تبليغاتX
تفکرنو

.:: ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد كنید و صبح و شب تسبیحش كنید. او كسی هست كه خودش و فرشته‌هاش بر شما درود و رحمت می‌فرستن تا شما رو از تاریكی‌ها به سوی روشنایی بیرون بیارن . خدا نسبت به مؤمنین مهربونه (احزاب/۴۱-۴۳) ::.

به تفکرنو خوش آمدید " تفکرنو
همسرتان را آنگونه که هست ، بپذیرید

 
او حیکی از مشکلات در زندگی مشترک این است که برخی افراد به اشتباه تصور میکنند که باید از هر آنچه مربوط به همسرشان است آگاه شوند و جایی برای استقلال هم وجود ندارد .

مشاوران خانواده معتقدند فقط به این دلیل که ازدواج کرده اید قرار نیست همه چیز در مورد همسرتان را بدانید .


تمام افکار ، گفتار و کردار همسرتان نباید برایتان گزارش شود گاهی اوقات در زندگی مشترک از یاد میبریم که ما دو نفر با دو شخصیت و فکر متفاوت هستیم که قرار است در کنار هم زندگی کنیم نه اینکه عینا مثل هم شویم ویژه گیهای منحصر بفرد خود را از دست ندهید زیرا همین موارد موجب جذابیتهای شما برا ی همسرتان شده است .


سعی کنید آنگونه که هستید رفتار کنید و از همسرتان نخواهید که تبدیل به فرد دیگری شود او را همان گونه که هست بپذیرید همسران حق دارند مواردی شخصی و خصوصی برای خود داشته باشند و در مواردی نیز به تنهایی تصمیم بگیرند به شرطی که تصمیمشان کل خانواده را متاثر نکند .

 

و اگر قرار باشد این حق از آنها گرفته شود احساس حضور و وجود از آنها گرفته خواهد شد و بتدریج احساس ناخوشایندی جایی حس زیبای خوشبختی را خواهد گرفت .


جنبه عاطفی ازدواج

از نظر یک زن همسر به معنی امنیت ، حمایت ، قدرت و فردی صمیمی برای در میان گذاشتن احساسات و افکار است .

به عقیده مشاوران خانواده از دید زن شوهر کسی است که با او میتوان هر آنچه را با دیگران حتی والدین و خواهر و برادر نمیتوان تقسیم کرد در میان گذاشت و به معنی واقعی کلمه شریک شد .

در عین حال شوهر کسی است که پدر فرزندان اوست پس نقش او در هماهنگ ساختن این نقشها بسیار است به عبارت دیگر اکثر این نقشها برای زن از نقطه نظر احساسی حائز اهمیت است .

اگر شوهر از این امر طبیعی آگاه نباشد و سعی نکند به همسرش اطمینان خاطر دهد که زندگی مشترکشان در اولویت است مشکلاتی برای زن ایجاد خواهد شد .


زن در افکار و روحیات خود دچار استرس و تنش شده و بتدریج به انواع بیماریهای جسمی و روحی هر چند خفیف دچار میشود .


وقتی او وابسته به شوهر باشد اما احساس راحتی و آرامش خاطر نکند از نظر امنیت بویژه امنیت مالی نیز احساس نا امنی خواهد کرد .


هر چقدر هم زن به والدین خواهر و برادر و دوستان و آشنایان نزدیک باشد وقتی احساس کند شوهرش از نظر روحی نزدیک به او نیست احساساتی از قبیل خشم ، تاسف و نارضایتی بر او مسلط شده و به روحیه مله میکنند

+ نوشته شده در  جمعه دوم اسفند 1387ساعت 6:43  توسط | 
 

چهارنکته برای جلوگیری از درگیری لفظی

 

1- فریب نخورید.

گاهی مواقع روش طرف مقابل شما این است که شما را وارد بازی خود کرده و به عصبانیت بکشاند، بیش از آن که وارد این بازی شوید بدانید که: اگر فریب بخورید بازنده خواهید بود و شخص مورد نظر به دلیل سهل انگاری شما پیروز می شود زیرا قربانی او اکنون به راحتی آماج حملات پرخاش جویانه اوست. حتی اگر بتوانید فوراً پاسخ او را بدهید ، او به نبرد خود ادامه می دهد. آگاهانه بحث کنید تا ناخواسته وارد بازی او نشوید. احساساتی عمل نکنید تا بدین طریق او را وادار کنید آن گونه که شما دوست دارید ، عمل کند.

آگاهانه بحث کنید تا ناخواسته وارد بازی او نشوید. احساساتی عمل نکنید تا بدین طریق او را وادار کنید آن گونه که شما دوست دارید ، عمل کند.

 

2- از گفتن کمله " تو" اجتناب کنید.

افرادی وقتی از دست یکدیگر عصبانی می شوند، به راحتی یکدیگر را "تو" خطاب می کنند. حملاتی که با "تو" شروع می شوند معمولا محکوم کننده هستند. "تو... هستی" ، "تو... کردی" ، "تو ... را گفتی" ، ... این ها سیگنال هایی هستند که طرف مقابل را متهم کرده و او را وادار به دفاع از خود می کنند، در نتیجه او موضع گیری کرده و مشت خود را برای دعوا گره می کند. به جای گفتن "تو" جملات را به سمت خودتان منعکس کنید، مثلا از کلمات "من" یا "ما" استفاده نمایید.

 

3- با طرف مقابل همدردی کنید.

وقتی کسی کاری انجام می دهد که منجر به عصبانیت شما می شود ، سعی کنید برای یک لحظه خودتان را به جای او بگذارید و جریان را از دید او ببینید. معمولاً وقتی کسی حتی به صورت غیرعمدی در حق ما اشتباهی مرتکب می شود ، ما آن را به خودمان می گیریم. زمانی به عنوان کارمند در یک شرکت استخدام شدم. به دلیل اشتباهات معمولی که مرتکب می شدم، رییس اداره مرتباً با من درگیر می شد. به هر حال باید اشتباه می کردم و درس می گرفتم. در یکی از بدترین مجادله های رییس با من، او جلوی همکاران بر سر من فریاد کشید. من به راحتی از او پرسیدم که آیا او هم در سال های ابتدایی آغاز به کار خود اشتباه کرده و چگونه مانع تکرار مجدد آن ها شده؟ این حرف من سریعاً لحن او را تغییر داد زیر تا آن لحظه او مرا از دید فردی با بیست سال تجربه کاری می دید. من کاری کردم که او این موقعیت را از دید من ببیند و به این طریق، دیدگاه او را نسبت به این موضوع تغییر دادم. بنابراین ابتدا سعی کنید با طرف مقابل همدردی کنید و ببینید آیا منصفانه قضاوت کرده اید یا نه. این کار را با دقت انجام دهید و سپس به موضوع فیصله دهید.

قاطعیت به این معنی است که هر دو طرف با رعایت ادب به یک نتیجه مشترک برسند ، طوری که هیچ کدام احساس نکنند که به زور جلوی عصبانیت خود را گرفته اند.

4- به جای پرخاشگری قاطع باشید.

البته خود قاطعیت نیز می تواند موجب نزاع بین افراد شود. قاطعیت به این معنی است که هر دو طرف با رعایت ادب به یک نتیجه مشترک برسند ، طوری که هیچ کدام احساس نکنند که به زور جلوی عصبانیت خود را گرفته اند. این کار با این که منجر به خاتمه دعوا می شود اما مشکل اصلی را حل نمی کند زیر هر چقدر هم خونسرد باشید احساسات بد شما نسبت به طرف مقابل هنوز از بین نرفته است. وقتی کسی به تندی از من انتقاد می کند ، مرا مورد سرزنش قرار داده یا از اخلاق من سواستفاده می کند، ... بهترین کار این است که به او بگویم حرف هایش چه احساسی در من به وجود می آورد. فلسفه این کار این است که او دیگر برای شلیک کردن به من هدف و بهانه ای ندارد. او از آزردگی من آگاه شده و معمولاً احساس تاسف یا گناه می کند. پس به طرف مقابل تان بگویید: "حرف شما باعث شد..." یا با حالتی معصومانه بپرسید: "چرا با این حرف مرا آزار دادی؟" اگر در مقابل حملات آن ها مقاومت نمی کنید و در عوض به آن ها آموزش می دهید ، نشانه تسلیم شدن یا عقب نشینی شما نیست بلکه نشانه شخصیت مستحکم شما و تلاش شما برای راهنمایی کردن دیگران است.

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم بهمن 1387ساعت 5:0  توسط | 
 

2 راهکار برای خانواده ی آرام


 لجبازی ، ساییده شدن ستون‌های زندگی‌ست

اگر با هم مشکلی دارید ، لجبازی نکنید. زیرا لجبازی، مسابقه‌یی‌ست که هر دو طرف به سوی نابودی رقابت می‌کنند و آن‌قدر خودشان را زجر می‌دهند که منتظر آتش‌بس این جنگ هستند و در این میان، ممکن است دست به کارهایی بزنند که تبعات آن خیلی سنگین و غیرقابل جبران باشد! اگر در مسابقه‌ی لجبازی، شخصی یکدنده باشد و نخواهد به حالت عادی برگردد ، زندگی او روز به روز تلخ‌تر می‌شود. خانمی بر اثر لجبازی با شوهرش خانه را ترک و به اصطلاح قهر کرده و به خانه‌ی پدرش رفته است، ولی شوهر یکدنده‌ی او به هیچ قیمتی راضی نمی‌شود که بپذیرد اشتباه کرده است. خانم به هر دری که زده است، از تلفن، ریش‌سفید و غیره، شوهر می‌گوید: «هرکس رفته، با پای خودش برگردد.» این خانم که دو فرزند دارد، چه ضربه‌ی مهلکی می‌خورد...!

اگر در زندگی یک نفر هم دست به لجبازی زده است، دو نفر نشوید!
البته آن یک نفر هم اشتباه می‌کند. برای چه کسی لجبازی می‌کنید؟ برای کسی که چه‌قدر او را دوستش داشتید! مگر او عوض شده است؟

در هر صورت عواقب لجبازی متوجه طرفین می‌باشد و از همه مهم‌تر، مبادا فرزند شما نیز یاد بگیرد و همان بلا را سر شما بیاورد که در این مورد هیچ‌چیز نمی‌توانید بگویید. مثلا نوجوانی که لجبازی می‌کند و دیگر درس نمی‌‌خواند و هر چه به او می‌گویید فایده ندارد ، در نتیجه سرنوشت او تغییر می‌کند. در حقیقت، خودتان به او آموزش داده‌اید. به جامعه نگاه کنید... چه جوان‌هایی که اسیر لجبازی شده‌اند و خودشان را بیچاره کرده‌اند! پس منطق، منطق و منطق!


دوستی خود را ابراز نمایید و به آینده موکول نکنید

تحسین و تشویق، بهترین ابزارهایی هستند که می‌تواند خستگی انسان را بکاهد. تحسین در همه‌جا هست؛ در نیروی نظامی، کلاس درس، اتاق بارزگانی و باید در منزل هم باشد. زن، شوهر خودش را تحسین کند و مرد هم با زبان از او تشکر عاطفی نماید. مواظب باشید دیگران آنقدر همسر شما را تحسین و تشویق نکنند که جای شما را بگیرند!

یک مرد برای تشویق و تحسین، بیش از هر کسی به همسرش نیاز دارد.
شما می‌توانید با یک جمله‌ی ساده و عادی او را خوشحال کنید! خیلی از خانم‌ها می‌گویند: « وقتی همسر ما از راه می‌رسد، با جمله‌یی تحسین‌آمیز ، احساس نشاط را در او ایجاد می‌کنیم.» برخی مردان سال‌های سال تلاش می‌کنند، اما دریغ از یک تحسین! این جملات را زنان بخوانند و خوب بیندیشند:

ستایش از همسرت را آنقدر به تعویق مینداز

که برگ‌های سپید بر ابروانش بنشیند ،

و یا سرود وداع را  بخواند ،

زیرا در آن موقع هر چه قدر هم که فریاد بزنی

برای او اهمیتی نخواهد داشت.

او نخواهد فهمید که برایش چه‌قدر اشک ریخته‌ای!

اگر تصور می‌کنی او لیاقت ستایش و تحسین را دارد،

حالا بهترین وقت است

زیرا وقتی مرد ،

دیگر نخواهد توانست سنگ قبرش را بخواند!1

 

شما آقایان حتی با شاخه‌یی گل هم که شده از همسر‌تان تشکر کنید. آنقدر این کار خوب و ارزشمند است که نمی‌توان برایش حد و اندازه گذاشت، ولی توجه کنید که هدیه‌ای ارزان با عواطف و سپاس، بهتر از هدیه‌ی گران بی‌عاطفه است. این رفتار را کم‌کم به فرزندان خود منتقل کنید. البته وقتی فرزند شما نظاره‌گر رفتار شما باشد ، خود به خود این رفتار در او شکل می‌گیرد.

شما خانم ها هم بهتر است با روی خوش و حسن معاشرت و همچنین احترام گذاشتن به شوهرتان از او قدر دانی کنید.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم دی 1387ساعت 11:23  توسط | 

همدلی كنید
منظور از همدلی این است كه به كسی كه دچار مشكلی شده است نشان دهیم كه ناراحتی و غصه او را درك می كنیم نه اینكه او را به تحمل این وضعیت یا نادیده گرفتن آن سفارش كنیم . در مثالهای زیر همدلی صحیح از طریق بیان عبارات صحیح را ملاحظه می كنید :
- اگر همسر شما با اتومبیل دچار تصادف شده باشد :
بیان غلط : ‹ حقت بود چند بار بهت گفتم تند نرو › یا ‹ بی خیال فدای سرت ›
بیان صحیح : ‹ احساست را درك می كنم خسارت به ماشین و ترس هنگام تصادف تو را حسابی آزرده است ›
- در هنگام شكست شغلی و از دست دادن كار :
بیان غلط : ‹ سر انجام آدم تنبل و نامنظم همینه › یا ‹ تو باید در كارت جدی تر باشی ›
بیان صحیح : ‹ نگران نباش ، قناعت می كنیم تا دوباره شغلی دست و پاكنی ، .. . . ›
یا در مثال های ساده تر :
- وقتی كه غذای همسرتان سر اجاق می سوزد :
بیان غلط : ‹ هنوز از عهده تهیه یك غذای ساده برنمی آیی › یا ‹ موقع غذا پختن حواست را جمع كن ›
بیان صحیح : ‹ اشكالی نداره می تونیم حاضری بخوریم ›
كنایه زدن در این جور مواقع جز اینكه كوره عصبانیت همسرتان را داغ تر كند سودی ندارد از طرفی موقعیت نامناسب نیز باعث می شود كه او از نصیحت های شما حالش بهم بخورد .
- اگر همسرتان در اثر كار روزانه خسته است :
بیان غلط : ‹ تو نباید اینقدر خودت را خسته می كردی ›
بیان صحیح : ‹ سخت كوشی تو را ستایش می كنم ، بهتر است استراحت كنی ›
- سردرد همسر :
بیان غلط : ‹ كافیه یك قرص مسكن بخوری ›
بیان صحیح : ‹ درك می كنم كه چه می كشی الان برات قرص می یارم ›
شرایط ناگوار زندگی مثل بیماری بزرگترها و فرزندان ، بدهكاری ، اجاره نشینی و ... باید شما را به یكدیگر نزدیكتر كند نه اینكه باعث كدورت و ایجاد فاصله بین شما شود .
نشان دهیم كه ناراحتی و غصه او را درك می كنیم نه اینكه او را به تحمل این وضعیت یا نادیده گرفتن آن سفارش كنیم.
گفتگو كنید
بارها شنیده ام كه مردی از ساكت بودن خانمش در منزل شاكی است اگر چه می توان كم حرفی او را ستایش كرد. ولی موارد بسیاری وجود دارد كه می توان درباره اش سخن گفت مثل اخبار كشور ، تصمیم برای مسافرت ، قیمت كالاهایی كه در روز خریداری شده ، وضع تحصیلی فرزندان ، علاقمندیها ، نگرانی ها ، آرزوها و ...
 
از طرفی خانم ها نیز به كرات از این بابت شكایت می كنند كه وقتی شوهرشان از سركار برمی گردد اول سراغ غذا را می گیرد و پس از آن به خواندن روزنامه یا تماشای مسابقات فوتبال ، سریال ها یا اخبار می پردازد بدون اینكه با ما سرگرم گفتگو شود .
 
جالب این است كه اغلب این آقایان با رضایت خاطر می گویند . همه اسباب آسایش افراد خانواده را تهیه می كنم و چیزی كم آنها نگذاشته ام ، غافل از اینكه زندگی فقط خوراك و پوشاك نیست باید به محبت و صمیمیت بیشتر از پیش پرداخت . مرد خانه می تواند از اتفاقاتی كه سر كار برایش افتاده است ،‌ سر و كله زدن با ارباب رجوع ، تصمیمات آینده شغلی یا تحصیلی ، مشكلاتی كه برای همكارانش پیش آمده است و ... برای خانواده تعریف كند .
 
گفتگو سبب افزایش دلگرمی افراد خانواده ، اجتماعی شدن كودكان و شناخت بیشتر اعضاء از یكدیگر می گردد . سكوت نشانه یا هشدار نارضایتی ، القاء بی توجهی و درگیری بیش از حد به امورات خارج منزل است كه سبب دوری همسران می گردد و نتیجه ای جز مشاجره و اخم در پی نخواهد داشت ، بدنبال اوقات شاد خود و خانواده باشید .
 
گفته می شود زنان حرف زدن را بخاطر خود حرف زدن دوست دارند در صورتیكه مردان به خاطر رسیدن به هدفی حرف می زنند. لذا هدف مردان می تواند آرامش و دوستی خود و همسرشان باشد .
اگر به كسی ارزش دهید سعی می كند خودش را در حد انتظار شما نگه دارد .
مقایسه نكنید
اجازه دهیم هر كسی خودش باشد تا بتواند خلاقیت ها و استعدادهایش را به نمایش بگذارد ، هر كدام از انسانها در زمینه ای خاص استعداد دارند و توانایی های ویژه ای از خود نشان می دهند . همسر شما زمانی بیشترین انرژی و محبت را نثار شما می كند كه خودش باشد نه نسخه دوم فرد دیگری . نقاط قوت او را ببینید و تمجید كنید تا نقاط ضعفش برطرف گردد ، دوباره یادآوری می كنم كه اگر به كسی ارزش دهید سعی می كند خودش را در حد انتظار شما نگه دارد .
 
هدیه بدهید
برای هدیه دادن دنبال بهانه باشید . خانم ها به گل ، لباس ،‌ جواهرات و عطر علاقمندند . آقایان هم اگر چه سلیقه های متفاوتی دارند ولی از لباس و عطر خوششان می آید . اگر كسی بخصوص همسرتان برای شما هدیه آورده است اصلاً قیمت آن را نپرسید ، فقط از هدیه دهنده تشكر كنید . حتی اگر آن را دوست ندارید بخاطر همسرتان از آن استفاده كنید والا هدیه دادن تكرار نمی شود .
 
بخصوص برای سالگرد ازدواج ، روز تولد ، روز مادر ، روز پدر ، زایمان همسر ،‌ عید نوروز و اعیاد اسلامی حتماً به شریك زندگی خود هدیه بدهید . همچنین وقتی كه از مسافرتی هر چند كوتاه و هر چند نزدیك برمی گردید سوغات فراموش نشود . در هدیه دادن شأن خودتان و شأن همسرتان را درنظر داشته باشید ،‌ چیزی هدیه بدهید كه همسرتان شگفت زده شود ، گاهی امساك شما در خریدن مایحتاج خودتان یا هدیه برای همسرتان به دلیل ناتوانی مالی نیست بلكه شاید شأن خود یا همسرتان را هم سنگ آن شیء گران قیمت نمی دانید . توصیه می كنم كمی در این مورد تأمل كنید .
 
منبع: سایت پزشک
 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم دی 1387ساعت 11:22  توسط | 

 
10 اشتباه مخرب که هر مشاجره ای را بدتر می کند

 
تحقیقات نشان می دهد که داشتن ارتباط خوب روابط را ارتقاء می بخشد، همچنین صمیمیت، اعتماد و حمایت بین طرفین را نیز بیشتر می کند. عکس این مسئله نیز صادق است: ارتباط بد صمیمیت را از بین برده، عدم اعتماد و اطمینان ایجاد می کند و حتی موجب تحقیر و اهانت بین دو طرف می شود. در زیر به چند نمونه از رفتارها و الگوهای ارتباطی ضعیف، منفی و حتی مخرب اشاره می کنیم که هر دعوا و مرافعه ای را بدتر می کند.

1. اجتناب از دعوا به طور کل:

به جای صحبت کردن درمورد مشکلات در یک جو آرام و توام با احترام برخی افراد سعی می کنند هیچ چیز درمورد مشکلات و دلیل ناراحتی خود به طرف مقابل نگویند و بعد آن را یکباره به صورت عصبانیتی وحشتناک بیرون می دهند. این به نظر راهی کم استرس تر می آید-که بخواهید به طور کل از بحث و مشاجره دوری کنید—اما معمولاً استرس بیشتری برای هر دو طرف ایجاد می کند چون با آن انفجار عصبانیت، تنش، خشم و مشاجره بیشتری بین دو نفر ایجاد خواهد شد. پس بهتر این است که به راحتی و با آرامش خاطر درمورد مشکلات خود با هم بحث کنید.

2. حالت دفاعی گرفتن:

بعضی ها به جای اینکه گله و شکایت های طرف مقابل را با دیدی منتقدانه و با میل شخصی مورد توجه قرار دهند و نقطه نظرات او را درک کنند، سعی می کنند هرگونه اشتباه و خطای خود را انکار کنند و به هیچ طریق زیر بار نمی روند که ممکن است خودشان موجب بروز مشکل شده باشند. شاید به نظر برسد که انکار مسئولیت استرس را در کوتاه زمان کمتر می کند اما در طولانی مدت موجب بروز مشکلات بسیاری خواهد شد.

3. تعمیم افراطی

بعضی ها وقتی اتفاقی می افتد که چندان به مذاقشان خوش نیست با عمومیت دادن آن مشکل را بیرون می دهند.  هیچوقت جملات خود را با "تو همیشه...." یا "تو هیچوقت..." مثل "تو همیشه دیر میای خونه" یا "تو هیچوقت کارایی که من دوست دارم را انجام نمیدی" شروع نکنید. کمی مکث کنید، فکر کنید و ببینید آیا این جمله ها واقعاً صحت دارد. همچنین هیچوقت با پیش کشیدن مشکلات قدیمی سعی نکنید که مشاجره را بدتر کنید.

4. حق داشتن

اگر بخواهید فکر کنید که برای هر کاری روش "درست" و روش "غلط" وجود دارد، و روش شما همیشه "درست" است، رابطه تان خراب خواهد شد. هرگز نخواهید که طرفتان هم  مثل شما به قضایا نگاه کند و اگر دیدگاه آنها متفاوت بود، جنگ و جدال راه نیندازید. همیشه به دنبال مصالحه باشید و یادتان باشد که هیچوقت یک روش "درست" یا "غلط" محض وجود ندارد و ممکن است هر دو نقطه نظر کاملاً صحیح باشند.

5. روانکاوی

بعضی ها به جای اینکه درمورد افکار و احساسات طرف مقابلشان سوال کنند، فکر می کنند که می دانند که طرفشان به چه چیز فکر میکند یا درمورد یک مسئله خاص چه احساسی دارد و معمولاً هم این تفسیرها منفی است. مثلاً وقتی طرفشان دیر سر قرار می آیند، پیش خودشان فکر می کنند که برای او اهمیت ندارند. این کار دشمنی و سوءتفاوم بین دو طرف ایجاد می کند.

6. گوش ندادن

بعضی افراد حرف به جای اینکه خوب به حرفهای طرف مقابلشان گوش کنند و حرفهای او را درک کنند، موقعی که طرفشان مشغول صحبت کردن است، حرف او را قطع می کنند، چشمانشان را اینطرف و آنطرف می گردانند یا به آنچه خودشان می خواهند در جواب بگویند فکر می کنند. اینکار باعث می شود نتوانید به خوبی از نقطه نظرات طرف مقابلتان مطلع شوید. هیچوقت اهمیت گوش دادن به حرفهای همدیگر را دست کم نگیرید.

7. تقصیر را گردن دیگری انداختن

بعضی افراد با انتقاد از طرف مقابل و مقصر دانستن او برای موقعیت حاضر با مشکل برخورد می کنند. هیچوقت ضعف های خود را قبول نمی کنند و به هر قیمتی که شده دربرابر آن ایستادگی می کنند چون فکر می کنند با قبول ضعف هایشان از اعتبارشان کم می شود. به جای این رفتارها باید سعی کنید هر دعوا و مشاجره را فرصتی بدانید برای بررسی منتقدانه وضعیت، ارزیابی نیازهای هر دو طرف و رسیدن به یک راه حل که به هر دو کمک کند.

8. سعی در برنده شدن در دعوا

هدف از بحث بین دو نفر باید درک متقابل و رسیدن به توافق نظر یا راه حل باشد که نیازهای هر دو طرف در آن ملاحظه شود. اگر سعی دارید نشان دهید که طرف مقابلتان چه اشتباهاتی انجام داده است، احساسات او را دست کم بگیرید و محکم روی نظر خودتان بایستید، بدانید که مسیر اشتباهی را انتخاب کرده اید.

9. حمله های شخصیتی

گاهی اوقات برخی افراد هر عمل منفی ازطرف مقابل را جدی گرفته و آن را نقص شخصیتی او قلمداد میکنند. مثلاً وقتی شوهری جوراب خود را اینطرف و آنطرف خانه می اندازد، زن آن را یک اشکال شخصیتی در او قلمداد کرده و برچسب تنبل بودن و بی ملاحظه بودن را به او می چسباند. این روش در هر دو طرف درک و احساس نادرست ایجاد می کند. یادتان باشد که درهر شرایطی برای شخصیت طرف مقابلتان احترام قائل باشید حتی اگر رفتاری از او را دوست نداشته باشید.

10. توپ را به زمین مقابل شوت کردن

وقتی یک طرف می خواهد درمورد مشکلی در رابطه صحبت کند، طرف مقابل حالت دفاعی به خود می گیرد و از صحبت کردن یا حرف زدن با او طفره می رود. این نوعی بی احترامی به فرد مقابل است و در برخی موقعیت های خاص، حتی اهانت آمیز است و موجب شدت گرفتن مشکل هم می شود. اینکار نه تنها هیچ مشکلی را حل نمی کند، بلکه موجب جریحه دار کردن احساسات طرف مقابل و خراب شدن رابطه هم می شود. پس بهتر است که با احترام و علاقه به حرفهای طرف مقابل خود گوش کنید.


زندگي کردن بدون عشق،مانند زندگي کردن در تاريکي ست.(موريس مترلينگ)

هرگز مأيوس مباش،زيرا يأس،مرگ است.(حضرت علي(ع)) 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم دی 1387ساعت 11:19  توسط | 

عصبانیت و رنجش ، نوع شدیدتر مخالفت هایی است که روی هم جمع شده اند و به صورت احساس تنفری موقتی ابراز می شود .
   
مقدمه
زن و شوهری را در نظر بگیرید که برای شما الگوی یک زوج موفقند. آنها با یکدیگر رفتار خوبی دارند و به هم احترام می گذارند و زندگی مالی مستحکمی بنا نهاده اند ؛ به خواسته های هم ارج می نهند و در نهایت زوج موفقی به نظر می رسند. این طرز فکر شما ، یک روز در حالی که مشغول خوردن شام و گفتگوی خانوادگی هستید به یکباره با شنیدن خبر جدایی آن زوج به هم می ریزد. هر چه فکر می کنید نمی توانید علتی منطقی برای این اتفاق بیابید. همه گوشه و زوایای مغزتان را می کاوید تا نشانه ای دال بر مشکلات زناشویی آن زوج بیابید. اما به نتیجه خاصی نمی رسید .
چه اتفاقی می افتد که روابط عاطفی و پیوند های خانوادگی و اجتماعی از بین می روند و جدایی جای آنها را می گیرد ؟ حتما دلیلی هست . ولی ناشناخته تر از آن است که شما به وجودش پی ببرید.


مراحل چهار گانه مرگ عاطفی
زوال و مرگ روابط عاطفی در 4 مرحله اتفاق می افتد :

1- مخالفت
2- رنجش و عصبانیت
3- عدم پذیرش و طرد
4- سرکوبی

در اینجا به سیر و روند این فرایند نابود کننده روابط عاطفی خواهیم پرداخت :

1-مخالفت
در هر نوع رابطه ای که میان دو انسان شکل می گیرد همیشه درجه ای از مخالفت وجود دارد و تضادهای فکری و رفتاری جزیی طبیعی از روابط میان فردی ما را تشکیل می دهند.
اما مخالفت می تواند درجات مختلفی داشته باشد. مخالفت پنهان در برابر مخالفت آشکار. صحنه ای را در نظر بگیرید که در یک مهمانی خانوادگی بزرگ نشسته اید و همسر شما در حال تعریف خاطره ای از شما می باشد که اصلا دوست ندارید دیگران چیزی درباره آن بدانند ؛ مضاف بر اینکه این چندمین باری است که همسرتان این داستان را با آب و تاب تعریف می کند. شما شروع به خودخوری می کنید یا طوری به وی نگاه می کنید که بفهمد مایل به تعریف داستان توسط وی نیستید. این درجه خفیفی از مخالفت است در برابر اینکه شما با صدای بلند وی را از گفتن داستان منع کنید. راه دیگری هم وجود دارد ؛ سعی می کنید خود را آدم متمدنی نشان بدهید که این موضوعات کوچک برایش مهم نیست و از مطرح شدن آنها در جمع حتی لذت هم می برد !!
اگر کمی به زندگی روزانه خود دقت کنید متوجه می شوید که در زمینه ابراز مخالفت های بجا و به موقع تا چه حد فعال هستید. آیا حفظ ظاهر می کنید و در درون خود خوری ؟ آیا مستقیما ناراحتی خود را به شخص مقابل انتقال می دهید ؟
بیشتر مردم مخالفت های خود را به بهانه بد جلوه کردن در نظر دیگران ابراز نمی کنند و تظاهر می کنند که چنین احساسی ندارند. آنچه در اینگونه موارد افراد به خود می گویند این است : « این مسأله بزرگی نیست ، اینقدر ایرادگیر نباش ، هیچکس کامل نیست ، فراموش کن چرا دردسر درست می کنی ؟ »
در زمینه عاطفی و در زندگی زناشویی این مسأله مخالفت به کرات اتفاق می افتد. زیرا تعداد تعاملات میان فردی زوجین خیلی زیادتر از انواع دیگر روابط است و به همین نسبت احتمال بروز اختلاف میان آنها بیشتر است.
اگر مخالفت های کوچک خود را بیان نکنید و با توجه به تعداد موارد پیش آمده ، از خیر مطرح کردن آنها بگذرید ، این مخالفت های کوچک جمع شده و کم کم به علامت هشداردهنده بعدی یعنی رنجش و عصبانیت تبدیل می شود. حال کمی به زندگی با شریک عاطفی خود فکر کنید و اتفاقات هفته گذشته را مرور کنید و مواردی را که با همسرتان در زمینه آنها اختلاف داشتید بیاد آورید.
طرز برخورد شما با این اختلافات چگونه بوده است ؟ طرز برخورد شما با این مخالفت ها در وهله اول شاخص خوبی برای سلامتی ازدواج شما می باشد.

2-رنجش و عصبانیت
عصبانیت و رنجش ، نوع شدیدتر مخالفت هایی است که روی هم جمع شده اند و به صورت احساس تنفری موقتی ابراز می شود . در این مرحله شما فرد مقابل را سرزنش و ملامت می کنید و فرد مقابل هم عکس العمل نشان می دهد و شما را مورد حمله قرار می دهد. خیلی مواقع که سر موضوع کوچک و بی ربطی دعوای بزرگی راه می افتد علت آنرا باید در جای دیگر و موضوع دیگری جستجو کنید.
از اثرات رنجش و عصبانیت می توان به جدایی عاطفی موقت بین شرکای عاطفی اشاره کرد. عصبانیت با فشار روحی زیادی همراه است و انرژی زیادی از شما می گیرد.
اگر رنجش و عصبانیت ، مدام تکرار شود شما در مقام جلوگیرنده آن ، با به درون ریختن این عصبانیت و رنجش و انباشت انرژی منفی بسیار در درونتان پا به مرحله سوم می گذارید.

3- عدم پذیرش و طرد
بعد از یک دعوای مفصل ، در را به هم می کوبید و از منزل خارج می شوید در حالیکه احساس یاس و پوچی سراسر وجودتان را فرا گرفته است . این در حالی است که از جار و جنجال و دعوا هم خسته اید و منزل را برای رسیدن به آرامش ترک کرده اید . در حقیقت از همسر خود فرار کرده اید. این مرحله ممکن است به صورت دیگر و در درون منزل اتفاق بیافتد. شما در منزل و زیر یک سقف هستید ولی به یکدیگر بی اعتنایی می کنید و یکدیگر را مورد بی توجهی قرار می دهید. در واقع وی را هم از دیده و هم از دل بیرون می کنید. این مرحله می تواند یک ساعت به طول بیانجامد و لی تا چند روز و چند هفته هم ممکن است طول بکشد. بیشتر جدایی ها و طلاق ها در این مرحله اتفاق می افتد. این دوره بحرانی ترین دوره اختلافات و در حقیقت زمان به زانو در آمدن آخرین تلاش های عاطفی طرفین برای بقای زندگی مشترکشان می باشد.
در طرد و عدم پذیرش ، آنقدر فشار روحی و تنش زیاد می شود که فرد برای خود فضایی تازه و آرام طلب می کند و اینگونه از زندگی زناشویی خود عقب نشینی کرده ، میدان مبارزه را ترک می کند در حالیکه پیوندهای عاطفیش آخرین نفس ها را می کشد.
اما طرد و عدم پذیرش هم می تواند لاینحل باقی بماند و با تکرار و انباشت در طول یک دوره زمانی ، شما را به مرحله نهایی گسست عاطفی تان سوق دهد.

4- سرکوب
گوشه ای از رستوران ، ساکت و تنها و عبوس نشسته اید و زندگی خود را مرور می کنید. به زندگی مشترک با همسرتان و تمام زحماتی که برای این زندگی مشترک متحمل شده اید فکر می کنید. تمام لحظات شیرین زندگی زناشویی خود و نظرات خانواده و فامیل درباره زندگیتان را از خاطر عبور می دهید و به حرف های آنها بعد از جدایی خود فکر می کنید. در این لحظه در یک عکس العمل طبیعی ، شما نمی خواهید در نظر دیگران آدم شکست خورده ای به نظر برسید. پس باید کاری بکنید و همه این زندگی خوب را نجات دهید. به یکباره همه چیز مرتب می شود و کدورت ها از وجودتان رخت می بندند.
اینجاست که شما در دام سرکوبی افتادید و همه احساسات منفی و عصبانیت و رنجش و طردهای مداوم خود را سرکوب کردید تا آبرویتان حفظ شود و خانوادتان پابرجا بماند. در این لحظات شما با خود می گویید : « بیشتر از این ارزش جنگیدن ندارد ؛ بگذار همه چیز را فراموش کنم ؛ خسته تر از آنم که بتوانم با موضوع سر و کله بزنم.»
سرکوبی نوعی احساس کرخی و بی حسی است. شما دیگر احساسات منفی خود را حس نمی کنید. اما در مقابل بهای بزرگی می پردازید و دیگر احساسات مثبت خود را نیز لمس و درک نخواهید کرد. شما از نظر عاطفی فلج شده اید و تا پایان عمر ، یکنواخت و بی احساس به نمایش کسالت آور زندگی خود ادامه می دهید. ماسکی از لبخندها و احترامات ساختگی به چهره می زنید و دیگر شور و نشاط سابق را ندارید. زندگیتان قابل پیش بینی و کسل کننده می شود و خستگی مزمن جسمی به سراغتان می آید.
آنچه این مرحله را فاجعه آمیز می کند نوع رابطه ای است که بین زوجین وجود دارد. به این ترتیب که همه چیز خوب و مرتب به نظر می رسد و طرفین به ظاهر زندگی خوبی در کنار یکدیگر دارند ؛ اما در واقع بسیاری از استعدادها و مهارت های عاطفی خود را فراموش کرده اند و به یک نیمه مرده ماشینی تبدیل شده اند که زندگی محدود و بی طراوتی را دنبال می کند و خبر بد این است که در این مرحله خود فرد هم احساس می کند که خوشبخت است و زندگی خوبی دارد ، غافل از اینکه بسیاری از قسمت های وجودش در حالت نیمه خاموش به سر می برد . هر دو طرف در این مرحله یاد گرفته اند چه انتظاراتی داشته باشند و چه انتظاراتی را نداشته باشند.
در انتهای سخن
عده زیادی از ما در مراحلی یا در همه زندگی خود درگیر این مرگ عاطفی می شویم. اما علاج کار در کجاست ؟
مسلما در روراست بودن با خود و دیگران و بیام مخالفت ها در همان زمان شکل گیری و ابراز ناراحتی و رنجش ها در مرحله بعد. در کنار پرورش این عادت پسندیده ، فراگیری و تمرین مهارت های حل مسأله و گفتگوی معطوف به نتیجه عینی و مؤثر نیز باید در دستور کار قرار گیرد. اگر در حال حاضر در گیر این مرحل هستید ، وضعیت خود را کامل تشریح کنید و با در نظر گرفتن هدف های کوچک و دست یافتنی قدم به قدم از مرگ عاطفی خود فاصله بگیرید. مهمترین قدم ، پذیرش واقعیت وجود اشکال در زندگیتان است. زیرا بزرگی می گوید : « زمانی که آگاهی به وجود می آید ، تغییر آغاز می شود . »
منبع:
درمان احساسات ، جان گری ، هاله گنجوی

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم دی 1387ساعت 6:43  توسط | 

عشق نه تنها به زندگی معنا می‌بخشد، بلکه برای سلامتی فوایدی را به همراه دارد. به مناسبت های مختلف به افراد خاص در زندگیتان عشق بورزید.

عشق رگ ها را باز می‌کند.
تحقیقات نشان داده‌اند که عشق و دوست داشتن تشکیل پلاک‌ها را در رگ‌ها کاهش می‌دهند. در تحقیقی به تعدادی خرگوش کلسترول خوراندند و تعدادی از آنها محبت را تجربه کردند، محققان دریافتند که در این دسته خطر حمله قلبی و تصلب شرایین کاهش داشته است.با عشق ایمن شوید.محبت پر قدرت ترین تجربه احساسی است، و مطالعات نشان می‌دهد که وقتی محبت را احساس می‌کنید، تعداد زیادی سلولهای ایمنی و اندورفین تولید می‌شود. حتی تماشای یک فیلم رومانتیک و عاشقانه، سبب افزایش ایموگلوبین می‌شود. داشتن روابط جنسی سالم سبب افزایش عمر می‌شود. مطالعات نشان داده است که افراد پیری که روابط جنسی فعالی داشته اند خوشحال ترین مرد و زن‌ها می‌باشند. جای تعجب نیست: نزدیکی سالم سر چشمه جوانی طبیعت می‌باشد. روابط جنسی سطح موادی را که باعث افزایش عمر می‌شوند بالا می‌برد،

چین باستان سنتی داشت که بر انتقال موثر انرژی در طول فعالیت های جنسی تاکید می‌کرد. همان طور که یک تحقیق چینی مشخص می‌کند، فعالیت های جنسی صحیح مزایای احساسی و بدنی فراوانی را به همراه دارند، این فواید شامل تولید هورمون متوازن، استراحت، شور و حرارت مضاعف و خلق و خوی مناسب می‌باشد. از طرف دیگر، روابط جنسی اشتباه، هیچ فایده ای را به همراه ندارد و از نظر عاطفی و جسمی ‌مضر می‌باشند. پس روابط جنسی و عاطفی سالم نه تنها کیفیت زندگی را، بلکه کمیت زندگی را بهبود می‌بخشد.

افزایش عمر با محبت به خانوادهافراد پیر یا صد ساله توسط خانواده هایشان دوست داشته و گرامی ‌داشته می‌شوند. طبق مطالعات، افرادی که زندگی شادی دارند، کمتر دچار بیماری می‌شوند و عمرشان هم افزایش پیدا می‌کند. یک رابطه معنادار با خانواده به طور خودکار به وجود نمی‌آید، بلکه باید برای آن تلاش کرد و سپس آن را نگه داشت. اگر برای روابط خود در خانواده اهمیت قائل شوید، احساس عشق، محبت و تعلق خاطر در خانواده به وجود می‌آید. در خانواده خود، اعتماد، کمک به یکدیگر، عشق، صلح و صفا، گوش دادن به حرفهای طرف مقابل، انسانیت، صداقت و عدا لت را حکمفرما سازید. افزایش عشق در زندگیاگر عشق با سلامتی برابر است، چگونه آن را آشکار سازیم؟ باید برای آن وقت و انرژی به کار ببرید. راه‌های عشق ورزیدن به معشوق خود را بیاموزید. برای نمونه یک غذا بپزید یا ظروف را بشویید. یا یک کارت پستال برای وی بفرستید تا به این طریق او را خوشحال کنید. نیازی نیست که پول زیادی صرف کنید، بلکه باید نشان دهید که مواظب وی هستید و او را تحسین می‌کنید. باید محبت خود را ابراز کنید. امیدوارم به نتایج مثبتی در زمینه عشق ورزیدن به طرف مقابل خود، برسید

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم دی 1387ساعت 16:16  توسط | 

خیلی ها بارها از من سوال کرده اند که آیا می توان دوباره به وضع سابق برگشت؛ یعنی همه چیز دوباره مثل روز اول آشنایی یا روز اول عاشق شدنمان شود؟
پاسخ من این است: شما نمی توانید برای تمام عمر عاشق شوید. بالاخره یک روز می آید که از عشق بیرون می آیید. تغییر تنها مسئله دائمی و ثابت در دنیاست. زندگی همیشه آنطوری که هست نمی ماند.
 
به دلیل همین تغییر است که زندگی همیشه زیبا است.
 
اما به خاطر ایمانتان می توانید تا پایان عمر کنار هم بمانید.
 
برای اینکه رابطه تان را بادوام نگه دارید، باید یاد بگیرید چطور به دعواها و مشاجراتتان پایان داده و اختلافات را از میان بردارید.
ادامه مطلب:
1. مراقب اوقاتی باشید که می خواهید با قدرت هر چه تمامتر حرف خودتان را به کرسی بنشانید.
 
 از بحث کردن با او درمورد اینکه کجا می رود و کجا می آید، چرا برای بچه ها به اندازه کاف یوقت نمی گذارد، چرا آنطور که شما دوست دارید جلوی دوستانتان رفتار نمی کند، چرا مدل موهایش را آنطوری درست می کند و از این قبیل، خودداری کنید.
 
باید بفهمید که با این کارها فقط می خواهید همسرتان را آنطور که خودتان دوست دارید بسازید، نه طوری که خودش دوست دارد زندگی کند.
 
2. بدانید که وقتی احساس آزردگی یا رنجیدگی می کنید، این احساس واکنش خودتان است.
 
یک روز صبح ممکن است با حس ناراحتی به سر کار بروید، یا به خاطر یک تجربه بد، احساس کنید که اعتماد به نفستان به شدت پایین آمده است.
 
همسرتان جلو می آید و در آغوشتان می گیرد، و بعد حس خوبی نسبت به خودتان پیدا می کنید.
 
اما امروز نه. امروز دچار تردید، اضطراب و ناامنی درمورد خودتان شده اید و عمل همسرتان را اشتباه می گیرید و ناراحت می شوید. اینجاست که دعواها و قهر کردن ها شروع می شود.
 
پس یادتان باشد. اگر احساس می کنید از نظر عاطفی ناراحت و آزرده خاطر هستید، همه اش به خاطر رفتار و حرف های دیگران نیست، به رفتار و واکنش خودمان هم بستگی دارد.
 
3. به خودتان یادآور شوید که قدرت متوقف کردن همه چیز را دارید.
 
اگر دوست داشته باشید با واقعیت روبه رو شوید و واکنشی درست و مناسب انتخاب کنید، مطمئناً خواهید توانست رابطه تان را با همسرتان بادوام نگه دارید.
 
این را همیشه به یاد داشته باشید: هیچ کس به مسائل آنطور که واقعاً هست واکنش نشان نمی دهد، بلکه به تصاویر و افکاری از آن مسئله که ساخته و پرداخته خودشان است واکنش نشان می دهند.
 
اکثر اوقات، رفتار و واکنش های همسر شما واقعاً به منظور ناراحت کردن یا دلسرد کردن شما نیست، فقط به این دلیل است که او آن مسئله یا مشکل را به طریقی متفاوت از شما می بیند و درک می کند.
 
همیشه از خودتان بپرسید، چرا او (همسرتان) اینطور رفتار کرده است؟
 
4. نظرات خودتان را به واقعیت نچسبانید.
 
 واقعیت: خانمتان می خواهد کمی آزادی بیشتری داشته باشد و کمی از شما فاصله بگیرد. نظر شما: رابطه ما دیگر هیچ اهمیتی برای او ندارد.
 
 واقعیت: دوست پسرتان غذایی که خودش دوست دارد را سفارش می دهد. نظر شما: او هیچوقت فکر نمی کند که من امروز دوست دارم چه بخورم.
 
واقعیت: شوهرتان از سر کار که برمی گردد لباسهایش را روی تخت ولو می کند. نظر شما: این کار را عمداً برای اذیت کردن من انجام می دهد.
 
با این طور فکر کردن آشوبی راه می اندازید. همین مسائل پیش پا افتاده است که منجر به جر و بحث و دعواهای شدید می شود.
 
از خودتان بپرسید، آیا دارید به نظرات خودتان واکنش می دهید؟
 
5. با خودتان تمرین کنید که بتوانید همسرتان را با شخصیت خود تحت تاثیر قرار دهید.
 
یک چیز را می دانید؟ خیلی از آدم ها خودشان را آنقدر پست و ناتوان می بینند که فکر می کنند نمی توانند یک دعوا و مرافعه با همسرشان را حل کنند.
 
پس چه می کنند؟ به این دعوا و مشاجره همینطور ادامه میدهند.
 
فقط کافی است به خودتان یادآور شوید که دو نفر آدم متفاوت، ممکن است به شکل متفاوتی به یک مسئله نگاه کنند. اگر دیدید که به خاطر یک مسئله خیلی کم اهمیت به دعوا و مشاجره ادامه می دهید، تصمیم بگیرید که همان موقع این بحث الکی را متوقف کنید. با خودتان بگویید که ارزشش را ندارد به خاطر موضوع به این کم اهمیتی، رابطه فوق العاده خودتان را خراب کنید.
 
یادتان باشد، یک رابطه لزوماً به این معنا نیست که هیچوقت نباید با طرف مقابلتان بحث و دعوا داشته باشید. مهم این است که بتوانید سریع از این مشاجرات بیرون آمده و رابطه تان را از سر بگیرید.

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم دی 1387ساعت 12:49  توسط | 
کنترل دخل و خرج و آینده‌نگری اصلاً صفت بدی نیست اما بعضی از ما مثل میرزا نوروز - که به کفش‌های پاره و زهواردررفته‌اش چسبیده بود - چنان به پول می‌چسبیم که جداشدن از آن محال است.
روان‌شناسان خساست را یک نوع مشکل «روانی» می‌دانند چون معتقدند افراد مبتلا به این اختلال روحی- روانی در همه رفتارهایشان دچار خست و امساک هستند؛ حتی در ابراز احساسات و نشان‌دادن محبتشان به همسر، فرزندان و اقوام نزدیک.  
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سوم دی 1387ساعت 16:28  توسط | 

مي‌خواهم موضوعي را بگويم كه شايد بسياري از خانم‌ها نشنيده باشند. بهتر است بي‌پرده بگويم اينكه آقايان بر خلاف تصور خانم‌ها چندان هم كم حرف نيستند.
بسياري از زنان تصور مي‌كنند كه همسرانشان قوي ولي خيلي كم حرفند. در واقع خانم‌ها در شگفتند كه اين همسران قوي چرا در باره احساسات و افكار خود چيزي نمي‌گويند يا به‌اصطلاح همه اش توي خودشان هستند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سوم دی 1387ساعت 16:25  توسط | 

امنيت رواني اعضاي خانواده در محيط خانه و جامعه به آسايش و آرامش روان مربوط مي‌شود.
مي‌دانيم بهداشت روان چيزي فراتر از فقدان يا نبود بيماري است، به‌گونه‌اي ديگر مي‌توان گفت: بهداشت روان حالتي از رفاه است كه در آن فرد توانايي‌هايش را بازمي‌شناسد و قادر است با استرس‌هاي معمول زندگي تطابق حاصل كرده و از نظر شغلي مفيد و سازنده باشد و به‌عنوان بخشي از جامعه با ديگران مشاركت و همكاري داشته باشد.بهداشت روان به همه ما مربوط است نه فقط به كساني كه از بيماري‌هاي رواني رنج مي‌برند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سوم دی 1387ساعت 16:24  توسط | 
ساده است؛ آن قدر ساده كه ديگر دارد پيش پا افتاده مي‌شود. آن‌قدر پيش پا افتاده كه ديگر دلمان نمي‌خواهد راجع به آن حرف بزنيم.
به همديگر احترام نمي‌‌گذاريم واقعا نمي‌گذاريم. از خودمان نمي‌پرسيم، چرا به همديگر احترام نمي‌گذاريم؟ در واقع ديگر به زماني كه بي‌اهميت بشود،‌نزديك شده‌ايم

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سوم دی 1387ساعت 16:22  توسط | 

كاش زمان برمي‌گشت عقب. كاش يك روز قبل بود، وقتي كه هنوز حرفي نزده بودم... .
ديروز خيلي منتظرش شدم. قرار بود صبح زود براي برنامه فردا قرار بگذاريم اما تا غروب خبري نشد. فكر كردم قرارمان به‌هم خورده است. بغض كرده بودم اما جلوي خودم را گرفتم. تلفن كه زد از او درباره كارش توضيح خواستم. به او گفتم كه اگر برايش اهميت داشتم، مي‌بايست زودتر اطلاع مي‌داد كه بايد به تمام كارهايش برسد و از سرسيري، وقتي هيچ‌كاري نداشت ياد من و قرارمان بيفتد. اولش عذرخواهي كرد اما من قانع نشدم و بحث را ادامه دادم، او هم بي‌خداحافظي گوشي را گذاشت.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سوم دی 1387ساعت 4:40  توسط | 
آنچه در پی می آید، نقل قولها و ضرب المثلهای پندآموز درباره خانواده است که به شما کمک می کند زندگی بهتری داشته باشید و به فرزندان شما نیز کمک می کند تا به ارزشهای والاتری دست یابند؛ ارزشهایی مانند حقیقت، وظیفه، اعتماد، مهربانی، شادابی، احترام، ادب و عشق که لازمه زندگی شاد و سعادتمند است.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387ساعت 16:35  توسط | 
 
زندگی مشترك افقی است روشن و جلوه گاهی زیبا برای تولدی دوباره؛ مشروط بر آن كه وجوه ضروری این اشتراك، یعنی توانایی ها و مهارت های خاص و سازنده، در تفكر، بینش و عملكرد انسان رؤیت و ملاحظه شود.
زیرا این مهارت ها و توانایی های انسان است كه در وقت لزوم، به یاری او می‌آید تا مشكلات ، اختلافات و نقاط ضعف و كاستی های زندگی مشتركش را برطرف نماید. حال چنانچه زندگی مشتركی كه براساس پیوندی مقدس از سوی زن و مرد، صورت پذیرفته، با عدم توانایی ها و مهارت های هر دو نفر و یا حتی یكی از آنها روبه رو شود، به طور مسلم، ادامه این زندگی با تلخكامی، ناراحتی و تنش و رنجش همراه خواهد شد.
بنابراین باید در نظر داشته باشیم بقا و تداوم و شیرینی یك زندگی مشترك، همیشه در گرو توانایی ها و مهارت های خاصی است كه در حقیقت تضمین كننده ای قابل اطمینان برای خوشبختی زوجین به حساب می‌آیند.
به همین لحاظ در نوشتاری كه پیش رو دارید سعی شده است تا به صورت اجمال به راهكارهای مهم و اساسی، پیرامون برخی از توانایی ها و مهارت های لازم برای ایجاد و برقراری یك زندگی مشترك ایده آل پرداخته شود.
مهارت در خودآگاهی
آگاهی از خود و خصوصیات مختلف خود، به انسان كمك می‌كند با توانایی ها و ضعف ها و سایر خصوصیات خود آشنا شود. همچنین در صورت برخورد با طرف مقابل و تشكیل زندگی مشترك بهتر و عمیق تر با مسائل روبه رو شود. این خودآگاهی به شخص نشان می‌دهد كه چگونه می‌تواند احساسات خود را بشناسد، از وجود آنها آگاه شده و به وقت لزوم كنترلشان نماید تا منجر به هیچگونه ناراحتی نگردد.
خودآگاهی، موجب شناخت نیاز افراد و یافتن راه مناسب برای مواجهه با آنها می‌شود. همچنین اهداف زندگی را مشخص تر و واقع بینانه تر نشان می‌دهد و ارزش واقعی افراد و مسائل پیرامونشان را نمایان می‌سازد. خودآگاهی فرآیند سالم هویت یابی را برای انسان سهل تر می‌نماید، به زندگی او آرامش می‌دهد و احساس رضایت مندی اش را رونق می‌بخشد.
«خودآگاهی» تضمین كننده استحكام وجود فرد در هنگام بزرگسالی است و باعث پرورش روابط زن و شوهر در رویارویی با مشكلات و حل مناسب آنها می‌شود.
به جز موارد فوق، «خودآگاهی» شناخت و تنظیم احساسات، اهداف و برنامه زندگی، تفریحات و سرگرمی‌ها، توانایی ها، ضعف ها، ارزش ها، مسئولیت ها، شناخت فرهنگ، مذهب، علائق، آرزوها و استعدادها را به دنبال دارد.
كشف و درك و شناخت مهارت ها و توانایی های خود، به این دلیل مهم است كه فرد قبل از ازدواجش بداند چه هدفی دارد تا برای ازدواج خود براساس هدف اصلی زندگی اش، برنامه ریزی نماید. مثلاً فردی كه هدفش رسیدن به درجات عالیه كمال و معنویات است، اگر با کسی ازدواج كند كه هدفش رسیدن به یك زندگی تجملی و سراسر مادیات است، به طور قطع پس از ازدواج، دچار مشكلات فراوانی در زندگی مشترك خواهد شد. امتیاز دیگری كه می‌توان برای خودآگاهی منظور نمود آن است كه موجبی قدرتمند برای شناخت و تشخیص تفاوت های بین خود و دیگران است. در این میان باید گفت شناخت تفاوت های میان زن و مرد، یكی از مهم ترین بخش های مربوط به مهارت خودآگاهی است.
شناخت تفاوت های میان زنان و مردان
در یك بعد كلی می‌توان گفت انسان ها، تفاوت های بسیاری با یكدیگر دارند كه دلایل شان نیز متنوع و متعدد است. اما تفاوت های بین زن و مرد ، تفاوت های عمده ای است. برخی از این تفاوت ها، ریشه در عوامل فیزیولوژیكی و زیستی دارند و بعضی، نشأت گرفته از عوامل فرهنگی و اجتماعی هستند.
بیشترین این تفاوت ها را كه معمولاً شدید و قابل تعمق است، می‌توان در ازدواج و زندگی مشترك به وضوح احساس كرد، از جمله این كه:
.۱دیدگاه زنان و مردان نسبت به ارتباط و مسائل زناشویی كاملاً متفاوت است
این تفاوت كه در واقع ریشه زیستی دارد، مهمترین اختلاف آنان در ارتباط با رابطه زناشویی است. این رابطه در زنان با عواطف مثبت و احساسات گره خورده است در حالی كه در مردها، بیشتر جنبه های فیزیولوژیك دارد. دیگر آن كه جنبه های عاطفی این احساس در مردها، بسیار كمتر از آن احساسی است كه در زن ها وجود دارد. این تفاوت‌ها و یا عدم آگاهی از آنها، گاهی موجب سوء تفاهم و بر هم خوردن روابط میان مرد و همسرش می‌شود.
.۲ استقلال برای مردان اهمیت بسیاری دارد
استقلال مردها از موارد قابل توجه در زندگی مشترك است. چون آنها مایلند و می‌خواهند در مورد مسائل مالی و معاملات و سایر موارد مشابه، مستقل عمل كنند. مخالفت همسر یا عدم توجه وی به این نكته، می‌تواند مشكلات و موانعی در زندگی مشترك ایجاد کند زیرا مرد تصور می‌کند كه به احساس استقلالش، لطمه خورده است.
 
.۳ زنان می‌خواهند مورد حمایت باشند و به این حمایت اهمیت می‌دهند
چنانچه زن حس كند از طرف همسرش مورد بی توجهی و بی مسئولیتی قرار گرفته، به شدت آزرده می‌شود و واكنش های عاطفی شدید نشان می‌دهد. زیرا آنچه برای زن ها اهمیت دارد، آن است كه حس كنند همسرشان به آنان احترام می‌گذارد و به سلامت وعقیده و … آنان اهمیت می‌دهد.
.۴ مدیریت خانه برای مردها بسیار مهم است
با مراجعه به فرهنگ های مختلف موجود در جوامع گوناگون، خواهیم دید كه «مرد» به عنوان قدرت اول خانواده، شناخته شده است كه البته این مسئله را باید جدای از تبعیض های میان زن و مرد، به حساب آورد. در خانواده هایی كه زن بدون نظرخواهی و مشورت همسرش درباره مسائل خانوادگی تصمیمی ‌اتخاذ می‌نماید، یا این كه قدرت اول خانواده است، معمولاً مشكلات گوناگون زیادی مشاهده می‌شود كه آسیب دیدگی احساس مرد از خود را می‌توان یكی از این ناراحتی ها دانست.
البته این كه مرد، قدرت اول خانواده باشد بدان معنا نیست كه مرد، در یك نقش دیكتاتوری ظاهر شود بلكه منظور از این مسئله، مدیریتی است كه باید بر عهده مرد قرار بگیرد.
.۵ صحبت كردن و ارتباطات اجتماعی برای زنان مهم است
زن ها با دور هم جمع شدن و صحبت كردن، بسیاری از نگرانی ها، استرس ها و ناراحتی های خود را تعدیل وتخلیه می‌نمایند. تمایل به ارتباطات اجتماعی و حرف زدن در زنان بیشتر از مردان است. به همین دلیل چنانچه درك و آگاهی زن و مرد، نسبت به این خصوصیت ضعیف باشد، مطمئناً آنان را دچار سوء تفاهمات جدی در زندگی مشترك خواهد نمود.
.۶ نگاه مردان به مسائل، كلی تر است
مردها معمولاً وارد جزئیات و نكات ظریف نمی‌شوند، در حالی كه زن ها به عمق مسائل و اجزاء ریز در ارتباطات و دیگر موارد، توجه زیادی دارند. معمولاً این خصوصیات زن و مرد، موجب می‌شود زن تصور كند مرد در باره بسیاری از مسائل بی دقت و بدون توجه است و مرد نیز همسرش را فردی حساس و ریزبین بداند كه همیشه ذهن خود را برای موارد و مسائل پیش پا افتاده و كم اهمیت، درگیر و مشغول می‌سازد.
.۷جذابیت های جسمی ‌و آراستگی برای مردها بسیار اهمیت دارد
مردها بیش از زن ها تحت تأثیر جذابیت های جسمی‌و آراستگی زن قرار می‌گیرند كه این نیز یكی دیگر از تفاوت های مهم آنهاست.
.۸زن ها عاطفی تر از مردها هستند
یكی دیگر از تفاوت های عمده بین زن و مرد، عاطفی تر بودن زنان است و این انتظاری است كه زن ها، از مردها نیز دارند! مثلاً زنی كه همواره تاریخ دقیق روز ازدواج ، تاریخ تولد همسر، مكان آشنایی و … را به یاد دارد و چه بسا به مناسبت آنها، برای همسر خود، هدیه هایی هم تهیه كند، وقتی با شوهری روبه رو می‌شود كه نسبت به این مسائل بی اعتنا یا فراموشكار است، نخستین احساسش آن است كه همسرش نسبت به او بی علاقه و بی اهمیت است.
باید دانست ادامه چنین تفكرات منفی و برخوردهای احساسی در مدت زمانی اندك، موجب بروز سوء تفاهم و دلسردی از زندگی مشترك می‌شود. لذا آگاهی از این نكات ضمن آن كه از ناراحتی های بسیاری جلوگیری می‌كند، احساس مهارت در زندگی مشترك را در شخص رشد می‌دهد و او را به موفقیت می‌رساند.
۹.مهارت در همدلی با افراد
همدلی با افراد مهارت خاصی می‌خواهد. همدلی به برقراری ارتباط عمیق و صمیمی‌به انسان ها كمك بسیاری می‌كند. گاهی اوقات افراد به اشتباه، تصور می‌كنند تفاهم به این معناست كه ما با فرد مقابل، كاملاً همفكر و هم عقیده باشیم، در حالی كه باید گفت چنین تصوری از پایه و اساس اشتباه است، زیرا هیچ گاه نمی‌توان دو انسان را یافت كه به طور كامل شبیه یكدیگر باشند.
اختلاف و تفاوت در دیدگاه ها، سلیقه ها، آرزوها، عقاید و علایق، همه و همه، امری طبیعی و كاملاً عادی است. اما آنچه این اختلاف و تفاوت را می‌تواند برای ما، قابل درك و فهم سازد، همان «همدلی» است كه به واسطه آن، می‌توانیم بسیاری از مشكلات ارتباطی خود با دیگران، خاصه شریك زندگی مان، را برطرف سازیم.
اصول مهارت همدلی
. به صحبت های دیگران خوب گوش كنید.
هنگامی‌كه كسی صحبت می‌كند، كار دیگری انجام ندهید. خوب گوش كردن یا به عبارت دیگر، گوش كردن فعال، پایه و اساس هر نوع ارتباط سالمی‌است. نمی‌توان هم كتاب خواند و هم به صحبت های طرف مقابل گوش داد. چون بین شنیدن و گوش دادن، تفاوت زیادی وجود دارد. همچنین توجه كنید كه هنگام صحبت كردن طرف مقابل، به صورت او نگاه كنید تا مطمئن باشد نسبت به صحبت هایش، هر چند معمولی و عادی، دقت، حرمت و حساسیت لازم را قائلید. حتی گاه با اظهار كلماتی چون بله! عجب! خوب! فهمیدم! پس این طور! به او نشان دهید كه كاملاً به صحبت هایش و آنچه كه می‌گوید، توجه دارید و برای این توجه تمركز كافی داشته باشید.
. با احساس و عواطف طرف مقابل‌تان همراه و هماهنگ شوید.
هنگام همدلی، سعی كنید طرف مقابل خود را درك كنید. آن هم به طور حقیقی و دور از هرگونه تظاهر و تصنعی ریاكارانه یا از روی اجبار! بلكه از روی عاطفه و احساس هماهنگ با طرف مقابل. مثلاً هیچ وقت نمی‌توان با فردی كه با صدا و حالتی حزن آلود، درباره مسئله یا موضوع ناراحت كننده ای سخن می‌گوید، با لحنی شاد و سرشار از سرخوشی سخن گفت. البته عكس این مثال نیز صادق است.
.به احساسات و هیجان های طرف مقابل تان توجه داشته باشید.
بیشتر اوقات، فردی كه از شرایط و مسایل خود، سخن می‌گوید و به شرح مشكلات یا درد دل هایش می‌پردازد، قبل از آن كه به دنبال راه چاره یا پند و اندرز و یا راهنمایی باشد، نیاز دارد تا مخاطب او، متوجه احساس و حالت و هیجان او شود و موقعیت های احساسی او را درك كند. شما باید با توجهی كه نسبت به احساس و هیجان او می‌كنید، این خواسته را برای وی به اثبات برسانید.
.خود را به جای طرف مقابل بگذارید.
تنها در این صورت است كه می‌توانید از دریچه چشم وی، به مشكلات نگاه كنید و احساسات و موقعیتش را دریابید تا بتوانید همدلی لازم را درباره اش داشته باشید.
. در همدلی با طرف مقابل، از جمله های قاطع استفاده نكنید.
معمولاً شدت ناراحتی و هیجان در فرد نیازمند به همدلی، به حدی است كه موجبات آزردگی و آسیب پذیری را در او، مستعد می‌سازد. بنابراین باید مراقب بود تا با چنین فردی، با كلمه ها و جمله های قاطع و بُرنده، صحبت نكنیم. چه بسا كه در تشخیص احساس و معانی سخنان وی اشتباه كرده باشیم آن وقت به دلیل قطعیت نظر و صحبتی كه داشته ایم، نه تنها همراه و همدل او نبوده ایم، بلكه به نوعی وی را آزرده خاطر و منزجر نیز كرده ایم.
۱۰.مهارت حل اختلاف
این مهارت نیز، همانند بقیه مهارت ها، برای ازدواج و تشكیل زندگی مشترك و اصولاً برقراری ارتباط درست با دیگران ضروری و واجب است. آنچه مسلم است، بروز اختلاف و تفاوت بین افراد، امری كاملاً عادی و طبیعی است. منتها مهمتر و طبیعی تر آن است كه نسبت به حل این اختلافات، اشراف داشته باشیم و بتوانیم اختلاف یا سوء تفاهمات خود یا دیگران را به گونه ای حل كنیم كه رضایت همه فراهم آید؛ و این رضایت حاصل نخواهد شد مگر با كسب مهارت در حل اختلافات.
اصول مهارت حل اختلاف
- صحبت كنید، اما بدون پرخاش و توهین و تندی.
حل اختلاف، در زمان عصبانیت، حاصلی جز تخریب بیشتر نخواهد داشت. پس بهتر آن است كه همیشه بعد از آرام شدن محیط و افراد، اقدام شود.
- منفی سخن نگویید.
اگر برای وصل كردن، قدم جلو می‌گذاریم، باید دقت كنیم از به كار بردن سخنان نومید كننده و تحریك كننده و در مجموع منفی، خودداری نمائیم.
- در اولین قدم اختلاف، آن را حل كنید.
به محض احساس اختلاف یا سوء تفاهم، درصدد حل آن برآیید. چون اگر شامل مرور زمان شود، تبدیل به كینه و رنجش می‌شود. به خاطر داشته باشید صحبت و بازگو كردن ناراحتی ها و سوءتفاهمات، كمك مؤثری برای رهایی از غم و اندوه است و حل اختلافات را نیز سهل تر می‌نماید.
- از طرف مقابل خود، یا طرفین اختلاف، درخواست كنید تا خیلی سریع، وقت مناسبی را با هماهنگی یكدیگر، برای حل اختلاف، اختصاص دهند.
- احساس شرم و گناه و خجالت را برای طرف مقابل به وجود نیاورید.
چنانچه ما با طرف مقابل خود، دچار مشكلی شده اید یا برای حل اختلاف دیگران، می‌خواهید اقدام نمائید، هرگز نباید به گونه ای صحبت كنید كه دیگری یا دیگران را دچار احساس خجالت، گناه یا شرمندگی كنید. طعنه و كنایه را نیز باید از لحن و كلامتان حذف نمایید.
- نظر و عقیده خود را بیان كنید.
ناراحتی خود را عنوان كنید و درباره اش سخن بگویید بدون آن كه قضاوت یا سرزنش كنید و حكمی‌صادر نمایید.
- دیگری یا دیگران نیز حق دارند.
به طرف مقابل خود یا دیگرانی كه با یكدیگر دچار اختلاف شده اند، اجازه كافی بدهید تا از ناراحتی ها و مشكلاتشان صحبت كنند. تخلیه روانی، فرد را برای طرح یا پذیرش مسائل متفاوت و سپس حل مشكلات، آماده تر می‌نماید.
- عذرخواهی مشكل نیست.
در زمان حل اختلاف، چنانچه فرد متوجه اشتباه خود بشود، بهتر است فوری با یك جمله كه حاكی از ندامت و عذرخواهی اوست مسئله را ختم به خیر كند. «عذرخواهی» نه تنها فرد را كوچك نمی‌كند، بلكه دیگران را متوجه انعطاف و دقت نظر او نیز می‌سازد. حال چنانچه لزومی‌به عذرخواهی هیچ كسی مشاهده نشد، توافق و به قول معروف، كنار آمدن با هم، مسیری تازه برای رفع سوء تفاهمات و برقراری ارتباطات جدید خواهد بود.
- هربار، فقط یك موضوع را مطرح كنید.
برای هر مشكل، یك جلسه مشخص را اختصاص دهید. چرا كه در صورت صحبت و طرح همه ناراحتی ها و مشكلات در یك جلسه، نه تنها راه حلی حاصل نخواهد شد، بلكه به لحاظ یادآوری و تداعی یا درهم پیچیدگی ناراحتی ها، دامنه اختلافات وسعت بیشتری خواهد گرفت.
لازم به یادآوری است كه مهارت حل اختلاف، در روابط خانوادگی، خاصه ارتباط میان زن ها و شوهرها، اهمیت بسیاری دارد. ضمناً باید در نظر داشت كه در این روابط، حفظ احترام ادب و حرمت و همكاری و تعادل، برای همگان امری لازم و واجب است.
۱۱.مهارت تصمیم گیری
تصمیم گیری نیاز به مهارت دارد. انسان ها به صورت های مختلفی تصمیم گیری می‌كنند، خواه این تصمیم درباره معامله ای باشد یا اشتغال به كاری یا انجام عملی یا ازدواجی.
انواع تصمیم گیری
۱.تصمیم گیری احساسی؛ كه تصمیم براساس یك احساس خاص ( عشق ، خشم، كینه، حسادت و كمك و…) گرفته می‌شود.
 
.۲ تصمیم گیری اجتنابی؛ تصمیمی‌كه فرد به دلیل ترس و نگرانی كه دارد، سعی می‌كند تا آنجا كه می‌تواند آن را به تعویق اندازد. این گونه اتخاذ تصمیم، امكان آن را به وجود می‌آورد كه فرد، فرصت های مناسب زندگی خویش را از دست بدهد.
 ۳. تصمیم گیری اخلاقی؛ تصمیمی‌است كه فرد، برای انجام آن به دلایل اخلاقی تكیه می‌كند. مثلاً ادامه دادن به یك زندگی مشترك مملو از تنش و پر تشنج، به دلیل وجود فرزند.
۴.تصمیم گیری تكانشی؛ این نوع تصمیم گیری، بسیار سریع و بدون توجه به عاقبت كار، یا ارزیابی و توجه به موقعیت ها و شرایط صورت می‌گیرد. مثلاً فردی، فرد مقابل خود را برای كاری كه در نظر دارد ترغیب به عجله می‌كند و قدرت تفكر در مورد یك عمل درست را از او می‌گیرد.
۵.تصمیم گیری مطیعانه؛ سبك تصمیم گیری مطیعانه، می‌تواند صدمه زیادی به موضوع تصمیم و یا به عنوان مثال، به ازدواج فرد، وارد كند. در تصمیم گیری مطیعانه، دیگران برای یك یا دو نفر یا موضوعی، تصمیم می‌گیرند بدون آن كه فرد یا افراد یا موضوعی كه تصمیم بر روی آن اجرا می‌شود، نقشی در این تصمیم گیری داشته باشند. نمونه این تصمیم گیری را می‌توان در ازدواج های سنتی مشاهده كرد.
۶.تصمیم گیری عقلانی؛ سالم ترین تصمیم ها، تصمیمی‌است كه براساس تفكر، بررسی و مطالعه، ارزیابی و تحقیق صورت بگیرد. تصمیم گیری عقلانی، براساس واقعیات است و معمولاً خطا و اشتباه در آن به ندرت دیده می‌شود.
اصول تصمیم گیری عقلانی
تصمیم گیری عقلانی نیز مانند بقیه مهارت ها، دارای اصول مهارتی است كه به ترتیب ذیل است:
- مواجه شدن با یك تصمیم: زمانی است كه فرد متوجه می‌شود باید تصمیم بگیرد. بنابراین روی آن تمركز كرده و ضمن روشن كردن موضوع تصمیم، اطلاعات مورد نیاز را جمع آوری می‌نماید.
- حق انتخاب و بررسی مورد تصمیم بر اساس اطلاعات: با راه حل ها و اطلاعاتی كه فرد به دست آورده، این حق را می‌یابد تا تصمیمی‌درست برای انتخاب، ازدواج یا انجام كار مورد نظرش بگیرد.
- ارزیابی پیامدهای پیش بینی شده حق انتخاب: فرد پیامدهای متفاوت از انتخاب ها را مورد بررسی و ارزیابی قرار می‌دهد تا معقول ترین آنها را انتخاب كند.
- تعهد به تصمیم: نسبت به تصمیمی‌كه گرفته می‌شود باید پایبند بود و به آن اعتقاد داشت.
- برنامه ریزی برای انجام تصمیم: حتی تصمیم عقلانی نیز نیاز به برنامه ریزی دقیق دارد.
- اجرا یا انجام تصمیم: در این مرحله، فرد به صورت عملی وارد مراحل برنامه ریزی شده می‌شود. مثلاً تصمیم به ازدواج كه مراحلی همچون خواستگاری ، نامزدی ، خرید و غیره دارد.
- ارزیابی پیامدهای واقعی اجرا یا انجام تصمیم: فرد به بررسی و ارزیابی تصمیمی‌می‌پردازد كه یا ناموفق بوده یا آن موفقیت لازمی‌را كه فكر می‌كرده نداشته است. در اینجا فرد مراحلی را كه از سر گذرانده، مورد بررسی قرار می‌دهد تا برای برنامه آینده اش، شروع به برنامه ریزی كند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم آذر 1387ساعت 15:15  توسط | 
 

بـرخـی تـصورات غـلــط در بدو آشنایی و شكل گیری رابطه می تـواند منجر به شكست و ناكامی گردد از جـمـله آنـهـا می توان به موارد زیر اشاره كرد:

1- شمـا تـصـور می كنـیـد تنها به صرف آنكه شریك خود را دوست دارید می توانیـد وی را به دلخواه خودتان تغییر دهید.

 

2- شما تصور می كنید خواسته و امیال شما همان خواسته و امیال شریك جدیدتان میباشد.

 

3- شما تصور می كـنـیـد عشـق و رابــــطه جاودانه است: مادامی كه من عاشـق شریك زندگی خود باشم و انـرژی، پول و وقت خود را برای وی مصروف دارم، او نیز همیشـه دركنار من خواهد ماند.

 

4- شما تصور می كنید همواره شریك زندگیتان می باید در دسترس و فریاد رس شما باشد. حتی اگر شما در بدترین شرایط و سطح در زندگی باشید. چون فداكاریهای بسیاری در حق وی روا داشته اید.

 

5- شما تصور می كنید شریك زندگی شما مسئول شادی، خوشبختی و آرامش در زندگی شما میباشد.

 

تمام تصورات فوق اشتباه می باشد. اكنون به نكات زیر برای هر چه موفقیت آمیز گشتن رابطه جدیدتان به دقت توجه كنید:

1- شما قادر به تغییر دادن فرد دیگری نمی باشید. شما تنها قادرید خودتان را تغییر دهید كه چگونه با تحولات پیرامون خود كنار بیایید. آیا شما می خواهید كه شریك شما همان شخصیت و ماهیت اصیل خود را حفظ كند و یا آنكه كسی باشد كه خود مایل به آن نیست؟

 

2- عشق و رابطه عبارت است از: برآورده ساختن دو جانبه نیازها. ممكن است در مواقعی شریك شما در شرایط روحی نامساعد قرار گیرد و تمایلی نداشته باشد كه شما در كنار او باشید و به تنهایی نیاز داشته باشد. این واقعیت را بپذیرید. عشق تبادل انرژی میان دو انسان است.

شما تنها قادرید خودتان را تغییر دهید كه چگونه با تحولات پیرامون خود كنار بیایید. و نباید انتظار تغییر همسرتان را به دلخواه خود بدانید.
3- بطور طبیعی ما همگی به سمت فردی گرایش می یابیم كه از ارتعاشات انرژی بالاتری نسبت به ما برخوردار باشد. بنابراین كسی كه غرغرو، بد خلق، دمدمی مزاج، پرخاشگر، كینه توز و خودخواه باشد طبعا ما را جذب خود نمی كند. بر عكس فردی كه بشاش، سرحال، شاد، و برخوردار از اعتماد بنفس و خودباوری بالا و سالمی باشد ما را مجذوب خود خواهد ساخت.

 

4- شادی و خوشبختی یك حالت ذهنی می باشد كه ما مختار به انتخاب آن می باشیم. تمام شادیها و رنجها و اندوهها توسط خود شما خلق می گردند و از خارج شما و یا توسط دیگران سرچشمه نمی گیرند. بنابراین شریك خود را مسئول خوشبخت ساختن خودتان ندانید. خلاصه شما نباید برای برآورده سازی نیازهای احساسی خود به شریك خود وابسته باشید. تنها این شما هستید كه مسئول احساسات خود و خلق لحظات مثبت و شیرین در زندگی خود می باشید.

 

5- منتظر شریك زندگی ایده آل برای آغاز یك رابطه نباشید. و یا آنكه از شریك خود انتظار كامل بودن نداشته باشید. ممكن است روزی شریك شما دست به عملی زده و یا حرفی بزند كه سبب رنجش، خشم و نا امیدی در شما گردد. اما بدانید كه هیچكس كامل نیست حتی شما. بنابراین منصفانه جایز الخطا بودن انسانها را بپذیرید. 

شما نباید برای برآورده سازی نیازهای احساسی خود به شریك خود وابسته باشید

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم آذر 1387ساعت 14:39  توسط | 
طی دوران جوانی خود، از رابطه ی جنسی سالم و خوبی لذت برده اید، اما اخیراً از رابطه ی جنسی خود با همسرتان دیگر احساس رضایت نمی کنید. با خود فکر میکنید میل جنسیتان کاهش پیدا کرده و از بین رفته است. چرا باید کارهایی که در گذشته برایتان لذت بخش بود، اکنون دردناک باشد؟

چند وقتی است نگران سلامت جنسیتان شده اید. شما تنها نیستید. زن های بسیاری در بعضی مراحل زندگی دچار مشکلات جنسی می شوند. در طی دوران یائسگی، بیش از نیمی از خانم ها دچار ناتوانی جنسی می شوند. با بالا رفتن سنتان، عملکرد بدن شما دستخوش تغییر می شود. عملکرد جنسی نیز از این امر مستثنی نیست. مطمئناً نیازها و کارایی جنسی شما در ۶۰ سالگی مثل زمانی نخواهد بود که نصف این سن را داشتید. گرچه مشکلات جنسی انواع مختلف دارند، اما اکثر آنها قابل درمان می باشند. برای بازیابی سلامت جنسیتان، باید بتوانید آناتومی بدنتان را شناخته و واکنش فیزویلوژیک نرمال آن را به محرکات جنسی تشخیص دهید.

طرح مشکل :

منظور از ناتوانی جنسی، ایجاد مشکلات مکرر و پی در پی در مراحل مختلف واکنش جنسی می باشد. تا زمانی که این مسئله زیاد باعث پریشانی شما و بر هم خوردن رابطه تان با همسرتان نشده است، نمی توان آن را یک اختلال تصور کرد. ناتوانی جنسی در خانم می تواند در همه ی سنین اتفاق بیفتد.

پزشکان و متخصصین معمولاً ناتوانی جنسی در خانم ها را به چهار گروه تقسیم می کنند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387ساعت 17:1  توسط | 
رفتارهایی که باعث نابودی رابطه عاشقانه زن و شوهر می گردد:
۱ – شوهرهایی که تعصب بی جا را با غیرت اشتباه گرفته اند.
خانمش را چون یکی شی می پندارد. به نام دوستی و عشق، او را  با توهمات خود زندانی کرده و قوانین ممنوعیت را برای همسر خود وضع می کند. مثلا: جواب دادن به تلفن ممنوع؛ رفتن به خانه پدر و مادر ممنوع؛ سرزدن به دوستان ممنوع؛ درس خواندن و دانشگاه رفتن ممنوع؛ داشتن شغل ممنوع؛ اردو و مسافرت ممنوع؛ استفاده از رایانه و اینترنت ممنوع؛ خندیدن با صدای بلند در محيط خانواده و محارم ممنوع؛ تعریف و توضیح در مورد آقایان ممنوع؛ رفتن کنار پنجره ممنوع؛ نامه نوشتن ممنوع؛ بیرون رفتن از منزل ممنوع .
 
۲ – شوهرهای سلطه جو، زورگو و کنترل کننده؟!
 چنین شوهرانی حق انتخاب را به کلی از همسرشان می گیرند و این حق انتخاب را فقط برای خود به رسمیت می شناسند.

از تصمیم های مهم و کلی تا جزئی ترین مسائل باید زیر نظر آنها و به فرمان آنها باشد. به عنوان مثال بعضی از اعمال و مستبدانه این آقایان عبارتست از: تصمیم در انتخاب محل زندگی به تنهایی؛ تصمیم گیری در مورد فرزند داشتن؛ تصمیم در مورد رفت و آمد و میهمانی رفتن، تصمیم در ارتباط یا  قطع رابطه با بعضی از فامیل یا دوستان از روی دل خودشون؛ تصمیم گیری در مورد شغل خانم، تصمیم گیری در مورد رشته تحصیلی و محل تحصیل همسرشان بدون توجه به نظر او؛ انتخاب رنگ پرده ؛ انتخاب نوع مبل؛ انتخاب رنگ و نوع فرش؛ انتخاب ظروف و لوازم منزل، در اختیار گرفتن و  به نام زدن سند شش دانگ ریموت تلویزیون و ویدئو، انتخاب و تماشای برنامه های دلپسند خود از تلویزیون بدون توجه به خانواده و همسرشان؛ انتخاب نوع و رنگ لباس داخل منزل خانمشان؛ دستور به خانمشان در مورد چگونه فکر کردن، چگونه حرف زدن، چگونه احساس کردن و چگونه رفتار کردن. ( خانواده سخت گیر در تربیت)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387ساعت 16:59  توسط | 
خانم محترم !

اگر رابطه شما با همسرتان صمیمی نیست و اگر احساس می کنید همسرتان از شما فاصله گرفته است همیشه مقصر تمام مشکلات همسر خود را ندانید . آیا تا کنون به این مسئله فکر کرده اید شاید شما هم تمام تلاش خود را برای یک رابطه صحیح به کار نبسته اید .

در زیر نکاتی را به شما یادآور می شویم که می تواند به بهبود روابط شما با همسرتان کمک کند:
۱ - همسرتان را به عنوان یك مرد بپذیرید و برای شناخت دنیای مردانه او دانش و آگاهی خود را افزایش دهید.
۲ - همسر خود را به چشم یك شی‌ء مسؤول ننگرید. بلكه به شخصیت وجودی او احترام بگذارید.
۳ - جنبه یا بخش‌هایی از شخصیت شوهرتان را كه باعث تمایز او از سایرین می‌شود مورد توجه و تحسین قرار دهید.
۴ - برای این كه همسرتان با شما روراست باشد سعی كنید او را درك كرده و برای افكار و احساساتش ارزش قایل شوید. اگر حرف‌ها و گفته‌های او مطابق میل شما نیست از خود واكنش تند نشان ندهید زیرا به این وسیله بذر بی‌اعتمادی در زندگی خود می‌كارید.
۵ - وقتی همسرتان با شما درد دل می‌كند و راز دلش را با شما در میان می‌گذارد، احساساتش را بپذیرید و به او نگویید كه اسرار درونش ناخوشایند و بی‌رحمانه است‌‌.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387ساعت 16:55  توسط | 
سئوالاتی كه بايد در جلسات خواستگاری مطرح شود

چه سئوالاتی در جلسات آشنایی دختر و پسر جهت خواستگاری و ازدواج باید مطرح شود:
نکاتی وجود دارد که در طرح سئوالات جلسات خواستگاری ، شناسایی دختران و پسران در رابطه هایشان یا ….، کمک می کند که فرد شناخت عقلانی ( نه احساسی) نسبت به طرفش کسب کند باید دارای شرایطی باشد که بعضی از آنها به قرار ذیل است:
۱ - فکر نکنیم که سئوالات باید استاندارد شده و از پیش تعیین شده  و با جوابهای مشخص باشد، باید هنگام گفتگو مانند آدم آهنی خشک نباشیم و سعی کنیم سئوالات را در همان جلسه نسبت به هرچیزی که مبهم هست، طرح کنیم.
۲ -  سئوالات کلی برای شروع خوبست ولی فایده های آن اندک هستند. مثلا این سئوالات:
نظر شما در مورد حجاب چیست؟
-  شما چه توقعی از همسر آیند ه ات داری؟
 - شما نظرت در مورد اخلاق و ایمان چیه؟
-  میعارهای شما برای ازدواج چیست؟
-  شما چه نقشی برای  زن در خانواده ، یا چه نقشی برای مرد در خانواده قائل هستید؟
چون سئوالات این چنین کلی، حتما جواب کلی دارد و جوابهای کلی چون مبهم و ناشفاف هستند ، طرفین همانطور که دوست دارند بر اساس ذهنیات خود تفسیر می کنند و این مفهوم شناخت از یکدیگر را با تحریف روبرو می سازد
۳ -  به جای سئوالات کلی، سعی کنید مفاهیم را به زودی به طرف مصداق ها و مثالهای عینی بکشانید، و با طرح مسئله فرد را در موقعیت قرار دهید. موقعیت هایی که هر روز در زندگی خانوادگی افراد پیش می آید و زوجین نسبت به آن واکنش احساس، فکری یا رفتاری نشان می دهند.
شما بهتر است به عنوان مثال به جای اینکه این سئوال کلی را بپرسید که نظرتان در مورد حجاب چیست؟ می توانید سئوالات جزئی زیر را بپرسید؟

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387ساعت 16:54  توسط | 
اراده و اعتماد بنفس شوهر خود را تقویت کنید

به مردان قدرت دهيد، تا صميميت فوران كند، مرد موجودي عاشق قدرت است‌. مرد از اين كه قدرتمند باشد حظ مي‌كند. در آسمان اوج مي‌گيرد و شما را نيز همراه خود مي‌برد. از اين كه توانا باشد و يا احساس توانايي كند، لذت مي‌برد. تا وقتي به گشتن اين احساس در مردان مشغوليد، بدانيد كه تنها مي‌توانيد خواب خوشبختي را ببينيد.

 اگر قدرت مرد را ناديده بگيريد و يا از آن انتقاد كنيد بدانيد كه ديگر پري روياهايش نخواهيد بود. او به دنبال كسي است كه به قدرت هايش ايمان داشته باشد و حتي ضعف‌هايش را در جهت تقويت توانايي‌هايش مثبت جلوه دهد. پس مراقب باشيد و بدانيد كه‌:

    ۱ - اگر خودتان داراي درآمد هستيد.
    هرگز درآمد و پولتان را به رخ همسرتان نكشيد. حتي اگر درآمد بيشتري داريد هرگز به روي خودتان هم نياوريد. بگذاريد همسرتان احساس كند كه همه چيز در دست اوست و اداره امور مالي خانواده به دست قدرتمند همسرتان اداره مي‌شود.

    ۲ - مطلقاً او را با كسي مقايسه نكنيد:
    نگوييد شوهر خواهرم دوتا خانه دارد. فلاني اينقدر درآمد دارد و تو هميشه مثل گداهايي‌. اگر واقعا به بهبود اوضاع مالي فكر مي‌كنيد او را براي تلاش بيشتر تشويق كنيد. انتقاد دشمن صميميت است‌.

    ۳ - تو بي‌عرضه‌اي‌! فاتحه خواندن بر صميميت است‌.
    تو بي عرضه‌اي‌! يعني فرو ريختن مرد. يعني به دست خود خانه را خراب كردن‌. هر مفهوم مشابه تو بي‌عرضه‌اي فاتحه‌اي بر صميميت و عشق متقابل مرد است‌.

    ۴ - شوهرِ خود را حلال مشكلات بدانيد.
    مشكل را به او بگوييد و از او بخواهيد آن را حل كندو تأييد كنيد كه تنها او قادر به حل اين مسئله است‌.

    ۵ - به مردان اندرز ندهيد و نصيحت نكنيد.
    مردها دوست دارند كه مشكلاتشان را به تنهايي حل كنند و اگر به شما چيزي نمي‌گويد يعني به تنهايي قادر است موضوع را حل و فصل كند و در صورت لزوم با شما در ميان مي‌گذارند. با نصيحت نكردن‌، زندگي خود را عاشقانه كنيد.

    ۶ - سكوت مردان را نشكنيد.
    اين اشتباه خانمهاست كه وقتي مرد ساكت است‌، مدام به سمت آنها مي‌روند و با آنها حرف مي‌زنند. اگر او ساكت است به سكوت نيازمند است و احترام به اين سكوت يعني صميميت بيشتر. سكوت طولاني در زنان ممكن است به معني آزرده خاطر بودن باشد اما در مورد مردها اين طور نيست‌.

    ۷ - به مردان فضا بدهيد.
    گاهي شوهر خود را رها كنيد تا با خود خلوت كند. با دوستانش به ورزش برود و به خانوادة خود تنها سر بزند! مدام دنبال او نباشيد فضاي رها شدن‌، اين چيزي است كه آنها گاهي به آن نياز دارند. اگر به آنها اين فضا را هديه كنيد، آنها نيز به شما عشق مي‌ورزند.

    ۸ - مرد دوست دارد كه از او قدرداني شود.
    تشكر به مرد قدرت پرواز مي‌دهد. از هر كار كوچكي كه براي شما انجام مي‌دهد. تشكر و قدرداني كنيد تا او نيز بي حساب به شما عشق بورزد.

    ۹ - مرد بايد تأييد شود.
    توانايي‌هاي همسرتان را تأييد و مدام تأكيد كنيد او صاحب بهترين توانايي‌ها و شايسته‌ترين شوهر است و تأييد مردها يعني فوران صميميت‌.

    ۱۰ - بايد مورد اطمينان باشد.
    به او اعتماد كنيد. با اطمينان خاطر به اين كه او مي‌تواند و شما نيز مي‌توانيد به راحتي بسياري از كارها را به او بسپاريد.

    ۱۱ - مردها را تشويق كنيد.
    مرد عاشق تشويق است‌. كف زدن‌ها را فراموش نمي‌كند و پشت او زدن به علامت تشويق را حس مي‌كند. مرد، آفرين شما را تا عمر دارد به خاطر مي‌سپارد.
    من نيز لبخند شما را بعد از اجراي اين قوانين طلايي‌، تا هميشه به خاطر دارم‌

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387ساعت 10:45  توسط | 
زندگی مشترك افقی است روشن و جلوه گاهی زیبا برای تولدی دوباره؛ مشروط بر آن كه وجوه ضروری این اشتراك، یعنی توانایی ها و مهارت های خاص و سازنده، در تفكر، بینش و عملكرد انسان رؤیت و ملاحظه شود.

زیرا این مهارت ها و توانایی های انسان است كه در وقت لزوم، به یاری او می‌آید تا مشكلات ، اختلافات و نقاط ضعف و كاستی های زندگی مشتركش را برطرف نماید. حال چنانچه زندگی مشتركی كه براساس پیوندی مقدس از سوی زن و مرد، صورت پذیرفته، با عدم توانایی ها و مهارت های هر دو نفر و یا حتی یكی از آنها روبه رو شود، به طور مسلم، ادامه این زندگی با تلخكامی، ناراحتی و تنش و رنجش همراه خواهد شد.

بنابراین باید در نظر داشته باشیم بقا و تداوم و شیرینی یك زندگی مشترك، همیشه در گرو توانایی ها و مهارت های خاصی است كه در حقیقت تضمین كننده ای قابل اطمینان برای خوشبختی زوجین به حساب می‌آیند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387ساعت 10:41  توسط | 
دنیای زنان بعضی اوقات تفاوت های بزرگی با دنیای مردان دارد و ممکن است بعضی مردها این موضوع را درک نکنند، در اکثر اوقات زنان در هنگام ازدواج مخصوصا در سنین پایین تر تصور می‌کنند که شب های عاشقانه در کنار همسرشان خواهند داشت و این آرزوها را در مرد مورد علاقه خود جستجو می‌کنند. اما گاهی اوقات شاهزاده سوار بر اسب سفید رویای دختران تبدیل به دیو قصه ها می گردد.

خانم محترم ما می دانیم که همسر شما همان شاهزاده رویاهایتان  نیست ولی اطمینان هم داریم که او دیو  قصه ها هم نیست .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387ساعت 10:33  توسط | 

1- وقتي او در حال رانندگي است، به او اجازه دهيد فكر كند كه راننده خوبي است.

2- درباره روابط با دوستان قبلي و قديمي خود، زياد با او صحبت نكنيد.

3- به او نگوئيد كه خواستگاران زيادي داشته‌ايد.

4- وقتي با او به مهماني مي‌رويد، هميشه با او باشيد.

5- به او فرصت بدهيد تا دلش براي شما «تنگ» شود، آويزان او نباشيد.

6- به او اجازه دهيد دريابد كه روي حرف و عمل شما مي‌تواند حساب كند.

7- وقتي او از شما مي‌پرسد: «چه اتفاقي افتاده»، نگوئيد: «هيچي» و بعد انتظار داشته باشيد كه او علم غيب داشته باشد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم مهر 1387ساعت 5:26  توسط | 
1- عشق واكنشي آموختني و احساسي فراگرفتني است، شما با آموخته‌ها، باورها و شرطي‌هايتان عاشق مي‌شويد.

2- قبل از اينكه دريچه قلب خود را به روي كسي بگشائيد، تفاوت نگرشها و مصلحتها را درنظر بگيريد.

3- انتخاب همسر با «تفكر» مصلحت‌آميزتر است، با «چشم» انتخاب نكن، كه چشمها با ما روراست نيستند.

4- اگر با فرهنگ «پدرسالاري» يا «مردسالاري» بزرگ شده‌ايد، بايد بدانيد كه اين «بار آمدن» امروز جواب نمي‌دهد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم مهر 1387ساعت 5:23  توسط | 
امروزه بسیاری از افراد در سیر تفکر خود به دلیل عدم آشنایی با اصول تفکر منطقی و صحیح ، ناخواسته دچار خطای شناختی می شوند. عدم اطلاع از خطاهای شناختی ورطه ای بسیار خطرناک و سهمگین می داند. شاید بسیاری از گرفتاری های مردم ما به دلیل آلوده بودن افکار ما به این نوع خطا ها  باشد. به نظر می رسد افسردگی ، بی قراری ، رقابت های ناصحیح، خشونت،    پرخاشگری و بسیاری از رفتارهای غیر عادی ما بی ارتباط با خطاهای شناختی نباشند.آلبرت الیس روان شناس معروف این خطاها را شناسایی  و در قالب ده خطای شناختی معرفی نموده است. انسانهایی که تفکر غیر منطقی دارند و یا  خطاهای شناختی در افکارشان هویدا است،  در بسیاری از موارد اطلاع چندانی از این خطاها ندارند. شاید عدم اطلاع، باعث آلودگی این افکار با خطاهای شناختی می شوند. در این نوشتار سعی بر آن است که خطاهای شناختی به صورت ساده و در قالب مثال های روشن و واضح بیان شوند. امید است بسیاری از نگرانی ها، حالات و افکار نامطلوب  که در پشت این خطاهای شناختی وجود دارند، با اطلاع رسانی از بین بروند.


خطای اول: تفکر همه یا هیچ


در این نوع افکار قانون همه یا هیچ حاکم است . فرد یک رفتار، فکر، موفقیت ، ، پدیده یا موضوع را کلا سفید یا سیاه می بیند. هر چیز کمتر از کامل ، شکست بی چون و چراست. عدم قناعت به مقدار و یا بخشی از یک کار ، یک فعالیت و یا یک امتیاز ، آنها را از مزایای آن امر محروم می کند.  به طور مثال عده ای این نوع تفکر را دارند که یا باید فلان ماشین را داشته باشند  یا اصلا هیچ ماشینی را نمی خواهند.  این نوع تفکر در بسیاری از قسمت های زندگی دیده می شود. در مثالی دیگر مدرس دانشگاه بیان می دارد که اگر این تعداد دانشجو بود و با این شرایط به طور مثال من این درس را خواهم داد. در مثال دیگر خانمی که رژیم لاغری گرفته بود، پس از خوردن یک قاشق بستنی گفت: برنامه لاغری من دود شد و به هوا رفت. با این طرز تلقی به قدری ناراحت شد که یک ظرف بزرگ بستنی را تا به آخر نوش جان کرد.

خطای دوم:تعمیم مبالغه آمیز


افرادی که  این نوع خطا را در افکار دارند حقایق زندگی را پررنگ تر از مقدار واقعی آن می بینند. شدت و مقدار واقعی خیلی کمتر از مقدار و شدتی است که در ذهن فرد قرار دارد. فردی که دچار این خطای شناختی است ، هر حادثه منفی و از جمله یک ناکامی شغلی را شکستی تمام عیار و تمام نشدنی تلقی می کند و آن را با کلماتی چون هرگز و همیشه توصیف می کند. فروشنده دوره گرد افسرده ای که فروش خوبی نداشته و در حال رانندگی پرنده ای به شیشه اتومبیلش خورده بود گفت: چه بد شانس هستم، پرنده ها همیشه به شیشه اتومبیل من می خورند. شاید بتوان این طور بیان کرد که این افراد  به دلیل مبالغه در بخشی از افکار ، نمی توانند جوانب مثبت زندگی را ببینند. شاید در مثال ذکر شده بتوان این طور بیان کرد که این فروشنده دوره گرد ازخیلی مواهب که دارد غافل است و این که او ماشینی دارد که خیلی از فروشندگان دیگر ندارند .  

خطای سوم: فیلتر ذهنی


افرادی که دارای این نوع افکار هستند تحت تاثیر یک حادثه منفی همه واقعیت  را تار می بینند. به جزیی از یک حادثه منفی توجه می کنند و بقیه را فراموش می کنند.عدم توانایی در دیدن بخش های مهمتر این حوادث ، عاملی است که ذهن ما را درگیر می کند.  شبیه چکیدن یک قطره جوهر که بشکه آبی را کدر می کند. به مثالی توجه کنید: به خاطر طرز برخورد شایسته خود با همکاران اداره، از طرف رئیس اداره  تشویق می شوید، اما در این میان و در حین دریافت جایزه یکی از همکاران کلمه ای نه چندان جدی در مقام انتقاد به شما می گوید. روزهای طولانی  در حالی که همه گفته های مثبت و مراسم با ارزش تشویق را فراموش می کنید،  تحت تاثیر این انتقاد بسیار جزئی یک همکار، رنج می برید.

خطای چهارم: بی توجهی به امر مثبت
افرادی که دارای این نوع تفکر غیر منطقی هستند، توجه زیاد و با ارزشی به جنبه ها ی مثبت زندگی خود ندارند و همیشه  نکات مثبت را برای خود بی اهمیت جلوه می دهند. با بی ارزش شمردن تجربه های مثبت، اصرار بر مهم نبودن آنها دارند. کارهای خوب خود را بی اهمیت می خوانند، معتقدند که هر کسی می تواند این کار را انجام دهد. بی توجهی به امر مثبت شادی زندگی را می گیرد و شما را به احساس ناشایسته بودن سوق می دهد. به طور مثال  نگهبان ساختمان تجاری با تیز هوشی موفق به شناسایی یکی از سه سارقی شده بود که در هفته قبل از یکی از مغازه های این ساختمان دزدی کرده بودند. مسئول ساختمان ضمن قدردانی از نگهبان که بعد از چند روز موفق به کشف این گره شده بود از نگهبان خواست که  یکی از روزهای هفته زمانی را مشخص کند که در جلسه ای با حضور افراد و مالکین ساختمان از زحمات وی قدردانی شود. نگهبان امروز و فردا کرده و یکسره میگفت  کار مهمی نکرده ام و از تعیین وقت سرباز می زد.

خطای پنجم :نتیجه گیری شتابزده


بی آنکه زمینه محکمی وجود داشته باشد نتیجه گیری شتابزده می کنید. ذهن خوانی: بدون بررسی کافی نتیجه میگیرید که کسی در مورد شما منفی فکر می کند. پیشگویی: پیش بینی می کنید که اوضاع بر خلاف میل شما در جریان خواهد بود. بدون هر گونه بررسی می گویید« آبرویم خواهد رفت، از عهده انجام این کار برنخواهم آمد». و اگر افسرده باشید ممکن است به خود بگویید «هرگز بهبود نخواهم یافت».

خطای ششم: درشت نمایی


از یک سو در باره اهمیت مسایل و شدت اشتباهات خود مبالغه می کند و از سوی دیگر ، اهمیت جنبه های مثبت زندگی را کمتر از آنچه هست برآورد می کند.  به دلیل اعتماد به نفس پایین، این افراد چون خود را نسبت به دیگران دست کم می گیرند، در صورت انجام کاری خطا  ، این اشتباه خود را خیلی پررنگ تر از حد و حدود واقعی آن اشتباه می بیند. به طور مثال شخصی دوست قدیمی خود را می بیند و به او سلام می گوید، دوست قدیمی مانند همیشه سلام او را به گرمی جواب نمی دهد. او از این مسئله ناراحت می شود و این واقعه را برای خود فاجعه تلقی می کند. این درحالی است که شاید دلایل مختلفی برای سرد برخورد کردن وجود داشته باشد. از طرفی این قدر هم مهم نباشد ولی ساعتها این مسئله ذهن فرد را درگیر خود می کند.

خطای هفتم: استدلال احساسی
افرادی که دارای استدلال احساسی هستند فکر می کنند که احساسات منفی ما لزوما منعکس کننده واقعیت ها هستند. این نوع استدلال احساسی ما  را از بسیاری واقعیت ها دور نگه می دارد . به طور مثال : «از سوار شدن در هواپیما وحشت دارم، چون پرواز با هواپیما بسیار خطرناک است».« یا احساس گناه می کنم پس باید آدم بدی باشم». یا «خشمگین هستم، پس معلوم می شود با من منصفانه برخورد نشده است.» یا «چون احساس حقارت می کنم، معنایش این است که فرد درجه دومی هستم». یا «احساس نومیدی می کنم، پس حتما باید نومید باشم».

خطای هشتم: باید ها


انتظار دارید که اوضاع آن طور باشد که شما می خواهید و انتظار دارید .همیشه این انتظار محقق نمی شود و یا با درصد کمتری محقق می شود. به طور مثال نوازنده بسیار خوبی پس از نواختن یک قطعه دشوار پیانو با خود گفت:«نباید اینهمه اشتباه می کردم». آنقدر تحت تاثیر این عبارت قرار گرفت که چند روز متوالی حال و روز بدی داشت. انواع و اقسام کلماتی که «باید» را به شکلی تداعی می کنند، همین روحیه را ایجاد می نمایند. آن دسته از عبارت های «باید» دار که بر ضد شما به کار برده می شوند،به احساس تقصیر و نومیدی منجر می گردند. اما همین باورها، اگر متوجه سایرین و یا جهان به طور کلی شود منجر به خشم و دلسردی می گردد«نباید این قدر سمج باشد».خیلی ها می خواهند با «باید» ها و «نباید»ها به خود انگیزه بدهند. «نباید آن شیرینی را بخورم». این نوع فکر اغلب بی تاثیر است زیرا«باید» ها  تولید تمردد می کنند و اشخاص تشویق میشوند که درست برعکس آن را انجام دهند.

خطای نهم: برچسب زدن


برچسب زدن شکل حاد تفکر همه یا هیچ چیز است. به جای اینکه بگویید«اشتباه کردم». به خود برچسب منفی می زنید:«من بازنده هستم». گاه هم اشخاص به خود برچسب «احمق» یا «شکست خورده» و غیره می زنند. برچسب زدن غیر منطقی است، زیرا شما با کاری که می کنید ، تفاوت دارید. انسان وجود خارجی دارد اما «بازنده» و «احمق» به این شکل وجود ندارد. این برچسب ها تجربه های بی فایده ای هستند که منجر به خشم، اضطراب ، دلسردی و کمی عزت نفس می شوند. گاه برچسب متوجه دیگران است. وقتی کسی در مخالفت با نظرات شما حرفی می زند ممکن است او را متکبر بنامید. بعد احساس می کنید مشکل به جای رفتار یا اندیشه بر سر«شخصیت» یا «جوهر و ذات» او است. در نتیجه او را به کلی بد قلمداد می کنید و در این شرایط فضای مناسبی برای ارتباط سازنده ایجاد نمی شود.

خطای دهم : شخصی سازی و سرزنش


در این خطا، فرد خود را بی جهت مسئول حادثه ای قلمداد می کند که به هیچ وجه امکان کنترل آن را نداشته است. وقتی زنی از آموزگار پسرش شنید که او در مدرسه خوب درس نمی خواند با خود گفت « این نشان می دهد که من مادر بدی هستم» و چه بهتر که این مادر علل واقعی درس نخواندن فرزندش را می جست تا او را کمک کند. شخصی سازی منجر به احساس گناه ، خجالت و نا شایسته بودن می شود . بعضی ها هم عکس این کار را می کنند و سایرین و یا شرایط را علت مسائل خود تلقی می کنند و توجه ندارند که ممکن است خود در ایجاد گرفتاری سهمی داشته باشند « علت زندگی زناشویی بد من این است که همسرم منطقی نیست». سرزنش به خاطر ایجاد رنجش اغلب موثر واقع نمی شود

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم مهر 1387ساعت 18:20  توسط | 
 

به سؤالات زیر پاسخ دهید:

1 - آیا افسرده می شوی و گوشه گیر ، چون توان حل آنها را نداری؟!
2 - آیا مضطرب و عصبانی می شوی ، چون کارها بر وفق مرادت پیش نمی رود؟!
3 - آیا با اعتیاد به مواد ، خوردنی ها، خواب و شوخی و … خودت را به کوچه علی چپ می زنی و صورت مسئله را پاک می کنی؟!
4 - آیا سفره غمت را پیش دیگران می گشایی و دست نیازت را به هر سو در جهت حل مشکل دراز می کنی تا احساسات بدت را با آنها تقسیم کنی؟!
5 - آیا سعی می کنی که غمها ، دردها ، مشکلات و رنجهایت را تحمل کنی و با آنها بسازی؟!
6 - آیا برای حل مسائل و مشکلاتت و بر طرف کردن غمها و رنجهایت ، به فکر برنامه ریزی، تدبیر و راه حل می گردی؟!
7 - آیا برای خلاص شدن از موقعیت ، شدیدا بر تلاش خود می افزایی ؟!
8 - آیا برای حل مشکل خود ، سایر فعالیت های خود را متوقف می کنی و روی حل مشکل خودت تمرکز می کنی؟!
9 - آیا با خویشتن داری منتظر فرا رسیدن زمان مناسب برای حل مسائل می شوی؟!
10- آیا با افراد با تجربه و متخصص مشورت می کنی تا برای رفع آنها راه حلی مناسب بیابی؟!
۱1- آیا با تفسیر مجدد و مثبت سعی می کنی از جنبه های مثبت تر به رویدادها بنگری و از مشکلاتت در جهت رشد خود استفاده کنی؟!
12 - آیا با روی آوردن به مذهب و از خدا کمک طلبیدن به آرامش می رسی؟!
13-آیا بر هیجانات خود متمرکز شده ، و هیجانات خود را ابراز می کنی و با بیان نمودن و نشان دادن احساسات تخلیه می شوی؟!
14 - آیا مشکل را انکار می کنی و چنین وانمود می کنی که واقعا چیزی رخ نداده است؟!
15 - آیا عقب نشینی در رفتارت می کنی و برای رسیدن به اهداف خود، کوشش دیگری نمی کنی؟!
16 - آیا فکر می کنی به بن بست رسیدی و مغزت قفل می کند؟! یا در سیکلی از "اگرها" و "ای کاش های" و تخیلات می افتی؟!

وقتی شما در تنگنای مشکلی گرفتار آمدید، یا وجود عزیزتان گرفتار غم و رنجی شد ، شما گزینه های بی شماری در مواجه با آن پیش رو دارید که به عنوان نمونه در اینجا به 16 مورد اشاره شده است.
اکنون با خود خلوت کنید و به بعضی از گرفتاریهای اخیر خود بیندیشید و ببینید چگونه با آن برخورد کرده اید؟ این کمک می کند تا خود را بیشتر بشناسید و از عهده مسائل خود بهتر بر آئید. و نسبت به واکنش های خود آگاهانه برخورد کنید.
واقعیت این است که نحوه مقابله شما با مشکلات، به عوامل متفاوتی بستگی دارد از جمله اینکه: مشکل شما از چه نوع است و از چه رنج می برید؟ موقعیت و وضعیت شما چگونه است؟ چه تجربه هایی داشته اید؟ و اینکه شخصیت شما چگونه است. همه و همه نوع مقابله شما را با مشکلات تعیین می کند.
بیائیم در رابطه با مشکلاتمان از جنبه های مختلف به قضیه نگاه کنیم . شاید روزنه ای کوچک ما را به خورشید نورانی رهنمود سازد و مسیر ما را روشن سازد.

به نظر شما کارامدترین روشها کدامها هستند؟! آیا می توان گفت: متناسب با هر مشکل و رنجی ، یکی از این راه حل ها ارجح تر است؟!

به گفته بزرگی: به من اندیشه ندهید ، اندیشیدن یاد بدهید . به من جوابها را ندهید، بلکه سئوال کردن را بیاموزید.
 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387ساعت 8:35  توسط | 
 

اگر بخواهید به‌طور مداوم روی مشکلات زندگی زناشویی‌تان متمرکز شوید، باعث می‌شود رابطه‌تان حتی بدتر از آنچه که واقعاً هست به نظر برسد.


اگر همیشه به اشتباهاتی که مرتکب شده‌اید و اینکه چقدر از همسرتان عصبانی و ناراحت هستید فکر کنید، عصبانیت‌تان بیشتر و بیشتر خواهد شد و خاطره‌های خوشی که با هم داشته‌اید را خراب می‌کند. وقتی این اتفاق می‌افتد، دیگر نمی‌توانید یک تصویر متعادل از زندگی‌تان ببینید.


هرچه انرژی بیشتری را صرف پرداختن به مسائل منفی زندگی‌تان کنید، همه چیز بدتر و ناامیدانه‌تر به نظر خواهد رسید. وقتی به بخش منفی زندگی‌تان غذا می‌دهید، انرژی خلاقانه یخ زده و از بین می‌رود. در نتیجه، دیگر توانایی کشف راه‌حل‌های یاری‌رساننده یا داشتن دیدگاهی تازه و بکر را نخواهید داشت. با افکارتان، اعتقادات‌تان، رفتار و اعمال‌تان روی دیدگاه‌تان از واقعیت تاثیر می‌گذارید.


به گفته کاترین مانسفیلد: برای تغییر رفتارمان، نه تنها باید به زندگی از یک دید متفاوت نگاه کنیم، بلکه زندگی هم خود، متفاوت خواهد شد.


ظاهر زندگی به این دلیل متفاوت می‌شود و تغییر می‌کند که رفتارها و عملکردهای خود ما تغییر کرده است. در هر زمان، این شما هستید که تصمیم می‌گیرید، در مورد اتفاقات و رویدادهای زندگی‌تان و انسان‌های درون آن، با چه دیدی نگاه کنید.

این تعبیرها تجربه شما را از واقعیت شکل می‌دهد و بر ظرفیت شما همچنین بر انتظارات و توقعات شما در زندگی اثر می‌کند. وقتی انتخاب کنید که خصوصیاتی مثل محبت، صداقت، آرامش و لذت را در خودتان ایجاد کنید، این خصوصیات خیلی راحت زندگی و ازدواج‌تان را از این رو به آن رو خواهد کرد.


وقتی تصمیم می‌گیرید که حس خشونت، دشمنی، عصبانیت، حقه و نیرنگ و ترس را در زندگی‌تان کم کنید و از بین ببرید، انرژی بیشتری برای تولید راه‌حل‌های خلاقانه برای مشکلات زناشویی‌تان پیدا می‌کنید.


هرچه مثبت‌تر شوید، انرژی مثبت بیشتری به درون رابطه تان با همسرتان می‌آورید و وقتی این اتفاق می‌افتد، اتفاقات بسیار جالب و شگفت‌انگیز در زندگی‌تان روی خواهد داد.

 نکات زیر می‌تواند به شما کمک کند که چطور به خودتان یاد بدهید که روی نقاط مثبت در ازدواج و زندگی‌تان تمرکز کنید:


۱- هر روز وقت بگذارید و چیزهایی را که به خاطر آن در زندگی‌تان ممنون و شکرگذار هستید، لیست کنید. حتی چیزهای خیلی کوچکی که معمولاً نادیده گرفته می‌شوند مثل سه وعده غذایی که در روز می‌خورید، حمام داغ، گرما، یخچال و اجاق گاز، آب لوله کشی، امکانات پزشکی، و دوستانتان.

۲- هر روز نقاط مثبت و ویژگی‌های مثبت همسرتان را به خودتان یادآور شوید. به خاطر بیاورید که اولین بار چه ویژگی همسرتان شما را به او جذب کرد. یادتان بیاورید که چطور همسرتان پایه‌های رشد و ترقی شما را بنا کرد و چقدر از این تجربه استفاده کردید.

۳-در دفتر خاطرات روزانه‌تان درمورد ویژگی‌ها مثبتی که درخودتان وجود دارد که می‌خواهید آنها را رشد داده و ارتقا بخشید، بنویسید. اینها رفتارها، باورها، و ارزشهایی را شامل می‌شود که می‌خواهید روی آنها متمرکز شوید.

 

۴- وقت کمتری را با دوستان یا اعضای خانواده‌تان که افرادی منفی‌باف هستند و جز حس ناامیدی و افسردگی چیزی به شما نمی‌دهند، بگذرانید. این افراد که انرژی مثبت شما را می‌گیرند و از بین می‌برند، مثل ابلیس هستند. در عوض سعی کنید دوستان جدیدی پیدا کنید که حمایت‌کننده و نیروبخش باشند. 
 
 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387ساعت 8:33  توسط | 
بنا بر يك نظر‌سنجي كه اخيراً در يكي از نشريات درج شد 15 درصد زنان بيشتر وقتي مجذوب شوهرانشان مي‌شوند كه در كارهاي خانه با آنها همكاري كنند. چرا؟

خب، برخي از ما زنان جدا از اينكه از ديدن همسرمان كه پيش بند بسته و در شستن ظرف و ظروف و كارهاي خانه به ما كمك مي‌كند لذت مي‌بريم، دوست داريم از آقا يا مرد خانه مان تعبير و تفسيري از آن خودمان را داشته باشيم. درست است، چون همين همكاري مرد‌ها در كارهاي خانه ولو آنكه در جمع و جور كردن آشپز خانه يا رعايت نظم و انضباط در استفاده و نگهداري وسايل شخصي خودشان باشد، باعث مي‌شود كه ما خانمها فرصت بيشتري براي استراحت داشته باشيم.


با اينكه امروزه اكثريت ما زنها در بيرون از خانه كار مي‌كنيم هنوز هم حجم عظيمي از كارهاي خانه بر دوش ماست. نتيجه يك بررسي در انگليس نشان مي‌دهد كه زنان متاهل در هفته 15 ساعت از وقت خود را صرف رسيدگي به كارهاي خانه مي‌كنند، در حالي كه مردان متاهل در هفته فقط 5 ساعت از وقتشان را به همكاري در خانه اختصاص مي‌دهند.


اين بررسي همچنين حاكي از آن است كه خانم‌هاي متاهل نسبت به دوران پيش از ازدواجشان در هفته 5 ساعت بيشتر در خانه كار مي‌كنند، در حالي كه مردها پس از پشت سر گذاشتن دوران مجردي، از مقدار وقتي كه صرف رسيدگي به امور خانه مي‌كردند كاسته‌اند.


بنابراين، بي‌انصافي است كه از زنان بخواهيم وقت بيشتري را به كار در خانه اختصاص دهند آن هم فقط به اين دليل كه: تو زني و كارهاي خانه با توست، يا كار بيرون با آقايونه و كار خونه با خانم‌هاست. بله، خيلي‌ها فكر مي‌كنند چنين تقسيم‌بندي از كار آن هم به اعتبار جنسيت، گريز‌ناپذير است به خاطر داشته باشيد اگر همسرتان شما را دوست داشته باشد و به شما احترام بگذارد، از همكاري در كارهاي خانه روي گردان نخواهد بود و وقتي به او بگوييد كه پاداش اين همكاري، داشتن محيطي آرامتر خواهد بود ، با ميل و رغبت از همكاري با شما استقبال مي‌كند       

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم شهریور 1387ساعت 5:3  توسط | 
محققان معتقدند که رفتارهای پر خطر د رطول عمر افراد موثر است. به طور عمومی زنان بیشتر از مردان عمر می کنند و محققان در صدد کشف علت این امر هستند.


به گفته آنان سیرتکامل نیز در این امر نقش دارد. اما فاکتورهای دیگری نیز در توفیق زنان موثر است و رعایت این فاکتورها از طرف هر دو جنس ، منجر به زندگی سالم تر و طولانی تر می شود. بهتر است ابتدا نگاهی به طول عمر متوسط انسانها در امریکا بیاندازیم . اخرین آمار مربوط به این گزینش مربوط به سال 2004 میلادی است که طول عمر متوسط افراد را از زمان تولد 9/77 بر آورد نموده است و زنان درست 2/5 سال بیشتر از مردان عمر می کنند. این نا برابری تنها مربوط به کشور امریکانیست . بلکه طبق مطالعه ای که در سال 2006 د رانگلستان انجام شده ، پیش بینی گردیده که در سال 2006 در سراسر جهان این امر به حقیقت می پیوندد، حتی در کشورها ی جهان سوم .

رقابت برای مراقبت و توجه

در کتابی با عنوان "طبیعت بشر " بیان شده است که در بین حیوانان گونه مردان ، اغلب مجبور به رقابت برای جلب توجه گونه مونث هستند. مثلا طاووس نر با نمایش دم رنگارنگ خود یا گوزن نر با نمایش شاخ های خود نوعی رقابت و مبارزه را علیه یکدیگر شروع می کنند که می تواند خطر ناک باشد. به گفته محققان مردان بیشتر از زنان برای بدست آوردن جفت ، دست به انجام رفتارهای پر خطر و تهاجمی می زنند و این امر باعث بالا رفتن سرعت مرگ و میر در بین آنها می شود.

بعلاوه مردان بیشتر از زنان به خاطر تصادفات رانندگی یا سایر حوادث ، جرم و جنایت و خود کشی می میرند. بعلاوه بیان شده است که حد اکثر این تفاوت در سرعت مرگ بین دو جنس به خصوص در دوران جوانی قابل مشاهده است و علت عمده آن نیز، همان طور که گفته شد رفتارهای پر خطر است .

فعالیت های بی باکانه

مردان ، به خصوص آنهایی که محرومیت و تزلزل را در زندگی خود تجربه می کنند زندگی پر خطری را برای خود طراحی می کنند و این سرعت مرگ را بالا می برد. تمام این کارها برای کسب موفقیت و جایگاه و مقام بهتر است و در واقع این سرعت در مرگ ومیر مردان، به دلیل رقابت های شدید در جامعه می باشد.

زایمان های موفقیت آمیز

تا قبل از قرن 20، سالهای عمر مردان بیشتر از زنان بود و این به دلیل مرگ و میر فراوان ناشی از زایمان و مسائل مربوط به آن در بین زنان بیان شده است. ولی اکنون بدلیل مراقبت های شدید مادر و فرزند در دوران بارداری و بعد از آن ، این مسئله منتفی شده است و اکنون زنان با امنیت بیشتری قادر به تولد نوزادان خود هستند.

رفتارهای مخاطره آمیز

همان طور که بیان شد رفتارهای پر خطر و تجاوزگرانه در مردان بیشتر از زنان است و این مهمترین عامل در بروز این شکاف است. مهم ترین علت مرگ زنان همان طور که گفته شد مرگ ومیر ناشی از مسائل مربوط به زایمان و بارداری بود ه که اکنون به دلیل کنترل های شدید و به موقع این مشکل مرتفع شده است، اما هنوز مهمترین عامل مرگ ومیر مردان که همان تصادفات و جرم و جنایت ها است به طو رکامل کنترل و پیشگیری نشده و این عوامل هنوز به قوت خود باقی است. البته زنان نباید به این وضعیت و این جایگاه کنونی اطمینان کامل کنند ، زیرا اخیرا زنان نیز وارد صحنه مبارزه و رقابت و اقدام به انجام رفتارهای پر خطر، همچون استعمال دخانیات شده اند و این نگران کننده است. لازم به ذکر است که بعضی از دانشمندان مدعی هستند که زنان به دلیل داشتن بعضی از فاکتورهای ژنتیکی ویژه ، شانس زندگی بیشتری دارند ، که البته این در حد یک نظریه است و هیچ مدرک علمی مستدلی در این زمینه وجود ندارد.

ارتقا و افزایش طول عمر

مردان و زنان هر دو می توانند با تغییر سبک زندگی و ترک بعضی از عادت های غلط زندگی طولانی تر و توام با سلامتی بیشتری را برای خود به ارمغان آورند . برای مثال با انجام تمرینات ورزشی منظم و روزانه، تغذیه صحیح ، و از بین برد ن و یا حداقل کاهش فاکتور استرس و اضطراب در زندگی به کمک روش های مدیتیشین یا همان تزکیه نفس، اجتناب از رفتارهای پر خطر و بستن کمر بند ایمنی در هنگام رانندگی . در مجموع می توان گفت که تا حد قابل توجهی سرنوشت های زیبا و سالم به دست شما مکتوب می شود، پس هنرمندانه و زیرکانه بنویسید.
 
         ====سسییببد=============================================

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم شهریور 1387ساعت 4:59  توسط | 

 
تا به حال به اين موضوع فكر كرده ايد كه چرا بعضى افراد مجذوب شما نمى شوند؟ و گاهى احساس تنهايى مى كنيد؟

چطور مى توان افراد را درك كرد و با جلب اطمينان، آنها را به سوى خود جذب نمود؟ چقدر تا به حال به حرفهاي ديگران خوب گوش كرده ايد؟ وقتى طرف مقابلتان از احساس و عملش برايتان حرف مى زند به او اجازه بازگو كردن تمام حرفش را داده ايد؟ چقدر در بين گفته هايش سكوت كرده ايد تا ادامه بدهد؟


آيا توجه كرده ايد كه وقتى شخصى برايتان حرف مى زند و شما احساس او را مى فهميد و سعى مى كنيد اجازه دهيد كه با همان حس، خود را خالى كند، چقدر احساس عزت نفس و دوست داشته شدن و صميميت را به او داده ايد و چقدر از خشمش كاسته ايد؟ يا وقتى خود را جاى او مى گذاريد و به مسئله نگاه مى كنيد چقدر او را مى فهميد و به او هم احساس فهميده شدن مى دهيد؟ يا وقتى كه از جملاتى را بيان مى كنيد كه خودش فكر مي كند و پاسخگو هستيد، چقدر به او در حل مشكلاتش (توسط خودش) و رسيدن به استقلال كمك كرده ايد و يا با حركات غيركلامى و بيان جملات كوتاه تأييدى در بين بيان حرف ها و احساسش چقدر به او احساس با ارزش بودن و مهم بودن مى دهيد؟ و يا وقتى كه گاهى در جملات خود از ضمير «من» استفاده مى كنيد و حس خود را بيان مى كنيد، مى بينيد كه چطور اعتماد آنها را به خود جلب كرده ايد و آنها را حتى آماده كرده ايد كه احساسات و گفته هاى شما را بشنوند و درك كنند... انتظارات شما برايشان قابل احترام خواهند شد، مى بينيد كه چقدر به آنها قدرت مسؤوليت پذيرى مى دهيد.


نكته اى كه در بين گفت وگوهايتان با طرف مقابل بايد به آن توجه كنيد ميزان تمايل يا عدم تمايل شخص براى ادامه گفت وگو است.


مثلاً وقتى طرف مقابل از جايش بلند مى شود يا به ساعت نگاه مى كند و يا بيان سرد و بى احساسي در مقابل سؤال هايتان دارد متوجه مى شويد كه تمايلى به ادامه گفت وگو ندارد.


آيا توجه كرده ايد كه چرا در روابط خود با ديگران متوقع مى شويد و يا اصلاً منشأ توقع چيست؟


حال چقدر مى خواهيد بشنويد؟ آيا فكر مى كنيد كه ديگران به سمت شما نمى آيند و يا شما را نمى خواهند يا خود كارى مى كنيد كه آنها را از خود فرارى مى دهيد؟ آيا فكر مى كنيد كه ديگران شما را نمى فهمند و به انتظارات شما احترام نمى گذارند يا خود اين فرصت و موقعيت را براى خود نساخته ايد؟ آيا باز هم مى گوييد اعتماد به سختى به دست مي آيد؟ آيا باز هم نمى توان ديگرى را فهميد؟ چقدر تلاش براى درك ديگرى كرده ايد؟ آيا مى دانيد توجه شما غير مادى ترين و ارزشمند ترين چيزي است كه مى توانيد ببخشيد؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم شهریور 1387ساعت 4:53  توسط | 
   
  اغلب مهرطلب‌ها دودستي به اين باور اشتباه چسبيده‌اند كه همه برخوردها و تعارض‌ها مخرب هستند. از اين رو از جزيي‌ترين رويارويي‌ها شانه خالي مي‌كنند. شما هم اگر يك مهر‌طلب باشيد نمي‌توانيد بپذيريد كه تضاد و اختلاف بتواند فايده مثبتي براي شما داشته باشد. به جاي آن معتقديد كه همه اختلاف‌ها و تضادها خطرناك هستند، هول‌انگيز و ويرانگر هستند و قطعاً بايد به هر قيمتي كه شده است از آن احتراز نمود.
اين تصور و گما‌ن كه تعارض و اختلاف ممكن است در مواردي مفيد باشند و به روابط ميان اشخاص كمك كنند ممكن است يك تضاد و تعارض به نظر برسد. اگر با اختلاف برخورد سازنده كنيم مي‌تواند براي يك رابطه مفيد واقع گردد.
برخلاف آنچه ممكن است تصور كنيد زوج‌هاي شاد با زوج‌هاي ناراحت تفاوت چنداني ندارند. به عبارت ديگر تمامي روابط – روابط خوب و روابط بد – با اتفاق افتاده تضاد و تعارض صورت خارجي پيدا مي‌كنند.
اما نكته مهم در اين است كه با اين تعارض چگونه برخورد مي‌كنيم.
زوج‌هاي شاد و موفق مي‌توانند اختلافات را از ميان بردارند اما زوج‌هاي ناموفق از اين مهم بي‌بهره‌اند. زوج‌هاي شاد و خوشبخت ازوجود تعارض و اختلاف استفاده مي‌كنند تا به درك مشترك بالاتري برسند. اما براي زوج‌هاي ناراضي و ناموفق اختلاف و تعارض تلاشي است كه در آن تنها يك سمت مي‌‌تواند پيروز ميدان باشد و طرف ديگر طبق تعريف يك بازنده است.
زوج‌هاي شاد و موفق با اختلاف برخورد سازنده مي‌كنند تا هدف‌ها و پيوندهايي كه بايد سبب استحكام رابطه زناشويي شو‌د را پاره مي‌كنند.
اجازه بدهيد به اختلافي اشاره كنيم كه يك زن و شوهر به هنگام بيرون رفتن از منزل در شنبه شب با آن روبه‌رو مي‌شوند. اختلاف بر سر ترجيحات مي‌دهد. بعد براي رفتن به سينما مرد فيلم علمي و پرحادثه را ترجيح مي‌دهد و زن مي‌خواهد به تماشاي يك فيلم رومانتيك بنشيند.
به روشني اين زن و شوهر در انتخاب‌هاي اوليه خود با اختلاف نظر روبرو هستند اما كاملاَ امكانش هست كه اين دو بتوانند اختلافات را به كنار بگذارندو با هم به توافق برسند. نيازي به تبادل‌هاي خشمگينانه هم نيست.
زن و شوهر مي‌توانند با سكه‌اي شير يا خط بكنند، مي‌تواند با هم قرار بگذارند كه هر كس شيرآورد شام يا فيلم سينمايي را انتخاب كند و انتخاب دوم به عهده بازنده باشد. اين زن و شوهر مي‌توانند دو بار سكه را بيندازند، يك بار براي انتخاب رستوران و بار ديگر براي انتخاب فيلم سينمايي. اين امكان هم هست كه زن براي خشنود كردن شوهرش اولين انتخاب را به او بدهد اما مرد كه مي‌تواند همين كار را بكند و براي اين كه شوهر خوبي به حساب آيد انتخاب اول را به زنش واگذارد. و سرانجام اين كه زن و شوهر مي‌توانند توافق كنند كه با هم نظرات متفاوت و مخالف داشته باشند. مي‌توانند به اين نتيجه برسند كه ساندويچ بخورند و بعد به تماشاي يك فيلم كمدي بروند.
حالا زن و شوهر ديگري را در نظر بگيريد كه آن‌ها هم بر سر انتخاب رستوران و فيلم سينمايي با هم اختلاف نظر داشته باشند. اين زن و شوهر به جاي اين‌كه به يك تصميم تشريك مساعي كننده برسند آن قدر روي موضوع بحث مي‌كنند تا كارشان به منازعه و مشاجره مي‌كشد و حتي با تمام نيرو بر سر يكديگر فرياد مي‌كشند.
گفت‌وگوي آن‌ها مي‌تواند چيزي شبيه اتفاق زير باشد:
زن: ما هميشه هر جايي كه تو مي‌خواهي مي‌رويم، هر فيلمي كه تو مي‌خواهي تماشا مي‌كنيم. همه‌شان فيلم‌هاي احمقانه مورد علاقه مردها هستند. اين ابداً منصفانه نيست. تو خيلي خودخواه هستي. من همه شب براي تو آشپزي مي‌كنم و حالا حتي به من اجازه نمي‌دهي كه يك رستوران انتخاب كنم. اگر تو مرا به واقع دوست داشته باشي گهگاه مرا راضي مي‌كني.
شوهر: اَه اين قدر سخت نگير. تو سلطه‌جوترين زني هستي كه تاكنون ديده‌ام. تو بر تمام افراد خانواده رياست مي‌كني و فرمان مي‌دهي. من اين اجازه را به تو نمي‌دهم كه مرا هم كنترل كني. اگر تو به احساسات من بهاي بيشتري مي‌دادي‌ به فيلمي كه من به آن علاقه داشتم بها مي‌دادي. من ترجيح مي‌دهم در خانه بمانم اما به تماشاي فيلم‌هاي احمقانه مورد نظر تو نبايم. اگر اصرار داري كه هر چه تو مي‌خواهي باشد شايد بهتر است كه از خير بيرون رفتن بگذريم.
همان‌طور كه ملاحظه مي‌كنيد اين دو زوج در برخورد با يك موضوع مشابه روش‌هاي متفاوتي براي خود اختيار مي‌كنند. و تنها يك زوج مي‌تواند به هدف سازنده‌اي برسد. زوج دوم بعيد است كه بتواند به راه حل مشخص و مفيدي برسد. تنها كاري كه اين زن و شوهر مي‌توانند بكنند اين است كه در منزل بمانند و عصباني شب تعطيل را به صبح برسانند. علتش اين است كه جنگ و مشاجره زوج دوم بر سر رستوران يا سينما نيست. جنگ آن‌ها بر سر قدرت و كنترل است. و همان‌طور كه ملاحظه مي‌كنيد اين اختلاف‌نظرها مي‌تواند سبب بروز تنش در روابط زن و شوهر شود.
مقايسه ميان اين دو زوج به دو دلي مفيد است. نخست آن‌كه همان‌طور كه مي‌بينيد وجود اختلاف لزوماً به برخورد و رويارويي ختم نمي‌شود. دوم نشان مي‌دهد كه اين اختلاف نظر به چه سرعتي مي‌تواند به خصوص اگر از شيوه‌هاي مخرب استفاده شود به قلمرو خطرناكي وارد شود.
زوج اول به شكلي كه همكاري و تشريك مساعي در آن هست مسايل خود را حل مي‌كنند. با اين كاريكديگر را شاد مي‌سازند و مانع از آن مي‌شوند كه يك مشاجره و منازعه بالقوه كيفي زندگي آن‌ها را مخدوش سازد.
اما زوج دوم از روش برنده – بازنده در برخورد با اختلافات خود استفاده مي‌كنند. اختلاف نظر در اين باره كه چه بخورند و كدام فيلم را ببينند تبديل به يك جنگ قدرت‌طلبانه مي‌شود.
ممكن است ظاهراً عجيب به نظر برسد كه يك زن و شوهر بر سر موضوع بي‌اهميتي مانند انتخاب رستوران و فيلم سينمايي كارشان به برخورد و اختلاف بشكد. اما اگر شما در شرايط يك رابطه بد عملكردي قرار گرفته باشيد و يا اگر شاهد چنين رابطه اي بوده‌ايد به اين نتيجه رسيده‌ايد كه تكرار حوادثي از نوع آن‌كه براي زوج دوم اتفاق افتاد به مراتب بيشتر است.
مزاياي اختلاف نظر سازنده
اگر با اختلاف نظر به درستي برخورد شود مي‌تواند كاملاً سازنده و سودمند باشد. بسياري از كساني كه ‌با تعارض و اختلاف روبه‌رو مي‌شوند مي‌توانند با صحبت درباره موضوعي كه آن‌ها را ناراحت كرده است به راه حل‌هاي قابل قبول برسند.
وقتي اختلاف نظر به هدف حل و فصل مسئله نزديك مي‌شود توافق‌هاي جديد در اين خصوص كه چه چيزهايي قابل قبول هستند و يا نيستند صورت خارجي پيدا مي‌كنند. در اختلاف نظر سازند‌ه طرفين از مواضع قطبي شده فاصله مي‌گيرند تا به راه حل‌هايي برسند كه نيازها و خواسته‌هاي آن‌ها را بهتر حل و فصل كنند. وقتي اختلاف نظر به طرز مؤثري حل و فصل مي‌شود امكان كمتري هست كه همين مسئله در آينده مجدداً مسئله‌ساز شود.
اختلاف نظر سازنده مي‌تواند فرصت مطلوبي باشد تا احساسات مثبت را مورد تاييد و تاكيد مجدد قرار دهد. اختلاف نظر سازنده جراحت احساسي را متوجه كسي نمي‌سازد و در اين ميان پيوند اتصالي از بين نمي‌رود و اعتماد و اطمينان اشخاص به رابطه‌اي كه در آن به سر مي‌برند، اعتماد به همسر و به خودشان حفظ مي‌شود.
وقتي دو يا چند نفر مي‌پذيرند كه از اصول و خطوط اختلاف نظر سازنده استفاده كنند و اجازه ندهند كه خشم روي هم انباشت شود شرايط سالمي ايجا‌د مي‌كنند كه بتوان تفاوت‌ها را مطرح ساخت و درباره مباحث موجود بحث نمود. اين‌گونه اشخاص مي‌توانند به طور پيوسته كيفيت روابط خود را بهبودي بخشند. مسائل موجود را از ميان بردارند و نيازهاي يكديگر را برطرف نمايند. تحقق اين هدف‌ها به افزايش صحبت، رضايت احساسي و شادي بيشتر منجر مي‌گردد.
اگر اختلاف نظر مي‌تواند اين‌گونه پاداش نيكو بدهد چرا مهرطلبان و بيماران مبتلا به بيماري راضي كردن ديگران آن را تا اين حد هولناك و تهديدكننده ارزيابي مي‌كنند؟ چرا مهرطلب‌ها تن به هر كاري مي‌دهند تا از تضاد و تعارض دوري گزينند؟
   
      دكتر هاريت بريكر - مترجم: مهدي قراچه‌داغي
   

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت 11:47  توسط | 
   
     

فرآيند انتخاب همسر براي هر فرد بالغ و مجرد، مرحله اي بسيار مهم و اغلب دشوار محسوب مي‌شود. شايد كمتر انتخاب ديگري ممكن است تا اين اندازه در طول زندگي زوج‌ها مركز توجه و بسيار با اهميت تلقي گردد.
اما متأسفانه، در بحبوحه‌ي دروان معاشقه (نامزدي) افراد جوان اغلب بي ملاحظه مي‌شوند و مشكلات اساسي را در ازدواج ناديده مي‌گيرند و يا اين كه آنها را بررسي نمي‌كنند. علاوه بر اين نگرش‌ها و عقايد خاصي در جامعه‌ي ما رواج يافته است كه موجب نا اميدي و نارضايتي در فرآيند انتخاب همسر مي‌گردند. در اين ميان برخي از عقايد و باورها در فرآيند ازدواج و انتخاب همسر غيرمنطقي و محدود كننده به نظر مي‌رسند. باورها و يا عقايد غيرمنطقي (محدود كننده) درباره انتخاب همسر كه به عنوان باورهاي شخصي تعريف شده‌اند:

الف- زمان ازدواج و امتخاب فرد مورد نظر براي ازدواج را محدود مي‌كنند.

ب - تلاش براي پيدا كردن فرد مناسب براي ازدواج را دچار افراط و يا تفريط مي‌كنند.

ج - از بررسي انديشمندانه‌ي توانايي‌ها و ضعف‌هاي بين فردي و شناختن فاكتورهاي قبل از ازدواج كه در موفقيت ازدواج مؤثر هستند، جلوگيري مي‌كنند.

 د- مشكلات و موانع انتخاب همسر را تداوم مي‌بخشند و گزينه‌هاي بعدي براي حل مشكلات را به حداقل مي‌رسانند.

به عنوان مثال يكي از اين عقايد محدود كننده مي‌تواند اينگونه باشد كه زوج‌ها با اين اعتقاد وارد زندگي شوند كه تنها عشقشان نسبت به يكديگر براي غلبه كردن بر تمام مشكلات كافي است.
نگرش‌ها و طرز تفكر منطقي و غيرمنطقي افراد درباره فرايند انتخاب همسر به هنگام ازدواج يكي از فاكتورهاي بسيار مهمي‌ است كه مي‌تواند ازدواج را با موفقيت يا شكست مواجه نمايند.
آگاه بودن افراد درباره‌ي نگرش‌ها و طرز تفكر و عقيده‌ي خودشان درباره‌ي انتخاب همسر و در پيش گرفتن نگرشي منطقي و واقع‌بينانه مي‌تواند در داشتن ازدواجي موفق آنها نقش بسزايي داشته باشد.
برداشت ما از نگرش مجموعه اي از شناخت‌ها ، باورها، عقايد و واقعيت‌ها (دانسته‌ها) است كه حاوي ارزشيابي‌هاي مثبت و منفي (احساسات) باشد.

نُه باور غير منطقي (محدود كننده) درباره انتخاب همسر
موضوعي كه به طور وسيع در پيشينه‌ي تجربي كه در زمينه‌ي انتخاب همسر ناديده گرفته شده است مربوط به نقش و تأثير باورهاي شخصي در فرايند انتخاب همسر مي‌باشد. از بررسي  سوابق موجود در زمينه‌ي نقش باورها در انتخاب همسر: لارسن(1992) نُه باور غير منطقي كه افراد اغلب درباره انتخاب همسر دارند را بيان كرده است.

اعتقاد به اينكه من فقط مي‌توانم عاشق يك نفر باشم.
 شخصي كه داراي اين عقيده است گمان مي‌كند كه تنها يك نفر در دنيا براي ازدواج با او مناسب است. اين تفكر بسيار شبيه اين عقيده است كه ما جايي در دنيا همزاد و يا نيمه‌ي دومي ‌داريم كه با ازدواج با او همه چيز به تكامل مي‌رسد.
اين افكار غالباً غيرمنطقي هستند، چرا كه بايد به هنگام روبرو شدن با تنها فرد به خصوص، او را شناخت. البته چگونه اين ديدگاه به سرانجام مي‌رسد روشن نيست. همچنين شايد اين عقيده دعوت به انتظار غير فعالي باشد براي رسيدن به دقيقه اعجاز برانگيزي كه چشم‌انداز يك ازدواج خوب را نويد مي‌دهد.

همسر كامل.
اعتقاد به تفكر كه «تا زماني كه فردي كامل براي زندگي پيدا نكنم، نبايد ازدواج كنم». كسي كه اين اعتقاد را داشته باشد شايد براي تصميم گرفتن براي ازدواج دچار محدوديت شود چرا كه هيچ فردي كامل نيست و شايد براي پيدا كردن چنين فردي بايد زماني طولاني صرف شود.

تكامل خود.
كسي كه اينگونه فكر مي‌كند و مي‌گويد:«تا زماني كه نتوانم به خودم به عنوان يك همسر اعتماد كنم، نبايد ازدواج كنم».
اين اعتقاد نيز محدود كننده و غير منطقي است از آن جهت كه هيچ كس كامل نيست و احساس كامل بودن به عنوان يك همسر را نخواهد داشت. احساس آمادگي براي ازدواج ضروريست، اما شايد اشخاصي را براي تصميم گيري درباره ازدواج دچار اضطراب كند.

ارتباط كامل.
 صاحب اين عقيده اين چنين مي‌انديشد:«ما بايد قبل از ازدواج ثابت كنيم كه ارتباط مؤثري خواهيم داشت».
توجه به فاكتورهاي پيش بيني كننده‌ي پيش از ازدواج بسيار عاقلانه است.
مانند ارتباط خوب و مهارت‌هاي حل مشكل و تشابه و همانندي ارزش‌ها و عقايد. جستجوي چنين ارتباطي و چنين همسري كه اين مهارت‌ها و قابليت‌ها را داشته باشد عاقلانه است.
با اين وجود ، از آنجا كه موفقيت در ازدواج را نمي‌توان تضمين كرد، براي كم كردن محدوديت اين تفكر مي‌توان اينگونه انديشيد كه هيچ راهي براي تضمين خوشبختي پيش از ازدواج ميسر نمي‌باشد.

تلاش بيشتر.
اين اعتقاد با اين تفكر شكل مي‌گيرد كه من با هركسي كه براي ازدواج انتخاب كنم خوشبخت خواهم شد به شرط آن كه به قدر كافي تلاش كنم.
لارسن (1992) تأكيد مي‌كند كه تلاش دو همسر براي حل مشكلات و مؤثر ساختن يك ازدواج ، دو فرد بالغ و متفكر را مي‌طلبد. از آنجا كه هر كسي آنقدر متمايل به حل مشكلات نخواهد بود. بنابراين كمي‌دقت در انتخاب همسر در ابتداي ضروري به نظر مي‌رسد.

عشق كافي است.
فرد داراي اين عقيده شايد چنين بگويد:«عاشق كسي شدن براي من دليل كافي براي ازدواج است». جامعه‌ي غربي عشق رمانتيك را به عنوان شرطي لازم براي ازدواج ارزشمند مي‌شمارد.
در واقع، اشخاص كمي‌هستند كه ازدواج را بدون عشق تصور كنند. اگر عشق به عنوان تنها معيار در نظر گرفته شود، ساير توانايي‌هاي اساسي فردي و بين فردي از نظر دور خواهد ماند.

همزيستي.
اين عقيده چنين است: «اگر من و همسر آينده ام قبل از ازدواج با هم زندگي كنيم، شانس وخوشبختي مان را افزايش خواهيم داد».
مرور سوابق همزيستي و موفقيت‌هاي بعدي در ازدواج نشان داده است كه افرادي كه قبل از ازدواج با هم زندگي مي‌كنند آمادگي بيشتري را براي نارضايتي از زندگي وجدايي دارا مي‌باشند در مقايسه با كساني كه با هم همزيستي نكرده اند.
اين ارتباط معمولاً با خصوصيات كساني كه همزيستي مي‌كنند به نسبت كساني كه همزيستي نمي‌كنند مشكلات بيشتري در رابطه با تعهد دارند و تمايل كمتري براي ارزشمند شمردن ازدواج ونگرش مثبت تري نسبت به طلاق دارند.

فرد مكمل و تضاد.
در اين نگرش شخص اينگونه مي‌انديشد: «من بايد با كسي ازدواج كنم كه خصوصيات شخصيتي او متضاد با خصوصيات من باشد».
 اگر چه تفكر رايج مبني بر آنكه افراد با خصوصيات كاملاً متفاوت مي‌توانند كامل كننده‌ي ضعف‌ها و قوت‌هاي يكديگر باشند، اما فاكتورهاي پيش‌بيني كننده‌ي موفقيت در ازدواج نشان مي‌دهند كه قويترين عامل خوشبختي ، همانندي در ارزش‌ها، نگرش‌ها و خصوصيات شخصي است.

انتخاب بايد آسان باشد.
اين عقيده كه انتخاب يك همسر بايد ساده باشد و اين انتخاب حامل يك شانس و يا اتفاق است. بنابراين فرد شايد تصور كند كه براي انتخاب همسر به جاي عمل كردن بايد در انتظار يك اتفاق بماند.
چنين فردي در انتظار شانسي براي ديدار و عشق در اولين نگاه است بدون آنكه از تفكر محتاطانه آمادگي لازم، يا انجام عملي براي نزديك تر شدن به هدف ازدواج كمك گرفته شود.

مواردي كه عنوان شدند فقط تعدادي از نگرش‌ها و باورهاي غير منطقي افراد نسبت به انتخاب همسر مي‌باشند.
نحوه‌ي نگرش افراد نسبت به فرايند انتخاب همسر امري بسيار حياتي است و همچنين با درك شيوع باورهاي غيرمنطقي و محدود كننده درباره انتخاب همسر در ميان افراد مجرد زن و مرد، در صورتي كه اين نگرش‌ها و عقايد نادرست و غير منطقي افراد تغيير يابند و در جهت صحيح هدايت شوند، شاهد افزايش ازدواج‌هاي مؤفق در جامعه خواهيم بود.
و همچنين با توجه به مشكل ساز بودن نگرش‌هاي نادرست، مي‌توان درمانگران ، مشاوران قبل از ازدواج و تعليم دهندگان ازدواج را ياري كرد تا به افراد كمك كنند تا براي ازدواج بهتر آماده شوند.
 
اسماعيل اسد پور - كارشناس ارشد مشاوره خانواده

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت 11:41  توسط | 
«مرد:‌لباس‌هايم را از خشكشويي‌ گرفتي؟ زن:‌ مگر دفعه قبل لباس‌هاي مرا گرفتي كه لباس‌هاي تو را بگيرم. من كلفت كسي نيستم. مرد: معلوم است كه نيستي، اگر بودي لباس شستن بلد بودي.»


اين متن يك فيلم يا سريال تلويزيوني نيست بلكه يك تبادل به شدت زننده بين زوجي است كه بعد از چند سال از هم طلاق گرفته‌اند. دقيق‌ترين تحليلي كه مي‌توان در مورد اين متن به كار برد، چسب يا جاذبه احساسي است كه زوج‌ها را به هم وصل مي‌كند. در مقابل، وجود احساس تباه‌‌كننده‌اي است كه مي‌تواند ازدواج‌ها را از هم بپاشد.


در اينجا نكته‌اي كه مهم است تفاوت ساده بين گله‌كردن و انتقاد شخصي است. در گله‌كردن، زن مشخصا آن چيزي را بيان مي‌كند كه او را ناراحت كرده است و از عمل شوهرش انتقاد مي‌كند نه خود شوهر و مي‌گويد عمل شوهر چگونه احساسي را براي او به وجود مي‌آورد.


مانند متن بالا كه باعث شده زن احساس كند كه شوهر به او اهميتي نمي‌دهد، اين بيان اساس هوشمندي احساسي است اما در يك انتقاد شخصيتي تاكيد زن مخصوصا بر يك حمله گازانبري به شوهرش است، اين نوع انتقاد باعث مي‌شود شخصي كه آن را دريافت مي‌كند احساس خجالت، مورد بي‌مهري قرارگرفتن، تحقير و بي‌‌عرضگي كند كه نتيجه تمام آنها به احتمال زياد پاسخي دفاعي است نه برداشتن قدم‌هايي در جهت بهتركردن اوضاع

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت 13:56  توسط | 
مرد: داري داد مي‌زني. زن: البته كه دارم داد مي‌زنم، تو يك كلمه از چيزهايي را كه من مي‌گويم نشنيده‌اي. تو اصلا گوش نمي‌دهي! گوش‌دادن مهارتي است كه زوج‌ها را با هم نگاه مي‌دارد. حتي در گرماگرم يك بگومگو وقتي هر دو كنترل احساسي خود را از دست داده‌اند، يكي از آنها و گاهي هر دو مي‌توانند خود را وادار كنند كه از وراي خشم گوش بدهند و سخنان ترميم‌كننده زوج را بشنوند و به آنها پاسخ دهند.


زوج‌هايي كه در سرازيري طلاق افتاده‌اند كساني هستند كه جذب خشم شده و روي نقاط مخصوصي از موضوع دعوا گيرمي‌كنند. حتي نمي‌توانند خود را وادار به گوش‌دادن كنند تا چه برسد به اينكه به هر گونه پيشنهاد صلحي كه ممكن است در حرف‌هاي شريك‌شان نهفته باشد، پاسخ دهند.

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت 13:54  توسط | 

لونسون يكي از محققان دانشگاه كاليفرنيا دريافت كه شوهران همگي از اختلافات خانوادگي ناراحت و حتي منزجر بودند، در حالي كه همسرانشان زياد به آن اهميت نمي‌دادند. گاتمن مي‌گويد دليل اينكه مردها به قهر پناه مي‌برند اين است كه مي‌خواهند خود را از طغيان احساسات حفظ كنند.

او به اين نتيجه رسيد كه وقتي آنها قهر را شروع مي‌كنند تعداد ضربان قلبشان حدود 10 ضربه در دقيقه آرام‌تر مي‌شود و نوعي احساس انفعالي رهايي به وجود مي‌آورد اما تناقضي كه اينجا وجود دارد اين است كه زنان ضربان قلب‌شان با نشان‌دادن اين علائم بالا مي‌رود.

اين واكنش احساسي كه هر كدام از 2 جنس از راه‌هاي متضادي در جست و جوي راحت‌شدن هستند باعث جهت‌گيري‌هاي كاملا متفاوت در مقابل برخوردهاي احساسي در هر يك از 2‌جنس مي‌شود.

اما به خاطر داشته باشيد وقتي شوهران قهر مي‌كنند باعث تحريك طغيان در زنان مي‌شوند كه كاملا احساس بيچارگي به آنها دست مي‌دهد و چون تكرار دوره جنگ‌هاي خانوادگي اين حالت را به آساني بالا مي‌برد، ممكن است خيلي زود از كنترل خارج شود.

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت 13:52  توسط | 
  
 
خریدن هدیه برای آقایان از کارهای مشکلی است که اگر آن را درست انجام دهیم میتوانیم بگوییم کاری کردیم کارستان! خوشبختانه آقایان مانند خانمها مدام هدیه نمیخواهند، اما با نزدیک شدن عید و روز پدر دیگر نمیشود کاری کرد، حالا موقع مناسبی برای پرسیدن این سوال است: "برایش چه چیزی بخرم که واقعا دوست داشته باشد و خوشحال شود؟"
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت 11:19  توسط | 

 در قانون اسلام آمده است که وقتی احساسات خصومت آمیز و عصبانیت زیاد بر وجودتان مستولی است و سخت عصبانی هستید اصولاً از تصمیم گرفتن و از هرگونه انتقاد بپرهیزید.
چنانکه روانشناسان می گویند : روابط زن و شوهر وقتی صمیمانه باشد انتقاد سازنده معجزه می کند . بهترین موقع انتقاد زن و شوهر از یکدیگر هنگامی است که استراحت لازم را کرده باشند ، و به اصطلاح سرحال باشند زن ها باید حتی الامکان سعی کنند انتقاد عملی و زبانی خود را از شوهرانشان در میان اعضاء خانواده بخصوص در حضور افراد فامیل و خویشان مطرح نسازند.
- سازش باید دو طرفه باشد نه این که همیشه یکی از دو طرف کوتاه بیاید ، اگر چه سفارش شده است کوتاه آمدن از طرف زن به خاطر داشتن روحیه لطیف و محبت آمیز شروع شود. مرد هم نباید بخاطر داشتن روحیه خشن همیشه پیروز این اختلافات باشد.
- از دخالت دادن و یا حتی مطلع کردن دیگران از این نزاع ها خودداری شود حتی فرزندانم هم نباید متوجه شوند که در روحیه لطیف آن ها مؤثر خواهد بود . ابتدا بچه ها را به منزل اقوام یا همسایه ببرند ، بعد با هم برای حل اختلاف گفتگو نمایند.
- در گفتگو سعی شود اختلافات و صحبتهای قبل را به میان نکشند و همدیگر را به این خاطر ملامت نکنند که تو قبلاً چنین و چنان بودی و یا فامیل هایت هم همین طور لجباز بودند.
- زن نقش مهمی در بوجود آمدن یا نیامدن این نوع اختلافات دارند خود را باید همیشه نزد همسر زیبا جلوه دهد
- این را هر دو به یاد داشته باشند که اولین راه حل آخرین راه حل نیست و از به زبان آوردن کلمه طلاق در خانه خودداری نمایند، وقتی کلمه طلاق به میان آمد بنیان خانواده بلرزه در می آید. همان طور که وقتی طلاق عملی شود عرش خدا به لرزه در می آید.
رعایت موارد زیر می تواند به پیوند بیشتر شما با همسرتان بینجامد :
۱-ارتباط کلامی:
یکی از مواردی که در تحکیم روابط زن و شوهر بسیار مؤثر است ارتباط کلامی و نوع محبت و مبادله کلمات و حرفهایی است که در طول شبانه روز بین زن و شوهر مطرح می شود.
نمونه های ارتباط کلامی صمیمانه :
مزاح و شوخی
تمجید و تعریف از یکدیگر
با کلمات زیبا همدیگر را صدا کردن
۲-زمانی را برای صحبت کردن برای همسر اختصاص دهید:
همسران پرمشغله اصولاً از محبت کردن غافل می شوند. در نهایت از نظر احساس فاصله ای میان آنها ایجاد می شود و پر کردن این خلاء کاری دشوار است. بهترین راه حل برای جلوگیری از این فاصله ، اختصاص روزانه چند دقیقه برای صحبت کردن و زمانی بیشتر در طول هفته می باشد بویژه وقتی مرد وارد خانه می شود و اگر زن خانه دار باشد بسیار نیاز دارد که شوهرش به حرف های او گوش دهد و مرد هم باید با توجه به حرفهای همسرش گوش دهد نه در حل روزنامه خواندن ،مطالعه یا تماشای تلویزیون این نوعی بی توجهی و بی احترامی به همسر است و این مسئله بظاهر کوچک نقش مهمی در تحکیم روابط زن و شوهر است.

۳-از کنجکاوی بیش از حد بپرهیزید:
اگر احساس کنید که همسرتان رازی را از شما مخفی می کند ، به دنبال یافتن سرنخ به سراغ اوراق خصوصی او نروید . باز کردن نامه های طرف مقابل یا خواندن دفتر یادداشت وی و به سراغ کیف او رفتن نقص مالکیت و حدود او می باشد بگذارید تا او در زمانی که احساس می کند مناسب است حقیقت را به شما بگوید.
یک روانشناس می گوید :
اگر همسری پس از کشف رازی که شما مخفی کرده بودید عصبانی شود ، به این دلیل است که شما به او اطمینان نکرده اید.
۴-از اعتماد همدیگر سوء استفاده نکنیم:
اغلب همسران از اسرار به عنوان حربه ای علیه یکدیگر استفاده می کنند. یک وکیل به همسر خود گفته بود که با همکارانش مشکل دارد مدتی بعد که آن دو با یکدیگر بحث کردند ، همسرش به او گفت :« می بینی هیچ کس نمی تواند با تو کنار بیاید » این سوء استفاده از اسرار همسر ، اعتماد به همدیگر را کمتر می کند.
۵-نسبت به هم صداقت داشته باشید:
صداقت زیربنای زندگی است و همه صفات عالیه در آن نهفته است . صداقت نهایت شکوفایی عزت و پایه ای در زندگی یک زن و شوهر است. عدم صداقت و دو رویی ، نفاق ، آفت بزرگ خانواده است که زن و شوهر می توانند از روز اول با عهد و پیمان بر این که زیر بنای زندگی شان صداقت باشد ، این آفت را دور کنند.
۶-آراستن خویش برای همسر:
اسلام دین فطرت است و چنین دینی باید به احساسات و عواطف افراد جامعه توجه نماید. هر مرد و زنی در فطرت و سرشتشان زیباپسندی و آراسته گری نهفته است لذا در اسلام بر آراستن خویش و پوشیدن لباس زیبا و استعمال عطر و بوی خوش تأکید زیادی شده است؛ و سفارش شده که زن و شوهر خود را برای یکدیگر بیارایند و ظاهر خود را جذاب و دوست داشتنی نمایند . این عمل علاوه بر احترام به خواست و علاقه طرف دیگر است عفت و پاکدامنی را در جامعه تقویت می نماید.
۷-گذشت در برابر لغزشها :
برای افرادی که مدت ها با یکدیگر زندگی می کنند و در این امور زیادی منافع واحدی دارند سرزدن لغزش و اشتباه و خطا امری عادی و متعارف است. بنابراین لازم است با عفو و گذشت از خطاها و اشتباهات یکدیگر چشم پوشی نمایند و آن ها را به رخ طرف مقابل نکشند. زن و شوهر در برابر کلمات تند و خشنی که احیاناً به خاطر شرایط خاص که برای هر کدام ممکن است پیش آید از طرف مقابل می شنوند باید با متانت و سعه صدر با آن روبرو شون


اکرم رجبی


 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت 11:2  توسط | 
آيا تا كنون براى شما اتفاق افتاده كه با تمام وجود به يكى از دوستانتان كه تصور مى كنيد در آستانه جدايى قرار دارد كمك كنيد؟ حتى خيلى پيشتر از اينكه حرفى از جدايى زده شود، و آنها هنوز با هم قرار ملاقات مى گذاشتند، برايتان مثل روز روشن بوده كه آنها بالاخره از هم جدا مى شوند. پژوهشگران بر اين باورند كه وقتى نشانه هاى جدايى را مى بينيد براى انتقال آن به طرف مقابل تعلل نكنيد و او را در جريان امور قرار دهيد تا از پيوندى كه سرانجام منجر به جدايى
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 14:8  توسط | 
اين که زن و شوهر يکديگر را دوست مي دارند، جاي هيچ سخني نيست؛ ولي در مواردي، به آن علت، کدورت پديد مي آيد که آن را بر زبان نمي آورند و در اين هنگام است که نسبت به يکديگر متزلزل شده و درباره دوستي خود، به شک و ترديد مي افتند. اسلام از ما مي خواهد که دوستي و محبت خود را نسبت به هرکس که دوستش داريم، ابراز کنيم.

پيامبر (صلي الله عليه و آله) مي فرمايند:.............


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387ساعت 22:40  توسط | 
ميل به محبوبيت يک نياز طبيعي است ، همة ما دوست داريم مورد احترام و علاقة ديگران باشيم . دوست داريم داراي شاخصه هايي باشيم که از آنها تمجيد شود .

مواردي که در زير مي آيد نکاتي است که با تأمل در آنها مي توان در راه محبوبيت قدم برداشت .
گامهائي به سوي محبوبيت :..................


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم خرداد 1387ساعت 13:43  توسط | 

راههای که  به محبوبيت ما آسيب مي رسانند :
1- تجسّس و دخالت در کارهاي ديگران : وقتي افراد از ما مشورت نمي خواهند ، علاقمند هستند که مسائلشان پنهان بماند . تجسس و دخالت در اينگونه موارد ، موجب دور شدن ديگران از ما مي شود


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم خرداد 1387ساعت 13:43  توسط | 
بعضي غذاها مواد شيميايي و هورمون‌هايي را ترشح مي‌كنند كه افراد را سرحال آورده و خوشحال مي‌كند. در اين شرايط فرد ازنظر روحي احساس اعتماد به نفس مي‌كند، مهاركننده‌هاي ذهني او كم مي‌شود و با نشاط‌تر به‌نظر مي‌رسد. نتيجه اين وضعيت اين است كه يكي از مراحل جنسي كه آمادگي روحي است، فراهم مي‌شود. اين مواد غذايي شامل موارد زير است:
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم خرداد 1387ساعت 1:51  توسط | 
اگر شما با انجام عملي و يا سخني سبب رنجش طرف مقابلتان مي شويد فقط كافي است كه عذر خواهي كنيد، اقرار به اشتباه براي اكثر مردم مشكل است در صورتيكه افرادي كه داراي شخصيت قوي تري هستند عموما اشتباهات خود را مي پذيرند و عذرخواهي مي كنند.

سعي كنيد در روابط خود با همسرتان صادق باشيد و از وانمود كردن به آن چيزي كه نيستيد پرهيز كنيد.

براي ايجاد و دوام يك رابطه خوب و سالم طرفين بايد از سلامت جسم و روان برخوردار باشند، بنابراين بايد تغذيه سالم و فعاليت بدني مناسب (تمرينات ورزشي روزانه) داشته باشيد.

در تعريف و تمجيد از طرف مقابل خود سخاوتمند باشيد، تعريف در يك رابطه بادوام همانند چسب عمل مي كند و سبب استحكام بيشتر آن مي شود، سعي كنيد كه تمجيد شما صادقانه باشد.

انتظارات شما از طرف مقابلتان بايد واقع بينانه باشد، توجه داشته باشيد كه هيچ فردي كامل نيست در سالهاي ابتدايي آشنايي و ازدواج تصوير روياگونه اي از همسرتان نسازيد و وي را آنگونه كه هست بپذيريد، سعي كنيد انتظاراتتان از او با واقعيت منطبق باشد.

در هر رابطه اي اختلاف نظر وجود دارد تصور نكنيد كه همسرتان از آنچه در درون شما مي گذرد كاملا آگاه است، بنابراين ضروري است زمانيكه راجع به مطلبي بحث مي كنيد مطمئن شويد كه طرف مقابل منظور شما را بدرستي فهميده باشد.

اکرم رجبی

کارشناس ارشد روان شناسی تربیتی

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم خرداد 1387ساعت 1:46  توسط | 
رضايت جنسي امـري اسـت كـه در طـول زمـان و بـا هشياري بسيار زيادي قابل دست يافتن مي بــاشـد. ايــن امــر نــيــازمــنـد تعهد، سـرسـپـردگـي، تـلاش و هــمكاري هر دو طرف مي باشد. زوجـيـن بـايـد اولين اولويت خود را در تطميع كردن خواست هاي ديگري قرار دهند. رشد رابطه جنسي در زندگي زناشويي چيزي جز آشكار كردن خود واقعي افراد نمي باشد. ....................
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم خرداد 1387ساعت 1:42  توسط | 
 پاي صحبت‌هاي حجت‌الاسلام قرائتي نشستن و گوش‌كردن صفاي ديگري دارد اما ما هم سعي كرده‌ايم براي آنهايي كه در مراسم افتتاحيه «سومين كنگره خانواده و سلامت جنسي» - كه ششم آذرماه توسط دانشگاه شاهد برگزار شد – نبودند و نشنيدند، خلاصه‌اي از صحبت‌ها را تهيه كنيم. اميدواريم گزارشگر اميني بوده باشيم. البته ايشان بعدا اشاره كرد كه وقت نشده نظراتش را  درباره مسائل جنسي بعد از ازدواج هم بگويد كه شايد در كتابش ديديم؛ كتابي......................
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم خرداد 1387ساعت 1:35  توسط | 
با رعایت برخی نکات بهداشتی میتوانید به میزان زیادی از بروز عفونت های مجاری ادراری و مهبـلی جـلوگـیری بعمل آورید. تــرشحات طبیعی مهبل برای سلامت مهبل ضروری میباشد. در مهبل باکتریهای غیر بیماری زای طبیعی وجود دارنـد کـه وجـودشـان از بـروز عفونتهای باکتریایی و قارچی ممانعت بعمل می آورد. ترشحات طبیعی مهبل شفاف و یا سفید،رقیق و یا غلیظ بوده اما بی بو و ایجاد سوزش و خارش نمیکند. عفونتهای باکتریایی، قارچی، انگلی و عفونتهای ادراری معمولا در زنان شایع است بطور مختصر با با علایم این بیماریها در ادامه مطلب آشنا شوید:..........
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم خرداد 1387ساعت 1:30  توسط | 
آموزش مسایل جنسی مثل آموزش مسایل پزشکی دیگر است، همانطور که به بچه ها یاد می دهیم  دستهایشان را قبل از غذا بشویند و یا واکسن به آنها  میزنیم ، آموزش مسائل جنسی هم به همین سادگی می باشد و  کار سختی  نیست. منتهی مسئله این است که ما بر حسب  فرهنگ حاکم بر جامعه بعضی از مواقع این واقعیت را که دانستن بعضی از اطلاعات مفید است انکار می کنیم.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم خرداد 1387ساعت 1:26  توسط | 
علل جسمي:

1-كم خوني به علت از دست دادن آهن در هنگام عادات ماهانه و يا زايمان (شايع)

2-اعتياد به الكل و يا مواد مخدر..............


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم خرداد 1387ساعت 1:19  توسط | 
علل جسمي:

1-اعتياد به الكل و يا مواد مخدر

2-كم خوني (نادر)

3-افزايش ترشح هورمون پرولاكتين از غده هيپوفيز.

4-چاقي


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم خرداد 1387ساعت 1:16  توسط | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیكار می‌تونم بكنم؟
گفتی:یا ایها الذین آمنوا اذكروا الله ذكرا كثیرا و سبحوه بكرة و اصیلا هو الذی یصلی علیكم و ملائكته لیخرجكم من الظلمت الی النور و كان بالمؤمنین رحیما
.:: ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد كنید و صبح و شب تسبیحش كنید. او كسی هست كه خودش و فرشته‌هاش بر شما درود و رحمت می‌فرستن تا شما رو از تاریكی‌ها به سوی روشنایی بیرون بیارن . خدا نسبت به مؤمنین مهربونه (احزاب/۴۱-۴۳) ::.


پیوندهای روزانه
دانلود صوت
سنجش وضعیت تغذیه ای
آشپزی
سنجش
آموزش وپرورش
مفاتیح الجنان
تعبیر خواب
کتابخانه مجازی ایران
کتابخانه اینترنتی
انجمن مطالعه وبرنامه ریزی اموزشی
فلسفه برای کودکان
محاسبه قد و وزن
فهرست روزنامه های ایران
نهج البلاغه
پایگاه حدیث
جست وجوی قران
دیکشنری آنلاین فارسی وانگلیسی
استخاره با قران
فال حافظ
دیکشنری آریان پور
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
آرشیو موضوعی
روانشناسی کودک
سخنان ارزشمند
آموزش کامپیوتر
سخنان ارزشمند متفکران
پزشکی وداروها
خلاقیت وکودک
روشهای تربیتی
خانواده ونوجوان
خواب وکودک
زندگی نامه ای روان شناسان بزرگ
پیاژه
فروید
نشان های یک ازدواج موفق
روابط زناشویی
متفرقه
احکام
تستهای روان شناسی
داستان های موفقیت
کمرویی
هوش هیجانی
شخصیت شناسی
تکنولوژی فکر
دانستنیهای علمی
امور خانه داری
خداشناسی
بازیهای کامپیوتری در کودکان
زوجهای جوان
خشم وعصبانیت
هوش
روشهای مطالعه ویادگیری
کودکان بیش فعال
روان شناسی زنان
خود پنداره وعزت نفس
اثرات کمبود روی وآهن در کودکان
روشهای جذب افراد
کمر درد
دروغگوی وکودک
روان شناسی ارتباط
هینوتیزم
خوابیدن وشخصیت
تغذیه
شغل-استرس
اعتیاد
روانشناسی نوجوان
مشاوره ازدواج
خواص میوه وگیاهان دارویی
وسواس
دینی -فلسفه
مشاوره خانواده
استرس
اضطراب
خلاقیت
اعتماد به نفس
دانلود کتاب
پیوندها
مقالات روانشناسی
روانشناسی کودک
فکر نو
پزشکان
امام رضا
بهداشت وسلامتی
تغذیه ورژیم غذایی
آموزش
روانشناسی
لیست سایت های علمی
آموزش آشپزی
دکوراسیون
تشخیص بیماری
مقالات علمی ایران
پخش مستقیم وز نده حرم امام حسین
بانک صوت وفیلم مذهبی ومداحی وماه محرم
خلاقیت
خلاقیت
خلاقیت
خلاقیت
افتاب
سیتی
علمی
صنعت
خلاقیت
مجله
تبیان
اعلام نتایج
سنجش
بازیاب
دانش نیوز
پرشین
وب ساز امیر حسین
ثبت نام عتبات عالیه
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

اPageRank

جستجوگر>

>
جشنواره  سراسری وبلاگ نویسی تبیان در حال برگزاری است . ثبت نام کنید
""""""" اين وبلاگ را صفحه خانگي خود كنيد """"""""""""

 
T r y m o v i n g y o u r c u r s e r a r o u n d o n t h i s t e x t