه نماز به طور مستقیم بر حالات روانی اطفال دارد و آن بر اثر نماز خواندن خود كودك حاصل می شود.


شروع نماز در سنین كودكی سبب می شود كه او این صفت حسنه را به صورت یك عادت معمول و سازنده در جسم و روان خود، ملكه نماید و جزو برنامه های همیشگی زندگی خود، قرار دهد و در نتیجه از همه فواید نماز، در بعد سلامت روانی در آینده برخوردار گردد.
به علاوه با شروع نماز در دوران كودكی، مفاهیمی مثل خدا و مذهب و دستوراتی مثل تعالیم اسلامی، چنان در ذهن پذیرنده و شفاف كودك كه هنوز سنگینی و تیرگی گناهان ظرفیت های فكری و مغزی او را آلوده نكرده است، جای می گیرد كه امكان شك و تردید در این زمینه در آینده بسیار كاهش می یابد.
این نكته به خصوص باید مورد توجه خانواده هایی قرار گیرد كه با وجود آن كه خود را مسلمان می دانند اما وقتی كه فرزندشان به سن تكلیف می رسد او را به بهانه این كه:
"هنوز خیلی كوچك است !" به خواندن نماز تشویق نمی كنند. این مسئله كه با كمال تأسف به خصوص در مورد دختر بچه ها كه سن تكلیف آنها پایین تر است(9 سالگی)، شیوع بیشتری دارد، مسبب عوارض مخرب بسیاری در آینده كودك خواهد شد.


در حقیقت پدر و مادرانی كه با دلسوزی ساده اندیشانه، فرزند خود را به برپاداری نماز تشویق نمی كنند، خیانت بزرگی از جهت محروم نمودن كودك خویش از این نعمت بزرگ مرتكب می شوند. چرا كه به این ترتیب گویی به آلودگی كودك خویش، به انواع گناهان و انحرافات و بدبختی ها و بیماری های جسمی و روانی، رضایت داده اند و او را به خسارت سنگین در دنیا و آخرت محكوم نموده اند.
به همین دلیل است كه آیین مقدس اسلام و به خصوص ائمه بزرگوار شیعه(ع) با توصیه های مؤكد، مسلمانان را به آموزش مرحله به مرحله نماز به كودكان فرا خوانده اند و حتی با این كه از مجازات ها و تنبیهات بدنی در مورد كودكان، به خصوص قبل از 7 سالگی، منع نموده اند در مورد ترغیب به نماز گاهی امر به تنبیه كودكان فرموده اند. در این مورد در حدیثی معتبر از حضرت امام صادق(ع) آمده است كه فرمودند: چون پسر، سه ساله شود، پدر و مادر به او می گویند كه: هفت مرتبه بگو "لا اله الا الله" و چون سه سال و هفت ماه و بیست روز از عمرش بگذرد، به او می گویند كه هفت مرتبه بگوید: "محمد رسول الله" ، پس چهار سالش تمام شود به او می گویند كه هفت مرتبه بگوید: "صلی الله علی محمد و آله" پس چون پنچ سالش تمام شود او را وا می دارند كه خدا را سجده كند.
اما چون شش سالش تمام شود. نماز را به او یاد می دهند و چون هفت سالش تمام شد، وضو را به او یاد می دهند و او را به نماز امر می كنند و چون نه سالش تمام شود وضو و نماز را به خوبی به او می آموزند و از ترك وضو و نمازاو را نهی کنند. پس چون كودك وضو و نماز را یاد گرفت، خداوند پدر و مادرش را خواهد آمرزید.(5)
مفاهیم عمیق این حدیث از جمله این كه اقامه نماز پس از اقرار به توحید و نبوت(كه اساسی ترین اصول اعتقادی اسلام هستند) قرار گرفته و این كه عمل به این حدیث ضامن آمرزش پدر و مادر تلقی شده است، باید به دقت مورد توجه خانواده ها قرار بگیرد.
پی نوشت:
1- حدیث از امام صادق(ع) ـ كافی جلد 6 صفحه 49
2- برای مشاهده این قبیل احادیث مراجعه كنید به كتاب ارزشمند حلیه المتقین، اثر علامه بزرگ مجلسی(ره)، صفحه 49
3- برای مطالعه درباره تاثیرات روانی تغذیه با شیر مادر رجوع كنید به مجموعه مقالات سمینارهای مربوطه و به خصوص تحقیقات آقای دكتر یاسمی(روان پزشك)
4- رجوع كنید به مجموعه ارزشمند و بی نظیر"اولین دانشگاه، آخرین پیامبر" اثر جاودانه شهید دكتر سید رضا پاك نژاد ـ جلد 21
5- حلیه المتقین، علامه مجلسی (ره) صفحه 93

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 0:13  توسط | 

 بر اساس تازه‌ترین پژوهش‌های علمی، سجده کردن انسان را از بیماری‌های روحی، جسمی و هم‌چنین سرطان حفظ می‌کند.
 
به گزارش شیعه نیوز به نقل از خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، پروفسور محمد ضیاءالدین حامد از اساتید علوم بیولوژیک و از مسوولان پژوهشگاه مرکز تکنولوژی قاهره با اعلام این خبر اظهار داشت: در قرن حاضر که انسان از هر جهت در معرض الکترومغناطیس‌ها قرار دارد و هم‌چنین نیاز انسان به تخلیه اشعه‌های زائد وجود دارد، دریافتیم که تخلیه این اشعه‌ها از طریق سجده کردن صورت می‌گیرد.


وی ادامه داد: بر اساس یافته‌های موجود، هر اندازه که محور طولی انسان کاهش یابد، میزان در معرض اشعه‌های الکترومغناطیسی قرار گرفتن او نیز کم می‌شود.


در زمان سجده کردن هم محور طولی انسان و هم به دنبال آن میزان تاثیرگذاری الکتریسیته‌ها کم می‌شود و سپس عمل تخلیه از طریق تماس پیشانی با زمین صورت می‌گیرد، البته در زمان سجده به دلیل آنکه دیگر نقاط بدن هم با زمین ارتباط می‌یابند، عمل تخلیه آسان تر انجام می‌شود و انسان از بیماری‌های روحی، جسمی و حتی سرطان در امان می‌ماند.


وی افزود: شیوه درست تخلیه الکتریسیته‌ی بدن به همان شیوه‌ای است که انسان در زمان نماز گزاردن دارد و به سوی مکه نماز می‌خواند، چرا که این حالت بهترین حالت است و شخص احساس آرامش و راحتی بیشتری خواهد داشت.


منبع : ایسنا

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت 23:57  توسط | 
 
امام محمد باقر(ع): 
در نماز خود توجه و تمركز كامل داشته باش، زیرا از نماز تو، آن مقدار قبول می شود كه با توجه خوانده شود.(1)
"تمركز(concentration)" نه تنها شرط لازم، بلكه در بسیاری موارد، شرط كافی برای بسیاری از موفقیت های انسان است.
عرصه كاربرد تمركز، نه فقط در فعالیت های مادی و محسوس انسان، بلكه گاهی تا حد مسائل ماورائی و مرموز هستی، گسترده است.
به عنوان مثال، حتی در انواع ورزش هایی كه خاستگاه آنها در ممالك شرق دور می باشد( از جمله ورزش های رزمی مثل كاراته، جودو، كونگ فو و ...) شرط اصلی برای موفقیت و پیشرفت، برخورداری از "تمركز" می باشد. از این رو بخش مهمی از تمرینات این ورزش ها به "تمرین تمركز" اختصاص یافته است.
اما در فعالیت های مادی و عادی روزمره انسان نیز "تمركز حواس" دارای نقش بسیار كلیدی است.
از سردار افسانه ای فرانسویان، "ناپلئون بناپارت" چنین نقل می كنند كه می گفت:
" تنها زمانی موفق به پیروزی های بزرگ در عرصه سیاسی و نظامی شدم كه توانایی یافتم مغز خود را كشو بندی كنم!؟ و در مورد انجام هر كار، تنها كشوی مربوط به آن را بگشایم و بر آن تمركز بدهم و سایر كشوهای مربوط به دیگر كارها را ببندم. بدین معنا كه مثلا زمانی كه به حل یك مسئله جنگی مشغول بودم ، تنها كشوی مربوط به آن مسئله در ذهنم بیرون بود و تنها بر روی آن كار می كردم و در این زمان همه كشوهای مغزی دیگرم، حتی كشوی مربوط به عشق "ژوزفین" بسته بود!"
به همین ترتیب، چنان چه مثلا یك دانش آموز یا یك دانشجو، بتواند موقع مطالعه دروس خود، تنها بر همان موضوع درسی مورد مطالعه تمركز كند و از سایر افكار بر حذر باشد، موفق خواهد شد كه به پیروزی های چشمگیری در زمینه تحصیلی دست یابد.  یا حتی یك كارمند، یك كاسب، یك بنا، یك راننده و ... تنها زمانی در كار خود كاملا موفق خواهد بود كه از تمركز حواس كافی برخوردار باشد و به اصطلاح، حواسش به كارش جمع باشد.
به این ترتیب با این مثال ها می توان به اهمیت زاید الوصف "جمع بودن حواس" یا همان "تمركز" پی برد و توجه نمود كه اگر در امور مختلف و به خصوص در كارهای فكری، با سلاح تمركز به میدان رفت و با توجه به رابطه تنگاتنگ حافظه و تمركز حواس، دانسته های جدید را با نظم و ترتیب روی یكدیگر قرار داد، قدم بزرگی در جهت تقویت حافظه نیز برداشته خواهد شد.
مطالعات مختلف علمی و پژوهشی و نظریه پردازی های گوناگونی نیز در دانش امروز، در این مورد صورت پذیرفته است كه از آن جمله می توان به مطالعات "گاردنر مورفی" پیرامون   canalization(متوجه ساختن اندیشه و فعالیت به موضوعی معین) اشاره كرد.(3) 
اما توصیه های مؤكد و متعددی كه در تعالیم اسلامی مبنی بر "حضور قلب" در نماز و برخورداری از اقبال و توجه كامل به نماز به ما رسیده است، همگی دلالت بر آن  دارد كه نماز ارزشمند در درگاه الهی نمازی است كه با تمركز كامل و توجه دقیق به مضامین آن، به جای آورده شود و نمازی كه طوطی وار و بدون حضور ذهن و قلب خوانده شود، از ارزش بسیار كمی برخوردار است.
حتی در حدیث معصوم (ع) آمده است كه: عابدی كه بدون فهم و درك(و در نتیجه آن بدون توجه) عبادت می كند، همچون الاغ آسیاب است(كالحمار الطاحونه). (4)
بدین ترتیب اقامه كننده حقیقی نماز، با برخورداری از حضور قلب در عبادت های یومیه خویش، در واقع "تمركز حواس" را بارها و بارها در طول یك شبانه روز، تمرین می كند و این صفت حسنه را در وجود خود، ملكه می سازد تا با بهره بردن از آن در همه عرصه های زندگی، موفقیت را در همه ابعاد ممكن نصیب خویش سازد.
پی نوشت:
(1) محجه البیضاء، جلد 1، صفحه 354
(2) تعلیمات عجیب دون خوان(سرخ پوست عارف مكزیكی) به كارلوس كاستاندا(مردم شناس آمریكایی) درباره یك مكتب غنی و منحصر به فرد عرفانی كه سابقه ای هزاران ساله در میان سرخ پوستان آمریكای شمالی دارد که موضوع حدود ده كتاب جنجال برانگیز است كه كاستاندا در اواخر قرن حاضر به رشته تحریر درآورده است. مجموعه این كتاب ها توسط مترجمین مختلف به فارسی ترجمه شده است.
(3) روان پزشكی "كاپلان ـ سادوك" ترجمه: دكتر پور افكاری جلد 1، صفحه 553
(4) سفینه البحار، ذیل كلمه "عبد": این نماز، همان نمازی است كه شاعر در مورد آن سروده است: غیر از خدا كه هرگز در فكر آن نبودی        هر چیز كز تو گم شد وقت نماز پیداست!
نویسنده : دكتر مجید ملك محمدی

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت 23:54  توسط | 

 
آسم  یكی از شایع ترین بیماری های انسان است ، به طوری كه شیوع آن در طب اطفال ، 5 تا 10 درصد كل كودكان تخمین زده می شود؛ و این بیماری در بسیاری از آنها تا بزرگسالی نیز ادامه پیدا می كند. بدین ترتیب كمتر كسی است كه در دوران زندگی خود با بیماران مبتلا به آسم ، برخورد نكند و شاهد مشكلات مختلف آنان از جمله تنگی نفس ، سرفه  مداوم ، خس خس سینه و ... كه گاهی به صورت حمله های شدید بیماری تظاهر می كنند نباشد.


 تلقین سازنده و زندگی بخش توأم با نماز ، گهگاه باعث تسكین آسم یا پیشگیری از بروز حملات آن می شوند.
مطالعات علمی جدید بر گروه های سنی مختلف مبتلا به آسم ، نشان دهنده آن است كه در ایجاد بیماری آسم ، سه عامل برجسته ، مهمترین نقش را ایفا می كنند ، این سه عامل عبارت اند از :
1- میكروب هایی كه وارد دستگاه تنفسی انسان می شوند ( عفونت ها )
2- عوامل حساسیت  زا ، از جمله گرد و غبار ، دود سیگار  ، گرده گیاهان که ممكن است این عوامل در مورد اشخاص مختلف متفاوت باشند.
3- مسائل روانی از جمله اضطراب  ، عصبانیت  ، غم و شادی ، تحقیر، خنده  و حتی انتظار خوشایند شركت در یك محفل اجتماعی مطلوب و به طور كلی استرس  های حاد و مزمن .
اما نقش عوامل روانی از دیدگاه دیگری نیز، توجه پزشكان را به خود ، جلب نموده است و آن تأثیر تلقین بر آسم است ، چرا كه در برخی از موارد، تلقین می تواند موجب تسكین حمله های آسم شود : یك مثال مشهور در این مورد ، مربوط به پزشكی است كه مبتلا به آسم بود و برای گذراندن تعطیلات آخر هفته ، به هتل دور افتاده ای، در یك منطقه ییلاقی رفته بود ، در نیمه های شب او با یك حمله شدید آسم از خواب بیدار شد و كورمال كورمال به جستجوی كلید برق برآمد و وقتی از پیدا كردن آن عاجز شد ، ناامید كفش خود را برداشت و قصد پنجره را كرد و وقتی وجود شیشه ای را احساس كرد ، آن را شكست و نفس های عمیقی كشید و حمله آسمی او متوقف شد و شب آرامی را گذراند. ولی صبح روز بعد ، او با حیرت زیاد دریافت كه به جای پنجره، آینه را شكسته است !

با توجه به این قبیل شواهد می توان آسم را نیز جزو بیماری های مورد بحث در طب روان تنی ، به شمار آورد و نتیجه گرفت كه چنانچه بیماران احساس امنیت روانی داشته باشند، قدم بزرگی در تسكین بیماری آنها برداشته شده است.


همچنین عفونت ها كه خود یكی از عوامل برانگیزنده آسم می باشند به وسیله شستشوی مجرای تنفس در وضو تا حدی قابل كنترل هستند . این نكته را می توان در مورد سایر عوامل حساسیت زا ، مثل گرد و خاك و گرده گیاهان ( یعنی دومین عامل برانگیزنده آسم ) نیز به نحوی صادق دانست. اما آنچه كه در مورد تأثیر نماز بر آسم، غیر قابل انكار است، تأثیر تنش زایی نماز و احساس امنیت روانی عمیقی است كه بر اثر آن حاصل می شود و بی شك اثر التیام بخش بزرگی بر بروز سومین گروه از عوامل برانگیزنده آسم ، یعنی عوامل روانی می گذارد. به خصوص كه تلقین سازنده و زندگی بخش توأم با نماز ، گهگاه باعث تسكین آسم یا پیشگیری از بروز حملات آن می شوند .


ضمنا دیدگاه ویژه نمازگزار به زندگی در دنیا و ثبات شخصیت او باعث می شود كه نمازگزار در مقابل افت و خیزهای غیر منتظره زندگی ، نه چندان شاد و نه چندان غمگین شود ، و در نتیجه به حذف آن گروه از تغییرات هیجانی كه مسبب تشدید آسم هستند ، از زندگی خود بپردازد.

 
HTTP://WWW.IRIB.IR

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت 23:52  توسط | 
 بر اساس تازه‌ترین پژوهش‌های علمی، سجده کردن انسان را از بیماری‌های روحی، جسمی و هم‌چنین سرطان حفظ می‌کند.
 
به گزارش شیعه نیوز به نقل از خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، پروفسور محمد ضیاءالدین حامد از اساتید علوم بیولوژیک و از مسوولان پژوهشگاه مرکز تکنولوژی قاهره با اعلام این خبر اظهار داشت: در قرن حاضر که انسان از هر جهت در معرض الکترومغناطیس‌ها قرار دارد و هم‌چنین نیاز انسان به تخلیه اشعه‌های زائد وجود دارد، دریافتیم که تخلیه این اشعه‌ها از طریق سجده کردن صورت می‌گیرد.


وی ادامه داد: بر اساس یافته‌های موجود، هر اندازه که محور طولی انسان کاهش یابد، میزان در معرض اشعه‌های الکترومغناطیسی قرار گرفتن او نیز کم می‌شود.


در زمان سجده کردن هم محور طولی انسان و هم به دنبال آن میزان تاثیرگذاری الکتریسیته‌ها کم می‌شود و سپس عمل تخلیه از طریق تماس پیشانی با زمین صورت می‌گیرد، البته در زمان سجده به دلیل آنکه دیگر نقاط بدن هم با زمین ارتباط می‌یابند، عمل تخلیه آسان تر انجام می‌شود و انسان از بیماری‌های روحی، جسمی و حتی سرطان در امان می‌ماند.


وی افزود: شیوه درست تخلیه الکتریسیته‌ی بدن به همان شیوه‌ای است که انسان در زمان نماز گزاردن دارد و به سوی مکه نماز می‌خواند، چرا که این حالت بهترین حالت است و شخص احساس آرامش و راحتی بیشتری خواهد داشت.


منبع : ایسنا

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت 23:50  توسط | 
 
براساس تحقیقات تازه محتویات غذاهای آماده (fast food) به گونه ای است که مردم را به زیاده روی در خوردن ترغیب می کند و خطر چاقی مفرط را افزایش می دهد.
کارشناسان شورای تحقیقات پزشکی بریتانیا دریافته اند که اکثر غذاهای آماده (مثل همبرگر و سیب زمینی سرخ شده) سرشار از کالری است به گونه ای که خوردن تنها مقدار کمی از آن، کالری مصرف شده توسط بدن را به شدت بالا می برد. پژوهشگران همچنین دریافتند که غذاهای پرکالری می تواند مردم را به خوردن مقدار بیشتری از آن ترغیب کند نتیجه این تحقیقات در نشریه اوبیسیتی ریویو (Obesity Review) منتشر شده است.
یک وعده غذای آماده در مقایسه با سایر غذاها حاوی مقدار زیادی انرژی است. برای مثال میزان کالری این نوع غذا یک برابر و نیم بیش از یک وعده غذای سنتی بریتانیایی و دو برابر و نیم بیش از یک وعده غذای سنتی آفریقایی است. پژوهشگران نتیجه گیری کردند که اتکای زیاد به غذاهای آماده در رژیم غذایی، خطر افزایش وزن و چاقی مفرط را بالا می برد.

ضعف ذاتی
پروفسور اندرو پرنتیس از دانشگاه نظافت و پزشکی گرمسیری لندن که در این تحقیق شرکت داشته است گفت: همه ما دچار یک ضعف ذاتی در شناسایی غذاهای پرکالری هستیم. ما عادت دایم غذا را براساس اندازه آن بسنجیم، در حالی که میزان کالری غذاهای آماده خیلی بیشتر از یک وعده غذای سالم با اندازه قابل مقایسه است. به گفته وی سیستم هایی که اشتهای انسان را تنظیم می کند از سرآغاز پیدایش کشاورزی تاکنون، براساس غذاهای کم انرژی تکامل پیدا کرده است. این غذاها را امروزه ساکنان نواحی روستایی در کشورهای در حال توسعه، جایی که چاقی پدیده ای تقریباً ناشناخته است، مصرف می کنند. وی گفت: بدن ما هرگز برای جذب غذاهای پرکالری که در غرب مصرف می شود طراحی نشده است و همین به افزایش شدید چاقی کمک می کند. پروفسور پرنتیس به خصوص نسبت به تبعات یک رژیم غذایی مملو از غذاهای آماده برای کودکان هشدار داد. وی گفت: کودکان هنوز هیچ یک از عادات اکتسابی خویشتن داری در برابر خوردن را، که برای لاغر ماندن در جوامع نوین ضروری است، در خود پرورش نداده اند.

گزینه های محدود
دکتر سوزان جب، از مرکز پژوهش های خوراک انسانی در بریتانیا گفت: گزینه های مصرف کننده در اکثر مراکز عرضه مواد غذایی چنان محدود است که حتی امکان انتخاب ترکیبی از غذاها با کالری متوسط نیز وجود ندارد. به گفته وی مردم باید تنها مقداری از یک وعده غذای آماده را بخورند تا از مصرف مقدار زائد انرژی و چربی پرهیز شود. وی گفت: تحقیقات علمی بارها نشان داده است که برای حفظ وزن در حدی که سلامتی را تضمین کند، باید غذاهای کم چرب تر، که شکر نیز به آن ها افزوده نشده است، مصرف کنیم و به ورزش روی آوریم.

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم مرداد 1387ساعت 14:40  توسط | 

بسیاری از مردم از نوع عطسه کردن خود ند دیگران خجل و شرمسارند. عطسه های بلند و پیاپی می تواند در جمع، مزاحمتهای گاه و بیگاه ایجاد کند، اما اکنون براساس مطالعات انجام شده از سوی برخی از دانشمندان و روان شناسان، معلوم شده که نوع عطسه انسان ها می تواند بازگوکننده شخصیت آنها باشد. این آزمایش ها شامل مطالعه بر روی صداهای مختلفی است که مردم به هنگام عطسه کردن از خود تولید می کنند.
همه می دانند که افراد به گونه های مختلف عطسه می کنند و شاید به همین دلیل است که هیچ دو نفری، شخصیتی مشابه ندارند. اکنون بگویید چگونه و با چه صدایی عطسه می کنید تا بگوییم چه شخصیتی دارید و نکات پنهان آن چیست؟

افرادی که با صدای بلند عطسه می کنند
این افراد عموماً تمایل دارند که رهبران و روسایی با نفوذ و خوب باشند. روان شناسان بر این اعتقادند که صدای بلند عطسه این افراد، نشان دهنده میزان نفوذی است که آنها دوست دارند بر دیگران داشته باشند. این افراد می توانند به راحتی در دیگران نفوذ کنند و آنها را به سمت و سویی که خود تمایل دارند سوق دهند. این افراد عموماً مدیرانی لایق، کارآمد رهبرانی با نفوذند.
در حوزه کاری حتماً تعدادی کارمند زیر دست این افراد مشغول کارند. آنها شخصیت قدرتمندی دارند که به آنها کمک می کند در حوزه مدیریت بسیار شجاع و زیرکانه عمل کنند.
در حوزه اجتماعی سخنوری عالی و بی مثال هستند. این افراد می توانند با نفوذ کلام خود موضوع بحث را به آن طریقی که خود می خواهند پیگیری کنند. معمولاً زندگی بر وفق مرادشان است و در خانه و خانواده نیز می توانند از نفوذی بی اندازه برخوردار باشند.

افرادی که ملایم عطسه می کنند
این افراد عموماً شخصیتی آرام، با وقار، وفادار و وابسته دارند. در روان شناسی گفته می شود که این افراد نمی توانند بدون وابستگی به غیر، کاری از پیش ببرند. شخصیت وابسته آنها نشان دهنده آن است که باید حتماً در موارد مهم تصمیم گیری، شخص دیگری آنها را به سمت و سوی مورد نظر سوق دهد.
این افراد می توانند و می خواهند که به مردم خدمت کنند و این خدمت را در چارچوب آنچه آنها تمایل دارند انجام می دهند. بسیاری از این افراد اگر چه منزوی به معنای عام کلمه نیستند ولی چندان هم از بودن در اجتماعات احساس رضایت نمی کنند. شخصیت آرام آنها تنها در خدمت به دیگران خلاصه می شود.
این افراد بسیار وفادار و در زندگی ثابت قدم هستند.
در حوزه کاری به لحاظ آرامی ممکن است تاثیر چندانی در جمع نداشته باشند ولی همین منش آرام آنها باعث می شود همگان آنها را دوست داشته باشند. در حوزه اجتماعی نیز پرهیز از تجمع و قیل و قال های روزانه شعار اصلی آنان است ولی در این بین انجام دادن کارها و وظایف اصلی که برعهده آنهاست به هیچ وجه فراموش نمی شود.

افرادی که به هنگام عطسه جلو دهان خود را می گیرند
طبق پژوهشهای انجام شده افرادی که به هنگام عطسه کردن جلو دهان خود را می گیرند بسیار موقر و به لحاظ روحی متعادل هستند. این افراد معمولاً در هیچ زمینه ای چه به لحاظ عرفی و چه به لحاظ شرعی، خلاف نمی کنند.
روان شناسان بر این عقیده اند که این افراد معمولاً زندگی آرام، متعادل و کم دردسری دارند. متانت و وقار در تمام اعمال و رفتار این اشخاص مشهود است و رعایت آداب و معاشرت از خصایص ذاتی این افراد و نشان دهنده نوع نگرش آنها به زندگی است. آنها می گویند زندگی همچون رودخانه آرامی است که فقط برخی اوقات مواج می شود و نیازی نیست که شما سرعت حرکت آن را تند یا کند کنید.
دست را جلو دهان گرفتن به هنگام عطسه یا سرفه، نشان می دهد که این افراد در حوزه کاری خود نیز افرادی قابل اطمینان و با وقارند و مدیران همیشه از آنها به عنوان افرادی قابل اعتماد یاد می کنند.
در حوزه اجتماعی و در جمع دوستان حضورشان همیشه مایه قوت قلب است، هر چند که در برخی از اجتماعات دوستانه که بسیار صمیمی است حضور این افراد به منزله آن است که بسیاری از موارد معاشرتی که ممکن است در جمعی اینچنینی نادیده گرفته شود، باید رعایت شود و این کار ممکن است برای برخی افراد، خوشایند نباشد.

افرادی که ریز و سریع عطسه می کنند
گفته می شود که این افراد، غالباً شخصیتی تند و تیز دارند. تند تند صحبت می کنند و دوست دارند هر مساله ای را فوراً حل کرده و به سراغ مساله بعدی بروند!
این افراد بسیار باهوش، اهل مطالعه و نکته سنج هستند. مطالعه برای این نوع افراد بهترین سرگرمی است و از هر فرصتی برای کتاب خواندن استفاده می کنند.
این افراد کارمندانی نمونه اند که می توانند در هر سطحی نمونه بودن خود را نشان دهند. در حوزه کاری، افرادی شایسته، لایق و قابل اعتمادند و حاضر نیستند هیچ چیزی را با اعتماد دیگران به خود عوض کنند. حس همکاری و همیاری در این افراد به شدت بالاست هر چند دیگران در بعضی از موارد عدم همکاری با آنها را به دلیل بیش از حد خوب و صادق بودنشان، ترجیح می دهند.
در حوزه اجتماعی، ممکن است محبوبیت دیگر گروه ها را نداشته باشند، اما در موقعیت های مختلف اجتماعی اگر بتوانند پایه ریزی و برنامه ریزی خوبی داشته باشند، قادر خواهند بود «خود» واقعی خویش را به نمایش بگذارند.
در حوزه خانه و خانواده نیز، چنانچه یاری موافق داشته باشند، شاهد پیروزی را در تمام مراحل می توانند در آغوش بکشند. معمولاً دیگران به سختی آنها را درک می کنند، اما چنانچه روحیه آنها شناخته شود، آن وقت متوجه می شوند که دوستانی ثابت قدم پیدا کرده اند!


منبع:روان شناسی شخصیت
نوشته: کلمان سوتیز
ترجمه: امیرهادی تاج بخش

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم مرداد 1387ساعت 14:35  توسط | 


اگر فقط بخواهيم فهرست وار مروري بر عواقب تنبيه جسماني و يا كتك زدن بچه ها بيافكنيم موارد ذيل قابل ذكرند:

1)‌ تنبيه جسماني خيلي زود اثر آگاه كننده خود را از دست مي دهد

2) مجازاتگر كه در غالب موارد مادر و پدر طفل مي باشد مجبور است هر بار بر شدت آن بيافزايد كه طفل از مجازات دچار ترس و اضطراب گردد و ديگر , عمل بد خود را تكرار نكند يعني هذفي كه تنبيه كننده به دنبال آن است.

3) در اثر اين تشديد مجازات در اكثر موارد مجازاتگر عنان اختيار را از دست داده و لطمات شديدي در حين حمله خشم برطقل وارد مي سازد و در نتيجه در بسياري موارد بچه آنچنان صدمه خواهد ديد كه ديگر قابل جبران نخواهد بود (مانند خونريزيهاي جمجمه , شكستگيها و سوختگيها و فلجي و عقب افتادگي عقلاني و صدها مصیبت ديگر) و يا به مرگ طفل خواهد انجاميد , آنچنان كه آمار بسياري كشورها حاكي از حوالي 4000 -  10000 مورد مرگ در سال است

4)‌ طفل كتك خورده از زمان طفوليت مي آموزد كه راه حل مشكلات منازعه و ابزار خشم به ديگران است

5) پايين آمدن اتكا به نفس :من بچه هستم , من كسي نيستم ,من لياقت ندارم مفاهيمي است كه با رشد روند تفكري در ذهن طفل ايجاد شده و خود را پايين تر از ديگران خواهد پنداشت زير مكرا در حين كتك خوردن اين جملات را از دهان والدين خود شنيده است

6) معانی انتقام بجاي آگاهي و عبرت در ذهن وي شكل مي گيرد و باعث مي گردد بر منفي كاري خود بيافزايد طفلي را كتك مي زنند كه برادر و خواهر شيرخوار كوچك خود را اذيت نكند در اينصورت مسلم بدانيد كه و اين موجود را كه باعث كتك خوردنش شده است زير زيركي و بيشتر از سابق اذيت خواهد كرد

7) عدم اعتماد به دنيا : بالاخص در شيرخواراني كه در زير يك سالگي از والدين كتك مي خورند و يا با خشم با آنان رفتار مي كنند (مثلا مادراني كه شيرخواران بد خلق و نق نقي را به شدت تكان داده و يا روي بالش پرت مي كنند ) معناي دنيا = مكان نا امن شكل مي گيرد زيرا مجازات از سوي افرادي اعمال شده است كه اولين مراحل اتكاء و اعتماد را در انسان شكل مي دهند يعني مادر و پدر.

8) اگر بخواهيد عواقب جسمي و روحي تنبيه جسماني را بر شماريم صدها كتاب و مقاله هم بجايي نخواهد رسيد و فقط ذكر مي كنيم كه ايجاد افسردگي , فرار از مدرسه , فرار از منزل , روي آوري به فحشا و اعتياد ( در سنين بالاتر و بالاخص نوجواني ) شكست هاي شغلي , بزهكاري و اعمال ضد اجتماعي و خلاف قانون و رخداد بالاتر و طلاق در خانواده بعنوان مشتي از خروار قابل ذكرند

اما هر گاه شما با اين والدين مجازاتگر بحث كنيد خواهيد شنيد : آقا شما دستي از دور بر آتش داريد ,  باور كنيد از نصيحت و قربان صدقه و جايزه و تهديد و داد زدن و غيره هر كاري كه بگوييد كرده ايم و دست آخر مجبور شديم كه كتكش بزنيم . چقدر بگوييم برادر كوچكت را اذيت نكن تو آقا شده اي و او كوچك است , چقدر داد بزنيم توپ را به ديوار نزن يا در مورد اطفال در سنين مدرسه ) چند بار جلوي ناظم و معلم خجالت بكشم و قول بدهم در مدرسه شيطنت نخواهد كرد و باز هم ما را به آنجا بكشد , آيا شما راه ديگري بجز كتك زدن به ذهنتان ميرسد ؟

راههای جانشین به جای تنبیه:

1)    سعي كنيد طبع و مزاج طفل خود را بشناسيد :‌بعضي بچه ها در مقابل گرسنگي و يا سر و صدا و يا هرگونه تغيير فيزيكي ديگر بيش از ساير اطفال حساسيت نشان مي دهند و اينها گروه  کودکان خلق دشوار را تشكيل مي دهند وعده هاي غذاي اين اطفال و حتي دفعات شير خوردن آنان بايد مكررتر و نزديك تر باشد بعلاوه ميزان سر و صداي منزل و منجمله صداي راديو و تلويزيون را بايد بسيار كوتاه نمود و در اينصورت از بد خلقي و خشم آنان كاسته خواهد شد

2)    گاهي اوقات پدر مادر ممكن است دچار مشكلاتي مانند اختلال كنترل تكانه(‌افرادي كه نمي توانند دچار غرايز و منجمله خشم خود را كنترل كنند ) باشند در اينصورت طرف مقابل رل ميانجي را بر عهده خواهد داشته و هنگاميكه علائم از كوره در رفتن را در همسر خود درك مي كند بايد به نحوي فعال تر نگهداري طفل را برعهده گيرند تا وي خونسردي خود را بدست آورد

3)    پدر و مادر بايد در ايجاد انضباط در طفل به نحو يكسان حركت كنند هنگاميكه طفل عملي ناهنجار انجام مي دهد بايد هر دو يك جور قيافه بگيرند و گرنه اگر طفل مثلا شي را پرت كرده يكي عصبانيت نشان داده و ديگري لبخند بزند مسلما عمل خطا تكرار خواهد شد

4)    موثرترين و بحراني ترين زمان ايجاد انضباط در اطفال بين 5/1 – 3 سالگي است كه معناي بله و خیر  در آنان شكل مي گيرد بهترين واكنش بعمل خطا مانند پرت كردن اشياء و كتك زدن و هل دادن اطفال ,  ابزار قيافه اي اخمو عصباني و احيانا با صداي بلند ( نه در حد داد زدن ) خطاب كردن اوست و بالعكس در مورد اعمال خوب مانند بازي با ديگران و دادن اشياء به والدين (‌به قصد كمك )‌پاسخ با آواي دلنشين و ملايم و لبخند مناسب خواهد بود.

5)    هرگز نبايد به قصد رهايي از دست جيغ زدن طفل سعي در بر آوردن خواسته وي بنحو فوري نمائيم مثلا اگر طفل مكررا پا به زمين كوبیده و يك شي خطرناك يا شكستني را درخواست مي نمايد و يا مي خواهد خوراكي دلخواه خود را در ساعت نامناسبي بدست آورد نبايد تسليم وي شده و مطابق خواسته او رفتار نمائيم زيرا در اينصورت الگوي نامناسب رفتاري ايجاد شده و حل مراحل بعدي را با مشكل خواهد نمود

6)    اصل تربيت رفتار باليني بر مداومت و تكرار استوار است طفل بايد درك كند كه اگر صد بار هم از صندلي بالا رفته و بخواهد چيزي را از بلندي بردارد كه نامناسب است دويست با او را پائين مي آوريم

7)    هرگاه پدر و مادر خود را عصباني حس مي كنند بايد بلافاصله هر وسيله اي كه در دستشان است بر زمين بگذارند اكثر صدماتي كه در طي مراحل خشم بر اطفال وارد مي شود ناشي از ابزار و وسائل مانند كمربند و خط كش و امثالهم مي باشد.

8)    فرق رشوه و جايزه :‌هيچگاه نبايد خوراكي يا شئي دلخواه را پيشاپيش به طفل بدهيم كه او قول بدهد بچه خوبي باشد اين روش در رفتار درماني مطرود شناخته شده است

9)    نبايد كودك را بخاطر عملي زشت در حضور ديگران خجالت بدهيم زيرا اين روش نوعي سوء رفتار به حساب مي آيد

 هرگز نبايد به دليل عملي بد يا سستي در انجام وظايف خواهر و برادر و اطفال ديگر را به رخ او بكشيم زيرا اين كار هم اتكاء به نفس وي را پائين مي آورد

 بچه هاي بیش فعال از مفعولين و قربانيان درجه اول كتك خوردن مي باشند و اثبات گرديده است كه هرچه بيشتر آنان را در معرض محيطهاي باز مانند پارك قرار دهيم از ميزان پرتحركي مخربشان كاسته شده و رفتار مناسب تري بروز خواهند كرد

 ممكن است يك پدر و مادر افسرده شيطنت طبيعي بچه را نا فرماني و بي ادبي تلقي نمايند و در نتيجه او را بدليل بي حوصلگي خودشان كتك بزنند افسردگي جرم و جنايت نيست بلكه يك بيماري قابل درمان است كه درمان آن ناجي والدين و طفل خواهد بود

 

انسان با نگاهش بهتر از دستش مي تواند ديگران را كتك بزند 
 

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت 12:58  توسط | 

این اختلال دارای سه علامت عمده است که شامل پرفعالیتی (‌پرتحرکی ) کمبود توجه و تمرکز,بروز اعمال تکانه ای (‌اعمال ناگهانی و غیر قابل پیش بینی

می باشد این اختلال دارای سه نوع است در نوع اول کودک فقط مشکل در نگهداری توجه و تمرکز دارد در نوع دوم فقط پر تحرکی و بیش فعالی دیده

می شود و بالاخره نوع ترکیبی که کودک هم پرتحرک بوده و هم مشکل توجه و تمرکز دارد این اختلال در 5٪ کودکان دبستانی و در پسرها سه تا پنج برابر شایع تر از دختران است و بیشتر در پسران اول خانواده دیده می شود

معمولا اختلال از سه سالگی به بعد تشخیص داده می شود کودکان مبتلا در دوره شیرخواری اغلب پرتحرک بوده و دست ها و پاهای خود را زیاد حرکت می دهند کم خواب و کم غذا بوده زیاد گریه می کنند و عکس العمل نشان می دهند

از نظر سبب شناسی عامل اصلی ناشناخته است اما فاکتورهای متعدد ژنتیک ‍رشدی , صدمات مغزی , عوامل عصبی شیمیایی  , فاکتورهای عصبی فیزیولوژیکی و عوامل اجتماعی روانشناختی را موثر می دانند.

قبلا نقش رژیم های غذایی حاوی مواد رنگی خوراکی مواد نگهدارنده که به مواد غذایی اضافه می شود و "‌شکر" را موثر می دانستند که در حال حاضر از نظر علمی ثابت نشده است.

اما به طور تجربی دیده می شود که کودکانی که از این نوع مواد غذایی به وفور استفاده می کنند پرتحرک تر هستند در مورد عوامل ژنتیک ذکر این مورد لازم است که در صورت ابتلا یکی از فرزندان خانواده به این اختلال شانس بروز آن در خواهران و برادران کودک دو برابر می گردد.

 

اختلال بیش فعالی  /  کمبود توجه و تمرکز چه علائمی دارد ‍؟

تعدادی از علائم مربوط به بیش فعالی شامل موارد زیر می باشند :

 کودک غالبا با دستهایش بازی می کند و در جایش می لولد

 کودک معمولا کلاس را ترک می کند

 غالبا می دود یا می پرد

 غالبا بازی یا فعالیت هایش پرسر و صدا است

‌ به نظر می رسد که کودک همیشه در حال حرکت است

 چنین کودکی معمولا زیاد صحبت می کند

علائم مربوط به اختلال توجه و تمرکز نیز شامل موارد زیر هستند :‌

‌ کودک از توجه به جزئیات ناتوان است

 در نگهداری توجه هنگام فعالیت و بازی مشکل دارد

 هنگام صحبت مستقیم با او به نظر می رسد که گوش نمی کند

 اغلب قادر به پیگیری دستورات و یا اتمام کارها نمی باشد

 معمولا از فعالیت هایی که نیاز به کوشش ذهنی دارند , اجتناب می کند (مانند پرهیز از انجام تکالیف مدرسه)

 اغلب وسایل خود را گم می کند (‌وسائل مدرسه اسباب بازی )

 کودک فراموشکار است

از علائم دیگری چون دخالت در صحبت ها یا کار دیگران پراندن جواب قبل از اتمام سوال در کلاس , بی صبری برای منتظر خواب ماندن (مثلا در بازی ) می توان نام برد.

به هر حال کودکی که تعداد زیادی از این علائم را داراست حتما باید از نظر وجود این اختلال توسط روانپزشک کودک و یا متخصص اطفال بررسی گردد این کودکان با ورود به مدرسه بیشتر مسئله دار می شوند چون کودکان پر تحرک برای نشستن سر کلاس مشکل دارند .

بستگی به شدت اختلال معمولا یک یا دو زنگ اول را تحمل می کنند و بیشتر در ساعات نزدیک به ظهر بی قراری و پرتحرکی را نشان می دهند.

به عناوین مختلف سرجایشان می لولند یا با همکلاسی های خود صحبت می کنند و یا درخواست مکرر برای بیرون رفتن از کلاس را دارند.

معلمین معمولا این کودکان را بازیگوش نامیده و معتقدند که نظم کلاس را به هم می زنند در حالی که این کودکان تحمل یک ساعت یا یک ساعت و نیم سرکلاس نشستن را به طور مداوم ندارند لذا پس از شناخت مشکل این کودکان باید به آن ها اجازه داده شود که هر پانزده الی سی دقیقه یک بار به مدت چند دقیقه از کلاس خارج شوند.

از مشکلات دیگر این کودکان در مدارس , عدم توجه و تمرکز است و به نظر می رسد کودک به صحبت های معلمش گوش نمی کند که معلمین تحت عنوان حواس پرتی و بی دقتی از آن نام می برند . اما یک معلم با تجربه و با شناخت و درک کافی از این اختلال می تواند با قرار دادن دانش آموز دچار این مشکل , در میزهای اول کلاس و نیز با طرف مخاطب قرار دادن گهگاه دانش آموز درهنگام پرداختن به دروس ,   به این دانش آموزان کمک شایانی بنماید.

حتی در موارد شدید این اختلال گاه ضروری است که برخی امتحانات مانند دیکته از آن ها به صورت انفرادی به عمل آید و یا قبل از دادن برگه امتحانی ,  معلم از دانش آموز بخواهد یک دور دیگر جوابهایش را مرور نماید.

این کودکان معمولا به علت شلوغی و بر هم زدن نظم کلاس ,  زیاد از کلاس اخراج می شوند و نمره انضباط خوبی ندارند و اغلب اوقات توسط اولیای مدارس سرزنش می شوند در خانه نیز وضع آن ها بهتر نیست .

به علت پرتحرکی دست زدن به اعمال خطرناک و تجربه مکرر اعمال خطرآفرین مانند رها کردن دست والدین در وسط خیابان ,  پریدن از مکان های بلند , بازی با کبریت و آتش افروزی و ... معمولا توسط والدین تنبیه می شوند.

والدین با این کودکان بدرفتاری می نمایند گاه آن ها را کتک زده و یا به شدت تحقیر و سرزنش می کنند .معمولا چون کارها و فعالیت ها را نیمه تمام می کنند بیشتر در معرض مقایسه با خواهران و برادران خود ,  از طرف والدین قرار می گیرند.

تجربیات مربوط به شکست های پیاپی در فعالیت ها تنبیهات بدنی , سرزنش و تحقیر همگی موجب کاهش حس اعتماد به نقس و احترام به خود در این کودکان می گردد که همه زمینه ساز بروز افسردگی در تعدادی از این کودکان و نوجوانان می گردد . از مسائل دیگر همراه ,  اختلالات یادگیری است که شامل موارد اشکال در روخوانی , ناتوانی در یادگیری ریاضیات و اختلال در نوشتن می باشد

اختلالات یادگیری در درصدی از کودکان و نوجوانان مبتلا به اختلال پیش فعالی / کمبود توجه و تمرکز مشاهده می شود .

از نظر تشخیص باید علائم ذکر شده حداقل در دو محیط مانند منزل و مدرسه وجود داشته باشند و ارائه گزارش معلم از وضیعت کودک در سر کلاس ضروری است .

این مساله از این نظر حائز اهمیت است که باید کودکان شلوغ را که در خانه , والدین عملا کنترل خوبی بر آنها ندارند و در حقیقت سیستم خانواده فاقد انضباط کافی برای کنترل فرزندان می باشند , از کودکان پرتحرک تشخیص داد . زیرا هنگامی که اولیای مدرسه مشکلی با کودک ندارند و مسائل کودک فقط مربوط به خانه می باشد احتمال می رود که کودک دچار اختلال رفتاری ناشی از عدم کنترل کافی و موثر والدین باشد.

سیر این اختلال به چه صورت است ؟

معمولا این کودکان با افزایش سن بهتر می شوند . البته بهبودی قبل از دوازده سالگی بعید است ولی بین سنین دوازده تا بیست سالگی اکثریت موارد مبتلا به این اختلال بهبود می یابند . در پانزده تا بیست درصد موارد علائم تا بزرگسالی باقی می ماند . افراد مبتلا به این اختلال در بزرگسالی علائم مربوط به پرتحرکی را ندارند بلکه بیشتر بی قراری دارند, تکانه ای عمل می کنند و اختلال توجه و تمرکز نشان می دهند.

 درمان این اختلال چیست ؟

با توجه به علائم اختلال و عوارض زیاد ناشی از آن مانند انواع بدرفتاری و

بی توجهی به کودک که در نهایت منجر به کاهش حس احترام به خود و اعتماد به نفس در وی می گردد ضروری است که این گونه کودکان و نوجوانان تحت درمان قرار گیرند بهترین درمان این اختلال , استفاده از داروهای محرک می باشد که یکی از بهترین انواع داروها به نام ریتالین در ایران نیز وجود دارد و مورد استفاده قرار می گیرد در حدود 75٪ کودکان به این دارو جواب مثبت می دهند معمولا اولین علامتی که از بین می رود پرتحرکی کودک و آخرین علامت کمبود توجه و تمرکز است که بهبود می یابد در ابتدا دارو به مدت دو هفته امتحان میشود و در صورت بروز پاسخ مثبت که از طریق دریافت گزارش از طریق خود کودک , والدین و معلمین تایید می گردد دارو به مدت طولانی   تجویز می گردد .

با توجه به این که نیمه عمر دارو کوتاه است در دو یا سه نوبت در روز تجویزمی گردد .

مصرف این دارو به دلیل کاهش علائم پرتحرکی و افزایش توجه و تمرکز موجب افزایش یادگیری و در نتیجه عملکرد بهتر تحصیلی ( کسب نمرات بهتر) و افزایش اعتماد به نفس در کودک و نوجوانان می گردد با توجه به عوارض این داروها تعطیلات دارویی به صورت عدم مصرف آن در روزهای تعطیل (جمعه ها ) ,  تعطیلات رسمی , ایام عید و گاه تابستان در نظر گرفته می شود . عوارض شایع داروهای مجرک از جمله ریتالین شامل بی اشتهایی , درد معده , سردرد و بیخوابی می باشد که در تعداد کمی از کودکان و نوجوانان دیده می شود ازروش های دیگر درمانی می توان از رفتاردرمانی , آموزش و مشاوره با والدین و گروه درمانی برای کودکان و نوجوانان مبتلا نام برد.

به هر حال اختلال بیش فعالی / کمبود توجه و تمرکز , اختلالی است که در صورت تشخیص زودرس و درمان به موقع می توان از بسیاری از عوارض احتمالی آینده  آن جلوگیری نمود.

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت 12:13  توسط | 
  
الف ـ رشد شناختي:

در طي فرآيند رشد شناختي، كودك به تدريج مهارتهاي لازم براي يادگيري و درك تجارب جديد را مي‌‌آموزد. با پيشرفت تكلم، كودك تعامل بيشتري با محيط پيدا مي‌‌كند. وي هر روز از طريقبازي، تمشااي تلويزيون و مشاهده اطراف خود اطلاعاتي به دست مي‌‌آورد. وي بتدريج به كمك كلمات و نشانه‌ها به حل ماسئل و ابراز افكار و احساسات خود مي‌‌پردازد و با پرسشهاي مختلف به سراغ شما مي‌‌آيد، او با كسب اطلاعات جديد، به صورت مداوم درك خود را از دنياي اطرافش ساماندهي مي‌‌كند.

كودك در سن پيش‌دبستاني، دنيا را همانند يك فرد بزرگسال نمي‌‌‌بيند، در طي صحبت با ويبايد به ياد داشته باشيد كه وي نگرش‌ها و دريافتهاي متفاوتي از شما دارد. به همين علت بايد تلاش نماييد كه در سطح ادراك و شناخت وي با او گفتگو كنيد.

تفكر كودك پيش دبستاني شما چه ويژگيهايي دارد؟

ـ تفكر عيني:

كودك در سنين4، 3 يا 5 سالگي معمولاً داراي تفكر عيني است. يعني اين كه وي آنچه را مي‌‌تواند لمس، مشاهده و تجربه كند به سادگي درك مي‌‌كند. بنابراين اگر موضوعي انتزاعي را برايش شرح مي‌‌دهيد بايد /ن را با مثالهايي عيني در باره تجربيات ملموس زندگي او همراه كنيد. مثلاً اگر در باره ضرورت رعايت بهداشت و نحوه بروز بيماري در اثر فعاليت ميكروبي برايش توضيح مي‌‌دهيد بهتر است از كتاب يا كارتون با نقاشي‌ها و تصاوير كارتوني از ميكروب استفاده كنيد و حرفهايتان را با تصاوير عيني و ملموس همراه سازيد.

ـ تفكر سحرآميز:

كودك در اين سنين فكر مي‌‌كند كه اعمال، آرزوها و احساساتش بر حوادث و وقايع اطراف تأثير مي‌‌گذارد. علي كودك 4 ساله ممكن است تصور كند كه بيماري خواهر كوچكتري سارا (ابتلا به گاستروآنتريت) به علت آرزوي وي «كاش سارا اصلاً وجود نداشت» شكل گرفته است. اگر علي خود /ب شود ممكن است فكر كند به علت رفتار بدي كه با شما داشتهف تنبيه شده است، بنابراين در گفتگو با كودكان در اين سنين حتماً بايد از برداشت و درك آنان از وقايع اطرافشان به ويژه در موارد خاص مانند بيماري كودك يا وجود بيماري در اعضاي خانواده از آنان سولا كنيد و تا حد ممكن، تفكرات غيرمنطقي آنان راكه مي‌‌تواند موجب احساس گناه يا اضطراب آنها شود اصلاح سازيد.

ـ خود محوري:

كودك در سنين پيش دبستاني، تفكر خود محور دارد. وي تصور مي‌‌كند كه مركز دنيا است و همه حوادث و اتفاقات در جهان براي او رخمي دهند مثلاً زماني كه به علي گفته مي‌‌شود آرامتر بازي كند تا برادر بزرگش بتواند درس بخواند، وي قادر نيست خود را به جاي برادرش تجسم كند و رفتارش را به خاطر او تغيير دهد. نه بدين علت كه وي خودخواه است، بلكه به اين علت كه توانايي شناختي لازم براي اين كار را پيدا نكرده است تا دريابد هر تجربه‌اي در ديگران چه احساسي به وجود مي‌‌آورد. او تنها دنيا را از زاويه ديد خود مي‌‌نگرد.

ـ زنده پنداري:

كودك در سنين پيش دبستاني، ويژگي‌‌هاي انساني را به اشياي بي جان نسبت مي‌‌دهد. بنابراين زماني كه علي در هنگام دويدن، با ميز برخورد مي‌‌كند و به زمين مي‌‌خورد ممكن است بگويد اين ميز است كه عمداً مجب زمين خوردن وي شده است.

ـ درك زمان:

كودك پيش دبستاين نمي‌‌‌تواند طول مدت زمان را دقيقاً درك كند. وي زمان را در ارتباط با برنامه روزانه اش درك مي‌‌كند، بنابراين وقتي مي‌‌خواهيد زمان انجام كاري را به او يادآوري كنيد نياز دارد كه آن را در رابطه با كارهاي روزانه بيان كنيد: مثلاً «وقتي پدر از سركار برگردد، به پارك مي‌‌رويم» كودك مفاهمي زمان گذشته، حال و آينده را درك مي‌‌كند مثلاً ممكن است جملات «وقتي بزرگ شدم» يا «وقتي خيلي كوچك بودم» را به كار ببرد ولي براي درك دقيق تر زمان و دروه‌‌هاي زماني طولاني نياز به كمك دارد. مثلاً براي اينكه به وي نشان دهيد 10 روز ديگر به مسافرت خواهيد رفت، مي‌‌توانيد از يك تقويم بزرگ استفاده كنيد و گذشت هر روز را با يك علامت مشخص كنيد.

كمك به يادگيري و رشد شناختي كودك:

كودك در سنين پيش‌دبستاني، بسيار كنجكاو است. وي ممكن است هر روز دهها پرسش را با شما مطرح كند. بكوشيد پاسخهايتان، ساده و در حد درك كودك باشد. تشويق كودك به فكر كردن در باره موضوعات مختلف و فرصت دادن به وي براي ابر از نظر خود، مي‌‌تواند اعتماد او را به خود بيشتر كند.

هدف، يافتن پاسخ درست نيست بلكه تشويق كودك به انديشيدن و تفكر است. بنابراين تلاش وي را تحسين كنيد و پيشرفتهاي او را هر چند كودك تر غيب نماييد.

ب ـ رشد هيجاني

پس از هيجانات اوليه مانند شادي و غم و ترس، با رشد كودك بتدريج دامنه وسيعتري از هيجانات بارز مي‌‌شوند. كودك در سنين پيش دبستاني هيجانات پيچيده تري مانند احساس گناه، شرم و خجالت را ابراز مي‌‌كند. در اين زمان وي مهارت بيشتري در تكلم بدست آورده و براي ابراز احساسات به جاي حركات فيزيكي از كلمات استفاده مي‌‌كند. كودك ممكن است در نامگذاري احساسات خود مشكل داشته باشد. به علاوه كودك در اين سنين در برخورد با احساسات منفي شديد ممكن است دچار سردرگمي و ترس شده، قادر به كنترل اين هيجانات نباشد. بنابراين كودكان براي شناخت درست احساسات و نيز براي كنار آمدن با احساسات منفي و دشوار نياز به حمايت و ياري والدين دارند.

كمك به رشد هيجاني كودك:

كودكان بايد بدانند كه هيجاناتشان واقعي و قابل قبول هستند، فقط بايد به شيوه‌اي درست ابراز شوند. بنابراين در باره احساسات و هيجانات مختلف با كودك خود صحبت كنيد. مثلاً مي‌‌توانيد تصاويري از مجلات را تهيه كرده و در باره احساسات افراد در موقعيتهاي مختلف با وي گفتگو كنيد.

براي كودكتان تصاويري از صورتهاي ساده با احساسات مختلف بكشيد و به او كمك كنيد هيجانات هر يك از نامگذاري كرده و براي هر يك داستاني بسازد. در صورتش كه كودك احساسات منفي خود را ابراز كند، احساسات كودك را تأييد كنيد و براي مواجهه با آن، راه حل‌‌هايي به وي پيشنهاد كنيد.

تعيين حد و مرز براي كودك به او كمك مي‌‌كند دريابد چه رفتاري قابل قبول و چه رفتاري غيرقابل قبول است. مثلاً مي‌‌توانيد به او بگوييد: «وقتي عصباني هستي، مي‌‌تواني با من حرف بزني و بگويي عصباني هستي، اما اجازه نداري كسي را بزني يا وسايلت را پرت كني.‍»

به ياد داشته باشيد شما الگوي اصلي رفتار كودكتان هستيد، بنابراين در باره احساسات خود با كودك صحبت كنيد و هيجانات را به صورتي مناسب ابراز كنيد. زماني كه فرزندتان توانست احساس خود را بيان كند بدون اين كه كنترل خود را از دست بدهد، حتماً او را تشويق كنيد.

ج ـ رشد اخلاقي

كودك در سنين پيش‌دبستاني، تمايل شديدي به تأييد شدن توسط والدين دارد. او مي‌‌خواهد بچه خوبي باشد تا پدر و مادر به او محبت كنند. بسياري از رفتارهاي كودك در اين سنين به فرآيند تكاملي وي مربوط است نه غيراخلاقي بودن شخصيت وي. كودك در اين سنين خود محور بوده، كنترل تكانه‌ها برايش دشوار است.

بتدريج با تلاش والدين در تعيين قوانين روشن و ثابت در منزل مانند «خشونت، كتك زدن و گاز گرفتن ممنوع است» كودك به نوعي آگاهي دست مي‌‌يابد و مجموعه‌اي از عادتهاي دروني در وي شكل مي‌‌گيرد كه بنيان اخلاقي كودك را مي‌‌سازد. شيوه برخورد والدين با رفتارهاي كودك و نيز طرز رفتار آنان با ديگران، راهنماي كودك در اين فرآيند است. در ابتدا كودك براي جلب رضايت والدين و تأييد آنان از قوانين تبعيت مي‌‌كند و سرانجام اين قانونها تبديل به اصول اخلاقي دروني شده و جزيي از شخصيت وي خواهد بود.

كمك به رشد اخلاقي كودك

تعيين مرزها و قوانين رفتاري را به صورتي يكنواخت و پيگيرانه دنبال كنيد. اجراي قوانين اصلي بايد در مكانهيا ديگر مثلاً در مهماني يا مكانهاي عمومي نيز علاوه بر منزل پيگيري شود. به ياد داشته باشيد كودك همراه با آموختن پيروي از قوانين نياز به شنيدن توضيحاتي در مورد بعضي از قوانين خاص دارد و مثلاً اين كه چرا كتك زدن ديگران ممنوع است يا اين كه گفتن كلمات زشت به ديگران چه احساسي در آنها به وجود مي‌‌آورد. اين گفتگوها بهتر است بدون ارتباط با كار بد كودك صورت گيرد توضيحات در حد فهمو درك كودك بوده و خيلي مفصل و طولاني نباشند. افزون بر استفاده از پيامدهاي غايب براي مواردي كه قوانتين توسط كودك ناديده گرفته مي‌‌شوند حتماً به رفتارهاي مطلوب كودك هم توجه و آنها را تشويق نماييد. به خاطر داشته باشيد كه شما الگوي رفتاري كودكتان هستيد بنابراين طوري رفتار كنيد كه مي‌‌خواهيد فرزندتان رفتار نمايد.

او به كاري كه شما انجام مي‌‌دهيد، بيشتر توجه مي‌‌كند تا به آنچه كه به وي مي‌‌گوييد بنابراين اگر دوست داريد فرزندتان به ديگران احترام بگذارد به خود و كودكتان احترام بگذاريد.

  چالشها و مشكلات رفتاري كودك پيش دبستاني و راه حل‌ها

مشكلات رفتاري شايع كودكان

الف ـ دروغگويي:

دروغگويي يكي از رفتارهاي شايع كودكان است كه اغلبف والدين را خيلي ناراحت مي‌‌كند.

دروغگويي كودكان معمولاً سه دليل عمده دارد:

1ـ كودك واقعيت و خيال را در هم مي‌‌آميزد و گاه تصورات خود را كاملاً واقعي مي‌‌پندارد. معمولاً تا 6 يا 7 سالگي، توانايي كودك براي افتراق وقايع واقعي از خيالي، كامل نشده است.

2ـ كودك به نوعي تفكر آرزومندانه پسرفت كرده است و بدين طريق با يك واقعيت غيرقابل تحمل انطباق مي‌‌يابد. مثلا كودكي كه پدرش وي را ترك كرده است ممكن است داستانهايي در باره اين كه پدرش شماره تلفن وي را نمي‌‌‌داند بسازد. گاهي كودك با چنان شدتي خواستار اين آروزها است كه خود نيز باوز مي‌‌كند آن چيز را به دست خواهد آورد. مثلاً «من دوست دارم يك دوچرخه داشته باشم» ممكن است است به «من براي تولدم يك دوچرخه هديه مي‌‌گيرم» تبدل شود.

3ـ كودك به منظور فرار از تنبيه يا انعتقاد دروغ مي‌‌گويد. وي ممكن است بداند آنچه كه مي‌‌گويد حقيقت ندارد ولي بتدريج خودش هم بخشهايي از آن را باور مي‌‌كند گاهي اوقات كودكان با هوشتر بيشتر به دروغگويي پناه مي‌‌برند تا تاييد والدين را از دست ندهند و از عواقب كار خود فرار كنند.

توصيه‌‌هاي زير در برخورد با دروغگويي مي‌‌توانند كمك كننده باشند:

ـ در مواجهه با كودكي كه دروغ گفته است آرامش خود را حفظ كنيد و سعي كنيد آرام بمانيد.

ـ به كودك لقب دروغگو ندهيد. كار او را از شخصيت وي افتراق دهيد.

ـ سعي كنيد نوع دروغ كودك را تعيين كنيد و بسته به آن واكنش مناسب نشان دهيد.

ـ اگر كودك دروغي نشاي از خيالات خود مي‌‌گويد به او كمك كنيد تفاوت بين واقعيت و خيال را دريابد. با وي طوري رفتار نكنيد كه احساس كند كار اشتباهي كرده است.

ـ اگر كودك با موقعيتي دشوار روبرو سات و آرزوهايش را به عنوان واقعيت بيان مي‌‌كند وي را تشويق كنيد كه به جاي اين كار به بيان احساساتش بپردازد و از ديگران براي حل مشكلات كمك بخواهد.

ـ‌ اگر كودك براي فرار از پيامد كار اشتباهش دروغ بگوييد بهتر است به جاي واكنش شديد نسبت به دروغ گفتن، در باره كار اشتباه او و علت بد بودن كارش با وي صحبت كنيد.

ـ زماني كه مي‌‌دانيد كودك كار بدي كرده است خود را درگير بحث با وي براي اعتراف گرفتن نكنيد. مثلاً اگر كودك كيك تولدي را كه پخته ايد بي اجازه خورده است و آثار شكلات روي كيك را در اطراف دهانش مي‌‌بينيد به جاي اينكه بپرسيد «آيا تو كيك را خورده اي؟» و او به دروغ «نه» بگويد، وي را جلوي آينه ببريد و بگوييد «كيك خورده شده و به صورت تو شكلات آن چسبيده است. من از تو خواسته بودم به كيك بدون اجازه دست نزني». در اين صورت موضوع صحبت به جاي دروغگويي كودك به پيروي از قوانين باز مي‌‌گردد.

ـ به خاطر داشته باشيد كودك را هم با گفتار و هم رفتارتان به راستگويي تشويق كنيد. شما بهترين الگوي فرزندتان هستيد.

ب ـ استفاده از كلمات نامناسب و زشت، جواب پس دادن:

تقريباً تمام كودكان در سنين پيش دبستاني گاه از كلمات نامناسب استفاده مي‌‌كنند. گاهي آنان كلماتي زشت به زبان مي‌‌آورند كه باعث شرمندگي والدين مي‌‌شود.

دليل روشن به كارگيري اين كلمات، شنيدن آنها در منزل يا مهدكودك يا محيط‌‌هاي ديگر است. زماني كه كودك از اين عبارات استفاده مي‌‌كند معمولاً با توجه شديد و واكنش بيش از حد والدين روبرو مي‌‌شود كه باعث تكرار بيشتر اين كلمات خواهد شد.

راهكارهاي زير مي‌‌توانند در برخورد با اين رفتار كودك كمك كننده باشند:

ـ‌ اگر كودك براي اولين بار از اين كلمات استفاده مي‌‌كند بهتر است معناي آن را از كودك بپرسيد. اگر وي بتواند معني كلمه را بگويد برايش توضيح دهيد كه اين كلمه ديگران را ناراحت مي‌‌كند و نبايد در خانه استفاده شود.

ـ در صورت تكرار، در مراحل اول آرام ماندن و ناديده گرفتن اين عبارات و دور نگهداشتن كودك از محيط‌‌هايي كه در آنها چنين كلماتي استفاده مي‌‌شود بهترين روش برخورد است.

ـ اگر با وجود ناديده گرفتن اين رفتار ادامه يابد با آن مشابه ديگر كارهاي نامطلوب كودك برخورد كنيد و از شيوه‌‌هاي تنبيهي مناسب مانند منزوي سازي يا محروم كردن بهره گيريد.

ـ به كودك كلماتي بياموزيد كه بتواند احساس ناكامي و ناراحتي خود را به صورت مودبانه ابراز كند.

ـ برخورد مودبانه و به كارگيري مناسب كلمات را توسط كودك تشويق نماييد.

جواب پس دادن اغلب شيوه‌اي براي نشان دادن نافرماني و لجبازي كودك و نشانه‌اي از تكامل كودك براي به دست آوردن استقلال است. تنشهاي زندگي روز مره مانند به دنيا آمدن كودك ديگر يا تغيير منزل ممكن است اين رفتارها را تشديد كند. در مواجهه با اين مشكل توصيه‌‌هاي زير را به كار گيريد.

ـ به خاطر داشته باشيد كودكان پيش دبستاني نياز به ابراز وجود و احساسات خود دارند. بنابراين اجازه ابراز نظر به صورت مودبانه را به آنان بدهيد.

ـ سعي كنيد انتظارات خود را با توانايي كودك تطبيق دهيد.

ـ در صورت نافرماني و بي ادبي كودك در پاسخ دادن، از روشهاي تنبيهي مناسب استفاده كنيد.

ـ رفتارهاي مناسب وي را تشويق كنيد.

ج ـ دزدي:

تا سن سه سالگي بيشتر كودكان معناي دزدي را درك نمي‌‌‌كنند و حداقل يك سال ديگر طول مي‌‌كشد تا آنها مفهوم مال من و مال تو را در يابند. اگر كودك وسايل ديگران را بدون اجازه بر مي‌‌دارد راهكارهاي زير را به كار بريد:

ـ آرامش خود را حفظ كنيد و واكنش بيش از حد نشان ندهيد.

ـ براي وي توضيح دهيد كه چيزهايي كه متعلق به ديگران است نبايد براي خود بردارد.

ـ به كودك بگوييد صاحب آن شيئي براي از دست دادن آن، غمگين و ناراحت مي‌‌شود.

ـ مطمئن شويد كه وي شيئي موردنظر را به صاحبش برگردانده و عذرخواهي كند.

ـ به خاطر داشته باشيد با اين كه كودك ممكن است بداند دزدي كار بدي است چون ديگران به وي چنين گفته‌اند تا سن 7 ـ 6 سالگي ممكن است بدرستي علت بد بودن / ين كار را درك نكرده و در باره آن احساس گناه نكند.

ـ در صورتي كه اين مشكل به صورت مكرر و مزمن رخ دهد حتماً با يك مشاور يا روانپزشك كودك مشورت كنيد.

د ـ پرخاشگري و حملات بدخلقي (قشقرق)

پرخاشگري كودكان علل مختلفي دارد. كودكان كوچكتر ممكن است به علت اين كه نمي‌‌‌دانند احساسات ناخوشايند خود مانند خشم و ناكامي را چگونه با كلمات ابرا كنند به پرخاشگري روي آورند. صحبت با كودكان و كمك به آنان براي بيابن احساساتشان بدون پرخاشگري در اين موارد مفيد است.

كودك ممكن است شاهد دعوا و پرخاشگري والدين يا ديگر اعضاي خانواده باشد و از اين رفتارها الگو برداري كند. بنابراين كنترل محيط منزل، عدم به كار گيري پرخاشگري در روابط بين فردي اعضاي خانواده و همچنين نظارت بر برنامه‌‌هاي تلويزيوني كه كودك مشاهده مي‌‌كند مي‌‌تواند اين اثرات را تا حد ممكن كاهش دهد.

گاهي به مرور زمان كودك ياد مي‌‌گيرد كه با بد خلقي و پرخاشگري مي‌‌تواند به آنچه مي‌‌خواهد دست يابد. اگر والدين در برابر داد و فرياد يا پرخاشگري وي تسليم شوند او در مي‌‌يابد اين رفتار راهي براي گرفتن آنچه مي‌‌خواهد از بزرگسالان است. بعضي كودكان با فرد خاصي مانند مادر يا مادر بزرگ بيشتر اين رفتارها را نشان مي‌‌دهند تا با ديگر اعضاي خانواده. اين موضوع اهميت برخورد يكسان و يكنواخت همه بزرگسالان در خانواده و اطراف كودك را نشان مي‌‌دهد. اگر كودك در يابد كه هر وقت و هر كجا پرخاشگري كند پيامد يكساني متحمل مي‌‌شود چنين رفتاري قطعاً كاهش مي‌‌يابد.

بنابراين عليرغم علت پرخاشگري و بدخلقي كودك رعايت بعضي اصول مي‌‌تواند موجب كاهش اين رفتارها شود:

ـ در انتظارات خود از كودك و به كارگيري روشهاي تربيتي در زمانها، مكانها و توسط افراد مختلف مانند مادر، پدر، مادربزرگ و... تا حد ممكن يكنواخت عمل كنيد. قابل پيش‌بيني بودن پيامد يك رفتار به كودك احساس امنيت مي‌‌دهد و وي را از سر درگمي مي‌‌رهاند و مشكلات رفتاري وي را كاهش مي‌‌دهد.

ـ قوانين را به صورت روشن به كودك بگوييد. او بايد بداند احساس خشم و ناكامي طبيعي است ولي مرزهايي براي شيوه ابراز آن وجود دارد مثلاً زدن ديگران ممنوع است.

ـ در صورت پرخاشگري كودك از روشهاي تنبيهي مناسب مانند منزوي سازي استفاده كنيد.

ـ بر اثر بدخلقي و قشقرق كودك تسليم خواسته‌‌هاي غيرمنطقي او نشويد. اين رفتار كودك را ناديده بگيريد. (در عين حال ايمني كودك را در نظر داشته باشيد. اگر وي به كار خطرناكي دست زد بلافاصله بايد مداخل كنيد).

ـ تلاش كودك براي ابراز مناسب احساسات ناخوشايند مثل خشم را تشويق كنيد.

ـ موقعيتهايي كه كودك بيشتر دچار بدخلقي و پرخاشگري مي‌‌شود مانند زماني كه خسته، گرسنه يا خواب آلود است را شناسايي كرده، توجه به نيازهاي جسماني و روانشناختي كودك را در برنامه ريزي‌‌هاي روزانه خود در اولويت قرار دهيد.

ه‍ ـ رقابت بين خواهر و برادرها

رقابت و حسادت بين خواهر و برادرها از شايعترين مشكلات والدين محسوب مي‌‌شود. اين موضوع پديده‌اي عالمگير است و پدر و مادر را بيش از هر كس ديگر دچار احساس ناكامي و نگراني مي‌‌كند.

گرچه بسياري از كتابها توصيه مي‌‌كنند كه خواهر و برادرها را به حال خود گذاشته، در دعوا و درگيري آنها دخالت نكنيم، بعضي از بزرگسالان خاطراتي از بدرفتاري خواهر يا برادر خود در دوران كودكي بدون دخالتي زا سوي والدين به ياد دارند كه بسيار برايشان رنج آور است. بنابراين اين با وجود طبيعي بودن رقابت بين خواهر و برادرها نظارت والدين بر شيوه تعامل و ارتباط فرزندان با هم اهميت بسزا دارد.

توصيه‌‌هاي زير در برخورد با رقابت و حسادت خواهر و برادر‌ها كمك كننده هستند:

ـ اطمينان يابيد كه هيچ يك از فرزندان توسط خواهر يا برادر خود مورد سوء رفتار كلامي، جسماني يا جنسي قرار نمي‌‌‌گيرد. قانوني در خانه برقرار كنيد كه خشونت از هر نوع نسبت به ديگران را ممنوع كند.

ـ از لقب دادن به كودكان پرهيز كنيد. حتي لقب‌‌هاي خوب مانند هنرمند يا ورزشكار مي‌‌تواند برانگيزاننده حسادت ديگر فرزندن شود و كودك را براي حفظ اين لقب دچار اضطراب و ناكامي نمايد.

ـ با كودكان طوري رفتار كنيد كه بفهمند هر يك داراي ويژگي‌‌هاي منحصر به فردي هستند كه با ديگران متفاوت است. آنان را به صورتي غير منصفانه با هم مقايسه نكنيد.

ـ علاوه بر زماني كه با همه فرزندان مي‌‌گذرانيد با هر يك از آنان زماني جداگانه هر چند اندك صرف كنيد.

ـ بپذيريد كه رقابت بين خواهر و برادرها طبيعي است. همه گاهي نسبت به خواهر يا برادر خود احساس خشم مي‌‌نمايند در حاليكه بيشتر آنها در برابر افراد خارج از خانواده از يكديگر حمايت مي‌‌كنند.

ـ به خبرچيني كودكان پاداش ندهيد و هميشه جانب يك فرزند را نگيريد.

در صورت دعواي خواهر و برادرها:

ـ حتي‌الامكان اجازه دهيد خود آن را تمام كنند.

ـ اگر يكي يا هر دو بسيار عصباي و ناراحت هستند دخالت كنيد. آنها را از هم جدا كرده و كودكي را كه آسيب ديده يا ناراحت است آرام كنيد.

ـ طرف هيچ يك را نگيريد مگر آن كه آنچه رخ داده ديده باشيد.

ـ هر دو كودك را تشويق كنيد تا در باره احساسات خود و آنچه رخ داده صحبت كنند و از آنها بخواهيد فكر كنند چگونه مي‌‌توانند اختلافشان را بدون دعوا و درگيري حل كنند.
 
 

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت 12:10  توسط | 
1- روزانه 10 تا 30 دقیقه به قدم زدن بپردازید، و در این حین لبخند بزنید. این برترین داروی ضد افسردگی ست.
2- حداقل 10 دقیقه در روز با خود خلوت کنید، در صورت نیاز از قفل در غافل نشوید.
3- با استفاده از ویدئو برنامه های تلویزیونی آخر شب و مورد علاقه تان را ضبط کنید، و خواب بیشتری کنید.
4- صبحها که از خواب بیدار می شوید این جمله را کامل و تکرار کنید: « امروز قصد دارم....»
5- با سه E  زندگی کنید؛ Energy  (انرژی)، Enthusiasm  (شوق)، Empathy  (فهم و همدلی با دیگران)، و همینطور با سه F  یعنی Faith  (ایمان)، Family  (خانواده) و Friends (دوستان).
6-
زیبائی ، عشق ، محبت ، دوستی امسال بیشتر از سال پیش به تماشای فیلمهای عمومی (مناسب برای تمام سنین)، بازی با دوستان و خواندن کتاب بپردازید.
7- زمانی را به مراقبه و نیایش اختصاص دهید. اینها سوخت روزانه برای انجام زندگی پر مشغله مان را فراهم می کنند.

8- با افراد بالای 70 و زیر 6 سال اوقات بیشتری صرف کنید.شادی ، زندگی موفق ، بهتر زیستن
9- وقت بیداری بیشتر رویا ببینید.
10- از غذاهایی که از گیاهان و درختان بار می آیند بیشتر مصرف کنید، و ازآنها که در کارخانه ها تولید می شوند کمتر.
11- مقداری چای سبز و مقادیر بسیار فراوان تری آب بنوشید. ایدا اریزا (نوعی زغال اخته آبی رنگ)، غذاهای دریائی، گل کلم، بادام و گردو و خشکبار مصرف کنید
12- تلاش کنید هر روز حداقل سه نفر را به لبخند وادارید.
13- از خانه گرفته تا داخل ماشین و روی میز کار همه را مرتب و تمیز کنید، بگذارید انرژی تازه ای وارد زندگیتان شود.
14- انرژی پرارزشتان را بر سر شایعه سازی، هیولاهای انرژی خوار، مسائل مربوط به گذشته، افکار منفی و یا آنچه بدان کنترل ندارید هدر ندهید. در عوض انرژیتان را صرف همین لحظه مثبت اکنون کنید.
صمیمیت ، عشق ، پاکی ، وفا ، گذشت
15- این را درک کنید که زندگی یک مدرسه است و شما اینجائید تا بیاموزید، تا همه امتحانهایتان را بگذرانید. مشکلات تنها بخشی از این دوره آموزشی اند که درست مثل کلاس درس جبر می آیند و می روند، منتها درسهائی که از این کلاس فراگرفته می شود عمری با شما باقی خواهد ماند.
16- صبحانه تان را چون یک شاه، ناهارتان را چون یک شاهزاده و شام تان را چون بچه دانشگاهی ای بخورید که کارت اعتباریش ته کشیده باشد.
17- بیشتر لبخند بزنید و بیشتر بخندید. این هیولاهای انرژی خوار را ازتان دور نگه خواهد داشت.
18- زندگی چندان عادلانه به نظر نمی رسد، با این حال زیباست.
19- زندگی کوتاه تر از آنیست که وقتمان را صرف تنفر از دیگران کنیم.
20- خودتان را خیلی جدی نگیرید، دیگران هم اینکار را در مورد شما نمی کنند.
21- مجبور نیستید همه بحث ها و منازعات را به نفع خود تمام کنید. با مخالفتها موافقت کنید.
 پول همه چیز نیست
22- با گذشته تان از در سازش در آئید، آنوقت دیگر اکنونتان را خراب نخواهید کرد.
23- زندگی تان را با زندگی دیگران مقایسه نکنید. شما از موضوع و هدف این سفر آنها هیچ نمی دانید.
24- از شمع هایتان استفاده کنید، خوشگل ترین ملافه تان را کنار نگذارید، برای روز مبادا و یا روزی خاص نگه شان ندارید، امروز همان روز بخصوص است.
25- جز شما کس دیگری مسئول خوشبختی تان نیست.
26- همه باصطلاح بدبختیها را با این جمله قالب دهید: «آیا تا پنج سال آینده، هیچ اهمیتی خواهند داشت؟»
27- همه را به خاطر هر چیز و همه چیز ببخشید.
28- افکار مردم در مورد شما، هیچ ربطی به شما ندارند.
29- زمان حلال همه مشکلات است. به همه چیز زمان دهید، زمان.
30- یک موقعیت هر چقدر خوب یا بد، بالاخره تغییر می کند.
31- زمان بیماری، این شغل نیست که به دردتان می رسد، دوستانتان هستند. با آنها در تماس باشید.
32- از شر هر آنچه سودمند، زیبا و شادی بخش نیست، خلاص شوید.
33- حسادت هدر دادن وقت است. شما الان به همه آنچه نیاز دارید رسیده اید.
34- بهترینها هنوز در راه اند.
بیائید با هم شاد باشیم و شادی را بیکدیگر تقدیم کنیم
35- هر حسی که می خواهید داشته باشید، بلند شوید، شیک کنید و بزنید بیرون.
36- کار درست را انجام دهید!

37- گاه با خانواده در تماس باشید.
38- شبها قبل از خواب این جمله را کامل و تکرار کنید: «به خاطر... ممنونم.» «امروز به ... دست یافتم.»
39- یادتان باشد، برکتهای زندگی آنقدر هست که استرس و نگرانی را بدان راهی نباشد.
40- از سفر لذت ببر. یادت باشد که این دیزنی ورلد Disney World  نیست و تو هم در پی یک گشت و گذار کوتاه نیستی. بهترین استفاده را از آن کنید و از سفرتان لذت ببرید

وبلاک :دکتر مرتضی ظهرابی

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم مرداد 1387ساعت 20:0  توسط | 
 
اغلب مردم معناي واقعي کلمه ي "اعتماد به نفس"را به خوبي درک نمي کنند ... به همين دليل ان نوع از اعتماد به نفس وخود باوري را که مطلوب ومورد نظرشان است در زند گي تجربه نمي کنند چون فکر مي کنند اعتماد به نفس يعني اين که ايمان واعتماد به موفقيتها يي که در کارها به دست مي اورند. در صورتي که اعتماد به نفس واقعي وحقيقي ان است که قبل از اين که در کاري موفق شويم نوعي اعتماد به توانايي خود براي انجام ان کار داشته باشيم .
اعتماد به نفس چيست ؟
"عزت نفس" يک منبع انرژي است . يک چتر وسيعي است که" اعتماد به نفس " زير سايه ان است . اعتماد به نفس يعني ديدن خودبه عنوان فردي توانا با کفايت دوست داشتني ومنحصر به فرد .
کفايت يعني توانايي که درحد کافي وتسلط بر امور باشد .
منحصر به فرد يعني با توجه ودر نظر گرفتن تفاوتها ي فردي.
به تعبير ديگر اعتماد به نفس يعني ان احساس و شناختي که از توانايي ها و محد وديت هاي بيروني ودروني خود داريد .
بنا براين وقتي که اعتماد به نفس وخود باوري خود را بر اساس آن که و آن چه به راستي هستيد و نه بر اساس موفقيت ها و دست يا بي ها يا شکست ها وناکامي هاي خود بنا مي کنيد چيزي را در خود خلق مي نماييد که هيچ کس وهيچ چيز ياراي گرفتنش را از شما نخواهد داشت . حال با توجه به مفاهيم بالا مي توان گفت که اعتماد به نفس واقعي همواره در درون خود شما توليد مي شود نه از بيرون . اعتماد به نفس واقعي زاييده ي تعهد شما به خودتان است . اين تعهد که هر ان چه لازم باشد انجام خواهيد داد تا به خواسته ها ونيازهايتان برسيد .
اعتماد به نفس باور شخصي شماست نسبت به روح خودتان به عنوان يک انسان .
اعتمادبه نفس حقيقت اين نيست که نترسيم . بلکه ان است که بدانيد ومطمئن باشيد با اين که مي ترسيد
اما بي گمان دست يه عمل خواهيد زد .
انواع اعتماد به نفس!!!
* اعتماد به نفس رفتاري
* اعتماد به نفس احساسي ، عاطفي
* اعتماد به نفس روحي ومعنوي


به منظوران که اقتدار شخصي لازم رابه دست آورده و رضايت و غنايي که استحقاقش راداريد تجربه کنيد ، به هر سه نوع اعتماد به نفس نياز داريد.
- اعتماد به نفس رفتاري ، به معناي قابليت وتوانايي در عمل کردن وانجام دادن کارهاست . از کارهاي ساده گرفته تا کارهاي سخت همانند جامه عمل پوشاندن به روياهايتان . اين همان نوع از اعتماد به نفس است که مورد نظر اغلب ماست .
-- اعتماد به نفس احساسي وعاطفي به معناي توانايي در تسلط وبه کنترل در آوردن دنياي احساس وعواطف شماست .اين که بدانيد چه احساساتي داريد ، معناي ان ها را بفهميد وبتوانيد انتخابهاي احساسي درست بکنيد وازخود در مقابل درد و رنج روحي ولطمه ها وصد مه هاي عاطفي محافظت کنيد وبدانيد چگونه روابطي صميمي ، سالم ومانگار خلق نماييد .
-- سومين نوع از اعتماد به نفس که مهم ترين انها مي باشد ، اعتماد به نفس روحي ومعنوي است . اين نوع از اعتماد به نفس همانا اعتماد وايمان شما به جهان هستي وکل آفرينش وموجودات است . اين ايمان روحي که زندگي ، هدف ونهايتي مثبت را در پي
خواهد داشت وشمابه خاطر هدفي اين جا هستيد وزندگي 70 - 80 - 90 ساله تان برروي اين کره خاکي هدف ومقصودي را دنبال مي کند .
اعتماد به نفس آن است که باور داشته باشيد مي توانيد وتوانايي ان را داريد که تمام توانتان رابه کار بگيريد و شرايط واوضاع زندگي را آن گونه که مطلوب ودلخواه شماست تغيير دهيد

چگونه اعتماد به نفس را در خود تقويت کنيم ؟


اصل اول - گذشته را بپذيريد وا ينده را دگرگون کنيد


شما بايد بدانيد که گذشته را نمي توان تغييرداداما آينده هنوز آفريده نشده است . آينده چيزي نيست جز انديشه هاي شما وکوشش براي افريدن انها . منظور ما اين است که در بند گذ شته نباشيد نه اينکه از تجربيات ، خطاها وشکستهاي گذشته درس نگيريد .پس بايد عاقلانه به گذشته نگاه کرد و اند يشه و وقت خود را صرف چيزي کنيم که توان آفريدن ودگرگون ساختن آن را داريم .


اصل دوم - درباره اهدافتان با خود گفتگو کنيد .


اهداف را به صورت جملا تي مشخص در اوريد وبه خود بگوييد ان هم به صورت جملات مثبت . اهداف بايد واقعي ومعقول باشند نه بلند پروازانه که دسترسي به انها ممکن نباشد ونه پيش پا افتاده که ارزش کوشيدن را نداشته باشند . اهداف معقولي براي هرساعت ، روز ، هفته وماه وضع کنيد . موفقيت در اهداف کوتاه شما را براي دست يافتن به اهداف بلند مدت تشويق مي کند و انگيزه تلاش را در شما بيدار مي سازد . همواره اهداف را ياداور شويد تا بخشي از ضمير ناخوداگاه شما گردد.

اصل سوم - تصميم گرفتن را تمرين کنيد .


روانشناسان نشان داده اند که کودکاني که در سالهاي اوليه زندگي خود تشويق شده اند تا براي خود تصميم بگيرند از ديگر کودکاني که اين موقعييت را نداشته اند در اعتماد به نفس رتبه بالاتري کسب کرده اند .تمرين تصميم گيري به شما کمک مي کند تا نسبت به قدرت قضاوت خود اطمينان بيشتري به دست اوريد ودرنتيجه اعتماد به نفس کامل تري کسب نماييد . مهم تصميم گيري است . يادتان باشد که :

قضاوت درست نتيجه تجربه است وتجربه خود نتيجه چندين قضاوت نادرست .
 
بنابراين از هرفرصتي براي تصميم گيري استفاده کنيد واين نيرو را در خود پرورش دهيد .

تصميم گيري مستلزم خطر پذيري واحساس مسئوليت است


اصل چهارم - نتايجي را که مي خواهيد مجسم کنيد .


تصوير روشني را از آنچه مي خواهيد به دست اوريد ، داشته باشيد اين کار باعث مي شود تا انرژي خودرا بران هدف متمرکز کنيد . اين برخورد تصويري باهمه آرمان ها و اهداف براي شما مفيد است وياري تان مي دهد تا کم کم زمينه هاي -دست يابي به انها را فراهم سازيد .
اگر مي خواهيد از شر خصلتي رها شويد خودر ا در حالتي تصور کنيد که از آن خصلت هيچ اثري در شما نيست . همين تصوير وتکرار آن و انجام دادن تمرينهاي اصلاحي به شما کمک مي کند تا از آن خصلت نا خوشايند رها شويد . اين کار خيال پردازي ، بي خاصيت نيست بلکه واقعيت روانشناختي پذيرفته شده اي است که به بسياري کسا ن ياري رسانده است .


اصل پنجم - دربرخي زمينه ها متخصص شويد .


آگاهي عمومي لازمه زندگي فردي واجتماعي است اما کافي نيست . براي پيشرفت در زندگي فردي وحرفه اي شما بايد در زمينه هايي متخصص ومنحصر به فرد باشيد . همين نکته که شما چيزي مي دانيد وديگران نمي دانند به شما اعتماد به نفس مي دهد . بايد اموزش مداوم را به عنوان يک اصل در زندگي خويش بپذيريد .

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم مرداد 1387ساعت 19:46  توسط | 
قبل از هر چيز برايت آرزو ميكنم كه عاشق شوي ،

و اگر هستي ، كسي هم به تو عشق بورزد ،
و اگر اينگونه نيست ، تنهاييت كوتاه باشد ،
و پس از تنهاييت ، نفرت از كسي نيابي.
آرزومندم كه اينگونه پيش نيايد .......
اما اگر پيش آمد ، بداني چگونه به دور از نااميدي زندگي كني.
برايت همچنان آرزو دارم دوستاني داشته باشي ،
از جمله دوستان بد و ناپايدار ........
برخي نادوست و برخي دوستدار ...........
كه دست كم يكي در ميانشان بي ترديد مورد اعتمادت باشد .
و چون زندگي بدين گونه است ،
برايت آرزو مندم كه دشمن نيز داشته باشي......
نه كم و نه زياد ..... درست به اندازه ،
تا گاهي باورهايت را مورد پرسش قراردهند ،
كه دست كم يكي از آنها اعتراضش به حق باشد.....
تا كه زياده به خود غره نشوي .
و نيز آرزو مندم مفيد فايده باشي ، نه خيلي غير ضروري .....
تا در لحظات سخت ،
وقتي ديگر چيزي باقي نمانده است،
همين مفيد بودن كافي باشد تا تو را سرپا نگاه دارد .
همچنين برايت آرزومندم صبور باشي ،
نه با كساني كه اشتباهات كوچك ميكنند ........
چون اين كار ساده اي است ،
بلكه با كساني كه اشتباهات بزرگ و جبران ناپذير ميكنند .....
و با كاربرد درست صبوريت براي ديگران نمونه شوي.
و اميدوارم اگر جوان هستي ،
خيلي به تعجيل ، رسيده نشوي......
و اگر رسيده اي ، به جوان نمائي اصرار نورزي ،
و اگر پيري ،تسليم نا اميدي نشوي...........
چرا كه هر سني خوشي و ناخوشي خودش را دارد و لازم است
بگذاريم در ما جريان يابد.
اميدوارم سگي را نوازش كني ، به پرنده اي دانه بدهي و به آواز يك
سهره گوش كني ، وقتي كه آواي سحرگاهيش را سر ميدهد.....
چراكه به اين طريق ، احساس زيبايي خواهي يافت....
به رايگان......
اميدوارم كه دانه اي هم بر خاك بفشاني .....
هر چند خرد بوده باشد .....
و با روييدنش همراه شوي ،
تا دريابي چقدر زندگي در يك درخت وجود دارد.
به علاوه اميدوارم پول داشته باشي ، زيرا در عمل به آن نيازمندي.....
و سالي يكبار پولت را جلو رويت بگذاري و بگويي :
" اين مال من است " ،
فقط براي اينكه روشن كني كدامتان ارباب ديگري است !
و در پايان ، اگر مرد باشي ،آرزومندم زن خوبي داشته باشي ....
و اگر زني ، شوهر خوبي داشته باشي ،
كه اگر فردا خسته باشيد ، يا پس فردا شادمان ،
باز هم از عشق حرف برانيد تا از نو بيآغازيد ...
اگر همه اينها كه گفتم برايت فراهم شد ،
ديگر چيزي ندارم برايت آرزو كنم ... 
  
 
 
نظر شما چيست ؟ آن را با گوش جان خريداريم

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم مرداد 1387ساعت 19:43  توسط | 
خدا پرسید: پس  تو می خواهی  با من  گفتگو كنی؟ 
 

من در پاسخ گفتم : اگر وقت  دارید
 

خدا  خندید : وقت من بی نهایت است


 در ذهنت چیست كه می خواهی از من  بپرسی؟

پرسیدم  : چه چیز بشر شما را  سخت متعجب  می سازد؟

خدا پاسخ داد : كودكیشان

اینكه آنها از كودكی شان خسته می  شوند عجله  دارند  كه بزرگ شوند
 

بعد دوباره پس از  مدتها آرزو می كنند كه كودك باشند

اینكه آنها سلامتی خود  را  ا ز دست  میدهند  تا پول به دست آورند

و بعد پولشان را از دست  می دهند  تا دوباره سلامتی  خود را به دست بیاورند

اینكه با اضطراب به آینده می نگرند  و  حال را فراموش  می كنند

و بنابراین نه در حال زندگی  می كنند و نه در آینده

اینكه آنها به گونه ای زندگی می كنند

  كه گویی هرگز نمی میرند

و به گونه ای می میرند كه

  گویی هرگز زندگی  كرده اند

دست های خدا  دستانم را گرفت

برای مدتی سكوت كردیم

و من دوباره پرسیدم : می خواهی كدام درسهای زندگی را فرزندانت بیاموزند؟

او گفت : بیاموزند كه آنها نمی توانند كسی را وادار كنند  كه عاشقشان باشد

همه كاری  كه می  توانند بكنند اینست كه اجازه دهند كه  خودشان را دوست داشته باشند
 

بیاموزند  كه  درست نیست كه خودشان را با  دیگران مقایسه  كنند

بیاموزند كه فقط چند ثانیه طول می كشد تا زخم های عمیقی در قلب آنان كه دوستشان داریم ایجاد  كنیم

 اما سالها طول می كشد تا این زخمها را التیام بخشیم
 

بیاموزند كه ثروتمند كسی نیست كه بیشترین ها را دارد

كسی است كه به كمترین ها نیاز دارد

  بیاموزند كه انسانهایی هستند كه آنها را دوست دارند
 

فقط نمی دانند كه چگونه احساساتشان را نشان دهند

بیاموزند كه دو نفر می توانند با هم به یك نقطه نگاه كنند

 اما آن رامتفاوت ببینند

بیاموزند كه كافی نیست كه فقط آنها دیگران را ببخشند
 

بلكه آنها باید خود را نیز ببخشند

من با خضوع گفتم : از شما

به خاطر این گفتگو متشكرم
 

آیا  چیز دیگری هست كه

دوست دارید فرزندانتان بدانند؟

خداوند لبخند  زد  و  گفت:

فقط اینكه  بدانند من همیشه اینجا هستم ...

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم مرداد 1387ساعت 19:38  توسط | 
    
شاید براتون جالب باشه که آخرین کلمات شخصیت های مختلف و  مشاغل در لحظه مرگ چی می تونه باشه !؟
مطلب جالبدر سایت غربتستان دیدم گفتم شاید برای شما هم جالب باشه ، پس به ادامه مطلب بروید و آخرین کلمات افراد را قبل از مرگ مطالعه کنید !

آخرين کلمات يک الکتريسين: خوب حالا روشنش کن...
........

آخرين کلمات يک الکتريسين: خوب حالا روشنش کن...
آخرين کلمات يک انسان عصر حجر: فکر ميکنی توی اين غار چيه؟
آخرين کلمات يک بندباز: نميدونم چرا چشمام سياهی ميره...
آخرين کلمات يک بيمار: مطمئنيد که اين آمپول بيخطره؟
آخرين کلمات يک پزشک: راستش تشخيص اوليه‌ام صحيح نبود. بيماريتون لاعلاجه...
آخرين کلمات يک پليس: شيش بار شليک کرده، ديگه گلوله نداره...
آخرين کلمات يک پيشخدمت رستوران: باب ميلتون بود؟
آخرين کلمات يک جلاد: ای بابا، باز تيغهء گيوتين گير کرد...
آخرين کلمات يک جهانگرد در آمازون: اين نوع مار رو ميشناسم، سمی نيست...
آخرين کلمات يک چترباز: پس چترم کو؟
آخرين کلمات يک خبرنگار: بله، سيل داره به طرفمون مياد...
آخرين کلمات يک خلبان: ببينم چرخها باز شدند يا نه؟
آخرين کلمات يک خون‌آشام: نه بابا خورشيد يه ساعت ديگه طلوع ميکنه!
آخرين کلمات يک داور فوتبال: نخير آفسايد نبود!
آخرين کلمات يک دربان: مگه از روی نعش من رد بشی...
آخرين کلمات يک دوچرخه‌سوار: نخير تقدم با منه!
آخرين کلمات يک ديوانه: من يه پرنده‌ام!
آخرين کلمات يک سرنشين اتوموبيل: برو سمت راست راه بازه...
آخرين کلمات يک شکارچی: مامانت کجاست کوچولو؟.
آخرين کلمات يک غواص: نه اين طرفها کوسه وجود نداره...
آخرين کلمات يک فضانورد: برای يک ربع ديگه هوا دارم...
آخرين کلمات يک قصاب: اون چاقو بزرگه رو بنداز ببينم...
آخرين کلمات يک قهرمان: کمک نميخوام، همه‌اش سه نفرند...
آخرين کلمات يک قهرمان اتوموبيلرانی: پس مکانيکه ميدونه که با دوست دخترش...
آخرين کلمات يک کارآگاه خصوصی: قضيه روشنه، قاتل شما هستيد!
آخرين کلمات يک کامپيوتر: هاردديسک پاک شده است...
آخرين کلمات يک کوهنورد: سر طناب رو محکم بگيری ها...
آخرين کلمات يک گروگان: من که ميدونم تو عرضهء شليک کردن نداری...
آخرين کلمات يک گيتاريست: يه خرده ولوم بده...
آخرين کلمات يک مادر: بالأخره سی‌دی‌هات رو مرتب کردم...
آخرين کلمات يک متخصص آزمايشگاه: اين آزمايش کاملاً بيخطره...
آخرين کلمات يک متخصص خنثی کردن بمب: اين سيم آخری رو که قطع کنم تمومه...
آخرين کلمات يک متخصص کامپيوتر: معلومه که ازش بک‌آپ گرفتم!
آخرين کلمات يک معلم رانندگی: نگه دار! چراغ قرمزه!
آخرين کلمات يک ملوان: من چه ميدونستم که بايد شنا بلد باشم؟
آخرين کلمات يک ملوان زيردريايی: من عادت ندارم با پنجرهء بسته بخوابم...
آخرين کلمات يک نارنجک‌انداز: گفتی تا چند بشمرم؟

منبع : غربتستان
 

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم مرداد 1387ساعت 11:36  توسط | 
قدیمی ها گفته اند، "پول چیزی جدا از این بدن فیزیکی است." همه این را می دانند، اما در طلب آن هستند. یک مرد جوان برای ارضای خواست ها و تمناهایش در پی آن است، یک زن جوان آن را برای زینت و تجمل می خواهد و فردی مسن به دنبال آن است تا در سنین پیری از خود مواظبت کند. فردی فاضل برای آبرو و حیثیت خود در آرزوی آن است. یک کارمند به خاطر آن وظیفه اش را انجام می دهد و غیره. بنابراین همه به دنبال آن هستند.

بعضی از افراد حتی به خاطر آن جنگ و دعوا به راه می انداززند؛ آنهایی که پرخاشگر و ستیزه جو هستند به خاطر آن خطرهایی به جان می خرند، افراد تندخو و عصبانی برای آن به خشونت متوسل می شوند، افراد حسود ممکن است به خاطر آن از عصبانیت بمیرند. این وظیفه ی حکام و صاحب منصبان است که ثروت و کامیابی را به عامه ی مردم عرضه کنند. اما ترویج پول پرستی بدترین سیاستی است که شخص می تواند انتخاب کند. ثروت بدون تقوا به همه ی موجودات صدمه می رساند، در حاله که تقوا چیزی است که همه ی مردم در آرزویش هستند. به همین جهت، نمی توان بدون این که تقوا را ترقی داد مرفه و ثروتمند شد.

تقوا در زندگی های گذشته جمع می شود. یک پادشاه، صاحب منصب، ثروتمند شدن با اعیان و اشراف بودن همگی از تقوا می آیند. بدون تقوا، بردی نیست، از دست دادن تقوا به معنی از دست دادن همه چیز است. در نتیجه آنهایی که در جستجوی قدرت و ثروت هستند باید اول از همه تقوا جمع کنند. با تحمل کردن درد و رنج و انجام کارهای خوب می توان دربین توده های مردم تقوا ذخیره کرد. برای رسبدن به این هدف، بایستی از اصول علت و معلول آگاهی داشت. آگاهی به این اصل می تواند صاحب منصبان و توده ی مردم را قادر سازد که خویشتن داری را تمرین کرده و بدین وسیله رفاه و خوشبختی و صلح در زیر آسمان غلبه خواهد کرد.

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم مرداد 1387ساعت 11:33  توسط | 
زبان آدمی از شگرفترین آفرینشهای خداوند است. گاهی سرخ است و سر سبز بر باد می دهد. گاهی شیرین است و مرهم بر دل زخم دیده می نهد. گاهی تند می شود و پرخاش می گوید و گاهی هم به قول مولوی همچون سوسنان خاموش می شود.

 گاهي زبان چنان برنده مي شود که به قول دهلوی تیغ در برابر آتشش چو آب می شود:

تیغ خوش و تیغ زبان ناخوش است       تیغ چو آبست و زبان آتش است

گاهی هم آتش زبان چنان تند است که تلاش می کند حتی نور خدا را کم سو کند (سوره ۶۱ آیه ۸) ولی خدا نور خود را کامل می کند.

بارها شده که در مواجه با تیغ زبان در دو راهی انتخاب ایستاده ایم. آیا باید جواب تیغ را با تیغ داد و یا آرام بگذشت و تیغ زبان را با لطافت سکوت مدارا کرد. اینجاست که باید از قرآن شنید و از روان انبیا راه و روش آموخت. باید که هر تندی را با سخنی نغز لطیف کرد. باید که هر درشتی را با نرمی مدارا کرد و تیغ زبان نا اهلان را در نیام فرو برد. اگر مدارا کارگر نبود باید صبر کرد و شکیبایی پیشه کرد. باید گذشت و به خدا توکل کرد. چرا که یاری خدا می آید و نور خدا را نتوان خاموش کرد (سوره ۶ آیه ۳۴).

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم مرداد 1387ساعت 13:25  توسط | 
«مرد:‌لباس‌هايم را از خشكشويي‌ گرفتي؟ زن:‌ مگر دفعه قبل لباس‌هاي مرا گرفتي كه لباس‌هاي تو را بگيرم. من كلفت كسي نيستم. مرد: معلوم است كه نيستي، اگر بودي لباس شستن بلد بودي.»


اين متن يك فيلم يا سريال تلويزيوني نيست بلكه يك تبادل به شدت زننده بين زوجي است كه بعد از چند سال از هم طلاق گرفته‌اند. دقيق‌ترين تحليلي كه مي‌توان در مورد اين متن به كار برد، چسب يا جاذبه احساسي است كه زوج‌ها را به هم وصل مي‌كند. در مقابل، وجود احساس تباه‌‌كننده‌اي است كه مي‌تواند ازدواج‌ها را از هم بپاشد.


در اينجا نكته‌اي كه مهم است تفاوت ساده بين گله‌كردن و انتقاد شخصي است. در گله‌كردن، زن مشخصا آن چيزي را بيان مي‌كند كه او را ناراحت كرده است و از عمل شوهرش انتقاد مي‌كند نه خود شوهر و مي‌گويد عمل شوهر چگونه احساسي را براي او به وجود مي‌آورد.


مانند متن بالا كه باعث شده زن احساس كند كه شوهر به او اهميتي نمي‌دهد، اين بيان اساس هوشمندي احساسي است اما در يك انتقاد شخصيتي تاكيد زن مخصوصا بر يك حمله گازانبري به شوهرش است، اين نوع انتقاد باعث مي‌شود شخصي كه آن را دريافت مي‌كند احساس خجالت، مورد بي‌مهري قرارگرفتن، تحقير و بي‌‌عرضگي كند كه نتيجه تمام آنها به احتمال زياد پاسخي دفاعي است نه برداشتن قدم‌هايي در جهت بهتركردن اوضاع

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت 13:56  توسط | 
مرد: داري داد مي‌زني. زن: البته كه دارم داد مي‌زنم، تو يك كلمه از چيزهايي را كه من مي‌گويم نشنيده‌اي. تو اصلا گوش نمي‌دهي! گوش‌دادن مهارتي است كه زوج‌ها را با هم نگاه مي‌دارد. حتي در گرماگرم يك بگومگو وقتي هر دو كنترل احساسي خود را از دست داده‌اند، يكي از آنها و گاهي هر دو مي‌توانند خود را وادار كنند كه از وراي خشم گوش بدهند و سخنان ترميم‌كننده زوج را بشنوند و به آنها پاسخ دهند.


زوج‌هايي كه در سرازيري طلاق افتاده‌اند كساني هستند كه جذب خشم شده و روي نقاط مخصوصي از موضوع دعوا گيرمي‌كنند. حتي نمي‌توانند خود را وادار به گوش‌دادن كنند تا چه برسد به اينكه به هر گونه پيشنهاد صلحي كه ممكن است در حرف‌هاي شريك‌شان نهفته باشد، پاسخ دهند.

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت 13:54  توسط | 

لونسون يكي از محققان دانشگاه كاليفرنيا دريافت كه شوهران همگي از اختلافات خانوادگي ناراحت و حتي منزجر بودند، در حالي كه همسرانشان زياد به آن اهميت نمي‌دادند. گاتمن مي‌گويد دليل اينكه مردها به قهر پناه مي‌برند اين است كه مي‌خواهند خود را از طغيان احساسات حفظ كنند.

او به اين نتيجه رسيد كه وقتي آنها قهر را شروع مي‌كنند تعداد ضربان قلبشان حدود 10 ضربه در دقيقه آرام‌تر مي‌شود و نوعي احساس انفعالي رهايي به وجود مي‌آورد اما تناقضي كه اينجا وجود دارد اين است كه زنان ضربان قلب‌شان با نشان‌دادن اين علائم بالا مي‌رود.

اين واكنش احساسي كه هر كدام از 2 جنس از راه‌هاي متضادي در جست و جوي راحت‌شدن هستند باعث جهت‌گيري‌هاي كاملا متفاوت در مقابل برخوردهاي احساسي در هر يك از 2‌جنس مي‌شود.

اما به خاطر داشته باشيد وقتي شوهران قهر مي‌كنند باعث تحريك طغيان در زنان مي‌شوند كه كاملا احساس بيچارگي به آنها دست مي‌دهد و چون تكرار دوره جنگ‌هاي خانوادگي اين حالت را به آساني بالا مي‌برد، ممكن است خيلي زود از كنترل خارج شود.

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت 13:52  توسط | 

سوره النور, آيه ۴۱
آيا ندانسته‏اى كه هر كه [و هر چه] در آسمانها و زمين است براى خدا تسبيح مى‏گويند و پرندگان [نيز] در حالى كه در آسمان پر گشوده‏اند [تسبيح او مى‏گويند] همه ستايش و نيايش خود را مى‏دانند و خدا به آنچه مى‏كنند داناست

+ نوشته شده در  شنبه پنجم مرداد 1387ساعت 23:56  توسط | 

در بسیاری از آیات قرآن, تصویری روشن از قیامت ترسیم شده است. برای مثال در سوره تکویر که در پایین آورده شده است. لازم به ذکر است که تصاویر زیر تماما نمادین بوده و به هیچ وجه نشاندهنده عظمت این واقعه نیستند

 سوره التكوير
به نام خداوند رحمتگر مهربان

و آنگاه كه كوهها به
رفتار آيند

و آنگه كه ستارگان همی ‏تيره شوند

آنگاه كه خورشيد به هم درپيچد

وقتى شتران ماده وانهاده شوند

و آنگه كه وحوش را همى ‏گرد آرند

درياها آنگه كه جوشان گردند

و آنگاه كه جانها به هم درپيوندند

پرسند چو زان دخترك زنده به‏ گور

به كدامين گناه كشته شده است

و آنگاه كه نامه ‏ها زهم بگشايند

و آنگاه كه آسمان زجا كنده شود

و آنگه كه جحيم را برافروزانند

و آنگه كه بهشت را فرا پيش آرند

هر نفس بداند چه فراهم ديده

نه نه سوگند به اختران گردان

كز ديده نهان شوند و از نو آيند

سوگند به شب چون پشت گرداند

سوگند به صبح چون دميدن گيرد

كه [قرآن] سخن فرشته بزرگوارى است 

+ نوشته شده در  شنبه پنجم مرداد 1387ساعت 23:51  توسط | 

سوره الرعد, آيه سه

 و اوست كسى كه زمين را گسترانيد و در آن كوهها و رودها نهاد و از هر گونه ميوه‏اى در آن جفت جفت قرار داد روز را به شب مي ‏پوشاند قطعا در اين [امور] براى مردمى كه تفكر مي ‏كنند نشانه ‏هايى وجود دارد

سوره الروم, آيه ۲۴ 

و از نشانه‏هاى او [اينكه] برق را براى شما بيم ‏آور و اميدبخش مينماياند و از آسمان به تدريج آبى فرو ميفرستد كه به وسيله آن زمين را پس از مرگش زنده مي‏گرداند در اين [امر هم] براى مردمى كه تعقل مي‏كنند قطعا نشانه‏ هايى است

سوره النحل, آيه ۱۱

به وسيله آن كشت و زيتون و درختان خرما و انگور و از هر گونه محصولات [ديگر] براى شما مي‏روياند قطعا در اينها براى مردمى كه انديشه مي‏كنند نشانه‏اى است

سوره النحل, آيه ۱۲

 و شب و روز و خورشيد و ماه را براى شما رام گردانيد و ستارگان به فرمان او مسخر شده ‏اند مسلما در اين [امور] براى مردمى كه تعقل مى‏كنند نشانه‏ هاست

سوره النحل, آيه ۱۳

 و [همچنين] آنچه را در زمين به رنگهاى گوناگون براى شما پديد آورد [مسخر شما ساخت] بي ‏ترديد در اين [امور] براى مردمى كه پند مي ‏گيرند نشانه‏اى است

سوره الحشر, آيه ۲۱

اگر اين قرآن را بر كوهى فرومي‏فرستاديم يقينا آن [كوه] را از بيم خدا فروتن [و] از هم ‏پاشيده مي‏ديدى و اين مثلها را براى مردم مي‏زنيم باشد كه آنان بينديشند

سوره النحل, آيه ۶۹

سپس از همه ميوه‏ها بخور و راههاى پروردگارت را فرمانبردارانه بپوى [آنگاه] از درون [شكم] آن شهدى كه به رنگهاى گوناگون است بيرون مي ‏آيد در آن براى مردم درمانى است راستى در اين [زندگى زنبوران] براى مردمى كه تفكر مي ‏كنند نشانه [قدرت الهى] است

+ نوشته شده در  شنبه پنجم مرداد 1387ساعت 23:49  توسط | 
قرآن, سوره ۳, آيات ۳۱ و ۳۲

“بگو اگر خدا را دوست داريد از من پيروى كنيد تا خدا دوستتان بدارد و گناهان شما را بر شما ببخشايد و خداوند آمرزنده مهربان است”
“بگو خدا و پيامبر [او] را اطاعت كنيد پس اگر رويگردان شدند قطعا خداوند كافران را دوست ندارد”

تصويري كه از خداوند در قرآن مجيد رسم شده است , متفاوت با تصويري است كه بعضي اديان بزرگ ديگر نمايش مي دهند. بر طبق نظر مسلمانان, رفتار خداوند مجموعه اي است از عشق و محبت به انسانهاي خوب و ابراز انزجار از انسانهاي بد. به اين موضوع حداقل در چهل آيه از آيات قرآن بر مبناي تصويري روشن از انسانهاي خوب و بد اشاره شده است. هدف اين مقاله اين است كه اين تصوير از انسانهايي كه خداوند آنها را دوست دارد برمبناي آياتي از قرآن تصوير شود.

همانطور كه در دو آيه بالا به آن اشاره شده است, قدم اول براي دريافت عشق خداوند, دنبال كردن مسيري است كه پيامبرانش به ما نشان داده اند. اين زيباترين تصويري است كه مي توان از عشق دو طرفه خالق و مخلوق ترسيم كرد. اگر خداوند را دوست داريد, قرآن شما را راهنمايي مي كند تا خود را آماده دريافت عشق خداوند بكنيد. ولي در عين حال به اين موضوع نيز اشاره شده است كه اگر از راه راستي كه پيامبران نشان داده اند پيروي نكنيد, مشمول عشق خداوند نخواهيد شد.ش

اين موضوع, احتياج به توضيحات بيشتري دارد تا منظور قرآن از راه درست و خصايل انسانهاي خوب آشكار شود. شايد بتوان گفت كه بارزترين مشخصه انسانهاي خوب كه در پنج آيه (۲:۱۹۵, ۳:۱۳۴, ۳:۱۴۸, ۵:۱۳ و ۵:۹۳) از آيات قرآن به آن اشاره شده است,نيكوكاري نسبت به بقيه انسانهاست. نيكوكاري مي تواند كمك به انسانهاي فقير, حمايت از يتيمان و يا حتي احترام به پدر و مادر باشد.ش

علاوه بر اين, بر طبق قرآن, انسانهايي كه خداوند دوستشان دارد انسانهايي هستند كه:ش

از خود در برابر گناه محافظت مي كنند (۳:۷۶, ۹:۴, ۹:۷)ش
منصفانه قضاوت مي كنند (۵:۴۲, ۴۹:۹, ۶۰:۸)ش
در راه خدا تلاش و مجاهده مي كنند (۶۱:۴)ش
خود را براي خداوند خالص مي كنند (۲:۲۲۲, ۹:۱۰۸)ش
از كارهاي بد توبه مي كنند (۲:۲۲۲)ش
به خداوند توكل مي كنند (۳:۱۵۹)ش
و در برابرمشكلات صبور هستند (۳:۱۴۶) ش

از سويي ديگر, خداوند فردي را دوست ندارد كه:ش

به او معتقد نباشد (۳:۳۲, ۳۰:۴۵)ش
متكبر باشد (۱۶:۲۳, ۴:۳۶, ۳۱:۱۸, ۵۷:۲۳)ش
به ديگران بدي كند (۳:۵۷, ۳:۱۴۰, ۴۲:۴۰)ش
ناسپاس باشد (۲:۲۷۶, ۲۲:۳۸)ش
تجاوزكار باشد (۲:۱۹۰, ۵:۸۷, ۷:۵۵)ش
اسرافكار باشد (۶:۱۴۱, ۷:۳۱)ش
ديگران را گمراه كند (۲:۲۰۵, ۵:۶۴, ۲۸:۷۷)ش
عهد و پيمانش را بشكند (۸:۵۸, ۴:۱۰۷)ش
وبه داشتن مال و ثروت شادي كند (۲۸:۷۶)ش

+ نوشته شده در  شنبه پنجم مرداد 1387ساعت 23:46  توسط | 
گفتم: چقدر احساس تنهایی می‌كنم …
گفتی: فانی قریب
     .:: من كه نزدیكم (بقره/۱۸۶) ::.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه پنجم مرداد 1387ساعت 23:43  توسط | 
سعی کنید همیشه در امروز زندگی کنید اگر امروز درست زندگی کنید فردا نیز درست خواهد بود
 اولین شرط توفیق شهامت و بی باکی است
کسی که به آبادانی می کوشد جهان از او به نیکی یاد می کند
+ نوشته شده در  شنبه پنجم مرداد 1387ساعت 23:34  توسط | 

 

--------------------------------------------------------------------------------

مرد مجرد: مرديست كه فرصت بدبخت كردن يك زن را از دست داده است!

مردها همه مثل هم‌اند فقط صورت‌هايشان فرق مي‌كند!

عشق «كور» است اما ازدواج واقعا «چشم بازكن» است!

اگر مردي از شما پرسيد به چه دسته كتابي علاقه‌منديد بگوييد به دسته چك!

به ياد داشته باشيد شوخي كردن با مرد براي او اين مفهوم را ندارد كه داريد به او جوك و لطيفه تعريف مي‌كنيد، بلكه آنها فكر مي‌كنند كه داريد به آنها مي‌خنديد و دستشان مي‌اندازيد!

اگر مرد به قصد قهر، خانه را ترك كرد شما هم در را ببنديد!

بهترين راه براي وادار كردن يك مرد به انجام دادن كاري اينست كه به او بگوييد براي انجام آن كار خيلي پير است
 
 

+ نوشته شده در  جمعه چهارم مرداد 1387ساعت 20:59  توسط | 
1. به ديگران قول 100% بدهيد كه كاري را تا تاريخ معيني به اتمام خواهيد رساند. قول دادن به ديگران در شما انگيزه ايجاد مي كند.

2. در مطالعه مجلات ، به منظور صرفه جويي در وقت ، مقالات مورد نياز خود را جدا كنيد و براي مطالعه بعدي بايگاني كنيد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه چهارم مرداد 1387ساعت 20:56  توسط | 
پژوهشگران هشدار دادند: استرس كوتاه مدت اگر بيش از چند ساعت طول بكشد، مي تواند منجر به آسيب ديگري ارتباطات بين سلول هاي مغز در ناحيه مربوط به حافظه و يادگيري شود.
پيش از اين متخصصان دريافته بودند كه استرس و تنشي كه براي چند هفته يا چند ماه طول بكشد مي تواند به ارتباطات بين سلولي مغزي در بخش مربوط به حافظه و يادگيري آسيب رسانده و فعاليت آنها را دچار اختلال كند، اما دراين پژوهش جديد نشان داده شده كه حتي چند ساعت استرس كوتاه مدت نيز مي تواند اين تاثيرات مخرب را داشته باشد.
به گفته محققان، اين يافته مي تواند در توليد داروهايي براي
جلوگيري از تاثيرات نامطلوب استرس كه زندگي پرتنش امروزي از آن تفكيك ناپذير است، كمك كند.

همچنين مي توان دريافت كه چرا برخي از افراد دچار فراموشي شده و يا به سختي مي توانند اطلاعات را به خاطر بياورند.
+ نوشته شده در  جمعه چهارم مرداد 1387ساعت 20:46  توسط | 
      ما صد در صد مسئول تجربه های زندگی خویش هستیم.

      نقطه ی اقتدار در همین لحظه ی حال است.

     از وابستگي رها شو!

     از مشكلات ، تنهايي و شكست

   زنده ، متفاوت ، زيبا و استوار زندگي كن!


+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم مرداد 1387ساعت 20:44  توسط | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیكار می‌تونم بكنم؟
گفتی:یا ایها الذین آمنوا اذكروا الله ذكرا كثیرا و سبحوه بكرة و اصیلا هو الذی یصلی علیكم و ملائكته لیخرجكم من الظلمت الی النور و كان بالمؤمنین رحیما
.:: ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد كنید و صبح و شب تسبیحش كنید. او كسی هست كه خودش و فرشته‌هاش بر شما درود و رحمت می‌فرستن تا شما رو از تاریكی‌ها به سوی روشنایی بیرون بیارن . خدا نسبت به مؤمنین مهربونه (احزاب/۴۱-۴۳) ::.


پیوندهای روزانه
دانلود صوت
سنجش وضعیت تغذیه ای
آشپزی
سنجش
آموزش وپرورش
مفاتیح الجنان
تعبیر خواب
کتابخانه مجازی ایران
کتابخانه اینترنتی
انجمن مطالعه وبرنامه ریزی اموزشی
فلسفه برای کودکان
محاسبه قد و وزن
فهرست روزنامه های ایران
نهج البلاغه
پایگاه حدیث
جست وجوی قران
دیکشنری آنلاین فارسی وانگلیسی
استخاره با قران
فال حافظ
دیکشنری آریان پور
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
آرشیو موضوعی
روانشناسی کودک
سخنان ارزشمند
آموزش کامپیوتر
سخنان ارزشمند متفکران
پزشکی وداروها
خلاقیت وکودک
روشهای تربیتی
خانواده ونوجوان
خواب وکودک
زندگی نامه ای روان شناسان بزرگ
پیاژه
فروید
نشان های یک ازدواج موفق
روابط زناشویی
متفرقه
احکام
تستهای روان شناسی
داستان های موفقیت
کمرویی
هوش هیجانی
شخصیت شناسی
تکنولوژی فکر
دانستنیهای علمی
امور خانه داری
خداشناسی
بازیهای کامپیوتری در کودکان
زوجهای جوان
خشم وعصبانیت
هوش
روشهای مطالعه ویادگیری
کودکان بیش فعال
روان شناسی زنان
خود پنداره وعزت نفس
اثرات کمبود روی وآهن در کودکان
روشهای جذب افراد
کمر درد
دروغگوی وکودک
روان شناسی ارتباط
هینوتیزم
خوابیدن وشخصیت
تغذیه
شغل-استرس
اعتیاد
روانشناسی نوجوان
مشاوره ازدواج
خواص میوه وگیاهان دارویی
وسواس
دینی -فلسفه
مشاوره خانواده
استرس
اضطراب
خلاقیت
اعتماد به نفس
دانلود کتاب
پیوندها
مقالات روانشناسی
روانشناسی کودک
فکر نو
پزشکان
امام رضا
بهداشت وسلامتی
تغذیه ورژیم غذایی
آموزش
روانشناسی
لیست سایت های علمی
آموزش آشپزی
دکوراسیون
تشخیص بیماری
مقالات علمی ایران
پخش مستقیم وز نده حرم امام حسین
بانک صوت وفیلم مذهبی ومداحی وماه محرم
خلاقیت
خلاقیت
خلاقیت
خلاقیت
افتاب
سیتی
علمی
صنعت
خلاقیت
مجله
تبیان
اعلام نتایج
سنجش
بازیاب
دانش نیوز
پرشین
وب ساز امیر حسین
ثبت نام عتبات عالیه
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

اPageRank

جستجوگر>

>
جشنواره  سراسری وبلاگ نویسی تبیان در حال برگزاری است . ثبت نام کنید
""""""" اين وبلاگ را صفحه خانگي خود كنيد """"""""""""

 
T r y m o v i n g y o u r c u r s e r a r o u n d o n t h i s t e x t