تبليغاتX
تفکرنو

.:: ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد كنید و صبح و شب تسبیحش كنید. او كسی هست كه خودش و فرشته‌هاش بر شما درود و رحمت می‌فرستن تا شما رو از تاریكی‌ها به سوی روشنایی بیرون بیارن . خدا نسبت به مؤمنین مهربونه (احزاب/۴۱-۴۳) ::.

به تفکرنو خوش آمدید " تفکرنو
عواطف انسان ها مانند هر یک از جنبه های شخصیتیش در نتیجه رشد و نمو ظاهر می شوند واز همان صورت کامل و ساخته و پرداخته در او وجود ندارند. بر اثر رشد بدنی و تکامل ذهنی و پاسخ های عاطفی طفل دگرگون می شود و پیچیدگی بیشتری پیدا می کند.

تاثیر و ارزش محرک های عواطف گوناگون کودک همیشه یکسان نمی ماند. به این معنا که چیزی که زمانی بچه را می ترسانده است، ممکن است بعدا کنجکاوی او را برانگیزد و در مرحله دیگری از زندگی اصلا تاثیری در او نکند.

در رشد و تکامل عواطف آثار رشد بدنی و یادگیری چنان در هم می آمیزند که گاهی نمی توان آنها را از هم تمیز داد. کار غدد داخلی نقش مهمی در عواطف دارند. در واقع رفتار عاطفی خاص نوزادان و بچه ها از کورتکس سرچشمه گرفته و ثانیا رفتار عاطفی پخته و منظم تابع رشد مراکز کورتکس است. بچه در اثر رشد و تکامل حرکتی - حسی چیزهایی را در می یابد که قبلا درک نمی کرد.

بچه ای که از لحاظ ذهنی و دستگاه عصبی رشد کرده باشد، مدت درازتری به چیزی دقیق می شود. عواطف از یک شخص به شخص دیگر سرایت می کنند و این حقیقت در مورد نوزادان و بچه های بزرگتر هر دو صحیح است.

بچه ای که ممکن است به دلیل واهی از معلم یا شخص دیگری بدش بیاید، به زودی همه دوستان طفل نیز با آن شخص بد می شوند. کج خلقی معلم سرکلاس در بچه ها تاثیر می کند و ممکن است آنها تا وقت خانه رفتن کج خلق باشند. از طرف دیگر بچه مضطرب و بیم زده ممکن است آرامش را از معلم یا دوستی که آرامش دارد، یاد بگیرد.

خصایص حالات عاطفی کودک

عواطف کودکان خردسال با عواطف بزرگسالان تفاوت برجسته ای دارند:
عواطف کودک زودگذرند. کودک برخلاف بزرگسالان می تواند یکباره و بی پرده هیجانات عاطفی خود را بیرون بریزد. به همین علت، حالات عاطفی او زود سپری می شوند. اما با افزایش سن چون رفتارش زیر کنترل عادات و قواعد اجتماعی در می آید، دیگر نمی تواند با آزادی و سرعت پیشین در مقابل محرک های عاطفی عکس العمل نشان دهد.

عواطف کودکان شدیدند. ظهور ناگهانی عواطف بچه با شدتی همراه است که در بزرگسالان بندرت دیده می شود.

پاسخ عاطفی کودک درجات شدت و ضعف نمی شناسد. یعنی واکنش او در مقابل یک امر ناچیز به همان شدت است که در برابر یک امر جدی و مهم.

مشاهده این وضع در خردسالان برای بزرگترها که به طبیعت آنها آشنا نیستند، اسباب شگفتی می شود.

عواطف کودک فراوانند . عواطف کودکان به طور متوسط بیش از بزرگسالان هستند. زیرا کودک به تدریج یاد می گیرد که ابزار بی باکانه و بی کنترل عواطف با تنبیه و تشویق دیگران مواجه می شود و در نتیجه در مقابل آنچه که قبلا فقط پاسخ عاطفی نشان می داد، راه های دیگری می گزیند و از فراوانی پاسخ های عاطفی کاسته می شود.

پاسخ های عاطفی کودک متفاوتند. مشاهده رفتار کودکان معلوم کرده است که افراد یک گروه وقتی با یک محرک ترس آور یا ناراحت کننده مواجه می شوند، هر یک به نحوی دیگر پاسخ نشان می دهد. این امر نه تنها درباره محرک های ترس آور بلکه در مورد همه عواطف صدق می کند.

هنگام ترس یک بچه از اتاق می گریزد، دیگری پشت مادر پنهان می شود و سومی شاید همان جا می ماند و گریه می کند.

این تنوع در رفتار عاطفی نتیجه یادگیری ها و محیط بچه هاست وگرنه نوزادان که از تجارب عاری هستند در برابر یک محرک همه یکسان واکنش نشان می دهند.

عواطف کودکان را می توان با علائم رفتار تشخیص داد . یک بزرگسال می تواند احساسات و عواطف خود را پنهان کند و پی بردن به حالات درونی آنها مشکل است. در حالی که در بچه ها چنین نیست. گرفتگی، بی قراری، خیال بافی، خیس کردن پی درپی خود، ناخن گزیدن، انگشت مکیدن، بر هم زدن جشن، بی اشتهایی، حرکات بچگانه، پی درپی گریستن، لجبازی و عارضه حمله علائمی هستند که بر عواطف افشا نشده کودک دلالت می کنند. هیجانات درونی عموما در پسران بیشتر از دختران است.
نیروی عواطف در کودکان تغییر می کند . برخی از عوامل در برخی از مراحل زندگی کودک قوی هستند و بعد قدرت اولیه خود را از دست می دهند. بعضی از آنها نیز عکس این هستند. مثلا بچه های کوچک در حضور اشخاص و جاهای ناشناس کمرویی و ترس نشان می دهند، بعد که می فهمند در اینجا هیچ چیز ترس آوری وجود ندارد، ترسشان از میان می رود.

ترس در بچه هایی که به سن مدرسه نرسیده اند، به منتهای درجه می رسد. ولی در دوره های بعد هم از شدت ترس و هم از تکرارش کاسته می شود.

شدت و ضعف عواطف در مراحل مختلف زندگی تابع تغییر اهمیت محرک ها، رشد و تکامل ذهنی کودک و تغییر علایق او است.

شیوه های تغییر و بیان عواطف تغییر می یابند. طفل خردسال در ابراز عواطف خود نه به قضاوت و عیبجویی دیگران می اندیشد و نه به عواقب رفتار خود. رفتار عاطفی کودک فقط از محرکات درونی پیروی می کند و نه چیز دیگر.

کودک بعدها در مواجه با گروه های اجتماعی خارج از خانواده در می یابد که عملی که زمانی وسیله موثری برای مقصودش بود، اکنون آن را بچه گانه می خوانند.

به این ترتیب تمایل شدید به مقبول واقع شدن در منزل و مدرسه رفتارش را هدایت می کند.

● عوامل موثر در عواطف می رسیم که عبارتند از:

▪ عوامل موثر در عواطف
وضع عاطفی انسان چه بزرگسال و چه خردسال از یک زمان به زمان دیگر و برحسب عواملی چون کیفیت مزاجی، موقع بروز تاثیرات محیطی تغییر می یابد، در پرورش عواطف باید عواطفی را که زمینه را برای هیجانات فراهم می سازند، در نظر گرفت و در رفع آنها کوشید.

▪ خستگی
خستگی که نتیجه استراحت کم، هیجانات زیاد، غذای ناکافی و علل درجه دوم دیگری است، طفل و کودک را برای کج خلقی و تندخویی آماده می سازد. گرچه این در تمام مراحل کودکی صادق است ولی در اوایل زندگی، یعنی وقتی که طفل خستگی را نمی تواند تشخیص دهد و با آن که خسته است، بی اعتنا به بازی ادامه می دهد، مخصوصا مهم و قابل توجه است.

▪ عدم تندرستی یا فقر بهداشتی
ضعف و ناراحتی حاصله از تغذیه بد اختلا لا ت گوارشی، نقص بینائی، دندانی ناسالم و هر چه دیگر که به سلا مت مزاج محققا لطمه زند، زمینه را برای تحریکات عاطفی منفی به خصوص خشم آماده می سازد. ناراحتی های عاطفی در میان کودکان تندرست ۷ و ۱۱ سال کمتر است تا در میان کودکان ناتندرست همان سنین و کودکان سالم کوچکتر.

▪ موقع روز
از آنجا که خستگی در برخی از ساعات روز بیشتر از ساعات دیگر است، جای تعجب نیست اگر در آن ساعات تحریکات عاطفی آشکارتر دست دهند. در مورد اطفال و کودکان خردسال موقع قبل از غذا و خواب تظاهرات عاطفی شدت می یابند. به هم خوردن برنامه غذا و خواب نیز باعث بهم خوردن اعتدال عاطفی می شود.

▪ هوش
روی هم رفته کودکان کم هوش، کمتر به کنترل عواطف خود قادرند، در صورتی که کودکان با هوش دارای عواطف وسیع تر و علا یق متنوع تر هستند و طبعا بیش از کودکان کم هوش دستخوش عواطف گوناگون می شوند. اینها بهتر می توانند نکات غم انگیز و مضحک زندگی را دریابند، پیشامدهای نامطبوع آینده را احساس کنند و دچار ترس شوند علا یق وسیع تری به هم رسانند که تجاربشان ممکن است برای رسیدن به آنها کافی باشد یا نباشد، خلا صه آن که تفاوت میزان حساسیت برحسب درجه هوش حتی در باره بچه های خردسال نیز صادق است.

▪ محیط اجتماعی
محیط زندگی طفل و کودک اگر پرهیجان و جارو جنجال باشد، اگر والدینآنها غالب اوقات به دعوا و مرافعه سرگرم باشند و همچنین تفریحات و سرگرمی هایی که بیش از ظرفیت آنها هیجان انگیز باشد، مانند سینما و رادیو و ... آرامش عاطفی آنها را به هم می زنند. در خانه هایی که آمد و رفت مهمان زیاد بوده و بیش از دو نفر عضو بزرگسال داشته اند، خشم در اطفال مکررتر دیده می شود. طرز رفتار بزرگسالا ن و نوع انضباط و موانعی که برای کنترل رفتار کودکان به کار برده می شود و میزان اشکالی که آنها در کسب خواسته های خود دارند، همگی در وضع عاطفی اطفال موثرند.

▪ روابط خانوادگی
یکی از علل اساسی ناراحتی های عاطفی اطفال را باید در طرز رفتار والدین جست وجو کرد. در خانواده هایی که پدر و مادر بیشتر اوقات را در خارج خانه و دور از فرزندان به سر می برند. درباره بچه ها بیش از حد نگرانی نشان می دهند، پیوسته راجع به وضع مزاجی و رفتار فرزندان حرف می زنند، بیش از اندازه به اطفال کمک می کنند، مطیع اراده آنها می شوند یا این که آنها را محور حیات خانوادگی قرار می دهند. چنین پدران و مادرانی مقدمه را برای انواع فشارهای عاطفی فرزندان خود آماده می سازند.
 
▪ سطح آرزوها و انتظارات
گاهی فشار عاطفی کودک نتیجه آن است که پدر و مادر از او انتظاراتی دارند که بیش از توانایی او است و کودک چون از برآوردن این انتظارات عاجز می ماند، خود را گناهکار و نالا یق می پندارد وگاهی نیز این امر نتیجه آرزوها وهدف هایی است که خود طفل دارد. اگر نتواند به آرزوها و هدف های خود برسد، خود را بی کفایت تصور کرده و دچار ترس و اندوه و دلواپسی می شود.


روزنامه مردم سالاری

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم آبان 1387ساعت 11:2  توسط | 
عمومی‌ترین مشكلات رفتاری در كودكان سنین دبستان عبارتند از: عدم اطاعت عمومی و مقاومت در مقابل قدرت بزرگسالان، حملات پرخاشگرانه خواهر و برادر، عصبانیت، شانه خالی كردن از زیر بار مسئولیت، كار دزدانه انجام دادن، شكست و خرد كردن اشیا، گستاخی نسبت به فامیل یا دوستان خانواده، دزدی‌های كوچك و ...
هر چند شدت و فراوانی این رفتارها در بین كودكان مختلف و در سنین گوناگون یك كودك فرق می‌كند، ولی به طور كلی می‌توان مشكلات رفتاری متداول بین كودكان سنین دبستان را به شرح ذیل عنوان كرد: زودرنجی و حساسیت خیلی زیاد زودرنجی یكی از مشكلات رفتاری رایج بین كودكان دبستانی است.
روان‌شناسان نقطه اوج حساسیت پسران را سن ۱۱ سالگی و دختران را دوره بلوغ می‌دانند. زودرنجی شیوه‌ای موثر برای جلب موافقت و تسلیم والدین است كه از طرف كودك اتخاذ می‌شوشد. مادام كه كودك بتواند از این شیوه در مواجهه با موفقیت‌های تعارض‌انگیز سود جوید، زودرنجی باقی خواهد بود.
دروغگویی در بین كودكان كم‌سن‌تر، دروغگویی بیشتر جنبه خیال‌بافی و رویااندیشی دارد و كمتر به منظور صرف فریب دیگران به كار می‌رود. پاره‌ای از دروغ‌های كودكان به دقیق نبودن آنان به جزئیات بزرگ جلوه دادن موضوعات و نادرستی بزرگسالان مربوط می‌شود.
فشار به گفتن جزئیات دقیق یك امر، غالباً كودك را تشویق به دروغگویی می‌كند. علاوه بر این بسیاری از كودكان دروغ گفتن را یاد می‌گیرند، چون آنان را از تنبیه و یا تهدید مواظبت می‌كند. تقلب كودكی كه تقلب می‌كند معمولاً تحت فشار شدید برای گرفتن نمره خوب، یا ترس از زندگی است، معلمی كه مطالب درسی و یادگیری را متناسب با توانایی‌ها و رغبت‌های كودكان تنظیم می‌كند، بدون تردید از تعداد و فراوانی تقلب در كلاس خود به طرز قابل ملاحظه‌ای می‌كاهد. دزدی برای عمل دزدی همیشه علت یا انگیزه‌ای وجود دارد.


معلمان و مربیان باید تلاش كنند تا دریابند كه كدام نیاز یا نیازهای كودكان با عمل دزدی برآورده می‌شود. از این رو كمك و درمان در مورد كودكی كه دست به دزدی می‌كند، بستگی نام به شناخت انگیزه‌های حاكم بر رفتار او دارد.


از نظر روان‌شناختی اعتراف خواستن از كودكی كه دزدی می‌كند و یا تهمت زدن به او در نزد دیگران، بسیار غیرعاقلانه است، زیرا با این گونه روش‌ها، به ندرت به ریشه اصلی و علت بنیادین می‌توان پی برد و این كار موجب ریختن آبروی او می‌شود. كم‌رویی و انزواطلبی تلاش معلمان در اجتماعی كردن هرچه بیشتر كودكان كم‌رو از اهمیت زیادی برخوردار است.


معلم آگاه باید توجه داشته باشد كه كودكان كم‌رو نیز دارای توانایی‌ها و شایستگی‌های ویژه‌ای هستند كه با راهنمایی و تشویق و به كارگیری آنها در فعالیت‌های گروهی تا حد زیادی می‌توان اعتماد به نفس آنها را افزایش داد. حسادت حسادت واكنش هنجاری است كه كودك نسبت به از دست دادن محبت واقعی، فرضی و یا تهدید به آن از خود نشان می‌دهد. حسادت اغلب محصول موقعیت خانوادگی است به ویژه نگرش مادر و روش‌های انضباطی اوست.


لذا مادران باید از توجه بیش از حد (زیاد یا كم) نسبت به فرزندان خود دوری كنند و از به كار گرفتن شیوه‌های انضباطی ناهماهنگ و ناهمخوان كه هر دو از عوامل تشدیدكننده حسادت هستند، بپرهیزند.
ترس به طور كلی بیشتر ترس‌های كودكان در سنین مختلف، ناشی از یادگیری است. می‌توان گفت بسیاری از ترس‌ها براساس «شرطی شدن عامل»‌ایجاد می‌شوند. معلم یا والدین باید از شیوه‌ها و وسایل مختلف، جهت كمك به كودكان در غلبه بر ترس خود استفاده كنند. نگرانی در سالهای دبستان، نگرانی درباره تكالیف درسی و امتحانات در بین كودكان بسیار رایج است و به طور كلی نگرانی‌ها، معمولاً آن است كه كودك آنچه را كه احتمال دارد رخ دهد به طور غیرمنطقی و اغراق‌آمیز بزرگ كند.
اضطراب اضطراب در خلال سالهای كودكی مخصوصاً از ۴ تا ۶ سالگی افزایش می‌یابد و از لحاظ كمی و كیفی در كودكان مختلف و حتی یك كودك در زمان‌های مختلف، متفاوت است. اضطراب بی‌شك نشانه مقدماتی عدم سازگاری در كودك است. خشم نوع انضباط و روش‌های تربیت كودك نیز، در چگونگی، شدت و فراوانی ابراز خشم تاثیر دارد.


محیط خانه و مدرسه نقش مهمی در تعیین شدت و فراوانی خشم كودك دارد و با شیوه‌های تربیتی مناسب می‌توان خشم كودكان را كاهش داد. پرخاشگری هر اندازه والدین در خانه پرخاشگرانه‌تر عمل كنند، كودكان آنان نیز پرخاشگر خواهند شد. پرخاشگری در خانواده‌هایی كه تنبیه بدنی را در كودك ضروری می‌دانند بیشتر دیده می‌شود.

 
پرخاشگری معمولاً در زمان خستگی كودك و یا قبل از غذا خوردن و یا خوابیدن او شدیدتر می‌شود. به طور خلاصه می‌توان گفت كه در مورد تمامی موارد ذكر شده باید موجبات ناسازگاری را شناخت و درصدد رفع آنها برآییم.


روزنامه همشهری

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم آبان 1387ساعت 11:1  توسط | 
همزمان با رشد فكري، احساسي و رفتاري، كودك شما ياد مي گيرد تا از كلمات براي توصيف آنچه مي بيند، مي شنود، احساس مي كند و مي انديشد، استفاده كند. امروزه محققان مي دانند كه كودكان مدتها پيش از آنكه اولين كلمات خود را بر زبان بياورند، يادگيري قوانين زبان و نحوه استفاده بزرگترها از آن (براي صحبت با يكديگر) را آغاز مي كنند.

زمان بروز و رشد اين توانايي
كودكان، حرف زدن را در دو سال اول زندگي خود ياد مي گيرند. كودك شما نيز ياد خواهد گرفت كه از زبان، لبها، سقف دهان و دندانهايي كه در دهان او روييده اند براي توليد صداهاي مختلف استفاده كند؛ او در ماههاي اول و دوم صرفا مي تواند صداهاي ساده اي مانند "اِه" يا "آ" را توليد كند، و كمي پس از آن نيز صداهاي ساده ديگري را كه به اصطلاح "غان و غون" ناميده مي شوند، ايجاد خواهد كرد. كمي بعد، اين صداها تبديل به كلمات واقعي مي شوند: شايد حتي در چهار يا پنج ماهگي، كلماتي مانند "ماما" و "بابا" از دهان او خارج شوند و اشك را به چشمان شما بياورند. از اين زمان به بعد، كودك شما سعي مي كند تا كلمات بيشتري را از بين صحبتهاي شما، همسرتان و ديگر افرادي كه در اطراف او هستند، انتخاب كرده و ياد بگيرد. سپس، در بين يك تا دو سالگي، او به تدريج سعي خواهد كرد تا جملات دو يا سه كلمه اي را ادا كند.

رشد اين توانايي در كودك
در ابتداي تولد، كودك شما گريه و زاري مي كند؛ و اين گريه، اولين تلاش او براي ورود به دنياي صداها است. او با اين گريه نشان مي دهد كه خارج شدن از دنياي رحم و ورود به يك دنياي جديد و غريب، براي او شوكه كننده بوده است. از آن به بعد، او صداها، آهنگ صحبت كردن و همچنين كلمات ديگران را جذب مي كند كه نهايتا نحوه صحبت كردن خودش را شكل خواهند داد.

"صحبت كردن"، پيوندي عميق با "شنيدن" دارد. با گوش دادن به حرفهاي ديگران، كودك شما صداي كلمات و ساختار جملات را ياد مي گيرد. در واقع، بسياري از محققين بر اين باورند كه درك زبان از زماني كه كودك در رحم مادرش قرار دارد آغاز مي شود. همانگونه كه كودك به ضربان ثابت قلب شما عادت كرده است، با صداي شما هم وفق پيدا مي كند. او تنها چند روز پس از تولد قادر است كه صداي شما را در بين صداهاي ديگران، تشخيص دهد.

يك تا سه ماهگي

گريه، اولين مدل ارتباطي است كه كودك شما مورد استفاده قرار مي دهد. گريه تند و با صداي بلند مي تواند به اين معنا باشد كه او گرسنه است؛ و گريه آرام و منقطع مي تواند نشانه آن باشد كه پوشك او نياز به تعويض دارد. با افزايش سن، او مي تواند صداهاي ساده ديگري شبيه به خنده هاي ريز، آه و ... را توليد كند كه در نتيجه يك مجموعه كوچك از صداهاي متنوع را در اختيار خواهد داشت. برخي از زبان شناسان بر اين باورند كه كودكان در چهار هفتگي قادرند كلمات با سيلابهاي يكسان، مانند "ما" و "با" را تشخيص دهند.

چهار ماهگي

در اين مرحله، كودك شما با تركيب حروف صدادار و بيصدا، صداهاي ساده اي مانند "بابا" يا "ماما" را ايجاد مي كند. هرچند گفتن اين كلمات موجب مي شود كه قلب والدين كودك از شادي لبريز شود، اما واقعيت اين است كه او هنوز نمي تواند اين كلمات را واقعا درك كرده و بين اين كلمات و شما، ارتباط معنايي برقرار كند. او در يكسالگي قادر خواهد بود كه اين ارتباط مفهومي را ايجاد كرده و با گفتن "ماما" يا "بابا"، واقعا شما را صدا كند.

تلاش كودك شما براي حرف زدن اينگونه به نظر مي رسد كه گويا فردي در حال حرف زدن به يك زبان خارجي است: تعداد بسيار زيادي از لغات بدون معني كه كودك آنها را پشت سر هم مي گويد. در واقع، توليد صدا براي كودك شما يك بازي مفرح است؛ او تلاش مي كند كه زبان، دندانها، سقف دهان و تارهاي صوتي اش را براي توليد صداهاي بامزه و متنوع، به كار گيرد. در اين مرحله، كودكان صداهايي مختلف از خودشان در مي آورند كه اصطلاحا "غان و غون" ناميده مي شود؛ و جالب اينكه اين صداها در كودكان مختلف كاملا شبيه به هم است، خواه والدين آنها فارسي، انگليسي، فرانسوي يا حتي ژاپني باشند! شما ممكن است مشاهده كنيد كه كودك شما، بعضي صداهاي خاص را دوست داشته و آنها را بارها و بارها تكرار كند، مانند "دا" يا "كا"؛ اين بدان خاطر است كه كودك از اين صداها، و همچنين از وضعيت اندامهاي صوتي اش در زمان توليد اين صداها، خوشش مي آيد.

شش تا نُه ماهگي

در اين دوره به نظر مي رسد كه صداهايي كه كودك توليد مي كند، تا حدي معنا و مفهوم دارند. اين بدان خاطر است كه كودك از صداها و الگوها، مشابه با خود شما استفاده مي كند. مي توانيد با كتاب يا شعر خواندن براي او، اين مهارت را در كودك تقويت كنيد.

دوازده تا هفده ماهگي

او در اين مرحله از يك يا چند كلمه استفاده مي كند و معناي آنها را هم مي فهمد. او حتي ممكن است از تغيير آهنگ صدا نيز استفاده كند و مثلا با لحن سوالي به شما بگويد: "بغل"، يعني "من را بغل كن"! او به تدريج اهميت حرف زدن را درك مي كند و مي فهمد كه توانايي ابراز و انتقال خواسته ها و نيازهايش، تا چه حد مهم است.

هجده تا بيست و چهار ماهگي

در اين دوره، او ممكن است تا 200 كلمه را ياد گرفته باشد، كه بسياري از اين كلمات، اسم هستند. بين هجده تا بيست ماهگي، كودكان مي توانند حدودا 10 كلمه را در روز ياد بگيرند. حتي برخي از آنها مي توانند كه در هر 90 دقيقه، يك كلمه جديد ياد بگيرند، پس بهتر است به دقت، مراقب نحوه صحبت كردن خود باشيد. او حتي ممكن است دو كلمه را با هم استفاده كرده و جملات دوكلمه اي بسازد: "من ببَر". در دو سالگي، او قادر خواهد بود جملات سه كلمه اي را به كار برده و آهنگهاي ساده را به صورت آواز، بخواند. در اين دوره، درك كودك از خودش به بلوغ مي رسد، و در نتيجه او درباره خودش - چيزهايي كه دوست دارد يا ندارد، آنچه فكر مي كند و آنچه احساس مي كند - حرف خواهد زد. البته استفاده از ضميرها ممكن است براي او گيج كننده باشند و در نتيجه ممكن است مشاهده كنيد كه او به جاي اينكه بگويد: «من انداختم»، بگويد: «ني ني انداخت».

بيست و پنج تا سي و شش ماهگي

او ممكن است هنوز نتواند بلند يا آرام حرف زدن را به طور مناسب به كار ببرد، اما به زودي در اين زمينه مهارت كافي پيدا خواهد كرد. همچنين او به تدريج معاني ضميرها (مانند: من، تو، او) را خواهد فهميد. بين دو تا سه سالگي، دامنه لغات او حدودا به 300 كلمه خواهد رسيد. او با استفاده از اسم ها و فعلها، جملاتي كامل اما ساده خواهد ساخت: «من امروز رفتم».

در سه سالگي، مهارت او براي حرف زدن بسيار افزايش يافته است. او مي تواند براي مدتي به طور مداوم با شما صحبت كند، و تُن صدا، الگوهاي صحبت و لغات مورد استفاده اش را با توجه به مخاطب خود، تنظيم كند. به عنوان مثال، هنگام صحبت كردن با يك كودك ديگر از كلمات ساده تر استفاده خواهد كرد، اما وقتي كه با شما حرف مي زند، لغتها و الگوهاي پيچيده تري را به كار خواهد برد. در اين زمان، شما مي توانيد منظور او را به طور دقيق و روشن بفهميد. او به راحتي و به صورتي روان، نام و سنش را براي ديگران گفته و همچنين هرگاه از او بخواهيد كاري را انجام دهد، به سرعت گوش خواهد داد.

مرحله بعدي

پس از مدتي، شما خواهيد ديد كه او ديگر صرفا حرفهاي بي سر و ته يا بي معني نمي زند؛ و روزهايي را كه او اصلا بلد نبود حرف بزند، فراموش خواهيد كرد. در اين دوره، او براي شما از كارهاي روزانه اش حرف مي زند و شما هم از نشستن و گوش دادن به شيرين زبانيهاي او لذت خواهيد برد. او براي شما تعريف مي كند كه در مهدكودك چه بازيهايي كرده است؛ دوستش چه خوراكي آورده بود؛ دوست ديگرش چه چيزهايي گفته است؛ و البته درباره هر چيز ديگري نيز كه در ذهنش مي گذرد، براي شما صحبت خواهد كرد. او همچنين يادگيري يك مهارت نسبتا پيچيده تر را نيز آغاز مي كند: "نوشتن".

نقش شما
وظيفه شما بسيار ساده است: با او حرف بزنيد. تحقيقات نشان مي دهند كودكاني كه والدينشان در دوره خردسالي، زياد با آنها صحبت مي كنند، بهره هوشي (IQ) بيشتري دارند. همچنين دامنه لغات آنها نيز وسيع تر از كودكاني است كه كمتر با اطرافيان خود صحبت مي كرده اند. شما مي توانيد صحبت كردن با كودك را از دوران حاملگي آغاز كنيد، تا او به صداي شما عادت كند. براي او كتاب بخوانيد و يا هنگامي كه به حمام مي رويد، با صداي بلند برايش آواز بخوانيد. پس از زايمان، هنگامي كه به او شير مي دهيد، پوشك او را عوض مي كنيد و يا او را به حمام مي بريد، با كودك صحبت كنيد؛ همچنين بهتر است به او فرصت بدهيد كه با يك لبخند و يا با برقراري ارتباط چشمي (نگاه كردن مستقيم به چشمان شما)، به حرفهاي شما پاسخ دهد. در پنج ماهگي، ممكن است متوجه شويد كه او با اشتياق به حركت لبها و دهان شما نگاه مي كند. به صحبت كردن ادامه دهيد، و او به زودي تلاش خود را براي پاسخ دادن به شما آغاز خواهد كرد.

البته گاهي از اوقات نيز مي توانيد با جملات و كلمات خود كودك (يعني با همان صداهاي بي معني و نامفهوم او) با او حرف بزنيد؛ اما صحبت صحيح و دقيق را نيز فراموش نكنيد. كودك شما تنها در صورتي صحيح صحبت كردن را ياد مي گيرد، كه شما به او به درستي ياد بدهيد. لازم نيست از به كار بردن كلمات پيچيده خودداري كنيد. هرچند شما بايد تلاش كنيد تا حتي الامكان ساده با كودك صحبت كنيد تا او هم بتواند منظور شما را بفهمد، اما شنيدن كلمات جديد نيز مي تواند به او كمك كند تا به تدريج، دامنه لغاتش را وسعت دهد. همين مطلب در مورد كودكاني كه به مهدكودك يا آمادگي هم مي روند صدق مي كند: تا زماني كه شما با صحبتهاي خود آنها را بيشتر تحريك و تهييج كنيد، مهارتهاي زباني آنها هم بيشتر رشد خواهد كرد.

كتاب يا شعر خواندن براي كودك، يكي از بهترين راههايي است كه مي تواند مهارتهاي زباني كودك را پرورش دهد. نوزادان از شنيدن صداي شما لذت مي برند؛ كودكان نوپا از شنيدن داستانهاي جديد خوششان مي آيد؛ و كودكاني كه به آمادگي مي روند حتي ممكن است بقيه داستان را براي شما تعريف كنند.

چه وقت بايد نگران شويد
كودكاني كه مشكل شنوايي داشته باشند، توانايي توليد صداهاي ساده را نيز از حدود شش ماهگي رها مي كنند. در صورتي كه نوزاد شما هيچ صدايي از خودش در نمي آورد (يا حتي تلاشي هم براي توليد صدا نمي كند)، يا با شما ارتباط چشمي برقرار نمي كند، بهتر است با پزشك خود مشورت كنيد. هرچند برخي از كودكان از حدود نُه ماهگي، تلفظ كلمات را شروع خواهند كرد، برخي ديگر ممكن است اين كار را در سيزده يا چهارده ماهگي آغاز كنند. اگر كودك شما تا پانزده ماهگي هيچ كلمه اي بر زبان نياورد، يا شما هنوز هم قادر نيستيد كه حتي يك كلمه از حرفهاي او را بفهميد، در اين مورد با پزشك خود صحبت كنيد.

اگر در سه سالگي، هنوز هم كودك شما حروف بيصداي انتهاي كلمات را تلفظ نمي كند (مثلا به جاي "خوب"، مي گويد: "خو")، يا به جاي يك صدا يا هجا، از صداهاي ديگر استفاده مي كند (مثلا به جاي "مار" يا "موش" مي گويد: "بار" يا "دوش")، ممكن است به مشكل شنوايي يا گفتاري مبتلا باشد. در اين صورت با پزشك خود صحبت كنيد تا امكان ارزيابي كودك را فراهم كند.

همه كودكان ممكن است در برخي مواقع دچار لكنت زبان شوند. بعضي وقتها كودك شما بسيار هيجان زده است و مي خواهد آنچه را در ذهنش مي گذرد به سرعت براي شما بگويد، اما نمي تواند به آساني كلمات مناسب را پيدا كند. به او اجازه دهيد تا خودش جملاتش را تمام كند، و از پريدن وسط حرف او يا كمك به او، خودداري كنيد. اين كار موجب مي شود او احساس بي عرضگي كند؛ و به هيچ وجه به يادگيري او كمك نخواهد كرد.

با اين حال، در صورتي كه كودك شما به لكنت زبان دائمي دچار شده است، بايد توسط متخصص گفتاردرماني مورد معاينه قرار گيرد. اگر كودك بين شش تا دوازده ماه پس از اولين باري كه دچار لكنت زبان مي شود مورد معاينه قرار گيرد، بهترين ميزان پيشرفت در مهارتهاي زباني را از خود نشان خواهد داد. بايد در اين باره با پزشك خود مشورت كنيد تا شما را به يك متخصص مناسب ارجاع دهد

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم آبان 1387ساعت 10:59  توسط | 

 
عـزت نفس بالا یـکی از پشتوانه هـای محـکمی اســت کـه میتواند کـودک را در مقابل چالش های دنیای خـارج استوار سازد. به نظر میرسد کـودکانی که احساس بهـتری نسبت به خودشان دارند، راحت تــر می توانند از پس مشکلات بربیایند و در برابر فشارهای منفی خیلی راحت تر از سایرین مـقاومت می کنند. آنـها بیشتـر لبخند می زنند و از زندگی لذت بیشتری می برند. این نوع کـودکان واقـع گرا هستند و عموماً خوش بین می باشند.


از سوی دیگر کودکانی که دارای عزت نفس پایینی هستند، هر چالش کوچکی میتواند سبب ایجاد استرس، اضطراب و ناامیدی در آنها شود. کودکانی که به خود اعتماد ندارند، به سختی می توانند برای مشکلات خود راه حل های کاربردی پیدا کنند. اغلب افکار منفی نظیر: "من آدم خوبی نیستم" یا "نمی توانم هیچ کاری را به خوبی انجام دهم" به سراغ آنها می آید و سپس به صورت افرادی غیر فعال و افسرده در می آیند. فقط کافی است با یک چالش روبرو شوند، اولین واکنشی که نشان می دهند: "من نمی توانم" است. این مقاله را بخوانید تا ببینید چه نقش مهمی را می توانید در ارتقای عزت نفس سالم در کودکان خود ایفا کنید.


عزت نفس چیست؟


عزت نفس از مجموعه ای از اعتقادات و احساساتی تشکیل می شود که فرد در مورد خود دارد. می توان از آن به عنوان "درک فردی" نیز نام برد؛ اینکه کودک چه واکنشی در برابر محرک های خارجی از خود نشان می دهد، و در برابر مشکلات چه رفتارهایی از خود بروز می دهد.


الگوهای عزت نفس از همان دوره های پایین سنی در افراد شروع به رشد می کند. به عنوان مثال زمانیکه یک خردسال و یا یک کودک نوپا کار مهمی را انجام می دهد، نوعی حس موفقیت در او ایجاد می شود. کودک باید یاد بگیرد که پس از شکست های متوالی باز هم بتواند بدست آوردن موفقیت را تجربه کند. به عنوان مثال باید حتی زمانیکه کودک یاد می گیرد قاشقش را به درستی در دهان قرار بدهد، او را تشویق کنید و به او نگرش "تو می توانی" را آموزش دهید. بدست آوردن موفقیت باید همراه با اسرار و مداومت انجام پذیرد.


زمانیکه کودک از انجام کاری شکست می خورد، تلاش می کند، مجدداً شکست میخورد و باز هم تلاش می کند و نهایتاً به موفقیت دست پیدا می کند، یک ایده کلی در مورد توانایی های خود بدست می آورد. همچنین نگرش هایی در مورد طریقه رفتار کردن با دیگران را بدست آورد. در این مرحله نقش والدین از اهمیت بالایی برخوردار میشود. پدر و مادر باید به کودک کمک کنند تا عزت نفسی سالم و بدور از هر گونه خطا و اشتباه را در او ایجاد کنند.


عزت نفس همچنین می تواند به موجب حس دوست داشتن و دوست داشته شدن نیز ایجاد شود. زمانیکه کودک به یک موفقیت دست پیدا می کند، خوشحال می شود، اما اگر در این شرایط کسی به او ابراز عشق و محبت نکند، احساس عزت نفس پایینی به او دست خواهد داد.


البته کودکی که والدین به اندازه کافی به او ابراز محبت و عشق می کنند، اما در مورد توانایی های خود مطمئن نیست، باز هم ممکن است پیرامون ایجاد ارتقای عزت نفس خود با مشکلاتی مواجه شود. عزت نفس سالم زمانی ایجاد می شود که میان تمام موارد تعادل برقرار شود.


علائم عزت نفس سالم و ناسالم


میزان اعتماد به نفس کودک در طی دورانهای مختلف زندگی با نوعی نوسان روبرو میشود. تجربیات کودک زیاد می شود و درک او نسبت به مسائل مختلف تغییر پیدا میکند به همین دلیل عزت نفس او به طور متناوب در حال تغییر است. این امر می تواند به والدین کمک کند تا نشانه های عزت نفس سالم و ناسالم را درک کنند.


کودکی که با عزت نفس پایین روبرو است هیچ گونه تمایلی به انجام کارهای جدید ندارد. در این شرایط کودک ممکن است دائماً در مورد توانایی های خود نگرش منفی داشته باشد و چیزهایی از این قبیل بگوید: "من نادان هستم" یا "هیچ وقت یاد نمیگیرم که چگونه باید کارها را به درستی انجام دهد" یا "آخرش چه می شود؟ به هر حال که هیچ کس به من اهمیت نمی دهد."


تاب و توان کودک در برابر مشکلات کم می شود به راحتی تسلیم موانع خارجی میشود و همیشه منتظر کسی است که از راه برسد و بار مسئولیت های او را به دوش بکشد. این قبیل کودکان به شدت نسبت به انتقادهای خارجی از خود واکنش منفی نشان می دهند، و به راحتی از خودشان ناامید می شوند. این افراد معمولاً در برابر موانع خارجی به شدت بدبین هستند.


کودکی که دارای عزت نفس سالمی است، از برقراری ارتباط با دیگران لذت می برد. او از قرار گرفتن در در مکان های عمومی و اجتماعی لذت می برد و در عین حال تنهایی نیز به او آرامش می دهد. زمانیکه نوبت به مواجهه با مشکلات و چالش های خارجی می رسد، می تواند به راحتی راه حل های کاربردی و مفید را پیدا کند. به راحتی متوجه کاستی ها می شود و هیچ موقع خود و یا اطرافیانش را زیر سؤال نمی برد. به عنوان مثال به جای اینکه بگوید: "من نادان هستم" می گوید: "من این مطلب را به درستی متوجه نشده بودم." این قبیل کودکان نقاط ضعف و قوت خودشان را به خوبی می شناسند و آنها را می پذیرند. این امر سبب می شود که نوعی نگرش خوش بینانه در آنها ایجاد شود.


چه کمکی از دست والدین بر می آید؟


پدر و مادرها در ارتقای حس عزت نفس کودکان چه نقشی دارند؟ در این قسمت چند راهکار اساسی برای شما ذکر شده که با اتکا به آنها می توانید عزت نفس کودکان خود را ارتقا بخشید.


مراقب صحبت کردن خود باشید. کودکان نسبت به گفته های والدین خود بسیار حساس هستند. نه تنها باید کودکان را به خاطر کاری که با موفقیت انجام داده اند، بلکه باید آنها را به خاطر تلاشی که در این زمینه انجام داده اند، نیز تشویق کنید؛ اما در این راه باید صادق باشید و از هر گونه مبالغه بپرهیزید. به عنوان مثال اگر فرزند شما نتوانست وارد تیم فوتبال مدرسه شود، نباید به او بگویید: "خوب دفعه آینده می توانی با تلاش بیشتر وارد تیم شوی" بلکه بهتر است چیزی شبیه به این به او بگویید: "درست است که تو نتوانستی وارد تیم فوتبال شوی، اما به هر حال تو تمام تلاشت را به کار گرفتی و این قابل تقدیر می باشد." همیشه نتیجه مهم نیست، بلکه همان تلاشی که فرد انجام میدهد نیز قابل ستایش است.

یک الگوی مثبت باشید. اگر زندگی را بیش از اندازه به خودتان سخت بگیرید، منفی گرا باشید و در مورد توانایی ها و محدودیت های فردی خود واقع بین نباشید، کودک به صورت ناخودآگاه عیناً کارهای شما را بازتاب خواهد داد. عزت نفس شخصی خود را پرورش دهید تا کودکتان هم بتواند از شما الگو برداری کند.


عقاید نادرست کودک را تشخیص داده و آنها را تغییر دهید. پدر و مادر باید این توانایی را داشته باشند که بتوانند عقاید غیر منطقی کودک خود را تشخیص دهند. این اعتقادات در هر زمینه ای می توانند باشند: توانایی های فردی، جذابیت، کمال و یا هر چیز دیگری. این امر می تواند به کودک کمک کند تا در مورد ارزیابی توانایی های خود واقع بین تر باشد و همچنین می تواند به کودک کمک کند تا نگرش های مناسب تری را در خود ایجاد کند. احساسات نادرست می توانند در اعماق وجود فرد ریشه دوانده و به صورت یک واقعیت عینی در او بروز کنند. به عنوان مثال کودکی که در تمام موارد درسی در مدرسه به خوبی ظاهر می شود و تنها در درس ریاضی قدری ضعیف است، ممکن است با خودش بگوید: "من ریاضیم خوب نیست، دانش آموز بدی هستم". این نوع تعمیم دادن ها باعث می شود که توانایی های دیگر کودک نیز به مرور زمان رو به تحلیل رفته و به مرور زمان موجبات شکست کودک را فراهم آورند. در چنین شرایطی می توانید به او بگویید: "تو دانش آموز خوبی هستی، ریاضی درسی است که باید وقت بیشتری روی آن بگذاری، ما با هم می توانیم روی آن کار کنیم."

با فرزندان خود مهربان و خودجوش باشید. عشق و محبت والدین می تواند تاثیر شگرفی بر روی ارتقای عزت نفس کودکان داشته باشد. آنها را در آغوش بگیرید و به آنها بگویید که مایه ی افتخار شما هستند. می توانید در ظرف غذای او یادداشت هایی از این قبیل بگذارید: "به نظر من تو فوق العاده ای"، او را صادقانه تشویق کنید و در این کار به هیچ وجه مبالغه نکنید. کودکان به راحتی می توانند تشخیص دهند که آیا چیزی از اعماق وجود شما نشئت می گیرد یا خیر.


واکنش های مثبت و دقیق از خود نشان دهید. تعبیراتی مانند: "تو همیشه دست به دیوانگی می زنی" ممکن است به کودک این حس را القا کند که هیچ گونه کنترلی بر روی بروز احساسات خود ندارد. به عنوان مثال میتوانید بگویید"تو خیلی سریع در مقابل برادرت عصبانی می شوی، اما خوشحالم که سر او فریاد نمی زنی و او را مورد ضربت قرار نمی دهی" این امر به کوک نشان می دهد که حق انتخاب دارد و به او کمک می کند تا در شرایط مشابه دیگر نیز انتخاب صحیحی داشته باشد.

محیط خانه را امن و مطمئن سازید. کودکی که نمی تواند در خانه احساس اعتماد داشته باشد و در آنجا مورد آسیب قرار می گیرد، از عزت نفس پایین رنج خواهد برد. کودکی که دائماً در برابر جر و بحث ها و دعواهای خانوادگی پدر و مادر قرار می گیرد، افسرده و مضطرب خواهد شد. همیشه باید به خاطر داشته باشید که به کودک خود احترام بگذارید.


خانه خود را تبدیل به مامن امنی برای تمام اعضای خانواده کنید. دردسرهایی که دیگران ایجاد می کنند، مشکلات مدرسه، اختلاف با همکلاسی ها، و سایر فاکتورهای بالقوه ای که می توانند بر روی عزت نفس کودک تاثیر گذار واقع شوند، کار کنید. اقدامات لازم را به سرعت و با حساسیت تمام انجام دهید.

کودک را به کسب تجربیات سازنده تشویق کنید. انجام فعالیت هایی که حس همکاری را در کودک پرورش می دهد، خیلی بیشتر از فعالیت هایی که حس رقابت را در آنها ایجاد می کند می تواند سودمند باشد. به عنوان مثال فعالیت هایی که در آن فرزند بزرگتر به خواهر یا برادر کوچک تر خود کمک میکند، می تواند تاثیز شایان ذکری هم در زندگی فرزند بزرگتر و هم عزت نفس فرزند کوچکتر داشته باشد.

کمک از منابع تخصصی


اگر احساس می کنید که کودک شما دارای عزت نفس پایینی است، می توانید از موارد حرفه ای و تخصصی کمک بگیرید. مشاور کودک و خانواده می توانند دلایل اصلی این امر را که چرا یک کودک در مورد خود احساس خوبی ندارد، بررسی کند. مشاوره های تخصصی می تواند به کودک کمک کند تا در وهله اول درک واقع بینانه تری از خود داشته باشد و سپس می تواند با شناختی که از خود پیدا می کند قابلیت های فردی خود را ارتقا بخشد. با میزان کمی کمک هر کودک می تواند عزت نفس سالم تری را برای دنبال کردن یک زندگی شادتر، سالم تر و و کامل تر ایجاد کند

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم آبان 1387ساعت 10:56  توسط | 
با شهامت کسی است که وقتی طرز فکر و عقیده‌اش با دلایل و براهین عقلی و نقلی ثابت شد از آن دست بر ندارد و روزی هم که ثابت شد، نظرش خطاست، اگر چه عمری از آن گذشته باشد، از آن دست بردارد و تایب شود.
 
گر اخلاق را وسیع و پر دامنه بدانیم، کلیه اصول و آداب حاکم بر رفتار و روابط انسانی و پاسداری از آن را شامل می‌شود. این اصول از یک سو رفتار آدمی را در بر می‌گیرد و از سوی دیگر عادات و ملکات و فضایل را و بخشی دیگر از آن شامل شهامت و رشادت است که به عنوان یکی از عالی‌ترین صفت اخلاقی شمرده شده است.
● شهامت و جلوه‌های آن:
برای فرد با شهامت و با جرات تعاریف فراوانی بیان کرده‌اند از جمله آنها:
▪ با شهامت کسی است که وقتی طرز فکر و عقیده‌اش با دلایل و براهین عقلی و نقلی ثابت شد از آن دست بر ندارد و روزی هم که ثابت شد، نظرش خطاست، اگر چه عمری از آن گذشته باشد، از آن دست بردارد و تایب شود.
▪ با شهامت کسی است که در بدبختی و خوشبختی خود را نبازد و اعمالی را انجام دهد، که دیگران از ترس قادر به انجام آن نباشند.
▪ از نشانه‌های انسان با شهامت این است که دایم در جستجوی حقیقت است، عدالت و پاکدامنی را شعار خود قرار داده است و در مقابل هوس‌ها ایستادگی می‌کند. انسان با شهامت برای احیای حق می‌جنگد مغلوب می‌شود ولی بازهم سرپا می‌ایستد.
آن کسانی که در برابر سیل انتقادها ایستادگی‌ می‌کند و با آغوش باز آن را می‌پذیرد، فردی با شهامت است.
▪ و بالاخره آن انسانی که خود را آنچنان که هست نشان می‌دهد و از لاف‌زدن‌ها و ستایش‌پذیری‌ها برکنار است با جرات و شجاع است.
● لزوم پرورش شهامت:
قبل از ورد به بحث باید بدانیم، آیا لازم ا ست در عصر ما افراد با شهامت پروش یابند یا خیر؟ آیا درست است در شرایط کنونی کودکان را با شهامت تربیت کنیم؟
پاسخ این سوال برای برخی منفی است به دلیل اینکه اعتقاد دارند این امر زمینه را برای رنج و محرومیت افراد فراهم می‌آورد. این طرز فکر در بین مکاتب مادی‌گرا بیشتر رواج دارد.
اما الهیون و خداپرستان معتقدند که برای جلوگیری از آزار خود نمی‌توان به حقیقت آزار رساند زیرا زندگی هرچند زیبا و فریبا باشد به ننگ بزدلی نمی‌ارزد. از سوی دیگر تنها سدی که در برابر شرور و مفاسد و استبداد می‌ایستد و مقاومت می‌کند، جرات و شجاعت است.
آیا امکان پرورش جرات و شهامت در کودکان وجود دارد؟
شهامت امری فطری است پس پاسخ این سوال مثبت است دلیل فطری بودن شهامت این است که:
کودکان در آغاز کار با شهامت هستند ولی بعدها در سایه تربیت ما بزدل در می‌آیند در درون ما تمایلی به شهامت و ابراز شهامت است و ذاتا شهامت را دوست داریم، به هنگامی که می شنویم بعضی تا آخرین لحظه از خود دفاع کرده و در برابر خصم ایستادند و حق را گفتند و تسلیم نشدند خوشحال می‌شویم.
و بالعکس موقعی که می‌شنویم آن دیگری به خاطر دو روز زندگی تسلیم خصم شده و ذلت را پذیرفته ناراحت می‌شویم و او را سرزنش می‌کنیم.
شهامت را از نظر مذهب هم می‌توانیم فطری بدانیم زیرا جلوه‌ای از نفخه الهی در ما هم وجود دارد.
روش‌های ایجاد شهامت:
برای ایجاد شهامت در افراد طرق متعددی وجود دارد که مهمترین آنها عبارت است از:
۱) ارائه الگو:
هرگز به کودک نگویید شجاع باش اگر می‌خواهید فرزندتان با شهامت باشد، عملا به او درس شهامت دهید و خود را الگوی آن معرفی کنید، زیرا در کودک روحیه همانندی وجود دارد، عمل شما را می‌بیند و تقلید می‌کند.
والدین بهترین الگو و عالی‌ترین عامل برای ایجاد کمال مطلوبند، معلم و همسالان و دیگران در او تاثیر دارند، ولی نقش پدر و مادر مخصوصا از آن باب که با او رابطه خوبی داشته و بیشتر از دیگران با او در رابطه هستند، بیشتر است وهرچه والدین با فرزندان تفاهم بیشتری داشته باشند نفوذ آنها در کودکان زیادتر است.
۲) آموزش:
آموزش مستقیم نیز از راه و روش‌های مهم در ایجاد جرات و شهامت است ولی هرگز تاثیرش به اندازه نقش الگو نیست گاهی یک تذکر و یک پند و اندرز خط‌مشی‌ها را عوض می‌کند.
۳) تلقین: تلقین هم توسط خود و هم توسط دیگران در آدمی بسیار نفوذ می‌کند، البته این تلقین اگر از سوی افراد بزرگتر و مورد احترام باشد، بسیار موثر است.
● روش‌های تقویت شهامت:
در این بخش طرق متعددی که برای وصول به این هدف وجود دارد را نام می‌بریم:
۱) ایجاد ایمان:
اولین گام در این زمینه ایجاد ایمان و اعتقاد است ایمان به اینکه او می‌تواند و باید شهامت داشته باشد و منشا اثری باشد.
ایمان ستون پایداری است که ما را از افتادن و سقوط در این جهان متزلزل نگهداری می‌کند، بی‌ایمانی رنج‌آور است و همه چیز را از دست آدمی می‌رباید حتی جرات و شهامت را .
هرچه قدر زمینه ایمان آدمی بیشتر باشد توفیق در داشتن جرات زیادتر است و این از آن بابت که آدمی می‌خواهد یک پناهگاه روحی قوی داشته و خود را در سایه آن آرامش بخشد.
کودک طبیعتا در اوان کودکی شهامت دارد، ولی ایمان ندارد و این مربی است که باید این زمینه را به موازات رشد در او پدید آورد.
۲) ایجاد و اعتماد به نفس:
اعتماد به نفس حقیقتا نتیجه ایمان است، خواه ایمان به خدا و خواه به امر و مسئله‌ای دیگر اعتماد به‌نفس به آدمی قداست و اتکا می‌دهد و روح را جرات و توانایی می‌بخشد.
۳) انتخاب همکار و همراه:
هر انسانی در رویارویی با مشکلات‌ زمانی که خود را تنها می‌بیند، نگران، افسرده و گاهی مضطرب و ترسان می‌شود این زمینه در کودکان بسیار قوی و نیرومند است دلیل آن این است که وقتی مسئولیتی به او واگذار شود همواره بحث می‌کند: “چرا من این کار را انجام دهم اما دیگری انجام ندهد.” وجود معاون و همسان او را از تنهایی نجات می‌بخشد شک نیست هرچه معاون همراه برای او قوی‌تر باشد، دلگرمی و پیروزی او بیشتر است، برای این منظور باید خدا را به عنوان ناظر و همراه او معرفی کرد.
۴) استفاده از زمینه عاطفی و احساسی:
شهامت را در فرد ایجاد کند.
گاهی یک خطابه آتشین می‌تواند روحیه‌ا ش را در این زمینه تقویت کند.
فی‌المثل ذکر داستان اصحاب امام حسین(ع) که یکی از آنها گفته بود: “اگر هزار بار کشته و بعد زنده شوم بازهم دوست دارم در راه تو باشم و دست از تو برندارم.”در این زمینه موثر است.
منابع:
۱- منتهی‌الآمال، شیخ عباس قمی
۲- پرورش مذهبی و اخلاقی کودکان، علی قایمی
۳- مقاله تقویت و سازندگی، علی قایمی

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم آبان 1387ساعت 10:49  توسط | 

درجهان بيش از ۱۰ ميليون كودك با اينترنت سر و كار دارند آنها براي دستيابي به اطلاعات و برقراري ارتباط با دوستان و اعضاي خانواده از طريق نامه الكترونيكي آموختن مهارت هاي رايانه اي و شركت در بحث به اينترنت مراجعه مي كنند.درجهان بيش از ۱۰ ميليون كودك با اينترنت سر و كار دارند آنها براي دستيابي به اطلاعات و برقراري ارتباط با دوستان و اعضاي خانواده از طريق نامه الكترونيكي آموختن مهارت هاي رايانه اي و شركت در بحث به اينترنت مراجعه مي كنند.
كودكان ساكن روستاها مي توانند با استفاده از اينترنت موزه ها يا مكان هاي ديدني شهرها و ساير كشورها را ببينند. كودكان بيمار و ناتوان مي توانند با ساير همسالان خود گفت وگو كنند و از احساس تنهايي خود بكاهند. در بعضي كشورها حدود ۸۰ درصد مدارس ابتدايي و راهنمايي به اينترنت دسترسي دارند و بسياري از مشاغل به مهارت هاي اينترنتي نيازمند است. با اين همه لازم به ذكر است كار با رايانه و اينترنت موجب بهبود وضعيت تحصيلي كودك نمي شود. كودكان بهترين آموزش را با داشتن معلمين مجرب و تحصيل در كلاس هاي كوچك تر به دست مي آورند. براي استفاده مؤثر از اين ابزارهاي الكترونيكي به آموزگاران ماهر و زمان كافي نياز است تا دانش آموزان مورد توجه و تربيت انفرادي و مناسب قرار گيرند.
● خطرات اينترنت
▪ اشخاص ناشناس و حتي افراد كودك آزار مي توانند سهمي در برقراري ارتباط با كودك از طريق پست هاي الكترونيكي (E-mail)و اتاق هاي گفت و گو (chat room) داشته باشند.
▪ دسترسي آسان به پايگاه هايي كه تصاوير مربوط به بي مبالاتي هاي جنسي و خشونت ورزي و مصرف مواد را تبليغ مي كنند.
▪ مواجهه با اطلاعات عجيب غلط و زبان هاي غير متعارف.
▪ ظاهرشدن پيام هاي مستهجن بر روي صفحه.
▪ اينترنت مثل تلويزيون مي تواند زمان لازم براي مطالعه، بازي، فعاليت هاي اجتماعي و بودن در دنياي واقعي را كاهش دهد.
▪ كودكان علاوه بر ديدن صفحه رايانه نياز دارند ساير حواس خود را مانند بويايي، شنوايي و لامسه پرورش دهند.
▪ با استفاده زياد از رايانه چشم، دست و ستون فقرات كودكان آسيب مي بيند.
▪ تبليغات مربوط به مصرف سيگار و الكل برصفحه اينترنت بدون محدوديت براي همه و از جمله كودكان ظاهر مي شود.
▪ در آگهي هاي بازرگاني با استفاده از بولتن ها، جوايز بازي ها و تصاوير رنگي از كودكان سوءاستفاده مي شود.
▪ اغلب براي مقاصد بازاريابي با استفاده از شخصيت هاي آشناي كارتوني از كودكان اطلاعات شخصي گرفته مي شود.
▪ براي فروش كالاهاي تجاري از قصه گويي استفاده مي شود و نه ايجاد كنجكاوي در ذهن پوياي كودكان.
● نكاتي براي والدين
در مورد اينترنت اطلاعات بيشتري به دست آوريد و مهارت خود را در استفاده از آن افزايش دهيد.
فعاليت هاي سني و رشدي مناسب با كودكان خود را تعيين كنيد. مثلاً كودكان سنين دبستاني به نظارت مستقيم و هشدار مداوم در مورد تبليغات و ورود به اتاق گفت وگو (chat room) نياز دارند و لازم است به نوجوانان يادآوري شود كه به رعايت نكات ايمني در اينترنت و مدت زمان استفاده از آن توجه داشته باشند.
همراه با كودك از اينترنت استفاده كنيد. باهم پايگاه ها را جست وجو كنيد و نقش تبليغات را توضيح دهيد. بر خطرات اصلي اينترنت تمركز كنيد. اين قانون مطلق را تكرار كنيد كه نبايد هرگز كسي را از طريق اينترنت ملاقات كرد. از نرم افزارهاي فيلتركننده استفاده كنيد.
پايگاه هاي كتابخواني براي كودكان مناسبند و او مي تواند به تنهايي به آنها مراجعه كند. براي نظارت آسان تر والدين بر كودكان بايد رايانه را در محلي عمومي و قابل دسترس براي همگان قرار داد.
اجازه ورود به اتاق گفت وگوي اينترنتي (chat room) را فقط با نظارت بدهيد.
در زمان استفاده از اينترنت الگوي خوبي براي كودك باشيد و زمان استفاده را به هدفي خاص محدود كنيد.
همه نرم افزارهايي را كه به خانه آورده مي شوند، ارزيابي كنيد.
در مورد مسائلي كه در رابطه با فعاليت هاي رايانه اي و اينترنتي در مدرسه كودك اتفاق مي افتد اطلاعات به دست آوريد.
منبع:سایت ایرانیان انگلستان
 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم آبان 1387ساعت 10:46  توسط | 

علل ترس در کودکان
اینکه چرا کودکان می‌ترسند مورد توجه بسیاری از صاحبنظران رشد کودک و روانشناسان بوده است. برخی از محققان عوامل زیستی را به عنوان علت برخی از ترس‌ها عنوان کرده‌اند و برخی دیگر عوامل روان شناختی، عوامل خانوادگی و سایر عوامل را مطرح کرده‌اند. در برخی اوقات ترسی که کودک از خود نشان می‌دهد به یک نیاز روانی ارتباط دارد. مثلا کودکی که ترس از مدرسه را نشان می‌دهد ممکن است از لحاظ روانی وابستگی زیادی به پدر یا مادر خود داشته باشد و ترس او در واقع ریشه در این وابستگی او دارد.

گاهی اوقات یک تغییر در شیوه زندگی مثل تغییر محل سکونت ، جدا شدن از والدین و... به صورت ترس از تاریکی ، ترس از حیوانات و غیره خود را نشان می‌دهد. بنابراین می‌توان گفت برخی از ترس‌های مشخص و معین کودک می‌تواند ریشه‌های روانشناختی داشته باشد و مستقیما با موضوع آن ترس مرتبط نباشد. در برخی اوقات این خانواده است که مشکل ترس را در کودک بوجود می‌آورد. ممکن است کودک ترس از یک مساله خاصی را در محیط خانواده یاد گرفته باشد. مثلا مادری که از عنکبوت می‌ترسد این ترس خود را به کودک منتقل می‌کند. این اتفاق بر اساس فرایند یادگیری صورت می‌پذیرد. بطوری که والدین در آموزش اکثر رفتارها به عنوان الگو و سرمشق کودک هستند.

کودکی که نیاز به احساس امنیت دارد با مشاهده رفتار و حالات والدین و خانواده خود شروع به شناسائی محیط ها و موقعیت‌های امن از ناامن می‌نماید. و در این راستا کاملا متکی بر آنهاست. بنابراین آنچه رفتار مادر نشان می‌دهد برای او الگو و اساس رفتارش است. کودک با مشاهده رفتارهای مختلف می‌آموزد که چه چیزی ترسناک است و چه چیزی ترسناک نیست. گاهی اوقات ترس کودک ناشی از شیوه های زیستی غلط والدین است. والدینی که برای وادار کردن کودک به انجام کاری او را تهدید می‌کنند و یا از چیزی می‌ترسانند. مثلا مادر به کودک خود می‌گوید اگر شلوغی کنی می‌روم و دیگر بر نمی‌گردم. یا برای وادار کردن به او خوردن دارو او را از آمپول می‌ترساند. فشار روانی که به این طریق والدین به کودکان خود وارد می‌کنند ، می‌تواند به صورت ترس‌های مختلف خود را بروز دهد. در کودکان ناراحتی‌ها و اضطراب‌های روانی اغلب با مواردی از قبیل ترس و... مشخص می‌شوند.

از جمله عوامل دیگر شرایطی است که کودک در محیط پیرامون ممکن است با آنها مواجه شود، مثل دیدن تصادف دو اتومبیل و دزد و... همینطور است تماشای فیلم‌های ترسناک و وحشت انگیز که با تاثیری که روی قدرت تخیل کودک می‌گذارد موجب وسعت یافتن این صحنه‌ها و شاخ و برگ داده شدن آنها در ذهن کودک می‌شود و ترس و وحشت زیادی را در کودک ایجاد می کند.
چه نوع ترس‌ها به توجه و درمان نیاز دارند؟
در وهله اول باید به سن کودک توجه داشت. برخی از ترس‌ها در سنین خاصی طبیعی‌تر هستند. بنابراین اگر چنین ترس‌هایی بیش از دو سال دوام داشته باشند حتما به توجه و درمان نیاز دارند. اصولا یک ترس عادی نباید چنین مدت زمانی طول بکشد و گاه بدون نیاز به مداخلات درمانی به تدریج کاهش پیدا کرده و بالاخره از بین می‌رود. همینطور برای تشخیص ترس‌های غیر عادی باید به نوع ترس نیز توجه داشت.

هر چند گاهی اوقات کودکان از چیزی می‌ترسند ولی این ترس چندان وحشت‌زا نیست و مشکل خاصی در عملکرد روزانه کودک ایجاد نمی‌کند و واکنش ترس در او چندان شدید و ناهنجار نیست. اما زمانیکه نوع ترس کودک غیر عادی است و نیاز به مداخلات درمانی دارد واکنش کودک به عامل ترس بسیار شدید است. کودک بسیار وحشت زده می‌شود و رفتارهایی از خود نشان می‌دهد که اغلب خارج از کنترل دیگران است.
برای درمان ترس در کودکان چه باید کرد؟
 
روان شناسان برای کاهش ترس‌های کودکان راههای زیادی را توصیه می‌کنند. آنها در وهله اول به والدین توصیه می‌کنند که در رفع مشکل کودک عجولانه عمل نکنند. تعجیل و شتابزدگی آنها در کاهش ترس کودک می‌تواند به جای درمان ، اضطراب و ترس او را افزایش دهد. این ترس معمولا بتدریج از بین می‌رود و لازم است والدین با خونسردی و آرامش اقدام به کاهش این ترس‌ها نمایند. توصیه بعدی روان شناسان این است که هرگز کودکان را به خاطر ترسی که دارند تحقیر و سرزنش نکنیم. هر چند دلیل ترس از نظر ما بزرگترها کاملا غیر منطقی و نامعقول به نظر می‌رسد اما خود کودک چنین احساسی ندارد و نمی‌تواند غیر منطقی بودن ترس خود را درک کند و سرزنش به او کمکی نخواهد کرد.

حتی زمانیکه کودک تحت نظر یک متخصص یا روان شناس درمان می‌شود، اگر عامل اصلی ایجاد کننده ترس هنوز حضور داشته باشد چندان فایده‌ای نخواهد کرد. مثلا زمانیکه خود مادر از تاریکی می‌ترسد، هر چند کودک حمایت‌ها و درمان‌هایی را از روان‌شناس و مشاور خود دریافت می‌کند، اما الگویی که در خانه از رفتار مادر می‌پذیرد الگویی قویتر است که نتایج یک درمان ثمر بخش را از بین می‌برد. بنابراین لازم است علل اساسی ترس کشف و مرتفع شوند.

بازی موقعیت مناسبی است که ترس کودک را از بین ببریم. مثلا کودکی که از آمپول می‌ترسد، می‌توانیم یک بازی خوب ترتیب بدهیم که در آن کودک آمپول زدن را تمرین کند. در مراحل دیگر می‌توان از روشهای خاص رفتار سازمانی که توسط روانشناسان استفاده می‌شود بهره جست. با مراجعه به یک روانشناس و درمان‌های رفتاری او می‌توان اقدام به حل مشکل کودک نمود.
سخن آخر
پدیده ترس هر چند که یک غریزه طبیعی است که در انسان از همان بدو تولد وجود دارد، اما هر گاه به دلیل تغییراتی که در شدت و نوع آن بوجود می‌آید از حالت عادی خارج می‌شود. این ترس‌ها تحت عنوان ترس‌های مرضی شناخته می‌شوند که هم کودک و هم اطرافیان او را آزار می‌دهند توصیه‌های مناسب روان‌شناسان و استفاده از مداخلات رفتاری در این راستا می‌تواند سودمند باشد.

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم آبان 1387ساعت 10:45  توسط | 
آزمایش اول
تصاویر ساده‌ای تهیه کنید و اجزایی از این تصاویر را حذف کنید. از کودک خود بخواهید بگوید تصویر مورد نظر چه اشکالی دارد. تصاویری که انتخاب می‌کنید معمولا تصاویر ساده‌ای خواهد بود که کودک با آنها آشنایی داشته باشد. مثل چهره یک آدمک که دهان و لبها حذف شده است یا ساعتی که عقربه ندارد یا میزی که پایه ندارد. کودکان به موازات رشد هوشی خود به تدریج این توانایی را بدست می‌آورند که بتوانند اجزای حذف شده در تصاویر پیچیده را شناسایی کنند. بر این اساس کودکان کوچکتر مثلا 6 - 5 ساله‌ها معمولا نقص در تصاویر مربوط به اشیا آشنا و عینی را راحت‌تر شناسایی می‌کنند. با بالا رفتن سن کودک می‌توان تصاویر پیچیده‌تر مثل مناظر و ... را مورد استفاده قرار داد.

آزمایش دوم
داستانهایی برای کودک انتخاب کنید و با تغییراتی که در آنها ایجاد می‌کنید منتظر پاسخ و واکنش کودک بمانید. توجه کنید این تغییرات متناسب با سطح سنی کودک باشد و بیان کننده مسائل غیر عادی و غیر طبیعی باشد. به این داستان توجه کنید. روزی روزگاری توی یک رودخانه زیبا و قشنگ که کنار جنگل سرسبزی قرار داشت چند تا ماهی کوچولو زندگی می‌کردند. ماهیها هر روز که از خواب بیدار می‌شدند شروع می‌کردند به بازی و تفریح.

یک روز یکی از ماهیها در حالی که بازی می‌کرد افتاد زمین و یکی از پاهایش زخمی شد. دوستانش به کمک او آمدند و پای او را پانسمان کردند. ماهی کوچولو خیلی ناراحت بود و درد شدیدی داشت. دوستانش هم خیلی ناراحت بودند چون نمی‌توانستند باهم بازی کنند. چند روز گذشت تا پای ماهی کوچولو خوب شد. ماهی قصه ما خیلی خوشحال بود پیش دوستانش رفت و دوباره شروع به بازی کنند. اما این دفعه ماهی کوچولو مراقب بود که اتفاق بدی برایش نیفتد.

آزمایش سوم
اشیا و وسایلی را انتخاب کنید و از کودکتان بخواهید بگوید این اشیا به چه دردی می‌خورند و به عبارتی چه کاربردی دارند. توجه داشته باشید نوع سوال کردن برای کودکان مهم است. سعی کنید بدون این که راهنمایی مستقیمی ارائه داده باشید طوری سوال کنید که کودک منظور شما را بتواند درک کند. به مثالهای زیر توجه کنید:


چاقو به چه دردی می‌خورد؟
کاسه به چه دردی می‌خورد؟
کلاه برای چیست؟


سوالات فوق برای کودکان سنین پایین مثل 5 - 4 ساله‌ها مناسب است اما برای کودکان بزرگتر می‌توان از مثالهای دیگری استفاده کرد:

 

با آچار و پیچ گوشتی چه کار می‌توان کرد؟
با سوزن چه کار می‌کنیم؟
آزمایش چهارم
چند مورد میوه ، اشیا یا چیزهای دیگر را که از یک جنبه خاص تشابهاتی با یکدیگر دارند انتخاب کنید و در اختیار کودک قرار دهید. و از کودک بخواهید بگوید این اشیا چه شباهتی به یکدیگر دارند. مثلا یک پرتقال ، یک سیب ، یک خیار و یک موز . که همگی میوه هستند. این آزمایش را با توجه به شرایط سنی کودک و سایر عوامل می‌توانید با اندک تغییراتی اجرا کنید. برای کودکان کوچکتر می‌توانید از خود اشیا یا از تصاویر آنها استفاده کرد. برای کودکان بزرگتر می‌توان نام اشیا را به ترتیب گفت و سپس از او سوال کرد.

آزمایش پنجم
گروهی از اشیا یا چیزهای دیگر را انتخاب کنید که شباهتهای اساسی به یکدیگر دارند. در میان این گروه شی را قرار دهید که در آن ویژگی مشترک با بقیه نیست. و از کودک بخواهید آن شی را که با بقیه تفاوت دارد در بین گروه انتخاب کند. مثلا چند شی دایره‌ای شکل انتخاب کنید و در بین آنها یک مکعب مربع قرار دهید. برای این آزمایش نیز می‌توانید از خود اشیا ، تصاویر آنها یا نام بردن اسامی ، آنها استفاده کنید. ولی توجه داشته باشید کودکان کوچکتر به دلیل این که رشد حافظه آنها به اندازه کودکان بزرگتر نیست نمی‌توانند در روش نام بردن وسایل عملکرد خوبی داشته باشند.

موفق نشدن آنها به حافظه آنها مربوط می‌شود نه به عملکرد هوشی آنها. برای این کودکان عملکرد کودک هر چه باشد نشان دهنده ادراک از وجود یک غریبه در گروه است. توجه داشته باشید که عکس‌العملی خاص از طرف گروه و یا آن فرد غریبه صورت نگیرد. کودکان در برخی سنین اگر در چنین شرایطی قرار گیرند، ممکن است گریه کنند.

درک کردن شرایط عاطفی اطرافیان توسط کودکان
کودکان حتی حالات عاطفی اطرافیان خود را ادراک می‌کنند. در حضور کودک خود شروع به خندیدن کنید و به واکنشهای او توجه کنید. بی‌شک واکنشهایی از او مشاهده خواهید کرد مثل دست و پا زدن ، غان و غون کردن ، خندیدن و از کودکان بزرگتر درخواست برای بغل شدن ، پرسیدن علت خنده و ... . همچنین اگر در حضور کودک شروع کنید به گریه کردن و واکنشهای کودک را مورد بررسی قرار دهید خواهید دید که واکنشهایی حاکی از درک شرایط عاطفی شما نشان می‌دهند. کودکان کوچکتر ممکن است متوجه تصنعی بودن شرایط نشوند و شروع کنند به گریه کردن یا نگاههای خیره و وارسی کننده . کودکان بزرگتر سعی می‌کنند کاری انجام دهند، مثل برداشتن دست مادر از جلوی چشمانش و ...

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم آبان 1387ساعت 10:44  توسط | 
+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم آبان 1387ساعت 15:3  توسط | 
 ۱-کار ما خوب کردن انسانها نیست کار ما خوب دیدن انسانهاست.

۲ـ الهی ! از تو سپاسگزاریم که به ما آموختی تا بدیگران چیزی گرانبهاتر از مال و ثروت ببخشیم و آن سخاوت در کلام محبت آمیز است پس ما را آنقدر توانگر کن تا بتوانیم هنگام رسیدن به دیگران در بخشیدن کلام محبت آمیز سخاوتمند باشیم.

۳ـ بزرگترین هدیه لبخند است چرا که می توان آنرا به همه کس تقدیم کرد.

۴ـ تو همانی که می اندیشی پس اندکی به خود لطف کن و بزرگ بیاندیش.

۵ ـ اگر کسی از ما به بدی یاد کرد ما از او به نیکی یاد کنیم.

۶ـ بزرگی در بیشتر دستور دادن به دیگران نیست بزرگی در بیشتر خدمت کردن به دیگران است.

۷ـ برای رسیدن به شهر موفقیت حتما باید از پل شکست گذشت.

۸ـ مانیامده ایم که بگوئیم ما خوب هستیم ما آمده ایم که بگوئیم دیگران خوب هستند.

۹ـ یک رهبر بزرگ بیشتر ازآنکه کاری کند تا دیگران به توانائیهای وی ایمان آورند بیشتر کاری می کند تا دیگران به توانائیهای خویش ایمان آورند.

۱۰ـ اگر کسی ما را به شاگردی قبول کرد ما او را به استادی قبول خواهیم کرد.

۱۱ـ پنج ویتامین ضروری برای کودکان:۱)ویتامین محبت۲)ویتامین توجه۳)ویتامین تحسین۴)ویتامین قدردانی۵)ویتامین احترام.

۱۲ـ همیشه همسرت را به یک شاخه گل.در کنارش نشستن و نیکوترین سخنان میهمان کن.

۱۳ـ مشکلات را مانند بدی ها رها کن و به راه حل ها بیاندیش.

۱۴ـ هر که را بینیم لبخندی زنیم.

۱۵ـ افکار بزرگ خیلی زود باعث بزرگی صاحبش می شود.

۱۶ـ گذشته را خواب کنید آینده را بیدار کنید و حال را پیدا کنید.

۱۷ـ اگر کسی ما را درک نکرد ما دیگران را درک کنیم.

۱۸ـ خود را دوست بداریم همانگونه که خداوند ما را دوست دارد.

۱۹ـ کار ما درست کردن انسانها نیست کار ما درست دیدن انسانهاست.

۲۰ـ الهی! به ماآنقدر بزرگی عنایت فرما تا بتوانیم حتی در زمانیکه کاملا حق با ماست و دیگران اشتباه می کنند به آنان اجازه دهیم تا آبرویشان را حفظ کنند.

۲۱ـ شکست ضروری ترین وسیله برای پیروزیست.

۲۲ـ اگر کسی از ما به کوچکی یاد کرد ما از او به بزرگی یاد کنیم.

۲۳ـ بزرگی در پیدا کردن بدی ها در رقیب نیست بزرگی در پیدا کردن خوبی ها در رقیب است.

۲۴ـ بزرگی یک رهبر به تعداد کسانی نیست که به وی خدمت می کنند بلکه به تعداد کسانی است که وی به آنها خدمت می کند.

۲۵ـ ریاست در دستور دادن به زیر دستان نیست ریاست در خدمت کردن به زیر دستان است.

۲۶ـ اگر کسی ما را به دوستی قبول کرد ما او را به خویشاوندی قبول خواهیم کرد.

۲۷ـ از قلعه وجودت بوسیله قویترین سربازت یعنی تفکر مثبت محافظت کن.

۲۸ـ انسان بدون هدف به مانند ماشین بدون فرمان مي ماند.

۲۹ـ راز ثروت بیشتر در خدمت بیشتربه دیگران نهفته است.

۳۰ـ راز خوشبختی بیشتر در بیشتر خوشبخت کردن دیگران پنهان است.

۳۱ـ اگر کسی ما را غمگین کرد ما او را شاد کنیم.

۳۲ـ دنیای بیرونی انسان تجلی افکار درونی اوست.

۳۳ـ کار ما بهتر کردن انسانها نیست کار ما بهتر دیدن انسانهاست.

۳۴ـ الهی! ما را از نادانی تکبر دور کن تا بتوانیم به افکار.رفتار.احساسات و سخنان دیگران ارزش و احترام بگذاریم.

۳۵ـ یاد بگیریم که یاد بگیریم.

۳۶ـ بزرگی یک رهبر به تعداد کسانی نیست که به وی احترام می گذارند بلکه به تعداد کسانی است که وی به آنها احترام می گذارد.

۳۷ـ خود را آنقدر بزرگ کن تا خطای دیگران در مقابل تو کوچک شود.

۳۸ـ هدف به زندگی معنا می بخشد.

۳۹ـ شکست دروازه پیروزیست.

۴۰ـ اگر کسی در مازشتی دید ما در او زیبایی ببینیم.

۴۱_ خود را باور داريم همانگونه كه خداوند ما را باور دارد.

۴۲ـ ریاست در نشان دادن توانا ئی های خود به زیردستان نیست ریاست در نشان دادن توانا ئی های زیر دستان به خود است.

۴۳ـ بزرگی در دیدن زشتی ها در دیگران نیست بزرگی در دیدن زیبایی ها در دیگران است.

۴۴ـ  محبت سرچشمه  همه برکات است.

۴۵ـ الهی! ما را آنقدر توانگر کن تا بتوانیم در هنگام رسیدن بدیگران در بخشیدن کلام محبت آمیز سخاوتمند باشیم.

۴۶ـ تفکر مثبت همچون بالنیست که مسافرش را به اوج می برد.

۴۷ـ زنگ موفقیت را با تفکر مثبت به صدا در آور.

۴۸ـ هرگز با رد کمک به دیگران بازوان  محبت خویش را ضعیف مکن.

۴۹ـ الهی! به ما دانایی درک دیگران عنایت فرما تا بتوانیم آنان را بی هیچ قید و شرطی دوست بداریم و همانگونه که تو آفریدی به قلب خود راه دهیم.

۵۰ـ افکار بزرگ چون نهالیست که صاحبش را روز بروز بزرگ و بزرگتر می کند.

 ۵۱) شکست سکوی پیروزیست.

۵۲)اگر کسی ما را نفرین کرد ما او را دعا کنیم.

۵۳)تفکر مثبت پله موفقیت است.

۵۴)صمیمیت شاهراه موفقیت است.

۵۵) الهی! به ما آنقدر قدرت عنایت فرما تا بتوانیم دیگران را هنگامی که مرتکب خطا می شوند ببخشیم.

۵۶)پیروزی فرزند شکست است.

۵۷)ما نیامده ایم که بگوئیم ما بزرگ هستیم ما آمده ایم که بگوئیم دیگران بزرگ هستند.

۵۸) پس انداز راهی روشن بسوی توانگریست.

۵۹)الهی! به ما آنقدر توانایی عنایت فرما تا بتوانیم مچ دیگران را هنگام کار خوب بگیریم.

۶۰)بزرگی در آشکار کردن خطای دیگران نیست بزرگی درپوشاندن خطای دیگران است.

۶۱) گفتن همیشگی دوست دارم به همسرخود به مانندنور خورشید است که سردی روابط را به گرمی سوق می دهد.

۶۲) یک رهبربزرگ بیشتر از آنکه در جلوی ملتش   حرکت کند در کنار آنان حرکت می کند.

۶۳) ورزش بهترین داروی سلامتیست.

۶۴) رمز دوست داشتن دیگران درک آنان است.

۶۵) افراد موفق چون کوه استوار و چون فنر انعطاف پذیرند.

۶۶)شکرانه توانگری گرفتن دستان نیازمندان است.

۶۷) هرگز محبت خود بدیگران را در معرض فروش مگذارید!چراکه هیچ كسي آنقدر ثروتمند نیست که بتواند آنرا بخرد پس آنرا به رایگان بدیگران ببخشائيد.

۶۸) ریاست در دستور دادن به زیر دستان نیست ریاست در خدمت کردن به زیر دستان است.

۶۹) بزرگترین مسئولیتی که خداوند بر دوش انسانها گذاشته همانا پذیرفتن مسئولیت کارهای خویشتن است.

۷۰) سریعترین راه برای تغییر دنیا تغییر خویشتن است.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آبان 1387ساعت 5:19  توسط | 
الف خوش رفتار و در باطن میانه رو و ملاحظه کار و خونگرم است و با همه کس زود دوست می شود. پیراهن سیاه برای او نامبارک است. هرچه را طلب کند زود بیابد و بیماری او همیشه در باد قولنج گردن و پهلوست.

ب زیبا با محبت و رفیق باز و مغرور و جیب او خالی و قدر مال دنیا را نداند.

ت خوش چهره و خوش اخلاق، کم خواب و هر گاه مرتکب گناه می شود سریع توبه می کند و اگر دل کسی را به درد آورد در پی آن است که دلجویی کند و همیشه احساس تنهایی می کند.

ث ثابت قدم و پر اراده و در هر کاری ولی گیرا است خوش خلاق و پر عقل است و پیشانی او بلند است و هرگز محتاج نخواهد شد.

ح خوش اخلاق و حق گو و کینه ای و حرف را در دل نگه می دارد و اغلب در بحث و جدل و جنگ به پیروزی می رسد.

خ زیبا و با چشمانی درشت با محبت مقرارتی  و مدام سعی می کند که رزقش زیاد شود فردی است تنبل و در کارها و باید این کار را ترک کند تا در زندگی موفق و پیروز شود.

 

ج خوش اخلاق و با محبت.  او همیشه از درد شکم رنج می برد و این بیماری هر چند وقت یک بار به سراغ او می آید. چهره او یا سیاه چهره و قوی استخوان یا سفید پوست و بزرگ اندام.

د پر فکر و زیبا وبشاش و زیبا چهره و جنگجو است و قدر مال دنیا را نمی داند و همیشه در حال ولخرجی است.

ر خوش اخلاق، میانه رو گاه اطرافیان در پشت سر او بدگویی می کنند. او فردی خوش گذران است اگر ایمان خود را حفظ کند به هر مقام و منزلتی که بخواهد می رسد.

 ز با محبت و خونگرم و در هر کاری مقرارتی است گاه ا ز بیماری در ناحیه سر و زانو در عذاب می افتد و نسبت به زندگی دلسرد می شود.

 س پراستعداد و با سلیقه و همیشه بهترین اجناس را انتخاب می کند و بسیار مغرور است هر کاری که میل داشت انجام می دهد و با اطرافیان خود در نزاع و لجبازی بسر می برد. در نظر دیگران پر هیبت است.

 ش مشفق و مهربان، جنگجو وعصبانی، خونگرم، زبان او تلخ است. اگر زبان خود را نگه دارد از بلا محفوظ می ماند و بسیار لجباز است.

 ص حرف شنو و دهن بین و هر کس هر حرفی را بااو در میان بگذارد سریع باور می کند. نترس و با محبت و همیشه در حال ترقی و تفکر است.

 ض خوش اخلاق، زیرک و دانا، کینه توز، نگرانی خود را در ظاهر بروز نمی دهد، کمان ابرو دارد و در کارها بسیار دقیق است و هرگز یاد خدا را فراموش نمی کند او فردی زرنگ است.

 ط پاک و خوش اخلاق و خوش گذران و خونگرم و پیراهن سیاه بر او خوش یمن است.

 ظ ظاهر و باطنش یکی است و خشک و مقرارتی است و اطرافیان پشت سر او بدگویی می کنند. در اعضای بدن خالی دارد که نشانه اقبال است.

 ع بلند مرتبه و پرگذشت، خوش اخلاق، بخشنده، مقرارتی، خشک، او هرگز قدر مال دنیا را نمی داند. متعصب و در اول زندگی رنج بسیار می کشد زیرا قدر مال دنیا را نمی داند.

 غ با گذشت و خشک ومقرارتی و احساس ناامید می کند گاه در فکر فرو می رود و به گذشته و آینده خود می اندیشد. زندگی را با صلح و صداقت دوست دارد.

 ف آتش مزاج و تندخو، زیباچهره، جنگ جو، خون گرم، نترس، هر چند وقت یک بار مریض می شود. در زندگی چند بار شکست می خورد ولی در آینده به مقام و منزلت خوب می رسد.

 ق توانا، زیرک، دانا و در هر کاری نقشه بسیار می کشد و موفق می شود. هم زیباست و هم خوش گذران و قدر مال دنیا را نداند و گاه گاهی با ملایمت یا خصومت برخورد می کند.

 ک خوش اخلاق، زیرک، دانا، خشک ومقرارتی، زبان او تلخ است، قادر است با یک کلمه حرف، دیگران را برنجاند و همیشه در حال ترقی و فعالیت است.

 ل  زیباچهره، خوش اخلاق، یکدنده، همیشه جدایی اختیار می کند و غرور خاصی دارد قدر مال دنیا را نمی داند.

 م با محبت، خون گرم و نترس ، همیشه اطرافیان پشت سرش بدگویی می کنند و در روبرو از او تعریف می کنند. فردی است خوش چهره و چشمانی درشت دارد و در تمام کارهای خود تقاضای کمک می کند. گاه تنبلی می کند.

 ن خوش اخلاق، کینه توز، دم دمی مزاج است. گاهی اوقات بسیار خوب و گاهی اوقات بسیار مقرارتی و خشک می شود. همچون قاضی است و در حقوق خود ودیگران به میزان برخورد می کند.

 ی پر فکر و زیبا و با هر کسی درافتد بر او غالب می گردد.  دم دمی مزاج است. گاهی اوقات بسیار خوب و گاهی اوقات بسیار مقرارتی و خشک می شود. او فردی است چهارشانه و از مریضی شکم گاه گاهی رنج می برد.            

 ه همیشه اطرافیان را امر و نهی می کند و زیبا چهره و تندخو و آتشی مزاج و طبع او گرم است.

 و به دیگران کمک می کند و گاهی اوقات مغرور می شود و پشت سر بدگویی می کند.

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آبان 1387ساعت 5:2  توسط | 

آيا فرزند شما هميشه تنها بازي مي‌كند و حاضر نيست با بچه‌هاي ديگر همبازي شودو ...؟
براي آنكه اجتماعي‌تر شود و بتواند بر احساس عدم‌اطمينانش غلبه كند، چه بايد كرد؟ نگران نباشيد، براي خاتمه دادن به ترس و كمرويي هيچگاه دير نيست.

از سن 2 سال و نيم به بعد، كودك ترس و كمرويي‌اش را آشكار مي‌كند. در مهد كودك، مدرسه و يا پارك‌ها از كودكان ديگر دوري مي‌كند. فقط با پدر و مادرش حرف مي‌زند و به محض آنكه غريبه‌اي به جمع آنان بپيوندد در حضور او سكوت مي‌كند. از شركت در بازي‌هاي گروهي اجتناب مي‌كند، به فعاليت‌هاي انفرادي چون كتاب خواندن و بازي‌هاي كامپيوتري پناه مي‌برد و دوستي ندارد. اگر يكي از همكلاسي‌هايش او را به خانه‌اش دعوت كند، در آخرين لحظه تصميم مي‌گيرد نرود. در كلاس، طوري رفتار مي‌كند كه توجه كسي را به‌خودش جلب نكند. زماني كه از او سؤال شود، رنگش سرخ شده و دست و پايش را گم مي‌كند.

وراثت يا سرنوشت؟

«خجالتي بودن» صفتي موروثي نيست؛ حتي اگر والدين كودك كمرو نيز مانند كودكشان خجالتي باشند، اين بدان معنا نيست كه كودك خجالت را از پدر و مادرش به ارث برده است. اما رفتارهاي والدين مي‌تواند اين صفت را در مرحله شكل‌گيري‌اش، تقويت كند. در واقع، كودكان معمولا مايل هستند رفتارهايي را كه والدينشان نسبت به ديگران از خود نشان مي‌دهند تقليد كنند.

دردي فلج كننده

كمرويي در مورد كودكي كه بايد با فعاليت و يا گروه جديدي در اجتماع روبه‌رو شود، امري طبيعي به شمار مي‌آيد و زماني مشكل ساز مي‌شود كه موجب درماندگي و ناتواني كودك شود تا حدي كه او را از فعاليت جسماني بازدارد. اما كودك شما از چه چيزي مي‌ترسد؟در حقيقت، او ازرويارويي با قضاوت ديگران هراس دارد. معمولا اين اضطراب و نگراني با احساس درك نشدن همراه است. ترس تمام قدرت و انرژي او را از بين مي‌برد و كودك ديگر قادر نخواهد بود براي حل مشكلش به درستي فكر كند. كودك خجالتي اغلب به هنگام صحبت كردن، در تلفظ كلمات دچار مشكل مي‌شود و در صورتي‌كه اضطراب شديد باشد، بدنش دچار تشنج شده، به او احساس خفگي دست مي‌دهد وتب مي‌كند.

نقش والدين

اضطراب و نگراني والدين، ترس كودك را تشديد مي‌كند، به همين دليل، پدر و مادر بايد در برابر كودكي كه دچار ترس شده با دقت بيشتري رفتار كنند و به او كمك كنند تا نگراني و اضطرابش را ابراز كرده و آن‌ را در دلش نگه ندارد. اگر والدين مرتبا كودك را تشويق كنند كه به سمت ديگران برود، اين عمل ترس كودك را افزايش مي‌دهد. كودك با خود مي‌گويد:«حتي پدر و مادرم كه مي‌دانند چقدر از نزديك شدن به ديگران عذاب مي‌كشم، حاضر نيستند مرا درك كنند.» ناگهان احساس مي‌كند كه از ارزشش كم شده و او را واقعا دوست ندارند و بيش از پيش در خودش فرو مي‌رود. چنانچه والدين به كودكشان كمك مي‌كنند تا با ديگران تماس برقرار كند، بايد محتاط باشند.

فعاليت‌هاي كمك كننده

نواختن يك ساز بادي براي كودك خجالتي مناسب و بجاست. از طريق موسيقي، كودك ياد مي‌گيرد بر دم و بازدم خود كنترل داشته باشد، در نتيجه اين عمل به صحبت كردن او كمك مي‌كند. براي آنكه او را واداريد تا بر ترسش غلبه كند، بازي در تئاتر و بر عهده گرفتن نقش جديد، به او كمك چشمگيري مي‌كند. ورزش‌هاي رزمي چون جودو در مورد توانايي‌اش به او اطمينان مي‌بخشد. خلاقيت‌هاي هنري چون نقاشي، مجسمه‌سازي و... اين امكان را به كودك مي‌دهد تا توسط تصاوير و اشكال، احساسات و ناراحتي‌هاي درونش را بيرون بريزد. اما نبايد به خاطر نگراني از يك گوشه‌گيري ساده، كودك را زير بار فعاليت‌هاي خارج از مدرسه هلاك كرد كه همين امر مي‌تواند باعث شود كودك در خودش فرو رود.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم آبان 1387ساعت 14:0  توسط | 
 والدين مي‌توانند نقش مهمي را در زندگي فرزندانشان به‌ويژه در پيشبرد و افزايش مهارت‌ها، سطح آموزش و موفقيت شغلي او در آينده ايفا كنند.
اما چگونه و چه اقدامات و فعاليت‌هايي را والدين بايد انجام دهند تا بتوانند چنين تأثيري داشته باشند، مقاله زير به اين سؤال پاسخ داده است.

والدين براي افزايش موفقيت فرزندان‌شان اقدامات زير را بايد انجام دهند:

از فعاليت‌هايي كه در مدرسه انجام داده و چيزهايي كه ياد گرفته است سؤال كنيد:

اگر جواب دقيقي نداد، سؤال جزئي‌تري بپرسيد مثلاً امروز در كلاس رياضي چه كاري انجام داديد و چه چيز جديدي ياد گرفتيد؟ معمولاً بچه‌ها اگر علاقه شما را به شنيدن صحبت‌هايشان ببينند به شما جواب كامل و مثبتي خواهند داد.حتي اگر او چيز بامزه‌اي راجع به مدرسه گفت به او روي خوش نشان دهيد و او را تشويق كنيد تا بيشتر راجع به مدرسه صحبت كند.

همواره او را ستايش كنيد و به او اجازه دهيد:

وقتي فرزندتان سخت‌كوشي مي‌كند و نمره خوبي يا موفقيتي را به دست مي‌آورد خوشحالي خود را به او نشان دهيد و بگوييد كه به او افتخار مي‌كنيد. به او درمواقع مقتضي پاداش دهيد و همواره مشوق او باشيد.اگر فرزند شما با وجود تلاشي كه انجام داده موفقيت خوبي كسب نكرد به او برچسب نامناسب نزنيد؛ بچه‌هايي كه برچسب كودن و كم‌هوش مي‌خورند معمولاً به همين شيوه هم عمل خواهند كرد.

از انجام تكاليفش اطمينان حاصل كنيد:

از او بخواهيد وقتي تكاليفش تمام شد آن را به شما نشان دهد.همواره انجام تكاليف را به او گوشزد كنيد اين قضيه به او كمك مي‌كند تا اهميت انجام تكاليف را درك كند.

در خانه محل آرام و مناسبي را براي مطالعه فرزندانتان اختصاص دهيد:

موقع درس خواندن او تلويزيون و ساير لوازم صوتي را خاموش نگه داريد. از رفت‌وآمدهاي غيرضروري كه به مطالعه و پيشرفت فرزندتان ضربه مي‌زند خودداري كنيد.

محدوديت‌هايي را براي تماشاي تلويزيون او اعمال كنيد:

مطالعات نشان مي‌دهد كه دانش‌آموزاني كه زياد تلويزيون تماشا مي‌كنند نمرات كمتري دريافت مي‌كنند. به جاي تماشاي تلويزيون او را تشويق كنيد اول تكاليفش را انجام دهد يا حتي جدولي را با ساير اعضاي خانواده حل كند. اجازه ندهيد كه بيشتر از يك تا 2 ساعت در روز تلويزيون تماشا كند، علاوه براين، بر تماشاي برنامه‌هاي تلويزيوني او نظارت كنيد.

فرزندتان را تشويق به مطالعه كنيد:

همواره كتاب، مجله و روزنامه‌هاي مختلف در منزل داشته باشيد، لازم نيست پول زيادي را در اين زمينه صرف كنيد بلكه مي‌توانيد از كتابخانه محل قرض بگيريد. از فرزندتان بپرسيد به چه مطالبي علاقه دارد و كتاب‌ها و مجلات مورد علاقه او را تهيه‌ كنيد. يكي از بهترين راهها براي تشويق فرزندتان به مطالعه اين است كه او مطالعه كردن شما را ببيند.

در خانه انضباط و قوانين ساده اعمال كنيد:

قوانين ساده و قابل فهمي را تنظيم كنيد. به او بگوييد در صورتي كه از اين قوانين تخطي كند با تنبيه روبه‌رو خواهد شد. وقتي فرزندتان در امور خانه به شما كمك مي‌كند  يا تلاش دارد به ساير اعضاي خانواده كمك كند او را ستايش كنيد. برقراري انضباط صحيح در خانه به بچه كنترل بر رفتار خود و احترام به حقوق ديگران را ياد مي‌دهد.

در برابر مشكلات انضباطي او واكنش نشان دهيد:

اگر فرزندتان به طور خشونت‌آميزي رفتار كرد يا خارج از كنترل شد او را در حد معقول و با تنبيه‌هاي مناسب مانند اخم كردن،كم كردن پول توجيبي و ...تنبيه كنيد. در صورتي كه اين راهكارها سودمند واقع نشد از مشاوران و افراد با تجربه كمك بگيريد.

ارزش‌هاي مناسب را به فرزندتان تعليم دهيد:

هر خانواده‌اي ارزش‌هاي شخصي، مذهبي و فرهنگي خود را دارد اما با اين حساب ارزش‌هاي ديگري هم وجود دارد كه متعلق به همگان است مانند درستكار بودن، احترام به ديگران، مهربان بودن و ... اين ارزش‌ها را در فرزندتان دروني كنيد.

از تعطيلات سال به خوبي براي افزايش يادگيري فرزندتان استفاده كنيد:

يادگيري در فرزندتان نبايد با پايان سال تحصيلي به اتمام برسد. بعضي از فعاليت‌هاي كم‌هزينه وجود دارد كه همراه با فرزندتان مي‌توانيد انجام دهيد. براي مثال بازديد و آشنايي با مكان‌هاي فرهنگي و آموزشي به فرزندتان در يادگيري و علاقه‌مندي به آموزش و تحصيل مي‌تواند سودمند واقع شود. رفتن به اين مكان‌ها توصيه مي‌شود:
موزه‌ها
كتابخانه‌ها
جشنواره‌هاي فرهنگي و هنري
نمايشگاه‌ها و ...

با معلم فرزندتان همواره تماس داشته باشيد:

با او راجع به عادت‌هاي درس‌ خواندن فرزندتان، علايق ويژه او و مشكلاتي كه مي‌تواند بر يادگيري او تأثير داشته باشد صحبت كنيد. حتي شما مي‌توانيد راجع به اتفاقات ناگواري (مثل مرگ عزيزان و ...) كه بر درس خواندن و مطالعه او تأثير داشته است با معلم‌شان صحبت كنيد. اين امر باعث مي‌شود تا معلم‌اش او را بهتر درك كند.

همواره از معلم فرزندتان راجع به عملكرد او سؤال كنيد:

براي مثال بپرسيد كه فرزند من در كلاس چگونه رفتار مي‌كند؟ آيا دچار مشكل رفتاري است؟ نحوه پيشرفت او در درس‌هايش چگونه است؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم آبان 1387ساعت 13:58  توسط | 

والدين هميشه دوست دارند كه فرزنداني خوب و با ادب داشته باشند و همه تلاش خود را براي رسيدن به اين منظور انجام مي‌دهند. ولي در بعضي مواقع راه را اشتباه انتخاب مي‌كنند و نتيجه معكوس مي‌گيرند.
همانقدر كه رسيدگي به كودك و توجه به نيازهاي او اهميت دارد، بيش از حد اعتنا كردن و يا شايد زياده روي در بعضي از امور بازده خوبي ندارد و درست خلاف آن چيزي مي‌شود كه شما انتظار داريد. در اينجا به نكات مهمي كه باعث بيراهه رفتن در امر تربيت كودكان مي‌شود اشاره شده است:

1 - لوس كردن فرزند: همه والدين فرزندان خود را دوست دارند و تمام آنچه دارند و ندارند را براي فرزندان خود طالب هستند كه به هر حال هزينه‌بر است. پدر و مادرهاي زيادي هستند كه با محبت افراطي باعث لوس شدن فرزند شده و تازه بچه‌ها با داشتن اين همه چيز، خوشحال به نظر نمي‌رسند. اين باعث مي‌شود كه كودكان هرگز راضي به نظر نرسند و مدام تقاضا و توقع بيشتري داشته باشند.

2 - تربيت نامناسب: زماني كه شما تنبلي به خرج مي‌دهيد كه فرزندان خود را به طور صحيح تربيت كنيد، در نتيجه اين وظيفه خطير را برعهده اطرافيان فرزندتان قرار مي‌دهيد.
اگر شما نتوانيد كودكتان را به طور صحيح تربيت كنيد ديگران اقدام مي‌كنند.

3 - عدم مشاركت در مدرسه فرزندان: بعد از خانه، مدرسه محلي است كه بچه‌ها در آن بيشترين ساعت را حضور دارند و بنابراين معلمان و هم‌سن و‌سالان نقش مهمي در زندگي آنها دارند. در نتيجه شما نبايد از مدرسه فرزندتان فاصله بگيريد و بايد خود را درگير مسائل مربوط به آنها كنيد. مهم حضور يكي از شماست. شما حتي بايد از طريق تلفن و يا حضوري با معلم فرزندتان در تماس باشيد. اين نشان‌دهنده حساسيت شما روي تربيت و رشد فرزندتان است و معلم را ملزم به دقت و هوشياري بيشتري نسبت به تربيت فرزندتان مي‌كنيد.

4 - افراط و تفريط  در تشويق فرزندان: زماني كه فرزند خود را تشويق مي‌كنيم، باعث افزايش عزت‌نفس آنها مي‌شويم. اما بايد مراقب بود كه در اين موارد حداعتدال را رعايت كنيم. اجازه دهيد كه تشويق در وقت مناسب و تنها زماني كه كار فرزندتان واقعا لايق تشويق است انجام شود. اگر براي كار معمولي كه انجام داده‌اند از آنها خيلي زياد قدرداني كنيد باعث مي‌شود كه كودكان نسبت به ارزش واقعي دستاورد خود دچار انحراف فكري ‌شوند.

5 - عدم اعطاي مسئوليت به فرزندان: فرزند شما نبايد به خاطر انجام كارهاي عادي و معمولي چيزي دريافت كند، چون آنها عضوي از خانواده هستند نه مهمان حاضر در هتل. هركس كه در خانه زندگي مي‌كند موظف به انجام امور مربوط به خانه است. از شستن ظروف گرفته تا گردگيري و...

تشويق كودكان براي انجام كارهاي فوق‌العاده لازم است البته نه در كارهايي كه وظيفه عادي هر عضو خانواده است. بچه بايد بخشي از مسئوليت زندگي مشترك با خانواده را به دوش بگيرد. آنها برده شما نيستند اما مطمئن باشيد كه در تعطيلات و مرخصي دائم هم
 به سر نمي‌برند.

6 - عدم رفتار صحيح با همسر: هر طور كه با همسر خود رفتار كنيد، به عنوان الگو براي آينده فرزندان خواهيد بود؛ يعني آنها نيز دقيقا همين‌طور با همسر خود رفتار خواهند كرد. اگر به صورت غير صحيح با همسر خود رفتار كنيد و مدام در حال مشاجره باشيد آنها نيز به همين سبك رفتار مي‌كنند. بچه‌ها بيشتر از آنچه شما به عنوان نصيحت به آنها گوشزد مي‌كنيد، از رفتار شما پيروي مي‌كنند. اگر با همسر خود به احترام و توام با عشق رفتار كنيد، ارزش خانواده را به فرزند خود نشان مي‌دهيد و آنها از داشتن يك پناهگاه امن در اين دنياي وحشي بيشتر احساس امنيت مي‌كنند.

7 - داشتن توقعات غير واقعي از فرزند: اگر با كودكان سر وكله مي‌زنيد از آنها انتظارات معقول و منطقي داشته باشيد، به خصوص بچه‌هاي كوچك. اگر براي شام جايي دعوت هستيد و از كودك 2 ساله خود انتظار داريد كه درست مانند يك شاهزاده كوچك رفتار كند، سخت در اشتباهيد. اگر در خيال و روياي خود انتظار داريد كه فرزندتان يك ستاره ورزشي و يا علمي شود، در حالي كه او تنها مايل به نوازندگي پيانو است، لازم است راجع به توقع خود تجديدنظر كنيد. انتظار شما از آنها بايدباعث شادي آنها باشد.

8 - نديدن آموزش براي دفاع از خود و خواسته‌هايشان: خيلي از والدين تمام نيازهاي فرزندان را برآورده مي‌كنند و به اين ترتيب ارزش كار سخت و عدم وابستگي را در فرزند از بين مي‌برند. به اين ترتيب نسلي از آدم‌هاي بي‌بو و خاصيت و به اصطلاح پهلوان پنبه ظهور خواهد كرد. بچه‌هاي امروزه انتظار دارند كه همه كارها برايشان انجام شود. اينكه آنها را محكم و پرطاقت تربيت كنيد و از آنها بخواهيد كه اموراتشان را خود انجام دهند دليل عدم دوست داشتن آنها نيست بلكه نشانه عشق واقعي است.

9 - تحميل كردن گرايش و تفكر خود به فرزندان: اجازه دهيد كه بچه‌ها بچگي كنند. والدين نبايد تمايلات و گرايش و نقطه نظرهاي خود را به فرزندشان تحميل كنند. اينكه فرزند خود را از اشتياقات خود آگاه كنيد خوب است اما آنها را تحميل نكنيد. اجازه دهيد همان‌طور كه هستند رشد كنند؛ بدون تحميل عقايد و خواسته‌هاي شما.

10 - بي وفايي به قول و عهد: اگر فرزندتان را به خاطر نقاشي روي ديوار تهديد به تنبيه كردن مي‌كنيد، حتما اين كار را انجام دهيد. متاسفانه پيروي از قول‌هايي كه به فرزندتان مي‌دهيد زندگي را كمي سخت مي‌كند اما افزايش اعتماد به گفته شما چيزي مهم‌تر است. اگر شما به گفته‌هاي خود عمل نكنيد، بچه‌ها به اين نتيجه مي‌رسند كه بين قول و عمل شما تناسبي نيست و در نتيجه به شما اعتماد نخواهند كرد.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم آبان 1387ساعت 13:57  توسط | 
 

درباره ی فلفلی که هر روز برای چاشنی زدن به غذاهایتان استفاده می کنید، تا چه اندازه آگاهی دارید؟ این دسته از سبزی ها از فلفل سبز دلمه ای گرفته تا فلفل تند قرمز،همگی در یک گروه غذایی جای می گیرند و تقریباً دارای یک سری از خواص مفید برای بدن هستند.

جالب است بدانید که هفت هزار سال قبل از میلاد مسیح، در آمریکای جنوبی و مرکزی از این سبزی به عنوان چاشنی در غذاها استفاده می شد و با سفر کریستف کلمب به این مناطق، این سبزی به کشورهای اروپایی، سپس به سراسر دنیا معرفی شده است.

جالب ترین مطلب درباره ی این گیاه آن است که این ماده ی غذایی یکی از منابع ویتامین C و کاروتن ها محسوب می شود.

فلفل در طب سنتی
بد نیست بدانید که این دسته از سبزی ها از قدیم مورد توجه گیاه شناسان غربی بوده اند. آنها معتقد بوده اند که از این گیاهان می توان برای افزایش جریان خون، تحریک سیستم عصبی، افزایش اشتها و رهایی از سوءهاضمه استفاده کرد. حتی بسیاری از گیاه شناسان چینی توصیه کرده اند که خانم ها برای رهایی از دردهای ناشی از دوره قاعدگی بهتر است از این سبزی ها در این دوران استفاده کنند. آنها در اصطلاح می گویند این دسته از خانم ها بهتر است در این دوران از بشقاب های داغ استفاده کنند.

شما فقط فلفل را همین فلفل قرمز تند می دانید؟ از خواص فلفل های دیگر چه شنیده اید؟ ابتدا باید بگوییم که فلفل ها عبارتند از فلفل قرمز که تند است، فلفل سبز که یا به شکل فلفل دلمه ای یا به شکل معمولی است.


باید بگوییم فلفل های دلمه ای نیز به صورت سبز، نارنجی،زرد و قرمز عرضه می شوند که اصلا تند نیستند و ما اغلب آنها را با غذا یا در سالاد استفاده می کنیم. فلفلی که به فلفل قرمز نیز معروف است، برای اولین بار از سوی سرخپوستان "کاراییب" به خارج آمریکا معرفی شد. از آن زمان به بعد شهرت این گیاه فراگیر شده و به عنوان یک چاشنی مهم به ویژه در طبخ "کاجون و کرول" و در رستوران های جنوب شرق آسیا، چین، جنوب ایتالیا و مکزیک محسوب می شود.

کپساسین(capsicin) معروف
به نظر شما علت تندی فلفل از چیست؟

"کپساسین"(capsicin) ماده ای در فلفل است که سبب گرم بودن این گیاه می شود. هر چند که فلفل گیاهی گرم است، اما کپساسین موجود در آن سبب کاهش درجه حرارت بدن شده که یکی از دلایل اصلی تمایل مردم مناطق آب هوایی گرم به مصرف زیاد فلفل محسوب می شود.

تحقیقات نشان داده است که کپساسین به عنوان فعال ترین عنصر موجود در فلفل ، سبب کاهش میزان کلسترول خون و کاهش شدت سیگنال های درد در بدن می شود. این ماده همچنین خاصیت آنتی اکسیدانی (که سلول های شما را از آسیب های رادیکالهای آزاد محافظت می کند) و ضد باکتریایی نیز دارد.

این ماده به بسیاری از خواص درمانی فلفل کمک می کند و سیستم قلبی عروقی را تحریک، سیستم هاضمه را تقویت، درد موجود روی پوست یا مفاصل بدن را تسکین بخشیده و برای مثانه به عنوان داروی ضد احتقان و ضد باکتری عمل کند.

فلفل میزان کلسترول خون را پایین می آورد که این امر باعث کاهش فشار خون نیز می شود. این گیاه همچنین از انعقاد خون در رگ ها جلوگیری می کند، این خواص فلفل به پیشگیری از بیماری های قلبی نظیر آرترواسکلروز(سخت شدن رگ ها) کمک فراوانی می نند.

هر چند فلفل سبب سوزش زبان می شود، اما این گیاه واقعاً مسکنی قوی است. این گیاه ابتدا سبب تحریک درد می شود، اما بعد از مدتی شدت علایم درد را در بدن کاهش می دهد.

کپساسین موجود در فلفل نه تنها درد آرتروز و آرتریت روماتوئید را تسکین می دهد، بلکه هنگام استفاده به شکل موضعی، میزان ورم ناشی از این بیماری ها را کاهش می دهد.

فلفل با تحریک ترشح آنزیم های گوارشی در معده و نابودی باکتری هایی که می توانند عامل عفونت باشند، قدرت هضم را تقویت می کند.

خاصیت ضد باکتری فلفل، همچنین از اسهال ناشی از عفونت جلوگیری می کند.

این گیاه به عنوان داروی ضد احتقان سبب رقیق و نازک شدن خلط و خارج شدن آن از ریه ها می شد. از آنجا که این گیاه بافت ریه را تقویت می کند، در نتیجه برای بیماران مبتلا به آمفیزم(بیماری اتساع و بزرگ شدن ریه ها) نیز مفید است.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم آبان 1387ساعت 15:59  توسط | 
 

 

محققان می‌گویند مصرف روزانه 500 میلی‌لیتر(حدود 2 لیوان) آب چغندر می‌تواند فشار خون  را تا حد قابل‌توجهی كاهش دهد.


بی‌بی‌سی گزارش می‌دهد محققان دانشكده پزشكی لندن، این موضوع را از بررسی تعدادی از افراد سالم به دست آورده‌‌اند و امیدوارند بررسی‌های بیشتر، بتواند راهی كم‌عارضه و كم‌هزینه برای درمان بیماری پرفشاری خون پیشنهاد دهد. در مطالعه این محققان مشخص شده ماده مفیدی كه احتمالا مسئول چنین خاصیت باارزشی است، نوعی نیتریت باشد كه در برخی گیاهان خوراكی با برگ‌های سبز پررنگ و رنگی، وجود دارد.

پیش از این فایده انواع سبزیجات و میوه‌جات در كاهش میزان بروز انواع بیماری‌ها از جمله سرطان، به خاطر وجود آنتی‌اكسیدان‌ها، مشخص شده بود، اما این اولین بار است كه تأثیر نوع خاصی از آنها، در كاهش فشار خون مطرح می‌شود. بررسی‌ها نشان داده است كه كاهش فشار خون بعد از خوردن آب چغندر، از یك ساعت بعد از مصرف آن شروع می‌شود و تا 4-3 ساعت بعد از آن به اوج می‌رسد و آثاری از آن حتی تا 24 ساعت بعد نیز باقی می‌ماند. جزئیات این مطالعه در نشریه علمی پرفشاری خون منتشر شده است.


 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم آبان 1387ساعت 15:57  توسط | 

گیاه شلغم از خانواده کلم است. بر حسب سن، ریشه‌ این گیاه می‌تواند کاملا گرد و یا کمی کشیده و رنگ آن نیز از سفید تا سبز، زرد و یا ارغوانی متفاوت باشد. طعم انواع سفید و زرد آن شیرین و کمی تیز است. شلغم بومی اروپا و آسیای میانه می‌باشد. این گیاه اولین بار حدود 4000 سال پیش در خاور میانه کاشته شد. شلغم در قرون وسطی توسط اروپایی‌ها به مقدار زیاد مصرف می‌شد و بعدها توسط مهاجرین انگلیسی و فرانسوی به آمریکا برده شد. امروزه این گیاه در تمامی نقاط دنیا کشت شده و مورد مصرف قرار می‌گیرد، زیرا در هر نوع خاکی به راحتی رشد کرده و مدت ماندگاری آن نیز به نسبت زیاد است.

برگ شلغم حاوی کلسیم، فولات و فسفر می باشد. شلغم منبع سرشاری از برخی ویتامین‌ها نظیر A و C است و مانع بروز برخی از بیماری‌ها می‌شود که در زیر به مهم‌ترین آنها اشاره می‌شود:

آرتریت روماتوئید
آنتی اکسیدان‌ها در پیش‌گیری از بروز و پیشرفت آرتریت روماتوئید نقش موثری دارند، زیرا این مواد واکنش‌‌های التهابی را که علت اصلی آرتریت روماتوئید هستند، مهار می‌کنند. ریشه شلغم یکی از منابع بسیار خوب ویتامین C می‌باشد. همچنین برگ شغلم نیز منبع غنی از ویتامین C و پیش‌سازهای ویتامین A از جمله کاروتنوئید‌ها است که همگی نقش آنتی اکسیدانی قوی در بدن ایفا می‌کنند. همچنین این ریز مغذی‌ها برای تشکیل بافت استخوانی و بافت همبند ضروری هستند، بنابراین مصرف شلغم عامل موثری در حفظ سلامت استخوان‌ها و مفاصل است.

سرطان
بررسی‌ها نشان می‌دهند که مصرف آنتی‌اکسیدان‌ها از بروز بسیاری از انواع سرطان(خصوصا سرطان‌های دستگاه گوارش) جلوگیری می‌نمایند. آنتی اکسیدان‌ها تولید رادیکال‌های آزاد را در بدن مهار می‌کنند.

رادیکال‌های آزاد سبب تخریب DNA می‌شوند، در نتیجه می‌توانند عامل ایجاد سلول‌های سرطانی باشند. مقادیر مقابل توجه ویتامین‌های C و کاروتنوییدهای موجود در این گیاه(که اثر آنتی اکسیدانی قوی دارند) در پیشگیری ازبروز سرطان و حفظ سلامت دستگاه گوارش تاثیر بسزایی دارند.

یکی دیگر از ترکیبات قابل توجه در این گیاه فیبر است. فیبر سبب حجیم شدن مدفوع و دفع راحت‌تر و سریع‌تر آن شده، بنابراین خطر تماس مواد سرطان‌زا با سلول‌های روده را کمتر می‌کند. علاوه بر اثرات فوق، فیبر سبب افزایش رشد و تکثیر باکترهای مفید و مانع رشد باکتری‌های مضر در روده می‌شود و در عین حال بر اثر تخمیر فیبر در روده اسید بوتیریک تولید می‌شود که منشا انرژی برای سلول‌های روده است و به حفظ سلامت سلو‌ل‌های روده کمک می‌کند.

بیماری‌های قلبی- عروقی
کاهش سطح آنتی اکسیدان‌ها در خون خطر اکسیداسیون کلسترول را افزایش می‌دهد. هنگامی که کلسترول خون اکسیده شود، جدار عروق آسیب دیده و در نهایت پلاک‌های چربی در داخل رگ‌های خونی شکل می‌گیرند. چنان چه آنتی اکسیدان در خون به میزان کافی وجود داشته باشد اکسیداسیون کلسترول به طور قابل توجهی کاهش می‌یابد.

همان‌طور که ذکر گردید، شلغم حاوی مقادیر مناسبی از ویتامین‌ها است که به سلامت عروق  و پیشگیری از بیماری‌های قلبی- عروقی کمک می‌نماید.

بیماری‌های دستگاه تنفس
ویتامین A اغلب به عنوان ویتامین ضد عفونت معرفی می‌شود، زیرا در بیشتر موارد، ناراحتی‌های تنفسی با کمبود ویتامین A همراه است در اثر کمبود ویتامین A سلول‌های نای و نایژه‌ها کراتینه شده و مخاط ترشح کافی نخواهد داشت، در نتیجه خشکی و ایجاد شکاف در غشای مخاطی می‌تواند پناهگاه خوبی برای میکروب‌ها باشد(که معمولا در لایه اپیتلیال یک پارچه و سالم نمی‌توانند نفوذ کنند).

ویتامین C نیز در سلامت دستگاه تنفس موثر است. ویتامین C خاصیت ضد ویروسی دارد و با تقویت سیستم ایمنی و حفظ سلامت مخاط دستگاه تنفسی از بروز عفونت جلوگیری می‌کند.

با توجه به اینکه ریشه شلغم حاوی مقادیر فراوانی ویتامین C و برگ آن غنی از پیش‌ساز ویتامین A است، از این گیاه در درمان بیماری‌های تنفسی خصوصا سرماخوردگی می‌توان بهره گرفت. با توجه به خواصی که در مورد گیاه شلغم ذکر گردید، استفاده از برگ و ریشه این گیاه در غذاهایی نظیر سوپ و یا به صورت خام در سالاد، سلامتی و شادابی را به ارمغان خواهد

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم آبان 1387ساعت 15:56  توسط | 

شوید(Dill) گیاهی است یک ساله به ارتفاع 30 سانتی متر تا یک متر(گاهی بیشتر) و دارای ریشه راست، مخروطی شکل و به رنگ سفید است. طول ریشه متغیر و بین 10 تا 30 سانتی متر می باشد. ساقه آن منشعب استوانه ای بی کُرک، دارای خطوط طولی و در محل گره ها کمی فرو رفته است.

برگ های تازه و خشک شده این گیاه مانند زیره سیاه ، معطر می باشند و برای طعم دهی در خیلی از غذاها به کار برده می شوند.

زمان و نحوه کاشت شوید به چگونگی استفاده از اجزای گیاه(بذر یا پیکر رویشی) بستگی دارد.

اگر هدف از کاشت، تهیه بذر و استخراج اسانس از پیکر رویشی گیاه باشد، زمان مناسب برای کاشت شوید اوایل بهار(اواخر اسفند) می باشد. ولی اگر هدف از کاشت شوید، استفاده به عنوان ادویه و سبزی باشد، از اواسط فروردین تا اواخر اردیبهشت زمان مناسب کاشت گیاه می باشد. کاشت این گیاه بسیار راحت می باشد، به همین دلیل این گیاه برای کسانی که برای اولین بار می خواهند گیاهی را بکارند، بسیار مناسب است.

ترکیبات شیمیایی
میوه شوید دارای 5/2 تا 4 درصد اسانس می باشد که مقدار آن براساس منطقه جغرافیایی و فصل تغییر می کند و تا 7/7 درصد هم می رسد. قسمت اعظم اسانس میوه شوید، دـ کارن، لیمونن و آلفافلاندرن است که هر سه حدود 90 درصد اسانس را شامل می شوند.

ترکیبات دیگر میوه شوید عبارتند از: دیلانوزید، کومارین‌ها، کامپفرول و ترکیب 3ـ گلوکورونیده آن، وی سنین، میریستیسین و سایر فلاوونوئیدها، اسیدهای فنلی، پروتئین(حدود 16 درصد)، چربی (حدود 15ـ 10 درصد).

اسانس سر شاخه هوایی شوید که از سر شاخه تازه آن به روش تقطیر با بخار آب به دست می‌آید، شامل 28 تا 45 درصد ترکیبات کتونی مانند کارون می ‌باشد که بر اساس فصل محصول ‌برداری متفاوت است.

ریشه گیاه شوید نیز دارای اسانس است که 95 درصد اسانس ریشه را آلفا ـ بتاپینن تشکیل می دهد.

موارد استعمال
شوید در درمان سوء هاضمه ، نفخ(به ویژه نفخ کودکان) و اسپاسم استفاده می شود. همچنین تسکین دهنده، ملین، مقوی معده، ضد استفراغ، محرک ترشح شیر ، مدر و کاهش دهنده چربی خون است. همچنین به عنوان طعم دهنده و معطر کننده در صنایع غذایی و فرآورده‌‌های آرایشی ـ بهداشتی مورد استفاده قرار می‌‌گیرد. در استعمال خارجی، اثر نرم کننده و التیام دهنده دارد، ولی بیشتر در مصارف داخلی مورد استفاده قرار می‌ گیرد.

شوید در دامپزشکی
تزریق وریدی دم کرده سر شاخه هوایی شوید به حیوانات، باعث پایین آمدن فشار خون ، گشاد شدن عروق خونی، تحریک تنفس و کند شدن ضربان قلب می‌شود. از میوه آن برای رفع نفخ و دردهای ناشی از آن در چهارپایان استفاده می ‌شود.

موارد استعمال در طب قدیم
شوید از نظر طبیعت ، گرم و خشك است.‌ به همین دلیل گرم مزاجان باید آن را با آب ‌لیمو و سكنجبین و آب غوره و ترشی‌ها بخورند و سرد مزاجان باید آن را با قرنفل و دارچین و عسل بخورند.‌

به طور سنتی از آن برای افزایش ترشح شیر و درمان قولنج نوزادان، سرفه، درد معده، بواسیر، بی خوابی ، یرقان، اسکوربوت و زخم‌ها و به عنوان بادشکن استفاده می کرده اند.

 

آثار فارماکولوژیکی
همان طور که در بالا ذکر شد، فواید بی نظیر و مفید شوید حاصل دو جزء شفابخش موجود در آن می باشد:

* مونوترپن ها(monoterpenes) شامل: کارون(carvone)، لیمون(limonene) و آنتوفوران(anethofuran)

* و فلاوونوئیدها شامل: کامپوفرول(kaempferol) و ویکنین(vicenin)

حفاظت در برابر رادیکال های آزاد و دیگر مواد سرطان زا

مشخص شده است که اجزای مونوترپنی موجود در شوید موجب فعال شدن آنزیم گلوتاتیون S ترانسفراز می شود. این آنزیم موجب پیوستن مولکول آنتی اکسیدان گلوتاتیون به مولکول های اکسید شده می شود و بدین ترتیب بدن را از آسیب رادیکال های آزاد حفظ می کند.

فعالیت روغن های فرار موجود در شوید مانند جعفری، انواع خاصی از مواد سرطان زا مانند بنزوپیرن را که در دود سیگار ، دود زغال چوب و دود ناشی از سوختن آشغال ها وجود دارد، خنثی می کند.

شوید؛ ادویه ای ضد باکتری

اسانس(روغن های فرار) میوه شوید دارای اثرات ضد باکتریایی می باشد. شوید از این لحاظ مانند "سیر" عمل می کند.

شوید؛ برای پیشگیری از پوکی استخوان

شوید یک منبع بسیار خوب از کلسیم می باشد. کلسیم برای جلوگیری از کاهش تراکم استخوانی که بعد از یائسگی و یا در برخی شرایط خاص مانند آرتریت روماتوئید اتفاق می افتد، بسیار سودمند است.

علاوه بر کلسیم، شوید منبع خوبی از فیبر و املاحی چون منیزیم، آهن و منگنز می باشد.

دیگر فواید

یکی از موارد استفاده شوید، تزئین غذا مانند سالادها، سوپ ها، غذاهای دریایی و ... می باشد.

عصاره اتانولی میوه‌های شوید درست مانند اسانس آن دارای اثرات ضد التهابی، آرام بخشی و دیورتیکی می ‌باشد. اسانس روغنی شوید برای کشتن کرم قلابدار (Hook-worm) مفید است.

مصرف زیاد شوید
زیاده روی در خوردن شوید، نیروی جنسی را ضعیف و اسپرم را خشک و بینایی چشم را کم می‌ کند. گزارش شده که مصرف زیاد برگ های شوید، باعث بروز لکه‌های سیاه بر روی پوست می ‌شود که به علت ترکیبات فورانوکومارینی پیچیده آن است.

تخم شوید


تخم شوید به طور سنتی برای تسکین و آرام بخشی معده بعد از وعده های غذایی استفاده می شد.

جانشین برگ شوید، تخم شوید و روغن شوید است. برای این كار عصاره برگ تازه شوید را با روغن زیتون به نسبت مساوی مخلوط كرده و با شعله ملایم می‌‌ جوشانند تا آب آن تمام شود، ولی باید مراقب بود تا نسوزد؛ یا برگ تازه آن را در روغن زیتون ، پرورده نمایند و مكرر تجدید كنند كه خوب پرورده شود. این روغن برای درد مفاصل و اعصاب و نرم كردن سفتی‌ها بسیار موثر است.‌

تخم شوید به عنوان ادویه و چاشنی در غذاها به کار برده می شود. تخم شوید از برگ آن گرم تر و خشك تر است. در غذاها و ترشی‌ها برای معده مفید است. خوردن ترشی آن بعد از طعام قی‌ آور و مضر گرم مزاجان است.‌

تخم سوخته آن از تخم خام آن هم گرم تر و خشك تر است.

گرد آن زخم‌های تر و چركی را خشك می ‌‌كند.

دم كرده تخم شوید برای تسكین درد معده، رفع دل‌پیچه اطفال، و برای ازدیاد شیر مادران و بی ‌خوابی اثرات مفید دارد. دم كرده آن 4 تا 18 گرم تخم آن در هزار گرم آب است كه 2 تا 3 فنجان در روز بعد از هر غذا باید مصرف شود. جوشانده 50 تا 100 گرم برگ و سرشاخه شوید در هزار گرم آب، برای استعمال خارجی به کار می رود.‌

از شوید برای آرامش اعصاب و برای كاهش ورم و درد و متوقف كردن سكسكه‌ها استفاده می ‌‌شود.‌

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم آبان 1387ساعت 15:54  توسط | 

طعم و مزه لذیذ و پُر از طراوت جعفری باعث شده است که این سبزی به عنوان یکی از سبزی های محبوب مردم شمرده شود. اما با اینکه این سبزی، بسیار مغذی است و برای سلامتی بسیار مفید است، خیلی از مردم آن گونه که باید درباره خواص آن آگاه نیستند و از آن بیشتر برای تزئین غذاهای مختلف استفاده می کنند.

جعفری گیاهی دو ساله است و به حالت وحشی، در اكثر نواحی جنوب شرقی اروپا، شمال افریقا، آسیا و ایران می روید. به علاوه در نواحی مختلف پرورش می یابد.

نکات تغذیه ای:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم آبان 1387ساعت 15:52  توسط | 
اينكه هر روز مشاهده مي‌كنيم مردم علاقه زيادي به جواد شدن دارند، اين هم راهنماي جواد شدن يا چگونه جواد شويم (براي دختران):

1- داشتن يك سگ از نوع پشمالو و بردن آن به همه‌جا.

2- پاتوقها: پاساژ گلستان و شهرك غرب.

3- اصولا جزو شاگردان درس‌نخوان باشيد. چون اگر پرسيدند چرا فلان درس را ننوشتي؟ فورا جواد بدهيد: ديشب تا ديروقت مهماني بوده‌ايد و وقت نكرديد.

4- مانتو بايد بسيار كوتاه باشد، حداقل تا كمر.

5- در هر موضوعي كل بيندازيد. چون از قديم گفته‌اند: كل بيندازيد تا كم نياوريد!

6- علاقه به سوزان روشن و شهره.

7- حضور در كليه اردوها.

8- هميشه در جيب خود مقداري مايه‌تيله داشته باشيد تا دوستانتان را (حتي به زور) مهمان كنيد.

9- ديدن فيلمهاي «من ترانه 15 سال دارم» و «زندان زنان» توصيه مي‌شود.

10- اگر ماشين هم داريد و يك سي‌دي از آينه آن آويزان كرده‌ايد كه ديگر نور علي نور علي!
 
 

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم آبان 1387ساعت 12:31  توسط | 

غار کتله خور زنجان

غار کتله خور - يکي از دست نخورده ترين غارهاي طبيعي دنيا

غار كتله‌خور، غاري است خشكي -آبي، واقع در استان زنجان و در 155 كيلومتري جنوب زنجان و 173 كيلومتري شمال همدان و 410 كيلومتري تهران و 5 كيلومتري شهر كوچك گرماب واقع است.

اين غار قبل از سال ۱۳۳۰ ه.ش. كشف شده‌ است.

غار كتله‌خور، غاري است آهكي كه در برخي نقاط آن گل‌رس و خاكهاي حاوي اكسيدآهن قابل مشاهده‌است. اين غار از نظر سني تقريباً هم‌سن غار عليصدر همدان است البته اين دو غار از دو جهت با هم تفاوت دارند. يكي اينكه غار عليصدر همدان غاريست كاملاً آبي اما غار كتله‌خور زنجان غاري است تقريباً خشكي. دوم اينكه آهكهاي غار كتله‌خور نسبت به آهكهاي غار عليصدر بسيار خالص‌تر هستند كه اين خود عاملي است جهت زيباترشدن غار، چراكه خالص بودن آهكها موجب شفافيت آنها و در نتيجه عبور نور از قنديل‌ها مي‌شود.

tebyanznir_katalekhorcave1_small.jpg tebyanznir_katalekhorcave_small.jpg tebyanznirkatalekhorcave2_small.jpg
tebyanznirkatalekhorcave3_small.jpg tebyanznirkatalekhorcave4_small.jpg tebyanznirkatalekhorcave5_small.jpg
tebyanznirkatalekhorcave6_small.jpg tebyanznirkatalekhorcave7_small.jpg tebyanznirkatalekhorcave8_small.jpg
tebyanznirkatalekhorcave9_small.jpg tebyanznirkatalkhorcave10_small.jpg tebyanznirkatalkhorcave11_small.jpg
+ نوشته شده در  جمعه دهم آبان 1387ساعت 4:55  توسط | 
نوزادان گريه مي كنند و هيچ راهي براي خلاصي از گريه آنها وجود ندارد. از آنجا كه نوزاد نمي تواند حرف بزند، گريه او ممكن است براي والدينش نگران كننده باشد و از خود بپرسند "از كجا بفهميم مشكلش چيست؟" فهميدن علت گريه نوزاد ممكن است در آغاز دشوار باشد ولي بايد توجه داشت كه قسمت بزرگي از بچه بزرگ كردن آزمون و خطاست و والدين خيلي زود ياد خواهند گرفت كه چگونه نياز هاي كودك خود را پيش بيني كنند. دلايل زير شايع ترين دلايل گريه نوزاد هستند و نوزاد با گريه خود در واقع مي خواهد مشكلش را به شما بفهماند:

چرا كودكتان گريه مي كند
من گرسنه ام
وقتي ياد بگيريد كه نشانه هاي گرسنه بودن كودك خود (مثل نق نق كردن، سر و صدا راه انداختن و دنبال پستان مادر گشتن هنگامي كه او را در آغوش مي گيريد) را بشناسيد مشكلاتتان در سير كردن او قبل از اينكه گريه كند كمتر مي شود. وقتي كودكتان گريه مي كند اول مطمئن شويد كه گرسنه نيست. شير دادن ممكن است سبب قطع گريه كودك نشود ولي اگر مي خواهد همچنان شير بخورد بگذاريد به خوردن ادامه دهد . بعضي اوقات شيرخواران حتي بعد از اينكه شروع به شير خوردن مي كنند به گريه كردن ادامه مي دهند اما شما به شير دادن ادامه دهيد چون هنگاميكه معده اش پر شود از گريه كردن دست بر مي دارد.

پوشكم را عوض كنيد
بعضي كودكان به مجرد اينكه به تعويض پوشك نياز داشته باشند سر و صدايشان در مي آيد اما بعضي ديگر اينطور نيستند. در هر صورت اين هم يكي از دلايل گريه كردن كودك است و خوشبختانه هم فهميدن آن راحت است و هم حل كردن آن.

سردم است؛ گرمم است
كودكان شير خوار دوست دارند لباس زياد و گرم داشته باشند. (بعنوان قاعده هر چند تا كه خودتان لباس پوشيده ايد و از نظر دما احساس راحتي مي كنيد بايد يك لايه بيشتر به كودك شيرخوارتان بپوشانيد.) بنابراين گريه كودك ممكن است به اين علت باشد كه سردش شده است (مثلاً موقعيكه كودك لخت است و شما در حال عوض كردن او هستيد). بهتر است ياد بگيريد كه چطور كودكتان را سريعتر و قبل از اينكه سردش شود عوض كنيد. توجه كنيد كه كودك را زيادي نپوشانيد چون احتمال گريه كردن كودك وقتي كه گرمش است در مقايسه با وقتي كه سردش است كمتر است (اگر هم گريه كند خفيف تر است).

مرا در آغوش بگيريد
كودكان شير خوار آغوش و نوازش زيادي نياز دارند. آنها دوست دارند صورت والدين خود را ببينند، صدايشان را بشنوند، به صداي قلبشان گوش كنند، و حتي مي توانند بوي منحصر بفردشان (بخصوص شير مادر را) تشخيص دهند. بعد از شير خوردن، آروغ زدن و عوض شدن دوست دارند كه شما آنها را در آغوش بگيريد. ممكن است شما فكر كنيد كه با اين كار داريد كودكتان را "لوس" با مي آوريد ولي نگران نباشيد؛ اين مسئله در چند ماه اول زندگي اصلاً مطرح نيست. البته كودكان از نظر اينكه چقدر بخواهند كه شما آنها را در آغوش بگيريد با هم فرق دارند. بعضي از كودكان توجه زيادي را مي طلبند و در مقابل بعضي ديگر مي توانند مدت زيادي آرام بنشينند. اگر كودكتان توجه شما را مي خواهد او را در آغوش بگيريد و يا در كنار خود بگذاريد.

ديگه بسه!
هر چند كودكان شير خوار به توجه زيادي نياز دارند ولي ممكن است دچار "تحريك بيش از حد" نيز بشوند. گاهي كودك بعد از گذراندن يك روز تعطيل در ميان افراد خانواده و بستگان و يا در انتهاي هر روز ظاهراً بدون دليل و بيش از حد طبيعي گريه مي كند. فيلتر كردن تمامي تحريك هاي محيطي (شامل نور، صدا، بغل به بغل شدن) معمولاً براي نوزادان آسان نيست و اين مي تواند سبب خستگي آنها بدليل فعاليت زياد شود. در اين شرايط نوزاد با گريه كردن خود در واقع مي گويد "ديگه بسه!". اين مسئله معمولاً وقتي رخ مي دهد كه كودك خسته است. سعي كنيد كودكتان را به جايي آرام و ساكت ببريد و بعد ببنيد مي توانيد او را بخوابانيد يا نه.

حالم خوب نيست
اگر تازه به كودك خود شير داده ايد و مي دانيد كه راحت هم هست (گاهي كودك ممكن است بخاطر يك مسئله خيلي كوچك و پيش پا افتاده نظير گير كردن يك تار مو دور انگشت پايش و يا تماس مارك لباس با پوستش احساس ناراحتي كند) ولي كودك همچنان گريه مي كند درجه حرارتش را اندازه بگيريد تا مطمئن شويد مريض نيست. گريه ناشي از بيماري معمولاً با گريه ناشي از گرسنگي فرق مي كند و شما خيلي زود اين را مي فهميد.

هيچكدام از موارد بالا
بعضي اوقات دست آخر هم نمي فهميد چرا كودكتان گريه مي كند. بعضي اوقات كودكان گريه مي كنند و بسادگي نمي شود آرامشان كرد. اين گريه كردن ممكن است از چند دقيقه گريه شديد تا كوليك كامل طول بكشد. كوليك عبارتست از گريه غير قابل تسكين بمدت 3 ساعت در روز و حداقل 3 روز در هفته. حتي اگر كودك سه ساعت هم گريه نكند باز هم تحمل اين وضعيت براي والدين سخت است. در صورتيكه علت گريه كودك دلايل بالا نبود راه هاي زير را امتحان كنيد.

علت گريه كودكم را نمي دانم. چكار بايد بكنم؟
كودك را بپوشانيد و در آغوش بگيريد
نوزادان دوست دارند همان احساس گرما و امنيت درون رحم را تجربه كنند. پس كودكتان را قنداق كنيد و سرش را روي شانه تان بگذاريد. توجه داشته باشيد كه قنداق كردن و در  آغوش گرفتن ممكن است براي بعضي كودكان ايجاد محدوديت فيزيكي كند. ممكن است اين كودكان به پستانك يا تكان تكان دادن بهتر جواب دهند.

استفاده از ريتم
نوزاد عادت به شنيدن صداي قلب مادر دارد و يكي از دلايلي هم كه دوست دارد در آغوش و نزديك مادر باشد همين است. ولي به جاي آن مي توانيد براي كودكتان موزيك ملايم بگذاريد و يا برايش لالايي بخوانيد و يا فقط او را كنار يك صداي يكنواخت مثل صداي هواكش قرار دهيد.

تكان تكان دادن
گاهي تنها تكان تكان دادن كودك و راه رفتن مي تواند او را آرام كند. بعضي اوقات هم مي توانيد او را در گهواره و يا Rocking chair بگذاريد و تكان دهيد. گردش با اتومبيل هم مي تواند در اين مواقع كمك كننده باشد.

ماليدن شكم
مالدين پشت يا شكم نوزاد يكي از آرام بخش ترين كارهايي است كه مي توانيد بكنيد بويژه اگر گريه كودك ناشي از گاز روده ها باشد كه در بعضي كودكان كوليكي ديده مي شود.

مكيدن
حتي موقعي كه كودك گرسنه نيست، مكيدن به آرام شدن ضربان قلب كودك، شل شدن معده، و كاهش دست و پا زدن او كمك مي كند. در اين مواقع پستانك بسيار كمك كننده است.

مواظب خودتان هم باشيد
هيچ كودكي تا حالا از گريه كردن نمرده است! ولي گريه كودك مي تواند استرس زيادي به پدر و مادر جديد وارد كند. شما در اين مدت بسيار بي خوابي كشيده ايد و ممكن است ندانيد چكار كنيد. مادران به اندازه كافي به دليل  تغييرات هورموني دچار هيجانات هستند. پدران هم ممكن است ندانند كه چه نقشي مي توانند در مراقبت از كودكشان ايفا كنند و اينكه تمام توجه همسرشان به كودك نورسيده است خود استرسي براي آنهاست. حالا كودكي را هم كه در حال گريه كردن است به اين دو نفر اضافه كنيد تا ببينيد كه چگونه بسياري از والدين سرشار از احساس بي كفايتي مي شوند. اگر مطمئنيد كه نياز هاي كودكتان را پاسخ گفته ايد و سعي كرده ايد كه آرامش كنيد ولي همچنان گريه مي كند زمان آن است كه كمي هم به خودتان برسيد تا از پا نيفتيد:

كودكتان را روي تخت بگذاريد و بگذاريد مدتي گريه كند (نترسيد هيچ اتفاقي نمي افتد!)
از دوستان و بستگانتان راهنمايي بگيريد (حضور مادر بزرگ ها در اين مواقع واقعاً نعمتي است!)
كمي استراحت كنيد و بگذاريد فرد ديگري از كودك مراقبت كند.
نفس عميق بكشيد.
با خودتان تكرار كنيد: "كودك من مشكلي ندارد و گريه صدمه اي به او نمي زند. مشكلش فقط اين است كه نمي تواند بگويد چه مي خواهد."
خوشبختانه كودكان (و والدينشان) بسيار انعطاف پذيرند و حتي بدترين شرايط را نيز بالاخره از سر مي گذرانند. معمولاً از 8 تا 12 ماهگي به بعد كودك بهتر مي تواند خودش را آرام كند و بسياري از اين گريه ها ديگر اتفاق نمي افتد.

 

+ نوشته شده در  جمعه دهم آبان 1387ساعت 4:45  توسط | 

در چند هفته اول نوزادان در حدود 17 تا 18 ساعت در روز مي خوابند؛ اين عادت در حدود ماه سوم به 15 ساعت در روز مي رسد. ولي حداقل در دو ماه اول تقريباً هيچگاه در يك نوبت بيش از سه تا چهار ساعت، خواه در طول روز يا شب، نمي خوابند. اين بـدان معناسـت كه شما نيز بيـش از اين نمي توانيد بي وقفه بخوابيد. در طول شب، شما بايد بيدار شده به نوزاد شير بدهيد و پوشك او را عوض كنيد و در طول روز با او بازي هم خواهيد كرد. در حالي كه بسياري از نوزادان در حدود 8 هفتگي تمام شب را ميخوابند بعضي ديگر تا 5 يا 6 ماهگي به اين مرحله نمي رسند. از همان ابتدا، شما با آموزش دادن به نوزادتان مي توانيد عادات خوب خواب را در نوزادتان به وجود آوريد.

چگونه مي توانيد خواب نوزاد خود را تنظيم كنيد؟
علائم خستگي نوزاد را فرا گيريد
براي شش تا هشت هفته اول نوزاد قادر نخواهد بود كه بيش از 2 ساعت بي وقفه بيدار بماند. اگر سعي كنيد بيش از اين مدت او را بيدار نگه داريد، او بيش از حد خسته خواهد شد و ممكن است در بخواب رفتن مشكل پيدا كند. استفاد ه از قنداق كه روشي قديمي براي پيچيدن نوزاد است ممكن است در طول ماه اول احساس امنيت و آرامش در او ايجاد كند و راحت تر بخوابد.

به علائم خواب آلوده بودن نوزاد توجه كنيد. آيا او چشمانش را مي مالد، گوشش را مي كشد و يا دور چشمانش حلقه سياه به وجود مي آيد؟ اگر متوجه اين علائم و يا ساير علائم خواب آلودگي شديد فوراً او را در رختخواب بگذاريد. شما به زودي در مورد ريتم و الگوي خواب نوزاد خود حس ششم پيدا خواهيد كرد و به طور غريزي خواهيد فهميد كه چه موقع براي خواب آماده است.

اختلاف روز و شب را به نوزاد آموزش دهيد.
بعضي از نوزادان درست زمانيكه شما مي خواهيد به رختخواب برويد كاملاً بيدار مي مانند. براي ماه هاي اول شما قادر نخواهيد بود زياد اين حالت را از بين ببريد. ولي وقتي نوزاد به 2 هفتگي برسد مي توانيد اختلاف روز و شب را به او آموزش دهيد.

وقتي نوزاد در طول روز بيدار و هشيار است تا آنجا كه ممكن است با او بازي كنيد. خانه و اتاق او را روشن و پرنور نگه داريد و صداهاي معمولي خانه نظير زنگ تلفن و تلويزيون را كم نكنيد. اگر مايل است در طول مدت شير خوردن بخوابد او را بيدار كنيد. هنگام شير دادن در طول شب با او بازي نكنيد. نور و صدا را كم كنيد و با او زياد صحبت نكنيد. خيلي سريع او بايد دريابد كه شب هنگام بايد بخوابد.

به او اين فرصت را بدهيد كه خودش بخواب رود.
وقتي نوزاد به 6 تا 8 هفتگي مي رسد به او فرصت بدهيد كه خودش بخواب برود. چگونه؟ جودي مندل، مدير مركز طب خواب در دانشكده پزشكي MCP-Hahnmann در فيلادلفيا و نوسينده «خوابيدن در طول شب: چگونه نوزادان، كودكان نوپا و والدين آنها مي توانند در طول شب خواب بهتري داشته باشند» پيشنهاد مي كند كه وقتي نوزاد خواب آلوده است ولي هنوز بيدار است او را روي تخت قرار دهيد. وي توصيه مي كند كه كودكان را حتي در اين سن خيلي پايين تكان ندهيد و آنها را هنگام خوابيدن در آغوش نگيريد. مندل مي گويد «والدين فكر ميكنند كه اعمال آنها در اين سن تاثيري در كودك ندارد. كودكان عادات خواب خود را فرا مي گيرند. اگر در هشت هفته اول پس از تولد هنگام خواب او را تكان دهيد، چطور ممكن است در آينده انتظار ديگري داشته باشيد؟»

چگونه ايمني نوزاد را هنگام خواب برقرار سازيد؟
بهترين راه براي حفظ نوزاد از سندرم مرگ ناگهاني وساير خطراتي كه هنگام خواب وي را تـهديـد مي كند فراگيري قواعد خواب ايمن است. از مرتب بودن گهواره يا تختخواب و يا هرجاي ديگري كه نوزاد را هنگام خواب قرار مي دهيد اطمينان حاصل كنيد.

ايجاد ايمني در محل خواب
در محل خواب نوزاد بالش يا كوسن قرار ندهيد زيرا با وجوديكه ممكن است راحت به نظر برسد محيط خواب ايمني براي نوزاد نخواهد بود. نوزاد براي خواب نياز به سطحي صاف و در عين حال سفت دارد. حيوانات و اسباب بازي ها را نيز از محيط خواب نوزاد دور سازيد.

دقت كنيد كه نرده هاي تخت نوزاد بيش از 5 تا 6 سانتيمتر از هم فاصله نداشته باشد تا مطمئن باشيد كه سر نوزاد نمي تواند از آن عبور كند. همچنين مطئن شويد كه تشك براي تخت نوزاد اندازه است؛ نبايد بتوان بيش از دو انگشت بين تشك و ديواره تخت نوزاد وارد كرد.

نوزاد را به پشت بخوابانيد
خوابادن نوزاد به پشت احتمال بروز سندرم مرگ ناگهاني را كاهش مي دهد. كارشناسان معتقدند كه از سال 1994 كه سطح آگاهي جامعه در مورد خواباندن نوزاد به پشت افزايش يافته است، حدوداً جان 2000 نوزاد نجات داده شده است.


 

+ نوشته شده در  جمعه دهم آبان 1387ساعت 4:42  توسط | 
 

مواد غذايي كه ممكن است در شيرخوار زير يك سال ايجاد حساسيت كنند:
شير گاو (در تهيه فرني، جوشاندن شير مقدار مواد آلرژن موجود در شير را كمتر مي كند)
سفيده تخم مرغ
انواع توت، كيوي، آلبالو، گيلاس و خربزه
بادام زميني
مواد غذايي كه در دوره شيرخواري مجاز نيست و ممكن است باعث خفگي شيرخوار شود:
دانه كشمش
دانه انگور
ذرت
تكه هاي سوسيس
آجيل
تكه هاي سفت و خام سبزي ها مثل هويج و ...
تكه هاي گوشت
مواد غذايي كه ممكن است مشكلات ديگري ايجاد نمايند:
قهوه يا چاي پررنگ: سبب بي قراري كودك مي شود.
عسل: باعث مسموميت مي شود (بوتوليسم) ولي استفاده از عسل پاستوريزه اشكالي ندارد.
به طور كلي تا پيش از پايان يك سالگي مصرف مواد زير براي كودك توصيه نمي شود:
عسل غير پاستوريزه، شير پاستوريزه، پنير، سفيده تخم مرغ، شكلات، ميگو، بادام زميني، فلفل و ادويه جات، ترشي ها، نمك، نوشابه هاي گازدار، آب ميوه هاي صنعتي، از ميوه ها خربزه، كيوي، انواع توت (توت سفيد، توت فرنگي، شاه توت، تمشك)، آلبالو، گيلاس، از حبوبات لپه و نخود، از گروه سبزي ها اسفناج و كلم.

در تهيه غذاي كمكي، ارجحيت با غذاي خانگي است يا غذاي كمكي تجاري؟
غذاي كمكي خانگي كه در خانه تهيه مي شود بر آنچه كه به صورت تجاري و در قوطي هاي آماده در دسترس خانواده ها قرار مي گيرد ارجحيت دارد زيرا اگر چه غذاهاي كمكي تجاري مزايايي دارند از جمله:

تا زماني كه در قوطي باز نشده است تميز و بهداشتي هستند.
تهيه كردنشان آسان است.
بيشتر كودكان طعم آنها را دوست دارند.
بعضي از آنها نيز مخلوط بسيار خوبي از مواد مغذي هستند.
ولي مضراتي نيز دارند كه به آنها اشاره مي شود:

خيلي گران هستند و در مقايسه با هزينه غذاي كمكي كه در خانه تهيه مي شود قابل مقايسه نيستند.
ممكن است در آب سرد نجوشيده حل شوند لذا در مناطقي كه آب آلوده است احتمال بيماري زياد تر خواهد شد.
اكثر اوقات براي نگهداري آنها موادي اضافه مي كنند كه براي شير خوار مناسب نيست.
نحوه نگهداري آنها در كشتي، گمرك، انبارهاو مغازه ها نامعلوم است.
طعم آن با طعم غذاهاي خانواده متفاوت است و در سفره هيچ خانواده­اي غذاي كمكي تجاري ديده نمي شود.

 

+ نوشته شده در  جمعه دهم آبان 1387ساعت 4:41  توسط | 
شربت ترياك يا دارويي كه به نام «اپيوم تينگچر» معروف است،‌ در ايران كاملاً در مرحله پژوهش است و مراحل پژوهش آن با حمايت ستاد مبارزه با مواد مخدر در مركز ملي مطالعات اعتياد دانشگاه علوم پزشكي تهران انجام مي‌شود و در صورتي كه نتايج بررسي‌هاي كلي آن از ابعاد مختلف مثبت باشد، امكان اجراي آن در جامعه وجود دارد.
پژوهش كامل استفاده از شربت ترياك در جامعه به حداقل يك سال زمان نياز دارد، در زمان حاضر يك گروه محدود 60 تا 70 نفره از افرادي كه تحت درمان در DIC ها (مراكز درمان گذري اعتياد) هستند به اضافه چند نفر در خود مركز مطالعات اعتياد تحت درمان با شربت ترياك هستند تا نكات مثبت و منفي آن از نظر درماني، اجتماعي و اقتصادي بررسي شود.
هدف از اين بررسي‌ها اين است كه ببينيم شربت ترياك چقدر اثر مثبت دارد و چقدر عوارض منفي و كدام بر كدام مي‌چربد.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم آبان 1387ساعت 16:29  توسط | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیكار می‌تونم بكنم؟
گفتی:یا ایها الذین آمنوا اذكروا الله ذكرا كثیرا و سبحوه بكرة و اصیلا هو الذی یصلی علیكم و ملائكته لیخرجكم من الظلمت الی النور و كان بالمؤمنین رحیما
.:: ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد كنید و صبح و شب تسبیحش كنید. او كسی هست كه خودش و فرشته‌هاش بر شما درود و رحمت می‌فرستن تا شما رو از تاریكی‌ها به سوی روشنایی بیرون بیارن . خدا نسبت به مؤمنین مهربونه (احزاب/۴۱-۴۳) ::.


پیوندهای روزانه
دانلود صوت
سنجش وضعیت تغذیه ای
آشپزی
سنجش
آموزش وپرورش
مفاتیح الجنان
تعبیر خواب
کتابخانه مجازی ایران
کتابخانه اینترنتی
انجمن مطالعه وبرنامه ریزی اموزشی
فلسفه برای کودکان
محاسبه قد و وزن
فهرست روزنامه های ایران
نهج البلاغه
پایگاه حدیث
جست وجوی قران
دیکشنری آنلاین فارسی وانگلیسی
استخاره با قران
فال حافظ
دیکشنری آریان پور
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
آرشیو موضوعی
روانشناسی کودک
سخنان ارزشمند
آموزش کامپیوتر
سخنان ارزشمند متفکران
پزشکی وداروها
خلاقیت وکودک
روشهای تربیتی
خانواده ونوجوان
خواب وکودک
زندگی نامه ای روان شناسان بزرگ
پیاژه
فروید
نشان های یک ازدواج موفق
روابط زناشویی
متفرقه
احکام
تستهای روان شناسی
داستان های موفقیت
کمرویی
هوش هیجانی
شخصیت شناسی
تکنولوژی فکر
دانستنیهای علمی
امور خانه داری
خداشناسی
بازیهای کامپیوتری در کودکان
زوجهای جوان
خشم وعصبانیت
هوش
روشهای مطالعه ویادگیری
کودکان بیش فعال
روان شناسی زنان
خود پنداره وعزت نفس
اثرات کمبود روی وآهن در کودکان
روشهای جذب افراد
کمر درد
دروغگوی وکودک
روان شناسی ارتباط
هینوتیزم
خوابیدن وشخصیت
تغذیه
شغل-استرس
اعتیاد
روانشناسی نوجوان
مشاوره ازدواج
خواص میوه وگیاهان دارویی
وسواس
دینی -فلسفه
مشاوره خانواده
استرس
اضطراب
خلاقیت
اعتماد به نفس
دانلود کتاب
پیوندها
مقالات روانشناسی
روانشناسی کودک
فکر نو
پزشکان
امام رضا
بهداشت وسلامتی
تغذیه ورژیم غذایی
آموزش
روانشناسی
لیست سایت های علمی
آموزش آشپزی
دکوراسیون
تشخیص بیماری
مقالات علمی ایران
پخش مستقیم وز نده حرم امام حسین
بانک صوت وفیلم مذهبی ومداحی وماه محرم
خلاقیت
خلاقیت
خلاقیت
خلاقیت
افتاب
سیتی
علمی
صنعت
خلاقیت
مجله
تبیان
اعلام نتایج
سنجش
بازیاب
دانش نیوز
پرشین
وب ساز امیر حسین
ثبت نام عتبات عالیه
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

اPageRank

جستجوگر>

>
جشنواره  سراسری وبلاگ نویسی تبیان در حال برگزاری است . ثبت نام کنید
""""""" اين وبلاگ را صفحه خانگي خود كنيد """"""""""""

 
T r y m o v i n g y o u r c u r s e r a r o u n d o n t h i s t e x t