![]() |
![]() |
|
|
عوامل بسیاری چه جسمی و چه عاطفی ممکن است در دوران بارداری خواب شما را به هم بزند. اما داشتن خواب کافی در این دوران اهمیت دارد. عمل به این توصیهها به برطرف کردن بیخوابی شما در دوران بارداری کمک میکند: یک وضعیت راحت و – شاید جدید- برای خوابیدن بیابید.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387ساعت 13:48 توسط |
|
![]() تعداد قابل توجهی از كودكان پیش دبستانی كه در خانه پرحرف و مطمئن به خود هستند در اجتماع به صورت وابسته به دیگران و خجالتی ظاهر می شوند. بسیاری از بچه های پیش دبستانی كم رو و خجالتی، به سختی خود را با محیط اجتماعی وفق می دهند، اینگونه كودكان در خانه كاملاً پرحرف و فعال هستند ولی در دنیای خارج از محیط خانه اعتماد به نفس ندارند. اگرچه كودكان خجالتی ممكن است به صورت غیراجتماعی خود را نشان دهند ولی در واقع اینطور نیستند. كارشناسان در این باره معتقدند: آنان به افراد و موقعیت های جدید علاقه دارند، اما اضطراب شان مانع از برقراری روابط اجتماعی می شود. كودكان پیش دبستانی كم رو و خجالتی به تشویق زیادی نیاز دارند. البته می توان با ترتیب دادن و هماهنگ كردن برنامه های ساده ای مانند تعیین زمان مشخص برای بازی ، آنها را بیشتر آماده كرد. به كمك چند روش می توان به كودكان خجالتی كمك كرد تا احساس راحتی بیشتری كنند. ۱- مدرسه خوب انتخاب كنید. كودكان خجالتی در محیطی مناسب می توانند شكوفا شوند. قبل از شروع كلاس ها، فرزندتان را به مدت چند روز به مدرسه جدیدش ببرید تا با معلم ها و محیط مدرسه آشنا شود. به معلمش بگویید كه او خجالتی است. ۲- به فرزندتان فرصت آمادگی دهید. اگر كودكتان بداند كه در تمام موقعیت ها چه اتفاقی می افتد، نگرانی او كم می شود. به نظر روانشناسان بهتر است كودك را از یك هفته قبل برای انجام كاری یا تجربه جدیدی آماده كرد. مثلاً اگر قرار است كه فرزندتان را به دندانپزشكی ببرید یك هفته زودتر او را به مطب برده تا محیط آنجا را ببیند و احساس راحتی بیشتری كند. ۳- به حرف های او با صبر و حوصله گوش كنید. كودكتان را تشویق كنید تا درباره آنچه كه او از آن واهمه دارد، صحبت كند و سعی كنید بدون اینكه نگرانی اش را فراموش كند روی تجربیاتش تأكید كنید. باید بگویید: بعضی اوقات من هم این احساس را دارم. ۴- در خانه با او تمرین كنید. بازی های مختلفی خارج از فعالیت های روزمره فرزندتان انجام دهید، مانند ملاقات با یك شاگرد جدید در مدرسه. كارها و بازی هایی را انجام دهید تا او بتواند بطور یكسان همه موقعیت های اجتماعی را تجربه كند. ۵- بدبینی او را از بین ببرید. خجالتی بودن معمولاً از الگوها و تفكرهای منفی كه موجب بدبینی می شود نشأت می گیرد (مانند بچه ها مرا دوست ندارند)/ با تقویت و جایگزین كردن افكار مثبت به فرزندتان به از بین بردن بدبینی و تفكرهای منفی ذهن او كمك كنید و او را تشویق كنید كه خود را باور كند و بداند كه او هم می تواند مثل دیگران خوب بازی كند و كاری را انجام دهد. روزنامه ايران |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387ساعت 11:30 توسط |
|
|
به ترکه میگن با ترجمه جمله بساز، میگه: انتر جمعه کجا بودی؟!
2-ترکه از یکی میپرسه قبله کدوم طرفه؟! یارو نشونش میده، ترکه میگه: خیلی باید برم؟!!! 3- به ترکه میگن با خرچنگ جمله بساز، میگه: کره خر چنگ نزن! 4-از لره میپرسن: ببخشید لهجه شما چجوریه؟ میگه: ببین عین لهجه فارسی میمونه، فقط باید برینی توش!! (فرستنده م - ب) 5- وسط اردبیل یه چاهی بوده، هی ملت میافتادن توش، زخم و زیلی میشدن. میان تو شهرداری یک جلسه برگذار میکنن که واسه این مشکل یک راه حلی پیدا کنن. یکی از مهندسا پا میشه میگه: یافتم! ما یک آمبولانس میگذاریم بغل این چاه که هرکی افتاد توش رو سریع ببره بیمارستان. ملت همه هورا میکشن..آفرین! ایول! دمت گرم!! یک مهندس دیگه پا میشه میگه: الحق که همتون نفهمید! آخه اینم شد راه حل؟! ملت میگن، خوب تو میگی چیکار کنیم؟ یارو میگه: بابا تا اون آمبولانس طرف رو برسونه بیمارستان، که اون بدبخت جون داده. ما باید یک بیمارستان کنار این چاه بسازیم، که همه بهش سریع دسترسی داشته باشن! ملت دیگه خیلی حال میکنن، کف میزنن سوت میکشن، که ایول بابا تا چه مخی داری! یهو یه مهندس دیگه پا میشه میگه: الحق هرچی بهمون میگن خر، حقمونه! آخه این شد راه حل؟! این همه خرج کنیم یک بیمارستان بسازیم کنار چاه که چی بشه؟ مردم تعجب میکنن، میگن: خوب تو میگی چیکار کنیم؟ یارو میگه: بابا این که واضحه، ما این چاهو پر میکنیم، میریم نزدیک یک بیمارستان یک چاه می زنیم!!!
به یه کاسب می گن با ارتش کوفه جمله بساز می گه بیا عطر شکوفه داریم(اتر شکوف یه روز یه رشتی میره سربازی وقتی بر می گرده باباش بهش میگه نبودی برات زن گرفتیم اینم بچته. یه بار سالم وجاسم دارن تو خیابون راه میرن جاسمه میافته تو یه چاهی بعد سالم فریاد میزه سالمی بعد جاسم میگه نه من جاسمم !!!!! به یه ترکه میگن چرا پاهات پرانتزیه میگه حتما مطلب مهمی لاشه |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387ساعت 11:26 توسط |
|
|
مدیر کل امور بانوان و خانواده استانداری تهران گفت: کارشناسان معتقدند ۷۰ درصد از آسیب های اجتماعی به صورت مستقیم و غیر مستقیم با موضوع طلاق مرتبط است.
مدیر کل امور بانوان و خانواده استانداری تهران گفت: کارشناسان معتقدند ۷۰ درصد از آسیب های اجتماعی به صورت مستقیم و غیر مستقیم با موضوع طلاق مرتبط است. "فرحناز قندفروش" افزود: با این حال برای آموزش خانواده ها به خصوص جوانان در آستانه ازدواج و به منظور تلاش برای کاهش میزان آسیب های اجتماعی هیچ اعتبار و ردیف بودجه ای دیده نشده است. وی تصریح کرد: رویگردانی جوانان از ازدواج یک دلیل عمده دارد و آن هم اطمینان نداشتن از تثبیت زندگی است، چون طلاق های زدورس سبب شد جوانان دید مثبتی در این زمینه نداشته باشند. مدیر کل بانوان استانداری تهران ظهار داشت: موضوع زنان ویژه، اعتیاد زنان و طلاق و عدم تثبیت بنیان خانواده ها از جمله مشکلاتی است که باید برای آن برنامه ریزی شود و تلاش کنیم با اجرای برنامه های هدفمند این موضوعات را تحت کنترل قرار دهیم. "قندفروش" تاکید کرد: وقتی مطالبات زنان را در جامعه می بینیم، اشتغال یکی از مطالبات عمده جامعه زنان است و زمانی به صورت جدی مطرح می شود که طلاقی رخ دهد و تامین هزینه های زندگی به عهده زن قرار گیرد. وی با بیان اینکه "ناتوانی در برنامه ریزی برای رفع این مشکل، هزینه هایی را متوجه جامعه می کند"، گفت: می توان با برنامه ریزی مناسب برای تحکیم بنیان خانواده مانع از بروز این قبیل مشکلات شد. مدیر کل امور بانوان و خانواده استانداری تهران خاطر نشان کرد: برای دور دوم سفر رییس جمهوری پیشنهاد می شود، اعتبار مناسبی برای آموزش زوجین قبل از ازدواج تخصیص یابد و حتی در واحدهای درسی دانشگاهی نیز تحکیم بنیان خانواده با زبان نو مطرح شود و بخشی از اعتبارات آسیب های اجتماعی به موضوع تحکیم بنیان خانواده اختصاص یابد. "قندفروش" ایجاد مراکز آموزشی برای خانواده ها به ویژه زوج های جوان را قبل و حین ازدواج امری ضروری و موثر در جهت کاهش آمار طلاق دانست و گفت: باید زوج هایی را که دارای مشکلات و اختلافات در زندگی مشترک هستند، شناسایی کرد و آموزش های لازم برای تثبیت زندگی زناشویی را به آنان آموخت. وی افزود: امروزه ترکیب خانواده ها متفاوت تر از قبل شده است. ترکیب سنتی جای خود را در بین خانواده ها از دست داده است و ارتباط میان کوچکترها با بزرگترها کمتر شده است. امروز خانواده جوان به حد کافی از تجربیات مفید ریش سفیدان و اقوام برای تثبیت زندگی خود استفاده نمی کنند. مدیر کل امور بانوان استانداری تهران اظهار داشت: فرزندان دیگر ارتباط سنتی را قبول نمی کنند و والدین برنامه ایی برای زندگی مشترک فرزندان خود ندارند. "قندفروش" توضیح داد که "امروز خانواده ها ترجیح می دهند بیشتر در مورد موضوعاتی چون ادامه تحصیل فرزندان اظهار نظر کنند و کمتر اطلاعاتی پیرامون زندگی مشترک به آنها می دهند. وی تاکید کرد: طلاق مهمترین موضوعی است که باعث بروز مشکلات برای همه افراد خانواده به خصوص زنان و فرزندان می شود، پس تلاش کنیم با اجرای برنامه های آموزشی مانع از بروز این پدیده در خانواده و ایجاد مشکلات متعدد در جامعه شویم. گزارش : خبرگزارى جمهورى اسلامي (ايرنا) |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387ساعت 11:24 توسط |
|
|
این ویژگی ها دیدگاه های روانشناسان مختلف در باره انسان سالم، کامل یا بالغ است که پاره ای از آن ها در من و شما کم و بیش وجود دارد که با کمی تلاش می توان آن ها را تقویت کرد و آنهایی که در ما نیست را می توان ایجاد نمود. کار مشکلی نیست فقط کمی سعی و تلاش می خواهد.
1- انسان سالم امکانات، خواسته ها، توانایی ها و اهداف و علائق خود را می شناسد. ما چقدر اهداف و علائق خود را می شناسیم، آیا می دانیم در چه زمینه هایی توانایی و استعداد بیشتری داریم، چقدر امکانات و خواسته های خود را می شناسیم؟ آیا می دانیم برای چه زندگی می کنیم؟ برای چه کار و می کنیم و شغلی را انتخاب کرده ایم، یا دانشگاه رفتیم و این رشته ایی که در آن مشغول تحصیل هستیم را انتخاب کرده ایم، چرا ازدواج می کنیم، یا کرده ایم و برای چه دارای فرزند می شویم؟ بیشتر مردم نمی دانند برای چه زندگی می کنند و چه از زندگی خود می خواهند. انسان سالم برای خود و شناخت خود وقت می گذارد تا توانایی ها، استعداد ها، اهداف و علائق خود را بشناسد. ما چقدر وقت می گذاریم. با خود عهد کنیم و ماهی یک بار با خود یک ساعت خلوت کرده و در مورد اهداف خود و مسیری که طی یک ماه گذشته رفته ایم را بررسی کنیم و مراقب باشیم که از مسیر خارج نشویم. هر قدمی که می خواهیم برداریم از خود بپرسیم برای چه؟ و چه می خواهم؟
2- انسان سالم در برابر وقایع و اتفاقات سخت زندگی احساس یأس و ناامیدی نمی کند. انسان سالم می داند که هیچ زندگی آرمانی برای هیچ ابوالبشری وجود ندارد، لکن از تلاش و کوشش باز نمی ایستد و اگر زمانی هم با مانع روبرو شود ضمن اینکه دچار یأس و ناامیدی نمی گردد، آن را مانع ندیده بلکه آن را تنگنایی تلقی می کند که با کمی دایت می توان از آن گذشت. تمرین کنیم تا هنگام مواجه با تنگناها ضمن تقویت توکل در خود، در کمال آرامش راه کار منطقی و عملی اتخاذ کنیم.
3- انسان سالم از زندگی بیشتر احساس رضایت و خوشی می کند و کمتر گرفتار نارضایتی و ناخوشی می شود. به عبارتی دیگر انسان سالم قسمت پر لیوان را هم می بیند. واقعیت این است که ما در زندگی خودمان نکات مثبت و ارزندۀ بسیاری داریم که می توانیم به اونها ببالیم و با فکر کردن بدانها احساس ارزشمند و خوشایندی بکنیم. طبیعت ما انسان آن است که معمولا نکات منفی را بیشتر می بینیم و مورد توجه قرار می دهیم و باید تمرین کنیم تا بتوانیم بخش مثبت و خوب زندگی خودمان را ببینیم. حتی اغلب اوقات ما در مورد فرزندانمان هم بیش از آنکه نکات مثبیشان را ببینیم، نکات منفی آنها را مورد توجه قرار می دهیم. ندیدن نکات مثبت زندگی خود و دیگران و دیدن و بازگو کردن نکات منفی باعث شده تا به مرور ما تبدیل به انسان های شاکی شویم که دائما در حال نق زدن و قر زدن هستیم (که اسم آن را فرهنگ نق زدن و نالیدن گذاشته ام) و در حال حاضر این فرهنگ را ما به وضوح در جامعه خود شاهدیم و جالب آنکه فقط هم می نالیم و هیچ گاه برای آن کاری نمی کنیم. بنابراین بیاییم از این پس نکات مثبت زندگی خود و دیگران را هم ببینیم و مورد توجه فرار دهیم تا انشاالله مثبت اندیشی عادتمان شود که البته واقعیت زندگی ما این است به هر حال از جسم سالم، روان سالم، پدر و مادر خوب، فرزندان سالم و صالح یا شغلی که از طریق آن امرار معاش می کنیم و هزاران مواهب دیگر برخورداریم که ممکن دیگران آن را هم نداشته باشند. پس ما از داشتن آنها خرسند و شاکر باشیم.
4- انسان سالم قادر به برقراری ارتباطات و مناسبات دوستانه و صمیمانه با دیگران است. کسی که نتواند با دیگران ارتباط برقرار کند، انسان سالمی نیست. انسان سالم به راحتی با دیگران ارتباط برقرار کرده و روابط عمیق و صمیمی و بلند مدت برقرار کند. ما چقدر قادریم با دیگران ارتباط مؤثر برقرار کنیم و این ارتباط را تداوم ببخشیم. برقراری ارتباط مؤثر تکنیکی آموختنی است و هر کس به راحتی می تواند آن را آموزش ببیند و به راحتی هم به کار ببندد.
5- انسان سالم خود عهده دار زندگی خویشتن است. انسان سالم ضمن اینکه با دیگران مشورت می کند ولی خود مسئولیت عواقب آن را می پذیرد. ما چه می کنیم؟ آیا دیگران را در ناموفقیت های خود مقصر می دانیم یا خود مسئولیت آن را می پذیریم؟ باید توجه داشته باشیم هر آنچه در پی مشورت با دیگران برای اهداف ما رخ می دهد، تصمیم گیرنده نهایی خود ما هستیم و انتخاب خود ما بوده نه زور و اجبار دیگران، پس خود ما باید عواقب آن را بپذیریم.
6- انسان سالم خود و ديگران را دوست می دارد و از محبت كردن به آنها لذت می برد. انسان سالم دیگران را صمیمانه دوست دارد و بدانها عشق می ورزد، انسان سالم از هر اقدامی برای کمک به دیگران فروگذاری نمی کند. آیا تا به حال شده در خیابان دست نابینایی را برای عبور از خیابان گرفته و به او کمک کرده باشید؟ چه احساسی داشتید؟! مطمئنا احساس خوشایندی بوده، آیا او در مقابل به شما چیزی داد که اینگونه خرسند شدید؟ مطمئنا خیر. پس چرا تا مطمئن نباشیم از طرف مقابل چیزی به ما می رسد یا نه، گامی برای او بر نمیداریم. دوستان، همراهان بیاییم دست در دست هم به یکدیگر عشق بورزیم و همدیگر را دوست بداریم. بدانیم که این لحظات دیگر برنمی گردد، این لحظات با هم بودن و به هم عشق ورزیدن را غنیمت شمرده و تا می توانیم دست یکدیگر را در گذر از این دنیا گرفته و یار و یاور هم باشیم. توجه داشته باشیم که ما در هیچ جا زندگی نمی کنیم، ما حتی بر این کره خاکی هم زندگی نمی کنیم، ما در قلب کسانی زندگی می کنیم که دوستشان داریم و به آن ها عشق می ورزیم.
7- انسان سالم پی به ماهیت وجودی خود برده و بد و خوب خود را می شناسد و قبول دارد. ما تا چه اندازه در خود تفکر کرده و نسبت به خود شناخت داریم و یا هنگامی دیگران به ما بازخوردی از رفتارمان می دهند می پذیریم. پس ضمن اینکه در رفتار خود تفکر و تدبر می کنیم در صورتی اطرافیان رفتار ما را مورد نقد قرار می دهند به این توجه داشته باشیم که ممکن است درست می گویند و حتی اگر فکر می کنیم درست تشخیص نداده اند باید این را در نظر داشت که ما چگونه رفتار کرده ایم که نمود بیرونی آن برای دیگران و اطرافیان چیزی غیر از تصور و خواست ما بوده، پس هنگامی که دیگران رفتار ما را مورد انتقاد قرار می دهند در قدم اول حق را به آن ها داده و از زاویه دید آنها خود را بنگریم، به احتمال قریب به یقین آنچه آنها دیده اند درست خواهد بود (البته اگر منصفانه خود را بنگریم)
8- انسان سالم آشفتگی ها و ناراحتی های خود را به نحو قابل قبول و جامعه پسند آشکار می کند. ما اعتقاد نداریم و نمی گوییم که انسان سالم هیچگاه دچار ناراحتی نمی شود یا نباید بشود، بلکه آنچه مسلم است هر کسی در برهه ای از زندگی خود ممکن است ناراحتی ها و آشفتگی هایی برایش پیش آید، آنچه مهم است این است که فرد بتواند به شیوه ای معقول و منطقی ناراحتی خود را بروز دهد نه با ایجاد مشکل برای دیگران. توجه داشته باشیم که با هیاهو و غیر و قال دیگران را متوجه مشکل کردن رفتار ناپسندی بوده و فقط یک ذهن ناسالم ممکن است دست به چنین کاری بزند. پس ما به عنوان یک انسان سالم در هنگام آشفتگی آن را به نحو جامعه پسند بروز دهیم.
9- انسان سالم توانایی خود کنترلی خوبی دارد. یعنی در برابر عوامل بیرونی زود واکنش نشان نمی دهد و رفتارهایش بستگی به عوامل بیرونی ندارد و آنچه را که انجام می دهد متاثر از عوامل بیرونی نیست بلکه انتخاب خود اوست. برای مثال دانش آموزی که دیر به مدرسه می رسد و دلیل آن را دیر آمدن اتوبوس عنوان می کند، یا هنگامی که معلم، یا والدینش حضور دارند درس می خواند و زمانی که آنها نیستند مطالعه نمی کند. همچنین افراد شاغلی که با تاخیر به محل کار می رسند دلیل آن را رفتن سرویس مطرح می کنند یا در حضور افراد مافوق کار و وظایف شغلی خود را به خوبی انجام می دهند، بیانگر اشخاصی است که خود کنترلی پایینی دارند به عبارتی کانون کنترل آنها بیرونی است. ولی آن دسته از دانش آموزان که دلیل دیر رسیدن را دیر آمدن خود به ایستگاه اتوبوس مطرح می کنند یا اینکه بدون نیاز به حضور دیگران تکالیف خود را انجام می دهند و آن دسته از کارکنانی که دیر رسیدن به سرکار را نرسیدن به سرویس عنوان می کنند و بدون نیاز به حضور افراد ارشد وظایف شغلی خود را به نحو احسن انجام می دهند بیانگر اشخاصی است که کانون کنترل آنها درونی است. به عبارت دیگر هنگامی که انجام دادن یا ندادن کاری در فردی منوط به وجود یا عدم وجود عوامل بیرونی باشد، این دسته از افراد کانون کنترل بیرونی دارند و خود کنترلی آنها ضعیف است. و آن در دسته از افراد که انجام دادن یا ندادن کاری بستگی به وجود یا عدم وجود عوامل بیرونی نداشته باشد کانون کنترلشان درونی است و خود کنترلی خوبی دارند. با تمرین و ممارست می توان کانون کنترل را درونی کرد و خود کنترلی را قوی نمود و کمتر در برابر ناملایمات بیرونی تکانشی عمل کرد و مشکلات درونی را به عوامل بیرونی نسبت داد.
10- انسان سالم هم در تنهایی، هم در جمع احساس شادی و خوشی می کند. به هر حال مواقعی پیش می آید که تنها هستیم یا در جمع قرار می گیریم، در این لحظات چگونه احساسی داریم، آیا در هر دو صورت خرسند می شویم و حداکثر لذت را از آن می بریم یا احساس ناخوشایندی به ما دست می دهد؟ انسان سالم هر دو صورت، چه در جمع، چه در تنهایی احساس کسالت نکرده و حداکثر بهره را می برد. برای تنهایی خود برنامه دارد و وقتی هم که در جمع قرار می گیرد از بودن در جمع خرسند بوده و لذت می برد.
11- انسان سالم واقعیت ها را همانگونه که هست می پذیرد. ما چقدر آمادگی پذیرش واقعیات زندگی خود را داریم، و با آن کنار می آییم، یا آنکه دائم در حال جنگ با واقعیت های زتدگی خود هستیم. آیا این یک واقعیت نیست که ما در ایران زندگی می کنیم و به جای نق و ناله کردن، این واقعیت را بپذیریم و اگر می توانیم برای بهبود شرایط زندگی در ایران قدمی برداریم، اگر نه حداقل دائماً از کمبودها و نابسامانی ها شکایت نکنیم بلکه برای اصلاح آن قدم مثبتی برداریم.
12- انسان سالم دیگران را تحقیر نمی کند و برای خود مزیتی قائل نمی شود. منظور این است که انسان سالم دیگران را کوچک نپنداشته و حقیر جلوه نمی دهد و خود را بر دیگران برتر و والاتر نمی داند و خود را ارجح نمی داند، این مورد به خصوص در مورد مدیران مصداق پیدا می کند. بنابراین مراقب باشیم که با رفتار خود دیگران را تحقیر و ذلیل نکنیم و مواهب دنیا را فقط مختص خود ندانیم.
13- انسان سالم اجازه نمی دهد تحت تسلط دیگران قرار گیرد و دیگران را هم تحت تسلط خود در نمی آورد. انسان سالم نه به دیگران زور می گوید، نه حرف زور را می پذیرد، این بدان معنی نیست که انسان سالم مدیر نمی شود تا دیگران را تحت تسلط خود در نیاورد، بلکه مقصود به زور دیگران را به کار واداشتن است. مدیران هم باید بگونه ایی رفتار کنند که کارکنان از روی میل و رغبت کار کنند.
14- انسان سالم از هر فرصتی برای شادی و دوری از نگرانی استفاده می کند به گونه ای که بذله گویی او موجب آزار و اذیت دیگران نمی شود. انسان سالم تلاش می کند خود و دیگران را به هر صورتی که شده (البته بدون آزرده کردن فردی) شاد کند و از شاد کردن دیگران دریغ نمی کند. مراقب است شادی او منجر به ناراحتی و پریشانی دیگری نشود. همچنین با تمسخر کردن دیگری فضای شاد برای دیگران فراهم نمی کند. ما برای شاد کردن خود و دیگران چه می کنیم؟ آیا با تمسخر کردن دیگران شادی می کنیم یا با شاد و خرسند کردن دیگران احساس شادی می کنیم؟ به عبارتی شادی خود را در شادی دیگران می بینیم؟
15- انسان سالم اجازه تقویت به حالت هایی نظیر بدبینی، سوءظن، غرور، نخوت، رشک، حسد، خودخواهی و هیجان های منفی از این قبیل را در خود نمی دهد. هیجان های منفی بدون خواست فرد برایش پیش می آید لکن انسان سالم با تمرکز بر آنها و تکرار آن افکار این هیجان ها را تقویت نمی نماید. یعنی دست فرد نیست که دچار این گونه هیجان ها نشود، ولی فرد می تواند با تمرین و ممارست افکار مرتبط با این هیجان ها را از خود دور می نماید و نشخوار فکری (تکرار در ذهن) موجبات تقویت این هیجان ها را فراهم نمی آورد و بلافاصله این افکار را از خود دور می کند.
16- انسان سالم دیگران از دست و دل و زبان و پندار و کردارش در امان هستند. آخرین ویژگی انسان سالم همان فرموده معروف زرتشت پیامبر است: «پندار نیک، گفتار نیک و کردار نیک». انسان به این نکته توجه دارد که رفتار او یا بیان او و حتی افکار او موجب رنجش دیگران نگردد و منجر به آزار و اذیت آن ها نگردد. به عبارتی توجه به بازی «برنده- برنده» دارد و مراقب است که اطرافیان او با رفتار و کردار و گفتارش بازنده نباشند. ما چگونه هستیم؟ انشاالله همیشه برنده بوده و دیگران را هم برنده نماییم. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387ساعت 9:8 توسط |
|
![]() با اینکه رفتارهای پرخاشگرایانه مثل ضربه زدن، جیغ زدن، و حتی گاز گرفتن برای یک کودک یک تادو ساله چندان غیر طبیعی به نظر نمی رسد، اما برای کودکانی یک تا دو سال بزرگتر از این، رفتاری مشکل دار و پرخاشگرایانه به حساب می آید. اما کنترل احساسات یک مهارت است و چیره شدن بر آن بسیار دشوار (حتی برای برخی بزرگسالان). حفظ آرامش و متانت نه تنها به خودداری و تربیت زیادی نیاز دارد، بلکه مستلزم درک رفتارهای صحیح اجتماعی و اخلاقیات میباشد. اکثر کودکان زیر 5 تا 6 سال درک کمی از موارد قابل قبول اجتماعی دارند و کنترل اعصاب برای خیلی از آنها کاری دشوار است. اکثریت کودکان توانایی ها و قابلیت های خود را نمی شناسند و نتیجه کامل رفتارها و اعمال خود را نمی دانند. و در دنیایی که همیشه به آنها دیکته می شود که چه باید بکنند، کجا باید بروند و چطور رفتار کنند، به هیچ وجه غیرمنطقی نیست که گاهی اوقات نیاز پیدا کنند که حرفهایشان را به زبان بیاورند و کسی آنها را گوش کند. بچه های مدرسه ای که به رفتارهای پرخاشگرایانه خود ادامه می دهند شاید هیچوقت فرصت این را پیدا نمی کنند که کسی به حرفهایشان گوش دهد. گوش دادن برای والدین فقط گوش دادن به جوک ها و خنده های کودک نیست، بلکه مهمتر گوش دادن به عصبانیت ها، ناراحتی ها و اذیت های آنهاست. معمولاً به بچه ها اجازه داده نمی شود که احساسات منفی و شکایت های خود را به زبان بیاورند یا عقیده ای متفاوت مطرح کنند و درنتیجه احساسات آنها آنقدر در دلشان تلنبار می شود تا یک روز مثل آتشفشانی منفجر شود. باید به خاطر داشته باشید که گوش دادن به حرف های کودکتان به معنی قبول کردن همه امیال و خواسته های آنها نیست. دلیل دیگر رفتارهای پرخاشگرایانه کودکان می تواند این باشد که همیشه به خاطر این رفتار مورد تشویق قرار گرفته اند. خیلی از پدر و مادرها آرزو می کنند که فرزندی قوی بزرگ کنند که بتواند در موقعیت های سخت روی پای خود بایستد. از اینرو خیلی از آنها سهواً این رفتار پرخاشگرایانه را در آنها تشویق می کنند. در واقع حتی با تنبیه کردن بچه ها به خاطر چنین رفتارهایی هم ممکن است دوباره چنین اعمالی را مرتکب شوند. مثلاً تصور کنید که کودکی در یک گوشه از اتاق مشغول درست کردن یک پازل است. بعد از گذشت نیم ساعت او در سکوت تقریباً پازل را به انتها می رساند. در این فاصله والدین بااینکه همان اطراف هستند اما کوچکترین کلمه ای بر زبان نیاورده اند. تا جاییکه کودک تکه آخر پازل را پیدا نمی کند و بعد آنقدر خسته می شود که می زند زیر پازل و آن را پرتاب می کند و گریه و داد و بیداد سر می دهد. اینجا پدر یا مادر وارد جریان می شود و به سرزنش و توبیخ کودک پرداخته و او را به اتاقش می فرستد. شاید به نظر برسد که آن پدر یا مادر کار صحیحی انجام داده اما اشتباه او این بوده که فقط وقتی کودک رفتار پرخاشگرایانه از خود بروز داده وارد جریان شده است. در برخورد با رفتارهای پرخاشگرایانه کودکان باید سعی کنید حتی به کوچکترین رفتار درست و مثبت آنها توجه کرده و آنرا تشویق کنید و در حد ممکن به رفتارهای منفی آنها بی توجهی نشان دهید. تشویق می تواند راه بسیار خوبی برای انگیزه دادن باشد. همچنین باید به یاد داشته باشید که تغییر رفتار کار بسیار دشواری است و نیاز به صرف حوصله و صبر زیادی دارد. تبدیل یک کودک پرخاشگر به یک کودک آرام یک شبه اتفاق نمی افتد. در برخورد با کودکان پرخاشگر، بدون در نظر گرفتن سن آنها، چند توصیه برایتان داریم. محرک ها را بشناسید همه آدم ها نسبت به چیزهای حساس هستند و باعث عصبانیت و اذیت آنها می شود و کودکان نیز از این قاعده مستثنی نیستند. شاید کودکان به اندازه بزرگسالان نتوانند ناراحتی های خود را به خوبی ابراز کنند اما چیزهایی مثل دیر شدن غذا، ندیدن یک مسابقه فوتبال، یا حتی فراموش کردن داستان قبل از خواب می تواند محرک خوبی برای بروز عصبانیت در آنها باشد. وقتی بدانید که کودکتان تحت برخی شرایط خیلی زود ناراحت می شود باعث می گردد بتوانید از بروز این عصبانیت ها جلوگیری کنید یا حداقل خودتان را برای آن آماده کنید. اگر کودکتان دوست ندارد صبحها زود از خواب بیدار شود، اشکالی ندارد، برای بیدار کردن او به زور متوسل نشوید. اگر نخریدن یک اسباب بازی او را عصبانی می کند از قبل به آنها هشدار دهید یا اصلاً او را در خانه بگذارید. از تنبیه فیزیکی خودداری کنید عصبانی شدن از دست کودکی که بدرفتاری کرده است خیلی آسان است مخصوصاً کودکی که تقریباً بزرگ باشد و بداند که باید چطور رفتار کند. اما باید در طریقه ابراز این عصبانیت خیلی محتاط باشید چون کودکان همیشه از شما یاد می گیرند. داد کشیدن یا کتک زدن کودکی که خود ناراحت و عصبانی است فقط او را بیشتر تحریک می کند. اگر از کودکتان توقع دارید که رفتار آرامی داشته باشد و مسئولانه برخورد کند، باید سعی کنید که خودتان هم همینطور رفتار کنید. و یادتان باشد حتی یک دختر یا پسر بچه 12-10 ساله هم هنوز کودک است. بچه ها هیچوقت دوست ندارند موجبات ناراحتی شما را فراهم کنند فقط می خواهند احساساتشان را بروز دهند و یاد نگرفته اند که چطور طوری رفتار کنند که از نظر اجتماعی قابل قبول باشد. خلق و خوی فرزندتان را بشناسید هر فردی با یک شخصیت و خلق و خوی منحصربه فرد به دنیا می آید. برخی افراد محتاط تر و محجوب تر هستند درحالیکه خیلی ها خودانگیخته تر و شر و شور تر هستند. بچه ها هم به همین صورتند: بعضی از آنها پرخاشگرترند و بعضی کمتر. شناخت شخصین فرزندتان باعث می شود بتوانید از قبل رفتارهای او را پیشبینی کنید. الگو باشید این احتمالاً سخت ترین قسمت پدر یا مادر بودن است. الگو کردن رفتار خودتان حتی در آسانترین زمانها هم می تواند سخت باشد، مخصوصاً اگر دعوا و جار و جنجال جزء عادی ترین اتفاقات در خانه شما باشد. با اینحال نباید از بقیه انتظار داشته باشید که کاری که خودتان نمی توانید بکنید را انجام دهند. کوچکترین جوک و اظهارنظر کنایه آمیز هم به نظر بچه می آید و به خاطر همین نه تنها باید مراقب اعمال و رفتار خود باشید بلکه باید حرف زدنتان را هم کنترل کنید. برای اینکه الگوی فرزندتان باشید نه تنهای باید احساساتتان را کنترل کنید بلکه باید به فرزندتان بیاموزید که چطور احساسات خود را به درستی ابراز کنند—هم احساسات خوب و هم بد. ابراز احساسات کنید درکنار اینکه باید الگوی فرزندتان باشید، باید حتماً فرصت دیدن ابراز احساسات خودتان را به کودکتان بدهید. الگو شدن برای فرزندتان به این معنی نیست که احساسات و ترس هایتان را از آنها مخفی کنید. بچه ها باید ببینند که شما هم انسان هستید. این به آنها برای منطقی برخورد کردن در شرایط مختلف خیلی کمک میکند. رفتار خوب را تشویق کنید گرچه خیلی از والدین تشویق و جایزه دادن را به چشم رشوه دادن می بینند اما واقعاً اینطور نیست. اینکار بخصوص برای بچه هایی که بزرگتر هستند و می خواهند رفتار پرخاشگرایانه خود را کنار بگذارند بسیار مفید است. دادن یک جایزه مناسب به بچه ها—مثلاً بردن آنها به پارک یا اجازه دادن به آنها برای رفتن به خانه یکی از دوستانشان—واقعاً معجزه می کند. نکته مهم این است که اول باید به آنها بگویید که چه انتظاری از آنها دارید و به محض انجام آن جایزه را تقدیمشان کنید. برای اینکه جایزه ها موثر واقع شوند بهتر است اگر نتوانستند کار را به درستی انجام دهند، از دادن آن خودداری کنید. بهترین نوع جایزه، تشویق است. بچه ها خیلی دوست دارند بدانند که والدینشان به آنها افتخار می کنند. آرامش خود را حفظ کنید مهم نیست که فرزندتان چقدر ناراحت و عصبانی باشد، اگر شما آرامش خودتان را حفظ کنید، آرام شدن برای آنها هم راحت تر می شود. سعی نکنید تا قبل ازاینکه آرام نشده اند، با استدلال آنها را توجیه کنید. سعی کنید آنها را به اتاق خودشان بفرستید و اگر خودتان هم عصبانی هستید به اتاقتان بروید و کمی آنجا استراحت کنید. هرچه فرزندتان شما را خشمناک تر ببیند احتمال تقلید از آن بیشتر می شود. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387ساعت 8:42 توسط |
|
|
هر که هستید و هر کجا زندگی می کنید، آرامش را به زندگی خویش دعوت کنید و آن را در ذهن خود جایگزین سازید.
1) یاد بگیرید که گاه مسائل را رها سازید.
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387ساعت 8:40 توسط |
|
|
به سؤالات زیر پاسخ دهید: 1 - آیا افسرده می شوی و گوشه گیر ، چون توان حل آنها را نداری؟! وقتی شما در تنگنای مشکلی گرفتار آمدید، یا وجود عزیزتان گرفتار غم و رنجی شد ، شما گزینه های بی شماری در مواجه با آن پیش رو دارید که به عنوان نمونه در اینجا به 16 مورد اشاره شده است. به نظر شما کارامدترین روشها کدامها هستند؟! آیا می توان گفت: متناسب با هر مشکل و رنجی ، یکی از این راه حل ها ارجح تر است؟! به گفته بزرگی: به من اندیشه ندهید ، اندیشیدن یاد بدهید . به من جوابها را ندهید، بلکه سئوال کردن را بیاموزید.
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387ساعت 8:35 توسط |
|
|
اگر بخواهید بهطور مداوم روی مشکلات زندگی زناشوییتان متمرکز شوید، باعث میشود رابطهتان حتی بدتر از آنچه که واقعاً هست به نظر برسد.
این تعبیرها تجربه شما را از واقعیت شکل میدهد و بر ظرفیت شما همچنین بر انتظارات و توقعات شما در زندگی اثر میکند. وقتی انتخاب کنید که خصوصیاتی مثل محبت، صداقت، آرامش و لذت را در خودتان ایجاد کنید، این خصوصیات خیلی راحت زندگی و ازدواجتان را از این رو به آن رو خواهد کرد.
نکات زیر میتواند به شما کمک کند که چطور به خودتان یاد بدهید که روی نقاط مثبت در ازدواج و زندگیتان تمرکز کنید:
۲- هر روز نقاط مثبت و ویژگیهای مثبت همسرتان را به خودتان یادآور شوید. به خاطر بیاورید که اولین بار چه ویژگی همسرتان شما را به او جذب کرد. یادتان بیاورید که چطور همسرتان پایههای رشد و ترقی شما را بنا کرد و چقدر از این تجربه استفاده کردید. ۳-در دفتر خاطرات روزانهتان درمورد ویژگیها مثبتی که درخودتان وجود دارد که میخواهید آنها را رشد داده و ارتقا بخشید، بنویسید. اینها رفتارها، باورها، و ارزشهایی را شامل میشود که میخواهید روی آنها متمرکز شوید.
۴- وقت کمتری را با دوستان یا اعضای خانوادهتان که افرادی منفیباف هستند و جز حس ناامیدی و افسردگی چیزی به شما نمیدهند، بگذرانید. این افراد که انرژی مثبت شما را میگیرند و از بین میبرند، مثل ابلیس هستند. در عوض سعی کنید دوستان جدیدی پیدا کنید که حمایتکننده و نیروبخش باشند. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387ساعت 8:33 توسط |
|
|
بنا بر يك نظرسنجي كه اخيراً در يكي از نشريات درج شد 15 درصد زنان بيشتر وقتي مجذوب شوهرانشان ميشوند كه در كارهاي خانه با آنها همكاري كنند. چرا؟
خب، برخي از ما زنان جدا از اينكه از ديدن همسرمان كه پيش بند بسته و در شستن ظرف و ظروف و كارهاي خانه به ما كمك ميكند لذت ميبريم، دوست داريم از آقا يا مرد خانه مان تعبير و تفسيري از آن خودمان را داشته باشيم. درست است، چون همين همكاري مردها در كارهاي خانه ولو آنكه در جمع و جور كردن آشپز خانه يا رعايت نظم و انضباط در استفاده و نگهداري وسايل شخصي خودشان باشد، باعث ميشود كه ما خانمها فرصت بيشتري براي استراحت داشته باشيم.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه ششم شهریور 1387ساعت 5:3 توسط |
|
|
نوشیدن چند فنجان چای در روز می تواند استرس و ناراحتی های روزانه و حتی خستگی را تا حدی کاهش دهد
نوشیدن چای موجب آرامش می شود. تحقیقات نشان می دهد نوشیدن چند فنجان چای در روز می تواند استرس و ناراحتی های روزانه و حتی خستگی را تا حدی کاهش دهد محققان بر روی بیش از ۷۵ نفر مطالعه کرده و آنان را به مدت ۶ هفته مورد بررسی قرار دادند.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه ششم شهریور 1387ساعت 5:1 توسط |
|
|
محققان معتقدند که رفتارهای پر خطر د رطول عمر افراد موثر است. به طور عمومی زنان بیشتر از مردان عمر می کنند و محققان در صدد کشف علت این امر هستند.
رقابت برای مراقبت و توجه در کتابی با عنوان "طبیعت بشر " بیان شده است که در بین حیوانان گونه مردان ، اغلب مجبور به رقابت برای جلب توجه گونه مونث هستند. مثلا طاووس نر با نمایش دم رنگارنگ خود یا گوزن نر با نمایش شاخ های خود نوعی رقابت و مبارزه را علیه یکدیگر شروع می کنند که می تواند خطر ناک باشد. به گفته محققان مردان بیشتر از زنان برای بدست آوردن جفت ، دست به انجام رفتارهای پر خطر و تهاجمی می زنند و این امر باعث بالا رفتن سرعت مرگ و میر در بین آنها می شود. بعلاوه مردان بیشتر از زنان به خاطر تصادفات رانندگی یا سایر حوادث ، جرم و جنایت و خود کشی می میرند. بعلاوه بیان شده است که حد اکثر این تفاوت در سرعت مرگ بین دو جنس به خصوص در دوران جوانی قابل مشاهده است و علت عمده آن نیز، همان طور که گفته شد رفتارهای پر خطر است . فعالیت های بی باکانه مردان ، به خصوص آنهایی که محرومیت و تزلزل را در زندگی خود تجربه می کنند زندگی پر خطری را برای خود طراحی می کنند و این سرعت مرگ را بالا می برد. تمام این کارها برای کسب موفقیت و جایگاه و مقام بهتر است و در واقع این سرعت در مرگ ومیر مردان، به دلیل رقابت های شدید در جامعه می باشد. زایمان های موفقیت آمیز تا قبل از قرن 20، سالهای عمر مردان بیشتر از زنان بود و این به دلیل مرگ و میر فراوان ناشی از زایمان و مسائل مربوط به آن در بین زنان بیان شده است. ولی اکنون بدلیل مراقبت های شدید مادر و فرزند در دوران بارداری و بعد از آن ، این مسئله منتفی شده است و اکنون زنان با امنیت بیشتری قادر به تولد نوزادان خود هستند. رفتارهای مخاطره آمیز همان طور که بیان شد رفتارهای پر خطر و تجاوزگرانه در مردان بیشتر از زنان است و این مهمترین عامل در بروز این شکاف است. مهم ترین علت مرگ زنان همان طور که گفته شد مرگ ومیر ناشی از مسائل مربوط به زایمان و بارداری بود ه که اکنون به دلیل کنترل های شدید و به موقع این مشکل مرتفع شده است، اما هنوز مهمترین عامل مرگ ومیر مردان که همان تصادفات و جرم و جنایت ها است به طو رکامل کنترل و پیشگیری نشده و این عوامل هنوز به قوت خود باقی است. البته زنان نباید به این وضعیت و این جایگاه کنونی اطمینان کامل کنند ، زیرا اخیرا زنان نیز وارد صحنه مبارزه و رقابت و اقدام به انجام رفتارهای پر خطر، همچون استعمال دخانیات شده اند و این نگران کننده است. لازم به ذکر است که بعضی از دانشمندان مدعی هستند که زنان به دلیل داشتن بعضی از فاکتورهای ژنتیکی ویژه ، شانس زندگی بیشتری دارند ، که البته این در حد یک نظریه است و هیچ مدرک علمی مستدلی در این زمینه وجود ندارد. ارتقا و افزایش طول عمر مردان و زنان هر دو می توانند با تغییر سبک زندگی و ترک بعضی از عادت های غلط زندگی طولانی تر و توام با سلامتی بیشتری را برای خود به ارمغان آورند . برای مثال با انجام تمرینات ورزشی منظم و روزانه، تغذیه صحیح ، و از بین برد ن و یا حداقل کاهش فاکتور استرس و اضطراب در زندگی به کمک روش های مدیتیشین یا همان تزکیه نفس، اجتناب از رفتارهای پر خطر و بستن کمر بند ایمنی در هنگام رانندگی . در مجموع می توان گفت که تا حد قابل توجهی سرنوشت های زیبا و سالم به دست شما مکتوب می شود، پس هنرمندانه و زیرکانه بنویسید. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه ششم شهریور 1387ساعت 4:59 توسط |
|
|
تا به حال به اين موضوع فكر كرده ايد كه چرا بعضى افراد مجذوب شما نمى شوند؟ و گاهى احساس تنهايى مى كنيد؟ چطور مى توان افراد را درك كرد و با جلب اطمينان، آنها را به سوى خود جذب نمود؟ چقدر تا به حال به حرفهاي ديگران خوب گوش كرده ايد؟ وقتى طرف مقابلتان از احساس و عملش برايتان حرف مى زند به او اجازه بازگو كردن تمام حرفش را داده ايد؟ چقدر در بين گفته هايش سكوت كرده ايد تا ادامه بدهد؟
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه ششم شهریور 1387ساعت 4:53 توسط |
|
|
اگر نمي تواني خورشيد باشي ستاره باش.
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهارم شهریور 1387ساعت 12:12 توسط |
|
|
طلب كن*به تو عطا خواهد شد. جستجو كن*خواهي يافت. دررا بزن*به رويت گشوده خواهد شد. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهارم شهریور 1387ساعت 12:9 توسط |
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهارم شهریور 1387ساعت 12:7 توسط |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیكار میتونم بكنم؟
گفتی:یا ایها الذین آمنوا اذكروا الله ذكرا كثیرا و سبحوه بكرة و اصیلا هو الذی یصلی علیكم و ملائكته لیخرجكم من الظلمت الی النور و كان بالمؤمنین رحیما .:: ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد كنید و صبح و شب تسبیحش كنید. او كسی هست كه خودش و فرشتههاش بر شما درود و رحمت میفرستن تا شما رو از تاریكیها به سوی روشنایی بیرون بیارن . خدا نسبت به مؤمنین مهربونه (احزاب/۴۱-۴۳) ::. |
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 |
|
RSS
|