![]() |
![]() |
|
|
گلن هايمسترا بنيانگذار و صاحب پايگاه اينترنتي future.com است. يک آينده شناس در سطح بين المللي، که براي دو دهه به ارائه مشاوره به سازمانها و موسسات دولتي و غير دولتي پرداخته است. او در سال 2006 کتابي با عنوان «تبديل آينده به فرصت» توسط انتشارات جان وايلي (John Wiley) منتشر کرد. قبل از آن نيز در خلق اثري تحت عنوان «رهبري استراتژيک: دستيابي به آينده مطلوب» همکاري داشت.
مقاله حاضر منتخبي از سخنراني گلن هايمسترا است که در کنفرانس NADCA CEO 2006 در قالب دو بخش ارائه شده است. در حالي که بخش اول مروري بر تمايلات شکل دهنده آينده دارد، بعضي از مدلهاي برنامه ريزي که مي تواند در برآورد فرصتها و چالشهاي آينده مؤثر باشد، در بخش دوم مطرح شده است. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هفتم مهر 1387ساعت 16:37 توسط |
|
|
عدم پذیرش! چه کسی است که چنین احساس دردناکی را تجربه نکرده باشد؟ متاسفانه در اکثر موارد دیگران ما را از روی کارهایی که انجام می دهیم و حرف هایی که می زنیم، قضاوت می کنند که این امر می تواند منجر به پذیرش و یا عدم پذیرش ما از سوی آنها شود و نهایتاً نیز بر همین اساس به ما احترام می گذارند و یا ما را بی ارزش می پندارند.
عدم پذیرش معمولاً می تواند از یک نگاه، آه، پیشنهاد، انتقاد و حتی سکوت در مواقع مختلف مانند زمانیکه می خواهید در محلی استخدام شوید، نامه ای بفرستید و … شروع شود؛ در این حالت شما در نهایت امر به جواب دلخواهتان دست پیدا نخواهید کرد. اما به راستی به چه علت شاهد حرف هایی نظیر: “من به هیچ وجه برای تو ارزشی قائل نیستم” یا ” من برای تو ارزش کمتری قائل هستم” و یا حتی “اگر جور دیگری بودی بیشتر برایت احترام قائل بودم”، هستیم؟ گاهی اوقات مردم بدون اینکه خودشان متوجه باشند، دیگران را مورد رنجش قرار میدهند. تنها با گفتن یک “دوستت ندارم” و یا “تو را نمی خواهم” ممکن است طرف مقابل احساس عدم پذیرش کرده و متحمل درد و رنج فراوانی شود. مانند مریم که پدرش به او گفت تو را نمی خواهم! در حالی که اشک چشم هایش را فرا گرفته بود تعریف می کرد: “در عرض چند ثانیه احساس کردم که دنیا روی سرم خراب شده و او مرا طرد کرده. تا زمانیکه بزرگتر شدم، آن موقع بود که تازه متوجه شدم چرا پدرم اینقدر از من بدش می آمد. او در عین حال که به هیچ وجه دلش نمی خواست مرتکب گناه شود، اما خواست محکم و شخصیت سرکش من او را بیش از پیش آزار می داد. من همیشه در مقابلش بودم؛ هیچ کس، حتی مادرم نیز هیچ گاه قدرت مطلق او را زیر سؤال نبرده بود.” تجربه این حس که دیگران برای شما ارزش کمتری قائل می شوند، سبب ایجاد درد و رنج بسیار زیادی می شود!!! اگر فرد احساس کند که با مقیاس های متعارف همخوانی نداشته و نمی تواند به اندازه کافی خوب باشد، این امر سبب می شود که حس برتری و عزت نفسش را از دست داده و تدریجاً به سوی افسردگی سوق پیدا کند. چه کسی مرا همانطور که هستم دوست می دارد و برایم ارزش قائل است؟ چه کسی با وجود اینکه اشتباهی از من سر زده، باز هم برایم ارزش قائل خواهد شد؟ چه کسی همیشه به فکر من است؟ چه کسی هیچ گاه مرا تحقیر نمی کند؟ به راستی چه کسی می تواند تمام موارد ذکر شده را یکجا داشته باشد؟ فقط خداوند است که قادر به انجام چنین کاری است. عشق خدواند نسبت به بنده هایش غیر شرطی است و برای تک تک آنها ارزش و اهمیت قائل می شود. او نسبت به تمام خطاها و اشتباهات شما آگاهی کامل دارد و آنها را می بخشد و از آنها چشم پوشی می کند. زمانیکه کار اشتباهی انجام می دهید، دوست داشتنش نسبت به شما کمتر نمی شود. او ما را آفریده تا عاشقمان باشد! او احساس دوست داشتنش نسبت به بشر را با فرستادن پیامبران آشکار ساخته. در کتاب های آسمانی آمده: “مردم پیامبران را خوار کردند و از آنها روی گردادند، آنها همنشین غم و غصه شدند و با سوگ و اندوه آشنا شدند. ما به آنها پشت کردیم و در زمان ترک کردن، حتی نیم نگاهی هم به آنها نینداختیم. آنها را تحقیر کرده و خوار شمردیم و هیچ اهمیتی برای آنها قائل نشدیم. اما آنها تمام غم های ما را به دوش کشیدند؛ مردم تصور می کنند عذاب هایی که آنها کشیدند صرفاً مجازاتی از سوی خدواند بوده، اما آنها به دلیل گناهان و خطاهای ما مورد عذاب واقع شدند. آنها زخم خوردند تا ما شفا گیریم و جنگ کردند تا ما در صلح زندگی کنیم.” این مسئله تا چه حد می تواند به شما در مورد طرد شدن از سوی شخص مقابل کمک کند؟ به محض اینکه بتوانید با خداوند ارتباط شخصی برقرار کنید، به عنوان جزئی از او شده و از تمام نعمت هایش بهرمند خواهید شد. عشق الهی به سمت شما جاری خواهد شد. عدم پذیرش! چه کسی است که چنین احساس دردناکی را تجربه نکرده باشد؟ متاسفانه در اکثر موارد، دیگران ما را از روی کارهایی که انجام می دهیم و حرف هایی که می زنیم قضاوت می کنند که این امر می تواند منجر به پذیرش و یا عدم پذیرش ما شود و نهایتاً نیز بر همین اساس تصمیم می گیرند که به ما احترام بگذارند و یا ما را بی ارزش تصور کنند. خداوند عاشق بنده هایش است و دوست دارد تا با آنها ارتباط شخصی برقرار کند. خدواند شما را دوست می دارد، برایتان ارزش قائل است و شما را تحت هر شرایطی می پذیرد. او برای هر لحظه از زندگی شما برنامه ای معین کرده. در کتاب آسمانی آمده: “همه انسان ها با دلیل و برهان کافی به عرصه ی دنیا قدم نهاده اند… با امید داشتن به آینده و با افکار مثبت می توانید برای آرامش و بهبود وضعیت زندگی خود تلاش کنید. بنابراین اگر به عنوان مثال در یک مصاحبه شغلی پذیرفته نشده اید، از خداوند درخواست کنید تا شغل مناسب را پیش رویتان قرار دهد. زمانیکه احساس کنید نیروی برتری هست که از صمیم قلب شما را دوست می دارد، آنوقت عدم پذیرش از سوی افراد عادی شما را آنچنان ناراحت نخواهد کرد. |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هفتم مهر 1387ساعت 16:34 توسط |
|
|
مقدمه
حتما تا به حال برایتان اتفاق افتاده است که خبر ترفیع و موفقیت نزدیکان خود را شنیده باشید . به عنوان مثال همکار ، برادر ، دوست ، خانواده و ... یکی از این نمونه ها را بیاد بیاورید و علت موفقیت آن فرد را همان گونه که در زمان رویارویی با خبر ، آ ن را تجزیه و تحلیل کردید ، بررسی کنید. ابتدا سعی کنید بیاد بیاورید آیا آن خبر شما را خوشحال کرده است یا ناراحت ! سپس بیاد آورید کدامیک از تحلیل های زیر یا چیزی مشابه آنرا به عنوان علت موفقیت آن فرد به خود و دیگران یادآور شدید : 1- آدم توانا و هوشمندی است ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هفتم مهر 1387ساعت 16:32 توسط |
|
|
عصباني شدن آسان است - همه مي توانند عصباني شوند، اما عصباني شدن در برابر شخصِ مناسب، به ميزان مناسب، در زمان مناسب ، به دليل مناسب و به روش مناسب – آسان نيست! ارسطو
حتما تا به حال درباره IQ يا همان بهره هوشي ، خيلي چيزها شنيده ايد. و حتما شنيده ايد كه اگر كودكي IQ بالاتري داشته باشد ، حتما در بزرگسالي انسان تحصيل كرده و موفقتري خواهد بود. شايد به همين خاطر است كه تعداد زيادي از والدين ، از همان دوران قبل از مدرسه رفتن ، نگران كيفيت يادگيري فرزند دلبند خود و مدارسي كه قرار است او در آنها درس بخواند هستند. غافل از اينكه امروزه تحقيقات علمي ، نشان داده كه تنها داشتن هوش عقلانيِ زياد (كه مدارس مي خواهند از آن براي گذشتن از سد كنكور استفاده كنند) براي كسب موفقيت كافي نيست و علاوه بر IQ ، كيفيات ديگري نيز لازم است كه امروزه به آن هوش هيجاني مي گويند. اما منظور از هوش هيجاني چيست؟ ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هفتم مهر 1387ساعت 16:30 توسط |
|
|
اگر معتقدید پیشامدها آن شکلی که آرزو می کنید خواهند بود ، پس اتفاقات به همان صورت رخ خواهد داد . اگر معتقدید پیشامدها شکل زندگیتان را تعیین می کنند، همیشه قربانی باقی می مانید.
قربانی بودن فواید دارد و راحت هم هست! چون همیشه کسانی اطرافتان هستند که از شما حمایت کنند یا برایتان تأسف بخورند. حالا فکر کنید چه اتفاقی می افتاد اگر در زندگی نقش قربانی را بازی نمی کردید؟ دنیا چه مشکلی پیدا می کرد اگر زندگی را با تمام جنبه هایش می پذیرفتید و هر روز با طلوع آفتاب، امواج درخشان حیات را از خود ساطع می کردید؟ ● اثر کیفیت تصمیم گیری بر زندگی ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هفتم مهر 1387ساعت 16:23 توسط |
|
|
دقت کنيد شخصي را که براي ازدواج انتخاب مي کنيد، آيا شخصيت اجتماعي، يعني مجموعه حرکات، رفتارها، آدابِ معاشرت و برخورد اجتماعي اش با عقايد شما همخوان هست يا خير؟ اگر همخواني وجود داشت تحقيقات جزيي در مورد خانواده اش به عمل آوريد و خانواده او را با خانواده خود از لحاظ اقتصادي ، اجتماعي مقايسه کنيد، اگر در يک رديف بوديد در مورد او فکر کنید .
لباس و ظاهر شما: زماني که به خواستگاري مي رويد و يا از شما خواستگاري مي شود، زيباترين لباسهايتان را به تن کنيد و پوششي شيک و مناسب داشته باشيد. اولين ديدارها هميشه در اذهان باقي مي مانند. عده اي با لباس هاي نامناسب و نه چندان تميز به خواستگاري مي روند و تصورشان اين است که اين شخص بايد وضعيت زندگي مرا بداند در صورتي که اين وضعيت خاطره خوشي ......... ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387ساعت 17:4 توسط |
|
|
طی دوران جوانی خود، از رابطه ی جنسی سالم و خوبی لذت برده اید، اما اخیراً از رابطه ی جنسی خود با همسرتان دیگر احساس رضایت نمی کنید. با خود فکر میکنید میل جنسیتان کاهش پیدا کرده و از بین رفته است. چرا باید کارهایی که در گذشته برایتان لذت بخش بود، اکنون دردناک باشد؟
چند وقتی است نگران سلامت جنسیتان شده اید. شما تنها نیستید. زن های بسیاری در بعضی مراحل زندگی دچار مشکلات جنسی می شوند. در طی دوران یائسگی، بیش از نیمی از خانم ها دچار ناتوانی جنسی می شوند. با بالا رفتن سنتان، عملکرد بدن شما دستخوش تغییر می شود. عملکرد جنسی نیز از این امر مستثنی نیست. مطمئناً نیازها و کارایی جنسی شما در ۶۰ سالگی مثل زمانی نخواهد بود که نصف این سن را داشتید. گرچه مشکلات جنسی انواع مختلف دارند، اما اکثر آنها قابل درمان می باشند. برای بازیابی سلامت جنسیتان، باید بتوانید آناتومی بدنتان را شناخته و واکنش فیزویلوژیک نرمال آن را به محرکات جنسی تشخیص دهید. طرح مشکل : منظور از ناتوانی جنسی، ایجاد مشکلات مکرر و پی در پی در مراحل مختلف واکنش جنسی می باشد. تا زمانی که این مسئله زیاد باعث پریشانی شما و بر هم خوردن رابطه تان با همسرتان نشده است، نمی توان آن را یک اختلال تصور کرد. ناتوانی جنسی در خانم می تواند در همه ی سنین اتفاق بیفتد. پزشکان و متخصصین معمولاً ناتوانی جنسی در خانم ها را به چهار گروه تقسیم می کنند. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387ساعت 17:1 توسط |
|
|
رفتارهایی که باعث نابودی رابطه عاشقانه زن و شوهر می گردد:
۱ – شوهرهایی که تعصب بی جا را با غیرت اشتباه گرفته اند. خانمش را چون یکی شی می پندارد. به نام دوستی و عشق، او را با توهمات خود زندانی کرده و قوانین ممنوعیت را برای همسر خود وضع می کند. مثلا: جواب دادن به تلفن ممنوع؛ رفتن به خانه پدر و مادر ممنوع؛ سرزدن به دوستان ممنوع؛ درس خواندن و دانشگاه رفتن ممنوع؛ داشتن شغل ممنوع؛ اردو و مسافرت ممنوع؛ استفاده از رایانه و اینترنت ممنوع؛ خندیدن با صدای بلند در محيط خانواده و محارم ممنوع؛ تعریف و توضیح در مورد آقایان ممنوع؛ رفتن کنار پنجره ممنوع؛ نامه نوشتن ممنوع؛ بیرون رفتن از منزل ممنوع . ۲ – شوهرهای سلطه جو، زورگو و کنترل کننده؟! چنین شوهرانی حق انتخاب را به کلی از همسرشان می گیرند و این حق انتخاب را فقط برای خود به رسمیت می شناسند. از تصمیم های مهم و کلی تا جزئی ترین مسائل باید زیر نظر آنها و به فرمان آنها باشد. به عنوان مثال بعضی از اعمال و مستبدانه این آقایان عبارتست از: تصمیم در انتخاب محل زندگی به تنهایی؛ تصمیم گیری در مورد فرزند داشتن؛ تصمیم در مورد رفت و آمد و میهمانی رفتن، تصمیم در ارتباط یا قطع رابطه با بعضی از فامیل یا دوستان از روی دل خودشون؛ تصمیم گیری در مورد شغل خانم، تصمیم گیری در مورد رشته تحصیلی و محل تحصیل همسرشان بدون توجه به نظر او؛ انتخاب رنگ پرده ؛ انتخاب نوع مبل؛ انتخاب رنگ و نوع فرش؛ انتخاب ظروف و لوازم منزل، در اختیار گرفتن و به نام زدن سند شش دانگ ریموت تلویزیون و ویدئو، انتخاب و تماشای برنامه های دلپسند خود از تلویزیون بدون توجه به خانواده و همسرشان؛ انتخاب نوع و رنگ لباس داخل منزل خانمشان؛ دستور به خانمشان در مورد چگونه فکر کردن، چگونه حرف زدن، چگونه احساس کردن و چگونه رفتار کردن. ( خانواده سخت گیر در تربیت) ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387ساعت 16:59 توسط |
|
|
خانم محترم !
اگر رابطه شما با همسرتان صمیمی نیست و اگر احساس می کنید همسرتان از شما فاصله گرفته است همیشه مقصر تمام مشکلات همسر خود را ندانید . آیا تا کنون به این مسئله فکر کرده اید شاید شما هم تمام تلاش خود را برای یک رابطه صحیح به کار نبسته اید . در زیر نکاتی را به شما یادآور می شویم که می تواند به بهبود روابط شما با همسرتان کمک کند: ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387ساعت 16:55 توسط |
|
|
سئوالاتی كه بايد در جلسات خواستگاری مطرح شود
چه سئوالاتی در جلسات آشنایی دختر و پسر جهت خواستگاری و ازدواج باید مطرح شود: نکاتی وجود دارد که در طرح سئوالات جلسات خواستگاری ، شناسایی دختران و پسران در رابطه هایشان یا ….، کمک می کند که فرد شناخت عقلانی ( نه احساسی) نسبت به طرفش کسب کند باید دارای شرایطی باشد که بعضی از آنها به قرار ذیل است: ۱ - فکر نکنیم که سئوالات باید استاندارد شده و از پیش تعیین شده و با جوابهای مشخص باشد، باید هنگام گفتگو مانند آدم آهنی خشک نباشیم و سعی کنیم سئوالات را در همان جلسه نسبت به هرچیزی که مبهم هست، طرح کنیم. ۲ - سئوالات کلی برای شروع خوبست ولی فایده های آن اندک هستند. مثلا این سئوالات: نظر شما در مورد حجاب چیست؟ - شما چه توقعی از همسر آیند ه ات داری؟ - شما نظرت در مورد اخلاق و ایمان چیه؟ - میعارهای شما برای ازدواج چیست؟ - شما چه نقشی برای زن در خانواده ، یا چه نقشی برای مرد در خانواده قائل هستید؟ چون سئوالات این چنین کلی، حتما جواب کلی دارد و جوابهای کلی چون مبهم و ناشفاف هستند ، طرفین همانطور که دوست دارند بر اساس ذهنیات خود تفسیر می کنند و این مفهوم شناخت از یکدیگر را با تحریف روبرو می سازد ۳ - به جای سئوالات کلی، سعی کنید مفاهیم را به زودی به طرف مصداق ها و مثالهای عینی بکشانید، و با طرح مسئله فرد را در موقعیت قرار دهید. موقعیت هایی که هر روز در زندگی خانوادگی افراد پیش می آید و زوجین نسبت به آن واکنش احساس، فکری یا رفتاری نشان می دهند. شما بهتر است به عنوان مثال به جای اینکه این سئوال کلی را بپرسید که نظرتان در مورد حجاب چیست؟ می توانید سئوالات جزئی زیر را بپرسید؟ ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387ساعت 16:54 توسط |
|
|
دارچین اشتها اور ، نشاط آور بوده و نفس را باز می کند . پادزهر خوبی برای سموم حیوانی و نباتی می باشد . دلهره و وسواس را ار بین می برد . کبد و معده را تقویت می کند . ضد سکسکه می باشد و رعشه را تسکین می دهد.
نام دارچین ، مخصوص پوستهای معطری است که بهترین آنها در سیلان به عمل می آید و انواع دیگر آن که در خارج از سیلان می روید به مرغوبی دارچین سیلان نیست . فارسی آن دارچین سفید است. اعراب آن را دارصینی می نامند. سلیخه نوع چینی آن است که به آن دارچین ختایی هم می گویند و در هند و عمان کاشته می شود . بوی آن کمتر از داچین سفید بوده و رنگ آن کمی سرخ است و در خواص مانند دارچین سفید است منتها کمی ضعیف تر . ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387ساعت 16:46 توسط |
|
|
هوش هيجاني يعني : داشتن ظرفيتي براي شناخت احساسات و هيجانات خود و ديگران و استفاده از اين هيجانات به نحو مناسب ، براي برقراري ارتباط بهتر با خود و ديگران.
همانطور كه در سخنان ارسطو در ابتداي اين سخن مشاهده مي كنيد ، عصبانيت يك هيجان و يا احساس است، و فردي كه داراي هوش هيجاني بالاتري باشد مي داند اين عصبانيت را چه وقت، كجا، با چه كسي و چگونه ابراز كند تا به جاي اينكه برايش دردسر توليد كند ، راه گشا باشد. اينجا لازم است درباره خودِ كلمه هيجان بيشتر بدانيم: هيجان كلمه اي است كه در فارسي بيشتر براي احساسات و حالات پر شور و پر انرژي از آن استفاده مي كنيم ، ولي در روانشناسي براي بيان تمام حالات احساسي و رواني مثبت و منفي و علايم جسماني همراه آن به كار مي رود. هيجانات مثل خشم، ترس، عشق و محبت، تنفر، اميد، نااميدي، نگراني، احساس حقارت، غرور، غم و اندوه، شادي، تعجب، شرم، پشيماني، دلسوزي و … ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387ساعت 16:44 توسط |
|
|
پاسخ صریح و کوتاه به این پـرسش چـیزی نیـست جـز یـک “بـله” قاطع. ازدواج کردن آن هم بدون در نظر گرفتن آموزش های مقدمـاتی، درست ماننـد شـروع یـک کار تجاری بدون درنظر گرفتن سود و زیان است.
همانطور که مطلع هستیدنیمی از ازدواج ها به طلاق ختم می شوند و میـتوان گـفت کـه از ایـن نیمه ی باقی مانده که برای مدت زمان زیادی در ازواج های دائـمی بـاقی میمانند تنها ۵۰% از آنها از زندگی خود رضایت داشته و خوشحال هستند. متاسفانه بسیاری از خـانم ها و آقایونی کـه با هـم آشنـا می شونـد و پـس ازمدتی تصـمیم بـه ازدواج بـا یکدیگـر را می گیرند، هیچ گونه توجهی به این آمار و ارقام نمیکنند. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387ساعت 16:42 توسط |
|
|
گياه هويج داراي خواص زيادي است كه از ميان خواص آن شفافكنندگي پوست داراي اهميت قابل توجهي است.
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387ساعت 16:39 توسط |
|
|
هل سبز
یكی از چاشنیهای معطر مورد استفاده در بعضی از غذاها، نانها، شیرینیها و بهخصوص مرباها، هل است.البته در مقام مقایسه، هندیها و پاكستانیها بیشترین مصرف كنندههای هل در جهان هستند. شاید جالب باشد بدانید هل، میوه گیاهی از تیره زنجبیلهاست و انواع مختلف آن شامل هل سیاه، هل سفید و هل سبز است كه نوع سبز آن عطر تندتری دارد. در ایران بیشتر از هل سبز استفاده می کنند.(تصویر اول هل سبز، تصویر دوم هل سیاه و تصویر سوم هل سفید را نشان می دهد). ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387ساعت 16:37 توسط |
|
|
کاهش وزن نياز به تغيير در نحوه غذاخوردن ، ميزان ورزش و نحوه تفکر در مورد غذا دارد .
اگر روند کاهش وزن را به اهداف و قدمهاي کوچکتري تجزيه کنيد به موفقيت بيشتري مي رسيد . کارشناسان معتقدند که انجام تغييرات کم و کوچک در يک زمان يک استراتژي بزرگ و مهم بوده و اين روند خسته کننده نبوده و باعث کاهش وزن آهسته تر و مداومتري مي شود .
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387ساعت 16:35 توسط |
|
|
بعضی ها عادت دارند به محض این که عطسه می کنند سراغ قفسه داروها بروند و چند تا قرص بخورند . یکی از این قرص ها هم معمولا قرص ویتامین c است که بسیاری آنرا می خورند تا سرما نخورند.
اما واقعیت این است که مصرف این قرص از سرما خوردگی پیشگیری نمی کند . ویتامین c یک ویتامین محلول در آب است . این ویتامین یکی از ضروری ترین ویتامین هایی است که لازم است هر شخص در شبانه روز به مقدار کافی مصرف کند . ویتامین c برای رشد طبیعی استخوان ها ، دندانها ، لثه ها و تاندون ها و عروق خونی و برای جذب بهینه آهن ضروری است . ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387ساعت 16:33 توسط |
|
|
اراده و اعتماد بنفس شوهر خود را تقویت کنید
به مردان قدرت دهيد، تا صميميت فوران كند، مرد موجودي عاشق قدرت است. مرد از اين كه قدرتمند باشد حظ ميكند. در آسمان اوج ميگيرد و شما را نيز همراه خود ميبرد. از اين كه توانا باشد و يا احساس توانايي كند، لذت ميبرد. تا وقتي به گشتن اين احساس در مردان مشغوليد، بدانيد كه تنها ميتوانيد خواب خوشبختي را ببينيد. اگر قدرت مرد را ناديده بگيريد و يا از آن انتقاد كنيد بدانيد كه ديگر پري روياهايش نخواهيد بود. او به دنبال كسي است كه به قدرت هايش ايمان داشته باشد و حتي ضعفهايش را در جهت تقويت تواناييهايش مثبت جلوه دهد. پس مراقب باشيد و بدانيد كه: ۱ - اگر خودتان داراي درآمد هستيد. ۲ - مطلقاً او را با كسي مقايسه نكنيد: ۳ - تو بيعرضهاي! فاتحه خواندن بر صميميت است. ۴ - شوهرِ خود را حلال مشكلات بدانيد. ۵ - به مردان اندرز ندهيد و نصيحت نكنيد. ۶ - سكوت مردان را نشكنيد. ۷ - به مردان فضا بدهيد. ۸ - مرد دوست دارد كه از او قدرداني شود. ۹ - مرد بايد تأييد شود. ۱۰ - بايد مورد اطمينان باشد. ۱۱ - مردها را تشويق كنيد. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387ساعت 10:45 توسط |
|
|
زندگی مشترك افقی است روشن و جلوه گاهی زیبا برای تولدی دوباره؛ مشروط بر آن كه وجوه ضروری این اشتراك، یعنی توانایی ها و مهارت های خاص و سازنده، در تفكر، بینش و عملكرد انسان رؤیت و ملاحظه شود.
زیرا این مهارت ها و توانایی های انسان است كه در وقت لزوم، به یاری او میآید تا مشكلات ، اختلافات و نقاط ضعف و كاستی های زندگی مشتركش را برطرف نماید. حال چنانچه زندگی مشتركی كه براساس پیوندی مقدس از سوی زن و مرد، صورت پذیرفته، با عدم توانایی ها و مهارت های هر دو نفر و یا حتی یكی از آنها روبه رو شود، به طور مسلم، ادامه این زندگی با تلخكامی، ناراحتی و تنش و رنجش همراه خواهد شد. بنابراین باید در نظر داشته باشیم بقا و تداوم و شیرینی یك زندگی مشترك، همیشه در گرو توانایی ها و مهارت های خاصی است كه در حقیقت تضمین كننده ای قابل اطمینان برای خوشبختی زوجین به حساب میآیند. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387ساعت 10:41 توسط |
|
|
اسباب بازيها یکی از بهترین خاطرات دوران كودكي هستند، خصوصا اگر با دقت انتخاب شده باشند. شما مي توانيد موارد زير را در هنگام انتخاب اسباب بازي براي كودك خود در نظر بگيريد و مي توانيد اين موارد را به هر كسي كه مايل است براي كودك شما بعنوان هديه اسباب بازي تهيه كند، يادآوري كنيد.
- بر بازي كودك خود نظارت كنيد: در حالت كلي بهتر است محل بازي كودك خود را منظم و مرتب نگه داشته و هنگام بازي كودكان بر آنها نظارت داشته باشيد. در صورتي كه شركت تهيه كننده اسباب بازي، اخطارها يا دستورالعملهاي خاصي را ارائه كرده است آنها را رعايت كنيد. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387ساعت 10:39 توسط |
|
|
شروع شير دهي
اولين باري كه مادر در اتاق زايمان كودك خود را در آغوش مي گيرد پستان خود را در دهانش مي گذارد. در اين مرحله شير كامل هنوز توليد نشده و پستان ماده اي بنام آغوز يا كلستروم مي سازد كه نقش مهمي در ايمني كودك در مقابل عفونت ها دارد. اگر به نظر مي رسد كه نوزاد در پيدا كردن نوك سينه و يا نگهداشتن آن در دهان مشكل دارد سعي كنيد آرامش خود را حفظ كنيد. شير دادن هنري است كه نياز به آرامش و تمرين دارد. هيچكس انتظار ندارد كه شما در شروع همه چيز را بدانيد بنابراين نگراني بخودتان راه ندهيد و اگر در بيمارستان هستيد سعي كنيد از پرستار اتاق زايمان يا بخش كمك بگيريد. (اگر كودك شما نارس بدنيا آمده باشد ممكن است نتوانيد در ابتدا به او شير دهيد. به جاي آن شما بايد شير خود را بدوشيد و با كمك شيشه به نوزاد بدهيد.) ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387ساعت 10:37 توسط |
|
|
ناخن جويدن، بيشتر نشانه تهاجم خفته و اضطراب دروني كودك مي باشد. اين حالت در بچه هاي بزرگ تر شايع تر است. كودك از اين طريق حالت تهاجمي خود را كنترل مي كند و بر اضطراب ها چيره مي شود و توجهش را از دنياي خارج قطع مي كند و به درون خويش برمي گرداند. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387ساعت 10:35 توسط |
|
|
دنیای زنان بعضی اوقات تفاوت های بزرگی با دنیای مردان دارد و ممکن است بعضی مردها این موضوع را درک نکنند، در اکثر اوقات زنان در هنگام ازدواج مخصوصا در سنین پایین تر تصور میکنند که شب های عاشقانه در کنار همسرشان خواهند داشت و این آرزوها را در مرد مورد علاقه خود جستجو میکنند. اما گاهی اوقات شاهزاده سوار بر اسب سفید رویای دختران تبدیل به دیو قصه ها می گردد.
خانم محترم ما می دانیم که همسر شما همان شاهزاده رویاهایتان نیست ولی اطمینان هم داریم که او دیو قصه ها هم نیست . ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387ساعت 10:33 توسط |
|
|
اين سوال براي برخي از افراد، ساده ترين سوالي است كه مي تواند مطرح شود: آنها همواره آمادگي آن را داشته اند كه صاحب فرزند شوند، زندگي شان بر همان منوالي مي گذرد كه دوست دارند، و واقعا مي توانند يك كودك را به زندگي خود راه بدهند. اما برخي ديگر ممكن است چندين سال براي آماده شدن جهت ورود يك كودك به زندگي شان تلاش كنند، يا احساس كنند كه پيش از بچه دار شدن بهتر است كمي تمرين كنند. كساني هم هستند كه هيچ وقت به فكر بچه دار شدن نمي افتند. وضعيت شما هرچه كه باشد، حتي اگر مي دانيد كه مي خواهيد بچه دار شويد، باز هم مي توانيد تصميم آگاهانه تري بگيريد.
اگر در تصميم .......... ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387ساعت 10:30 توسط |
|
|
تخمك گذاري چيست؟
تخمك گذاري به زماني گفته مي شود كه يك تخمك (يا در برخي موارد نادر بطور طبيعي بيشتر از يك تخمك) از تخمدان آزاد مي شود و اين زمان را “دوره باروري” در سيكل قاعدگي مي نامند. هر ماه، يك تخمك در درون تخمدان شما به بلوغ مي رسد. هنگامي كه اندازه آن به حد معيني رسيد، تخمك از تخمدان آزاد شده و درونِ لوله هاي فالوپ، به طرف رحم حركت مي كند. اينكه در هر بار، كدام تخمدان يك تخمك آزاد مي كند، نسبتا نامشخص است. آنچه مشخص است اين است كه وظيفه تخمك گذاري در سيكلهاي قاعدگي به صورت منظم و يكي در ميان، بين تخمدانها تقسيم نمي شود. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387ساعت 10:28 توسط |
|
|
آيا ميدانيد چطور بايد نقره، طلا و جواهرات را تميز كنيد؟ اگر نميدانيد؛ بخوانيدتميز كردن نقره: اگر انگشتر نقره شما به هر دليل ، مثلا مجاورت با مايع سفيد كننده ( وايتكس) سياه شد ناراحت نباشيد آن را مدتي داخل آب نمك غليظ بيندازيد ، سپس چند دقيقه آن را روي فرشي كه پرزدار است محكم بكشيد ، ميبينيد كه مثل اول سفيد ميشود. اگر گردنبند يا انگشتر نقرهاي شما كدر شده است بايد آنها را مدتي در آب ليمو بگذاريد و سپس با آب گرم بشوييد و بعد با يك تكه پارچه جير آنها را جلا دهيد. راه ديگر براي پاك كردن نقرهجات اين است كه يك ظرف به حجمي كه بتوان نقرهها را درون آن قرار داد ، تهيه كنيد و مقداري سركه در آن بريزيد روي شعله گاز قرار دهيد تا بجوشد و بعد آب بكشيد و خشك كنيد. طلا و جواهرات: براي پاك كردن اين فلزات بايد: الف: مقداري مايع ظرفشويي در آب بريزيد و روي اجاق گرم كنيد و وسايل طلايي را درون آب قرار دهيد و با مسواك برس بزنيد و سپس با آب داغ بشوييد و خشك كنيد و با جير جلا دهيد. ب: پودر صابون را درون آب داغ بريزيد و چند قطره آمونياك به آن اضافه كنيد و برس نرم لطيفي به آن بزنيد و آن را با آب نيم گرم خوب بشوييد و خشك كنيد و سپس در الكل فرو بريد و بشوييد تا هيچ چروكي باقي نماند. ج: مقداري خمير دندان را به همراه يك مسواك روي جواهرات مالش دهيد و سپس طلاها را كاملا شسته و خشك كنيد. د: با مقداري آبليمو و كمي مايع ظرفشويي طلاهاي خود را جلا دهيد. ه: راه آخر اين است كه طلاها را در الكل 90 درجه بخيسانيد و مدت دو تا سه ساعت رها كنيد با پارچه پشمي آن را خشك و براق كنيد. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و یکم مهر 1387ساعت 5:17 توسط |
|
|
برای خوابیدن راحت در دوران بارداری به این توصیهها در مورد وضعیت خوابیدن عمل کنید:
خوابیدن روی پهلو را امتحان کنید، به خصوص اگر احساس راحتی میکنید روی پهلوی چپ.
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و یکم مهر 1387ساعت 5:16 توسط |
|
|
سيگار كشيدن باعث تغييراتي در بدن و نحوه عملكرد شما مي شود. این تغييرات در بدن شما نتیجه اعتیاد به نيكوتين است. اين تغییرات در نحوه عمل شما، در طول زمان که شما سیگار میخرید، ان را روشن میکنید و میکشید، ایجاد شدهاند. اين تغییرات عادت شما به سیگار کشیدن را به وجود آوردهاند. چرا باید سیگار را ترک کرد؟ دلايل فوري برای ترک سيگار: بوی بد دهان و لك شدن دندانها وجود مواد شيميايي سمي در دود سيگار عزم خود را جزم کنید. دلايل شخصي خود را براي ترك بنويسيد. دقيق باشيد. با نگهداشتن فهرستی با خود مي توانيد زمانيكه احساس كرديد میل به سیگار کشیدن دارید، به آن نگاه بیندازید. برای آنکه از عادات سیگار کشیدنتان را آگاه شوید، یادداشتهای روزانه از اینکه از چه وقت و چرا سيگارميكشيد، نگهدارید. درست پیش از شروع دورهي ترك ، خود را از شر تمام سيگارها ، كبريتها، فندكها و زير سيگاريها خلاص كنيد. به خانواده و دوستانتان بگوييد كه به چه نوعي به كمك نياز داريد. حمایت آنها شما را ترك سيگار را برای شما آسانتر خواهد کرد. همچنين، از پزشك خانوادگيتان بخواهید در برنامهریزی برای ترک سیگار به شما کمک کند. پزشک میتواند مراکز مشاوره یا خودآموزهای ترک سیگار را به شما معرفی کند. پزشك همچنین ميتواند یک برنامه ترك سيگار را به شما توصيه كند. براي ترك سيگار به خود پاداش دهيد. براي مثال با پولی که با سيگار نكشيدن ذخیره میکنید، چيز خاص و قابل توجهي براي خود بخريد. خوشبختانه، راه هاي خوبي براي كنترل استرس بدون سيگار وجود دارد،از جمله آرامش پیدا کردن با حمام آب گرم، رفتن به پيادهروي، يا به آرامي و عميق نفس كشيدن. زمانيكه سيگار را ترك كنم چه اتفاقي خواهد افتاد؟ احساس شما در زمان ترك ،بستگي به مقدار سيگار كشيدن شما دارد واينكه چقدر بدن شما معتاد به نيكوتين است و چقدر براي ترك سيگار آمادگي داريد. امكان دارد میل شدید به سيگارکشیدن يا احساس گرسنگی بیش از حد معمول داشته باشيد. احساس عصبانيت كنيد ودر تمركز كردن دچار مشكل شويد. در ابتدا ممكن است بيشتر سرفه کنید و سردرد داشته باشيد. اين علائم به این خاطر رخ میدهد که بدن شما به نيكوتين عادت کرده است. این عوارض را علائم ترک نیکوتین میگویند. این علائم در روزهاي اول بعد از ترك سيگار شدیدتر است، اما حداكثر در ظرف كمتر از يك هفته برطرف میشوند. تاثیر این فراوردههای جايگزيني نيكوتين كاهش ميل به نيكوتين و كاهش علائم ترك در بدن است. اين فراوردهها این امکان را به شما میدهند که بر روی تغييراتی که نیاز دارید در عادات و محيط خود انجام دهید، متمركز شويد. هنگامی که به عنوان یک فرد غير سيگاري احساس اعتماد به نفس کردید، راحتتر میتوانید با اعتیاد به نيكوتين در خود مقابله کنید. تجويز داروهايي از قبيل بوپروپیون آهستهرهش bupropion SR (نام تجارتی Zyban) وارنسیلین varenicline (نام تجارتی Chantix) به برخي افراد در ترك سيگار كمك ميكند. اين داروها حاوي نيكوتين نيستند، اما به مقاومت شما در برابر میل به سيگار كمك ميكند. با پزشك خود دربارهي اينكه كداميك از فرآوردهها مناسب و بخت موفقيت با آن بيشتر است، صحبت كنيد. براي هر كداميك از اين فرآوردهها ، شما بايد با دقت دستورالعمل روي جعبه را دنبال كنيد. خيلي مهم است كه هنگامی که از فرآورده هاي جايگزين نيكوتين استفاده مي كنيد، از سیگار کشیدن خودداری کنید. آیا پس از ترک سيگار، افزايش وزن پيدا خواهم كرد؟ بيشتر افراد بعد از ترك سيگار اندکی وزن اضافه مي كنند، به یاد داشته باشید که هر افزايش وزني بعد از ترك سيگار در مقايسه با خطرات سيگار كشيدن، خطر چندانی برای سلامتی به حساب میآید. رژیم گرفتن در حین ترک سیگار باعث ایجاد استرس غير ضروري در شما میشود. در عوض میتوانید از افزايش وزن با استفاده از میانوعدههای غذایی کمچربی و سالم و فعال بود ن از لحاظ جسمی پیشگیری کنید. اگر دوباره سيگار بكشم چطور؟ احساس شكست نكنيد. فكر كنيد چرا دوباره سيگار كشيدید و چه كاري را براي جلوگیری از كشيدن مجدد سيگار ميتوانيد انجام دهيد. روزهاي اول بعد از ترك احتمالا سخت خواهد بود. حتي يك پك زدن به سيگار ميتواند سبب بازگشت آن شود، بنابراین بهتر است ریسک نکنید. Familydoctor.org |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و یکم مهر 1387ساعت 5:14 توسط |
|
|
دست کم سه ماه پیش از اینکه سعی کنید باردار شوید، باید اطمینان حاصل کنید، بدنتان مواد مغذی لازم برای پرورش یک نوزاد سالم را دریافت میکند.
به این توصیهها برای آمادهشدن برای بارداری عمل کنید: ترتیبی دهید که روزانه دست کم 400 میکروگرم فولات یا اسیدفولیک، از راه رژیم غذایی یا به صورت مکمل دریافت کنید. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و یکم مهر 1387ساعت 5:13 توسط |
|
|
موقعیت های آزار دهنده بخشی اجتناب ناپذیر در زندگی همه ما هستند: خانم خانه داری که ظرف ها را در ظرفشویی آشپزخانه انبار می کند، دوستی که همیشه دیر بر سر قرار می آید، مدیری که کارها را پشت گوش می اندازد و توضیحی برای این کار ندارد... در این شرایط چه واکنشی از خود نشان می دهید؟ آیا قادر به گفتن کلمه "نه" هستید؟ آیا می توانید در روابط "خودتان" باشید؟ بهتراست بدانید، "جراتمندی" جایگزینی مناسب برای رفتارمنفعلانه، عوام فریبانه یا حتی پرخاشگرانه است و با حس ارزشمندی نسبت به خود ارتباطی تنگاتنگ دارد. درحقیقت داشتن شهامت نوعی برقراری ارتباط برای بیان نیازها، احساسات و اولویت هاست به گونه ای که دیگران و خود ما مورد احترام واقع می شویم. به بیان دیگر "جراتمندی" بیان صریح و روشن چیزی است که دوست دارید روی دهد نه "تقاضای" آن از دیگران. برای برقراری ارتباط با دیگران، چهار روش وجود دارد که عبارتند از:
ارتباط پرخاشگرانه: اگر از جراتمند بودن می ترسید، شاید بدان دلیل است که آن را با پرخاشگری اشتباه گرفته اید. پرخاشگری واکنشی دفاعی است که با استفاده از آن نیازها، احساسات و عقاید خود را به قیمت نادیده گرفتن نیاز دیگران بیان می کنیم و بدین ترتیب بر احساس ناامنی غلبه مي نمائیم. تنها فایده پرخاشگری احساس موقتی و زودگذر قدرت یا داشتن کنترل بر شرایط است اما این رفتار موجب می شود که از دیگران دور شویم و در نهایت ممکن است به احساس انزوا برسیم.
ارتباط منفعلانه: برقراری ارتباطی منفعلانه نقطه مقابل پرخاشگری است. این نوع ارتباط نیز مانند پرخاشگری در احساس نا امنی و عزت نفس پایین ریشه دارد، اما وقتی رفتاری منفعلانه از خود نشان می دهیم در حقیقت خود را تضعیف کرده ایم. در این حالت از بیان احساسات و نیازهای خویش امتناع می ورزیم و حقوق خود را نادیده می گیریم و درحقیقت وقتی به دیگران اجازه می دهیم تا برای ما تصمیم بگیرند و به جای ما انتخاب کنند، به آنها امکان نقض حقوقمان را مي دهيم. برقراری ارتباط منفعلانه نوعی رفتار غیرمستقیم ومبهم است و معمولا با دروغ و بهانه تراشی همراه می شود. تنها فایده این نوع رفتار اجتناب از درگیری با دیگران است، اما در قبال آن هزینه ای سنگین پرداخت می کنیم؛ زیرا با در پیش گرفتن این رفتار نه تنها به آنچه می خواهیم دست پیدا نمی کنیم بلکه در نهایت احساس بدتری نسبت به خود خواهیم داشت.
ارتباط عوام فریبانه: زمانی که پرخاشگری و بی تفاوتی با هم ترکیب می شوند رفتاری منفعلانه- پرخاشگرانه یا عوام فریبانه از خود نشان می دهیم. این رفتار بیشتر زمانی از ما سر می زند که به شدت به چیزی نیاز داریم، اما درخصوص دستیابی به آن احساس عجز و ناتوانی می کنیم. در این شرایط ممکن است غیرمستقیم رفتاری پرخاشگرانه یا مبهم از خود نشان دهیم و احساسات خود و دیگران را نادیده بگیریم. شاید در این شرایط احساس قربانی بودن و در عذاب بودن خود را وسیله ای قرار دهیم تا به کمک آن در دیگران حس گناهکار بودن ایجاد کنیم. فایده این نوع رفتار این است که از آسیب و عدم پذیرش از سوی دیگران نجات می یابیم و به ظاهر سایر افراد را نیز مورد توجه قرار می دهیم. اما درنهایت به لحاظ عاطفی دچار ضعف می شویم و به گونه ای مرموز خشم دیگران را برمی انگیزیم، زیرا آنها این توجه ما را دروغین و جعلی می دانند.
ارتباط جراتمندانه : جنگ (پرخاشگری) و گریز (انفعال) واکنش هایی غریزی در هنگام رویارویی با یک مشکل هستند. اما در زندگی اجتماعی کنونی، "جراتمندی" گزینه ای جایگزین برای پرخاشگری و رفتار منفعلانه است و برای حل مشکلاتی که افراد در روابط خود با آنها روبرو می شوند، مناسب تر بنظر می آید. در این باره ما از مهارت های ذهنی و کلامی مانند گوش دادن، همدردی کردن، بحث، گفتگو و مذاکره استفاده می کنیم. رفتار جراتمندانه رفتاری صادقانه، مستقیم، صریح، گویا، مصرانه و محترمانه است. فایده این نوع رفتار آن است که ما دست کم در برخی مواقع به آنچه می خواهیم دست پیدا می کنیم و حتی اگر به آنچه دوست داریم، نرسیم همچنان احساس خوبی نسبت به خود داریم؛ زیرا خواسته های خود را صادقانه و به صراحت بیان کرده ایم. جراتمندی به شکل گیری اعتماد به نفس، عزت نفس و حرمت نفس در ما منتهی می شود. البته ممکن است با مخالفت ها و درگیری هایی نیز روبرو شویم، بنابراین لازم است به راههایی تازه برای مقابله با آنها بیندیشیم. برای برداشتن گامی موثر در جهت تغيیر رفتار، چگونگی ارتباط خود با سایر افراد را بررسی کنید و ببینید که کدام یک از چهار روش یاد شده را برای برقراری رابطه با دیگران انتخاب کرده اید. اگر استفاده از برخی روش ها در دوران کودکی برایتان مفید بوده اند اما امروز شما را از بیان منظور و رسیدن به آنچه می خواهید منع می کنند، بهتر است آنها را کنار بگذارید. از میان چهار روش یاد شده برای برقراری ارتباط کدامیک با ویژگی شما هماهنگ تر است؟ آیا از انتخاب این روش راضی هستید؟ اگر نه، چه تغییراتی رادوست دارید در خود ایجاد کنید؟ به یاد داشته باشید رفتار غیر جراتمندانه: · چیزی است که یاد گرفته اید. · شاید شما را به گونه ای موثر از آسیب ديدن محافظت کرده است. · شاید کمک کرده است تا از لحظاتی سخت نجات یابید. · شاید خانواده شما را به داشتن این رفتار تشویق کرده است. اما در نهایت می توانید آن را تغییر دهید
راهکارهایی برای دستیابی به رفتار جراتمندانه: در اینجا به برخی توصیه های عملی اشاره می کنیم که می توانند کمک کنند تا درصورت تمایل به جراتمندی بیشتر، تغیيراتی در خود ایجاد کنید.
احساسات خود را بیان کنید: · مالک احساسات خود باشید؛ آنها متعلق به شما هستند و شما نسبت به آنها حق دارید · استفاده از واژه "من" را تمرین کنید. مثلا بگویید "من احساس نگرانی می کنم"، "من خوشحالم". · احساسات خود را با لحنی مثبت بیان کنید. · اگر مناسب می بینید احساسات دیگران رامنعکس کنید، مثلا "به نظر می رسد از این موضوع ناراحت هستید".
به سخنان دیگران هم گوش کنید: · توجه خود را بر احساسات متمرکز کنید، هم احساسات خودتان و هم احساسات شخص مقابل. · میان احساس خود و دیگران تمایز قایل شوید. · با شخص مقابل همدردی کنید؛ این حس همدردی به بهای نادیده گرفتن احساسات خودتان تمام نشود. · از قبول بی چون و چرای احساسات دیگران، بدون درک آنها خودداری کنید. · بدانید که می توانید به این احساسات پاسخ رد بدهید.
رفتار مورد نظر را توصیف کنید: · توجه خود را بر رفتار خاصی که شما را ناراحت می کند، معطوف کنید. همه ابعاد رفتاری شخص مقابل را هدف قرار ندهید. · مکان و زمان رفتاری که شما را ناراحت می کند، مشخص کنید. · از "بر چسب زدن" به دیگران و بکاربردن عبارات همیشگی مانند "تو همیشه منتظر فرصت هستی که مرا عصبانی کنی" خودداری کنید. · به جای توصیف انگیزه به توصیف عمل فرد بپردازید · از عبارات ملموس استفاده کنید.
تغییرات مورد نظر خود را مشخص کنید: · آنچه را دوست دارید با صراحت بیان کنید. · تغییری کوچک را طلب کنید. · در یک زمان تنها خواستار یک یا دو تغییر کوچک باشید. · خواسته های خود را مشخص وملموس کنید. · از خود بپرسید که آیا فرد مقابل می تواند بدون آنکه چیز زیادی را از دست بدهد، خواسته شما را برآورده کند. · مشخص کنید که برای دستیابی به یک توافق کدام رفتارها را تغییر خواهید داد. · پیامد های این تغییر را مشخص کنید.
به خود و فرد مقابل اعتماد کنید: · به نقطه مثبت روابط خود اعتبار بخشید · تقاضا برای تغییر رفتار را میان دو عبارت مثبت قرار دهید. · نقطه خوب و مثبت روابط خود را مشخص کنید. · در مورد بخش مثبت و خوب روابط خود صادق باشید. آنچه در ذیل می آید نمونه ای است از آنچه گفته شد: به عنوان مثال تصور کنید شما وهمکارتان باید کاری را تا ساعت 6 بعد از ظهر به پایان برسانید اما کارها خوب پیش نمی روند. همکارتان می گوید که ناچار است برود، زیرا کار دیگری دارد؛ به همین دلیل از شما می خواهد که کار را به تنهایی انجام دهيد. شما اصلا از این موضوع خوشحال نیستید. دراین شرایط یک پاسخ حاکی از جراتمندی می تواند یکی از حالات زیر باشد: · قبول آن برای من دشوار است (بیان احساسات). · نگرانی تو را درک می کنم زیرا کار دیگری داری که باید انجام دهی(گوش دادن به سخنان فرد مقابل). · از تو دلخورم زیرا به رغم اینکه توافق کردیم این کار را با هم انجام دهیم، مجبوري همین حالا اینجا را ترک کنی (بیان احساسات، توصیف رفتار). · فکر می کنم گروه خوبی هستیم، شاید بتوانیم این کاررا سریع تر از آنچه فکر می کردیم انجام دهیم، پیش از این نیز به خوبی با هم همکاری داشتیم (اعتبار بخشیدن به خود و فرد مقابل).
"جراتمندی" و زبان بدن بطورحتم، تنها واژه ها نیستند که به ما شهامت می بخشند بلکه روش استفاده از این واژه ها نیز در شکل گیری این شهامت نقش دارند. در این میان تن صدا نیز بسیار مهم است. در مثال بالا جمله "من از تو دلخورم، زیرا باید همین حالا اینجا را ترک کنی" را می توان در چهار لحن زیر بیان کرد: پرخاشگرانه - خشن، آمرانه، گستاخانه و بلند. منفعلانه - لبخند زدن برای آرام کردن فرد مقابل و دعوت از فرد مقابل برای نادیده گرفتن ما. عوام فریبانه - حرکات نمایشی/صمیمت های مرموز. جراتمندانه - حرکاتی روشن و واضح، صمیمت مناسب و سرعت عملی یکنواخت. روبروی یک آینه بایستید و زیر و بم صدای خود را تنظیم کنید وسپس با صدایی یکنواخت و محکم به گونه ای که نه مانند نجوا کردن باشد و نه آمرانه و تحکم آمیز، صحبت کردن را تمرین کنید. سعی کنید هنگام صحبت کردن با فرد مقابل تماس چشمی برقرار کنید. اما برای مدتی طولانی به وی خیره نشوید. همچنین تلاش کنید تا بدن خود را در وضعیتی ثابت نگه دارید.
رویارویی با انتقاد: همه افراد در مقابل انتقاد آسیب پذیر هستند. بیشتر ما هنگام مواجهه با انتقاد به یکی از سه روش زیر عمل می کنیم: · از انتقاد ناعادلانه ناراحت می شویم و آن را به دل می گیریم. · در مقابل انتقاد واکنشی پرخاشگرانه از خود نشان می دهیم. · با رفتاری منفعلانه و چاپلوسانه از انتقاد می گریزیم. بکارگیری جراتمندی منفی یا پرس و جوی منفی روش موثر برای رویارویی با انتقاد است، چه انتقاد از جانب مدیر و یک مقام ارشد صورت گیرد چه از جانب خود ما. مهم آن است که بتوانیم در خصوص انگیزه فرد انتقاد کننده قضاوت کنیم: آیا او سعی می کند در ما احساس حقارت و گناه بوجود آورد یا در پی انتقادی سازنده است؟ منظور از جراتمندی منفی این است که اگر انتقاد درست و مناسب بود با خونسردی آن را بپذیریم. به عبارت دیگر باید به دقت در خصوص جزئیات این انتقاد فکر کنیم، اما کلی گویی را نپذیریم. پرس و جوی منفی نیز از همین ناشی می شود. در خواست برای روشن شدن مطلب ما را قادرمی سازد تا درپی انتقادی سازنده باشیم. این کار به فرد مقابل نیز امکان می دهد تا احساسات منفی خود را صادقانه و مستقیم بیان کند و این امر می تواند به بهبود رابطه منتهی شود. به مثال زیر توجه کنید: · انتقاد: "تو مغرور هستی". · جراتمندی منفی: "بله درست است من در حال حاضرنیازهای خود را در اولویت قرار می دهم ". · پرسش منفی: "فکر میکنی در چه زمینه هایی مغرور هستم؟ ممکن است دقیق تر بگویی "؟
حرف آخر: هدف از ارائه این مقاله آن است که در خصوص روش های مناسب و مطلوب در برقراری رابطه با دیگران و افزايش مهارت هاي جراتمندي در خود، فکر کنید. این کار نیازمند "خطر کردن" است- در حقیقت کاری شجاعانه است!- شاید در ابتدا وقتی بخواهید عادت های قدیمی خود را کنار بگذارید، چندان احساس خوبی نداشته باشید، اما به تدریج روش های جدید برای برقراری ارتباط، به نظر عادی و طبیعی خواهند رسید. شاید بخواهید از واژه ها و حرکاتی متفاوت استفاده کنید، اما لازم است بدانید که جراتمندی به لحاظ فرهنگی تعریف شده است و آنچه دریک فرهنگ جراتمندی نامیده می شود در فرهنگ دیگر لزوما به این نام خوانده نمی شود.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیستم مهر 1387ساعت 16:24 توسط |
|
|
سن 14 سالگي : تازه توي اين سن، هر رو از بر تشخيص ميدن . اول بدبختي
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیستم مهر 1387ساعت 16:22 توسط |
|
|
هرکس گاهی در زندگی احساس خشم می كند. خشم واکنشی عادی است و به خودی خود یک مشکل بشمار نمی رود؛ پاسخ رفتاری به خشم است که مسئله ساز بودن آن را تعیین می کند. درحقیقت در برخی شرایط خشم این قدرت را به ما می دهد که به جدال با بی عدالتی یا ایجاد تغییراتی جدی در زندگی خود بپردازیم اما مواقعی وجود دارد که خشم به پرخاشگری تبدیل می شود. خشم همراه با پرخاشگری، بطورمعمول واکنشی در برابر احساس تهدید یا بی عدالتی است. خشم ممکن است، دراثر نداشتن مهارتهای جراتمندی، استرس، خلق پائین یا خود آزاری متوجه درون فرد شود.
در دنیای امروز تعداد بسیار اندکی از ما درمعرض انواع خطرات فیزیکی قرار داریم که مقابله با آنها نیاز به خشم و پرخاشگری دارد. امروزه ناچار نیستیم از ببرهای تیزدندان بهراسیم یا به دفاع از خود در برابر مهاجمان و حقوق انحصاری خود نسبت به جفت بپردازیم و به هم گروهان خود نشان دهیم که هنوز دارای احترام هستیم ـ یا شايد ناچاریم این کارها را انجام دهیم؟!!! در دنیای امروز "تهدید هویت" جانشین "تهدید حیات" شده است. برخی از چیزهایی که در جامعه امروز احساس خشم و افکار پرخاشگرانه را برمی انگیزند؛ عبارتند از: · احساس بی احترامی نسبت به افکار، عقاید، احساسات و نیازها یمان · احساس تهدید نسبت به بقا یا موفقیت در چیزهایی که نسبت به آنها به شدت متعهديم؛ مانند، شریک زندگی، دوره دانشگاهی و سبک زندگی · احساس بی عدالتی · احساس سوءظن یا خصومت. "آنها آن کار را از روی قصد انجام دادند، فقط برای اینکه مرا آزار دهند؛ بهترین شکل دفاع، حمله پیش از انجام کاری از سوی آنهاست". همانگونه که می بینید، علاوه بر ببر تیزدندان چیزهای دیگری نیز وجود دارند که ما را خشمگين مي سازند.
خشم چه زمان به یک معضل تبدیل می شود؟ خشم، برای برخی افراد معضل نیست. آنها عصبانی می شوند؛ نسبتاً سریع آن را از خود دورمی سازند و سپس آرامش و دیدگاه عادی خود نسبت به جهان را باز می یابند. خشم وقتی مسئله ساز است که به آسانی ایجاد شود و مدت زیادی ادامه داشته باشد و بر تمرکز، خلق، روابط، عزت نفس و زندگی اجتماعی و شغلی اثربگذارد و سلامت فرد یا دیگران را تهدید کند. برای برخی افراد، قسمت عمده مشکل، مقابله با احساس خشم و پیامدهای احتمالی آن است تا موقعیتی که خشم را موجب شده است. بنابراین، آنها سعی می کنند این احساس را سرکوب کنند یا فقط به آن امکان ظهور در مسیرهایی متفاوت را بدهند. به همین دلیل، این افراد ممکن است به شدت از درون دچار استرسی شوند که با گذشت زمان می تواند به افسردگی و مشکلاتی در سلامت تبدیل شود یا به رفتارهای مقابله ای ناسالم، مانند، خودآزاری و سوءمصرف مواد منجر گردد. خشم و عصبانیت، در تعداد کمی از افراد، تقریبا در تمام زمانها وجود دارد و بطورمداوم با برداشت های منفی آنها از آنچه رخ می دهد، تقویت می شود و همواره آماده بروز است. به همین دلیل این افراد بسیار آسان خود را در موقعیت های نزاع و برخورد قرار می دهند و بنابراین همچنان برداشت های منفی خود را تقویت می کنند. آنها به شدت استرس دارند و با گذشت زمان، خطر ابتلا به بیماری های جسمی و روحی در آنها افزایش می یابد. همانطور که دیدید، صرف داشتن احساس خشم و عصبانیت مشکل ساز نیست، بلکه نحوه برداشت از وقایع و نحوه بروز احساسات است که مشکل ساز است. موقعیت معمول دیگری که می تواند احساس خشم را به یک معضل تبدیل کند، ناتوانی در سازگاری با تغییر پیش آمده در موقعیت یا نگرش یک فرد نسبت به خودمان است. تغییر، تا زمانی که راهی برای ادغام آن در چارچوب های مرجع (ملاک های داوری ) خود بیابیم، احساس ناامنی ایجاد می کند. در چنین شرایطی، قوه ادراک تمام وقت، درفعالیت است تا کمک کند هرچه سریع تر به محیط تغییر یافته مفهوم ببخشیم. تغییراتی از این نوع عبارتند از:
شکست ها و پایان یافتن ها · پایان یافتن یک رابطه یا تغییر در گروه دوستی · تغییر محیط زندگی ( به عنوان مثال ترک خانه و رفتن به دانشگاه )
مفهوم ما از هویت خود ممکن است در محیط تغییر یافته، تطبیق دادن چگونگی دیدگاهی که نسبت به خود داریم با موقعیت جدید، همواره کاری آسان یا ممکن نباشد. به عنوان مثال، شاید دیگر قادر نباشیم با تصور اینکه، مهمترین یا با هوش ترین فرد هستیم، عزت نفس خود را افزایش دهیم. شاید دریابیم که دیدگاه ها و روش های ما برای معرفی و ابراز وجود که در محیط های قبلی بسیار خوب عمل کرده اند، در محیط جدید موثر نیستند و باید روش های دیگری برای ارتقاء خود و برقراری رابطه با افراد بیابیم. وقتی وارد یک چارچوب مرجع جدید می شویم که آن را برای یک دلبستگی مهم تهدید کننده می یابیم، مراکز ابتدائی مغز برانگیخته می شوند؛ این مراکز آزاد سازی هورمون های خاص ایجاد کننده واکنش های پرخاشگرانه را کنترل می کنند. فعالیت این مراکز برای بررسی درستی و یا نادرستی چارچوب های مرجع جدید متوقف نمی شود. زمانی که خشمگین هستیم صحت و درستی تمام احساسات خود را کاملا تصدیق می کنیم. با این حال همه ما زمانی تجربه کشف این حقیقت را نیز داشته ایم که احساس یقین ناشی از خشم ما اشتباه بوده است. این قبیل تجربیات باید ما را به سمتی هدایت کنند که کنترل احساسات خود را در دست گیریم و این امکان را مد نظر قرار دهیم که احتمالا ما نیز در اشتباه هستیم. متاسفانه و به دلایل مختلف بنظر می رسد برخی مردم قادر به انجام این کار نیستند و گاهی به مدت چند سال احساسات ناشی از خشم را در یک شکل یا اشکال دیگر حفظ می کنند. هنگامی که این افراد از موقعیتی به موقعیت دیگر منتقل می شوند غالبا، نه تنها فراموش کرده اند که مشکل احساسات خشمگنانه شان از چه زمانی آغاز شده است، بلکه حتی به یاد نمی آورند زمانی را که خشمگين نبوده اند. افرادي هم هستند که تا بدان حد درگیر موقعیت های تحریک کننده احساسات خشمگنانه قرار می گیرند که فرصت فارغ ماندن و رها شدن از این احساسات را به دست نمی آورند و پیوسته دیگران را سرزنش می کنند که موجبات خشم آنها را فراهم نموده اند.
تاثیرات بلند مدت خشم دائم و مزمن کدامند؟ خشم مزمن و دائمی می تواند پیامدهایی جدی برای سلامت به همراه داشته باشد که عبارتند از: · فشار خون بالا · افزایش کلسترول خون · مسدود شدن شریان های خونی · تشدید بیماریهای قلبی · افزایش حساسیت نسبت به بیماریهای عفونی به علت ضعف سیستم ایمنی بدن · افزایش مدت زمان ماندگاری ضربه های وارد شده به بدن ازقبیل عمل های جراحی یا ضربه های ناشی از تصادفات علت این مشکلات واکنش های بیولوژیکی هستند که در نتیجه خشم ایجاد شده اند.
این واکنش ها عبارتند از : · ترشح آدرنالین اضافی · افزایش سرعت ضربان قلب و بالارفتن فشار خون · افزایش سرعت تنفس · تغییر مسیر خون از معده، کبد و روده ها به قلب ،سیستم عصبی مرکزی و ماهیچه ها · افزایش تولید کورتیزول و ضعیف شدن سیستم ایمنی بدن · افزایش ترشح هورمون تستوسترون در مردان · ریخته شدن مواد شیمیایی طحال به داخل خون
این عوامل به احساسات درونی منتهی می شوند که عبارتند از: · احساس گرما و انرژی · تمایل به فریاد کشیدن و حرکت دادن سریع و با قدرت دست و پا
و آنچه دیگران هنگام عصبانیت در ما مشاهده می کنند: · نفس نفس زدن، باز شدن چشم ها و گشاد شدن مردمک چشم · تیره شدن رنگ چهره که البته ممکن است گاهی به رنگ پریدگی تبدیل شود · بلندن شدن صدا و تند شدن صحبت ها · سریع ترشدن حرکات و منقبض شدن عضلات (ازجمله درهم کشیده شدن چهره، گره کردن مشتها و خم شدن شانه ها) برانگیختگی شدید، فشار زیادی بر جسم وارد می سازد. این وضعیت صرفا به عنوان یک واکنش اضطراری کوتاه مدت مفید است و نه به عنوان یک ویژگی شخصی بلند مدت یا یک سبک زندگی.
با مشكل در بیان یا کنترل كردن خشم، چه کار می توان کرد؟ اگر پس از خواندن این متن، فکر می کنید که در کنترل خشم خود مشکل دارید، کارهای ذيل مي توانند كمك كننده باشند. · یادتان باشد، هدف از مواجهه با منبع خشم، مقابله با احساس خشم است تا تغییری بوجود آید که بدون داشتن پیامدی مخرب برای ما یا دیگران، احساس خشم را کاهش دهد. · این کار به مفهوم کنترل واکنش های ناشی از خشم در شما واز بین بردن امکان تبدیل آنها به نیرویی مخرب است. · سرکوب ساختن احساسات ناشی از خشم و امتناع از پذیرفتن آنها، این احساسات را از بین نمی برد. ممکن است این احساسات قابل رویت نباشند اما در بلند مدت بر سلامت اثرمي گذارند. نمی توان جسم را فریب داد؛ شما هنوز به روشی نیاز دارید که با آن خشم خود رابه روشي مناسب و کارآمد ابراز نمائید. · اگر نسبت به خشم خود یا چیزهایی که به علت این خشم روی داده اند نگران هستید، می توانید با مشاور صحبت کنید. · اگر واکنش های ناشی از خشم آنقدر در شما تثبیت شده اند که نمی توانید بدون کمک دیگران آنها را کنترل کنید، "مرکز خدمات مشاوره" می تواند كمك كند تا با روش هايي که کمتر آزاردهنده اند، با اين احساس مقابله و آن را كنترل كنيد.
دو راه برای آغاز این روند بطور شخصی ایجاد چارچوبی جدید این اصطلاحی است که برای توصیف چگونگی ایجاد یک چارچوب مرجع جدید پیرامون افکار ما به کار می رود. سعی کنید به جای داشتن افکار و سناریوهای منفی و مضر که خشم را درحد کنترل ناپذيري تشدید می کنند، در جستجوی توضیحات جایگزین و موجه باشید. به عنوان مثال، به جای اینکه بگویید: "دوستم خودرای و لجباز است و نگرانی من برایش مهم نیست" بگویید: " این نشان می دهد که دوست من قادر است از حق خود دفاع کند و به اجبار من یا دیگران کاری را انجام نمی دهد. این شاید به این معنی باشد که من باید با او بیشتر صحبت کنم و بتوانم به آنچه می گوید اعتماد کنم". یا به جای گفتن این جمله که: " دوستم معمولا دیر به سر قرارها می آید. اگر او مرا واقعا دوست داشت و برای من اهمیت قائل بود، مرا منتظر نمی گذاشت"، بگویید: " این بخشی از طبیعت راحت و آرام اوست که بسیار دوست دارم. او با همه اینگونه رفتار می کند و قصدش آزار رساندن به کسی نیست".
استفاده از الگوی گ ـ م ـ آ ـ ه ـ برای تغییر موقعیت های نگران کننده به لحاظ عاطفی · گ . به آنچه دیگران می گویند با دقت گوش دهید. با نشان دادن درک خود از موقعیت، این فضا را برای دیگران فراهم سازید تا چارچوب مرجع شما را تایید یا اصلاح کنند. · م . از عباراتی استفاده کنید که با "من " شروع می شوند. به شخص مقابل فقط بگویید که چه چیزی شما را خشمگین می سازد، بدون آنکه او را مقصر بدانید یا اختلاف و درگيري را تشديد كنيد. بعنوان مثال، به جای اینکه بگویید: "تو برای من احترام قائل نیستی، پس جای تعجب ندارد که تا این حد عصبانی شوم."، از این عبارت استفاده کنید: "عصبانی می شوم، وقتی که بدون هماهنگی با من ترتیب کارها را می دهی و از من انتظار داری با تو همراه شوم. احساس من از این کار تو این است که برای من احترام قائل نیستی" · آ . دیگران را آزاد بگذارید تا با مشکلاتشان آنگونه برخورد کنند که صلاح می بینند. درست نیست به این دلیل که آنها نمی توانند متوجه عقلانیت رویکرد شما شوند، عصبانی شوید؛ این امر فقط اوضاع را وخیم تر می کند. · هـ . همه برنده هستند. به گفتگوها ادامه دهید، تازمانی که دو طرف احساس کنند، سخنان آنها شنیده شده است و چیزی از موقعیت بدست آورده اند. احساس قدرت یک جانبه یا ایجاد حس بازنده بودن در یک نفر، تنها به مشکلات آتی دامن می زند. استفاده از الگوی "گـ ـ م ـ آ ـ ه ـ" با ارایه یک چارچوب کاری کمک می کند تا بدون تبدیل یک موقعیت به اختلاف، آنچه را که در شما خشم ایجاد می کند، سریعا نشان دهید. "نگران بودن" نسبت به احساس خشم تان یا "فروخوردن" این احساس به منظور آنکه وانمود کنید موضوع چندان مهم نیست، می تواند در نهایت به افسردگی، احساس ناامیدی یا "بدخلقی" که ممکن است در موارد شدید با طغیان های پرخاشگرانه ارتباط یابد، تبدیل گردد. زمانی که شخص در یکی از این چرخه ها قرار می گیرد، ایجاد یک سبک زندگی متوازن و مسالمت آمیز برای اوسخت تر و سخت تر می شود.
خشم و افسردگی همانگونه که در بالا گفته شد، طغیان های پرخاشگرانه، تحریک پذیری و بدخلقی های کوتاه مدت می توانند نشانه هایی از افسردگی پنهان باشند. گاهی اوقات که احساس افسردگی می کنیم، از اینکه مرتب اتفاقات بد رخ می دهند یا از اینکه به لحاظ عاطفی بسیار رنج می بریم یا حتی از وضعیت به ظاهر فلاکت بار خود، دچار احساس خشم می شویم. اغلب تصور می کنیم که خشم در مقایسه با گریستن یا درخواست مستقیم برای کمک، راهی قابل قبول تر برای بیان دردهای عاطفی است. مشکل آن است که گاهی عبارات خشونت آمیزمان افراد را از ما دور می سازند و آنها را از تلاش برای درک مشکلاتی که احتمالا با آنها روبرو هستیم، دلسرد می کنند. آنگاه با احساس تنهایی خود رها می شویم که این امر می تواند احساس خشم را افزایش دهد و افسردگی مان را تشدید کند. اگر فکر می کنید که در چنین چرخه ای قرار گرفته اید، بدانید كه خشمگین شدن راهبردی مفید برای غلبه بر افسردگی نیست. شما به کسی نیاز دارید که بتوانید با او صحبت کنید. یادتان باشد: برخی شرایط فیزیکی (جسمی) آستانه خشم درحال شکل گیری را پائین می آورند. این شرایط عبارتند از: · خستگی مفرط · گرسنگی · ناکامی جنسی · تغییرات هورمونی ناشی از بلوغ جنسی، دوره پیش از قاعدگی در زنان، یائسگی و تولد نوزاد · عطش جسمی به مواد اعتیاد آور از قبیل مشروبات الکلی، نیکوتین، کافئین یا سایر مواد مخدر · مستی · بیماری جسمی · دردهای حاد و مزمن · زوال عقل افراد ممكن است عوامل یاد شده را در ناتوانی خود برای مدیریت و کنترل خشم مقصر بدانند اما این نکته را بگوييم که بسیاری از افراد در شرایط یاد شده نیز در کنترل خشم خود موفق هستند. هر شخص که از توانایی تمرکز ذهنی برخوردار است و انگیزه یادگیری دارد، می تواند تحت آموزش مدیریت خشم و احساسات پرخاشگرانه قرار گیرد. وقتی بر خشم خود کنترل ندارید، درواقع اختیار شما در دست خشم تان است. شما به نوع جدیدی از رابطه میان خود و احساساتتان نیاز دارید؛ رابطه ای که در آن هيجانات شما را كنترل نمي كنند بلكه شماييد كه آنها را كنترل مي كنيد. |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیستم مهر 1387ساعت 16:21 توسط |
|
|
بخش نخست این مقاله اطلاعاتی در اختیار مدیران و روسای موسسات و دانشگاه ها قرار می دهد تا به کمک آنها، نسبت به تاثیرات احتمالی یک رویداد بر کارکنان خود آگاهی یابند. بخش دوم نیز به ارایه راهکارهایی برای نشان دادن واکنش در مقابل این قبیل رویدادها می پردازد.
بخش 1: اطلاعات مسئولان دانشگاه باید از سلامت جسمی و روانی کارکنان خود حمایت و در مقابل حوادث و آسیب هایی که برای آنها پیش می آیند به گونه ای منطقی عمل کنند و واکنشی روانشناختی از خود نشان دهند. به همین منظور نه تنها باید کارکنان و دانشجویان یک دانشگاه در مقابل ضربه های روحی نابجا محافظت شوند، بلکه باید پس از وقوع یک حادثه به گونه ای مناسب و سازمان یافته مورد حمایت قرار گیرند. تعریف مشخصی برای یک حادثه خطرناک وجود ندارد، اما وقتی سخن از چنین حادثه ای به میان می آید توجهات بر روی حوادثی سخت مانند آتش سوزی متمرکز می شوند. درهمین حال حوادثی مانند فوت یکی از کارکنان و وقوع یک حادثه در یکی از بخش ها نیز می توانند کارکنان را به شدت تحت تاثیر قراردهند. بنابراین دانشگاهها موظف اند برای مقابله با حوادث بزرگ برنامه هایی طراحی کنند. مقاله ای که می خوانید به بررسی روش پاسخگویی به آسیب های روحی و جسمی کارکنان و نقش مدیریت در مقابل آنها می پردازد. بطور حتم کارکنانی که متحمل آسیب هایی شده اند، از مدیر و سازمانی که در آنجا مشغول بکار هستند، انتظار حمایت و کنترل شرایط را دارند. با پرداختن به مسائل امنیتی نیز می توان کارکنان را به لحاظ روانی مورد حمایت قرار داد. واکنش های عادی در برابر یک آسیب نگرانی پس از وقوع یک حادثه و وارد آمدن شوک روحی، امری طبیعی است و در دوره های مختلف با واکنش های متفاوتی همراه می شود که عبارتند از: در دو یا سه روز نخست: واکنش های رایج این دوره عبارتند از: آشفتگی، سردرگمی، ناباوری، درماندگی، پرهیز از صحبت کردن با دیگران. در این دوره ممکن است فرد دچار نگرانی، ترس و لرز و عدم تعادل روحی شود و همواره تمایل به گریستن داشته باشد. برخی نیز ممکن است دچار خشم شوند. در یک ماه نخست: در این زمان ممکن است فرد مرتب حادثه آسیب زا را بخاطر بیاورد، وضعیت خواب و اشتهای وی مختل شود، شوق زندگی را از دست بدهد و به شدت احساس خستگی کند. در پی واکنش اولیه دوره ای وجود دارد که در طول آن فرد به آنچه روی داده است معنا می بخشد، با بازگو کردن حوادث، آنها را بار دیگر ارزيابي مي كند تا به آنچه روی داده شکلی منسجم تر ببخشد. تمام اینها به فرد کمک می کنند تا آنچه را تجربه کرده است درک کند و بتواند زندگی عادی و روزمره خود را از سر بگیرد. یک ماه پس از وقوع حادثه: در این زمان بیشتر افراد به وضعیت عادی بازگشته اند. با این حال ممکن است علائم اختلال در حدود30 درصد افراد برای مدت طولانی تری به قوت خود باقی بمانند. در این شرایط فرد نیازمند کمک افراد متخصص است، اما این علائم نیز به تدریج از میان خواهند رفت. در بسیاری از افراد این حالات چند هفته پس از وقوع حادثه از میان می روند، اما بسیاری دیگر در رویارویی با زندگی روزمره خود دچار ضعفی پایدار می شوند. تداوم این وضعیت به مدت بیش از یک ماه به لحاظ بالینی نگران کننده است و دریافت کمک از افراد متخصص را ضروری می سازد. آمار نشان می دهند که حدود یک تا دو درصد از این افراد ممکن است در نهایت دچار اختلال "استرس پس از سانحه " شوند. اختلال استرس پس از سانحه چيست؟ نشانه های این اختلال عبارتند از: · یادآوری حادثه – یادآوری مکرر و ناخواسته رویداد؛ احیای آنچه روی داده است. · گریز از دیگران و حالت رخوت – تلاش برای دوری جستن از فعالیت ها، افراد و مکان هایی که ممکن است موجب يادآوري حادثه در ذهن فرد شوند، ناتوانی در به خاطرآوردن برخی از جنبه های حادثه، از دست دادن علاقه به افراد و فعالیت هایی که پیش از این برای فرد مهم بوده اند، احساس انزوا و افسردگی. · افزایش تحریک پذیری – مشکل خواب، عصبانیت، کاهش تمرکز، هوشیاری بالا (گوش به زنگ بودن )، کاهش آستانه تحریک پذیری و نشان دادن واکنش فوری. حمایت از کارکنان پس از وقوع یک حادثه اغلب رییس و مدیر یک موسسه یا اداره خود را در شرایطی می یابند که ناچار می شوند برای مدیریت و کنترل وضعیتی که پس از وقوع یک رویداد پیش آمده، وارد عمل شوند. در این شرایط آنها باید این دو هدف را مد نظر قرار دهند: 1. شرایط را از آنچه هست بدتر نکنند. 2. توجه خود را بر روی کسانی متمرکز کنند که حقیقتا در معرض خطرند. آنچه مهم است اینکه نباید افرادي را که در مقابل یک رویداد غیر عادی، واکنشی طبیعی از خود نشان می دهند، دچار مشکل کنیم. تمام افرادی که در جریان حادثه قرار داشته اند، به تدریج خود را با آنچه روی داده است، منطبق می سازند؛ این روند نه تنها نیازمند زمان است بلکه افراد را، با توجه به شرایط و سرگذشتی که داشته اند، به گونه هایی متفاوت تحت تاثير قرار می دهد. کمک های اولیه روانشناختی کمک های اولیه روانشناختی شامل دو رکن متفاوت است: 1. مشاوره برای حمایت از مدیر و کارکنان: کسانی که به مشاوره با گروه کارکنان می پردازند، می توانند جلسات مشاوره نيز برای مدیرآن بخش تشکیل دهند. این امرهم به لحاظ روانشناختی و هم به لحاظ روحی بسیار ضروری است. 2. مشاوره با کسانی که تحت تاثیر حادثه قرار گرفته اند؛ بویژه مشاوره فردی: ممکن است برخی افراد چند هفته یا چند ماه پس از وقوع حادثه درصدد برآیند تا برای مشاوره به افراد متخصص مراجعه کنند. البته باید توجه داشت که در این زمان مدیر و سایر کارکنان می توانند با تشویق فرد آسیب دیده به استفاده از مراکز مشاوره، کمک قابل توجهی به وی کنند. به عبارت دیگر استفاده از کمک افراد متخصص، پشتوانه ای مطمئن برای فرد آسیب دیده است. در مجموع هدف اصلی تسلی دادن به فرد آسیب دیده و ایجاد محیطی آرام برای وی، ارایه کمک های عملی، تشخیص نابهنجاری های ناشی از تجربه یک آسیب، تشخیص هنجارهای واکنش پس از سانحه، پرهیز از بیماری جلوه دادن واکنش فرد آسیب دیده، پرهیز از پرداختن بیش از حد به اطلاعات مربوط به حادثه و فراهم آوردن کمک های تخصصی است. بطورخلاصه، مشاوران می توانند پس از وقوع یک حادثه، افرادی را که نیازمند مشاوره هستند، از خدمات مشاوره فردی بهره مند سازند. شاید وظیفه اصلی یک مشاور در مراحل اولیه پس از وقوع حادثه این باشد که فرد آسیب دیده را نسبت به عادی بودن واکنش های وی در مقابل حادثه پیش آمده مطمئن سازد و این حس را در فرد ایجاد کند که میان آنچه پیش آمده و واکنش وی رابطه وجود دارد؛ بدین ترتیب فرد هرگز با خود فکر نخواهد کرد که "دارم دیوانه می شوم". ممکن است برخی افراد از قبل دچار مشکلاتی مانند اضطراب و افسردگی باشند یا پیش از این نیز درگیر حادثه ای شده باشند. برای حمایت از این قبیل افراد نیز می توان از مراکز خدمات مشاوره کمک گرفت. بخش دوم: راهنمایی برای مدیران – نکات کلیدی 1. نسبت به واکنش های طبیعی در مقابل یک آسیب، آگاهی بیابید: به کارمندان آسیب دیده اطمینان دهید که واکنش آنها طبیعی است. 2. از کارمندی که به گونه ای خاص در مقابل حادثه آسیب پذیر است، مراقبت کنید: دلیل آسیب پذیری وی احتمالا تجربه یک حادثه تلخ در گذشته، درگیری نزدیك وی با حادثه یا رابطه نزدیك وی با افرادی است که تحت تاثیر این حادثه قرار گرفته اند. با کارمندان خود گفتگوی فردي داشته باشيد تا از نياز آنها به كمك ها يبيشتر مطالع شويد. 3. در کنار کارمندان خود باشید: در چنین شرایطی افراد نیاز دارند تا زمانی را صرف با هم بودن و صحبت کردن با یکدیگر در حین انجام کار کنند. در این شرایط مدیر نیز می تواند بطور غیر رسمی به کارمندان خود بپیوندد و با انها صحبت کند. این روش نه تنها برای افرادی که مستقیم درمعرض آسیب قرار گرفته اند، بلکه برای شاهدان حادثه یا دوستان و همکلاسی های آنها که در جریان حادثه قرار داشته اند، کاربرد دارد. تقسیم تجربیات به این روش بسیار مفید است. 4. جلساتی تشکیل دهید و با کارمندان خود در خصوص آنچه روی داده است، صحبت کنید. آنها را از آنچه اتفاق افتاده و آنچه باید انجام شود با خبر کنید. شاید نیاز باشد که پس از وقوع یک حادثه، هر روز صبح جلسه ای با کارمندان خود تشکیل دهید. بهتر است این جلسات کوتاه، مبتنی بر واقعیات، عملی و به دور از احساسات باشند تا طی آن بتوانید اطلاعات خود را در اختیار کارمندان قرار دهید. در صورت نیاز می توانید از حضور یک مشاور نیز در این جلسات استفاده کنید. وظیفه مشاور درک احساسات کارمندان و اجتناب از تخریب موقعیت مدیر به عنوان رهبر گروه است. باید شرایط را به گونه ای فراهم کنید که کارمندان بتوانند در صورت نیاز پس از پایان هر جلسه به مشاور دسترسی داشته باشند. 5. لزوما نباید از افرادی که درگیر حادثه بوده اند بخواهید به خانه های خود بروند: بودن در کنار سایر همکاران و تقسیم تجربیات با آنها، بهترین کمک روانشناختی به افرادی است که در گیر حادثه بوده اند. خارج شدن از محیط و گفتگو با افراد غریبه کمک چندانی به آنها نخواهد کرد. هر زمان که ممکن است جریان کار را به وضعیت عادی بازگردانید، البته توجه داشته باشید که این کار را باید با احتیاط و انعطاف کامل انجام دهید. به کارمندان خود امکان دهید تا حین انجام کار، در خصوص آنچه روی داده است، صحبت کنند. از انکار احساسات آنها خود داری کنید. 6. با کارمندان خود تماس بگیرید: شاید لازم باشد برخی از کارکنان پس از وقوع حادثه، از مرخصی استفاده کنند تا بتوانند بر شرایط غلبه کنند. لازم است در طول این مدت با کارمند مورد نظر تماس تلفنی داشته باشید یا همراه با سایر کارمندان به ملاقات وی بروید. او را تشویق کنید تا به کار بازگردد، حتی بصورت نیمه وقت. زیرا بازگشتن به جمع همکاران بهترین روش ممکن برای جلوگیری از مشکلاتی است که ممکن است در بلند مدت بوجود آیند. 7. تفاوت های فرهنگی را مورد توجه قرار دهید: مراکز خدمات مشاوره دانشگاهی و پزشکان همواره با افرادی از تمام فرهنگ ها روبرو هستند. با این وجود لازم است در برخی شرایط، مسائل بنیادین فرهنگی را مورد توجه قرار دهید. به عنوان مثال، دیدگاه های متفاوتی که درباره مرگ، حادثه یا آسیب وجود دارند، توجه به تفاوت های فرهنگی را ضروری می سازند. بنابراین لازم است به واکنش های متفاوتی که در مقابل یک حادثه وجود دارند، احترام بگذارید و از سایرین نیز بخواهید که این قبیل واکنش ها را مورد احترام قرار دهند. 8. به فرد آسیب دیده مهلت دهید تا به وضعیت عادی بازگردد: برای بسیاری افراد بازگشتن به وضعیت عادی پس از وقوع یک حادثه بزرگ، بیش از یک هفته بطول می انجامد. مشاوره به شکل اطمینان بخشیدن به فرد، توضیح دادن شرایط برای وی و عادی جلوه دادن واکنش وی به آنچه پیش آمده، می تواند بسیار مفید باشد. البته برخی افراد نیز در این دوره به چیز زیادی احتیاج ندارند. 9. بپذیرید که برای مدتی کار عادی شخص مختل خواهد شد: برخی از کارمندان نیاز دارند که پس از وقوع یک حادثه در حجم کار آنها تجدید نظر شود و وظایفی به آنها واگذار شود که پیچیدگی کمتری دارند. البته پس از پایان این دوره و بازگشت فرد به وضعیت عادی بهتر، بار دیگر برای وی محدوده کاری تعیین کنید تا کار معمول و همیشگی خود را ازسرگیرد.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیستم مهر 1387ساعت 16:19 توسط |
|
|
بندرت شغلی پیدا می شود که کمی استرس در آن وجود نداشته باشد. برخی افراد خود درپی شغل های دشوار هستند. برخی دیگر نیز ترجیح می دهند به حال خود رها شوند و کار را با سرعتی که متناسب با وضعیت آنهاست، انجام دهند. برخی افراد نیز بدلیل مشکلات مالی، سختی های زندگی خانوادگی و نبود هیجان در زندگی استرس دارند. تنها تعداد بسیار کمی از افراد هستند که میزان تنش روحی آنها در تمام زمان ها در وضعیتی متعادل قرار دارد.
استرس چیست؟ استرس واژه ای است که می توان از آن برای توصیف علت و پیامدهای ناشی از وارد آمدن فشار بر جسم و روح استفاده کرد. استرس با فشار ناشی از کار سخت در ارتباط است؛ همچنین، عواملی مانند خستگی، سهل انگاری، کمال گرایی، اعمال قدرت از سوی دیگران، ناامنی شغلی، مشکلات موجود در روابط و بسیاری عوامل دیگر که با خانه و محل کار در ارتباط اند، می توانند استرس را بوجود آورند. استرس ممکن است درونی یا بیرونی باشد. این اختلال در اصل از اختلاف میان انتظارات و واقعیت ها ناشی می شود. "مرکز سلامت و ایمنی" استرس را اینگونه تعریف می کند: "استرس زمانی شکل می گیرد که تقاضاها از یک فرد از میزان ظرفیت وی برای پاسخگویی به آنها فراتر می روند". در حقیقت، هر یک از ما در ذهن خود معیاری ( سطح بهینه) داریم که طبق آن برای ارضای خود و رسیدن به پیشرفت تلاش می کنیم. وقتی این سطح از حالت توازن خارج می شود ما کمتر به آن اهداف و پیشرفت ها دست می یابیم و از این امر ناخرسند می شویم؛ در این میان آنچه اهمیت ندارد این است که چقدر تلاش کرده ایم یا چه میزان به خود استراحت داده ایم. اگر عوامل بروز استرس برای مدتی طولانی به قوت خود باقی بمانند، ممکن است "علائم" این اختلال که معمولا فیزیکی و عاطفی هستند در ما بروز کنند. اگرچه از این عوامل به عنوان "علائم" یاد می شود، اما وقتی می گوییم "علائم" بدان مفهوم نیست که استرس یک بیماری است، بلکه یک وضعیت روانشناختی است که عوارض جانبی فیزیکی و ناخوشایندی به همراه دارد ـــ با این همه استرس حالتی است که با یادگیری در خصوص آن و تغییر رفتار، قابل برطرف شدن است. آیا عوامل بروز استرس شناخته شده اند؟ صرفنظراز برخی مشکلات روحی و فیزیکی حاد، اظهار نظر قطعی درباره عوامل بروز استرس، دشوار است. در این مقاله تلاش شده است تا فهرستی از منابع استرس که درباره آنها بیشتر صحبت شده است، ارائه کنیم که عبارتند از: بسیار ناعادلانه است... هیچیک از ما دوست نداریم در محیط هایی کار کنیم که خود ما یا سایرین در آنجا از نوعی حس بی عدالتی رنج می بریم. ناتوانی در تغییر شرایطی که افراد در آنها مورد بهره برداری قرار می گیرند یا تبعیض درآنها حکمفرماست، می تواند منشا اصلی بروز استرس باشد... من خسته ام... وجود احساساتی از این قبیل که من باید کار کنم؛ باید کامل باشم؛ باید مسئولیت بیشتری بر دوش بگیرم؛ باید همه را خوشحال و راضی کنم؛ باید با دیگران رقابت کنم؛ باید پول بیشتری کسب کنم؛ باید از همه بالاتر باشم و باید تمام ساعات روز را کار کنم؛ شرایطی هستند که انتظارات خود ما و دیگران در شکل گیری آنها نقش دارند. با گذشت زمان این قبیل احساسات که زمانی فکر می کردید به خوبی از عهده آنها بر خواهید آمد، دیگر قابل مدیریت نخواهند بود... کاش بتوانم خود را از این وضعیت رها کنم، اما... گرفتار شدن در شغلی که نیاز مالی شما را تامین می کند، اما دیگر برایتان راضی کننده نیست، ترس از پیامدهای برخورد جدی با مدیری زورگو، راز داری برای دیگران یا حتی خودتان، حرفه ای شدن در یک شغل و پرهیز از انتخاب شغلی جدید، باقی ماندن در یک شغل تا زمان بازنشستگی و وجود مشکلات در روابط گروهی – همه این ها شرایطی هستند که تلاش می کنیم تا به گونه ای ازآنها رها شویم، اما اگر تلاش ها به نتیجه نرسیدند، آنوقت زمان آن است که با کسانی صحبت کنیم که می توانند ما را در ایجاد برخی تغییرات کمک کنند... جسم من شاکی شده است... شرایط کاری در محیط های بسیار گرم ، بسیار سرد یا مکان هایی که نور بسیار نامناسبی دارند می توانند شما را دچار استرس سازند؛ حتی اگر آن شغل، خود بسیار آسان باشد. همچنین شغل هایی که بسیار تکراری و طولانی مدت هستند و خستگی چشم ها، مچ دستان یا پشت را بدنبال دارند، همگی لذت آن روز کاری را از میان می برند. همه ما شرایط کاری نامطلوب را فقط برای مدت کوتاهی می توانیم تحمل کنیم و جسم به تدریج نسبت به آن واکنش نشان خواهد داد ... چگونه تشخیص می دهید که استرس دارید؟ شایع ترین علائم روحی و فیزیکی استرس، شاید همان علائمی باشند که پیش تر نیز تجربه كرده اید، اما چندان شدید نبوده اند. وقتی استرس خطرناک و اختلال زا می شود که این نشانه ها مکرر، خارج از کنترل و شدید شوند. برخی از این نشانه ها عبارتند از: · تصادف · پرخاشگری · درد پشت · انجام کارهای وسواس گونه · اسهال · به فکر فرون رفتن های بیش از حد · خستگی · فراموشکاری · تهی شدن ذهن در حین انجام یک کار · ریزش مو · سردرد · تپش قلب · بی حوصلگی · استفاده بیش از حد از کافئین ، غذاهای شیرین و سایر مواد · بی خوابی · نداشتن تمرکز · واکنش افراطی · وحشتزدگی · اضطراب در كارها · کارایی ضعیف · ضعف در مدیریت زمان · حالت تهوع · عرق کردن · آسیب پذیری در برابر بیماریهای خفیف · میل به گریه · انقباض و درد ماهیچه ها · گوشه گیری استرس در حالت بسیار شدید ممکن است به فشار خون بالا و حملات قلبی نیز منتهی شود. بطورمعمول، یک یا دو مورد از این علائم بعنوان، نشانه های فردی محسوب می شوند و هشدار دهنده اند. با بروز اين علائم، زمان آن رسیده است که برای رفع مشکل اقدام کنیم. استرس نه تنها برای فرد، بلکه معمولا برای اطرافیان نیز در خانه یا محل کار ناخوشایند است. مهم نیست که استرس درونی یا بیرونی است. زمان آن فرا رسیده است تا بار دیگر کنترل را در دست بگیرید. چگونه استرس را کنترل کنیم؟ استرس ممکن است بسیار پیچیده باشد وعوامل بسیاری در شکل گیری آن نقش داشته باشند، اما می توانید با ایجاد برخی تغییرات در زندگی، مقابله با آن را آغاز کنید. عوامل ايجاد كننده استرس را شناسایی کنید در تنهایی یا همراه کسانی که به خوبی شما را می شناسند، فهرستی از چیزهایی که به افزایش سطح استرس در شما کمک می کنند، تهیه کنید. چیزی را از قلم نیندازید. وقتی فهرستي کلی از این موارد تهیه کردید، سعی کنید تا مشکلات را با جزئیات بیشتری مشخص نمایید. به عنوان مثال، به جای نوشتن کلمه "کار" به عنوان عامل استرس زا، مشخص کنید که چه چیزهایی درخصوص کار شما را دچار استرس می کند (شاید هنگام نوشتن این مطالب متوجه شوید که جسم تان به افکاری که در ذهن دارید واکنش نشان می دهد). از فهرستی که تهیه کرده اید یک مورد را انتخاب و کار روی آن را آغاز کنید. طرحی تهیه کنید · فهرستی از روش های ممکن برای حل مشکل تهیه کنید. ممکن است برخی از این روش ها به نظرتان واقع بینانه نباشند یا وقت بسياري برای پیشرفت لازم داشته باشند. این روش ها را به همان ترتیب که به ذهن می آیند یادداشت کنید و نگذارید که از ذهن تان پاک شوند. گاهی اوقات یک مشکل با مشکلات دیگر همپوشی دارد؛ بدین ترتیب رفع یک مشکل به رفع مشکل دیگر نیز کمک خواهد کرد. · تصمیم بگیرید که قصد دارید کدام یک از کارهای مطرح شده در این فهرست را انجام دهید. سپس یک برنامه زمانی برای آن در نظر بگیرید. · درباره سایر مواردی که در شما استرس ایجاد می کنند، نگران نباشید. می توانید بلافاصله پس از رفع این یک مورد، به آن موارد نیز بپردازید. ذهن تان را روی آنچه که قول انجام دادن آن را به خود داده اید، متمرکز کنید (گام اول را بلند برندارید، درغیراین صورت ناامید خواهید شد ونسبت به قبل احساس بدتری خواهید داشت). · اگر صحبت کردن با دیگران درخصوص طرح هایی که دارید برایتان مفید است، حتما این کار را انجام دهید؛ در غیراین صورت آنها را نزد خود نگه دارید. تنها خودتان هستید که می دانید چه چیزی برایتان بهتر است. برنامه ریزی های بلند مدت قصد دارید در ده سال آینده کجا باشید؟ آنچه براي زندگي مي خواهيد و تاكنون به آن دست نيافته ايد، چیست؟ آنچه را واقعا دوست دارید، با شهامت در ذهن خود تصور کنید. آن را روی کاغذ یادداشت کنید یا درباره آن با یک نفر صحبت کنید. درباره نخستین گامی که باید در این زمینه بردارید بیندیشید و به خود قول دهید که حتما این کار را انجام خواهید داد. نخستین گام را بر یک تکه کاغذ یادداشت کنید. اگر همچنان به نظرتان بسیار بزرگ می آید آن را به گام های کوچکتر تقسیم کنید تا زمانی که احساس کنید می توانید از عهده آن برآیید. گام های بعدی راوقتي بردارید که در گام اول موفق بوده اید. پیشرفت های گذشته بطورحتم به رغم استرس هایی که هم اکنون با آنها درگیرهستید، در طول زندگی به خوبی ازعهده برخی کارها برآمده و خود و دیگران را خوشحال نموده اید. این ذخایر شخصی استعدادهای طبیعی و روش های موفقیت آمیز پیش از این شما را از دوران های سخت عبور داده و اتفاقات خوبی را برایتان رقم زده اند.این رویدادها را در ذهن خود زنده نگه دارید و فهرستی از آنها تهیه کنید. اگر برخی از این رویدادها از ذهن تان پاک شده اند از کسانی که شما را بخوبي می شناسند، درتهيه فهرست کمک بگیرید. ذخایر درونی شما هنوز همراهتان هستند، حتی اگر غیرقابل دسترس به نظر آیند؛ همیشه می توانید روی آنها حساب کنید. درباره علائم جسمی استرس چه می توان کرد؟ به وقتي فکر کنید که کاملا احساس سلامتی می کردید، حتی اگر این زمان بسیار دور باشد. احساسات معقول، لذت بخش و شادی آوری را يادآوري كنيد که هنگام سلامتي از آن بهره مند بوديد. آیا وقتی جسم تان در چنین شرایطی قرار داشت، عملکرد بهتري داشتيد؟ شاید. بسیاری از مشاغل امروزه به فعالیت های فیزیکی نیاز چندانی ندارند، پس نمی توانید برای تامین تمام نیازهای بدنی خود به یک هفته کاری معمولی تکیه کنید. یک خط زمانی برای یک روز عادی خود در طول هفته تهیه کنید: مثلا : شب11........................................................................6صبح سپس آن را به بخش هایی تقسیم کنید ودر هر بخش فعالیت هایی مانند پیاده روی، ایستادن، نشستن، دویدن و... را بگنجانید. آیا در طول روز زمان هایی وجود دارند که بتوانید کارهایی پر جنب و جوش تر انجام دهید؟ اگر شغل تان به فعالیت های فیزیکی زیادي نياز دارد، آیا در طول روز فرصتی برای استراحت بیشتر دارید؟ بدن بلافاصله نسبت به شرایط مختلفی که با آنها روبرو می شود، از خود واکنش نشان میدهد، بنابر این شاید نیاز نباشد که برای ایجاد احساسی متفاوت در خود در برنامه عادی تان تغییر چندانی ایجاد کنید. اگر از کسانی هستید که دوست دارید در طول روز مرتب از موادی مانند چای، قهوه، کیک و سیگار استفاده کنید، پس احتمالا تلاش می کنید با استفاده از این قبیل مواد استرس خود را کاهش دهید. آیا امكان كاستن از استرس بدون استفاده از اين مواد برايتان وجود دارد؟ قهوه، چای، شکر و موادی از این قبیل نخست شما را سرحال می کنند، اما دوباره به وضعیت اول باز می گردید و این بار برای دستیابی به یک حس خوب بیشتر تقلا خواهید کرد. بهتراست بدانید كه کافئین استرس را افزايش مي دهد، زیرا تحریک و افزایش دردهای عصبی مانند، سردرد ها یا پشت درد را موجب می شود. بعد از هر بار استفاده فراوان از شکر نیز احساس خواب آلودگی و تنبلی خواهید كرد. پس درخصوص عادات و رژیم غذایی خود خوب فکر کنید. شلید زمان آن باشد که کمی عادات غذایی خود را تغییر دهید. وقتی جسم از خود واکنش افراطی نشان می دهد این امر خود می تواند بر استرس بیفزاید: مشاهده ریزش مو و ریتم نامنظم قلب چندان خوشایند نیست. صبر نکنید تا این علایم افزایش یابند. رسیدگی به آنها کمک می کند تا اندکی از اضطراب خود بکاهید. بیشتر ورزش کنید، به ورزش های تن آرامی بپردازید، از غذاهایی استفاده کنید که برای سلامتی خوب هستند، استفاده از مواردی مانند شکلات ها را که در کوتاه مدت آرام بخش ولی در بلند مدت مضرند، کنار بگذارید. به جسم خود آرامش بدهید. خوب بخوابید. اگرلازم است در خصوص علائم بروز استرس با پزشک و مشاوران خود صحبت کنید؛ ببینید چه كار ديگري مي توانيد براي مراقبت بهتر از جسم خود انجام دهيد. و در نهایت اگر فکر کردن به استرس های زندگی و اقدام برای تغییر برایتان دشوار است، با یک مشاور مشورت کنید. او به شما کمک مي كند تا نگرانی هاتان را شناسائی کنيد و به آنها بپردازید. اگر برایتان دشوار است که به استرس های موجود در زندگی خود فکر کنید یا به تنهایی چیزها را تغییر دهید، بهتر است با یک مشاور صحبت کنید. او در تلاش شما براي شناخت نگراني ها و ايجاد تغيير، در کنارتان خواهد بود و احتمالا نظرات سازنده تری در اختیارتان قرار خواهد داد. |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیستم مهر 1387ساعت 16:17 توسط |
|
|
اهداف این مقاله ارائه راهکارهای عملی برای مدیریت زمان تا شروع امتحان و گفتن نکاتی درباره گذراندن امتحانات است. بسیاراهداف این مقاله ارائه راهکارهای عملی برای مدیریت زمان تا شروع امتحان و گفتن نکاتی درباره گذراندن امتحانات است. بسیاری از این پیشنهادها ساده و روشن هستند اما در شرایطی که تحت فشار قرار داريم، این موارد اساسی را فراموش می کنیم. اگر در زمینه مهارت های مطالعه، با اضطراب مشکلاتی مواجه هستید، مقالاتی را بخوانید که در این مجموعه درباره "اضطراب"، "سهل انگاری"، "موانع کاری" و غیره ارائه شده است. برای امتحان آماده شوید در فرصتی مناسب قبل از امتحان مرور دروس را آغاز کنید. با آنكه قصدتان این نیست که مرور کردن درسها را خیلی سریع به اتمام برسانید، صبر کردن تا روزهای آخر برای مرور هم عامل مهمی در ایجاد تنش است. انجام دادن امور به مراتب آسان تر از فکر کردن درباره به انجام رساندن آنها است. مقدار معینی از فشار مفيد است و به عملکرد بهتر كمك مي كند. ولی این بدان معنا نیست که برای تحت تاثیر قرار دادن افکار دیگران، خود را تحت فشار بسیار قرار دهیم. از سوی دیگر، باید ضمن حفظ تعادل در زندگی، چشم اندازی از امتحانات را هم بیش رو داشته باشیم، که این با مفهوم بی خیالی کاملا متفاوت است. فضایتان را سازمان دهید بيشتر افرادی که برای امتحان آماده می شوند، می دانند که باید وقتشان را سازمان دهند ( در این باره به قسمت بعدی بنگريد) اما افراد کمتری می دانند که سازمان دادن فضا نیز در آماده شدن برای امتحان کمک کننده است. درباره جایی که قصد دارید در آن مطالعه کنید، بیندیشید. ببینید آیا امکان دارد، فضای مطالعه تان را از فضای استراحت و آرامش، حتی در یک اتاق کوچک، جدا کنید. محلی برای مطالعه درست کنید؛ جایی که کتاب ها، جزوه ها و کاغذ و قلم تان آنجا باشد. تمام وسایل مزاحم از جمله، عکس ها، تلویزیون و مانند آن را از محل مطالعه دور کنید و آنها را در محل استراحتتان قرار دهید. هم چنین، وسایل مطالعه را از فضای استراحت دور کنید، طوری که وقتی در حال استراحت یا خواب هستید، فضای مطالعه به شما تحمیل نشود. عادت کنید در فضای مطالعه، کار کنید و این فضا را با پايان گرفتن مطالعه ترک کنید. جدایی فیزیکی از این نوع، در ذهن شما نیز این جدایی را به وجود می آورد. وقتتان را سازمان دهید افراد به برنامه مطالعه و مرور امتحانات آخر ترم، واكنش متفاوتی نشان مي دهند. اغلب افراد در برنامه ریزی خود برای مرور درس ها دچار اشتباه می شوند که علت آن معمولا برنامه ریزی بسیار محدود و فشرده و نبود انعطاف پذیری کافی است. لازم است در طرح ها مقداری فضای خالی برای شرایط غیر منتظره در نظر گرفته شود. به خاطر داشته باشید که برنامه بايد انعطاف داشته باشد. یک جدول هفتگی برای خودتان تهيه كنيد. نخست همه کارهایی را که بايد انجام دهید، در آن وارد کنید: از جمله غذا خوردن، خوابیدن، کلاس ها، خریدکردن، نظافت کردن و غیره. سپس وقتی را برای مطالعه و زمانی را برای استراحت و تفریح خود اختصاص دهید. درباره میزان زمانی که قصد دارید به مرور درس ها اختصاص دهید، واقع بین باشید. براي مثال، اگر هفته را به 21 واحد زمانی تقسیم کنید (روزي سه بخش، صبح، بعد از ظهر و شب) برنامه ريزي شما باید به گونه ای باشد که در هفته بیش از 15 بخش را به کار کردن اختصاص ندهید؛ زيرا ثابت شده است كه کارایی افراد به این ترتيب به تدريج کاهش می یابد. بنابراین باید 6 بخش را به انجام دادن فعاليت هاي دیگر اختصاص دهید ( برای مثال، دو روز کامل یا یک روز کامل به اضافه سه شب). زماني را در هفته، به تن آرامی، تمدید قوا، روابط اجتماعی و استراحت اختصاص دهید. این کار تنش شما را كاهش مي دهد و كمك مي كند تا به جدول زمان بندی خود پایبندتر باشید. این کار اتلاف وقت نیست؛ با این روش کارآیی شما بیشتر می شود. تعیین کنید که در دوره های مرور و مطالعه از وقتتان چگونه استفاده خواهید کرد. ممکن است از همه عناوینی که نیاز به خواندن و مرور دارند، فهرستی تهیه کنید و درباره ترتیب یادگیری یا میزان صرف وقت برای هر یک از آنها تصمیم گیری کنید. اگر تکالیف دیگری برای انجام دادن دارید (از جمله، خواندن، یادداشت برداشتن) لازم است درباره میزان صرف وقت برای هر یک از آنها تصمیم گیری کنید. درباره توانایی انجام تکالیف و پایبند بودن به ضرب الاجل ها، واقع بین باشید. اگر در زماني که در اختیار داريد فعاليت هاي متعددي را بايد انجام دهيد، ا ز سوالات زیر برای تعیین اولویت ها استفاده کنید: · کدام درس مهم ترین درس است؟ · از کدام موضوعات می توانم به دليل آسان بودن یا تسلط کافی داشتن بر آنها، صرفنظر کنم؟ · کدام یک از درسها ضروری و مهم اند؟ · برای کدام موضوع در حال حاضر بیشترین اطلاعات، منبع و مطلب را دارم؟ اهداف مشخصی را برای هر نوبت مطالعه تعیین کنید: فهرستی از اهدافتان تهیه کنید؛ این اهداف بايد واقع بینانه باشند و با رسیدن به هر یک از اهداف در فهرست در کنار آن علامت بزنید؛ با این کار می توانید کارهای انجام شده را ببینید. برای موضوعات سخت تر وقت بیشتری اختصاص دهید. بررسی کنید که چه چیز را متوجه نمی شوید. مطالعه مشارکتی به برخی افراد کمک می کند. شاید این کار با ترتیب دادن جلسات چند نفره جهت بحث درباره عناوین خاص مفید باشد. با استفاده از این روش می توانید، حافظه یکدیگر را امتحان کنید یا درباره چیزهایی که نمی فهمید با هم صحبت کنید. در خود انگیزه ایجاد کنید برخی افراد از نداشتن انگیزه شکایت دارند. این راهبردهای ساده ممکن است کمک کننده باشد: · در صورت دستیابی به اهداف تعیین شده به خود پاداش دهید. · با موضوعاتی شروع کنید که برای شما جالب تر و آسان ترند. · کار را تبدیل به کاری روزمره کنید ـــ زیرا وقتی روزمره شروع به کارمی کنیم، تداوم آن کار نیز آسان تر می شود. · به خود یاد آوری کنید که چرا می خواهید امتحان دهید ـ اگر کیفیت برای شما مهم نیست، اصلا نیازی به امتحان نیست! تمرکزتان را به حد بهینه برسانيد مدت زمانی که افراد می توانند بر روی تکلیف خاصی متمرکز شوند متفاوت است، بنابراین میزان تمرکزتان را بطور تجربی امتحان کنید و الگوی کاری مناسبی را برای خود بیابید. منظم در حین انجام کار، استراحت های کوتاهی داشته باشید ـ برای مثال، به ازای هر یک ساعت کار10 دقیقه استراحت کنید ـ این کار احتمالا به شما کمک می کند که تمرکزتان افزایش یابد. اگر تمرکز بر کار برایتان دشوار بود، با تعیین هدفی کوچک و قابل مدیریت شروع کنید. وقتی به این هدف رسیدید، به خودتان پاداش دهید. کار هدف گذاری و دادن پاداش به خود را تکرار کنید. وقتی به اهدافتان دست پیدا می کنید، بتدریج بر مقدار تکلیف اضافه کنید. با این کار توانایی برای تمرکز موثر پرورش می یابد. ایده های دیگری نیز وجود دارد؛ ازجمله: · هنگام خواندن، یادداشت برداری کنید. در حین مطالعه، سوالاتی هم در ذهنتان داشته باشید. با صدای بلند مطالب را تکرار کنید. و صدای خود را ضبط کنید. · موضوعات مختلف درسی را با هم ترکیب کنید. دروس سخت را در کنار درس های آسان، و دروس جالب را در کنار درس های خسته کننده قرار دهید. · سعی کنید در محیطی راحت مطالعه کنید (نه خیلی سرد، نه خیلی گرم و نه پرسر وصدا) و تاحدامکان عوامل مزاحم را از محیط حذف کنید. ببینید کجا می توانید بهتر مطالعه کنید؛ برای مثال، در کتابخانه با یک دوست، یا به تنهایی در اتاق تان. یادگیری فعال داشته باشید سعی كنيد به روشی فعال مطالعه کنید: به خواندن سرسری جزوه ها اکتفا نکنید، بلکه فهرستی از نکات کلیدی تهیه کنید (نوشتن یادداشت های چند صد صفحه ای وقت گير است و روش موثری برای مرور نیست). همین طور که پیش می روید، حافظه خود را امتحان کنید و سوال و جواب هایی مبتنی بر مطالب یاد گرفته شده، درست تنظيم کنید. استفاده از روش های کمکی براي به یادسپاری برای برخی افراد سودمند است؛ مثلا، حفظ کردن واژه ای تداعی کننده که با مجموعه ای از اطلاعات مربوط می شود؛ یا ساختن واژه ای تداعی کننده با استفاده از حروف اول، نکات کلیدی و اسامی یا مصور کردن اطلاعات. تمرین کنید نمونه سوالهای امتحانات قبلی را پیدا کنید، و با پاسخ دادن به سوالات درزمان تعیین شده، تمرین کنید. اشتباه شما در شروع کار مهم نیست ـــ در حقیقت، هم اکنون، وقت آن است که اشتباه کنید! چنین تمرین هایی شما را با چار چوب امتحانات و نوع سوالاتی که ممکن است در امتحان مطرح شود آشنا مي سازد. هم چنین شما را در طراحی و سازماندهي پاسخ ها در شرایطی که به لحاظ زمانی محدوديد، کمک خواهد کرد. درست نيست که اولین تمرین خود را وقتی انجام دهید که در حال برگزاری یک امتحان واقعی هستید. به خاطر داشته باشید که از شما انتظار نمی رود در شرایط امتحانی، مقاله ای را بنویسید که تهیه کردن آن درشرایط معمول، یک هفته وقت نیاز دارد. بنابراین، واقع بین باشید: کسی انتظار ندارد که در حین امتحان یک مقاله کامل بنویسید. توجه خود را معطوف تکلیفی کنید که در دست دارید (یعنی، پاسخ دادن به سوالات) و با عبارات این چنینی که " چه خواهد شد، اگر....،" تمركزتان را بر هم نزنيد. خوب بخوابید در اینجا چند نکته را متذکر می شویم که می تواند به شما در حین نوبت های مطالعه و در امتحان کمک کند: ·در رختخواب درس نخوانید ــ رختخواب برای خواب و استراحت است. ·قبل از رفتن به رختخواب درس خواندن را تعطیل کنید: حداقل یک ساعت قبل از خواب مطالعه را تعطیل کنید و وقتتان را برای کارهای آرامش بخش؛ مثل گوش دادن به موسیقی، صحبت کردن با یک دوست، دوش گرفتن، یا تمرین تن آرامی صرف کنید. ·اگر عادت کنید که در وقت مشخصی به رختخواب بروید و در وقت مشخصی از خواب بیدار شوید، ایجاد الگوهای مناسب خواب برای شما آسان تر خواهد بود. ·درباره اینکه نمی توانید خوب بخوابید، فاجعه سازی نکنید؛ یعنی، به خود نگوئید که اگر نتوانم بخوابم، فردا قادر به انجام هیچ کار نخواهم بود. حتی وقتی کم خوابیده باشید، بازهم می توانید عملکرد خوبی داشته باشید، منطقی فکر کنید و تکالیف سخت ذهنی را انجام دهید. بطورعمده، برخی کارهای معمول که نیازمند هوشیاری است و هم چنین خلق و خو(مثلا تحریک پذیری) تحت تاثیر کم خوابی قرار می گیرند. بيشتر مردم توانایی دارند تا چند روز با كم خوابي كنار بيايند (اما نه چند هفته). در روز امتحان مراقب خودتان باشید. برای مثال، استراحت کافی و تغذیه درست، مهم تر و موثرتر از گذرا خواندن در دقایق آخر قبل از امتحان است. امروز روزی است که از قبل برای آن برنامه ریزی شده است، بنابراین به گونه ای کار کنید که انرژی شما برای امتحانات حفظ شود. خیلی زود از خواب بیدار نشوید، چرا که این کار شما را خسته تر می کند. صبحانه بخورید، ولی مایعات به مقدار زیاد نخورید! اگر وقت اضافه دارید، کاری انجام دهید که شما را آرام کند ــ دوش بگیرید، قدم بزنید ــ و خود را از کسانی که استرس دارند، دور نگاه دارید. به جای اینکه سعی در یاد گرفتن مطالب جدید داشته باشید، بهتر است چند نکته کلیدی را مرور کنید. سر وقت و نه خیلی زود در جلسه امتحان حاضر شوید؛ استرس در این دوره کوتاه انتظار، يعني درست قبل از امتحان، در حد بالایی سرایت می کند. بنابراین عملکرد مناسب در مواجه با این استرس، آن را به حداقل می رساند! طبیعی است که موقع رفتن به جلسه امتحان تا حدی اضطراب داشته باشید. چند دقیقه قبل از شروع امتحان، بعضی تمرین های ساده تن آرامی و تنفسی را انجام دهید؛ به صندلی تکیه دهید و به لحاظ ذهنی خودتان را از کسانی که استرس دارند، دور نگه دارید. با آرامش، برگه امتحانی را مطالعه کنید. وقتی سوالات امتحانی را انتخاب کردید آنها را دوبار بخوانید تا مطمئن شوید که آنها را فهمیده اید. اگر اجازه داريد، زیر کلمات یا عبارت کلیدی در سوال خط بکشید. به همه سوالات جواب دهید و وقتتان را مساوی بین آنها تقسیم کنید. برخی افراد نخست، در ذهن خود برنامه ریزی کلی برای تمام سوال ها انجام می دهند و بعد پاسخ می دهند؛ ولی برخی نیز به ترتیب سوال ها را پاسخ می دهند ــ کدام روش برای شما کارکرد دارد یا برای چارچوب امتحانات شما مناسب تر است؟ بعد از آنکه طرح خودتان را پیاده کردید، سوال ها را دوباره بخوانید و پاسخ ها را وارسی کنید. استراحت های کوتاه و منظمی را داشته باشید: هر وقت به آخر یک پاراگراف می رسید، فکر کردن را برای لحظه ای متوقف کنید، حتی برای یک لحظه هم که شده، قلم تان را روی میز بگذارید و به صندلی تکیه دهید. اضطراب در حین امتحان غیر عادی نیست که در شرایط امتحان، فرد برای لحظه ای دچار وقفه ذهنی، یا به دليل نا آشنا بودن سوالات، دچار سر در گمی شود. در چنین اوقاتی به سرعت وحشت زده می شویم. ممکن است افکار احمقانه به ذهن مان خطور کند. همچنين ممکن است، علائم فیزیکی مانند تپش قلب، ضعف و سستی، گرما یا حالت تهوع را احساس کنیم. اگر چه این علائم آزار دهنده است یا حتی موجب نگرانی و ترس شما می شوند، در حقیقت بسیار شایع است و به هيچ وجه خطرناک نیست. نخست، برای چند لحظه مکث کنید: قلم تان را روی میز بگذارید و به صندلی تکیه دهید؛ چند نفس آرام بکشید؛ و بگذارید بدنتان آرام شود؛ تمرین های تن آرامی و تنفسی به شما در کاهش این علائم کمک خواهد کرد. به خودتان اطمینان دهید که دچار حمله قلبی یا ازدست دادن کنترل نخواهید شد ــ اضطراب هيچ گاه به چنين مسائلي نمي انجامد. افکار تشویش زا را از ذهنتان دور کنید و توجه تان را به آرامش دوباره و بازگشت به امتحان معطوف نمائید. با وجود اینکه، احساسات ناشی از اضطراب ناخوشایندند، جلسه امتحان را ترک نکنید؛ چرا که سطح اضطراب در مدت زمان اندکی افت می کند. وحشت زدگی همیشه زمان محدودی دارد وعلائم آن در زمان کوتاهی کاهش می یابد. هر وقت توانایی خود را به دست آوردید، به پاسخگويي ادامه دهيد ـــ یادتان باشد، نوشتن چند کلمه و جمله کوتاه بهتر از این است که چیزی ننویسید. پس از امتحان خوب است که روز قبل از امتحان، تصمیم بگیرید که بلافاصله بعد از امتحان چه کار خواهید کرد. ایستادن در اطراف سالن امتحان و شریک شدن با نگرانی دیگران، تقریبا، همیشه ناامید کننده است. اگر برنامه تان این است که هم اکنون، کاری انجام دهید، دیگران را ترک کرده و سراغ برنامه های سرگرم کننده خود بروید. اگر خسته شده اید مقداری غذا یا خواب کمک کننده است: چنانچه خستگی ناشی از امتحان هنوز برشما غالب است، می توانید بعضی فعالیت های جسمانی، مثلا شنا، را انجام دهید؛ یا اگر می خواهید به ملاقات کسی بروید، به شرطی با این ملاقات موافقت کنید که فقط 5 دقیقه درباره امتحان صحبت شود.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیستم مهر 1387ساعت 16:14 توسط |
|
|
تکتک ما براي اينکه در زندگي واقعا احساس رضايت داشته باشيم ، لازم است تا کودک درونمان را کشف کنيم، با او دوباره ارتباط بر قرار کنيم، او را بپذيريم و در آغوش بگيريم.
در واقع هيچيک از ما، به عنوان فردي بالغ قادر نيست بدون زنده کردن و شفا بخشيدن کودک درونش، در زندگي خوشبخت و کامل باشد. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیستم مهر 1387ساعت 6:2 توسط |
|
|
اختلاف امری طبیعی و معمول است همه ما با سایر افراد تعاملاتی داریم که مطابق میل پیش نمی روند. گاهی اوقات ممکن است احساس کنیم که از سوی دیگران به درستی درک نشده ایم. اغلب قادریم بی اعتنا و بدون آنکه مشکل چندانی بوجود آید، از کنار این موضوع بگذریم. اما گاهی ممکن است این احساس شخصی را داشته باشیم که مورد هجوم دیگران قرار گرفته ایم و احتمالا نخستین فکری که به ذهن ما می آید واکنش متقابل در حالت خشم یا ترس است. در این شرایط ممکن است غلبه شدید هیجانات، شنیدن آنچه را که دیگری سعی می کند به ما بگوید، دشوار سازند. در وضعیت های شدیدتر چنین برخوردی می تواند برای سلامت و عملکرد ما تهدید آمیز باشد.
برخی از موقعیت ها که درآن دانشجویان خود را در معرض اختلاف با دیگران می یابند، عبارتند از: · اختلاف با هم اتاقی ها بر سر قوانین مربوط به اتاق · موافق نبودن با نصایح و خواسته های والدین · سوء ارتباط با دوستان و والدین · مورد بازخواست قرارگرفتن از سوی استادان راهنما، مسئولان آموزشی و اداری دانشکده و گروه · اختلاف نظر هنگام بحث با همکلاسی ها و استادان، که جنبه شخصی می یابد ما معمولا می توانیم با تغییر روش برقراری ارتباط و تبادل عقاید از تبدیل اختلافات کوچک به درگیریهای جدی جلوگیری کنیم. اختلاف می تواند یک فرصت باشد نه صرفا یک تهدید می توان به تعاملات شخصی به گونه ای متفاوت نگريست، طوری که بتوان اختلاف را به فرصتی برای دستیابی به ارتباطی شفاف تر تبدیل و تغییراتی ایجاد کرد. دو دلیل رایج و معمول در ایجاد اختلاف وجود دارند که عبارتند از: · افراد از برقراری ارتباط به گونه ای شفاف و گوش دادن (به سخنان دیگران) به شکلی محترمانه، خودداری می کنند. · آنها اغلب نیازها و علائق متفاوتی دارند که بدون برخی مذاکرات، به آسانی در یک جا جمع نمی شوند. در اینجا به برخی رهنمودها اشاره می کنیم که می توانند در رویارویی با موقعیت های مشکل ساز یاری کننده باشند. رهنمودهایی برای برقراری ارتباط خوب و مناسب: در اوج عصبانیت برخی "حساب ها و قواعد سرانگشتی" رایج را فراموش کنید. این امر به برقراری ارتباطی موفق کمک می کند. برقراری ارتباطی خوب روندی سه مرحله ای دارد که عبارتند از: 1. ارسال پیام هایی روشن و واضح ـ این امر هم برقراری ارتباط کلامی و هم زبان بدن (BODY LANGUAGE) را شامل می شود. درمورد آنچه می خواهید به زبان آورید و برداشت احتمالی از آن فکر کنید. 2. دریافت پیام ـ بخشی از آنچه شنیده می شود حقیقت و بخشی دیگر احساسات و برداشت هاست. بنابراین از هردو مورد اطمینان حاصل کنید. هنگام گوش دادن، به حقایق و به احساسات توجه داشته باشید. 3. تائید ـ هنگامی که شنونده با ارایه بازخوردهایی درک خود را از گفته شما تایید می کند، می توانید اطمینان یابید که آنچه را که تمایل داشتید منتقل کرده اید. به عنوان یک شنونده آنچه را که شنیده اید، جمع بندی کنید و چنانچه بخش هایی از پیام مبهم بنظر می رسند، برای روشن شدن مطلب سوالاتی را مطرح کنید.
همانگونه که به نیازهای خود احترام می گذارید، به نیازها و خواسته های شخص مقابل هم احترام بگذارید. شما نگرانی هایی دارید که لازم است مورد توجه قرار گیرند، این امر در خصوص شخصی که با وی اختلاف دارید نیز صدق می کند.
مشکل را مستقیما با شخص مقابل مطرح کنید کمک گرفتن از دیگران اختلاف را تشدید مي كند و سوءتفاهم ها را افزابش مي دهد، بنابراین بهتر است مستقیما با شخصی که اختلاف دارید، صحبت کنید. از دخالت دادن همسالان، دوستان یا خانواده برای "جانبداری" خودداری کنید و تا آنجا که ممکن است اختلاف را دور از انظار عموم نگاه دارید. بررسی دریافت های دیگران از موقعیت یا طلب کردن دیدگاه های آنها در خصوص عملکردها و منافع تان می تواند مفید باشد، اما اگر صرفا به دنبال آن باشید که دیگران دیدگاه های شما را تایید کنند، "جبهه گیری" بیشتر خواهد شد.
مشکل را از شخص جدا کنید متمایز دانستن مشکل از شخص و تاکید بر این امر که تمایل دارید با شخص مقابل محترمانه رفتار کنید، می تواند به وی نیز کمک کند که رفتاری مشابه داشته باشد. اگر از برخوردهای شخصی که موجب آشفتگی و حس تمسخر در شخص مقابل می شود، خودداری کنید، احتمال حل شدن مشکلات بیشتر است.
كلام يكديگر را قطع نكنيد اگر شخص مقابل فرصت پیدا نکند که حرفهایش را به اتمام برساند، احتمالا سوءتفاهم بیشتر خواهد شد. همچنین قبل از رفتن به سراغ نکته بعدی، نسبت به توافق درباره آنچه که گفته شده است، اطمینان حاصل کنید.
با حسن نیت مذاکره کنید ـ سوء نیت دوام ندارد! در پی توافق هایی باشید که رضایت دو طرف را فراهم می سازند- پیشنهادهای یکطرفه نتیجه بخش نیستند. این تفکر معمول است که در هر اختلافی باید یک برنده و یک بازنده وجود داشته باشد، اما چنین تفکری لزوما صحیح نیست. شرکت در مذاکراتی که هدف از آنها راه حلی به سود طرفین است، هم امکان پذیر و هم مفید است.
"منافع" در مقابل "مواضع" اغلب در مذاکرات خود با دیگران فکر می کنیم، اتخاذ "موضعی سخت" یا اغراق در خصوص "عامل اصلی" بروز اختلاف نتیجه بهتری برای ما به همراه خواهد داشت. اما درحقیقت چنین معامله ای همواره نتیجه معکوس دارد، زیرا احتمالا شخص دچار آشفتگی می شود و احساس می کند که به گونه ای غیر منصفانه با وی رفتار شده است یا صرفا تصمیم می گیرد برموضع خود پافشاری کند. رویکرد بهتری که در این خصوص می توان اتخاذ کرد، اندیشیدن به منافعی است که زیربنای موضع اولیه ما را درخصوص یک موضوع تشکیل می دهند. منافع ما معمولا با یک اصل، یک ارزش اخلاقی، یک آرزو، انتظار یا برخی نیازها که کمتر ملموسند، درارتباط هستند. اگر موضعی که اتخاذ می کنیم همان چیزی است که اختلاف بر سر آن شکل گرفته است، منافع، دلیل ما برای درخواست یک پاسخ مشخص هستند. به عنوان مثال، ممکن است به این دلیل که دوستتان بسیار دیرتر از زمان مقرر با شما تماس می گیرد با وی اختلاف پیدا کنید. این اختلاف می تواند به بحث درخصوص اینکه چه اندازه تاخیر در برقراری این تماس "قابل قبول" است، تبدیل شود (شاید موضع تان این باشد که تاخیر دربرقراری تماس قابل قبول نیست). درعین حال ممکن است منفعت شما در اطمینان از احساس آن شخص نسبت به خودتان باشد. در چنین سناریویی، آسان ترین راه آن است که پس از اطمینان از اینکه هر دو نسبت به یکدیگر توجه دارید، آنچه را می خواهید درخصوص تماس های تلفنی خود انجام دهید، طبقه بندی کنید.
چهار راه برای حل اختلاف: 1. اگر در داخل یک جمع حضور دارید و خود را درگیر یک اختلاف می بینید، صبر کنید و از شخص مقابل بخواهید که با او در محیطی امن، خصوصی، بی طرف و در زمانی مناسب دیدار کنید. بدین ترتیب می توانید با اطمینان، بدون ایجاد هیاهو یا بی آنکه کسی مانع از سخن گفتن شما شود، صحبت کنید. 2. به یکدیگر نگاه کنید و به سخنان هم گوش دهید. به این ترتیب هر یک از طرفین احساس می کنند سخنانشان شنیده و درک شده است و دیدگاه های آنها مورد تایید قرار گرفته است. با استفاده از این روش آسیبی را که در نتیجه اختلاف به روابط وارد شده است، بهبود می بخشید. ارزش آن را دارد که برای شنیدن دیدگاه های طرف مقابل وقت صرف کنید- این امر احتمالا در بلندمدت به صرفه جويي در وقت مي انجامد. 3. بدون تعصب گزینه هایی را پیشنهاد و از خلاقیت خود در ارایه راه های احتمالی برای تامین دغدغه ها، نیازها و منافع مطرح شده از سوی دو طرف استفاده کنید. تفاوت میان منافع و مواضع را به یاد داشته باشید و برای تامین منافع هر دو طرف تلاش کنید. 4. مذاکرات را با دستیابی به توافقاتی روشن و مشخص که رضایت هر دو طرف را فراهم می سازند، خاتمه دهید. این امر خطر بروز اختلاف درآینده را به حداقل می رساند. گفتگوهای خود را محرمانه نگاه دارید، مگر آنکه بطور مشترک به توافق برسید که درباره راه حل اتخاذ شده با شخص دیگری صحبت کنید و بگویید که این راه حل شامل چه چیزهایی است. و در نهایت آنکه، اگر به توافق نرسیدید از تلاش مجدد در زمانی دیگر نهراسید. گاهی اوقات بهتر است مشکل را اندک اندک حل کنید و به هرکس که در این اختلاف درگیر است، فرصت دهید که بیاندیشد و اندکی استراحت کند. |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیستم مهر 1387ساعت 5:22 توسط |
|
|
ايده فلسفه براي كودكان در پي تقويت شالودههاي پرسشگري، خلاقيت و نقادي در كودكان از طريق شناسايي جهتگيريهاي ذهني، احساسي، عاطفي و ظرفيتهاي فكري آنان است.
براين اساس، اين برنامه بخش مهمي از كار خود را بر فلسفه آموزش كه بهويژه از انديشههاي «جانديويي»، فيلسوف آمريكايي برگرفته، استوار ميسازد. «جان ديويي» در بخشي از مقاله «ديدگاههاي تربيتي من» در اهميت آموزش مينويسد: «بهنظر من فرآيند آموزشي 2 جنبه روانشناختي و جامعهشناختي دارد و نميتوان يكي از اين 2 جنبه را تابع ديگري قرار داد. از اين 2جنبه، بعد روانشناختي اساس كار است. غرايز و نيروهاي كودك زمينه اصلي را فراهم ميسازند و آغازگاهي براي همه آموزشها هستند.
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیستم مهر 1387ساعت 4:50 توسط |
|
|
«فلسفه براي كودكان» يك برنامه آموزشي است كه اين امكان را فراهم ميآورد تا كودكان انديشههاي پيچيده خود را شكل دهند و بهنوبه خود بيان كنند.
اين برنامه به گونهاي طراحي شده تا كنجكاوي و شگفتي كودكان را برانگيزد. پيشينه اين ايده به انديشههاي متيوليپمن در سال 1969 برميگردد؛ اما اكنون بيش از 50 كشور از سراسر جهان اين برنامه را اجرا كردهاند. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیستم مهر 1387ساعت 4:46 توسط |
|
|
خواصخوراکیها- تخمه آفتابگردان از جمله مغزهاي چربي است كه نهتنها به عنوان آجيل و تنقلات، بلكه در غذاها و بهخصوص سالادهاي مختلف مورد استفاده قرار ميگيرد تخمه را به صورت تازه، خشك و بوداده مصرف ميكنند كه البته نوع بوداده آن با نمك و كمي آبليمو بسيار خوشمزه است. علاوه بر مصرف مغز تخمه آفتابگردان، از روغن آن به صورت مايع براي پخت و پز نيز استفاده ميكنند. در ضمن كره آن هم به 2 صورت مارگارين و كره تخمه آفتابگردان (مانند كره بادامزميني) يافت ميشود. جالبتر اينكه پرندگان هم مانند ما انسانها به اين مغز خوشمزه علاقهمندند و به عنوان غذا از آن استفادهميكنند.
خواص غذايي روغن آفتابگردان، 66 درصد چربي غيراشباع اسيدلينولئيك دارد. علاوه بر آن، اين تخم منبعي غني از فيبر، پروتيين، ويتامين E، ويتامين B، ويتامين A و مواد معدني مختلف مانند پتاسيم، منيزيم، آهن، فسفر، سلنيوم، كلسيم و روي است. خواص درماني مصرف تخمه آفتابگردان براي رفع ناراحتيهاي برونش، حنجره، مشكلات ريوي و همچنين صاف شدن صدا مؤثر است. علاوه بر اين، خوردن آن را براي تسكين سرفه هنگام ابتلا به سرماخوردگي و به اصطلاح نرم شدن سينه هم توصيه ميكنند. 100 گرم مغز تخمه آفتابگردان چه دارد؟ |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 4:30 توسط |
|
خواصخوراکیها- فلفل دلمهای خواص درمانی زیادی دارد و پزشكان مصرف اين ماده خوراكي با رنگهاي تند زرد، قرمز و سبز را توصيه ميكنند. فلفل دلمهای منبعی غنی از ویتامین A و C است كه هر دو آنتیاكسیدانتهایی قوی به شمار مي آيند كه موجب كاهش ابتلا به بیماریهای قلبی میشود. همچنین فلفل دلمهای، حاوی ویتامین B6 و اسید فولیك است كه در رفع گرفتگی رگها ي بیماری قلبی و دیابتی تاثیرگذار است. فیبر موجود در فلفل دلمهای میتواند كلسترول را كه عامل دیگری برای ابتلا به حمله قلبی و سكته است، كاهش دهد. گفتني است در 100 گرم فلفل دلمهای قرمز یا سبز به ترتیب 140 و 120 میلی گرم ویتامین C و مقدار قابل توجهي بتاکاروتين وجود دارد. همچنين ویتامین C موجود در فلفل دلمه ای آن را به درماني براي سرماخوردگي تبديل كرده است. مصرف مرتب فلفل دلمهاي در رژيم غذايي، شدت و طول دوران سرماخوردگی را کاهش میدهد |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 4:25 توسط |
|
|
هنگامی که برای کودکتان اسباببازی انتخاب میکنید، باید آنها را به دقت وارسی کنید تا مطمئن شوید که باعث صدمهدیدن نمیشود. این اصول راهنما را هنگام انتخاب اسباببازی برای کودک در نظر داشته باشید: اطمینان حاصل کنید که اسباب بازی محکم، خوشساخت و مناسب برای سن کودک است. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 4:18 توسط |
|
![]() گروهی از روانشناسان براين باورند كه براي رسيدن به آنچه ميخواهيم بايد قبل از هرچيز، اعتقاد به پيروزي در دسترسي به هدف داشته باشيم اما آيا به واقع، اين نگاه واقعگرايانه و دقيق است؟ آنان ميگويند خواستن، اعتقادداشتن، رسيدن و دريافتكردن، سه مرحله ساده اما اساسي براي ايجاد آن چيزي است كه خواستهايد؛ اگرچه مرحله دوم، يعني اعتقاد داشتن به آن اتفاق مورد نظر، ميتواند سختترين و مهمترين مرحله باشد.
و دراين مسيرهرچه بيشتر راسخ و پايدارباشيم و اجازه ندهيم اين بياعتقاديها و ذهنيتهاي منفي، آنچه ميخواهيم را درهالهاي از ابهام و تاريكي فرو برده و پنهان سازد؛ قطعا درچارچوب شفافسازيها و روشنبينيها، ميتوانيم مرحله عمدهاي را براي رسيدن به هدف، پشت سرگذاريم.
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 4:17 توسط |
|
|
فوت و فن- خواب يكي از بخشهاي زندگي روزمره است كه نقش مهمي در حفظ سلامتي ايفا ميكند براي مثال خواب خوب و عميق به افراد كمك ميكند كه از قدرت ذهني و بدني بهتري برخوردار باشند. اين در حالي است كه شيوه خوابيدن هم از اهميت زيادي برخوردار است. برخي از افراد عادت دارند كه به دلايل مختلف بدون قرار دادن بالش زير سرشان، بخوابند. اين در حالي است كه تازهترين تحقيقات پزشكان نشان ميدهد اين حالت خوابيدن ميتواند ريسك سكتههاي قلبي را افزايش دهد. به گفته آنها در هنگام خواب بايد سر و شانهها بالاتر از بقيه بدن قرار گيرد. پزشكان توصيه ميكنند در صورتي كه به قرار دادن بالش زير سر عادت نداريد، قسمت بالاي تخت را بالاتر ببريد تا دست كم بدون بالش هم سر و گردنتان بالاتر از سينه قرار بگيرد.
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 4:14 توسط |
|
|
برخي كودكان هيچگاه بهطور جدي معناي ترس را درك نميكنند اما بسياري از آنها با مجموعهاي از تجربههاي ترسناك در طول زندگي شان روبهرو ميشوند. آنها از افراد غريبه، تاريكي، حيوانات، توفان، توالت، مكانهاي بسته، مرگ يا هر چيز جديد يا متفاوتي ميترسند. اينگونه ترسها در برخي سنين يا دورههايي خاص تشديد ميشوند؛ مثلا ترس از زلزله كه در بعضي دوران زندگي كودك رخ ميدهد بيشتر ناشي از اين است كه كودك احساس ميكند مبادا والدينش را از دست بدهد يا خودش بميرد.ترس از مرگ يكي از ترسهاي معمول در كودكان به شمار ميرود و ممكن است بهصورت اضطراب شديد از تنها ماندن، ناتواني در خوابيدن يا صحبت هميشگي درباره مرگ تظاهر پيدا كند. در 5 يا 6 سالگي بيشتر كودكان سؤالاتي درباره مرگ ميپرسند، اما از آنجا كه مفهوم چرخه زندگي را بهطور كامل درك نكردهاند مرگ را مرتبط با پيري ميدانند و خود را در خطر نميبينند. در 7 سالگي مشكوك ميشوند كه مرگ فقط به پيرمردان و پيرزنان اختصاص ندارد و براي آنها نيز محتمل است و در نتيجه،در اين سن بيشتر سؤالاتشان درباره بيماريها و عوارض آنها متمركز ميشود. بيشتر كودكان 9 يا 10 ساله انتظار دارند پاسخ سؤالات خود را بهطور دقيق دريافت كنند. ما نبايد واقعيتها را از فرزندانمان مخفي كنيم حتي واقعيت تلخي چون مرگ را. وقتي فرزند 4 ساله شما ميپرسد عمو وقتي مرد كجا رفت؟ از پاسخهاي پيچيده خودداري كنيد. پاسخ شما ميتواند براساس اعتقادات مذهبي استوار باشد. براي نمونه ميتوانيد از اين پاسخ ساده استفاده كنيد: «رفت به دنياي ديگه پيش خدا» از به كار بردن واژههايي مانند كشته شدن يا مردن خودداري نكنيد، زيرا كودك معني آنها را درك ميكند. روي زندگي تمركز كنيد، پس از آنكه به كودك اجازه داديد احساس خود را بيان كند و پاسخ سؤالاتش را بگيرد، روي زنده بودن و زندگي تمركز كنيد. درباره روشهاي سالم زندگي كه موجب طول عمر ميشود بحث كنيد. براي مثال تغذيه صحيح، معاينات پزشكي مرتب، ورزش منظم و.... چرخه زندگي را براي كودك شرح دهيد. بهترين راه براي افزايش آگاهي كودك درباره مرگ درك زندگي است. اگر فرزندتان به سن مناسب رسيده است اجازه دهيد گياهي را بكارد و مراحل مختلف حيات را مشاهده كند. با كودكتان درباره بيماريهاي وخيم صحبت كنيد. وقتي يكي از نزديكان يا دوستان بيمار است بزرگترها اغلب كودكان خود را در جريان وضعيت بيمار قرارنميدهند و ميكوشند در حضور آنها صحبت خاصي پيش نيايد، اما بهتر است با توجه به سن و شخصيت كودك تا حدي آنها را در جريان بگذاريد. اجازه دهيد كودك احساساتش را بيان كند. وقتي فرزند شما از بيماري يا مرگ كسي خبردار ميشود احساسات زيادي بروز خواهد داد؛ ممكن است احساس انكار، ناراحتي، نااميدي، تقصير يا ترس داشته باشد، بهويژه ممكن است بترسد كه مبادا چنين اتفاقي براي خودش يا كساني كه دوستشان دارد رخ دهد. بگذاريد درباره احساسش با شما گفتوگو كند. شما نيز به جاي انكار احساساتش به او اطمينان دهيد و از او حمايت كنيد. درباره اينكه كودك را به مراسم تشييع جنازه يا تدفين ببريد خودتان براساس سن و شخصيت كودك و موقعيت او تصميم بگيريد. بسياري از روان شناسان براين باورند كه حضور در مراسم تدفين براي كودكان زير 5 تا 6 سال و همينطور براي كودكان بزرگتري كه حساس هستند مناسب نيست. اگر كودك تمايل دارد كه در اين مراسم شركت نكند به خواست او احترام بگذاريد و ناراحت نشويد. ترس از تاريكي تقريبا همه كودكان حداقل براي مدتي از تاريكي ميترسند. اين ترس اغلب در سن 2 تا 3 سالگي ظاهر ميشود. ترس از تاريكي در ميان كودكان متفاوت و در حال تغيير است. يك شب از هيولا و شب ديگر از دزد ميترسند. معمولا اطمينان دادن به كودك(هر چند جزئي)مانع تشديد و مزمن شدن ترس ميشود، اما گاهي ترس در كودك باقي ميماند، در اين صورت پيشنهادهاي زير شما را در غلبه بر مشكل ياري خواهد داد. در باره ترس بحث كنيد. هيچگاه روي احساساتي مثل ترس سرپوش نگذاريد بلكه به آن اعتراف كنيد زيرا بهنظر كودك واقعي ميآيد. به او اطمينان دهيد چيزي براي ترسيدن وجود ندارد اما احساسات او را بهعنوان احمقانه و بچگانه بودن مسخره نكنيد. از كودك بپرسيد در تاريكي از چه چيزي ميترسد؟ در يك اتاق تاريك كنار او بنشينيد و بخواهيد علت ترس خود را شرح دهد. كودك را در برابر ترس مقاوم كنيد. مجموعهاي از بازيها ميتوانند كودك را به تاريكي عادت دهند. به برخي از اين بازيها توجه كنيد. دنبال بازي: خودتان نقش راهنما را بهعهده بگيريد و از كودك بخواهيد شما را دنبال كند. بهتر است با دستتان او را راهنمايي كنيد. ابتدا بازي را در روشنايي انجام دهيد و فقط گاهي وارد تاريكي شويد، اما به تدريج مدت زمان بيشتري را در تاريكي بگذرانيد. اگر كودك خواست، جاي خود را با او عوض كنيد. بشمار بازي: همراه با فرزندتان در يك محل تاريك بايستيد و تا عدد 3 بشماريد. كمكم اين زمان را طولانيتر كنيد تا به 60 ثانيه برسيد. او را از صميم قلب تحسين كنيد. به تدريج صدايتان را پايينتر بياوريد. براي يك كودك بزرگتر ميتوانيد اين زمان را تا چند دقيقه نيز افزايش دهيد. در تاريكي گرگم به هوا بازي كنيد. هر كدام به نوبت گرگ شويد و حين بازي حسابي سروصدا كنيد. اتاقي مخصوص بازي بسازيد. براي نمونه روي ميز پتويي بيندازيد و به كودك اجازه بدهيد به زير آن برود و برايش در و پنجره درست كنيد. اين مكان فضاي مناسبي براي بازي كردن در تاريكي است. با او قايمباشك بازي كنيد، يا شيئي خاص را در يك مكان تاريك مخفي كنيد و از او بخواهيد آن را پيدا كند تا در اين صورت يك علامت مثبت به دست آورد. ميتوانيد براي هر سه علامت مثبت هديهاي كوچك به او بدهيد. به كودك اطمينان دهيد كه در تاريكي خطري او را تهديد نميكند. شب هنگام قبل از خواب درها و پنجرهها را با همكاري كودك قفل كنيد. توضيح دهيد كه دزد به ندرت در خانهاي كه كسي در آن است وارد ميشود و همينطور بگوييد كه اگر دزدي وارد خانه شما شود شما زودتر بيدار خواهيد شد. همراه با كودكتان در حاليكه يك چراغ قوه در دست داريد به اتاق تاريكي وارد شويد و نقش پليسها را بازي كنيد. به فرزندتان بياموزيد در تاريكي با خودش صحبت كند. وقتي او جملههايي نظير «من نميترسم» و «هيچچيز نميتواند به من ضربه بزند» را تكرار كند ميتواند خودش را شجاع بداند. استفاده از تقويتكنندهها هر گاه كودك را در غلبه بر ترسش موفق ديديد موفقيت او را تحسين كنيد. يك جدول شجاعت طراحي كنيد. منظور از شجاعت انجام وظيفه محول شده در تاريكي است(حتي با وجود احساس ترس). بهتر است در مراحل نخست، اتاق كاملا تاريك نباشد. براي مثال يك چراغ قوه به دست كودك بدهيد. براي شب اول دو دقيقه در تاريكي كافي است، اما هر شب يك دقيقه به اين زمان بيفزاييد. اين كار را تا آنجا ادامه دهيد كه كودك بتواند قبل از به خواب رفتن به راحتي در رختخوابش دراز بكشد. درصورت موفقيت كودك يك علامت مثبت در جدول بگذاريد و بگوييد اگر تعداد اين علامتها براي مثال به 5 برسد هديهاي خوب به او خواهيد داد. پاداش مخصوص وقتي كودك نشان داد ترسش از تاريكي از ميان رفته است او را براي تماشاي فيلم مورد علاقهاش به سينما ببريد. درصورت لزوم اجازه دهيد يكي از اسباب بازيهايش را همراه خود بياورد و يا هر گونه جايزه ديگري كه فكر ميكنيد كودكتان را خيلي خوشحال ميكند به او بدهيد. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 4:12 توسط |
|
|
يكي از سختترين لحظات بچه داري وقتي است كه ميخواهيبه كودك دلبندت داروي بدمزهاي بدهي يا حتي غذايي كه او طعمش را نميپسندد.
در اين مواقع شما چه ميكنيد؟ دارو را به زور در حلقش ميريزيد يا تهديدش ميكنيد كه اگر كاهويش را نخورد از كارتون خبري نيست. تا به حال به اين مسئله فكر كردهايد كه اگر كودك شما دارويش را نميخورد و سرميز شام از خوردن كاهو و كلم خودداري ميكند، ممكن است ساختمان فيزيكي بدنش چنين ساخته شده باشد! تعجب نكنيد. اين چيزي است كه يك محقق درباره حس چشايي از مركز احساسات شيميايي در فيلادلفيا به آن رسيده. او معتقد است كودكان مزه بد دارو را بهعلت بنيان زيستياش نميپذيرند. سازوكار بدن آنها طوري طراحي شده كه اين مزه را نپذيرد، چرا كه بسياري از سموم هم مزه تلخ و بدي دارند. اين محقق نتايج بررسي خود را در همايش انجمن شيمي آمريكا مطرح كردهاست. در بررسي قبلي او و همكارانش يك ژن مربوط به چشايي به نام TAS2R38 را شناسايي كرده و متوجه شدند كودكاني كه يك آلل( يكي از يك جفت ژن ) از يك والد به ارث ميبرند، احتمال دارد به مزه تلخ حساس باشند، در حاليكه اگر يك آلل از هر دو والد گرفته باشند بسيار به اين مزه حساس هستند. اين بدان معني است كه اگر بتوان تا حدي جلوي عملكرد اين ژن مربوط به مزه تلخي را گرفت، يكي از گيرندههاي تلخي در دهان از كار ميافتد. البته مشكل اينجاست كه تقريبا 25 گيرنده تلخي در دهان وجود دارد. در حاليكه تنها 2 گيرنده چشايي به مزه شيريني اختصاص يافته است. اين يعني پايه زيستي بدن به ما ميگويد هر مزه تلخي را رد كن چون سم است و برايت ضرر دارد. اصلا بدن ما اين طوري ساخته شده كه مزه تلخ را نپذيرد. حالا ما مدام به اين كودك بيچاره اصرار ميكنيم كه دارو را بخور تا خوب بشي. محققان در آخرين بررسي خود 900 فرد 5 تا 50 ساله را آزمايش كرده و متوجه شدند كودكاني كه يك آلل حس تلخي دارند از بزرگسالاني كه همين تركيب ژنتيك را دارند، بسيار بيشتر به اين مزه حساس هستند. حالا ما به كودك بيچاره ميگوييم:ببين من چطوري اين كلم را ميخورم، خيلي هم خوشمزه است. اين محققان معتقدند دوران كودكي زمان افزايش حساسيت براي بسياري از حسهاست. يك كودك به طعم شيرين و شور علاقهمندي زيادي دارد اما اين ترجيح مزه شيريني و شوري در بزرگسالي كم كم تغيير ميكند. به همين علت هم ما به راحتي ميتوانيم مزه تلخ دارو را تحمل كنيم اما كودك نميتواند. در بررسي اين محققان 57 درصد سفيد پوستان و 70 درصد سياهپوستان يكي از دو ژن ادراك تلخي را داشته و از مزه سبزيجات خوششان نميآمد چون تلخي بيشتري در سبزيجات حس ميكردند. اما بشنويد از 160 كودك زير 8 سال كه 2ژن ادراك تلخي را داشتند، جالب اينجاست كه اغلب اين كودكان براي فرار از مزه بد دارو توانسته بودند بلعيدن قرص را ياد بگيرند. بديهي است كه با خوردن قرص، مزه دارو را كمتر حس ميكردند. لابد ميپرسيد پس والدين براي دادن دارو به كودكانشان چه كنند؟ پزشكان توصيه ميكنند كه تا جايي كه ميتوانيد مزه تلخي دارو را با يك مزه ديگر بپوشانيد. اول از همه از مسئول داروخانه بخواهيد دارويي به شما بدهد كه مزه قابلقبولتري داشته باشد. خيلي از كارخانجات دارويي با توجه به همين مسئله داروهايي ساختهاند كه طعم ميوههاي مختلف داشته و شيرين است. اين داروها را كودكان بيشتر ميپسندند. البته مزه دارو نبايد خيلي هم خوب و خوشمزه باشد، چون بچهها فكر ميكنند شكلات يا شربت است و هر وقت بخواهند ميتوانند از اين شكلاتهاي خوشمزه بخورند! اگر داروخانه چنين داروهايي نداشت ميتوان با اضافه كردن بستني، فرني، آب ميوه و مربا به دارو آن را قابل خوردن كرد. يكي از روشهاي بسيار مؤثري كه محققان پيشنهاد دادهاند خوردن شربت شكلات قبل و بعد از دارو است كه باعث ميشود كودك متوجه تلخي و بدمزگي دارو نشود. در مورد بيميلي به سبزيجات هم ميتوان از راه حلهاي مشابهي استفاده كرد مثلا ماكاروني را با سبزيجات پخته آماده كرد.علاوه بر اين محققان ميگويند بهتر است طعمهاي مختلف را بارها و بارها به كودك ارائه كنيد. معمولا وقتي كودكان يك نوع غذا را نميخورند، والدين آن غذا را جزو ليست سياه برده و ديگر دوباره آنرا به كودك پيشنهاد نميكنند. اما محققان توصيه ميكنند كه لازم است والدين پشتكار داشته و يك غذا را بارها و بارها در زمانهاي مختلف براي كودك فراهم كنند. اين تكرار به عقيده آنها ميتواند در پذيرش كودك تاثير بگذارد. علاوه بر اين محققان معتقدند درك مزه سبزيجات در رحم و در دوران جنيني شكل ميگيرد. بنابراين به مادران باردار و زنان شيرده توصيه ميشود غذا و سبزيجات متنوع در اين دوران بخورند تا كودكانشان هم طعمهاي مختلف را بپسندند.
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 4:10 توسط |
|
|
والدين ميتوانند نقش مهمي را در زندگي فرزندانشان بهويژه در پيشبرد و افزايش مهارتها، سطح آموزش و موفقيت شغلي او در آينده ايفا كنند. اما چگونه و چه اقدامات و فعاليتهايي را والدين بايد انجام دهند تا بتوانند چنين تأثيري داشته باشند، مقاله زير به اين سؤال پاسخ داده است. والدين براي افزايش موفقيت فرزندانشان اقدامات زير را بايد انجام دهند: از فعاليتهايي كه در مدرسه انجام داده و چيزهايي كه ياد گرفته است سؤال كنيد: اگر جواب دقيقي نداد، سؤال جزئيتري بپرسيد مثلاً امروز در كلاس رياضي چه كاري انجام داديد و چه چيز جديدي ياد گرفتيد؟ معمولاً بچهها اگر علاقه شما را به شنيدن صحبتهايشان ببينند به شما جواب كامل و مثبتي خواهند داد.حتي اگر او چيز بامزهاي راجع به مدرسه گفت به او روي خوش نشان دهيد و او را تشويق كنيد تا بيشتر راجع به مدرسه صحبت كند. همواره او را ستايش كنيد و به او اجازه دهيد: وقتي فرزندتان سختكوشي ميكند و نمره خوبي يا موفقيتي را به دست ميآورد خوشحالي خود را به او نشان دهيد و بگوييد كه به او افتخار ميكنيد. به او درمواقع مقتضي پاداش دهيد و همواره مشوق او باشيد.اگر فرزند شما با وجود تلاشي كه انجام داده موفقيت خوبي كسب نكرد به او برچسب نامناسب نزنيد؛ بچههايي كه برچسب كودن و كمهوش ميخورند معمولاً به همين شيوه هم عمل خواهند كرد. از انجام تكاليفش اطمينان حاصل كنيد: از او بخواهيد وقتي تكاليفش تمام شد آن را به شما نشان دهد.همواره انجام تكاليف را به او گوشزد كنيد اين قضيه به او كمك ميكند تا اهميت انجام تكاليف را درك كند. در خانه محل آرام و مناسبي را براي مطالعه فرزندانتان اختصاص دهيد: موقع درس خواندن او تلويزيون و ساير لوازم صوتي را خاموش نگه داريد. از رفتوآمدهاي غيرضروري كه به مطالعه و پيشرفت فرزندتان ضربه ميزند خودداري كنيد. محدوديتهايي را براي تماشاي تلويزيون او اعمال كنيد: مطالعات نشان ميدهد كه دانشآموزاني كه زياد تلويزيون تماشا ميكنند نمرات كمتري دريافت ميكنند. به جاي تماشاي تلويزيون او را تشويق كنيد اول تكاليفش را انجام دهد يا حتي جدولي را با ساير اعضاي خانواده حل كند. اجازه ندهيد كه بيشتر از يك تا 2 ساعت در روز تلويزيون تماشا كند، علاوه براين، بر تماشاي برنامههاي تلويزيوني او نظارت كنيد. فرزندتان را تشويق به مطالعه كنيد: همواره كتاب، مجله و روزنامههاي مختلف در منزل داشته باشيد، لازم نيست پول زيادي را در اين زمينه صرف كنيد بلكه ميتوانيد از كتابخانه محل قرض بگيريد. از فرزندتان بپرسيد به چه مطالبي علاقه دارد و كتابها و مجلات مورد علاقه او را تهيه كنيد. يكي از بهترين راهها براي تشويق فرزندتان به مطالعه اين است كه او مطالعه كردن شما را ببيند. در خانه انضباط و قوانين ساده اعمال كنيد: قوانين ساده و قابل فهمي را تنظيم كنيد. به او بگوييد در صورتي كه از اين قوانين تخطي كند با تنبيه روبهرو خواهد شد. وقتي فرزندتان در امور خانه به شما كمك ميكند يا تلاش دارد به ساير اعضاي خانواده كمك كند او را ستايش كنيد. برقراري انضباط صحيح در خانه به بچه كنترل بر رفتار خود و احترام به حقوق ديگران را ياد ميدهد. در برابر مشكلات انضباطي او واكنش نشان دهيد: اگر فرزندتان به طور خشونتآميزي رفتار كرد يا خارج از كنترل شد او را در حد معقول و با تنبيههاي مناسب مانند اخم كردن،كم كردن پول توجيبي و ...تنبيه كنيد. در صورتي كه اين راهكارها سودمند واقع نشد از مشاوران و افراد با تجربه كمك بگيريد. ارزشهاي مناسب را به فرزندتان تعليم دهيد: هر خانوادهاي ارزشهاي شخصي، مذهبي و فرهنگي خود را دارد اما با اين حساب ارزشهاي ديگري هم وجود دارد كه متعلق به همگان است مانند درستكار بودن، احترام به ديگران، مهربان بودن و ... اين ارزشها را در فرزندتان دروني كنيد. از تعطيلات سال به خوبي براي افزايش يادگيري فرزندتان استفاده كنيد: يادگيري در فرزندتان نبايد با پايان سال تحصيلي به اتمام برسد. بعضي از فعاليتهاي كمهزينه وجود دارد كه همراه با فرزندتان ميتوانيد انجام دهيد. براي مثال بازديد و آشنايي با مكانهاي فرهنگي و آموزشي به فرزندتان در يادگيري و علاقهمندي به آموزش و تحصيل ميتواند سودمند واقع شود. رفتن به اين مكانها توصيه ميشود: با معلم فرزندتان همواره تماس داشته باشيد: با او راجع به عادتهاي درس خواندن فرزندتان، علايق ويژه او و مشكلاتي كه ميتواند بر يادگيري او تأثير داشته باشد صحبت كنيد. حتي شما ميتوانيد راجع به اتفاقات ناگواري (مثل مرگ عزيزان و ...) كه بر درس خواندن و مطالعه او تأثير داشته است با معلمشان صحبت كنيد. اين امر باعث ميشود تا معلماش او را بهتر درك كند. همواره از معلم فرزندتان راجع به عملكرد او سؤال كنيد: براي مثال بپرسيد كه فرزند من در كلاس چگونه رفتار ميكند؟ آيا دچار مشكل رفتاري است؟ نحوه پيشرفت او در درسهايش چگونه است؟ و ...
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 4:9 توسط |
|
|
آيا فرزند شما هميشه تنها بازي ميكند و حاضر نيست با بچههاي ديگر همبازي شودو ...؟ براي آنكه اجتماعيتر شود و بتواند بر احساس عدماطمينانش غلبه كند، چه بايد كرد؟ نگران نباشيد، براي خاتمه دادن به ترس و كمرويي هيچگاه دير نيست. از سن 2 سال و نيم به بعد، كودك ترس و كمرويياش را آشكار ميكند. در مهد كودك، مدرسه و يا پاركها از كودكان ديگر دوري ميكند. فقط با پدر و مادرش حرف ميزند و به محض آنكه غريبهاي به جمع آنان بپيوندد در حضور او سكوت ميكند. از شركت در بازيهاي گروهي اجتناب ميكند، به فعاليتهاي انفرادي چون كتاب خواندن و بازيهاي كامپيوتري پناه ميبرد و دوستي ندارد. اگر يكي از همكلاسيهايش او را به خانهاش دعوت كند، در آخرين لحظه تصميم ميگيرد نرود. در كلاس، طوري رفتار ميكند كه توجه كسي را بهخودش جلب نكند. زماني كه از او سؤال شود، رنگش سرخ شده و دست و پايش را گم ميكند. وراثت يا سرنوشت؟ «خجالتي بودن» صفتي موروثي نيست؛ حتي اگر والدين كودك كمرو نيز مانند كودكشان خجالتي باشند، اين بدان معنا نيست كه كودك خجالت را از پدر و مادرش به ارث برده است. اما رفتارهاي والدين ميتواند اين صفت را در مرحله شكلگيرياش، تقويت كند. در واقع، كودكان معمولا مايل هستند رفتارهايي را كه والدينشان نسبت به ديگران از خود نشان ميدهند تقليد كنند. دردي فلج كننده كمرويي در مورد كودكي كه بايد با فعاليت و يا گروه جديدي در اجتماع روبهرو شود، امري طبيعي به شمار ميآيد و زماني مشكل ساز ميشود كه موجب درماندگي و ناتواني كودك شود تا حدي كه او را از فعاليت جسماني بازدارد. اما كودك شما از چه چيزي ميترسد؟در حقيقت، او ازرويارويي با قضاوت ديگران هراس دارد. معمولا اين اضطراب و نگراني با احساس درك نشدن همراه است. ترس تمام قدرت و انرژي او را از بين ميبرد و كودك ديگر قادر نخواهد بود براي حل مشكلش به درستي فكر كند. كودك خجالتي اغلب به هنگام صحبت كردن، در تلفظ كلمات دچار مشكل ميشود و در صورتيكه اضطراب شديد باشد، بدنش دچار تشنج شده، به او احساس خفگي دست ميدهد وتب ميكند. نقش والدين اضطراب و نگراني والدين، ترس كودك را تشديد ميكند، به همين دليل، پدر و مادر بايد در برابر كودكي كه دچار ترس شده با دقت بيشتري رفتار كنند و به او كمك كنند تا نگراني و اضطرابش را ابراز كرده و آن را در دلش نگه ندارد. اگر والدين مرتبا كودك را تشويق كنند كه به سمت ديگران برود، اين عمل ترس كودك را افزايش ميدهد. كودك با خود ميگويد:«حتي پدر و مادرم كه ميدانند چقدر از نزديك شدن به ديگران عذاب ميكشم، حاضر نيستند مرا درك كنند.» ناگهان احساس ميكند كه از ارزشش كم شده و او را واقعا دوست ندارند و بيش از پيش در خودش فرو ميرود. چنانچه والدين به كودكشان كمك ميكنند تا با ديگران تماس برقرار كند، بايد محتاط باشند. فعاليتهاي كمك كننده نواختن يك ساز بادي براي كودك خجالتي مناسب و بجاست. از طريق موسيقي، كودك ياد ميگيرد بر دم و بازدم خود كنترل داشته باشد، در نتيجه اين عمل به صحبت كردن او كمك ميكند. براي آنكه او را واداريد تا بر ترسش غلبه كند، بازي در تئاتر و بر عهده گرفتن نقش جديد، به او كمك چشمگيري ميكند. ورزشهاي رزمي چون جودو در مورد توانايياش به او اطمينان ميبخشد. خلاقيتهاي هنري چون نقاشي، مجسمهسازي و... اين امكان را به كودك ميدهد تا توسط تصاوير و اشكال، احساسات و ناراحتيهاي درونش را بيرون بريزد. اما نبايد به خاطر نگراني از يك گوشهگيري ساده، كودك را زير بار فعاليتهاي خارج از مدرسه هلاك كرد كه همين امر ميتواند باعث شود كودك در خودش فرو رود. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 4:8 توسط |
|
|
شما هم مانند بسياري از انسان ها، بدون آگاهي و ناخودآگاه در بسياري از عقايد و موهومات خرافه پرستي دخيل هستيد. در اين باره كمي فكر كنيد.آخرين باري كه به تخته زديد، آخرين باري كه از نگاه كردن به گربه سياه پرهيز كرديد و آخرين باري كه طالع خود را با دقت و اشتياق مطالعه كرديد، به ياد مي آوريد! همه اينها نمونه هايي از عقايد خرافي است ، كه ما هر روز با آنها سر و كار داريم و برخي صاحبنظران به آنها تفكرات جادويي مي گويند. طبق آخرين آمار، نيمي از مردم امريكا، افرادي خرافاتي هستند. به طوري كه اعتقاد به خانه ارواح ، سحر و جادو و جن و پري طي دهه هاي اخير بشدت افزايش يافته است ؛ اما براستي علل روان شناختي موجود در اين تفكرات جادويي چيست و آيا اين خرافات و عقايد به نفع ماست يا به ضرر ما؟ بسياري معتقدند، دعاهاي پيش از مسابقه هاي ورزشي به ورزشكاران روحيه مي دهد و آنها را آرام مي كند. اين گونه اعتقادات جزو خرافات محسوب نمي شوند و قطعا در بالا بردن روحيه ورزشكاران تاثير دارد، اما برخي اعتقادات عجيب و غريبي دارند ؛ مثلا اين كه پيش از شروع مسابقه بايد چند ضربه به توپ بزنند. در غير اين صورت در آن مسابقه موفق نخواهند شد. شايد براي شما هم جالب باشد كه بدانيد خرافات و موهوماتي از اين دست در نتيجه بروز اختلالات وسواسي رخ مي دهد. در علم روان شناسي به آن اختلال وسواس اجبار يا (OCD) گويند. براي چنين افراد وسواسي ، عادت به انجام برخي اعمال خاص باعث ايجاد اختلال در زندگي روزمره مي شود ؛ مثل شخصيت جك نيكلسون در فيلم As good as it gets، كه با وسواس خاصي حتما بايد از روي شكاف ها و درزهاي پياده رو مي پريد، يا هر روز فقط روي يك ميز خاص در يك رستوران خاص غذا ميخورد و قادر نبود هيچ گونه تغييري در اين عادت هر روزه خود به وجود آورد. افرادي كه به OCD و اختلالات رفتاري وسواسي مبتلا هستند، گمان مي كنند اگر از يكي از اين عادات اشتباه خود دست بردارند، اتفاقي براي آنان خواهد افتاد و هر اتفاق بد و ناگواري را به گونه اي به آن ربط مي دهند. دكتر پل فاكسمن ، معتقد است كه بيشتر بيماران درباره چيزي نگران هستند و معتقدند اگر نگران نباشند احتمال وقوع آن اتفاق بيشتر مي شود و اين نوعي خرافات است. به هر حال اگر شما در خود نشانه هايي از تشويش و نگراني و تنش مي بينيد و احساس مي كنيد اين رفتارها از كنترل شما خارج هستند، حتما به پزشك مراجعه كنيد، تا پيش از توسل به خرافات و موهومات ، به درمان اين بيماري هاي وسواس گونه بپردازيد. براي كنترل اين گونه نگراني ها و تشويش ها كه منجر به پذيرش برخي خرافات مي شوند، لازم است نيروهايي را درون خود به جريان بيندازيم و به دنبال قوانين و توجيه پيدايش هر پديده باشيم. بايد اين حقيقت را بپذيريم كه اتفاقات و پديده ها تحت كنترل ما نيستند. درست است كه در زندگي همه ما موقعيت هايي وجود دارد كه ممكن است بسيار مهم و حياتي و سرنوشت ساز باشند، اما مطمئنا به طور كامل در اختيار ما و مطابق باميل و خواسته ما نيستند. برخي معتقدند اعتقاد به خرافات ، اين توان را به افراد مي دهد كه خود را براي نتيجه و پيامد آن اتفاق آماده كنند. دوست يا دشمن احساس امنيت و اعتماد به نفس ، يكي از پيامدهاي خوب اعتقاد به برخي عقايد اين چنيني ( البته در حد معقول ) است ؛ مثلا برخي افراد معتقدند اگر فلان لباس را بپوشند، يا فلان شي خاص را با خود حمل كنند، برايشان خوش شانسي و موفقيت به همراه مي آورد و همين حس به آنها اعتماد به نفس كاذب مي دهد. دكتر فاكسمن معتقد است گاهي خرافات و اعتقادات خرافي مايه دلخوشي انسان ها هستند به اين معني كه شما فكر مي كنيد يك نيروي غيبي به شما كمك مي كند. شايد واقعا هم همين طور باشد. پشت اعتقادات انسان ها، نيروي شگرفي پنهان است. اگر پيامد يك موضوع كاملا شانسي باشد، اعتقادات خرافي نمي توانند تاثيرگذار باشند، اما وقتي عملكرد و نقش انسان ها يك فاكتور كليدي و مهم در پيامد و نتايج كارها باشد، اعتقادات خرافي مي توانند يك مزيت و نوعي محرك در انجام كارها محسوب شوند. تاثيرات روان شناس بر رفتارها و عقايد خرافي بسيار واضح و مشخص است ؛ مثلا همان طور كه پيش از اين به آن اشاره شد، آيا تا به حال براي شما پيش آمده كه احساس كنيد يك لباس يا شي خاصي براي شما خوش شانسي مي آورد. در اين صورت شما با پوشيدن آن لباس يا همراه داشتن آن شي خاص افكار مثبت را در ذهن خود ارتقا مي دهيد و از تنش و نگراني دور مي شويد ؛ اما ناگفته نماند كه گاهي اين طرز فكرها سد راهي براي عملكرد مناسب شماست. عقايد خرافي مي توانند نقش منفي هم در زندگي ما داشته باشند، بخصوص اگر با عادتهاي نادرستي مانند شرطبندي توام باشند. بسياري از افرادي كه به شرطبندي و خرافات مرتبط با آن عادت كرده اند، در زندگي خود با مشكلات عديده اي روبه رو هستند. محققان معتقدند، ترس از خرافات ، زندگي برخي افراد را مختل مي كند و باعث تنش هاي بسياري مي شود ؛ مثلا عدد 13و نحسي آن براي برخي افراد واقعا دردسرساز شده است. طبق تحقيقات صورت گرفته زنان به طور كلي از مردان خرافاتي تر هستند. شايد يك دليل آن از ديد روان شناسي اين باشد كه زنان بيش از مردان تنش و نگراني را احساس مي كنند و بيش از مردان به فكر چاره اي براي رفع آن هستند. به طور كلي افرادي كه مضطرب تر و نگران تر هستند راحت تر عقايد خرافي را قبول مي كنند. ضمنا زنان احساس مي كنند نسبت به مردها كنترل كمتري بر سرنوشت و آينده خود دارند. به طور كلي افرادي كه بر افكار و احساسات خود كنترل دروني دارند، كمتر دچار خرافات مي شوند و واقع بينانه تر با مسائل برخورد مي كنند. به هر حال مادرها و مادربزرگ هاي ما، هنگامي كه پشت سر مسافر آب مي ريزند، براي دور ماندن از چشم زخم ، اسپند دود مي كنند و به گردن بچه ها سنگهاي آبي رنگ آويزان مي كنند و صدها مورد اينچنيني احساس آرامش و اطمينان بيشتري دارند؛ اما بايد به اين حقيقت توجه كرد كه واقعيت و حقيقت در زندگي حرف اول را مي زند و تنها با ياد خدا مي توان آرامش حقيقي را به دست آورد. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه چهاردهم مهر 1387ساعت 5:52 توسط |
|
|
الگوهاي شخصيتي با هدف طبقه بندي افراد به دسـتـه هاي متـمـايـز از يكديـگر در علم روانشناسي مورد استفاده فراوان قرار مي گيرند. يـكـي از ايـن الـگوهـاي شخصيتي كه توسط ويليام شلدون ابداع گرديده است شخصيت افـراد را بـر اساس ساختار جسماني و جثه بدنشان به 3 دسته اصلي كه سوماتوتيپ ناميده مي شوند، طـبـقـه بـنـدي كرده است. شما مي تـوانـيـد بـا بـكارگـيـري ايـن الـگوهـا بـه شخصيت افراد مورد نظر خود تا حدودي پي برده و با آنان بهتر و موثرتر ارتباط برقرار كنيد. سوماتوتيپ ها بدين قرار مي باشند: آندومورف ( فربه ) اكتومورف ( لاغر ) مزومورف ( عضلاني ) اكنون يك به يك به تشريح آنها ميپردازيم: 1- آندومورف(endomorph): آنـدومورف ها از نـظر فـيـزيك بدني معمولا داراي دور كمر پـهن و شانه هاي باريك و كم عرض هستند (گلابي شكل). چـربـي فـراوانـي سـرتـاسـر بدنشان را فراگرفته است بـخصوص در نواحي زانوها وبازوها. امـا قـوزك پـاهـايشان و مچ دستهايشان باريك ولاغر مي باشند كه سـبـب بـيشتر به چشم آمدن ديگر نواحي چاق بدنشان مي گردد. شكل ظاهري: گوشتالو، فربه، اجزاء احشايي رشد يافته، گلابي شكل. خصايص شخصيتي: لذت گرا، خوش مشرب، بردبـار، راحـت طـلـب، صلح جـو، شـوخ طبع، خيره سر، آسوده خاطر، خواب سنگين و طولاني مدت، عاشق خوراكي، مـحـتاج محبت، خونسرد، كارها را پشت گوش مي اندازند. خصايص فيزيولوژيكي: موهاي چرب، رنگ پوست رنـگ پـريده، مـتـابـوليـسـم پايـيـن، مستعد عوارض كلسترول بالا، چاقي مفرط، آلرژي و ناراحتي هاي سينوسي . 2- اكتومورف(ectomorph): اكتـومـورفها نقطه مقابل آندومورفها مي باشند. از لحاظ فيزيكي داراي شانه ها و دور كمر باريك، صورت لاغر و پـيـشاني بلند و كشـيـده، قفسه سينه لاغـر و بـاريـك و دسـت و پـاهـاي نـحـيـف بـوده و چـربي اندكي در بدنشان موجود ميباشد. هرچند ممكن است به اندازه آندومورف ها غذا بخورند اما چـنين بنظر ميايد كه هيچگاه اضافه وزن پيدا نميكنند (بزرگترين دغدغه آندومورف ها). شكل ظاهري: لاغر و نحيف، ظريف، عضلات ضعيف، قـفـسه سيـنـه صـاف و مسطـح، بلند قامت، مغز بزرگ، اجزاء صورت و رگهاي بيرون زده و برجسته. خصايص شخصيتي: متفكر، آرام و ساكت، شكننده، خجالتي، حسـاس، كنـاره گيـر، درون گرا، دلواپس، عدم ابراز احساسات، هنرمند، غير قابل پـيـش بـيـنـي، خـلاق، قـوه تخيل بالا، بد خلق، كارها را خوب شروع كرده اما درست به پايان نمـي رسـانند. خصايص فيزيولوژي: پوست خشك و سرد، متابوليسم بالا، مستعد عوارض اظطراب، بي خوابي، دردهاي قاعدگي (در زنان) و يبوست. 3- مزومورف(mesomorph): مـزومـورف هـا بـيـن آنـدومـورف هـا و اكـتومورف ها جاي دارند. از لحاظ فيزيكي داراي تركيب مطلوبتري بـوده و بـه اصـطـلاح داراي تـنـاسـب انـدام مي باشند. داراي سر بزرگ، شانه هاي پهن(چهار شانه) و مـيـان تـنـه بـاريـك هـمراه با بازوها و زانوهاي نيرومند و چربي خيلي كمي در بدنشان هستند. شكل ظاهري: عضلاني، مستطيل شكل، پوست كلفت، سر بزرگ. خـصايص شخصيتي: عمل گرا، فعال، نـيـرومـند، سـتـيـزه جـو، مـاجـراجـو، بـي بــاك، بيتفاوت نسبت به عقايد ديگران، گستاخ، سلطه جو، عاشق ريسك كردن،قدرت طلب، طعنه زن، علاقه مند به فعاليت هاي بدني، تغذيه وخواب منظم. خصايص فيزيولوژيكي: تعرق زياد، احساس عطش، مستعد عـوارض مـعده، بواسيـر، تبخال. تـوجه داشـته باشـيد كه الزاما تقسيم بندي فـوق هميشه براي همه صادق نبوده و اين احتمال وجود دارد كه مثلا فردي داراي جثه و اندام اكتومورف بوده اما برخي ازخصوصيات شخصيتي آندومورف ها و يا مزومورف ها را از خود بروز دهد. بـنابراين از آنجايي كه هيچ چيز %100 نيست، از پيش داوري ها وقضاوتهاي زود هنگام اشخاص خود داري كنيد. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه چهاردهم مهر 1387ساعت 5:51 توسط |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیكار میتونم بكنم؟
گفتی:یا ایها الذین آمنوا اذكروا الله ذكرا كثیرا و سبحوه بكرة و اصیلا هو الذی یصلی علیكم و ملائكته لیخرجكم من الظلمت الی النور و كان بالمؤمنین رحیما .:: ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد كنید و صبح و شب تسبیحش كنید. او كسی هست كه خودش و فرشتههاش بر شما درود و رحمت میفرستن تا شما رو از تاریكیها به سوی روشنایی بیرون بیارن . خدا نسبت به مؤمنین مهربونه (احزاب/۴۱-۴۳) ::. |
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 |
|
RSS
|