![]() |
![]() |
|
|
آنچه در پی می آید، نقل قولها و ضرب المثلهای پندآموز درباره خانواده است که به شما کمک می کند زندگی بهتری داشته باشید و به فرزندان شما نیز کمک می کند تا به ارزشهای والاتری دست یابند؛ ارزشهایی مانند حقیقت، وظیفه، اعتماد، مهربانی، شادابی، احترام، ادب و عشق که لازمه زندگی شاد و سعادتمند است.
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387ساعت 16:35 توسط |
|
|
الحمدلله رب العالمين ، و الصلاة على محمد و آله اجمعين ، و لعنة الله على اعدائهم الى يوم الدين
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و سوم آذر 1387ساعت 5:56 توسط |
|
|
برای تولدش هزار جور تهیه و تدارک دیده بود. لباسهای رنگ و وارنگ نوزادی، انواع و اقسام پتو و رختخواب که آنها را توی تخت وگهواره پهن کرده بود. شیشه شیر، ناخن گیر نوزاد، شامپو و صابون و روغن حمام، کالسکه، روروک، صندلی مخصوص غذاخوردن، انواع اسباب بازی، حتی فکرش را کردهبود که وقتی کودکش به کلاس اول برود چه کیفی برایش بخرد! اما همه اینها با کلی استرس و فشار تهیه شده بود. چقدر سر اینکه به جز گهواره حتما تخت چوبی رنگی هم بخرند، با شوهرش جر و بحث کرده و حرص خوردهبود. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و دوم آذر 1387ساعت 6:9 توسط |
|
|
«تفكر چيست؟»
پيش از هر چيز روشن است كه تفكر يك «چيز» نيست، به آن معنايي كه مثلاً ميز، درخت، گربه يك چيز هستند. اين را تقريباً همه ميدانند.بنابراين پاسخ اين پرسش از پيش و به طور منفي داده ميشود: تفكر يك چيز نيست؛ كوزه، گل، پروانه، و چيزي از اين دست نيست. به جاي اين شيوه طرح پرسش، كه به قول هايدگر يوناني است، و تلاش براي پاسخ گفتن به آن، هايدگر سعي ميكند كه به جوانب خود پرسش بينديشد. او نتيجه ميگيرد كه درباره تفكر اين گونه نپرسد؛ زيرا ما را در معرض اين خطر قرار ميدهد كه «تفكر» را يك «چيز» بگيريم. ما بايد ياد بگيريم كه چگونه درست بپرسيم و چگونه با يك پرسش مواجه شويم. اين كار مستلزم شنيدن و گوش سپردن به خود پرسش است. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و دوم آذر 1387ساعت 6:6 توسط |
|
|
ما حدود 150000 ساعت از زندگي خود را بين سنين يك و ۱۸ سالگي سپري مي نماييم. حدود 50000 ساعت از اين زمان را مي خوابيم و دو ساعت از ۸ ساعتي را كه در خوابيم رؤيا مي بينيم. به نظر مي رسد خواب و رؤيا به رشد و حفاظت از حافظه بلند مدت كه از فعاليتهاي روزانه نشأت مي گيرد مربوط مي باشد.
رشد مغز ● مغز بسيار پيچيده، اما در عين حال سادهي ما در جهان شناخته شده بيشترين سازماندهي را دارد. مغز اندام محتاط، كنجكاو و اكتشافي است كه به طور فعال محيط اطراف خود را تجربه نموده و تفسير مي نمايد، و براي اين امر از مدلهاي مختلف ادراكي و سيستم هاي گوناگوني استفاده مي نمايد و با واقعيتي كه دريافت مي نمايد رشد مي كند. مغز، به عنوان يك اندام حيواني اصلي، در طول تكامل در سه لايه بقايي، عاطفي و سرانجام برخوردهاي منطقي رشد مي نمايد. بخش قشري منطقي كه در قسمت جلويي مغز مي باشد در اندازه و توانايي در بين مغزهاي حيوانات بي نظير است، اما بخش زيرين مغزها كه بخش بقايي است و هم چنين سيستم هاي عاطفي در شكل گيري افكار و رفتار ما، نقش مهمتري از آنچه پيش از اين تصور مي شد بازي مي كنند.
صرف زمان بر تلويزيون و ويدئو و اينترنت و هر وسيله ديگر الكترونيكي مرحله اي است كه به فرد مي آموزد چه طور از وسايل الكترونيكي استفاده نمايد به طور مثال وقتي مي خواهيم يك ماشين را برانيم كه با موفقيت يك سه چرخه و اكنون و دو چرخه را رانده باشم. سيستم هاي حافظه ● حافظه كوتاه مدت ما سپري است كه به ما اجازه مي دهد كه واحدهايي از اطلاعات به مدت كوتاهي در ذهن نگه داريم. از آنجا كه سيستم محدوديتهاي زماني / مكاني دارد بايد با سرعت تكه هاي كليدي مرتبط اطلاعات را در واحدهاي فردي با تشخيص شباهتها، تفاوتها و الگوهايي كه مي تواند آن را ساده نمايد تركيب كند. بازيهاي ويدئويي كامپيوتري ممكن است به خوبي براي بازيكنان آنها بدون دستورالعمل روشني انجام گيرد و بازيكنان را به مبارزه مي طلبد و شكست آنها را به مرحله آغازين باز مي گرداند و پيروزي كشمكش جذاب و پيچيده تري در محيط الكترونيكي بعدي به وجود مي آورد.
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و دوم آذر 1387ساعت 6:3 توسط |
|
|
برنده، بيش از بازنده كار انجام مي دهد، و در انتها باز هم وقت دارد. بازنده، هميشه «آنقدر گرفتار» است كه نمي تواند به كارهاي ضروري بپردازد. وقتي برنده اي مرتكب اشتباه مي شود، مي گويد «اشتباه كردم» وقتي بازنده اي مرتكب اشتباه مي شود، مي گويد «تقصير من نبود» برنده متعهّد ميشود . بازنده وعده ميدهد. برنده به بررسي دقيق يك مشكل ميپردازد. بازنده از كنار مشكل ميگذرد و آن را حل نشده، رها ميكند. برنده ميگويد: بايد راه بهتري هم وجود داشتهباشد. بازنده ميگويد: تا بوده همين بوده و تا هست همين است. برنده ارزيابي درستي از تواناييهاي خود داشته و هوشمندانه، از ناتوانيهاي خود، آگاه است. بازنده از تواناييها و ناتوانيهاي واقعي خود بيخبر است. برنده مشكلي بزرگ را انتخاب و آن را به اجزاي كوچكتر تفكيك ميكند تا حلّ آن، آسان شود. بازنده مشكلات كوچك را آنچنان بههم ميآميزد كه ديگر قابل حل شدن نيست. برنده ميداند كه اگر به مردم فرصت دادهشود، مهربان خواهند بود. بازنده احساس ميكند كه اگر به مردم فرصت دادهشود، نامهربان خواهند شد. برنده ثروتاندوزي را وسيلهاي براي لذّتبردن از زندگي ميداند. بازنده مالاندوزي را هدف خود قرار ميدهد. برنده در وجود يك آدم بد، خوبيها را ميجويد. بازنده در وجود يك انسان خوب، بديها را ميجويد. برنده ميداند كه چگونه ميتوان جدّي بود، بيآنكه خشك و رسمي باشد. بازنده غالباً خشك و رسمي است، زيرا فاقد توانايي جدّي بودن است. برنده ديگران را نكوهش ميكند، ولي آنان را ميبخشد. بازنده چنان بُزدل است كه قادر به نكوهش ديگران نيست و چنان حقير است كه قادر به بخشيدن ديگران هم نيست. برنده ميگويد: بيا براي مشكل راه حلي پيدا كنيم. بازنده ميگويد: هيچ كس راه حلّي نميداند. برنده تمركز حواس دارد . بازنده پريشان حواس است. برنده نسبت به فضاي اطراف خود حسّاس است. بازنده فقط نسبت به احساسات خود حسّاس است. برنده در هر شرايطي كه قرار بگيرد آرامش و تعادل خود را حفظ ميكند. بازنده اگر از ديگران عقب بماند، تند وخشن ميشود و اگر جلوتر از ديگران باشد، بياحتياطي ميكند. برنده سعي ميكند رفتارهاي خود را براساس نتايج منطقي آنها قضاوت كند و رفتارهاي ديگران را بر اساس قصد و نيت آنها ارزيابي كند. بازنده رفتارهاي خود را بر اساس قصد ونيت خويش و رفتارهاي ديگران را بر اساس نتايج آنها ارزيابي ميكند برنده در مقابل افراد قدرتمند و ناتوان، يكسان عمل ميكند. بازنده به تملّق قدرتمندان پرداخته، ضعفا را تحقير ميكند. برنده ميخواهد مورد اعتماد ديگران باشد، امّا ذهنش را درگير آن نميكند. بازنده براي رسيدن به اين اهداف، دست به هركاري ميزند امّا سرانجام با شكست روبه رو ميشود و به هدفش نميرسد. برنده، مي داند به خاطر چه چيزي پيكاركند، و بر سر چه چيزي توافق و سازش نمايد. بازنده، آن جا كه نبايد سازش مي كند، و به خاطر چيزي كه ارزش ندارد، مبارزه مي كند. برنده، با جبران اشتباهش تأسف و پشيماني خود را نشان مي دهد. بازنده، مي گويد «متأسفم»، اما در آينده اشتباه خود را تكرار مي كند. برنده، گوش مي دهد. بازنده، فقط منتظر رسيدن نوبت خود، براي حرف زدن است. برنده، به افراد برتر از خود احترام مي گذارد، و سعي مي كند تا از آنان چيزي بياموزد. بازنده، از افراد برتر از خود نفرت داشته، و در پي يافتن نقاط ضعف آنان است. برنده، گام هاي متعادلي دارد. بازنده، دو نوع سرعت دارد، يا خيلي تند و يا خيلي كند. برنده، مي داند كه گاهي اوقات پيروزي به بهاي بسيار گراني بدست مي آيد. بازنده، بسيار مشتاق برنده شدن است، در جايي كه نه قادر به برنده شدن و نه حفظ آن است. برنده، مشكلي بزرگ را انتخاب مي كند، و آن را به اجزاي كوچكتر تفكيك مي كند، تا حل آن آسان گردد. بازنده، مشكلات كوچك را آنچنان به هم مي آميزد، كه ديگر قابل حل شدن نيستند. برنده، از اشتباهات خود درس مي گيرد. بازنده، از ترس مرتكب شدن اشتباه، ياد گرفته كه اقدام به هيچ كاري نكند. برنده، ترجيح مي دهد كه خود را مسئول شكست هايش بداند، و نه ديگران را. بازنده، شكست هاي خود را ناشي از تبعيض يا سياست مي داند. برنده، معتقد است، ما با كارهاي درست و اشتباه خود، سرنوشت خويش را تعيين مي كنيم. بازنده، به قضا و قدر اعتقاد دارد. برنده،سعيميكند رفتارهاي خود را براساس نتايج آنها قضاوتكند، ورفتارهاي ديگران را، براساس قصدونيت آنها ارزيابي كند. |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و دوم آذر 1387ساعت 6:0 توسط |
|
|
زندگی مشترك افقی است روشن و جلوه گاهی زیبا برای تولدی دوباره؛ مشروط بر آن كه وجوه ضروری این اشتراك، یعنی توانایی ها و مهارت های خاص و سازنده، در تفكر، بینش و عملكرد انسان رؤیت و ملاحظه شود. زیرا این مهارت ها و توانایی های انسان است كه در وقت لزوم، به یاری او میآید تا مشكلات ، اختلافات و نقاط ضعف و كاستی های زندگی مشتركش را برطرف نماید. حال چنانچه زندگی مشتركی كه براساس پیوندی مقدس از سوی زن و مرد، صورت پذیرفته، با عدم توانایی ها و مهارت های هر دو نفر و یا حتی یكی از آنها روبه رو شود، به طور مسلم، ادامه این زندگی با تلخكامی، ناراحتی و تنش و رنجش همراه خواهد شد. بنابراین باید در نظر داشته باشیم بقا و تداوم و شیرینی یك زندگی مشترك، همیشه در گرو توانایی ها و مهارت های خاصی است كه در حقیقت تضمین كننده ای قابل اطمینان برای خوشبختی زوجین به حساب میآیند. به همین لحاظ در نوشتاری كه پیش رو دارید سعی شده است تا به صورت اجمال به راهكارهای مهم و اساسی، پیرامون برخی از توانایی ها و مهارت های لازم برای ایجاد و برقراری یك زندگی مشترك ایده آل پرداخته شود. مهارت در خودآگاهی آگاهی از خود و خصوصیات مختلف خود، به انسان كمك میكند با توانایی ها و ضعف ها و سایر خصوصیات خود آشنا شود. همچنین در صورت برخورد با طرف مقابل و تشكیل زندگی مشترك بهتر و عمیق تر با مسائل روبه رو شود. این خودآگاهی به شخص نشان میدهد كه چگونه میتواند احساسات خود را بشناسد، از وجود آنها آگاه شده و به وقت لزوم كنترلشان نماید تا منجر به هیچگونه ناراحتی نگردد. خودآگاهی، موجب شناخت نیاز افراد و یافتن راه مناسب برای مواجهه با آنها میشود. همچنین اهداف زندگی را مشخص تر و واقع بینانه تر نشان میدهد و ارزش واقعی افراد و مسائل پیرامونشان را نمایان میسازد. خودآگاهی فرآیند سالم هویت یابی را برای انسان سهل تر مینماید، به زندگی او آرامش میدهد و احساس رضایت مندی اش را رونق میبخشد. «خودآگاهی» تضمین كننده استحكام وجود فرد در هنگام بزرگسالی است و باعث پرورش روابط زن و شوهر در رویارویی با مشكلات و حل مناسب آنها میشود. به جز موارد فوق، «خودآگاهی» شناخت و تنظیم احساسات، اهداف و برنامه زندگی، تفریحات و سرگرمیها، توانایی ها، ضعف ها، ارزش ها، مسئولیت ها، شناخت فرهنگ، مذهب، علائق، آرزوها و استعدادها را به دنبال دارد. كشف و درك و شناخت مهارت ها و توانایی های خود، به این دلیل مهم است كه فرد قبل از ازدواجش بداند چه هدفی دارد تا برای ازدواج خود براساس هدف اصلی زندگی اش، برنامه ریزی نماید. مثلاً فردی كه هدفش رسیدن به درجات عالیه كمال و معنویات است، اگر با کسی ازدواج كند كه هدفش رسیدن به یك زندگی تجملی و سراسر مادیات است، به طور قطع پس از ازدواج، دچار مشكلات فراوانی در زندگی مشترك خواهد شد. امتیاز دیگری كه میتوان برای خودآگاهی منظور نمود آن است كه موجبی قدرتمند برای شناخت و تشخیص تفاوت های بین خود و دیگران است. در این میان باید گفت شناخت تفاوت های میان زن و مرد، یكی از مهم ترین بخش های مربوط به مهارت خودآگاهی است. شناخت تفاوت های میان زنان و مردان در یك بعد كلی میتوان گفت انسان ها، تفاوت های بسیاری با یكدیگر دارند كه دلایل شان نیز متنوع و متعدد است. اما تفاوت های بین زن و مرد ، تفاوت های عمده ای است. برخی از این تفاوت ها، ریشه در عوامل فیزیولوژیكی و زیستی دارند و بعضی، نشأت گرفته از عوامل فرهنگی و اجتماعی هستند. بیشترین این تفاوت ها را كه معمولاً شدید و قابل تعمق است، میتوان در ازدواج و زندگی مشترك به وضوح احساس كرد، از جمله این كه: .۱دیدگاه زنان و مردان نسبت به ارتباط و مسائل زناشویی كاملاً متفاوت است این تفاوت كه در واقع ریشه زیستی دارد، مهمترین اختلاف آنان در ارتباط با رابطه زناشویی است. این رابطه در زنان با عواطف مثبت و احساسات گره خورده است در حالی كه در مردها، بیشتر جنبه های فیزیولوژیك دارد. دیگر آن كه جنبه های عاطفی این احساس در مردها، بسیار كمتر از آن احساسی است كه در زن ها وجود دارد. این تفاوتها و یا عدم آگاهی از آنها، گاهی موجب سوء تفاهم و بر هم خوردن روابط میان مرد و همسرش میشود. .۲ استقلال برای مردان اهمیت بسیاری دارد استقلال مردها از موارد قابل توجه در زندگی مشترك است. چون آنها مایلند و میخواهند در مورد مسائل مالی و معاملات و سایر موارد مشابه، مستقل عمل كنند. مخالفت همسر یا عدم توجه وی به این نكته، میتواند مشكلات و موانعی در زندگی مشترك ایجاد کند زیرا مرد تصور میکند كه به احساس استقلالش، لطمه خورده است. .۳ زنان میخواهند مورد حمایت باشند و به این حمایت اهمیت میدهند چنانچه زن حس كند از طرف همسرش مورد بی توجهی و بی مسئولیتی قرار گرفته، به شدت آزرده میشود و واكنش های عاطفی شدید نشان میدهد. زیرا آنچه برای زن ها اهمیت دارد، آن است كه حس كنند همسرشان به آنان احترام میگذارد و به سلامت وعقیده و … آنان اهمیت میدهد. .۴ مدیریت خانه برای مردها بسیار مهم است با مراجعه به فرهنگ های مختلف موجود در جوامع گوناگون، خواهیم دید كه «مرد» به عنوان قدرت اول خانواده، شناخته شده است كه البته این مسئله را باید جدای از تبعیض های میان زن و مرد، به حساب آورد. در خانواده هایی كه زن بدون نظرخواهی و مشورت همسرش درباره مسائل خانوادگی تصمیمی اتخاذ مینماید، یا این كه قدرت اول خانواده است، معمولاً مشكلات گوناگون زیادی مشاهده میشود كه آسیب دیدگی احساس مرد از خود را میتوان یكی از این ناراحتی ها دانست. البته این كه مرد، قدرت اول خانواده باشد بدان معنا نیست كه مرد، در یك نقش دیكتاتوری ظاهر شود بلكه منظور از این مسئله، مدیریتی است كه باید بر عهده مرد قرار بگیرد. .۵ صحبت كردن و ارتباطات اجتماعی برای زنان مهم است زن ها با دور هم جمع شدن و صحبت كردن، بسیاری از نگرانی ها، استرس ها و ناراحتی های خود را تعدیل وتخلیه مینمایند. تمایل به ارتباطات اجتماعی و حرف زدن در زنان بیشتر از مردان است. به همین دلیل چنانچه درك و آگاهی زن و مرد، نسبت به این خصوصیت ضعیف باشد، مطمئناً آنان را دچار سوء تفاهمات جدی در زندگی مشترك خواهد نمود. .۶ نگاه مردان به مسائل، كلی تر است مردها معمولاً وارد جزئیات و نكات ظریف نمیشوند، در حالی كه زن ها به عمق مسائل و اجزاء ریز در ارتباطات و دیگر موارد، توجه زیادی دارند. معمولاً این خصوصیات زن و مرد، موجب میشود زن تصور كند مرد در باره بسیاری از مسائل بی دقت و بدون توجه است و مرد نیز همسرش را فردی حساس و ریزبین بداند كه همیشه ذهن خود را برای موارد و مسائل پیش پا افتاده و كم اهمیت، درگیر و مشغول میسازد. .۷جذابیت های جسمی و آراستگی برای مردها بسیار اهمیت دارد مردها بیش از زن ها تحت تأثیر جذابیت های جسمیو آراستگی زن قرار میگیرند كه این نیز یكی دیگر از تفاوت های مهم آنهاست. .۸زن ها عاطفی تر از مردها هستند یكی دیگر از تفاوت های عمده بین زن و مرد، عاطفی تر بودن زنان است و این انتظاری است كه زن ها، از مردها نیز دارند! مثلاً زنی كه همواره تاریخ دقیق روز ازدواج ، تاریخ تولد همسر، مكان آشنایی و … را به یاد دارد و چه بسا به مناسبت آنها، برای همسر خود، هدیه هایی هم تهیه كند، وقتی با شوهری روبه رو میشود كه نسبت به این مسائل بی اعتنا یا فراموشكار است، نخستین احساسش آن است كه همسرش نسبت به او بی علاقه و بی اهمیت است. باید دانست ادامه چنین تفكرات منفی و برخوردهای احساسی در مدت زمانی اندك، موجب بروز سوء تفاهم و دلسردی از زندگی مشترك میشود. لذا آگاهی از این نكات ضمن آن كه از ناراحتی های بسیاری جلوگیری میكند، احساس مهارت در زندگی مشترك را در شخص رشد میدهد و او را به موفقیت میرساند. ۹.مهارت در همدلی با افراد همدلی با افراد مهارت خاصی میخواهد. همدلی به برقراری ارتباط عمیق و صمیمیبه انسان ها كمك بسیاری میكند. گاهی اوقات افراد به اشتباه، تصور میكنند تفاهم به این معناست كه ما با فرد مقابل، كاملاً همفكر و هم عقیده باشیم، در حالی كه باید گفت چنین تصوری از پایه و اساس اشتباه است، زیرا هیچ گاه نمیتوان دو انسان را یافت كه به طور كامل شبیه یكدیگر باشند. اختلاف و تفاوت در دیدگاه ها، سلیقه ها، آرزوها، عقاید و علایق، همه و همه، امری طبیعی و كاملاً عادی است. اما آنچه این اختلاف و تفاوت را میتواند برای ما، قابل درك و فهم سازد، همان «همدلی» است كه به واسطه آن، میتوانیم بسیاری از مشكلات ارتباطی خود با دیگران، خاصه شریك زندگی مان، را برطرف سازیم. اصول مهارت همدلی . به صحبت های دیگران خوب گوش كنید. هنگامیكه كسی صحبت میكند، كار دیگری انجام ندهید. خوب گوش كردن یا به عبارت دیگر، گوش كردن فعال، پایه و اساس هر نوع ارتباط سالمیاست. نمیتوان هم كتاب خواند و هم به صحبت های طرف مقابل گوش داد. چون بین شنیدن و گوش دادن، تفاوت زیادی وجود دارد. همچنین توجه كنید كه هنگام صحبت كردن طرف مقابل، به صورت او نگاه كنید تا مطمئن باشد نسبت به صحبت هایش، هر چند معمولی و عادی، دقت، حرمت و حساسیت لازم را قائلید. حتی گاه با اظهار كلماتی چون بله! عجب! خوب! فهمیدم! پس این طور! به او نشان دهید كه كاملاً به صحبت هایش و آنچه كه میگوید، توجه دارید و برای این توجه تمركز كافی داشته باشید. . با احساس و عواطف طرف مقابلتان همراه و هماهنگ شوید. هنگام همدلی، سعی كنید طرف مقابل خود را درك كنید. آن هم به طور حقیقی و دور از هرگونه تظاهر و تصنعی ریاكارانه یا از روی اجبار! بلكه از روی عاطفه و احساس هماهنگ با طرف مقابل. مثلاً هیچ وقت نمیتوان با فردی كه با صدا و حالتی حزن آلود، درباره مسئله یا موضوع ناراحت كننده ای سخن میگوید، با لحنی شاد و سرشار از سرخوشی سخن گفت. البته عكس این مثال نیز صادق است. .به احساسات و هیجان های طرف مقابل تان توجه داشته باشید. بیشتر اوقات، فردی كه از شرایط و مسایل خود، سخن میگوید و به شرح مشكلات یا درد دل هایش میپردازد، قبل از آن كه به دنبال راه چاره یا پند و اندرز و یا راهنمایی باشد، نیاز دارد تا مخاطب او، متوجه احساس و حالت و هیجان او شود و موقعیت های احساسی او را درك كند. شما باید با توجهی كه نسبت به احساس و هیجان او میكنید، این خواسته را برای وی به اثبات برسانید. .خود را به جای طرف مقابل بگذارید. تنها در این صورت است كه میتوانید از دریچه چشم وی، به مشكلات نگاه كنید و احساسات و موقعیتش را دریابید تا بتوانید همدلی لازم را درباره اش داشته باشید. . در همدلی با طرف مقابل، از جمله های قاطع استفاده نكنید. معمولاً شدت ناراحتی و هیجان در فرد نیازمند به همدلی، به حدی است كه موجبات آزردگی و آسیب پذیری را در او، مستعد میسازد. بنابراین باید مراقب بود تا با چنین فردی، با كلمه ها و جمله های قاطع و بُرنده، صحبت نكنیم. چه بسا كه در تشخیص احساس و معانی سخنان وی اشتباه كرده باشیم آن وقت به دلیل قطعیت نظر و صحبتی كه داشته ایم، نه تنها همراه و همدل او نبوده ایم، بلكه به نوعی وی را آزرده خاطر و منزجر نیز كرده ایم. ۱۰.مهارت حل اختلاف این مهارت نیز، همانند بقیه مهارت ها، برای ازدواج و تشكیل زندگی مشترك و اصولاً برقراری ارتباط درست با دیگران ضروری و واجب است. آنچه مسلم است، بروز اختلاف و تفاوت بین افراد، امری كاملاً عادی و طبیعی است. منتها مهمتر و طبیعی تر آن است كه نسبت به حل این اختلافات، اشراف داشته باشیم و بتوانیم اختلاف یا سوء تفاهمات خود یا دیگران را به گونه ای حل كنیم كه رضایت همه فراهم آید؛ و این رضایت حاصل نخواهد شد مگر با كسب مهارت در حل اختلافات. اصول مهارت حل اختلاف - صحبت كنید، اما بدون پرخاش و توهین و تندی. حل اختلاف، در زمان عصبانیت، حاصلی جز تخریب بیشتر نخواهد داشت. پس بهتر آن است كه همیشه بعد از آرام شدن محیط و افراد، اقدام شود. - منفی سخن نگویید. اگر برای وصل كردن، قدم جلو میگذاریم، باید دقت كنیم از به كار بردن سخنان نومید كننده و تحریك كننده و در مجموع منفی، خودداری نمائیم. - در اولین قدم اختلاف، آن را حل كنید. به محض احساس اختلاف یا سوء تفاهم، درصدد حل آن برآیید. چون اگر شامل مرور زمان شود، تبدیل به كینه و رنجش میشود. به خاطر داشته باشید صحبت و بازگو كردن ناراحتی ها و سوءتفاهمات، كمك مؤثری برای رهایی از غم و اندوه است و حل اختلافات را نیز سهل تر مینماید. - از طرف مقابل خود، یا طرفین اختلاف، درخواست كنید تا خیلی سریع، وقت مناسبی را با هماهنگی یكدیگر، برای حل اختلاف، اختصاص دهند. - احساس شرم و گناه و خجالت را برای طرف مقابل به وجود نیاورید. چنانچه ما با طرف مقابل خود، دچار مشكلی شده اید یا برای حل اختلاف دیگران، میخواهید اقدام نمائید، هرگز نباید به گونه ای صحبت كنید كه دیگری یا دیگران را دچار احساس خجالت، گناه یا شرمندگی كنید. طعنه و كنایه را نیز باید از لحن و كلامتان حذف نمایید. - نظر و عقیده خود را بیان كنید. ناراحتی خود را عنوان كنید و درباره اش سخن بگویید بدون آن كه قضاوت یا سرزنش كنید و حكمیصادر نمایید. - دیگری یا دیگران نیز حق دارند. به طرف مقابل خود یا دیگرانی كه با یكدیگر دچار اختلاف شده اند، اجازه كافی بدهید تا از ناراحتی ها و مشكلاتشان صحبت كنند. تخلیه روانی، فرد را برای طرح یا پذیرش مسائل متفاوت و سپس حل مشكلات، آماده تر مینماید. - عذرخواهی مشكل نیست. در زمان حل اختلاف، چنانچه فرد متوجه اشتباه خود بشود، بهتر است فوری با یك جمله كه حاكی از ندامت و عذرخواهی اوست مسئله را ختم به خیر كند. «عذرخواهی» نه تنها فرد را كوچك نمیكند، بلكه دیگران را متوجه انعطاف و دقت نظر او نیز میسازد. حال چنانچه لزومیبه عذرخواهی هیچ كسی مشاهده نشد، توافق و به قول معروف، كنار آمدن با هم، مسیری تازه برای رفع سوء تفاهمات و برقراری ارتباطات جدید خواهد بود. - هربار، فقط یك موضوع را مطرح كنید. برای هر مشكل، یك جلسه مشخص را اختصاص دهید. چرا كه در صورت صحبت و طرح همه ناراحتی ها و مشكلات در یك جلسه، نه تنها راه حلی حاصل نخواهد شد، بلكه به لحاظ یادآوری و تداعی یا درهم پیچیدگی ناراحتی ها، دامنه اختلافات وسعت بیشتری خواهد گرفت. لازم به یادآوری است كه مهارت حل اختلاف، در روابط خانوادگی، خاصه ارتباط میان زن ها و شوهرها، اهمیت بسیاری دارد. ضمناً باید در نظر داشت كه در این روابط، حفظ احترام ادب و حرمت و همكاری و تعادل، برای همگان امری لازم و واجب است. ۱۱.مهارت تصمیم گیری تصمیم گیری نیاز به مهارت دارد. انسان ها به صورت های مختلفی تصمیم گیری میكنند، خواه این تصمیم درباره معامله ای باشد یا اشتغال به كاری یا انجام عملی یا ازدواجی. انواع تصمیم گیری ۱.تصمیم گیری احساسی؛ كه تصمیم براساس یك احساس خاص ( عشق ، خشم، كینه، حسادت و كمك و…) گرفته میشود. .۲ تصمیم گیری اجتنابی؛ تصمیمیكه فرد به دلیل ترس و نگرانی كه دارد، سعی میكند تا آنجا كه میتواند آن را به تعویق اندازد. این گونه اتخاذ تصمیم، امكان آن را به وجود میآورد كه فرد، فرصت های مناسب زندگی خویش را از دست بدهد. ۳. تصمیم گیری اخلاقی؛ تصمیمیاست كه فرد، برای انجام آن به دلایل اخلاقی تكیه میكند. مثلاً ادامه دادن به یك زندگی مشترك مملو از تنش و پر تشنج، به دلیل وجود فرزند. ۴.تصمیم گیری تكانشی؛ این نوع تصمیم گیری، بسیار سریع و بدون توجه به عاقبت كار، یا ارزیابی و توجه به موقعیت ها و شرایط صورت میگیرد. مثلاً فردی، فرد مقابل خود را برای كاری كه در نظر دارد ترغیب به عجله میكند و قدرت تفكر در مورد یك عمل درست را از او میگیرد. ۵.تصمیم گیری مطیعانه؛ سبك تصمیم گیری مطیعانه، میتواند صدمه زیادی به موضوع تصمیم و یا به عنوان مثال، به ازدواج فرد، وارد كند. در تصمیم گیری مطیعانه، دیگران برای یك یا دو نفر یا موضوعی، تصمیم میگیرند بدون آن كه فرد یا افراد یا موضوعی كه تصمیم بر روی آن اجرا میشود، نقشی در این تصمیم گیری داشته باشند. نمونه این تصمیم گیری را میتوان در ازدواج های سنتی مشاهده كرد. ۶.تصمیم گیری عقلانی؛ سالم ترین تصمیم ها، تصمیمیاست كه براساس تفكر، بررسی و مطالعه، ارزیابی و تحقیق صورت بگیرد. تصمیم گیری عقلانی، براساس واقعیات است و معمولاً خطا و اشتباه در آن به ندرت دیده میشود. اصول تصمیم گیری عقلانی تصمیم گیری عقلانی نیز مانند بقیه مهارت ها، دارای اصول مهارتی است كه به ترتیب ذیل است: - مواجه شدن با یك تصمیم: زمانی است كه فرد متوجه میشود باید تصمیم بگیرد. بنابراین روی آن تمركز كرده و ضمن روشن كردن موضوع تصمیم، اطلاعات مورد نیاز را جمع آوری مینماید. - حق انتخاب و بررسی مورد تصمیم بر اساس اطلاعات: با راه حل ها و اطلاعاتی كه فرد به دست آورده، این حق را مییابد تا تصمیمیدرست برای انتخاب، ازدواج یا انجام كار مورد نظرش بگیرد. - ارزیابی پیامدهای پیش بینی شده حق انتخاب: فرد پیامدهای متفاوت از انتخاب ها را مورد بررسی و ارزیابی قرار میدهد تا معقول ترین آنها را انتخاب كند. - تعهد به تصمیم: نسبت به تصمیمیكه گرفته میشود باید پایبند بود و به آن اعتقاد داشت. - برنامه ریزی برای انجام تصمیم: حتی تصمیم عقلانی نیز نیاز به برنامه ریزی دقیق دارد. - اجرا یا انجام تصمیم: در این مرحله، فرد به صورت عملی وارد مراحل برنامه ریزی شده میشود. مثلاً تصمیم به ازدواج كه مراحلی همچون خواستگاری ، نامزدی ، خرید و غیره دارد. - ارزیابی پیامدهای واقعی اجرا یا انجام تصمیم: فرد به بررسی و ارزیابی تصمیمیمیپردازد كه یا ناموفق بوده یا آن موفقیت لازمیرا كه فكر میكرده نداشته است. در اینجا فرد مراحلی را كه از سر گذرانده، مورد بررسی قرار میدهد تا برای برنامه آینده اش، شروع به برنامه ریزی كند. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیستم آذر 1387ساعت 15:15 توسط |
|
|
وَ مِن ءَاَیتِهِ أَن خَلَقَ لَكُم مِّن أَنفُسِكُم أَزوَجَاَ لّـِتـَسكُنُوا إِلَیهَا وَ جَعَلَ بَینَكُم مَّوَدَّةَ وَ رَحمَةً إِنَّ فِی ذَلِكَ لَأَیتٍِِِِ لِّقَومٍ َیتَفَكَّرُونَ
و از نشانه های او ( خدا ) این كه از [ نوع ] خودتان همسرانی برای شما آفرید تا بدانها آرام گیرید ، و میانتان دوستی و رحمت نهاد . آری ، در این ( نعمت ) برای مردمی كه می اندیشند قطعاً نشانه هایی است. ( سوره روم آیه 21 ) طبیعی ترین شكل خانواده ، این است كه هیچ عاملی جز مرگ نتواند پیوند زناشویی را بگسلد و میان زن و شوهر جدایی بیفكند . كوشش مصلحان جامعه – مخصوصاً پیامبران خدا – این بوده است كه نظام خانواده ، یك نظام مستحكم و پایدار باشد و هیچ عاملی نتواند این كانون سعادت را متلاشی گرداند . به هر حال خانواده ی خوشبخت نشانه هایی دارد كه ما دراینجا به چند نمونه ی آن اشاره می كنیم . امید است كه خانواده ی شما نیز برخوردار از این نشانه ها باشد. 1 – در بین اعضای خانواده جمله " به من چه یا به تو چه " رد و بدل نمی شود، چرا كه اعضا به گفتگو و مشورت منطقی اعتقاد دارند و احساس مسئولیت می كنند. 2 – افراد به یكدیگر اعتماد دارند و از این اعتماد سوء استفاده نمی كنند و اعتماد را یكی از پایدارترین ویژگی ازدواج موفق و خانواده موفق می دانند. 3 – تا جایی كه امكان دارد با هم هستند و در مهمانی ها یا كارهای مربوط به خانواده تنها نمی روند. همدلی، همكاری، همفكری، هماهنگی را بقای خانواده خوشبخت می دانند. 4 – با هم اتحاد دارند و در مسائل مختلف ، با گفتگو و مشورت به تفاهم می رسند و سعی می كنند اگر سوء تفاهم به وجود آمد، آن را در درون خود بدون این كه كسی بفهمد حل كنند. 5 – به سلیقه ها و عقاید یكدیگر آگاه بوده و به آن احترام گذاشته و عمل می كنند. 6 – نسبت به هم شرم مسموم ندارند یعنی خواسته های طبیعی خودشان را بدون نگرانی یا خشونت ابراز می كنند. 7 – به حریم یكدیگر احترام گذاشته و از حدود مشخص شده خود فراتر نمی روند. 8 – نگران سلامت روحی و جسمی یكدیگر بوده و از هم مراقبت می كنند . اگر چنانچه مشكلی به وجود آید ، سعی وافر در حل مشكل را دارند. 9 – در بیشتر اوقات لحظات خوشی را كه با یكدیگر بوده اند مرور می كنند؛ دنبال خاطرات تلخ نیستند، دوست دارند همیشه در خوشی، شادی و نشاط زندگی كنند. 10 – برای فامیل ها و همسایه های خود اهمیت قائل اند و پذیرای فامیل یكدیگر هستند. 11 – از امور مالی یكدیگر خبر دارند و چیزی را از یكدیگر پنهان نمی كنند . صرفه جویی و پس انداز كردن جزء برنامه های اقتصادی خانواده های خوشبخت است. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیستم آذر 1387ساعت 14:4 توسط |
|
|
يك محقق مسائل خانواده بهنام والرستين يك تحقيق طولاني به مدت 15 سال بر روي كودكاني كه والدين آنها طلاق گرفته بودند، انجام داد. وي پس از مصاحبه با كودكان 131 خانواده كه والدين آنها از هم جدا شده بودند، به اين نتيجه رسيد كه اين كودكان مدتها غمگين بودهاند و حدود يك سوم كودكان در طي 5 سال اول بعد از طلاق دچار افسردگي شدند. تحقيق وي نشان داد كه وضعيت پسرها در تحصيل، رابطه با همسالان و رفتار خشن با اعضاي خانواده بدتر از دخترها بوده است، در حالي كه دخترهايي كه زيرسن بلوغ بوده و والدين آنها از هم طلاق گرفته بودند، سازگاري بيشتري با شرايط داشتند. با توجه به مسائل فوق، بايد متوجه شده باشيد كه تطابق كودكان با تغييرات ناشي از طلاق چه اهميت ويژهاي ميتواند داشته باشد. اما گاهي طلاق اجتناب ناپذير است و قصد اين نوشته هم اين نيست كه هشدار نسبت به وضعيت كودكان طلاق را تكرار كند: مسئله اين است كه نقش والدين در ايجاد تطابق انكارناپذير بوده و ميتوان بهسادگي،با در پيش گرفتن رفتارهاي درست و صحيح در مقابل همسر و فرزندان، محيط بهتري را براي فرزندان طلاق به وجود آورد.
ترجمان طلاق بچههاي خشم بازگشت به گذشته چند نكته كاربردي بيمها و اميدها لوسشان نكنيد توسل به مشاوره حق با بچههاست دكتر بابك هوشمند |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیستم آذر 1387ساعت 14:3 توسط |
|
|
نقش هایی نیز وجود دارد كه از طرف زن بایستی مورد توجه خاص قرار گیرد . در صورتی كه زن نسبت به این نقش ها توجه داشته باشد و آنها را انجام دهد ،بهایجاد استحكامدر خانوادهكمك كرده است. این نقش ها عبارت است از :
عفت و چشم پوشی از غیر ـ یكی از وظایف اساسی زن، كه هم از نظر حساسیت و نیاز روحی شوهر حائز اهمیت است و هم با توجه به موازین شرعی و اجتماعی بایستی آن را رعایت كرد عفت زن ، حفظ خویش در مقابل افراد نامحرم و وفاداری كامل نسبت به شوهر است . در زندگی خانوادگی ، كمال روحی شوهر غیرت،و كمال روحی زن، عفت است و این دو صفت در كنار یكدیگر،خانواده را در درون به سوی وحدت روحی ، صمیمیت و عشقدو جانبه سوق می دهد و از آلودگی های اخلاقی خانواده و جامعه جلوگیری می كند . وظیفه اساسی خویشتنداری و عفت به عهده زن است و بایستی در زندگی مشترك ، حتی در روابط معمول با آشنایان و افراد فامیل كه نامحرم هستند ، مورد توجه باشد . 6- 3 :مدیریت و تدبیر امور خانه ـ مدیریت و اداره خانواده بیشتر به عهده زن است . این مدیریت،هم در جنبه عاطفی و روانی است و هم در اداره امور جاری منزل . هر چند شوهر نیز در هر دو جنبه باید شریك و سهیم باشد ، لیكن ابتكار عمل و تدبیر اساسی را باید زن به عهده گیرد. زن باید برای ایجاد فضای مناسب عاطفی و روانی و نیز ایجاد محیط زیبا و نشاط بخش در خانه ، برنامه ریزی كند و حتی در صورت نیاز ، آموزش های لازم را ببیند تا بهتر بتواند در خانه یك" مدیر" خوب و موفق باشد . فراموشم نكنید!! حسادت و تحقیركردن، از دیگر ویژگیهاى زن است كه از طریق جاه طلبى ارضا مى شود. این صفت براى سعادت و تكامل زن و در نتیجه جامعه خطرناك است. از این رو، چنین صفاتى در روایات ائمه معصومین(ع) مورد نكوهش قرار گرفته است. در این زمینه حضرت على(ع) فرمود: كینه، مادر تمام عیوب است.(1) مردى كه به خاطر ثروت یا زیبایى با زنى ازدواج كند، به هدف خود نمى رسد.(3) زن دوست دارد همسرش او را به خاطر كمالات و خصوصیات ذاتى اش دوست بدارد. وى مى خواهد همسرش او را براى صفات و ویژگیهاى عموم زنان كه در او نیز وجود دارد، دوست داشته باشد. بدون شك یكى از رموز جلب محبت و علاقه همسر، توجه مرد به تفاوتها و ویژگیهاى خاص همسرش مى باشد. زن مایل است با تربیت اولاد صالح، ابعاد مختلف روح خویش را پرورش داده و به آثار وجودی اش رنگ جاودانه ببخشد و زحمات خود را به همگان آشكار سازد. به همین دلیل است كه او بدون توجه به سختیها و مسائل جانبى، بطور فطرى در آرزوى تولد فرزند و شنیدن صداى گریه او، ضربان قلب او و... مى ماند. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیستم آذر 1387ساعت 14:1 توسط |
|
|
1- بلوغ جنسی دیررس چیست؟
2- دلایل بلوغ جنسی دیررس 3- روش های درمان 4- کنار آمدن با بلوغ دیررس ترجمه : کلینیک الکترونیکی روانیار |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نوزدهم آذر 1387ساعت 6:6 توسط |
|
|
آیا میدانید که شایعترین هراس در بین مردم، صحبت کردن در مقابل جمع است؟ بسیاری از افراد اگر مجبور باشند که در جلوی دیگران صحبت یا سخنرانی کنند دچار دلآشوبه، تپش قلب و عرق کردن کف دستها میشوند. امّا در بیشتر موارد، اگر مجبور به انجام این کار باشند، بالاخره به نوعی از پس آن برخواهند آمد.
هراس اجتماعی چیست؟ عوامل پدید آورنده هراس اجتماعی کنار آمدن با هراس اجتماعی غلبه بر افکار نگران کننده
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نوزدهم آذر 1387ساعت 6:4 توسط |
|
|
مدیریت استرس برای والدین
همه کسانی که فرزند دارند، استرسهای ناشی از فرزندپروری را تجربه کردهاند. یک مطالعه جدید نشان میدهد که کسانی که فرزند دارند بیش از دیگران از عوارض افسردگی رنج میبرند. این مطالعه نشان میدهد که والدین در کنار مراقبت از سلامت هیجانی فرزندان خود، به این مراقبت در مورد خودشان نیز نیاز دارند و باید به دنبال جذب حمایتهای اجتماعی کافی برای خود و خانوادهشان باشند. آنچه در زیر آمده است گامهای مهمی است که والدین باید برای این منظور بردارند: تشکیل یک شبکه حمایتی امروزه والدین کمتر از گذشته از حمایت اجتماعی برخوردارند. این واقعیت که اکنون خانوادهها دور از یکدیگر زندگی میکنند، والدین بیشتر کار میکنند، زمان و انرژی کمتری برای با هم بودن دارند و عوامل دیگری از این قبیل، خانوادهها را با منابع محدودتر و حمایت هیجانی کمتری روبرو نموده است. البته اگر برای ایجاد یک شبکه حمایتی تلاش شود، هنوز هم میتوان از مزایای آن بهرهمند شد. هر چند ممکن است شما نتوانید مانند گذشته از مزایای خانوادههای بزرگ و همسایگان دلسوز برخوردار گردید امّا میتوانید افرادی را پیدا کنید که نیازهای مشابهی داشته باشند و بدین ترتیب از حمایتهای متقابل یکدیگر بهرهمند شوید. وجود این گونه افراد میتواند به شما آرامش خاطر دهد و عوامل دخیل در افسردگی و اضطراب ناشی از فرزندپروری را در والدین تخفیف دهد. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نوزدهم آذر 1387ساعت 6:1 توسط |
|
|
در خلال نیمه اوّل قرن بیستم، بسیاری از روانشناسان عقیده داشتند که نشان دادن عاطفه و محبت به کودکان، تنها یک حرکت احساسی است که منظور خاصی در بر ندارد.
جانبیواتسون، روانشناس رفتارگرا، حتی پا را از این نیز فراتر گذاشت و به پدر و مادرها هشدار داد که «هنگامی که فرزندتان را نوازش میکنید به یاد داشته باشید که عشق پدرانه و مادرانه، ابزار خطرناکی است.» به عقیده بسیاری از متفکران آن دوره، ابراز عاطفه به مشکلات روانی در بزرگسالی منجر میشود. در آن زمان، روانشناسان در صدد اثبات علمی بودن رشته خود بودند. جنبش رفتارگرایی بر روانشناسی تسلط داشت و پژوهشگران را تشویق میکرد که تنها به مطالعه رفتارهای قابل مشاهده و قابل اندازهگیری بپردازند. امّا در این میان یک روانشناس آمریکایی به نام هریهارلو به مطالعه موضوعی علاقهمند شد که کمّی کردن و اندازهگیری آن آسان نبود: عشق. هارلو از طریق یک سری آزمایشهای بحثانگیز که در دهه 1960 انجام داد، تأثیرات قوی و نیرومند عشق را نشان داد. او با نشان دادن اثرات مخرب محرومیت از عشق مادری بر روی میمونهای جوان، اهمیت عشق مادری را برای رشد سالم کودک آشکار کرد. آزمایشهای هارلو با وجودی که غیراخلاقی و بیرحمانه توصیف شد امّا حقایقی را روشن ساخت که تأثیرات عمیقی بر درک ما از رشد کودک به جا گذاشت. آزمایش مادر سیمی ترس، امنیت و پیوند تأثیر پژوهش هارلو |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نوزدهم آذر 1387ساعت 5:56 توسط |
|
|
بهداشت روانی کودکان به شیوه تعامل والدین با آنها بستگی دارد. با وجودی که هر پدر و مادری در آرزوی فراهم ساختن بهترین امکانات در خانه هستند، امّا ممکن است به شیوه صحیحی آنها را در اختیار فرزندانشان قرار ندهند زیرا هنوز روش منحصر به فردی برای تربیت فرزندان اختراع نشده است. علتش این است که هیچ دو بچهای شبیه هم نیستند. تفاوت بین بچهها بیش از آن چیزی است که ما معمولاً تصوّر میکنیم. به علاوه، فرهنگ، جامعه، جنسیت و بسیاری عوامل دیگر در تربیت کودکان دخالت دارند.
1- نوع A (کنترل زیاد، محبت کم) 2- نوع B (کنترل کم، محبت زیاد) 3- نوع C (کنترل کم، محبت کم) 4- نوع D (کنترل زیاد، محبت زیاد) |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نوزدهم آذر 1387ساعت 5:54 توسط |
|
|
الکسیس کارل فیزیولوژیست برجسته فرانسوی، برنده جایزه نوبل 1913 کتابی را با عنوان «انسان موجودی ناشناخته» به رشته تحریر در آورد. در این کتاب بعد از بررسیهای فراوان در مورد انسان به این نتیجه میرسد که انسان موجودی است ناشناخته.
این ناشناختنی بودن به اعتقاد بسیاری از صاحبنظران از لحاظ شخصیتی دورهای بسیار تعیین کننده به نام دوره کودکی دارد. اکثر روانشناسان بر این عقیده هستند که شالوده شخصیت انسان تا 6 سالگی شکل میگیرد و تا 12 سالگی در ناخودآگاه فرد تثبیت میگردد. با توجه به اهمیت این دوره چند نکته را باید مورد توجه قرار داد. اگر دقت کنیم مسائل و مشکلاتی که ما والدین امروز با کودکانمان داریم با مواردی که پدر و مادر ما با ما داشتند متفاوت است. از دلایل این موضوع فضایی است که کودکان درآن رشد پیدا میکنند. نگاهی گذرا به چند مورد میاندازیم. اولین مورد تفاوت فضا و محیط بازی کودکان است. فضای بازی شما چگونه بود؟ اکثر کودکان نسلهای گذشته در طبیعت به بازی میپرداختند بسیاری از الهامات و مبانی شناخت خود را از طبیعت بهدست میآوردند ولی امروز کودکانمان در آپارتمانهایی که حق دویدن و سر و صدا کردن در آنها را ندارند بازی میکنند. دومین مورد ورود تکنولوژی در دنیای امروز است. کودکان نسل قبل- مثل شما که الان در حال خواندن این مطلب هستید- چند ساعت برنامه کودک میدیدند. 1 یا حداکثر 2 ساعت چون دیگر برنامه کودکی نبود که بخواهند ببینند. ولی کودکان امروز در صورت نبود ماهواره حداقل 6 ساعت میتوانند برنامه کودک ببینند. نکته قابل تامل در مورد برنامههای کودک این دوره با دورههای قبل عدم رعایت هماهنگی در انتخاب برنامههای متناسب است. با یک نگاه ساده میتوان به هماهنگی برنامههای قبلی (هاچ زنبور عسل، پسر شجاع، حنا دختری در مزرعه، گوریل انگوری و ...) با یکدیگر و ارتباط داشتن آنها با طبیعت، همکاری و همدلی بین شخصیتهای اصلی آن برنامهها اشاره داشت و در عوض ناهماهنگی در برنامههای امروز (جیمی نترن، ربانها، رنگینکمان، اسپایدر من، ماشینها، مسابقه کراش ...) به وفور یافت میشود. شخصیتپردازی نقشهای اصلی در داستانهای امروز بسیار تک قطبی طراحی میشوند که نمیتواند برای کودکان آموزش صحیحی در برداشته باشد. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نوزدهم آذر 1387ساعت 5:52 توسط |
|
|
اختلالات رفتاری، رفتارهایی هستند که فرد به وسیله آنها حقوق دیگران را نقض میکند و قواعد اجتماعی را زیر پا میگذارد. این اختلال بیشتر در دوران کودکی یا نوجوانی روی میدهد و در پسران بیشتر از دختران دیده میشود. بیمارانی که دچار اختلال رفتاری هستند تلاش میکنند تا رفتاری مورد پسند جامعه پیدا کنند. اختلالات رفتاری به دو دسته تقسیم میشوند: نوعی که در دوران کودکی آغاز میشود (نشانهها پیش از 10 سالگی ظاهر میشوند) و نوعی که در دوران نوجوانی آغاز میشود (نشانهها پس از 10 سالگی ظاهر میشوند). اختلالات رفتاری دارای چهار نوع عمده میباشند: رفتار پرخاشگرانه . درباره اختلالات رفتاری . انواع و تفاوتهای اختلالات رفتاری رفتار پرخاشگرانه. رفتاری که باعث یا تهدید کننده آسیب جسمی به مردم یا حیوانات گردد. عوامل خطر و علل اختلال رفتاری آسیب مغزی علایم و نشانههای اختلال رفتاری پرخاشگری خفیف. نشانهها فقط به اندازهای هستند که تشخیص اختلال رفتاری را ممکن میسازند و باعث آسیبهای جزئی میشوند. به عنوان نمونه دروغگویی، فرار از مدرسه و نقض ساعت رفت و آمد شبانه. اختلال اضطراب پرخاشگری نسبت به دیگران یا حیوانات. قلدری، تهدید یا ارعاب، شامل راهانداختن دعوا و زد و خورد و استفاده از سلاحهایی که به دیگران آسیب برساند (مانند تفنگ، چوب یا بطری شکسته). این بیماران ممکن است دیگران یا حیوانات را مورد آزار جسمی قرار دهند، دزدی همراه با خشونت انجام دهند یا فرد دیگری را مورد تجاوز جنسی قرار دهند. گزینههای درمانی برای اختلالات رفتاری 8. سوالاتی برای پرسیدن از پزشک چه نشانههایی ممکن است نشانگر اختلال رفتاری در فرزندم باشد؟ |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نوزدهم آذر 1387ساعت 5:51 توسط |
|
|
دلایل مختلفی برای بروز رفتار نامناسب وجود دارد. همچنین «اقتضای سنی» میتواند عامل رفتارهای نامناسب باشد. این گونه رفتارها غالباً در صورت برخورد مناسب، تصحیح میگردند. باید به یاد داشته باشیم که پذیرش رفتارهای نامناسب، کار عاقلانهای نیست. پیامی که با پذیرش رفتار نامناسب به کودک انتقال مییابد این است که باور میکند که رفتارش بد نیست و برای دیگران اهمیتی ندارد. معمولاً این جملات و عبارات برای توجیه رفتارهای ناپسند کودکان شنیده میشود:
پسر بچه است دیگه هدف و منظور از رفتارهای نامناسب را تعیین کنید توجه انتقام: هنگامی که کودک به دلیلی حس کند که او را دوست ندارند، برای جلب توجّه به انتقام جویی میپردازد. هنگامی که کودک به دیگران و یا احساسات آنها آسیب میرساند حس میکند که آدم مهمی است. قدرت: این گونه کودکان نیاز دارند که «رئیس» باشند. آنها فقط هنگامی احساس قدرت میکنند که رئیس باشند. تلاش برای کسب قدرت در این شرایط افزایش مییابد. نمایش ناتوانی: این گونه کودکان معمولاً دارای سطح کمی اعتماد به نفس هستند و چون فکر میکنند کاری از دستشان ساخته نیست، در مقابل سختیها زود تسلیم میشوند. آنها غالباً حس این که کاری را با موفقیت انجام دهند ندارند. همیشه با کودکانتان رفتار احترامآمیز داشته باشید. در نهایت، رفتار احترام آمیز شما، احترام متقابل به همراه خواهد داشت. همیشه رفتاری که دوست دارید از آنها ببینید را خودتان انجام دهید. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نوزدهم آذر 1387ساعت 5:45 توسط |
|
|
توصیف رفتار
چرا کودکان پرخاشگری میکنند؟ اقدامات هرگز پرخاشگری نامناسب را نادیده نگیرید و با کودک پرخاشگر خود به جنگ قدرت نپردازید. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نوزدهم آذر 1387ساعت 5:44 توسط |
|
|
-------------------------------------------------------------------------------- ده تا از بهترين بهانههای دوست پسرها برای خلاص شدن از دست دوست دخترها و معنی واقعی اونها! 1- تو برای من مثل خواهر میمونی! (يعنی:خيلی زشتی!) 2- فاصله سنيمون کمی زياده. (يعنی:خيلی زشتی!) 3- من به تو علاقه به «اونصورت» ندارم. (يعنی:خيلی زشتی!) 4- من الان توی موقعيت بدی از زندگيم هستم. (يعنی:خيلی زشتی!) 5- دوست دختر دارم. (يعنی:خيلی زشتی!) 6- من با خانمهای همکارم بيرون نمیرم. (يعنی:خيلی زشتی!) 7- تقصير تو نيست، تقصير منه! (يعنی:خيلی زشتی!) 8- من الان توجهم به کارمه! (يعنی:خيلی زشتی!) 9- من تصميم گرفتم مجرد بمونم. (يعنی:خيلی زشتی!) 10- بهتره فقط با هم دوست معمولی باشيم (يعنی: بطور وحشتناکی زشتی!!!!) |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نوزدهم آذر 1387ساعت 5:42 توسط |
|
|
حتماً تا کنون سری به تابلو فروشی زدهاید، با دیدن تابلوهای نقاشی متعدد به وجد آمدهاید و با تلاش فراوان بر وسوسه خود برای خرید بسیاری از آنها غلبه کردهاید. مطمئناً آنچه که شما یا هر کس دیگری را برمیانگیزد تابلویی خریداری کنید، شکل یا تصویری است که در قاب عکس جای گرفته است نه پس زمینه آن. البته پس زمینه تصویر نیز مهم است. چون اگر با شکل هماهنگ نباشد، شکل را از جلوه میاندازد، اما نه به اندازه شکل.همه ما در واقع پول را برای شکل یا تصویری میپردازیم که در قاب عکس جای گرفته است.
حال اجازه دهید به قضیه شکل و زمینه از زوایه روانشناختی نگاه کنیم و از آن بهره برداری روانی کنیم. به راستی چه کسی میتواند بگوید ذهنش به چیزی مشغول نیست. همه ما در تمام طول روز، علیرغم فعالیتهای بدنی و کار فکری، مشغولیتهای ذهنی خاص خود را داریم. کار فکری یا فعالیت ذهنی، فعالیتهای هدفمندی هستند که ما آگاهانه به آنها می پردازیم. اما اشتغال ذهنی فعالیتهایی است که هدفمند نیست و ما به آنها عادت کردهایم. حتی ممکن است نسبت به آنها آگاهی کامل نداشته باشیم. اشتغال ذهنی معمولاً به مسائلی مربوط به گذشته، اتفاقات روزمره، مسائل مرتبط با آینده یا عوامل استرسزا اختصاص مییابد. مشغول شدن مداوم ذهن ما به این مسائل، از ما انرژی زیادی میگیرد و معمولاً بخش بزرگی از انرژی روانی ما به دلیل پرداختن به مسائلی که برایمان اشتغال ذهنی ایجاد میکنند، هدر میرود. مواردی را به یاد آورید که ذهنتان درگیر مسائل خاصی بود و شما با وجودی که فعالیت بدنی چندانی انجام نداده بودید به شدت خسته شدید. در آن شرایط تنها ذهن شما در فعالیت بوده است. آن هم فعالیت غیرسازنده. بله، اشتغال ذهنی ما را خسته میکند. شاید بیش از زمانی که فعالیتهای جسمانی انجام میدهیم. در اینجا روشی را به شما پیشنهاد میکنیم که به کمک آن میتوانید ذهنتان را از یوغ اشتغال ذهنی رها سازید. به عبارتی از بار ذهنی خود بکاهید، از خستگی مغز جلوگیری کنید و از هدر رفتن بیدلیل انرژی روانی ممانعت به عمل آورید. در این زمینه روشهایی برای مهار اشتغالات ذهنی به کمک تکنیک شکل و زمینه ارائه میشود. امید است مفید باشد. قبل از هر چیز مواردی را که معمولاً در طی روز ذهن شما را به خود مشغول میسازد، یادداشت کنید. به این منظور لازم است چند روز تا حداکثر یک هفته بر فعالیتهای ذهنی خود نظارت کنید و متوجه افکاری باشید که در ذهن شما جاری است. پس از اینکه به اشتغالات ذهنی خود پی بردید و متوجه شدید معمولاً چه نوع افکاری ذهن شما را مشغول میکند، مرحله بعدی تفکیک مسائل مهم و مسائل غیرمهم است. به یاد داشته باشید که قرار است مسائل مهم را در شکل و مسائل غیرمهم را در پس زمینه شکل جای دهید. ممکن است از خود بپرسید، بهراستی چگونه میتوانم مسائل مهم را از غیرمهم تفکیک کنم. برای این کار میتوانید معیارهای زیر را شاخص قرار دهید، مانند: اتفاقات گذشته را کنار بگذارید، گذشته، گذشته است. برای تغییر آن نمیتوانید کاری انجام دهید، جز آنکه از آن درس بگیرید. پس افکاری را که درباره مسائل گذشته است و ذهن شما را به خود مشغول میسازند به پس زمینه برانید. چون این مسائل، جزو مسائل غیرمهم به شمار میروند. شاید از خود بپرسید، پس چه نوع اشتغالات ذهنی را میتوان در خود شکل یا تصویر جای داد؟ برای راحتی کار میتوانید یک قاب عکس را طراحی کنید. در این قاب عکس، بین زمینه و شکل تمایز قائل شوید. برای این کار میتوانید از مداد رنگی و ماژیک استفاده کنید. قسمت مربوط به شکل قسمتی است که مسائل مهم مربوط به اشتغالات ذهنی را باید در آن جای دهید. خوب، مسائل مهم چه مسائلی هستند؟ طرحهایی را که برای آینده برنامهریزی کردهاید، میتوانید در این قسمت بگنجانید. البته به شرطی که در طول روند آگاهانه به آنها فکر کنید و راهبردهایی را برای رسیدن به آن برنامهها طراحی کنید. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نوزدهم آذر 1387ساعت 5:40 توسط |
|
|
امروزه بسیاری از افراد در زندگی احساس رضایتمندی را کمتر گزارش میدهند. خیلی از افراد از روابط بین فردی خود و دیگران احساس رضایت نمیکنند! قضاوت سریع، احساسی عمل کردن، توقع زیاد، به دنبال بهترینها بودن، درگیر تائید دیگران بودن، عدم رضایت از بازده کار، اهمیت دادن بیش از اندازه به کار، عدم اختصاص زمانی برای تفریح، رفتن به سینما، داشتن حالات بیقراری، افسردگی و امثال اینها 000 مسائلی هستند که امروزه در بین بسیاری از آدمهای جامعه ما به عنوان مشکل دیده میشود. چرا؟
هر روز با پیشرفت علم و تکنولوژی به نظر میرسد باید مشکلات بشر نسبت به زمانهای قبل کمتر شود، اما این مشکلات به خصوص در کشورهای در حال توسعه و جهان سوم رو به فزونی است. در کشور ما به دلیل شرایط بحرانی بعد از جنگ، مشکلات فوق، شدیدتر شده است. در حال حاضر با گذشت زمان و گذر از شرایط بحرانی، به نظر میرسد حرکت در جهت اصلاح شرایط زندگی و بهبود کیفیت در آن سریعتر از زمانهای قبل در حال انجام است. آنچه که مهم به نظر میرسد راهکارهایی است که جهت رسیدن به کیفیت زندگی توسط ما به عنوان افراد جامعه انتخاب میشوند. رسیدن به یک رفاه روانی و اجتماعی خاص منوط به داشتن ابزار و اطلاعات خاص خود میباشد. اگر این اطلاعات نادرست و یا مبتنی بر روشهای علمی نباشند، امکان رسیدن به هدف نهایی برای ما غیر ممکن و بعضا محال میباشد. بسیاری از کشورهای دنیا بعد از جنگ شرایطی شبیه به شرایط جامعه کنونی ما را دارا بودند. ولی با اقدامات مناسب و انتخاب راهکارهای علمی توانستند از آن شرایط بحرانی گذر کنند و امروز رفاه مناسب و همچنین امنیت روانی خوبی را برای مردم خود به ارمغان آوردهاند. اگر ما نتوانیم ساختارهای فرهنگی، روانی و اجتماعی مشکلآفرین جامعه و خود را اصلاح کنیم، این موضوع عدم کیفیت در زندگیهای روزمره را برای ما به وجود خواهد آورد. روند بیماریهای سایکوسوماتیک (روان تنی) در جامعه، زندگی را برای خیلی از افراد عاری از کیفیت نموده است. همچنین مرگ و میرهای ناشی از بیماریهای جسمی مانند سکتههای قلبی امروزه جان بسیاری از انسانها را می گیرد. در جامعه ما میانگین سن افراد نسبت به میانگین سن افراد در جوامع مختلف بسیار کمتر میباشد. میانگین طول عمر افراد در کشور ژاپن نسبتا بالا میباشد. در کشورهایی که طول عمر افراد بیشتر است، علاوه بر رژیم غذایی و ورزش، سبک زندگی مملو از استرس در بین مردم کمتر دیده میشود. رابطه کیفیت زندگی و سبک زندگی تیپ A رابطه سبک زندگی تیپ A و فزون خواهی رابطه بین تنوع طلبی آشفته و سبک زندگی تیپ A
رابطه بین بی قراری و سبک زندگی تیپ A رابطه سبک زندگی تیپ A و عدم تمرکز منبع |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نوزدهم آذر 1387ساعت 5:38 توسط |
|
|
آیا تاکنون برای شما این سئوال پیش آمده است که چرا تعداد بیماران قلبی نسبت به گذشته فراوانتر شدهاند؟ آیا دقت کردهاید که از هر ده خانواده یک خانواده دارای عضوی هستند که بیماری قلبی دارد؟ آیا رفتارها و عواملی که منجر به بیماری کرونر قلب که در آن عروق تغذیه کننده قلب دچار گرفتگی میشوند را میشناسید؟ آیا میدانستید در ایران 40 درصد مرگ و میرها بر اثر اختلال در عروق کرونر قلب به وقوع میپیوندد؟ آیا رابطهای بین اعتماد به نفس پایین و بیماری کرونر قلب وجود دارد؟
بیماری کرونر قلب چه نوع بیماری است؟ حالت سمپاتیک و پاراسمپاتیک در فیزیولوژی بدن رابطه بین تیپ شخصیتی A و بیماری کرونر قلب اعتماد به نفس چیست؟ چگونه اعتماد به نفس خود را افزایش دهیم؟ چگونه والدین و اطرافیان، عزت نفس سالم كودكان را مختل میكنند؟ منابع: |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نوزدهم آذر 1387ساعت 5:37 توسط |
|
|
نقش اعمال روزانه در کاهش استرس یکی از موضوعاتی است که در بحث استرس مطرح میشود. بسیاری از افراد به دلیل وجود استرس در رفتارشان، از این نقش و اثرات مفید آن در کاهش استرس بیاطلاع بوده و به آن کمتر بها میدهند. استرس بر کیفیت این اعمال اثر گذاشته و نقش آن را در بهبود زندگی کم رنگ میکند. با کم رنگ شدن این نقش در رفتار و اعمال روزانه، استرس در فرد زیاد میشود. میتوان اینطور تصور کرد که اعمال روزانه در یک چرخه قرار دارند و بر استرس اثر میگذارند و در مقابل و در ادامه چرخه استرس هم بر کیفیت این اعمال روزانه اثر گذار میباشد. در این چرخه وقتی یک بخش مانند اعمال روزانه کیفیت خود را از دست بدهد، اثرات موثر آن بر استرس کاهش مییابد. زمانی هم که این اثرات بر استرس کاهش یابد، شما شاهد افزایش استرس در زندگی فرد خواهید بود.
عدم توانایی حذف استرس از زندگی نقش اعمال روزانه در کاهش استرس 1- خوردن 2- خوابیدن 3- نیایش و عبادت 4- اعمال زناشویی 5- ورزش 6- تفریح 7- مسافرت منبع مورد استفاده: |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نوزدهم آذر 1387ساعت 5:34 توسط |
|
|
اظهارات مثبت، ابزاری عالی برای تغییر برنامه ذهن ناهشیار(ناخودآگاه) شما از تفکر منفی به تفکر مثبت است. ایده این کار این است که جملات مثبتی درباره چیزی که میخواهید اتفاق افتد انتخاب کنید و آنها را آنقدر تکرار کنید تا به صورت بخشی از روش تفکر و طرز نگرش شما به جهان در آیند. این کار همانطور اثر میکند که گفتگوهای منفی با خود، امّا تفاوتش این است که این یکی به نفع شما میباشد و برای شما فایده دارد. برای به دست آوردن اظهارات مثبت، از توصیهها و راهنماییهای زیر استفاده کنید:
به هدفهای خود بنگرید: به این فکر کنید که در صدد ساختن چه چیزی در زندگی خود هستید. یعنی به هدف نهایی نگاه کنید و رفتارها، نگرشها و ویژگیهایی که مایلید برای رسیدن به آن هدف داشته باشید را در نظر بگیرید. آیا در جستجوی آرامش بیشتر هستید؟ آیا میخواهید سبک زندگی سالمتری داشته باشید؟ آیا میخواهید دوست بهتری برای دوستانتان باشید؟ نوشتن خاطرات روزانه به درک این که واقعاً در پی به دست آوردن چه چیزی در زندگی هستید، کمک شایانی میکند. (یک نقطه شروع خوب میتواند این باشد که فرض کنید غولی از چراغ جادو بیرون آمده و از شما میخواهد که سه آرزو کنید تا آنها را برآورده سازد.) تکرار: متداولترین روش برای اثربخشی اظهارات مثبت، تکرار آنها برای خود به طور مرتب است. آنها را چند بار صبحها یا شبها در ذهن خود مرور کنید. تکرار آنهابا صدای بلند اثربخشتر است زیرا در این حالت آنها را واضحتر میشنوید. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نوزدهم آذر 1387ساعت 5:33 توسط |
|
|
میزان خوشبینی هر فرد براساس این که چگونه رویدادها را تعریف میکند و از چه دیدگاهی به مسائل مینگرد، سنجیده میشود. اگر یاد بگیرید که علّت وقوع رویدادهای مثبت را (1) کاری که خودتان انجام دادهاید، (2) نشانهای از چیزهای خوب بیشتری که پیش خواهند آمد و یا (3) شاهدی مبنی بر این که چیزهای خوبی در سایر زمینههای زندگیتان اتفاق خواهد افتاد بدانید، نیمی از راه را طی کردهاید. همچنین اگر بتوانید به رویدادهای منفی به عنــــوان (1) چیزی که تقصیر شما نبوده است و یا (2) پدیدههای منفرد و مجزایی که اثری بر رویدادهای آینده یا سایر جنبههای زندگیتان ندارند فکر کنید، بقیه راه را هم پیمودهاید!
درجه سختی: کم چگونه: هنگامی که رویداد مثبتی در زندگیتان اتفاق افتاد، برای چند لحظه تحلیل فرایندهای فکری خود را متوقف کنید. فقط به توانائیهای خود و نقشهای مستقیم یا غیرمستقیمی که در وقوع این رویداد داشتهاید فکر کنید. برای مثال، اگر در امتحانی موفق شدید، فقط به این نیاندیشید که چقدر خوب شد که برای امتحان آماده بودید بلکه به نقش هوش و تمرکز خود در این جریان نیز فکر کنید. کلید خوشبینی، به حداکثر رساندن موفقیتها و به حداقل رساندن شکستهاست. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نوزدهم آذر 1387ساعت 5:31 توسط |
|
|
جرج برنارد شاو در یکی از شاهکارهای نمایشنامهنویسی خود به نام «مرد و ابرمرد» تصوّر سنتی از بهشت و جهنم را وارونه کرده است. او جهنم را مکانی توصیف میکند که در آن، تمام تمایلات انسان، آزادانه و به راحتی برآورده میشود و مسئولیت شخصی جایی در آن ندارد. برعکس، بهشت جایی است که ساکنان آن مسئول اعمالشان هستند و مکانی است برای رویارویی با واقعیتها و کنترل آنها. و نکته جالب آن است که ساکنان جهنم هر وقت از آنجا خسته شدند میتوانند آزادانه آنجا را ترک کرده و وارد بهشت شوند.
هر چند این یک استعاره بحث انگیز است، امّا استعاره خوبی درباره چگونگی زندگی ما انسانها در این جهان است. این مفهوم از «جهنمی که هرگاه از آن خسته شدید میتوانید ترکش کنید»، به درستی توصیفگر تغییرات روانشناختی نیز هست. بسیاری از انسانها به «جهنم» روانشناختی خود چسبیدهاند و درد و رنج آن را تحمل میکنند زیرا از نظم لازم برای سلامتی، ترس بیشتری دارند. امّا سرانجام، هنگامی که بتوانند تنها نگاهی به منجلابی که در آن گرفتارند بیاندازند، به کلّی از آن بیزار میشوند و تصمیم میگیرند این شرایط را پشت سرگذاشته و به سراغ «واقعیتها» بروند. دانش در برابر درک نادانی پرده فقدان روح سمت و سوی معنیدار |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نوزدهم آذر 1387ساعت 5:29 توسط |
|
|
بسیاری از ورزشکاران بهترین عملکرد خود را در تمرینات نشان میدهند امّا به هنگام مسابقه و رقابت دچار احساس خفگی و نوعی واماندگی میگردند. اگر این اتفاق در مورد شما نیز صادق است ناراحت نباشید زیرا با انجام چند کار ساده میتوانید بر این اضطراب فایق آیید.
احساس خفگی چنین توصیف میشود: کاهش کارایی به دلیل مقدار زیادی استرس ادراک شده. به واژه «ادراک شده» توجه کنید. واژه کلیدی در این تعریف همین است. به خاطر بسپارید که استرس فقط در ذهن شما زندگی میکند و به شیوهای که شما یک موقعیت یا وضعیت را تعبیر میکنید. به عبارت دیگر، این شرایط خارجی نیستند که باعث استرس میشوند بلکه شیوه تفکر ما درباره یک رویداد است که احساس استرس، اضطراب و ترس را به وجود میآورد. برای ورزشکاری که در حین مسابقه دچار احساس خفگی و واماندگی میشود دانستن این نکته حائز اهمیت بسیار است که میتواند افکاری را که درباره آن رویداد دارد کنترل کند. آیا به شکست یا کمبود اطمینان به تواناییهای خود فکر میکنید؟ در این صورت، این گونه تفکرات منفی غالباً به اضطراب، عصبی بودن و تنش میانجامد. در یک چنین محیطی که درون خود ساختهاید چگونه انتظار عملکرد خوبی از خود دارید؟ مربیان سنتی معمولاً به ورزشکار کمک میکنند تا درک کند چرا چنین افکار و احساساتی درونش رشد یافته و سپس سعی میکنند که این فرایند را اصلاح کنند یا تغییر دهند امّا معمولاً توفیق چندانی به دست نمیآورند. علتش این است که دانستن این که چرا چنین افکاری برمیخیزد ممکن است جالب باشد امّا دانستن پاسخ این سوال، لزوماً برای غلبه بر مشکل کافی نیست. پیش از رویداد در حین رویداد پس از رویداد |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نوزدهم آذر 1387ساعت 5:28 توسط |
|
|
مقاله جالبی در روزنامه نیویورک تایمز مورخ 6 می 2008 در مورد تفاوتهای روانشناختی بین دروغگویی و گزافهگویی (اغراق) به چاپ رسیده است که توجه شما را به ترجمه آن جلب میکنیم:
«مطالعات متعددی که اخیراً بر روی دانشجویانی که در مورد میانگین نمراتشان گزافهگویی میکنند به عمل آمده نشان میدهد که این نوع گزافهگویی از نظر روانشناختی با شکلهای دیگر کتمان حقیقت تفاوت دارد. براساس نتایج این مطالعات، این گزافهگویان به هیچوجه مانند کسانی که دروغ میگویند یا حقیقتی را کتمان میکنند دچار اضطراب نمیشوند. یافتهها نشان میدهد که برخی از انواع فریبکاری، هدفش بیشتر بر روی خود شخص فریبکار است تا شنونده. به عنوان مثال، انگیزهای که در پشت گزافهگویی در مورد نمرات درسی وجود دارد ظاهراً بیشتر شخصی و درون روانی است تا عمومی یا بین فردی. در اینجا، گزافهگویی اساساً بازتاب هدفهای مثبت برای آینده است و یافتهها نشان میدهند که این هدفها قابل تحقق میباشند. روانشناسان سالهاست که فریبکاری را از جنبههای مختلف مورد مطالعه قرار دادهاند و دریافتهاند که این کار معمولاً فشار روانی یا جسمی بر روی شخص فریبکار به جا میگذارد. به عنوان مثال، کسانی که شاهد صحنه جرمی بودهاند، چنانچه درباره آن مورد پرسش قرار گیرند، نشانههای استرس را بر حسگرهای پوستی یا قلبی که به آنها متصل شده باشد، نشان میدهند. سعی در مخفی نگاه داشتن اطلاعات، از نظر ذهنی فرساینده است و نگاه و لحن صدای کسی که دروغ میگوید، عصبیتر و پرتنشتر از حالت عادی است. این مساله در مواردی که دروغگویی فرد درباره نقض قانون باشد بیشتر نمود دارد. امّا مطالعه اخیر نشان داد که درست عکس این قضیه در مورد دانشجویانی که درباره نمراتشان گزافهگویی میکنند صادق است. پژوهشگران پرسشنامهای را بین 62 دانشجوی دانشگاه نورتایسترن پخش کردند که در بین سایر چیزها، از آنها خواسته شده بود میانگین کل نمراتشان را نیز بنویسند. سپس از دانشجویان مصاحبه به عمل آمد، در حالی که الکترودهای حساس برای اندازهگیری فعالیت سیستم عصبی به بدن آنها وصل شده بود. موضوع مصاحبه درباره سابقه تحصیلی، نمرات و اهداف آینده بود. پژوهشگران بعداً با مراجعه به کارنامه دانشجویان دریافتند که تقریباً نیمی از آنان درباره میانگین نمراتشان گزافهگویی کردهاند. این در حالی بود که بررسی خروجی الکترودها نشان داد که گزافهگویان در حالی که داشتند درباره نمراتشان صحبت میکردند بسیار آرام (ریلکس) بودهاند. پژوهشگران همچنین از مصاحبهها فیلمبرداری کردند و آنها را به ناظران مستقل نشان دادند و از آنها خواستند که با توجه به نگاه و رفتار مصاحبه شوندگان تشخیص دهند که آنها گزافهگویی میکنند یا نه. با کمال تعجب، کسانی که بیش از سایرین گزافهگویی کرده بودند، آرامتر و مطمئنتر از بقیه به نظر آمدند.» |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نوزدهم آذر 1387ساعت 5:22 توسط |
|
|
پروردگارا، مرا به که وا میگذاری، به خویشاوندی که پیوندمحبت را میگسلد، یا بیگانهای که با من خشم میراند، یا به آنانکه مرا خوار میشمارند و حال آن که تو خدای منی و رشته سرنوشتمن در چنگ توست! از غربت و تنهایی و دوری خانهام و خواریام درچشمان کسی که وی را بر من مسلط گردانیدهای، به درگاه تو شکایتمیآورم.
بارالها بر من خشم مگیر که اگر تو بر من خشم نیاوری، مرازغیر تو باکی نیست و مگر نه این است که فراخناک لطف و عافیت تومرا کافی است! خداوندا، تو را به نور جمالت که بر زمین و آسمانها تابیدهاست و پردههای تاریکی را برانداخته و کار گذشتگان و آیندگان راصلاح بخشیده است، سوگند میدهم و از تو میطلبم که در آن حال کهبر من خشم گرفتهای، مرا نمیرانی و قهر خود را بر من نازلنگردانی که تو میتوانی قهر و عتاب را رها کنی و به لطف بازآییو از من خشنود شوی! ای آن که سپاسگزاریم به درگاه وی اندک است، اما او محروممنمیسازد و گناهانم بسیارند لکن مرا به فضیحت و رسوایینمیکشاند، پیوسته مرا در حال انجام گناهان مینگرد، اما هیچ گاهبه خواری نمیراندم! ای آن که در کودکی مرا محافظت فرمودی و در هنگام پیریبیروزیم نگذاشتی. ای آن که الطاف و نعمتهایت در نزد من بیروناز شمارند و توان شکرگزاری آنها را ندارم. ای کسی که با من به نیکویی و احسان رفتار میکنی و من به زشتیو عصیان تو را پاسخ میگویم. ای کسی که مرا به یمن ایمان نجاتبخشیدی، پیش از آن که به طریقه شکر نعمتهایت آشنا باشم. ای مولای من، تویی که نعمت دادی، تویی که احسان کردی، تویی کهبه نیکی رفتار نمودی، تویی که کرامت فرمودی، تویی که فضیلتبخشیدی، تویی که فضل خود را به اتمام رسانیدی، تویی که روزیعطا فرمودی، تویی که کرم کردی، تویی که توانمندم ساختی، توییکه سرمایهام دادی، تویی که پناه دادی، تویی که کفایت کردی،تویی که هدایت کردی، تویی که از گناه بازداشتی، تویی که گناهانرا پوشیدی، تویی که گناهان را بخشیدی، تویی که عذر پذیرفتی،تویی که مکنت و جاه بخشیدی، تویی که عزت دادی، تویی که پشتیبانبودی، تویی که تاییدم کردی، تویی که یاری رساندی، تویی که شفابخشیدی، تویی که عافیت دادی، تویی که اکرام کردی، خجسته و بلندمرتبهای ای پروردگار من، ستایش جاودانه از آن توست و سپاسپیوسته تو را سزاست. اما من ای خدایم، به خطاهایم معترفم، پس بر من ببخشای! منمکه گناه کردم، منم که خطا نمودم، منم که نادانی کردم، منم کهبه سوی گناه شتافتم، منم که اشتباه کردم، منم که به غیر تواعتماد کردم، منم که در عین دانایی گناه کردم، منم که وعدههادادم، منم که وفا ننمودم، منم که پیمان شکستم، منم که به جرمخود اقرار کردم. بارالها، من بدان نعمات که مرا دادهای اذعان دارم، بهگناهانم اعتراف کرده و از آنها باز میگردم; تو نیز مرا بیامرز. ای کسی که گناه بندگان تو را ضرری نرساند و نیازی به طاعتایشان نداری، هر کدام از بندگانت که کاری نیکو به جای آورند،به توفیق و لطف توست، پس ستایش و حمد تو را سزاست. خدایا، چون مرا فرمان دادی سرکشی نمودم و چون نهی کردی، آنچهرا نمیخواستی به جای آوردم. اینک این منم که نه دلیلی بربیگناهی خود دارم که عذر بخواهم و نه نیروی آن دارم که از کسییاری بخواهم. حال با کدامین اعضایم رو به روی تو بایستم; آیابا گوشم یا با چشمم یا با زبان و یا پاهایم، آیا تمامی اینهانعمتهایی نیست که مرا عنایت فرمودهای و من با همه آنهانافرمانیات کردهام، ای مولای من، حجت و دلیل از آن توست و منمحکومم! ای شنواترین شنوندگان و ای تیزبینترین بینندگان و ایسریعترین حسابگران و ای مهربانترین مهربانان، بر محمد(ص) وخاندان پاک وی درود فرست! پروردگارم، از تو حاجتی را میطلبم که اگر آن را به من ارزانیدادی، هر چیز دیگری را که از من دریغ نمایی، مرا زیانی نرساندو اگر از آن محرومم سازی، هر چه را به من عطا فرمایی مرا نفعینبخشد; «از تو میخواهم که مرا از آتش جهنم آزاد گردانی!» غیر تو خدایی نبود، یگانهای و تو را همتایی نیست، فرمانرواییتوراست و ستایش از آن توست و تو بر همه چیز توانایی، ای خدا،ای خدا، ای خدا. خدایا، من در آن حال که بینیاز و توانمندم، به تو نیازمندم،پس چگونه در حال فقر نیازمند تو نباشم. خدایا من که در عیندانایی، نادانم، چگونه در حین جهل، نادان نباشم! خدایا، به راستی که تغییر تدابیر تو و سرعت انجام اراده وتقدیرات تو، بندگان عارفت را باز داشت، از این که در حال نعمتبه دوام بخشش تو اطمینان کنند و در حال نقمت، از رحمت تو نومیدگردند! اکنون منم که با فقر و نیازمندیم به تو توسل میجویم و چگونهبه حضرتت توسل جویم با فقری که محال است دامان غنای تو رابیالاید. چسان از این حال که دارم به تو شکایت آورم، در حالی کههیچ چیز بر تو پوشیده نیست. چگونه حرفهای دلم را برای تو بیانکنم و حال آن که از همه آنها آگاهی! چگونه ممکن است امیدهایمرا که رو به سوی تو دارند، به نومیدی بدل سازی و حال مرا نیکونگردانی، با آن که قوام آن به دست توست. خدایا با آن که عظیم نادانم، چقدر به من لطف میکنی و با آنکه زشتی کردارم آشکار است، چقدر با من مهربانی! خدایم! چقدر تو به من نزدیکی و من از تو دورم! و چقدر نسبتبه من مهربانی. پس چیست که بین من و تو حجاب افکنده است!؟ پروردگارا، از تغییر آثار و دگرگونی حالات نیک دانستم کهخواسته تو در مورد من این است که خود را در همه چیز به منبنمایانی، تا درباره هیچ چیز از تو غافل نگردم. خدایا، هر گاه گناهانم مرا گنگ گردانید، کرم تو زبان مراگشود و هرگاه که صفات ناپسندم مایوسم ساخت، الطاف بیپایانتمرا به طمع واداشت! خدایا، آن کس که زیباییهایش در حقیقت زشتی است، چگونهزشتیهای رفتار وی زشت و ناپسند نباشد و آن کس که سخنان حق گونهاو ادعایی بیش نیست چسان ادعاهایش، ادعا نباشد. خدایا، فرمانهای تاثیرگذار و اراده مسلط تو برای سخنگویی،گفتاری باقی نمیگذارد و صاحب توانایی را ناتوان میسازد. بارالها، توجه من به مخلوقات تو سبب میگردد که از مشاهدهجمالت محروم بمانم، پس مرا در پیشگاه خویش به عبادتی بگمار کهبه وصال تو رساندم! چگونه برای اثبات وجود شریفتبه چیزی دلیلآورده شود که در هستی خود محتاج توست، آیا برای غیر تو ظهوریاست که برای تو نیست تا وجود غیر، آشکار کننده جمال تو باشد؟ تو کی پنهان بودهای که برای عیان ساختنت نیاز به دلیلی باشد کهتو را اثبات نماید، کی دور بودهای که کاینات راه رسیدن به توباشند. کور باد آن چشم که تو را نگاهبان خود نبیند! و چهزیانبار است معامله بندهای که از محبت تو وی را بهرهای نیست! خدایا، خواری و پستیام در برابر تو هویداست و احوال من بر توپوشیده نیست. وصالت را از تو میطلبم و به یاری وجود شریفت، بر هستی توگواهی میدهم. مرا با نور خود به ذات پاکت راهنمایی فرمای و باصدق عبودیت در پیشگاهتبرپای دار. پروردگارم، مرا از زیر بار ذلت نفس رهایی ده و پیش از آن کهمرگم در رسد از آلودگی شک و شرک پاکم کن. از تو یاری میجویم،یاریم کن. بر تو توکل مینمایم، مرا به حال خود وامگذار. تو رامیخوانم، مرا نومید مساز. مشتاق فضل توام، محرومم مکن. خویشتنرا به وجود پاکت منتسب مینمایم، دورم مگردان. مقیم درگاه توام،از خود نرانم. تویی که انوار جمالت را به دلهای شیفتگانت تاباندی تا آن کهتو را شناختند و به یگانگی تو ایمان آوردند. تویی که محبت غیرخود را از قلوب دوستانت زدودی تا غیر تو را به دوستی نگرفتند وبه جز تو پناه نیاوردند و آن گاه که جهانیان آنان را هراسناکسازند، تو مونس ایشان هستی و تویی که آنها را هدایت فرمودی تاجایی که نشانههای قدرتتبر آنان آشکار گشت! آن کس که تو را از دست داد، چه کسی را یافت و آن که تو رایافت که را از دست داد! به راستی که زیانکار است آن کس که بهجای تو دیگری را برگزیند و بسی خسران زده است آن که بکوشد تااز تو جدا گردد. چسان به غیر تو امیدوار شوم، در حالی که تورشته احسان را نگسستهای و چگونه نیاز خویش از درگاه غیر توبطلبم و حال آن که عادت بخشندگی خویش را دگرگون نساختهای! ای کسی که شیرینی موانستخویش را به عاشقانت چشانیدهای، پسآنان در برابر تو تملقکنان برپای ایستادهاند! ای کسی کهپردههای هیبتخود را بر دوستانت افکندهای و آنان هراسناک درمقابل تو پوزش میطلبند. تو بندگانت را به یاد میآوری پیش از آن که دیگران از آنهایادی کنند و آغازگر هر بخشش و احسانی قبل از آن کهعبادتکنندگان رو به سوی تو آورند و بخشنده و عطا کنندهای، پیشاز آن که خواهندگان از تو بخواهند و چه شگفت است این که بسیارمیبخشی، آن گاه از آنچه بخشیدهای از ما وام طلب میکنی! خداوندا، من را به کمند مهربانی خویش به سوی خود آر تا وصالتو را دریابم و با جاذبه الطاف خویش مرا درکش تا به سوی تو رویآورم! خدایا، رشته امیدم از تو نمیگسلد گرچه تو را سرکشی نمودهام وهرچند تو را عبادت کنم باز دهشت مرا رها نمیسازد. کاینات مرابه سوی تو رهنمون میگردند و یقینی که به کرم تو دارم مرا بهسویت میکشاند. خدایا، چگونه نومید گردم و حال آن که تو امید منی و چگونه بهخواری تن دردهم در حالی که تو تکیهگاه منی. خدایا، چسان در برابرت دعوی سربلندی نمایم با آن که بنیادمرا از ذلتبرآوردهای و چسان سر فخر بر آسمان نسایم و حال آنکه مرا به خود منتسب کردهای! خدایا! چگونه ردای بینوایی درنپوشم، در حالی که مرا درجایگاه فقرا نشاندهای و چگونه خویشتن را فقیر بنامم با آن کهتو با بخشش خود بینیازم ساختهای! تویی که جز تو پروردگاری نیست. خود را به تمامی اشیاشناساندهای به گونهای که موجودی نیست که تو را نشناسد. تویی کهخویشتن را در آینه همه موجودات به من نمودهای و من در همه چیزجمال تو را به آشکارا نگریستهام و تویی که برای تمام موجوداتآشنایی! |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هجدهم آذر 1387ساعت 12:39 توسط |
|
|
شب دهم ذیحجه از شبهای مبارک است. و جزء چهار شبی است که احیاء و شب زنده داری در آنها مستحب است. در شب عید قربان، درهای آسمان باز است. برای این شب اعمالی ذکر شده است:
1- زیارت امام حسین علیه السلام . 2- خواندن دعای "یا دائِمَ الْفَضْلِ عَلیَ الْبَرِیَّةِ" که در شب جمعه هم وارد شده است.
اعمال روز عید قربان 1- غسل . که در این روز سنّت مؤکد است و بعضی از علماء واجب دانستهاند. 2- اقامه نماز عید قربان، به همان نحو که در عید فطر ذکر شده است. اما در این روز مستحب است که بعد از نماز، با گوشت قربانی افطار شود. 3- خواندن دعاهائی که وارد شده پیش از نماز عید و بعد از آن و در اقبال ذکر شده و شاید بهترین دعاهای این روز، دعای چهل و هشتم صحیفه سجادیه باشد که اوّل آن "اَللّهُمَّ هذا یَوْمٌ مُبارَکٌ" است. 4- خواندن دعای چهل و ششم صحیفه سجادیه که اینگونه آغاز میشود: "یا مَنْ یَرْحَمُ مَنْ لا یَرْحَمُهُ الْعِبادُ". 5- خواندن دعای ندبه . 6- قربانی کردن؛ که سنّت مؤکّد است . 7- خواندن تکبیرات برای کسی که در منا باشد بعد از پانزده نماز که اولش نماز ظهر روز عید است و آخرش نماز صبح روز سیزدهم است. و کسانی که در سایر شهرها هستند نیز بعد از ده نماز از ظهر روز عید تا صبح دوازدهم این تکبیرات را بگویند. تکبیرات بنا بر روایت صحیح در اصول کافی از این قرار است : اللهُ اَکْبَرُ اللهُ اَکْبَرُ لا اِلهَ اِلا اللهُ وَاللهُ اَکْبَرُ اللهُ اَکْبَرُ اللهُ اَکْبَرُ ولِلّه الْحَمْدُ اللّهُ َکْبَرُ خدا بزرگتر از توصیف است، معبودی جز خدا نیست و خدا بزرگتر است، و ستایش خاص خدا است اعَلی ما هَدانا اَللّهُ اَکْبَرُ عَلی ما رَزَقَنا مِنْ بَهیمَةِ الاْنْعامِ خدا بزرگتر است بر آنچه ما را راهنمائی کرد خدا بزرگتر است بر آنچه روزی ما کرد از چهارپایان انعام (شتر و گاو و گوسفند) وَالْحَمْدُلِلّهِ عَلی ما اَبْلانا. و ستایش خاص خدا است برای آنکه آزمود ما را . و مستحب است که به مقداری که توانایی است این تکبیرات بعد از نمازها تکرار شود.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هجدهم آذر 1387ساعت 12:38 توسط |
|
|
طلا و جواهر پس از استفاده به مدت طولانی، در اثر مجاورت با بدن كثیف می شوند و رنگ و جلای اولیه را از دست می دهند. اگر به دنبال راهكاری برای تمیز شدن طلا و جواهر و زینت آلات خود هستید، این مطلب را با دقت بخوانید.
الف) با مخلوط كردن جوش شیرین و مایع ظرفشویی، خمیری تهیه كنید. طلا یا جواهر را به خمیر آغشته كنید و بعد از چند دقیقه با آب بشویید. ب) طلاها را در محلولی از آب و مایع ظرفشویی، یا آب و پودر لباسشویی و کمی وایتکس قرار دهید. محلول را به همراه طلای داخل آن روی اجاق گاز جوش آورید. به این ترتیب، جرمی كه در لابهلای طلا وجود دارد به راحتی خارج می شود. توجه داشته باشید كه این روش برای شست و شوی جواهر مناسب نیست. پس از خارج كردن طلاها، آنها را بررسی و با یك مسواك كوچك تمیز كنید. سپس با آب بشویید و روی حوله ای قرار دهید. برای خشك كردن سریع می توانید از سشوار كمك بگیرید.
الف) مقداری خاكاره نرم یا خاكستر چوب تهیه كنید و زیورآلات را درون آن فرو ببرید. سپس به وسیله خاك اره یا خاكستر چوب، سطح آنها را مالش دهید. پس از پاك كردن طلا و جواهر از خردههای چوب یا خاكستر، شفافیت و برق چشمگیری را مشاهده خواهید كرد. ب) با مالش دادن قطعه ای چرم یا پارچه نخی بر سطح طلا، برق و جلای خاصی به وجود میآید. بازكردن گره زنجیر
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه ششم آذر 1387ساعت 14:47 توسط |
|
|
-------------------------------------------------------------------------------- در راستاي اينكه تعداد كثيري از مردم ميخواهند باكلاس شوند ولي نميدانند چطوري ميتوانند اين كار را انجام دهند، راهنماي باكلاس شدن يا چگونه باكلاس شويم براي دختراني كه از نظر مايهتيله مشكلي ندارند تقديمتان ميشود: 1- داشتن يك سوييت 45 متري مستقل در خيابان دولت. 2- عدم علاقه نسبت به حيوانات به خصوص سگ. 3- گوش دادن نوارهاي كريسديبرگ و جرج مايكل. 4- حداقل داشتن يك پژو 206 براي خودتان. 5- پاتوقها: پارك جمشيديه و بدنسازي زعفرانيه. 6- نشان دهيد به شدت از فوتبال بيزاريد و هيچگونه علاقهاي (بر عكس جوادها) به نيكبخت نداريد. 7- رفتن به كنسرتهاي گروه آريان. 8- ديدن فيلمهاي «اسپايدرمن» و «آدرز» توصيه ميگردد. 9- هميشه بايد مايهتيله همراهتان باشد ولي به هيچ عنوان براي مهمان كردن دوستانتان اصرار به خرج ندهيد. 10- پاتوق اينترنتي: وبلاگ بابك!!!!! |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه ششم آذر 1387ساعت 14:46 توسط |
|
|
پدربزرگ ها و مادربزرگ ها دوست دارند و گاهی مجبورند ساعات زیادی با نوههایشان تنها باشند و از آنها مراقبت کنند.
حتماً قبول دارید که ارتباط بین نوهها و پدربزرگ و مادربزرگ، ارتباطی بسیار صمیمی و نزدیک است. پدر و مادرهای دیروز، نوهها را بخشی از وجود خودشان می دانند و به همین دلیل از صمیم قلب آنها را دوست دارند و با رضایت خاطر از آنها مراقبت می کنند. اگر فرزندان شما مجبورند بخش عمدهای از روز را در محل کار خود سپری کنند، با سپردن فرزندانشان به شما، اطمینان خاطر دارند که کودکان در محیط خانواده و تحت نظارت شما در امنیت هستند. پدر و مادر نقش مهمی در زندگی کودک بر عهده دارند و بسیاری از اطلاعات از شناختن رنگ ها گرفته تا آموزش قوانین اخلاقی و اجتماعی را باید پا به پای کودک به او آموزش دهند. پدران و مادرانی که صبح تا بعدازظهر در محل کارشان حضور دارند و بعدازظهرها با وجود خستگی حاصل از کار، ساعات کمی را به منظور وقت گذاشتن برای کودکان در اختیار دارند، نقش شما را در مراقبت از نوهها پررنگ تر می کنند. در حقیقت بخش مهمی از آموزش و تربیت کودک به شما واگذار خواهد شد.
اگر پدر و مادر کودک استفاده از وسیله ای را برایش ممنوع کرده است و یا به دلایلی ابزار یا وسیله ای را برایش خریداری نمی کند، این نشانه محبت نیست که به نوهتان اجازه دهید در منزل شما، قوانین تعیین شده از طرف پدر و مادرش را زیر پا بگذارد و به عنوان مثال فیلمهای خشن را تماشا کند و یا مثلاً به گیم نت برود. بدتر این است که شما دور از چشم والدین، ابزار و وسیله ای را که استفاده از آن برای کودک ممنوع شده است، برایش تهیه کنید. این کار نه تنها کودک را از کنترل فرزندانتان خارج خواهد کرد، بلکه کودک هم ادعا خواهد کرد هر روز چیزهای بیشتر و بیشتری را از شما بخواهد که تهیه بعضی از آنها از توان شما خارج است. همواره تلاش کنید همسو با والدین و در تأیید گفتار و رفتار آنها با کودک رفتار کنید. البته شاید به نظر شما برخی نکات قابل تجدید نظر باشد و یا براساس تجربیات خود، راهکار بهتری داشته باشید، در این موارد بهتر است وقتی نوهتان حضور ندارد، این مطلب را با فرزندتان در میان بگذارید و رفتار و گفتارتان را با هم هماهنگ کنید.
دوران بازنشستگی و سالمندی، فرصتی برای شماست تا استراحت کنید، به مسافرت یا زیارت بروید و به کارهایی که به آن علاقهمندید مانند باغبانی یا مطالعه بپردازید. توجه کنید شما پرستار نوههایتان نیستید. بنابراین برای نگهداری از نوهها برنامهریزی داشته باشید. بسیار خوب است که به فرزندانتان کمک کنید و باری از دوش آنها بردارید ولی این درست نیست که تمام وقتتان را به این کار اختصاص دهید. شما باید گاهی «نه» گفتن را یاد بگیرید. با پدر و مادر همسوشوید
بنابراین تلاش کنید تا جایی که امکان دارد، خودتان را با قوانین و باید و نبایدهای منزل کودک هماهنگ کنید تا در روند تربیت کودک اختلالی به وجود نیاید.
بازی با نوهها، نه تنها از نظر روانی شما را شاد و شاداب خواهد کرد، همچنین با انجام حرکتها و ورزشهای بسیار سبک، به سلامت جسمانی خود نیز کمک کردهاید. نکتهای که باید به آن توجه کنید مشکلات عضلانی- اسکلتی شما در این دوران است که موجب می شود در حین بازی با نوههایتان بیشتر مراقب خودتان باشید. در سنین بالا، پوکی استخوان به سراغ بسیاری از سالمندان می آید و احتمال آسیب و شکستگی استخوانهایتان در صورت ضربه وجود خواهد داشت. هنگام بازی با نوهها مراقب چشمهایتان باشید چون کودکان گاهی بدون توجه، اشیاء را پرت می کنند و امکان آسیب به چشمهایتان وجود دارد . همواره از نوههایتان بخواهید، اسباببازیهایشان را از کف اتاق جمع کنند، چون ضعف بینایی و یا لرزشهای بدن شما حین راه رفتن، امکان زمین خوردن شما در صورت برخورد با این وسایل را افزایش میدهد |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه ششم آذر 1387ساعت 14:44 توسط |
|
|
وقتی كه كودك راه رفتن و تكلم را بیاموزد، روش های بیان مشكلات هیجانی وی توسعه می یابد. در این حال ممكن است مشكلات هیجانی خود را از راه تخریب و عدم تحرك و مخالفت جویی و منفی كاری و مانند اینها ابراز كند. در دو تا سه سالگی كودك گاهی رفتارهایی دارد كه مورد قبول خانواده نیست. والدین باید پیروی از مقررات اجتماعی را به كودك بیاموزند . اگر خواسته والدین عاقلانه و متناسب باشد و نیاز كودك به محبت را ارضاء كند ، كودك به تدریج تحت كنترل درخواهد آمد. اما اگر الزام والدین شدید و ابراز محبت آنها به صورت صحیحی نباشد ، طفل ممكن است كه رفتارهای ناهنجار این دوره را تشدید كند و امكان دارد كه این ناهنجاری ها در او تثبیت شوند. طفل خردسالی كه از او انتظارات زیادی دارند و یا نسبت به وی محبت كمی ابرازشده به دو شكل واكنش نشان می دهد : اولاً ممكن است نهایت كوشش خود را با توانایی محدودی كه دارد، برای انجام تقاضاهای والدین به كار برد و به یك كودك در خود فرو رفته مبدل شود . ثانیاً امكان دارد كودك سركشی بار آید. سركش بودن طفل ممكن است به شكل غیر فعال و یا به صورت پرخاشگری باشد. هرگاه از طفلی كه به شكل غیر فعال سركش باشد بخواهند تا كاری را انجام دهد، با خوشرویی قبول می كند ولی به حدی در انجام آن كار تعلل می ورزد كه هرگز آن كار انجام نمی شود. در صورتی كه بیشتر اطفال سركش مهاجم آشكارا از دستورات سرپیچی می كنند . ولی در هر دو حال ، والدین نمی توانند به انتظارات خود در مورد كودكشان جامه ی عمل بپوشانند. كودك سركش مهاجم در مورد هر چیز كه از وی خواسته شود، مخالفت شدید نشان می دهد و به نظر می رسد كه مجازات برای چنین كودكی مؤثر نخواهد بود. او در قبال كوشش هایی كه برای اصلاحش به كار می رود، مقاومت نشان می دهد و ظاهراً در برابر خشم والدین بی اعتناست. منفی كاری او به صورت فعالیت های خرابكارانه خود نمایی می كند. به نحوی كه اعمال مزبور به مراتب شدیدتر از اعمال كودكانه همسن وسالان وی است . رابطه اش با سایر كودكان دشوار است و اغلب منجر به زد و خورد و كشمكش می شود. چنین كودكی بیش از اندازه ، خودبین و قدرت طلب است . كودك غیرفعال سركش ظاهراً مطیع بوده و در رابطه اش با دیگران اشكالات كمتری به بار می آورد ولی بالاخره به همان نتیجه عدم سازش می رسد ؛ بدین معنی كه در حرف تسلیم شده اما درعمل آنچه را كه از او خواسته اند انجام نمی دهد. پیوسته موجب ناراحتی والدین می شود ؛ اما به آن اندازه كه طفل سركش مهاجم مورد تنبیه و مجازات قرار می گیرد، او مجازات نمی شود . لجاجت و كج خلقی |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه ششم آذر 1387ساعت 14:42 توسط |
|
|
واقعیت این است که کودک از زهدان مادر با ریتم و موسیقی مونس می شود و شادی های مادر را درک می کند ؛ به ویژه می توان اذعان کرد که با شنیدن ریتم دلنشین ضربان قلبِ مادر ، موسیقی را قبل از تولد می آموزد. این است که مادران در همه دنیا برای بچه های خود از همان بدو تولد لالایی می خوانند و بعضاً ترانه ملی و محلی سرزمین خود را زیر لب زمزمه می کنند ؛ با وجود این که بچه ها از معانی این لالایی ها سر در نمی آورند ولی از موسیقی و شکل شاعرانه آن لذت می برند.
در روند بررسی لالایی ها به گوناگونی لالایی برمی خوریم.لالایی های سیاسی: مثل سرودواره هایی در وصف میرزا کوچک خان که هنوز هم در منطقه گیلان زمین بر زبان مادران جاریست.لالایی های مذهبی: که جنبه نوحه سرایی دارد در حقیقت نوحه هایی برای نواده های امامان و معصومین بود که تمامی فرزندان خانواده های ایرانی آن را شنیده اند. بحث لالایی و به تعریفی دیگر ادبیات زنانه که در کنار گاهواره ها شکل گرفته بسیار شیرین است خلاصه آن که ارتباط با کودکان از همان لحظات آغازین حیات شکل می گیرد. نتیجه این که وجه تسمیه آوازهای گاهواره به لالایی برای بیان حالت موسیقایی آن بوده، یعنی اشعاری که با لحن و آواز همراه است.
اتل متل توتوله، گاو حسن چه جوره؟ ... در این شعر جاودانه که نسل های متمادی را محفوظ کرده است فقط عناصر شکلی: وزن، قافیه، آهنگ، شبیه، استعاره، مجاز و ... آن سرشار از جذابیت است که به حکم قدیمتر بودن همچنان بر روان بچه ها تأثیر می گذارد.
شایسته است برای تقویت زبان مادری کودکان شعر و قصه با استفاده از زبان شنیداری و گفتاری ، سروده و گفته شود تا موجب غنی تر شدن زبان مادری کودک باشد. به خاطر داشته باشیم که در زبان آموزی هم به طور طبیعی از شکل شاعرانه بهره گرفته می شود ، همچنانکه اولین کلماتی که بچه ها فرا می گیرند از دو هجای همانند تشکیل می یابد. بابا، ماما، لولو، جوجو و ... پر واضح است که هریک از این واژه ها در حقیقت کوتاه ترین صورت بیتی از شعر را دارند، بیتی که مصراع آن یک هجا بیشتر نیست و در بسیاری مواقع نیز کودکان به حکم غریزه هجای معنی دار می گویند. طفل بی تجربه ای که به بخاری داغ دست می زند و می سوزد ، به حکم غریزه دو هجای معنی دار اوف اوف را بیان می کند . به تعریف هجای معنی دار را غریزه به او می آموزد.
این روند در دوران کودکی استمرار می یابد و دم به دم در جستجوی بهانه ای برای به نمایش در آوردن خویش است.دکتر سرامی شعر را تنفس روان کودک و نفس کشیدن ناخودآگاه کودک معرفی می کند و معتقد است که کودک در همه اکنون های خود به آن زنده است. الکساندر پوشکین نیز گفته بوده شعر گناه کودکی است ، یعنی روحیه هنری ، گوهری است و اگر قرار باشد کسی شاعر از کار در بیاید در همان کودکی شاعر بودن او آشکار است. در بررسی های عمیق دوران کودکی از آغاز تولد درمی یابیم که همه شاعر به دنیا می آیند ولی اندک اندک عایق های زندگانی واقعی، انبوهی از آنان را مجبور به وداع با سرشت آفرینشگر خود می کند؛ اما بعضاً شماری از آنها دست از سرشت شاعرانه خود بر نمی دارند و همچنان شاعر می مانند. این گروه در خانواده ای پرورش می یابند که والدین درک عمیقی از عالم کودکی دارند و پیوسته با کودکان خود کودکی می کنند و شادی و نشاط درخانه ایجاد می کنند و با خواندن شعرها و متـل ها و لالایی ها و ... لذت کودکان را از شعر دو چندان می کنند. مولانا که سرتاسر زندگانی را به ادبیات مانند کرده است کودکی را شعر و بزرگسالی را نثر این ادبیات خوانده است.
ذهن زلال کودکان را مجموعه ای از معانی بی آنکه منسجم باشند به خود مشغول می کند اتل متل توتوله، گاو حسن چه جوره؟ و ... که برای حذف تدریجی یاران بازی و یاآنی ، مانی، گفتانی، کی، یای، برفتان و ... مجموعه ای از واژه ها است که در عین بی معنایی از نوعی معنای مبهم بر خوردار است. با این که صدها بار آن مجموعه واژگان را به کار برده ایم همچنان در درک معانی آن عاجزیم ، همچنان که سریال عروسکی زی زی گولو آسی پاسی... که توجه بچه ها را جلب کرد بی شک ضرب آهنگین واژه ها آن را برای بچه ها جذاب کرده بود. قافیه پردازی های کودکانه معمولاً با واژگان غیرمؤدبانه به لحاظ ضرب آهنگشان برای بچه ها- حتی بزرگسالان- دلنشین می آید. دستمال من زیر درخت آلبالو گم شده. خبرداری؟ بی خبری؟ پس تو ... والدین باید آگاه باشند که ادبیات فولکوریک فارسی که به زبان گفتاری است کمک شایانی به زبانی نوشتاری کودکان می کند و شایسته است که والدین در جهت کمک به آموزش زبان نوشتاری کودکان از ادبیات فولکوریک استفاده کنند. بگو "طشت"، بشین برو رشت! بگو "آفتابه"، ماشین دودی راه افتاده! بگو "دوچرخه"، سیل بابات می چرخه! ... و برای کودکان لالایی ها، متل ها، بازی آواها و شعرهای دلنشین بخوانید تا دارای ذهن روشن و زلال شده و استعدادهای نهفته آنان شکوفا شود.
هرگز بدون لالایی مادرانشان به خواب نمی رفتند. پاهای پر توان مادران گهواره آرام بخش آنان بود و از آنجایی که در بسیاری از خانواده ها اختصاص اتاقی برای کودک مقدور نبود و حتی بسیاری از کودکان از تشریفات سیسمونی و غیره ... نیز بی بهره بوده اند، مادران به زمین می نشسته و دو پای خود را روی زمین دارز می کردند و گهواره ای برای ایجاد آرامش قبل ازخواب کودک درست می کردند.
از پشت کوه، خورشید فردا دمد دوباره بازی کنیم امشب با تیله ستاره |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه ششم آذر 1387ساعت 14:42 توسط |
|
|
بـرخـی تـصورات غـلــط در بدو آشنایی و شكل گیری رابطه می تـواند منجر به شكست و ناكامی گردد از جـمـله آنـهـا می توان به موارد زیر اشاره كرد: 1- شمـا تـصـور می كنـیـد تنها به صرف آنكه شریك خود را دوست دارید می توانیـد وی را به دلخواه خودتان تغییر دهید.
2- شما تصور می كنید خواسته و امیال شما همان خواسته و امیال شریك جدیدتان میباشد.
3- شما تصور می كـنـیـد عشـق و رابــــطه جاودانه است: مادامی كه من عاشـق شریك زندگی خود باشم و انـرژی، پول و وقت خود را برای وی مصروف دارم، او نیز همیشـه دركنار من خواهد ماند.
4- شما تصور می كنید همواره شریك زندگیتان می باید در دسترس و فریاد رس شما باشد. حتی اگر شما در بدترین شرایط و سطح در زندگی باشید. چون فداكاریهای بسیاری در حق وی روا داشته اید.
5- شما تصور می كنید شریك زندگی شما مسئول شادی، خوشبختی و آرامش در زندگی شما میباشد.
تمام تصورات فوق اشتباه می باشد. اكنون به نكات زیر برای هر چه موفقیت آمیز گشتن رابطه جدیدتان به دقت توجه كنید: 1- شما قادر به تغییر دادن فرد دیگری نمی باشید. شما تنها قادرید خودتان را تغییر دهید كه چگونه با تحولات پیرامون خود كنار بیایید. آیا شما می خواهید كه شریك شما همان شخصیت و ماهیت اصیل خود را حفظ كند و یا آنكه كسی باشد كه خود مایل به آن نیست؟
2- عشق و رابطه عبارت است از: برآورده ساختن دو جانبه نیازها. ممكن است در مواقعی شریك شما در شرایط روحی نامساعد قرار گیرد و تمایلی نداشته باشد كه شما در كنار او باشید و به تنهایی نیاز داشته باشد. این واقعیت را بپذیرید. عشق تبادل انرژی میان دو انسان است. شما تنها قادرید خودتان را تغییر دهید كه چگونه با تحولات پیرامون خود كنار بیایید. و نباید انتظار تغییر همسرتان را به دلخواه خود بدانید.
4- شادی و خوشبختی یك حالت ذهنی می باشد كه ما مختار به انتخاب آن می باشیم. تمام شادیها و رنجها و اندوهها توسط خود شما خلق می گردند و از خارج شما و یا توسط دیگران سرچشمه نمی گیرند. بنابراین شریك خود را مسئول خوشبخت ساختن خودتان ندانید. خلاصه شما نباید برای برآورده سازی نیازهای احساسی خود به شریك خود وابسته باشید. تنها این شما هستید كه مسئول احساسات خود و خلق لحظات مثبت و شیرین در زندگی خود می باشید.
5- منتظر شریك زندگی ایده آل برای آغاز یك رابطه نباشید. و یا آنكه از شریك خود انتظار كامل بودن نداشته باشید. ممكن است روزی شریك شما دست به عملی زده و یا حرفی بزند كه سبب رنجش، خشم و نا امیدی در شما گردد. اما بدانید كه هیچكس كامل نیست حتی شما. بنابراین منصفانه جایز الخطا بودن انسانها را بپذیرید. شما نباید برای برآورده سازی نیازهای احساسی خود به شریك خود وابسته باشید |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه ششم آذر 1387ساعت 14:39 توسط |
|
|
جوش شیرین از خواص جوش شیرین غافل نباشید. جوش شیرین هم مصرف خوراکی و دارویی دارد و هم ضدعفونی کننده است. 1 - می توانید از آن در تهیه بیسکویت و کیک استفاده کنید. 2 - برای براق کردن جواهرات به کار می رود. 3 - درد ناشی از نیش زنبور را تسکین می دهد. 4 - برای نظافت یخچال و لکه گیری اجاق گاز به کار می رود.
حباب چراغ ها را ماهی یک بار بشویید. برای انجام این کار، ابتدا چراغ را از سرپیچ باز کنید و با پارچه آغشته به کف و صابون گرم پاک کنید و خوب خشک نمایید.
لگه گیری مبلمان چوبی برای برطرف کردن زَدگی رنگ مبلمان چوبی بهتر است مقداری رنگ مخصوص چوب از فروشگاه های رنگ آمیزی مبل تهیه کنید و در محل زدگی بمالید.
برای این منظور یا از جاروبرقی استفاده کنید یا تکه ای پارچه یا جوراب را سر ِ چوبی ببندید و تارها را تمیز کنید.
برای تمیز کردن وسایل سفید آشپزخانه روی آنها را ابتدا با پارچه ای خیس، نم دار کنید. بعد پودر زمین شوی را روی آن بریزید و چند دقیقه صبر کنید و اسکاچ بکشید. اگر باز هم پاک نشد روی آن را مایع سفید کننده بریزید.
برای دفع املاح رسوب کرده در کتری، کتری را با مقدار مساوی آب و سرکه پُر کنید و بگذارید جوش بیاید. سپس اجاق گاز را خاموش کنید و بگذارید کتری تمام شب به همان حال بماند. کتری تمیز خواهد شد.
تلفن خود را با الکل یا ادکلن خوشبو پاک کنید تا مثل روز اولش نو بشود.
اگر می خواهید کاغذ دیواری به آسانی از دیوار جدا شود به این ترتیب عمل کنید. آب داغ و سرکه را به میزان مساوی با یکدیگر مخلوط کنید و با اسفنج روی کاغذ دیواری ها بکشید. آن قدر این کار را انجام دهید تا کاغذ دیواری ها خودشان کنده شوند.
اگر پنجره منزل شما (از نوع لولا دار) سفت شده و باز نمی شود، هیچگاه مستقیماً به چهارچوب پنجره ضربه نزنید، بلکه یک قطعه تخته صاف روی قابی که لولا دارد بگذارید، با یک چکش روی این قطعه ضربه بزنید تا پنجره آزاد شود. این کار از آسیب دیدن رنگ پنجره جلوگیری خواهد کرد.
برای از بین بردن بوی رنگ، موقع رنگ آمیزی اتاق، به هر لیتر رنگ، دو قاشق عصاره یا اسانس وانیل اضافه کنید. در غیر این صورت در یک ظرف آب سرد که در وسط اتاق گذاشته اید، مقداری پیاز خرد شده بریزید.
برای این که گود افتادگی فرش در اثر فشار وسائل سنگین به حالت اولیه خود برگردد، کمی آب توی گودال ها بریزید وبگذارید 3- 4 ساعت بماند. بعد روی آن برس بکشید.
فرش درخشان برای درخشندگی فرش مقداری نشاسته ذرت روی آن بپاشید و بعد از یک ساعت با جاروبرقی جارو کنید.
صندلی ها و وسایل چرمی را با مخلوطی از سفیده تخم مرغ که خوب زده اید و کف کرده و چند قطره سرکه، تمیز کنید.
برای گردگیری پارچه متقالی را در دیگ آبی که مقداری خیلی کم موم یا وازلین در آن ریخته اید بگذارید و حرارت دهید. مایع که به جوش آمد پارچه را از آب در آورید به پارچه ی چربی تبدیل می شود که برای گردگیری خوبست. برای پاک کردن شیشه ها پارچه بدون پرز را با آب و صابون آغشته کنید و از راست به چپ و از بالا به پایین روی شیشه بکشید و با دستمال دیگری خشک کنید.
ماشین لباسشویی برای طولانی تر شدن عمر لباسشویی ماهی یکی دوبار روی قسمت های استیل و لاستیکی آن وازلین بمالید و با پارچه نرم و لطیفی آن را مالش دهید.
برای از بین رفتن محل سوختگی (خفیف) پارچه با اتو، لکه زرد را خیس خیس کنید و با پارچه زبری مثل کیسه حمام روی آن بکشید یا پنبه آغشته به آب اکسیژنه روی آن بمالید یا پیاز را نصف کنید و روی آن بمالید تا برطرف شود.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه ششم آذر 1387ساعت 14:38 توسط |
|
|
شتابزدگی و خصومت ورزی خطر ابتلاء به بیماری فشارخون را در سنین بالاتر افزایش می دهد. صبر و حوصله نه تنها مزیت و حسن است، بلکه برای قلب نیز مفید است. یک مطالعه جدید نشان داده است، افرادی که در اوائل بزرگسالی هستند اگر بی صبر و پرخاشجو باشند وقتی پا به سن می گذارند بیشتر مستعد ابتلاء به فشارخون بالا خواهند بود. محققان می گویند یافته های اخیر نشان داده است، ویژگی های فردی در افرادی با شخصیت معروف به «تیپ» A یا «ماکیاولی» ممکن است مسوول افزایش خطر ابتلاء به فشار خون بالا و بیماری های قلبی، در ابتدا و اواسط بزرگسالی باشند. مطالعات قبلی که سعی داشت تا ارتباط میان ویژگی های فردی شخصیت نوع A با بیماری های قلبی را مشخص کند نتایج متناقضی را ارائه داده بود اما محققان معتقدند که ممکن است نتایج متناقض، به دلیل گستردگی ابعاد فردی، در این نوع شخصیت باشد. محققان می گویند این اولین مطالعه ای است که تاثیر درازمدت سه ویژگی اصلی شخصیت نوعA بر خطر ابتلاء به فشارخون بالا را مورد بررسی قرار می دهد. این سه ویژگی عبارتند از: ۱-بی صبری یا شتابزدگی و ناآرامی ۲ - رقابت طلبی 3-خصومت ورزی. بیش از ۴۳ میلیون آمریکایی بزرگسال از فشارخون بالا رنج می برند. فشارخون بالا با داشتن فشارخون سیستولیک (حد بالای فشار خون) برابر یا بیشتر از ۱۴۰میلی متر جیوه و فشارخون دیاستولیک (حد پایین فشار خون) برابر یا بیشتر از ۹۰ میلی متر جیوه مشخص می شود. این مطالعه که در مجله انجمن پزشکی آمریکا به چاپ رسیده است، یک گروه ۳ هزارنفری در سنین بین ۱۸تا ۳۰ سال را به مدت ۱۵ سال زیر نظر گرفته است تا بسنجد که ویژگی های مذکور در افرادی با شخصیت نوع A تا چه اندازه با خطر افزایش فشارخون در درازمدت ارتباط دارد. طی این آزمایش مشخص شد، بیشتر افرادی که در آزمون های بی صبری و خصومت ورزی در اوائل بزرگسالی امتیاز آورده بودند، بعدها بدون توجه به عوامل خطرساز دیگری که درابتلاء به فشارخون دخیل هستند مستعد ابتلاء به فشارخون بالا هستند. عواملی که در ابتلاء به فشارخون بالا دخیل هستند عبارتند از: سن، جنس، نژاد، تحصیلات، شاخص توده بدن(Bml) یا وزن به کیلوگرم تقسیم بر مجذور قد به متر و سطح فعالیت های فیزیکی. این مطالعه، ارتباط معنی داری را نیز میان رقابت پذیری و افزایش فشارخون در میان مردان سفیدپوست نشان داده است. اگرچه طی سی سال گذشته مطالعات گوناگون شواهد علمی معتبری را در خصوص تاثیرات استرس و دیگر فاکتورهای روان شناختی ارائه کرده اند، با این همه برای درک این مطلب که چگونه عواملی مانند نگرش های فردی تاثیرات زیان باری بر روی قلب دارد، تحقیقات بیشتری مورد نیاز است. پیش از این، رویکردهایی که به درمان های دارویی و رفتاری توجه دارند، این عوامل روانی- اجتماعی خطرساز را مورد هدف قرار داده اند و نیز امیدهای فراوانی را در جهت کاهش بیماری ها و تامین سلامت افراد ارائه کرده اند.
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سوم آذر 1387ساعت 15:18 توسط |
|
اگر می خواهید در محل کار همه به شما احترام بگذارند و عقاید و ایده هایتان را بپذیرند، باید اطمینان حاصل کنید که اطرافیانتان شما را جدی تلقی می کنند. افراد بادمجان دور قاب چین و بله قربان گو خیلی زود چهره ی واقعیشان هویدا میشود. آنچه از بله قربان گویی نصیب شما می شود، کوتاه مدت، ناپایدار و توخالی است. اگر با چیزی مخالفت دارید، باید افکار و دیدگاه هایتان را بدون ترس از چیزی ابراز کنید. اما به خاطر داشته باشید، استدلالات خود را سنجیده و منطقی بیان کنید و همیشه به عقاید و دیدگاه های دیگران احترام بگذارید. 2. خوب صحبت کنید بله، بعضی رئیس ها دستشان رو شده است، اما هنوز مورد احترام هستند. این به خاطر این است که شخصیتی منحصر به فرد دارند و می توانند از زیر آن شانه خالی کنند—فکر نکنید شما هم می توانید! برای صحبت کردن همیشه از زبانی مودبانه استفاده کنید. بدون هیچگونه از این شاخه به آن شاخه پریدن صحبتتان را رک و راست بزنید. اما توجه داشته باشید که نباید به هیچ وجه وسط صحبت دیگران بپرید و نیازی نیست که همهی افکارتان را بر زبان بیاورید. به جای این به حرف ها و عقاید دیگران گوش کنید و نظریات آنها را در نظر گیرید. لازم نیست سریعاً به پاسخ های دیگران جواب بدهید، قبل از حرف زدن حتماً تک تک کلماتتان را بررسی کنید و بعد به زبان آورید. 3. وقت شناس باشید اگر همیشه همه را منتظر خود نگاه دارید، کم کم احترامتان را از دست خواهید داد. از این گذشته چطور وقتی حتی نمی توانند به سر قرار آمدن شما اطمینان کنند، برای پروژه های بزرگ رویتان حساب کنند؟ با احترام گذاشتن به برنامه ها و وقت دیگران باعث خواهید شد که آنها نیز به شما احترام بگذارند. 4. تکالیفتان را انجام دهید ندانستن یکی از غیر قابل قبول ترین کلمات در دنیای حرفه ای است. اگر ندانید درمورد چه چیزی صحبت میکنید، مطمئناً جدی گرفته نمی شوید. اگر می خواهید روی ایده ها و نظراتتان حساب کنند، باید سعی کنید از همه بااطلاع تر باشید. هیچگاه دست از یاددگیری برندارید و در این زمینه از همه سبقت بگیرید. برای سخنرانی هایتان خودتان را از قبل آماده کنید و قبل از اینکه عقیده و ایده ای از خود بروز دهید، حتماً درمورد آن اطلاعات جامع کسب کنید. 5. سفیری لایق باشید اگر از طرف شرکت جایی فرستاده می شوید، در واقع سفیر شرکت شده اید. کدام سفیر اطلاعات محرمانه ی کشورش را برای کشور جدید بازگو می کند؟ اگر می خواهید شرکتتان همیشه بهترین به نظر برسد، شما هم باید بهترین به نظر برسید. درمورد کارفرمای خود با تحسین و غرور صحبت کنید. 6. نتیجه نشان دهید سخنگویان بزرگ در اول سخنرانی تاثیر می گذارند، اما این تاثیر مثبت را فقط تازمانی می توانند نگاه دارند که سخنرانیشان نیز جالب توجه باشد.اگر به توانایی هایتان ایمان دارید، پس نترسید و روی آنها کار کنید. گفته های خود را با عمل همراه کنید. هرچه می توانید کمتر قول دهید و سعی کنید بیشتر عمل کنید. افرادی که بالاتر از گفته هایشان عمل می کنند همیشه مورد احترام و تحسین هستند. 7. لاف نزنید ممکن است کارهای زیادی انجام داده باشید، اما از خود تعریف نکنید. بگذارید سایرین ارزشهای شما را کشف کرده و تحسینتان کنند. اگر بواهید از خود و دستاوردهایتان تعریف کنید، فقط دشمنی سایرین را به خود جلب خواهید کرد. 8. خونسردی خود را حفظ کنید رهبران بزرگ افرادی هستند که در زمان های استرس و فشار زیاد، قادرند خونسردی خود را حفظ کنند. در این مواقع باید عزمتان را جزم کنید و به دنبال راه حل باشید. هر اتفاقی هم که بیفتد نباید عصبانی شده و کنترلتان را از دست بدهید. فقط خونسردیتان را حفظ کنید تا بتوانید اداره ی امور را در دست داشته باشید. 9. خوب لباس بپوشید از آنجا معمولاً افراد تا حد زیادی از روی ظاهر درمورد افراد قضاوت می کنند، کیفیت لباس های شما نقشی اساسی در قضاوت دیگران خواهد داشت. از سیستم لباس پوشیدن شرکتتان اطاعت کرده، اما آن را به بهترین نوع تن کنید. سعی کنید همیشه تمیز و منظم باشید. حتی اگر شرکتتان با پوشیدن شلوارک و سندل مخالفتی نمیکند، اما شما استاندارد بالاتر را انتخاب کنید. 10. مراقب نوشیدنتان باشید حتی در مهمانی های شرکت که برای رفاه و سرگرمی کارمندان برگزار می شود، از نوشیدن مشروبات الکلی خود داری کنید. 11. زندگی خصوصیتان را خصوصی نگاه دارید شما به شرکت آمده اید که کار کنید نه روانشناسی. اگر بخواهید زندگی خصوصیتان را برای همه افشا کنید، مطمئناً قادر نخواهید بود تصویری جدی از خودتان در ذهن آنها ایجاد کنید. تا می توانید سعی کنید درمورد موضوعات زیر در اداره با کسی گفتگو نکنید: مذهب همچنین اگر با کسی در شرکت زد و خورد دارید، دلیل نمی شود که در این رابطه با همه ی کارکنان شرکت گفتگو کنید. سعی کنید موضوع را به طور محرمانه با کارفرما یا خود شخص مطرح کنید. 12. شوخی بی اندازه نزنید تا می توانید سعی کنید از شوخی بی اندازه با همکاران خود خودداری کنید. علاقه ای که به نظر شما ممکن است خیلی معصومانه بیاید، از نظر دیگران اینطور نیست و تصویر ذهنی بدی از شما ایجاد خواهد کرد. از نظر دادن درمورد ظاهر همکارانتان هم خودداری کنید، چون ممکن است بعضی افراد خوششان نیاید.
جدی باشید تا جدی گرفته شوید با نکات این مقاله فهمیدید که چطور نکاتی بسیار ریز می تواند احترام بیشتری برای شما کسب کند. احترام بیشتر هم باعث خواهد شد دیگران شما را جدی تلقی کنند. احترام دیدن، در نتیجه ی احترام گذاشتن به دیگران و جدیت در کار به وجود می آید. جدی باشید تا دیگران جدیتان بگیرند!
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سوم آذر 1387ساعت 15:17 توسط |
|
|
ما برای خوشبخت شدن چشم به راه آینده ایم و در نتیجه هرگز خوشبخت نمی شویم، زندگی نمی کنیم بلکه به امید زندگی نشسته ایم.
این افراد بدون استثناء مأیوس می شوند جرا که خوشبختی یک عادت ذهنی است، یک برداشت ذهنی است. اگر آن را یاد نگیریم و همین حالا روی آن تمرین نکنیم هرگز تجربه اش را نخواهیم کرد. اگر قرار است خوشبخت شویم باید خوشبخت باشیم. همه روزه یادآوری خاطرات و اندیشه های خوب و دلچسب را تمرین کنید، چرا که این کار شما را در انجام کارهایتان کمک می کند. اگر کسی می خواهد حال بهتری داشته باشد باید احساسات لطیف و خیر خواهی و مثمر ثمر بودن را در اندیشه خود زنده کند. باید این کار را مثل ورزش صبحگاهی بطور مرتب انجام داد و مرتب به زمان این ورزش روانی بیافزائید. تصویر ذهنی و عادتهای انسان با هم ارتباط دارند. با تغییر یکی از آنها دیگری هم خود به خود تغییر می کند. وقتی آگاهانه عادت بهتری در خود ایجاد می کنیم تصویر ذهنی جدیدی جای عادات قدیمی را می گیرد و انگاره جدید را پرورش می دهد. جالب است بدانید که نود و پنج درصد رفتار، احساس و واکنش افراد عادتی است. نوازنده پیانو برای زدن مضرابها به تصمیم گیری نیازی ندارد. درست به همین شکل که هر وقت با موقعیت مشابهی روبرو شویم ، اندیشه و احساس و عمل مشابهی از ما سر می زند. اما نکته اینجاست که عادت اصلاح شدنی است و می توانیم آنرا بطور کلی تغییر دهیم. کافی است که تصمیم آگاهانه ای بگیریم و روی آن تمرین کنیم. نوازنده پیانو می تواند از روی اگاهی تصمیم بگیرد که مضراب متفاوتی را فشار دهد و آهنگ های جدیدی را بوجود آورد. بنابراین شما هم می توانید با تکرار رفتار مطلوب آن را در تصویر ذهنی خود ثبت نمایید.
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سوم آذر 1387ساعت 15:11 توسط |
|
|
اوتیسم اختلالی پیش رونده است که خیلی از افراد از بدو تولد گرفتار آن هستند و در واقع با آن به دنیا می آیند—این چیزی نیست که بتوانید از کسی بگیرید یا به کسی منتقل کنید. این مشکل روی مغر اثر گذاشته و برقراری ارتباط با دیگران را دشوار می کند. افرادیکه مبتلا به اوتیسم هستند، معمولاً دیر به حرف می افتند، ترجیح می دهند که بیشتر اوقات خود را به تنهایی سپری کنند، و علاقه کمتری به دوست و دوست یابی نشان می دهند. یکی دیگر از خصوصیات و ویژگی های افراد مبتلا به اوتیسم، "اُورلود حسی" است: صداها بلندتر، نورها روشن تر، و بوها قوی تر به نظر می رسند. گرچه بسیاری از افراد مبتلا به اوتیسم ممکن است دچار عقب ماندگی ذهنی هم باشند، و برخی کاملاً نرمال و برخی بسیار باهوش هستند.
البته همه افراد مبتلا به اوتیسم علائم و نشانه های یکسانی ندارند. برخی افراد دچار اوتیسم خفیف هستند درحالیکه سایرین به انواع شدیدتری از اوتیسم گرفتارند. از آنجا که این مشکل روی هر فرد متفاوت اثر می گذارد، به آن بیماری یا اختلال طیفی میگویند که در آن دو فرد مبتلا ممکن است به یک شکل رفتار نکنند و مهارت های یکسانی نداشته باشند. از بین هر 500 نفر یک نفر به اوتیسم مبتلا است و این اختلال در مردان چهار مرتبه بیش از زنان متداول است. گرچه پزشکان علت قطعی این مشکل را نمی دانند اما محققان باور دارند که اوتیسم به تفاوت های موجود در مواد شیمیایی مغز (انتقال دهنده های عصبی) مربوط می شود. این تفاوت ها ممکن است از طریق ژنتیک ما ایجاد شده باشد—خانواده هایی که یک فرزند مبتلا به اوتیسم دارند، بیشتر در خطر به دنیا آوردن فرزند دیگری مبتلا به همین مشکل یا مشکلی مشابه هستند. تحقیقات نشان می دهد که احتمالاً ترکیبی از ژن هاست که این اختلال را پدید می آورد، نه یک ژن خاص به تنهایی. گاهی اوقات ممکن است درمورد انواع دیگری از بیماری ها و مشکلات پیش رونده بشنوید که به همین ترتیب اوتیسم از آنها یاد می شود، مثل سندرم آسپرگر، سندرم رِت، و از این قبیل. این اختلالات، به همراه اوتیسم، جزء اختلالات پیش رونده فراگیر به حساب می آیند. همه افرادیکه یکی از این مشکلات در آنها تشخیص داده شود، در مهارت ها و ارتباطات اجتماعی خود دچار مشکل هستند. پزشکان چه می کنند؟ اوتیسم معمولاً در سنین بسیار پایین تشخیص داده می شود، وقتی کودک 2 تا 4 ساله است. هیچگونه آزمایش پزشکی برای تعیین اینکه فردی مبتلا به این اختلال هست یا نه وجود ندارد، گرچه پزشکان ممکن است آزمایشات و تست های مختلفی را برای تشخیص سایر علت های علائم موجود در کودک امتحان کنند. بهترین راه برای تشخیص و شناسایی اوتیسم مشاهده رفتارها و ارتباطات کودک است. والدین میتوانند نحوه رفتار و عملکرد های کودک خود را در خانه با پزشک در میان بگذارند و به این طریق به تشخیص مشکل فرزندشان کمک کنند. آنگاه گروهی از متخصصین—که ممکن است شامل یک روانشناس، متخصص اعصاب، روانپزشک، متخصص گفتار درمانی و پزشک متخصص رشد کودکان شود—کودک را ارزیابی کرده و سطح پیشرفت و رشد و رفتار او را با کودکان دیگر هم سن او مقایسه می کنند. و به اتفاق هم تصمیم می گیرند که کودک مبتلا به اوتیسم است یا مشکلی دیگر. اوتیسم چگونه درمان می شود؟ اوتیسم با جراحی و دارو درمان نمی شود (گرچه برخی از افراد مبتلا به آن برای بهتر کردن برخی علائم این بیماری مثل خشونت رفتار و مشکلات تمرکزی، در خود از دارو استفاده می کنند). در عوض، به افرادیکه به اوتیسم مبتلا هستند مهارت هایی آموزش داده می شود که به آنها کمک میکنند کارهایی که برایشان دشوار بوده را انجام دهند. بهترین نتایج در کودکانی دیده می شود که از سن خیلی پایین درمان را شروع می کنند یعنی بلافاصله پس از تشخیص. برنامه های آموزشی خاص که برحس نیازهای فردی کودکان تعیین می شود معمولاً بهترین روش درمان است. این برنامه ها با آموزش نحوه برقراری ارتباط به کودک، روی شکستن سد ها و موانع ارتباطی کار می کنند (گاهی اوقات با استفاده از تصاویر یا زبان اشاره). مهارت های ابتدایی زندگی، مثل نحوه عبور از خیابان یا آدرس پرسیدن نیز در این برنامه ها مورد توجه است. یک برنامه درمانی نیز ممکن است مورد استفاده قرار گیرد مثل: گفتار درمانی، تن درمانی، موسیقی درمانی، تغییر در رژیم غذایی، دارو، کار درمانی و شنوایی یا بینایی درمانی. همان متخصصین که به تشخیص بیماری در کودک کمک کردند، معمولاض به اتفاق هم بهترین مجموعه درمانها را به علاوه برنامه آموزشی برای کودک در نظر می گیرند. این افراد در زمان نوجوانی ممکن است بتوانند در کلاسهای عادی شرکت می کنند، اما ممکن هم هست که به خاطر مشکلات رفتار مداوم نیاز به کلاس ها و مدارس خاص در دوران دبیرستان داشته باشند. نوجوانان مبتلا به اوتیسم چه ویژگی هایی دارند؟ نوجوانان مبتلا به اوتیسم، چون مغزشان به شکل متفاوتی اطلاعات را پردازش میکند، ممکن است مثل مردم عادی رفتار نکنند. ممکن است در حرف زدن دچار مشکل باشند و گاهاً به جای کلمت با اشاره ارتباط برقرار کنند. بعضی ازاین افراد زمان بسیار زیادی را در تنهایی سپری می کنند، به راحتی با کسی دوست نمی شوند و نمی توانند به نشانه های اجتماعی افراد مثل لبخند زدن یا نگاه کردن به آنها واکنش دهند. معمولاً حین حرف زدن نمی توانند با کسی ارتباط چشمی برقرار کنند. شرکت در بازی ها و فعالیت های اجتماعی برای آنها بسیار دشوار است. اگر به محرک های حسی حساسیت داشته باشند، اگر در آغوش گرفته شوند ممکن است پس بزنند و یا اگر صدای ناگهانی بشنوند حتی اگر خیلی بلند هم نباشد، ممکن است سریع وحشت زده شوند و از جا بپرند. بعضی نوجوانان مبتلا به اوتیسم منفعل، تاثیرپذیر و غیرفعال هستند، درحالیکه دسته ای از آنها فوق اکتیو و بسیار فعال هستند و اگر خسته شوند ممکن است بسیار خشن و کج خلق شوند. باید دقت کنید که این بخشی از این اختلال است. بسیاری از نوجوانان مبتلا به اوتیسم دچار مشکلات یادگیری هستند و محدودیت ذهنی دارند. از آنجا که قدرت ابراز احساساتی مثل عصبانیت و خستگی را به طرقی قابل قبول تر ندارند، نوجوانان مبتلا به اوتیسم احساسات خود را به روش هایی نادرست ابراز می کنند. بسیاری از آنها قدرت و قابلیت سازگاری با تغییر را ندارند و اگر برنامه روزانه شان دچار تغییر شود، بسیار مضطرب می شوند. در موارد شدیدتر، نوجوان ممکن است روی اشیاء یا ایده های مختلف متمرکز شود و حرکت های تکراری مثل تکان خوردن یا دست زدن انجام دهد. یکی از تصورات غلط متداول این است که افراد مبتلا به اوتیسم احساسات را درک نمیکنند یا نشان نمی دهند. این افراد گرچه می توانند احساسات را درک کنند، اما نمی توانند مثل مردم عادی آن را ابراز کنند. به همین دلیل افراد خارجی ممکن است تصور کنند که آنها بی احساس یا سرد هستند. زندگی کردن با اوتیسم یکی از دشوارترین قسمت های کنار آمدن با اوتیسم این است که مجبور هستید هر روز با افراد مختلف ارتباط برقرار کنید. از آنجا که مغز نوجوانان مبتلا به اوتیسم کمی متفاوت عمل می کند، یاد گرفتن برقراری ارتباط با دیگران ممکن است مثل یاد گرفتن یک زبان خارجی باشد. این باعث می شود که ارتباط برقرار کردن با دیگران برای این افراد دشوار باشد یا حتی دیگران به سختی منظور آنها را متوجه شوند، به همین خاطر حرف زدن با یکی از همکلاسی ها به کاری بسیار دشوار، استرس زا و خسته کننده برای این افراد تبدیل می شود. پس اگر کسی را می شناسید که به اوتیسم مبتلاست، موقع حرف زدن با او دقت و صبر بیشتری به خرج دهید. انتظار نداشته باشید که این افراد مثل شما به همه چیز نگاه کنند. همچنین باید بفهمید که برخی رفتارها که به نظر شما بی ادبانه می آید (مثلاً قطع کردن حرف کسی) از یک ادراک دیگر از جهان ناشی می شود: برای افرادیکه نمی توانند اشاره ها و علائم اجتماعی را درک کنند و وقفه های طبیعی بین کلام را تشخیص دهند سخت است که بفهمند نباید بین حرف کسی بپرند. هره شما بیشتر او را درک کنید و حمایتش کنید، زمانی که با هم می گذرانید لذت بخش تر خواهد بود. باوجود همه مشکلات و موانع هر روزه، بسیاری از افراد مبتلا به اوتیسم زندگی هایی بسیار شاد و موفقی را می گذرانند، چه به تنهایی و چه به کمک دوستان و خانواده. اکثر نوجوانان مبتلا به اوتیسم مدرسه را دوست دارند و خیلی از آنها می توانند در مدارس و کلاسهای عادی شرکت کنند. آنها ذوق و سلیقه های خاص خود را دارند و از فعالیت های مختلف مثل همه مردم عادی لذت می برند. خیلی از افراد مبتلا به اوتیسم موفق می شوند به دانشگاه بروند، ازدواج کنند، و شغل و حرفه های موفقی داشته باشند |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سوم آذر 1387ساعت 15:11 توسط |
|
|
توجه مدیران را به این 45 نکته جلب می کنم:
1. اجرا بزرگترین مسالهء مطرح نشده در مدیریت امروز است و نبود آن بزرگترین مانع موفقیت و بیشتر ناکامیهایی است که به اشتباه به گردن علل دیگر گذاشته میشود. 2. شرکتهایی که برای کارهای درست وقف شدهاند و برای مسوولیتهای اجتماعی خود تعهدنامهای دارند که براساس آن کار کنند سودآورتر از آنهایی هستند که این کارها را نمیکنند. 3. به جای پرداختن به برنامهء استراتژیک, به تفکر و ایدههای استراتژیک روی آورید. 4. در بازاریابی نوین (بازاردانی) به جای داشتن سبد محصولات باید به داشتن سبد مشتریان توجه داشت. 5. رمز برد و پیروزی روشن است: «بکوشیم تا در یک زمینه دوبار بازنده نشویم.» 6. انسان در بازی گاهی میبرد و گاهی چیز یاد میگیرد. 7. هنر بازاریابی امروز< ,فروش یخچای به اسکیمو نیست,> بلکه اسکیمو را به عنوان یک مشتری خشنود همواره در کنار داشتن است. 8. مشتریان زبان گویایی دارند, اگر بیواسطه با آنها در ارتباط بوده و گوشی شنوا داشته باشیم میتوان از ایشان چیزهای زیادی یاد گرفت. 9. مسیر ناهموار تحوی باید بهکوشش خود مدیر پیموده شود, زیرا تحوی چیزی نیست که مدیر فرمان دهد و دیگران اجرا کنند. 10. به جای شغل, در پی مشتری باشید, اگر انسان بتواند محصولی عرضه کند که خواهان داشته باشد, از بیکاری نجاتیافته است. 11. دنیا را دوگونه میتوان تغییر داد: <با قلم (کاربست اندیشه) و با شمشیر (کاربست زور) 12. میتوان مدیر مردم نبود ولی آنان را دوست داشت,اما بدون عشق به مردم نمیتوان آنها را مدیریت کرد. 13. مدیریت یعنی هنر جلب پیروی داوطلبانهء دیگران. 14. موفقیت اغلب باعث غرور شده و غرور باعث شکست میشود. 15. برای پیروزی ابلیس, کافی است آدمهای خوب دست روی دست بگذارند. 16. هزینهء به دست آوردن یک مشتری تازه, حداقل پنج برابر هزینهء خشنود نگهداشتن مشتریان کنونی است. 17. هر کس میتواند سررشتهء کار خویش را به دست گرفته و آن را به مسیر دلخواه ببرد. 18. مدیریت هنر گوش دادن به دیگران است. چنانچه به سخنان کسی خوب گوش فراندهید, نمیتوانید درون او را بشناسید. 19. توان یادگیری و به کار بستن با شتاب آموختهها, بزرگترین امتیاز رقابتی را در اختیار سازمان میگذارد. 20. اولین روش برآورد هوش یک فرمانروا این است که به آنهایی که در اطرافش گرد آمدهاند بنگریم. 21. اگر بتوانید همهء کارکنان یک سازمان را به سوی یک هدف مشترک بسیج کنید, در هر رشته و در هر بازار و در برابر هر رقیبی, در هر زمانی موفق خواهید شد. 22. بیشتر انسانها ترجیح میدهند بمیرند اما فکر نکنند, خیلیها هم فکر کردن را بر مرگ ترجیح میدهند. 23. مدیر عامل آگاه کسی است که به جای رویینتن شدن, به همکاران خود اعتماد کند. 24. تمایز یک محصوی باید در راستای ذهنیت مصرفکننده صورت گیرد, نه مخالف آن. 25. در طوی تاریخ بیشتر کامیابی در دستیابی به منابع طبیعی مانند زمین, طلا و نفت بوده است, اما اکنون ناگهان ورق برگشته و دانش به جای آن نشسته است. 26. در بیشتر موارد, کشورهای فقیر از نظر داراییها ثروتمند اما از نظر سرمایه فقیرند, دارایی را نمیتوان تبدیل به سرمایه کرد مگر آن که قانون حاکم باشد. 27. آنهایی که از جای خود میجنبند, گاهی میبازند و آنهایی که نمیجنبند, همیشه میبازند. 28. اگر همه چیز مهم باشد, پس بدان که هیچ چیز مهم نیست. 29. مدیران پیروزمند دنیای امروز, رمز پیروزی سازمان خود را بهرهمندی از انسانها فرهیخته میدانند. 30. حداکثر شادی و خشنودی انسانها زمانی به دست میآید که در شغل همراستا با شخصیت (هوشمندی) خود, به کار گمارده شوند. 31. نقش مدیر این است که به درون فرد نفوذ کند و هوشمندی بیهمتای او را کشف کند و به عملکرد تبدیل نماید. 32. مدیران برجسته نه تنها تفاوت کارکنان را میپذیرند, بلکه بر این تفاوتها سرمایهگذاری میکنند. شاگرد تنبل, احمق یا ضعیف وجود ندارد, 33. تنها چیزی که وجود دارد معلم خوب یا ضعیف است. 34. زندگی ارزشمندتر از آن است که تنها به امید فرارسیدن دوران بازنشستگی کار کنیم. 35. نه پیروزی پایدار است و نه شکست مرگآور. 36. به کارکنانتان بگویید هیچگاه اجازه ندهند قربانی واقع شوند; اما اگر چنین احساسی دارند بهتر است بروند جای دیگری کارکنند. 37. صدای کردار, از صدای گفتار بلندتر است. 38. هرگاه در بازی شطرنج در حای باختن هستم, به طور پیوسته از جای خود بلند شده و سعی میکنم صفحه را از پشت سر رقیبم نگاه کنم, آن گاه به حرکتهای احمقانهای که انجام دادهام پی میبرم. 39. دانستن کافی نیست, باید اقدام کرد. خواستن کافی نیست, باید کاری کرد. 40. اگر میخواهید دلیل خوب کار نکردن کارکنانتان را بدانید, کنار آینه بروید و دزدانه بدان نگاه کنید. 41. جلسهای که خوب اداره نشود, حاصلی جز اتلاف زمان ندارد. 42. بهترین راه پیشبینی آینده, ساختن آن است. 43. یک مشتری خشنود, رضایتش را به سه نفر میگوید, اما یک مشتری ناخشنود 20 نفر را باخبر میکند. 44. کسی را سرزنش نکنید, به جای بحث دربارهء اینکه چه کسی باعث وقفه در پیشرفت است, در مورد اینکه چه چیز مانع پیشرفت است بحث کنید. 45. زمانی دست از کار بکشید که کار شما انجام شده باشد, نه آنگاه که خسته شدهاید |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سوم آذر 1387ساعت 15:9 توسط |
|
|
استرس یک بخش طبیعی از زندگی همه افراد بشر است بر اساس تحقیقات علمی، وجود استرس سبب می شودکـه بدن واکنش نرمال از خود نشان دهد. زمانیکه انسانـهـابا وقایع فیـزیکی یـا احساسی متفـاوت روبرو می شوند که بــه عنوان مثال ممکن است برایشان تهدید آمـیـز بـــاشـد، واکنشی کـه بـــدن برای غلبه بر این موقعیت از خود نشان می دهد، به عنوان استرس شناخته می شود. با زندگی های پر مشـغله و پــر سرعــت امــــروزی، شـکی نیست که استرس یکی از مشکلات اساسی بشر است. راهکارهای کوچک اما کاربردی زیر را مطالعه کنید تا ببینـید چگونه می توانید بر استرس و تنش های روزمره خود غلبه کرده و زندگی آرامتری را برای خود ایجاد کنید. فکر کنید اگر بدون فکر اقدام به انجام کاری کنید، پس از اتمام کار متوجه می شوید که راههای بهتری هم برای انجام آن وجود داشته. اگر این توانایی را داشته باشید که موقعیت های دیگر و جوانب کار را به خوبی ببینید، با این کار می توانید مقدار زیادی از استرس خود را کاهش دهید. پژوهش ها حاکی از این امر هستند که شاد بودن و در نظر گرفتن جنبه های مثبت زندگی (به جای جنبه های منفی) نه تنها میزان استرس و اضطراب را کاهش می دهند، بلکه از شما انسان شادتر و سالم تری نیز می سازند. آگاه باشید بیشتر افراد نسبت به یک موقعیت استرس زا به سرعت واکنش می دهند، حتی قبل از اینکه از گزینه های مختلفی که پیش رویشان قرار دارد، اطلاع داشته باشند. بهتر است پیش از اینکه اجازه دهید استرس بر شما غلبه کند و کنترل تمام امور را به دست گیرد، اطلاعات کافی در زمینه مربوطه را بدست آورید. مسائل کاری جای خود را دارند بر کسی پوشیده نیست که زندگی شغلی و زندگی شخصی دو مقوله کاملاً جداگانه هستند و نباید آنها را با یکدیگر تلفیق نمود. اگر کسی تنش های کاری خود را به خانه بیاورد، تنها جایی که می توانسته از آن آرامش کسب کند را نیز پر از استرس می کند. باید یاد بگیرید که مسائل کاری را برای دفتر کارتان نگه دارید و مسائل خانوادگی در خانه حل کنید. لذت ببرید انتخاب یک سرگرمی، به راحتی می تواند میزان استرس شما را تا حد بسیار زیادی کاهش دهد. ورزش مورد علاقه خود را انتخاب کنید، در یک مسابقه ورزشی شرکت کنید، نواختن یک آلت موسیقی را آموزش ببینید، و یا اینکه به سادگی می توانید آهنگ مورد علاقه تان را زمزمه کرده و همینطور که در حال قدم زدن هستید اجازه دهید تنش ها و استرس ها از بدنتان دور شوند. زنگ تفریح بدهید اگر احساس می کنید تحت فشار بسیار زیادی قرار گرفته اید و تاب تحمل این همه استرس را ندارید، به خودتان استراحت بدهید، چشم هایتان را بر روی هم بگذارید و حداقل تا شماره 10 بشمارید. چند نفس عمیق بکشید، دست هایتان را از طرفین بکشید تا خون به خوبی جریان پیدا کند؛ سپس کار خود را ادامه دهید. سرعت را کم کنید افرادی که عجله دارند، بیش از کسانیکه به آرامی کارهایشان را انجام می دهند، دچار استرس می شوند. آرامتر راه بروید، و آرامتر صحبت کنید؛ با این کار کم طاقتی شما برطرف شده و میزان استرسی که احساس می کنید به شدت کاهش پیدا می کند. کنترل خود را حفظ کنید معمولاً به این دلیل استرس به ما دست می دهد که احساس می کنیم کنترل چیزی از دستمان خارج شده. سعی کنید کنترل محیطی که در آن هستید را حفظ کرده و به اندازه کافی به خودتان وقت بدهید تا استراحت کرده و به آرامش دست پیدا کنید. یک لیست از کارهایی که باید انجام دهید تهیه کرده و آنها را اولویت بندی کنید. فقط در صورتی می توانید کار بعدی را انجام دهید که کار قبلی به طور کامل به پایان رسیده باشد. به خود آموزش دهید به خودتان یاد بدهید که چگونه می توانید با شرایط و موقعیت های مختلف استرس زا مقابله کنید. تکنیک های مختلفی وجود دارند که با اتکا به آنها می توانید استرس را تا حد بسیار زیادی کاهش دهید که در این میان می توان به موارد زیر اشاره کرد: گوش دادن به موسیقی، پیاده روی، مدیتیشن، یوگا، و نرمش. همچنین می توانید یک مکان آرام و ساکت را پیدا کنید، بنشینید و افکار خود را مرور نمایید. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سوم آذر 1387ساعت 15:7 توسط |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیكار میتونم بكنم؟
گفتی:یا ایها الذین آمنوا اذكروا الله ذكرا كثیرا و سبحوه بكرة و اصیلا هو الذی یصلی علیكم و ملائكته لیخرجكم من الظلمت الی النور و كان بالمؤمنین رحیما .:: ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد كنید و صبح و شب تسبیحش كنید. او كسی هست كه خودش و فرشتههاش بر شما درود و رحمت میفرستن تا شما رو از تاریكیها به سوی روشنایی بیرون بیارن . خدا نسبت به مؤمنین مهربونه (احزاب/۴۱-۴۳) ::. |
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 |
|
RSS
|