تبليغاتX
تفکرنو

.:: ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد كنید و صبح و شب تسبیحش كنید. او كسی هست كه خودش و فرشته‌هاش بر شما درود و رحمت می‌فرستن تا شما رو از تاریكی‌ها به سوی روشنایی بیرون بیارن . خدا نسبت به مؤمنین مهربونه (احزاب/۴۱-۴۳) ::.

به تفکرنو خوش آمدید " تفکرنو
«تفكر چيست؟»

پيش از هر چيز روشن است كه تفكر يك «چيز» نيست، به آن معنايي كه مثلاً ميز، درخت، گربه يك چيز هستند. اين را تقريباً همه مي‌دانند.بنابراين پاسخ اين پرسش از پيش و به طور منفي داده مي‌شود: تفكر يك چيز نيست؛ كوزه، گل، پروانه، و چيزي از اين دست نيست. به جاي اين شيوه طرح پرسش، كه به قول هايدگر يوناني است، و تلاش براي پاسخ گفتن به آن، هايدگر سعي مي‌كند كه به جوانب خود پرسش بينديشد. او نتيجه مي‌گيرد كه درباره تفكر اين گونه نپرسد؛ زيرا ما را در معرض اين خطر قرار مي‌دهد كه «تفكر» را يك «چيز» بگيريم. ما بايد ياد بگيريم كه چگونه درست بپرسيم و چگونه با يك پرسش مواجه شويم. اين كار مستلزم شنيدن و گوش سپردن به خود پرسش است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آذر 1387ساعت 6:6  توسط | 

ما حدود 150000 ساعت از زندگي خود را بين سنين يك و ۱۸ سالگي سپري مي نماييم. حدود 50000 ساعت از اين زمان را مي خوابيم و دو ساعت از ۸ ساعتي را كه در خوابيم رؤيا مي بينيم. به نظر مي رسد خواب و رؤيا به رشد و حفاظت از حافظه بلند مدت كه از فعاليتهاي روزانه نشأت مي گيرد مربوط مي باشد.


در حدود6500 از 100000 ساعت زمان بيداريمان را صرف فعاليتهاي انفرادي و ارتباطات غيررسمي مستقيم با خانواده و دوستان مي نماييم، و اين فعاليتها نقش مهمي در رشد و حفظ (نگهداري) حافظه هاي شخصي افراد بازي مي كند.


در حدود 35000 از ساعت هاي بيداريمان را با فرهنگ گسترده تري از فعاليتهاي سمبوليك / استعاري رسمي و غير رسمي- حدود12000ساعت در مدرسه و حدود دو برابر آن با انواع مختلف رسانه  ها گرهي (به طور مثال، تلويزيون، كامپيوتر، فيلم موسيقي، ورزش، كليسا، موزه) به سر مي بريم. بدين سان رسانه هاي گروهي و مدرسه نقش مهمي در رشد و نگهداري حافظه فرهنگي ما بازي مي كند.
از اينرو، در يك روز در حال رشد به طور متوسط، بين سنين يك تا ۱۸ سالگي يك فرد جوان ۸ ساعت مي خوابد، ۱۰ ساعت بيداري را به خود، خانواده و دوستان اختصاص مي دهد، ۴ ساعت را با رسانه هاي گروهي مي گذراند و فقط دو ساعت را در مدرسه سپري مي كند. (جامعه ما انتظارات زياي براي آن دو ساعت دارد).


امروزه جوانان تمايل دارند كه زمان / انرژي بيشتري را صرف رسانه هاي الكترونيكي از قبيل بازيها، تلويزيون و كامپيوتر نمايند.


عواطف، توجه را به همراه مي آورند و آموزش طرز رفتار را در پي دارد بنابراين رسانه هاي گروهي اغلب عوامل عاطفي اوليه قوي را در برنامه هاي خود وارد مي نمايند تا توجه مردم را افزون سازند. از آنجا خشونت و تمايلات جنسي ر رسانه هاي گروهي عواطف اوليه به شمار مي روند، بيشتر جوانان در طول بچگي با هزاران رفتار خشونت بار و مقدار زياد تمايلات جنسي از طريق رسانه هاي گروهي مواجه مي شوند. و اين عملكرد هزينه زيادي به همراه دارد تا نشان دادن تجربه هاي معمولي و مثبت تر رفتارها و برخوردهاي انسانها. رسانه هاي گروهي تمايل دارند تا به ما نشان دهند چطور شهوت انگيز نه مناسب با جنسيت خود، چطور قدرتمند و نه صلح طلب باشيم.


حمايت مالي بازرگاني در رسانه گروهي منجر به از بين رفتن نمايش موضوعات فرهنگي مهم و با ارزش شده است. به طور مثال، تبليغات بازرگاني تلويزيون قصد دراد بسيار كوتاه، سطحي و در واقع با تعصب باشد. به علاوه، برنامه هاي كامپيوتري و تكنيكهاي تلويزيوني ارتباطات مكاني/ زماني طبيعي را فشرده، طولاني و يا از بين مي برد، و عامل مهمي در خلق و استفاده از حافظه بلند مدت مي باشد.


مغزها و رسانه الكترونيكي: سيستم هاي زيست شناختي، موضوعات فرهنگي

رشد مغز  

● مغز بسيار پيچيده، اما در عين حال ساده‌ي ما در جهان شناخته شده بيشترين سازماندهي را دارد. مغز اندام محتاط، كنجكاو و اكتشافي است كه به طور فعال محيط اطراف خود را تجربه نموده و تفسير مي نمايد، و براي اين امر از مدلهاي مختلف ادراكي و سيستم هاي گوناگوني استفاده مي نمايد و با واقعيتي كه دريافت مي نمايد رشد مي كند. مغز، به عنوان يك اندام حيواني اصلي، در طول تكامل در سه لايه بقايي، عاطفي و سرانجام برخوردهاي منطقي رشد مي نمايد. بخش قشري منطقي كه در قسمت جلويي مغز مي باشد در اندازه و توانايي در بين مغزهاي حيوانات بي نظير است، اما بخش زيرين مغزها كه بخش بقايي است و هم چنين سيستم هاي عاطفي در شكل گيري افكار و رفتار ما، نقش مهمتري از آنچه پيش از اين تصور مي شد بازي مي كنند.


● مغزها از دهها بيليون نورونهايي تشكيل يافته كه با هم در ارتباطند كه از طريق الكتروشيميايي نورون هاي اطراف و دورتر از طريق سيستم لوله اي در ارتباط مي باشد. كه از اين طريق پيغام هايي دريافت و فرستاده مي شود. نورون هاي قشري در تعداد زيادي از شبكه هاي ستوني نيمه‌خودمختار سازمان‌دهي شده‌اند كه بيشتر آنها توسط تجربياتي كه از مغزها مخابره مي شود قابل تغيير است.
هر فرايند مجزايي، يك عملكرد ويژه و گروهي از شبكه ها عملكردهاي آنها را به فرايندهاي پيچيده تري تبديل مي نمايد. به طور مثال، صداها تبديل به واج سپس كلمات، بعد جمله و سپس قصه مي شوند.


ژنتيك نقش مهمتري در رشد مغز و توانايي آن از آنچه پيش از اين تصور مي شد بازي مي كنند. كنجكاوي و توانايي زياد ما در حل مشكل به ما اين اجازه را مي دهد تا ابزارهايي از جمله كتاب، كامپيوتر و دارو را كه براي محدوديتهاي مغزي / بدني ما مفيد مي باشد، گسترش دهيم و ابزارهاي كامپيوتري الكترونيكي بسيار قوي به طور سريع فرهنگ، را انتقال مي دهند. بدين سان اكنون مي توانيم داروها و تكنولوژي را به عنوان چهارمين قسمت مغز تكنولوژيكي كه در بيرون از جمجمه مان واقع شده. اما به طور قدرتمندي با سه قسمت مغز بيولوژيكي در داخل جمجمه همكاري مي نمايد به حساب آوريم.


● آموزش، انگيزه و تجربه مي تواند توانايي هاي ژنتيكي را افزايش دهد. بنابراين رشد مغزي آينده اي فعال از طبيعت و تربيت مي باشد. بدين سان، مهم است كه والدين شخص را با دقت انتخاب نماييم زيرا از طريق آنها ژنها انتقال يافته و محيط فرهنگي كودكان پديد مي آيند و اين تركيب مناسبي از زيست شناسي، تكنولوژي و جامعه است.


● مغزها طوري طراحي شده تا شبكه هاي قشري آن با محيطي كه در آن زندگي مي نمايد خود را تطبيق مي دهد. محيطي كه كنجكاوي و حس اكتشاف را تحريك نموده و رشد يك مغز كار را افزايش مي‌دهد. بدين سان، افراد زيادي كه در بچگي از رسانه هاي الكترونيكي كه عملكرد را در جامعه محدود مي سازد استفاده مي نمايند رشد سيستم هاي اجتماعي مغز آنها به تأخير مي افتد. به عكس، جلوگيري از يك بچه براي كشف تكنولوژي الكترونيكي كمك به ايجاد فرد بالغي مي نمايد كه از نظر الكترونيكي مختل شده و آن هم در جامعه الكترونيكي كه اين مسئه در حال افزايش است.

صرف زمان بر تلويزيون و ويدئو و اينترنت و هر وسيله ديگر الكترونيكي مرحله اي است كه به فرد مي آموزد چه طور از وسايل الكترونيكي استفاده نمايد به طور مثال وقتي مي خواهيم يك ماشين را برانيم كه با موفقيت يك سه چرخه و اكنون و دو چرخه را رانده باشم.

سيستم هاي حافظه

● حافظه كوتاه مدت ما سپري است كه به ما اجازه مي دهد كه واحدهايي از اطلاعات به مدت كوتاهي در ذهن نگه داريم. از آنجا كه سيستم محدوديتهاي زماني / مكاني دارد بايد با سرعت تكه هاي كليدي مرتبط اطلاعات را در واحدهاي فردي با تشخيص شباهتها، تفاوتها و الگوهايي كه مي تواند آن را ساده نمايد تركيب كند. بازيهاي ويدئويي كامپيوتري ممكن است به خوبي براي بازيكنان آنها بدون دستورالعمل روشني انجام گيرد و بازيكنان را به مبارزه مي طلبد و شكست آنها را به مرحله آغازين باز مي گرداند و پيروزي كشمكش جذاب و پيچيده تري در محيط الكترونيكي بعدي به وجود مي آورد.


● فرآيندهاي حافظه كوتاه مدت ما بخش محيطي كه ما درك مي  نماييم را تنظيم مي كند. ما به چيزهايي كه داخل اين چارچوب هستند توجه مي نماييم رسانه گروهي اغلب تصوير مناسبي از يك اتفاق را حذف نموده و اهميت و مفهوم آن را از بين مي برد.
● كارايي سيستم حافظه بلند مدت ما به توانايي در ايجاد توالي هاي طولاني را دارد


۱- عملكردهاي موتوري وابسته به مهارتهاي اتوماتيكي (حافظه عملي) و
۲- حوادث، اتفاقات مربوط به قصه ها (حافظه اخباري) بدين سان فعاليتهاي قصه گويي فرهنگ ما را از طريق مكالمات، جوك ها، آهنگ ها، رمان ها، فيلم ها، تلويزيون، ورزش ها و .. جوان ها بايد فرم ها و تكنيك هاي قصه گويي مختلف را بياموزند و رسانه الكترونيكي مي تواند به هر دو آنها كمك كند.


منبع : مقاله "تأثيرات رسانه هاي الكترونيكي بر مغز در حال رشد" نويسنده: رابرت سيلوست ( استاد دانشگاه ارگن)-مترجم : زهره جواهري-برگرفته از سايت http://www.bashgah.net

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آذر 1387ساعت 6:3  توسط | 
   جرج برنارد شاو در یکی از شاهکارهای نمایشنامه‌نویسی خود به نام «مرد و ابرمرد» تصوّر سنتی از بهشت و جهنم را وارونه کرده است. او جهنم را مکانی توصیف می‌کند که در آن، تمام تمایلات انسان، آزادانه و به راحتی برآورده می‌شود و مسئولیت شخصی جایی در آن ندارد. برعکس، بهشت جایی است که ساکنان آن مسئول اعمالشان هستند و مکانی است برای رویارویی با واقعیت‌ها و کنترل آن‌ها. و نکته جالب آن است که ساکنان جهنم هر وقت از آنجا خسته شدند می‌توانند آزادانه آنجا را ترک کرده و وارد بهشت شوند.
هر چند این یک استعاره بحث انگیز است، امّا استعاره خوبی درباره چگونگی زندگی ما انسان‌ها در این جهان است. این مفهوم از «جهنمی که هرگاه از آن خسته شدید می‌توانید ترکش کنید»، به درستی توصیف‌گر تغییرات روان‌شناختی نیز هست. بسیاری از انسان‌ها به «جهنم» روان‌شناختی خود چسبیده‌اند و درد و رنج آن را تحمل می‌کنند زیرا از نظم لازم برای سلامتی، ترس بیشتری دارند. امّا سرانجام، هنگامی که بتوانند تنها نگاهی به منجلابی که در آن گرفتارند بیاندازند، به کلّی از آن بیزار می‌شوند و تصمیم می‌گیرند این شرایط را پشت سرگذاشته و به سراغ «واقعیت‌ها» بروند.

دانش در برابر درک
برنارد شاو هر چند که فردی مذهبی نبود امّا با وجود این کشف درخشانی کرده است: زندگی معنوی، زندگی واقعی و عملی نیز هست. و این عملی بودن بیشتر به «درک» وابسته است تا به «دانش».
امروزه بسیاری از ما نقش فوق‌العاده‌ای برای دانش قائل هستیم، که در واقع نیز همین طور است، امّا در این میان از اهمیت درک و شعور غافل مانده‌ایم. چرا؟ زیرا «درک»، تعهدآور و مسئولیت‌بخش است. و ما انسان‌ها می‌خواهیم از زیر بار این مسئولیت شانه خالی کنیم.

نادانی
هر کودکی که زاده می‌شود، پا به دنیای اجتماعی و از پیش شکل گرفته زبان، علم، فناوری، هنر، ادبیات و ... می‌گذارد. امّا پیچیده‌تر از رمز و راز مجموعه این اطلاعات واقعی، رمز و راز بدن خود کودک است. کودک خود را از طریق فرایندهای زیست شناختی که کنترلی روی آن‌ها ندارد مانند خوردن، استفراغ کردن، اجابت مزاج، ادرار کردن، خونریزی و ... کشف می‌کند. و همچنین کودک به درستی احساس خواهد کرد که دنیا چیزی «می‌داند» که او نمی‌داند. بنابراین، از همان ابتدا، کودک در یک فضای هیجانی و سنگین «نادانی» و احساس «گمگشتگی» قرار می‌گیرد.
مکان ناراحت و عذاب‌آوری برای بودن است. و بنابراین، همه ما انرژی فوق‌العاده‌ای برای غلبه براحساس «نادانی» صرف می‌کنیم. ما از طریق آموزش‌های رسمی به جستجوی دانش می‌پردازیم. ممکن است درگیر پژوهش‌های علمی شویم. ممکن است به عضویت انواع سازمان‌ها و گروه‌های اجتماعی که ادعای عرضه نوعی «دانش» پنهان دارند، در آئیم. ممکن است به تماشای تصاویر هرزه نگاری روی آوریم تا بتوانیم چیزهایی که معمولاً مخفی نگاه داشته می‌شوند را ببینیم. ممکن است به جستجوی «دانش جنسی» از طریق بدن فردی دیگر برآئیم و سعی کنیم مشکلات روان‌شناختی خود را با لذت- یا درد- دیگری تسکین بخشیم. یا ممکن است با افکار و تصاویر شهوانی برای خود دنیای خیالی و رویایی بسازیم و هویت و قدرتی که به شدت بدان نیازمندیم را در عالم خیال به دست آوریم.

پرده
با وجود این، تمام «دانشی» که در جهان وجود دارد، چیزی نیست جز پرده نازکی که بر روی «نادانی» های ما کشیده شده است. ایستادن در مقابل این پرده و حدس زدن درباره آنچه در پس آن قرار دارد، ما را گیج، ضعیف، بیزار و گمراه می‌کند.
ژاک لاکان، روانکاو مشهور فرانسوی، در کتاب «چهار مفهوم بنیادی روانکاوی»، داستان رقابت دو نقاش عهد کهن، زوکسیس و پاراسیوس را نقل می‌کند. زوکسیس ادعا کرده بود که خوشه‌ای انگور را آنچنان طبیعی نقاشی کرده است که حتی پرندگان نمی‌توانند تشخیص دهند و به سراغ آن می‌آیند تا آن را نوک بزنند. زوکسیس با چنین غروری به دیدن نمایشگاه نقاشی پاراسیوس رفت. امّا تنها تابلویی که در نمایشگاه دید با پرده‌ای پوشانده شده بود. بنابراین درخواست کرد که پرده را کنار بزنند تا او بتواند نقاشی پاراسیوس را ببیند. امّا نقاشی پاراسیوس همین پرده بود! آنقدر این پرده ماهرانه نقاشی شده بود که استادی چون زوکسیس هم نتوانسته بود طبیعی نبودن آن را تشخیص دهد. لاکان پس از بیان این داستان، خاطر نشان ساخته است که اگر می خواهید کسی را گمراه کنید، به او آنچنان «پرده‌ای» نشان دهید که کنجکاوانه از شما بپرسد پشت آن چیست.
اگر بپذیریم که تمام دانش ما همچون پرده گمراه کننده‌ای بر روی واقعیت‌های جهان هستی کشیده شده است، در این صورت باید بپذیریم که ما نومیدانه در برابر سدّ کمبودها و محدودیت‌ها قرار گرفته‌ایم. و بدین خاطر، در این شرایط تنها یک امیدواری وجود دارد: درک روح (منظور از روح، جنبه‌های عاطفی و هیجانی شخصیت در مقابل وجوه تحلیلی و عقلانی آن است).

فقدان روح
اگر بخواهیم به زبان روان‌شناختی عبارت لاکان را بیان کنیم باید بگوئیم «روح» چیزی است که ما را برای تحمّل چیزهایی که غیرقابل تحمّلند و کمبود آن‌ها در دنیای انسانی حس می‌شود، قدرت و توان می‌بخشد.
دردنیای مدرن امروز، اغلب جوامع ما روح خود را از دست داده‌اند. بدین خاطر، به سادگی ممکن است که ما درک نادرستی از زندگی به دست آوریم و پذیرش دروغین را با شکیبائی راستین، غرور دروغین را با پارسایی راستین، و احساس دروغین را با عشق راستین اشتباه بگیریم.
و با از دست دادن روح، امروزه بسیاری از ما مفهوم «گناه»- یعنی خودشیفتگی موجود در ما که باعث می‌شود به جای خدمت به دیگران درخدمت خود باشیم- را نیز کنار بگذاریم و از فضای فکری خود خارج سازیم. در نتیجه، به جای آن که تصمیم‌گیری‌های زندگی را با توجه به مسئولیت‌های شخصی انجام دهیم، آن‌ها را بر حسب راحتی خودمان انجام می‌دهیم. امروزه هر چیزی که «داغ» باشد، قابل پذیرش به نظر می‌رسد. و گناه به مفهوم روان‌شناسی‌اش، چیزی است که چشم ما را بر درک این واقعیت که برای زندگی چیزهای بیشتری از آنچه دنیا به ما «نشان می‌دهد» وجود دارد، می‌بندد. بنابراین، گناه ما را از عشق واقعی دور می‌سازد و در باتلاق لذت گرایانه خودشیفتگی فرو می‌برد. و در آن ناکجا آباد، روح گم می‌شود.
سنت آگوستین هیپو، روحانی برجسته آفریقایی، گفته است که «گناه، مجازات گناه است.» این جمله هنگامی بهتر فهمیده می‌شود که ما درک کنیم که دنیای انسانی چیزی نیست جز انبوهی از دفاع‌های روان‌شناختی (غرور، خشم، رقابت، موقعیت اجتماعی و ...) که در ظلمت ناشی ازغافل شدن از روح، ما را محافظت می‌کند. تمام این دفاع‌ها ریشه در دوران کودکی دارند: آن زمان، راهی برای کمک به بقاء بوده‌اند امّا به طور ناخودآگاه به دوران بلوغ و بزرگسالی راه یافته‌اند و همان دفاع‌هایی که روزی از ما محافظت می‌کردند امروز ما را به هیچ چیز جز مجازات مکرّر به خاطر سوء رفتارهای اجتماعی و روان‌شناختی رهنمون نمی‌گردند.
آنچه گفته شد را سوء تعبیر نکنید. همه ما اساساً خوبیم. امّا خوب ماندن به کار زیاد سختی نیازمند است که از جمله مهم‌ترین آن کارها، انکار خود است. زیرا بدون انکار غرور شخصی و دفاع‌های آن، عشق واقعی، خالص‌ترین و ناب‌ترین عشقی که می‌توانید تصوّر کنید، در پشت دفاع‌های روان‌شناختی از دید ما پنهان می‌ماند.
و عشق واقعی، اگر فدا کردن خود برای نجات دیگران- حتی آن‌هایی که از شما نفرت دارند- از ظلمتی که در آن قرار دارند نیست، پس چیست؟

سمت و سوی معنی‌دار
بنابراین، درست همان طور که گناه، مجازات گناه است. جهنم، یعنی مکانی که مسئولیت و شعور در آن جای ندارد نیز مجازات خود جهنم است. شگفت‌انگیز آن که دو بیماری مهلک عصر حاضر، یعنی سرطان (تکثیر نامحدود برخی سلّول‌ها) و ایدز (زوال بی‌رویه بدن توسط سیستم ایمنی خودش) چنین استعاره‌هایی هستند: رشد غیرمسئولانه وفقدان شعور.
با وجودی که اغلب موارد ایدز و برخی از اشکال سرطان مستقیماً به رفتارهای شخصی بستگی دارند، امّا هنگامی که کسی سرطان یا ایدز می‌گیرد همه ما مسئولیم. تراژدی و مصیبتی که در اینجا وجود دارد این است که فرهنگ این قابلیت را دارد که تک‌تک اعضای جامعه را با یده‌آل‌های تدافعی که هیچ سمت و سوی معنی داری ندارند، آلوده کند.
و درنتیجه، ما به عنوان یک فرد، باید امروز به خوبی متوجه گناهان باشیم و به یاد داشته باشیم که عبور ازمرز گناه و معنویت، فقط یک انتخاب شخصی است و هر فرد آزادانه می‌تواند به «هر طرف» که خواست برود. روان‌شناسی، حداقل در غرب، عمدتاً به دنبال تامین شادی برای انسان‌هاست و از کمک به افراد در درک زندگی و یافتن حس جهت‌گیری معنی‌دار و عملی، غافل است. روان‌شناسی به خودی خود نمی‌تواند هیچ معنی خاصی برای زندگی ارائه کند امّا می‌تواند به افراد کمک کند تا خود را از دام هویت‌های واهی اجتماعی که آن‌ها را در تاریکی نگاه می‌دارد و به خود-تخریبی می‌کشاند، رها سازند.
من نمی‌توانم وجود خدا را «اثبات» کنم و نیز نمی‌توانم ثابت کنم که روح وجود داردو معنویت چیزی فراتر از ساخته و پرداخته ذهن انسان است. امّا این گونه نگاه کنید: اگر برای معنویت ارزش قائل شوید، چه چیزی را از دست می‌دهید؟ هیچ چیز. و چه چیزی را به دست می‌آورید؟ همه چیز.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم آذر 1387ساعت 5:29  توسط | 
بسیاری از ورزشکاران بهترین عملکرد خود را در تمرینات نشان می‌دهند امّا به هنگام مسابقه و رقابت دچار احساس خفگی و نوعی واماندگی می‌گردند. اگر این اتفاق در مورد شما نیز صادق است ناراحت نباشید زیرا با انجام چند کار ساده می‌توانید بر این اضطراب فایق آیید.
احساس خفگی چنین توصیف می‌شود: کاهش کارایی به دلیل مقدار زیادی استرس ادراک شده. به واژه «ادراک شده» توجه کنید. واژه کلیدی در این تعریف همین است. به خاطر بسپارید که استرس فقط در ذهن شما زندگی می‌کند و به شیوه‌ای که شما یک موقعیت یا وضعیت را تعبیر می‌کنید. به عبارت دیگر، این شرایط خارجی نیستند که باعث استرس می‌شوند بلکه شیوه تفکر ما درباره یک رویداد است که احساس استرس، اضطراب و ترس را به وجود می‌آورد. برای ورزشکاری که در حین مسابقه دچار احساس خفگی و واماندگی می‌شود دانستن این نکته حائز اهمیت بسیار است که می‌تواند افکاری را که درباره آن رویداد دارد کنترل کند. آیا به شکست یا کمبود اطمینان به توانایی‌های خود فکر می‌کنید؟ در این صورت، این گونه تفکرات منفی غالباً به اضطراب، عصبی بودن و تنش می‌انجامد. در یک چنین محیطی که درون خود ساخته‌اید چگونه انتظار عملکرد خوبی از خود دارید؟
مربیان سنتی معمولاً به ورزشکار کمک می‌کنند تا درک کند چرا چنین افکار و احساساتی درونش رشد یافته و سپس سعی می‌کنند که این فرایند را اصلاح کنند یا تغییر دهند امّا معمولاً توفیق چندانی به دست نمی‌آورند. علتش این است که دانستن این که چرا چنین افکاری برمی‌خیزد ممکن است جالب باشد امّا دانستن پاسخ این سوال، لزوماً برای غلبه بر مشکل کافی نیست.

پیش از رویداد
این را بدانید که دلشوره‌ها و دلهره‌های پیش از مسابقه، طبیعی هستند و آن‌ها را بپذیرید. به مقابله با احساس عصبی بودن و اضطراب خود نپردازید. فکر نکنید که حالتی که دارید ناشی از ترس است. ترشح آدرنالین، عادی است و بخشی از آمادگی طبیعی بدن شما برای مسابقه است. به آن توجه کنید امّا روی آن تمرکز نکنید. پس از شروع مسابقه، این احساس فروکش خواهد کرد. هم از نظر بدنی و هم از لحاظ ذهنی آمادگی داشته باشید. همیشه در فاصله زمانی مناسبی قبل از رویداد در محل حاضر باشید زیرا عجله در رسیدن به محل باعث افزایش استرس می‌شود. قبل از مسابقه بدن خود را کاملاً گرم کنید. حرکات کششی انجام دهید. از قواعد مسابقه آگاه باشید و لباس مناسب به تن کنید.
برای چند دقیقه به تصویر سازی ذهنی بپردازید. راحت و آسوده تنفس کنید، چشم‌هایتان را ببندید و تجسّم کنید که همه کارها به خوبی پیش می‌رود و شما عملکرد خوبی دارید. این مثبت صحبت کردن با خود می‌تواند روحیه شما را تغییر دهد. با وجودی که ورزشکاران باید انعطاف‌پذیری کافی برای واکنش در طول مسابقه را داشته باشند امّا شما باید با یک راهبرد کلّی در مورد شیوه مسابقه دادن وارد صحنه شوید. راهبرد شما می‌تواند ساده (مثل نگهداری یک ریتم یکنواخت) یا پیچیده باشد.

در حین رویداد
بر روی کاری که در دست دارید تمرکز کنید نه نتیجه آن. حواس خود را متوجه حال حاضر کنید و از فکر کردن به خیلی جلوتر یا پایان کار خودداری نمائید.
اگر متوجه شدید که افکار منفی به سراغتان آمده و یا به منفی صحبت کردن با خود پرداخته‌اید، متوقف شوید و فقط بر روی تنفس‌تان تمرکز کنید. تمرکز بر روی ریتم تنفس، به طور خودکار شما را به حال حاضر برمی‌گرداند. لبخند زوری بزنید. این یک واقعیت است. اگر با افکار منفی دست و پنجه نرم کنید و نمی‌توانید از شرّش خلاص شوید، فقط کافیست خودتان را مجبور به لبخند زدن کنید، حتی برای چند ثانیه. این عمل ساده، برای یک لحظه، روحیه شما را تغییر خواهد داد و شاید این همان زمانی باشد که شما نیاز داشتید تا به حالت عادی برگردید.
طوری مسابقه دهید که انگار نتیجه‌اش برایتان مهم نیست. اگر گرفتار افکار منفی شوید و انتظار بدترین نتیجه یا شرایط را داشته باشید، غیر ممکن است که بتوانید حداکثر توانائی‌هایتان را بروز دهید. اگر طوری مسابقه دهید که انگار نتیجه‌اش برایتان مهم نیست، در این صورت می‌توانید آرامش داشته باشید و از مسابقه و رقابت لذت ببرید.

پس از رویداد
مسابقه را مرور کنید و عملکردهای خوبتان را به یاد آورید. بر روی اقدامات، افکار و رفتارهایی که به شما در عملکردتان کمک کردند تمرکز کنید. به چیزهایی که مانع عملکرد خوبتان شدند نیز توجه کنید امّا به سرعت فکر آن‌ها را از سر بیرون کنید. این همانند اصل اجتناب از مانع در رانندگی است: به جایی که می‌خواهید بروید نگاه کنید، نه جایی که نمی‌خواهید بروید. هنگامی که بر روی چاله تمرکز کنید به ناچار درون آن می‌افتید. تمرکز بر روی جنبه‌های منفی رویداد به پیشرفت شما در آینده کمک نمی‌کند. به جای آن، بر روی زمان‌هایی که «موفق بودید» تمرکز کنید. این نوعی تمرین ذهنی برای مواقعی است که به تمرین مهارت‌هایی می‌پردازید که در رویداد بعدی مورد استفاده قرار خواهند گرفت. برنامه تمرین خود را طوری طراحی کنید که شرایط شبیه به مسابقه را برایتان شبیه‌سازی کند. تیم‌ها و باشگاه‌ها معمولاً چنین تمریناتی می‌کنند. اگر عادت داشتید که همیشه تنها تمرین کنید، پیوستن به یک گروه به نحوی که بتوانید این نوع شبیه‌سازی را انجام دهید را در نظر بگیرید. موثرترین تمرین آن است که شرایطی که در مسابقه با آن روبرو می‌شوید را شبیه‌سازی کند. متاسفانه مربیان معمولاً مانع می‌شوند تا ورزشکار بر واماندگی و احساس خفگی خود در حین مسابقه غلبه کند. آن‌ها معمولاً به طور ناخواسته، با سعی در تشویق کردن ورزشکار، الگوی واماندگی را تقویت می‌کنند. مثلاً به ورزشکار می‌گویند «ضربه بعدی خیلی حساس است». این گونه حرف‌ها تنها باعث افزایش فشاری که ورزشکار برای انجام عملیات حس می‌کند می‌گردد.
به یاد داشته باشید که اگر از الگوی افکار منفی، قبل و در حین مسابقه، آگاه باشید می‌توانید بر حس واماندگی خود فایق آیید. افکار منفی در صورت تداوم، همچون یک گلوله برفی می‌غلطند و می‌غلطند و بزرگتر و بزرگتر می‌شوند. اگر خود را در چنین گردابی یافتید، فقط وجود آن افکار را بپذیرید و بگذارید بروند. بر روی تنفس‌تان تمرکز کنید و طوری بازی کنید که انگار از آن لذت می‌برید. در این صورت است که علیرغم شکست‌ها و ناکامی‌هایی که گاه به گاه پیش می‌آید باز هم ازمسابقه و رقابت لذت خواهید برد. 
    
ترجمه: کلینیک الکترونیکی  روان‌یار

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم آذر 1387ساعت 5:28  توسط | 
پروردگارا، مرا به که وا می‏گذاری، به خویشاوندی که پیوندمحبت را می‏گسلد، یا بیگانه‏ای که با من خشم می‏راند، یا به آنان‏که مرا خوار می‏شمارند و حال آن که تو خدای منی و رشته سرنوشت‏من در چنگ توست! از غربت و تنهایی و دوری خانه‏ام و خواری‏ام درچشمان کسی که وی را بر من مسلط گردانیده‏ای، به درگاه تو شکایت‏می‏آورم.

بارالها بر من خشم مگیر که اگر تو بر من خشم نیاوری، مرازغیر تو باکی نیست و مگر نه این است که فراخناک لطف و عافیت تومرا کافی است!

خداوندا، تو را به نور جمالت که بر زمین و آسمانها تابیده‏است و پرده‏های تاریکی را برانداخته و کار گذشتگان و آیندگان راصلاح بخشیده است، سوگند می‏دهم و از تو می‏طلبم که در آن حال که‏بر من خشم گرفته‏ای، مرا نمیرانی و قهر خود را بر من نازل‏نگردانی که تو می‏توانی قهر و عتاب را رها کنی و به لطف بازآیی‏و از من خشنود شوی!

ای آن که سپاسگزاریم به درگاه وی اندک است، اما او محرومم‏نمی‏سازد و گناهانم بسیارند لکن مرا به فضیحت و رسوایی‏نمی‏کشاند، پیوسته مرا در حال انجام گناهان می‏نگرد، اما هیچ گاه‏به خواری نمی‏راندم!

ای آن که در کودکی مرا محافظت فرمودی و در هنگام پیری‏بی‏روزیم نگذاشتی. ای آن که الطاف و نعمتهایت در نزد من بیرون‏از شمارند و توان شکرگزاری آنها را ندارم.

ای کسی که با من به نیکویی و احسان رفتار می‏کنی و من به زشتی‏و عصیان تو را پاسخ می‏گویم. ای کسی که مرا به یمن ایمان نجات‏بخشیدی، پیش از آن که به طریقه شکر نعمتهایت آشنا باشم.

ای مولای من، تویی که نعمت دادی، تویی که احسان کردی، تویی که‏به نیکی رفتار نمودی، تویی که کرامت فرمودی، تویی که فضیلت‏بخشیدی، تویی که فضل خود را به اتمام رسانیدی، تویی که روزی‏عطا فرمودی، تویی که کرم کردی، تویی که توانمندم ساختی، تویی‏که سرمایه‏ام دادی، تویی که پناه دادی، تویی که کفایت کردی،تویی که هدایت کردی، تویی که از گناه بازداشتی، تویی که گناهان‏را پوشیدی، تویی که گناهان را بخشیدی، تویی که عذر پذیرفتی،تویی که مکنت و جاه بخشیدی، تویی که عزت دادی، تویی که پشتیبان‏بودی، تویی که تاییدم کردی، تویی که یاری رساندی، تویی که شفابخشیدی، تویی که عافیت دادی، تویی که اکرام کردی، خجسته و بلندمرتبه‏ای ای پروردگار من، ستایش جاودانه از آن توست و سپاس‏پیوسته تو را سزاست.

اما من ای خدایم، به خطاهایم معترفم، پس بر من ببخشای! منم‏که گناه کردم، منم که خطا نمودم، منم که نادانی کردم، منم که‏به سوی گناه شتافتم، منم که اشتباه کردم، منم که به غیر تواعتماد کردم، منم که در عین دانایی گناه کردم، منم که وعده‏هادادم، منم که وفا ننمودم، منم که پیمان شکستم، منم که به جرم‏خود اقرار کردم.

بارالها، من بدان نعمات که مرا داده‏ای اذعان دارم، به‏گناهانم اعتراف کرده و از آنها باز می‏گردم; تو نیز مرا بیامرز.

ای کسی که گناه بندگان تو را ضرری نرساند و نیازی به طاعت‏ایشان نداری، هر کدام از بندگانت که کاری نیکو به جای آورند،به توفیق و لطف توست، پس ستایش و حمد تو را سزاست.

خدایا، چون مرا فرمان دادی سرکشی نمودم و چون نهی کردی، آنچه‏را نمی‏خواستی به جای آوردم. اینک این منم که نه دلیلی بربی‏گناهی خود دارم که عذر بخواهم و نه نیروی آن دارم که از کسی‏یاری بخواهم. حال با کدامین اعضایم رو به روی تو بایستم; آیابا گوشم یا با چشمم یا با زبان و یا پاهایم، آیا تمامی اینهانعمتهایی نیست که مرا عنایت فرموده‏ای و من با همه آنهانافرمانی‏ات کرده‏ام، ای مولای من، حجت و دلیل از آن توست و من‏محکومم!

ای شنواترین شنوندگان و ای تیزبین‏ترین بینندگان و ای‏سریعترین حسابگران و ای مهربانترین مهربانان، بر محمد(ص) وخاندان پاک وی درود فرست!

پروردگارم، از تو حاجتی را می‏طلبم که اگر آن را به من ارزانی‏دادی، هر چیز دیگری را که از من دریغ نمایی، مرا زیانی نرساندو اگر از آن محرومم سازی، هر چه را به من عطا فرمایی مرا نفعی‏نبخشد; «از تو می‏خواهم که مرا از آتش جهنم آزاد گردانی!»

غیر تو خدایی نبود، یگانه‏ای و تو را همتایی نیست، فرمانروایی‏توراست و ستایش از آن توست و تو بر همه چیز توانایی، ای خدا،ای خدا، ای خدا.

خدایا، من در آن حال که بی‏نیاز و توانمندم، به تو نیازمندم،پس چگونه در حال فقر نیازمند تو نباشم. خدایا من که در عین‏دانایی، نادانم، چگونه در حین جهل، نادان نباشم!

خدایا، به راستی که تغییر تدابیر تو و سرعت انجام اراده وتقدیرات تو، بندگان عارفت را باز داشت، از این که در حال نعمت‏به دوام بخشش تو اطمینان کنند و در حال نقمت، از رحمت تو نومیدگردند!

اکنون منم که با فقر و نیازمندیم به تو توسل می‏جویم و چگونه‏به حضرتت توسل جویم با فقری که محال است دامان غنای تو رابیالاید. چسان از این حال که دارم به تو شکایت آورم، در حالی که‏هیچ چیز بر تو پوشیده نیست. چگونه حرفهای دلم را برای تو بیان‏کنم و حال آن که از همه آنها آگاهی! چگونه ممکن است امیدهایم‏را که رو به سوی تو دارند، به نومیدی بدل سازی و حال مرا نیکونگردانی، با آن که قوام آن به دست توست.

خدایا با آن که عظیم نادانم، چقدر به من لطف می‏کنی و با آن‏که زشتی کردارم آشکار است، چقدر با من مهربانی!

خدایم! چقدر تو به من نزدیکی و من از تو دورم! و چقدر نسبت‏به من مهربانی. پس چیست که بین من و تو حجاب افکنده است!؟

پروردگارا، از تغییر آثار و دگرگونی حالات نیک دانستم که‏خواسته تو در مورد من این است که خود را در همه چیز به من‏بنمایانی، تا درباره هیچ چیز از تو غافل نگردم.

خدایا، هر گاه گناهانم مرا گنگ گردانید، کرم تو زبان مراگشود و هرگاه که صفات ناپسندم مایوسم ساخت، الطاف بی‏پایانت‏مرا به طمع واداشت!

خدایا، آن کس که زیباییهایش در حقیقت زشتی است، چگونه‏زشتیهای رفتار وی زشت و ناپسند نباشد و آن کس که سخنان حق گونه‏او ادعایی بیش نیست چسان ادعاهایش، ادعا نباشد.

خدایا، فرمانهای تاثیرگذار و اراده مسلط تو برای سخن‏گویی،گفتاری باقی نمی‏گذارد و صاحب توانایی را ناتوان می‏سازد.

بارالها، توجه من به مخلوقات تو سبب می‏گردد که از مشاهده‏جمالت محروم بمانم، پس مرا در پیشگاه خویش به عبادتی بگمار که‏به وصال تو رساندم! چگونه برای اثبات وجود شریفت‏به چیزی دلیل‏آورده شود که در هستی خود محتاج توست، آیا برای غیر تو ظهوری‏است که برای تو نیست تا وجود غیر، آشکار کننده جمال تو باشد؟

تو کی پنهان بوده‏ای که برای عیان ساختنت نیاز به دلیلی باشد که‏تو را اثبات نماید، کی دور بوده‏ای که کاینات راه رسیدن به توباشند. کور باد آن چشم که تو را نگاهبان خود نبیند! و چه‏زیانبار است معامله بنده‏ای که از محبت تو وی را بهره‏ای نیست!

خدایا، خواری و پستی‏ام در برابر تو هویداست و احوال من بر توپوشیده نیست.

وصالت را از تو می‏طلبم و به یاری وجود شریفت، بر هستی توگواهی می‏دهم. مرا با نور خود به ذات پاکت راهنمایی فرمای و باصدق عبودیت در پیشگاهت‏برپای دار.

پروردگارم، مرا از زیر بار ذلت نفس رهایی ده و پیش از آن که‏مرگم در رسد از آلودگی شک و شرک پاکم کن. از تو یاری می‏جویم،یاریم کن. بر تو توکل می‏نمایم، مرا به حال خود وامگذار. تو رامی‏خوانم، مرا نومید مساز. مشتاق فضل توام، محرومم مکن. خویشتن‏را به وجود پاکت منتسب می‏نمایم، دورم مگردان. مقیم درگاه توام،از خود نرانم.

تویی که انوار جمالت را به دلهای شیفتگانت تاباندی تا آن که‏تو را شناختند و به یگانگی تو ایمان آوردند. تویی که محبت غیرخود را از قلوب دوستانت زدودی تا غیر تو را به دوستی نگرفتند وبه جز تو پناه نیاوردند و آن گاه که جهانیان آنان را هراسناک‏سازند، تو مونس ایشان هستی و تویی که آنها را هدایت فرمودی تاجایی که نشانه‏های قدرتت‏بر آنان آشکار گشت!

آن کس که تو را از دست داد، چه کسی را یافت و آن که تو رایافت که را از دست داد! به راستی که زیانکار است آن کس که به‏جای تو دیگری را برگزیند و بسی خسران زده است آن که بکوشد تااز تو جدا گردد. چسان به غیر تو امیدوار شوم، در حالی که تورشته احسان را نگسسته‏ای و چگونه نیاز خویش از درگاه غیر توبطلبم و حال آن که عادت بخشندگی خویش را دگرگون نساخته‏ای!

ای کسی که شیرینی موانست‏خویش را به عاشقانت چشانیده‏ای، پس‏آنان در برابر تو تملق‏کنان برپای ایستاده‏اند! ای کسی که‏پرده‏های هیبت‏خود را بر دوستانت افکنده‏ای و آنان هراسناک درمقابل تو پوزش می‏طلبند.

تو بندگانت را به یاد می‏آوری پیش از آن که دیگران از آنهایادی کنند و آغازگر هر بخشش و احسانی قبل از آن که‏عبادت‏کنندگان رو به سوی تو آورند و بخشنده و عطا کننده‏ای، پیش‏از آن که خواهندگان از تو بخواهند و چه شگفت است این که بسیارمی‏بخشی، آن گاه از آنچه بخشیده‏ای از ما وام طلب می‏کنی!

خداوندا، من را به کمند مهربانی خویش به سوی خود آر تا وصال‏تو را دریابم و با جاذبه الطاف خویش مرا درکش تا به سوی تو روی‏آورم!

خدایا، رشته امیدم از تو نمی‏گسلد گرچه تو را سرکشی نموده‏ام وهرچند تو را عبادت کنم باز دهشت مرا رها نمی‏سازد. کاینات مرابه سوی تو رهنمون می‏گردند و یقینی که به کرم تو دارم مرا به‏سویت می‏کشاند.

خدایا، چگونه نومید گردم و حال آن که تو امید منی و چگونه به‏خواری تن دردهم در حالی که تو تکیه‏گاه منی.

خدایا، چسان در برابرت دعوی سربلندی نمایم با آن که بنیادمرا از ذلت‏برآورده‏ای و چسان سر فخر بر آسمان نسایم و حال آن‏که مرا به خود منتسب کرده‏ای!

خدایا! چگونه ردای بینوایی درنپوشم، در حالی که مرا درجایگاه فقرا نشانده‏ای و چگونه خویشتن را فقیر بنامم با آن که‏تو با بخشش خود بی‏نیازم ساخته‏ای!

تویی که جز تو پروردگاری نیست. خود را به تمامی اشیاشناسانده‏ای به گونه‏ای که موجودی نیست که تو را نشناسد. تویی که‏خویشتن را در آینه همه موجودات به من نموده‏ای و من در همه چیزجمال تو را به آشکارا نگریسته‏ام و تویی که برای تمام موجودات‏آشنایی!
 
 

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آذر 1387ساعت 12:39  توسط | 
 شب دهم ذیحجه از شب‎های مبارک است. و جزء چهار شبی است که احیاء و شب زنده داری در آنها مستحب است. در شب عید قربان، درهای آسمان باز است. برای این شب اعمالی ذکر شده است:

1- زیارت امام حسین علیه السلام .

2- خواندن دعای "یا دائِمَ الْفَضْلِ عَلیَ الْبَرِیَّةِ" که در شب جمعه هم وارد شده است.

 

اعمال روز عید قربان
روز دهم ذیحجه، روز عید قربان است و بسیار روز شریفی است و اعمال آن چند چیز است:

1- غسل . که در این روز سنّت مؤکد است و بعضی از علماء واجب دانسته‎اند.

2- اقامه نماز عید قربان، به همان نحو که در عید فطر ذکر شده است. اما در این روز مستحب است که بعد از نماز، با گوشت قربانی افطار شود.

3- خواندن دعاهائی که وارد شده پیش از نماز عید و بعد از آن و در اقبال ذکر شده و شاید بهترین دعاهای این روز، دعای چهل و هشتم صحیفه سجادیه باشد که اوّل آن "اَللّهُمَّ هذا یَوْمٌ مُبارَکٌ" است.

4- خواندن دعای چهل و ششم صحیفه سجادیه که اینگونه آغاز می‎شود: "یا مَنْ یَرْحَمُ مَنْ لا یَرْحَمُهُ الْعِبادُ". 

5- خواندن دعای ندبه .

6- قربانی کردن؛ که سنّت مؤکّد است .

7- خواندن تکبیرات برای کسی که در منا باشد بعد از پانزده نماز که اولش نماز ظهر روز عید است و آخرش نماز صبح روز سیزدهم است. و کسانی که در سایر شهرها هستند نیز بعد از ده نماز از ظهر روز عید تا صبح دوازدهم این تکبیرات را بگویند. تکبیرات بنا بر روایت صحیح در اصول کافی از این قرار است :

اللهُ اَکْبَرُ اللهُ اَکْبَرُ لا اِلهَ اِلا اللهُ وَاللهُ اَکْبَرُ اللهُ اَکْبَرُ اللهُ اَکْبَرُ ولِلّه الْحَمْدُ اللّهُ َکْبَرُ

خدا بزرگتر از توصیف است، معبودی جز خدا نیست و خدا بزرگتر است، و ستایش خاص خدا است

اعَلی ما هَدانا اَللّهُ اَکْبَرُ عَلی ما رَزَقَنا مِنْ بَهیمَةِ الاْنْعامِ

خدا بزرگتر است بر آنچه ما را راهنمائی کرد خدا بزرگتر است بر آنچه روزی ما کرد از چهارپایان انعام (شتر و گاو و گوسفند)

وَالْحَمْدُلِلّهِ عَلی ما اَبْلانا.

و ستایش خاص خدا است برای آنکه آزمود ما را .

و مستحب است که به مقداری که توانایی است این تکبیرات بعد از نمازها تکرار شود.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آذر 1387ساعت 12:38  توسط | 
طلا و جواهر پس‌ از استفاده‌ به ‌مدت‌ طولانی، در اثر مجاورت‌ با بدن‌ كثیف‌ می ‌شوند و رنگ‌ و جلای‌ اولیه‌ را از دست‌ می‌ دهند. اگر به‌ دنبال‌ راهكاری‌ برای‌ تمیز شدن‌ طلا و جواهر و زینت ‌آلات‌ خود هستید، این مطلب را با دقت‌ بخوانید.


تمیز كردن‌ طلا و جواهر
برای‌ این‌ کار دو روش‌ توصیه‌ می ‌شود:

الف) با مخلوط كردن‌ جوش‌ شیرین‌ و مایع‌ ظرفشویی،‌ خمیری‌ تهیه‌ كنید. طلا یا جواهر را به‌ خمیر آغشته‌ كنید و بعد از چند دقیقه‌ با آب‌ بشویید.

ب) طلاها را در محلولی‌ از آب‌ و مایع‌ ظرفشویی‌، یا آب‌ و پودر لباسشویی‌ و کمی وایتکس قرار دهید. محلول‌ را به‌ همراه‌ طلای‌ داخل‌ آن‌ روی‌ اجاق‌ گاز جوش‌ آورید. به‌ این‌ ترتیب، جرمی‌ كه‌ در لابه‌لای‌ طلا وجود دارد به‌ راحتی‌ خارج‌ می ‌شود. توجه‌ داشته‌ باشید كه‌ این‌ روش‌ برای‌ شست‌ و شوی‌ جواهر مناسب‌ نیست. پس‌ از خارج ‌كردن‌ طلاها، آنها را بررسی‌ و با یك‌ مسواك‌ كوچك‌ تمیز كنید. سپس‌ با آب‌ بشویید و روی‌ حوله ‌ای‌ قرار دهید. برای‌ خشك ‌كردن‌ سریع‌ می ‌توانید از سشوار كمك‌ بگیرید.


تمیزكردن‌ جواهرات‌ بدل‌
برای‌ تمیز كردن‌ جواهرات‌ به‌ اصطلاح‌ اتمی، از جوش‌ شیرین‌ استفاده‌ كنید. به‌ این‌ صورت‌ كه‌ مقداری‌ جوش‌ شیرین‌ روی‌ سطح‌ نمناك‌ برس‌ مسواك‌ بریزید و آن‌ را به‌ آرامی‌ روی‌ این‌ جواهرات‌ بمالید تا براق‌ شوند.


نگهداری‌ از طلا و جواهر
برای‌ نگهداری‌ صحیح‌ از طلا و جواهر آنها را در جعبه‌ های‌ خود قرار دهید. همچنین‌ می‌ توانید دفترچه ‌ای‌ پارچه ‌ای‌ درست‌ كنید و طلاها را با سنجاق ‌قفلی‌ در آن‌ وصل‌ كنید؛ به‌ گونه ‌ای‌ كه‌ سطح‌ آنها به‌ هم‌ ساییده‌ نشود، زیرا در اثر سایش‌ از وزن‌ آنها كاسته‌ می‌ شود. دفترچه‌ را در مكانی‌ امن‌ قرار دهید.


براق‌ كردن‌ طلا و جواهر
برای‌ براق‌ كردن‌ طلا و جواهر دو روش‌ پیشنهاد می‌ شود:

الف) مقداری‌ خاك‌اره‌ نرم‌ یا خاكستر چوب‌ تهیه‌ كنید و زیورآلات‌ را درون‌ آن‌ فرو ببرید. سپس‌ به ‌وسیله‌ خاك ‌اره‌ یا خاكستر چوب، سطح‌ آنها را مالش‌ دهید. پس‌ از پاك ‌كردن‌ طلا و جواهر از خرده‌های‌ چوب‌ یا خاكستر، شفافیت‌ و برق‌ چشمگیری‌ را مشاهده‌ خواهید كرد.

ب) با مالش‌ دادن‌ قطعه‌ ای‌ چرم‌ یا پارچه‌ نخی‌ بر سطح‌ طلا، برق‌ و جلای‌ خاصی‌ به‌ وجود می‌آید.

بازكردن‌ گره‌ زنجیر
اگر زنجیر گردنبندتان‌ گره‌ خورد، آن‌ را روی‌ سطحی‌ صاف‌ و صیقلی‌ بگذارید و مقداری‌ روغن‌ بچه‌ در محل‌ گره‌ بریزید. سپس‌ با یك‌ سوزن‌ كلفت‌ به‌ آرامی‌ گره‌ را باز كنید.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم آذر 1387ساعت 14:47  توسط | 
 

جوش شیرین

از خواص جوش شیرین  غافل نباشید. جوش شیرین هم مصرف خوراکی و دارویی دارد و هم ضدعفونی کننده است.

1 - می توانید از آن در تهیه بیسکویت و کیک استفاده کنید.

2 - برای براق کردن جواهرات به کار می رود.

 3 - درد ناشی از نیش زنبور را تسکین می دهد.

4 - برای نظافت یخچال و لکه گیری اجاق گاز به کار می رود.


حباب چراغ

حباب چراغ ها را ماهی یک بار بشویید. برای انجام این کار، ابتدا چراغ را از سرپیچ باز کنید و با پارچه آغشته به کف و صابون گرم پاک کنید و خوب خشک نمایید.

 

لگه گیری مبلمان چوبی

برای برطرف کردن زَدگی رنگ مبلمان چوبی بهتر است مقداری رنگ مخصوص چوب از فروشگاه های رنگ آمیزی مبل تهیه کنید و در محل زدگی بمالید.


تمیز کردن تار عنکبوت

برای این منظور یا از جاروبرقی استفاده کنید یا تکه ای پارچه یا جوراب را سر ِ چوبی ببندید و تارها را تمیز کنید.


پاک کردن وسایل سفید آشپزخانه

برای تمیز کردن وسایل سفید آشپزخانه روی آنها را ابتدا با پارچه ای خیس، نم دار کنید. بعد پودر زمین شوی را روی آن بریزید و چند دقیقه صبر کنید و اسکاچ بکشید. اگر باز هم پاک نشد روی آن را مایع سفید کننده بریزید.


رسوب کتری

برای دفع املاح رسوب کرده در کتری، کتری را با مقدار مساوی آب و سرکه پُر کنید و بگذارید جوش بیاید. سپس اجاق گاز را خاموش کنید و بگذارید کتری تمام شب به همان حال بماند. کتری تمیز خواهد شد.

 


نظافت تلفن

تلفن خود را با الکل یا ادکلن خوشبو پاک کنید تا مثل روز اولش نو بشود.


کندن کاغذ دیواری

اگر می خواهید کاغذ دیواری به آسانی از دیوار جدا شود به این ترتیب عمل کنید. آب داغ و سرکه را به میزان مساوی با یکدیگر مخلوط کنید و با اسفنج روی کاغذ دیواری ها بکشید. آن قدر این کار را انجام دهید تا کاغذ دیواری ها خودشان کنده شوند.


پنجره سفت

اگر پنجره منزل شما (از نوع لولا دار) سفت شده و باز نمی شود، هیچگاه مستقیماً به چهارچوب پنجره ضربه نزنید، بلکه یک قطعه تخته صاف روی قابی که لولا دارد بگذارید، با یک چکش روی این قطعه ضربه بزنید تا پنجره آزاد شود. این کار از آسیب دیدن رنگ پنجره جلوگیری خواهد کرد.


بوی رنگ

برای از بین بردن بوی رنگ، موقع رنگ آمیزی اتاق، به هر لیتر رنگ، دو قاشق عصاره یا اسانس وانیل اضافه کنید. در غیر این صورت در یک ظرف آب سرد که در وسط اتاق گذاشته اید، مقداری پیاز خرد شده بریزید.


گود افتادگی فرش

برای این که گود افتادگی فرش در اثر فشار وسائل سنگین به حالت اولیه خود برگردد، کمی آب توی گودال ها بریزید وبگذارید 3- 4 ساعت بماند. بعد روی آن برس بکشید.

 

فرش درخشان

برای درخشندگی فرش مقداری نشاسته ذرت روی آن بپاشید و بعد از یک ساعت با جاروبرقی جارو کنید.


نظافت وسایل چرمی

صندلی ها و وسایل چرمی را با مخلوطی از سفیده تخم مرغ که خوب زده اید و کف کرده و چند قطره سرکه، تمیز کنید.


گردگیری

برای گردگیری پارچه متقالی را در دیگ آبی که مقداری خیلی کم موم یا وازلین در آن ریخته اید بگذارید و حرارت دهید. مایع که به جوش آمد پارچه را از آب در آورید به پارچه ی چربی تبدیل می شود که برای گردگیری خوبست.

برای پاک کردن شیشه ها پارچه بدون پرز را با آب و صابون آغشته کنید و از راست به چپ و از بالا به پایین روی شیشه بکشید و با دستمال دیگری خشک کنید.

 

ماشین لباسشویی

برای طولانی تر شدن عمر لباسشویی ماهی یکی دوبار روی قسمت های استیل و لاستیکی آن وازلین بمالید و با پارچه نرم و لطیفی آن را مالش دهید.


سوختگی با اتو

برای از بین رفتن محل سوختگی (خفیف) پارچه با اتو، لکه زرد را خیس خیس کنید و با پارچه زبری مثل کیسه حمام روی آن بکشید یا پنبه آغشته به آب اکسیژنه روی آن بمالید یا پیاز را نصف کنید و روی آن بمالید تا برطرف شود.

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم آذر 1387ساعت 14:38  توسط | 
الف خوش رفتار و در باطن میانه رو و ملاحظه کار و خونگرم است و با همه کس زود دوست می شود. پیراهن سیاه برای او نامبارک است. هرچه را طلب کند زود بیابد و بیماری او همیشه در باد قولنج گردن و پهلوست.

ب زیبا با محبت و رفیق باز و مغرور و جیب او خالی و قدر مال دنیا را نداند.

ت خوش چهره و خوش اخلاق، کم خواب و هر گاه مرتکب گناه می شود سریع توبه می کند و اگر دل کسی را به درد آورد در پی آن است که دلجویی کند و همیشه احساس تنهایی می کند.

ث ثابت قدم و پر اراده و در هر کاری ولی گیرا است خوش خلاق و پر عقل است و پیشانی او بلند است و هرگز محتاج نخواهد شد.

ح خوش اخلاق و حق گو و کینه ای و حرف را در دل نگه می دارد و اغلب در بحث و جدل و جنگ به پیروزی می رسد.

خ زیبا و با چشمانی درشت با محبت مقرارتی  و مدام سعی می کند که رزقش زیاد شود فردی است تنبل و در کارها و باید این کار را ترک کند تا در زندگی موفق و پیروز شود.

 

ج خوش اخلاق و با محبت.  او همیشه از درد شکم رنج می برد و این بیماری هر چند وقت یک بار به سراغ او می آید. چهره او یا سیاه چهره و قوی استخوان یا سفید پوست و بزرگ اندام.

د پر فکر و زیبا وبشاش و زیبا چهره و جنگجو است و قدر مال دنیا را نمی داند و همیشه در حال ولخرجی است.

ر خوش اخلاق، میانه رو گاه اطرافیان در پشت سر او بدگویی می کنند. او فردی خوش گذران است اگر ایمان خود را حفظ کند به هر مقام و منزلتی که بخواهد می رسد.

 ز با محبت و خونگرم و در هر کاری مقرارتی است گاه ا ز بیماری در ناحیه سر و زانو در عذاب می افتد و نسبت به زندگی دلسرد می شود.

 س پراستعداد و با سلیقه و همیشه بهترین اجناس را انتخاب می کند و بسیار مغرور است هر کاری که میل داشت انجام می دهد و با اطرافیان خود در نزاع و لجبازی بسر می برد. در نظر دیگران پر هیبت است.

 ش مشفق و مهربان، جنگجو وعصبانی، خونگرم، زبان او تلخ است. اگر زبان خود را نگه دارد از بلا محفوظ می ماند و بسیار لجباز است.

 ص حرف شنو و دهن بین و هر کس هر حرفی را بااو در میان بگذارد سریع باور می کند. نترس و با محبت و همیشه در حال ترقی و تفکر است.

 ض خوش اخلاق، زیرک و دانا، کینه توز، نگرانی خود را در ظاهر بروز نمی دهد، کمان ابرو دارد و در کارها بسیار دقیق است و هرگز یاد خدا را فراموش نمی کند او فردی زرنگ است.

 ط پاک و خوش اخلاق و خوش گذران و خونگرم و پیراهن سیاه بر او خوش یمن است.

 ظ ظاهر و باطنش یکی است و خشک و مقرارتی است و اطرافیان پشت سر او بدگویی می کنند. در اعضای بدن خالی دارد که نشانه اقبال است.

 ع بلند مرتبه و پرگذشت، خوش اخلاق، بخشنده، مقرارتی، خشک، او هرگز قدر مال دنیا را نمی داند. متعصب و در اول زندگی رنج بسیار می کشد زیرا قدر مال دنیا را نمی داند.

 غ با گذشت و خشک ومقرارتی و احساس ناامید می کند گاه در فکر فرو می رود و به گذشته و آینده خود می اندیشد. زندگی را با صلح و صداقت دوست دارد.

 ف آتش مزاج و تندخو، زیباچهره، جنگ جو، خون گرم، نترس، هر چند وقت یک بار مریض می شود. در زندگی چند بار شکست می خورد ولی در آینده به مقام و منزلت خوب می رسد.

 ق توانا، زیرک، دانا و در هر کاری نقشه بسیار می کشد و موفق می شود. هم زیباست و هم خوش گذران و قدر مال دنیا را نداند و گاه گاهی با ملایمت یا خصومت برخورد می کند.

 ک خوش اخلاق، زیرک، دانا، خشک ومقرارتی، زبان او تلخ است، قادر است با یک کلمه حرف، دیگران را برنجاند و همیشه در حال ترقی و فعالیت است.

 ل  زیباچهره، خوش اخلاق، یکدنده، همیشه جدایی اختیار می کند و غرور خاصی دارد قدر مال دنیا را نمی داند.

 م با محبت، خون گرم و نترس ، همیشه اطرافیان پشت سرش بدگویی می کنند و در روبرو از او تعریف می کنند. فردی است خوش چهره و چشمانی درشت دارد و در تمام کارهای خود تقاضای کمک می کند. گاه تنبلی می کند.

 ن خوش اخلاق، کینه توز، دم دمی مزاج است. گاهی اوقات بسیار خوب و گاهی اوقات بسیار مقرارتی و خشک می شود. همچون قاضی است و در حقوق خود ودیگران به میزان برخورد می کند.

 ی پر فکر و زیبا و با هر کسی درافتد بر او غالب می گردد.  دم دمی مزاج است. گاهی اوقات بسیار خوب و گاهی اوقات بسیار مقرارتی و خشک می شود. او فردی است چهارشانه و از مریضی شکم گاه گاهی رنج می برد.            

 ه همیشه اطرافیان را امر و نهی می کند و زیبا چهره و تندخو و آتشی مزاج و طبع او گرم است.

 و به دیگران کمک می کند و گاهی اوقات مغرور می شود و پشت سر بدگویی می کند.

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آبان 1387ساعت 5:2  توسط | 
 
  آيا مي‌دانيد چطور بايد نقره، طلا و جواهرات  را تميز كنيد؟ اگر نمي‌دانيد؛ بخوانيدتميز كردن نقره: اگر انگشتر نقره شما به هر دليل ، مثلا مجاورت با مايع سفيد كننده ( وايتكس) سياه شد ناراحت نباشيد آن را مدتي داخل آب نمك غليظ بيندازيد ، سپس چند دقيقه آن را روي فرشي كه پرزدار است محكم بكشيد ، مي‌بينيد كه مثل اول سفيد مي‌شود. اگر گردنبند يا انگشتر نقره‌اي شما كدر شده است بايد آنها را مدتي در آب ليمو بگذاريد و سپس با آب گرم بشوييد و بعد با يك تكه پارچه جير آنها را جلا دهيد. راه ديگر براي پاك كردن نقره‌جات اين است كه يك ظرف به حجمي كه بتوان نقره‌ها را درون آن قرار داد ، تهيه كنيد و مقداري سركه در آن بريزيد روي شعله گاز قرار دهيد تا بجوشد و بعد آب بكشيد و خشك كنيد. 
طلا و جواهرات: براي پاك كردن اين فلزات بايد:
الف: مقداري مايع ظرفشويي در آب بريزيد و روي اجاق گرم كنيد و وسايل طلايي را درون آب قرار دهيد و با مسواك برس بزنيد و سپس با آب داغ بشوييد و خشك كنيد و با جير جلا دهيد.
ب: پودر صابون را درون آب داغ بريزيد و چند قطره آمونياك به آن اضافه كنيد و برس نرم لطيفي به آن بزنيد و آن را با آب نيم گرم خوب بشوييد و خشك كنيد و سپس در الكل فرو بريد و بشوييد تا هيچ چروكي باقي نماند. 
ج: مقداري خمير دندان را به همراه يك مسواك روي جواهرات مالش دهيد و سپس طلاها را كاملا شسته و خشك كنيد.
د: با مقداري آبليمو و كمي مايع ظرفشويي طلاهاي خود را جلا دهيد. 
ه: راه آخر اين است كه طلاها را در الكل 90 درجه بخيسانيد و مدت دو تا سه ساعت رها كنيد با پارچه پشمي آن را خشك و براق كنيد.
   
 
 
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم مهر 1387ساعت 5:17  توسط | 
ايده فلسفه براي كودكان در پي تقويت شالوده‌هاي پرسشگري، خلاقيت و نقادي در كودكان از طريق شناسايي جهت‌گيري‌هاي ذهني، احساسي، عاطفي و ظرفيت‌هاي فكري آنان است.
 براين اساس، اين برنامه بخش مهمي از كار خود را بر فلسفه آموزش كه به‌ويژه از انديشه‌هاي «جان‌ديويي»، فيلسوف آمريكايي برگرفته، استوار مي‌سازد. «جان ديويي» در بخشي از مقاله «ديدگاه‌هاي تربيتي من» در اهميت آموزش مي‌نويسد: «به‌نظر من فرآيند آموزشي 2 جنبه روانشناختي و جامعه‌شناختي دارد و نمي‌توان يكي از اين 2 جنبه را تابع ديگري قرار داد. از اين 2جنبه، بعد روانشناختي اساس كار است. غرايز و نيروهاي كودك زمينه اصلي را فراهم مي‌سازند و آغازگاهي براي همه آموزش‌ها هستند.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیستم مهر 1387ساعت 4:50  توسط | 
«فلسفه براي كودكان» يك برنامه آموزشي است كه اين امكان را فراهم مي‌آورد تا كودكان انديشه‌هاي پيچيده خود را شكل دهند و به‌نوبه خود بيان كنند.
اين برنامه به گونه‌اي طراحي شده تا كنجكاوي و شگفتي كودكان را برانگيزد. پيشينه اين ايده به انديشه‌هاي متيوليپمن در سال 1969 برمي‌گردد؛ اما اكنون بيش از 50 كشور از سراسر جهان اين برنامه را اجرا كرده‌اند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیستم مهر 1387ساعت 4:46  توسط | 
 

فوت و فن- خواب يكي از بخش‌هاي زندگي روزمره است كه نقش مهمي در حفظ سلامتي ايفا مي‌كند
براي مثال خواب خوب و عميق به افراد كمك مي‌كند كه از قدرت ذهني و بدني بهتري برخوردار باشند. اين در حالي است كه شيوه خوابيدن هم از اهميت زيادي برخوردار است.

برخي از افراد عادت دارند كه به دلايل مختلف بدون قرار دادن بالش زير سرشان، بخوابند. اين در حالي است كه تازه‌ترين تحقيقات پزشكان نشان مي‌دهد اين حالت خوابيدن مي‌تواند ريسك سكته‌هاي قلبي را افزايش دهد.

به گفته آنها در هنگام خواب بايد سر و شانه‌ها بالاتر از بقيه بدن قرار گيرد. پزشكان توصيه مي‌كنند در صورتي كه به قرار دادن بالش زير سر عادت نداريد، قسمت بالاي تخت را بالاتر ببريد تا دست كم بدون بالش هم سر و گردنتان بالا‌تر از سينه قرار بگيرد.

    

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 4:14  توسط | 

 
شما هم مانند بسياري از انسان ها، بدون آگاهي و ناخودآگاه در بسياري از عقايد و موهومات خرافه پرستي دخيل هستيد. در اين باره كمي فكر كنيد.آخرين باري كه به تخته زديد، آخرين باري كه از نگاه كردن به گربه سياه پرهيز كرديد و آخرين باري كه طالع خود را با دقت و اشتياق مطالعه كرديد، به ياد مي آوريد!

همه اينها نمونه هايي از عقايد خرافي است ، كه ما هر روز با آنها سر و كار داريم و برخي صاحبنظران به آنها تفكرات جادويي مي گويند. طبق آخرين آمار، نيمي از مردم امريكا، افرادي خرافاتي هستند.

به طوري كه اعتقاد به خانه ارواح ، سحر و جادو و جن و پري طي دهه هاي اخير بشدت افزايش يافته است ؛ اما براستي علل روان شناختي موجود در اين تفكرات جادويي چيست و آيا اين خرافات و عقايد به نفع ماست يا به ضرر ما؟

بسياري معتقدند، دعاهاي پيش از مسابقه هاي ورزشي به ورزشكاران روحيه مي دهد و آنها را آرام مي كند. اين گونه اعتقادات جزو خرافات محسوب نمي شوند و قطعا در بالا بردن روحيه ورزشكاران تاثير دارد، اما برخي اعتقادات عجيب و غريبي دارند ؛ مثلا اين كه پيش از شروع مسابقه بايد چند ضربه به توپ بزنند. در غير اين صورت در آن مسابقه موفق نخواهند شد.

شايد براي شما هم جالب باشد كه بدانيد خرافات و موهوماتي از اين دست در نتيجه بروز اختلالات وسواسي رخ مي دهد. در علم روان شناسي به آن اختلال وسواس اجبار يا (OCD) گويند. براي چنين افراد وسواسي ، عادت به انجام برخي اعمال خاص باعث ايجاد اختلال در زندگي روزمره مي شود ؛ مثل شخصيت جك نيكلسون در فيلم As good as it gets، كه با وسواس خاصي حتما بايد از روي شكاف ها و درزهاي پياده رو مي پريد، يا هر روز فقط روي يك ميز خاص در يك رستوران خاص غذا ميخورد و قادر نبود هيچ گونه تغييري در اين عادت هر روزه خود به وجود آورد.

افرادي كه به OCD و اختلالات رفتاري وسواسي مبتلا هستند، گمان مي كنند اگر از يكي از اين عادات اشتباه خود دست بردارند، اتفاقي براي آنان خواهد افتاد و هر اتفاق بد و ناگواري را به گونه اي به آن ربط مي دهند. دكتر پل فاكسمن ، معتقد است كه بيشتر بيماران درباره چيزي نگران هستند و معتقدند اگر نگران نباشند احتمال وقوع آن اتفاق بيشتر مي شود و اين نوعي خرافات است.

به هر حال اگر شما در خود نشانه هايي از تشويش و نگراني و تنش مي بينيد و احساس مي كنيد اين رفتارها از كنترل شما خارج هستند، حتما به پزشك مراجعه كنيد، تا پيش از توسل به خرافات و موهومات ، به درمان اين بيماري هاي وسواس گونه بپردازيد.

براي كنترل اين گونه نگراني ها و تشويش ها كه منجر به پذيرش برخي خرافات مي شوند، لازم است نيروهايي را درون خود به جريان بيندازيم و به دنبال قوانين و توجيه پيدايش هر پديده باشيم.

بايد اين حقيقت را بپذيريم كه اتفاقات و پديده ها تحت كنترل ما نيستند. درست است كه در زندگي همه ما موقعيت هايي وجود دارد كه ممكن است بسيار مهم و حياتي و سرنوشت ساز باشند، اما مطمئنا به طور كامل در اختيار ما و مطابق باميل و خواسته ما نيستند.

برخي معتقدند اعتقاد به خرافات ، اين توان را به افراد مي دهد كه خود را براي نتيجه و پيامد آن اتفاق آماده كنند.

دوست يا دشمن

احساس امنيت و اعتماد به نفس ، يكي از پيامدهاي خوب اعتقاد به برخي عقايد اين چنيني ( البته در حد معقول ) است ؛ مثلا برخي افراد معتقدند اگر فلان لباس را بپوشند، يا فلان شي خاص را با خود حمل كنند، برايشان خوش شانسي و موفقيت به همراه مي آورد و همين حس به آنها اعتماد به نفس كاذب مي دهد.

دكتر فاكسمن معتقد است گاهي خرافات و اعتقادات خرافي مايه دلخوشي انسان ها هستند به اين معني كه شما فكر مي كنيد يك نيروي غيبي به شما كمك مي كند. شايد واقعا هم همين طور باشد. پشت اعتقادات انسان ها، نيروي شگرفي پنهان است.

اگر پيامد يك موضوع كاملا شانسي باشد، اعتقادات خرافي نمي توانند تاثيرگذار باشند، اما وقتي عملكرد و نقش انسان ها يك فاكتور كليدي و مهم در پيامد و نتايج كارها باشد، اعتقادات خرافي مي توانند يك مزيت و نوعي محرك در انجام كارها محسوب شوند.

تاثيرات روان شناس بر رفتارها و عقايد خرافي بسيار واضح و مشخص است ؛ مثلا همان طور كه پيش از اين به آن اشاره شد، آيا تا به حال براي شما پيش آمده كه احساس كنيد يك لباس يا شي خاصي براي شما خوش شانسي مي آورد. در اين صورت شما با پوشيدن آن لباس يا همراه داشتن آن شي خاص افكار مثبت را در ذهن خود ارتقا مي دهيد و از تنش و نگراني دور مي شويد ؛ اما ناگفته نماند كه گاهي اين طرز فكرها سد راهي براي عملكرد مناسب شماست.

عقايد خرافي مي توانند نقش منفي هم در زندگي ما داشته باشند، بخصوص اگر با عادتهاي نادرستي مانند شرطبندي توام باشند. بسياري از افرادي كه به شرطبندي و خرافات مرتبط با آن عادت كرده اند، در زندگي خود با مشكلات عديده اي روبه رو هستند.

محققان معتقدند، ترس از خرافات ، زندگي برخي افراد را مختل مي كند و باعث تنش هاي بسياري مي شود ؛ مثلا عدد 13و نحسي آن براي برخي افراد واقعا دردسرساز شده است. طبق تحقيقات صورت گرفته زنان به طور كلي از مردان خرافاتي تر هستند.

شايد يك دليل آن از ديد روان شناسي اين باشد كه زنان بيش از مردان تنش و نگراني را احساس مي كنند و بيش از مردان به فكر چاره اي براي رفع آن هستند. به طور كلي افرادي كه مضطرب تر و نگران تر هستند راحت تر عقايد خرافي را قبول مي كنند.

ضمنا زنان احساس مي كنند نسبت به مردها كنترل كمتري بر سرنوشت و آينده خود دارند. به طور كلي افرادي كه بر افكار و احساسات خود كنترل دروني دارند، كمتر دچار خرافات مي شوند و واقع بينانه تر با مسائل برخورد مي كنند. به هر حال مادرها و مادربزرگ هاي ما، هنگامي كه پشت سر مسافر آب مي ريزند، براي دور ماندن از چشم زخم ، اسپند دود مي كنند و به گردن بچه ها سنگهاي آبي رنگ آويزان مي كنند و صدها مورد اينچنيني احساس آرامش و اطمينان بيشتري دارند؛ اما بايد به اين حقيقت توجه كرد كه واقعيت و حقيقت در زندگي حرف اول را مي زند و تنها با ياد خدا مي توان آرامش حقيقي را به دست آورد.

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم مهر 1387ساعت 5:52  توسط | 

بسیاری از مردم از نوع عطسه کردن خود ند دیگران خجل و شرمسارند. عطسه های بلند و پیاپی می تواند در جمع، مزاحمتهای گاه و بیگاه ایجاد کند، اما اکنون براساس مطالعات انجام شده از سوی برخی از دانشمندان و روان شناسان، معلوم شده که نوع عطسه انسان ها می تواند بازگوکننده شخصیت آنها باشد. این آزمایش ها شامل مطالعه بر روی صداهای مختلفی است که مردم به هنگام عطسه کردن از خود تولید می کنند.
همه می دانند که افراد به گونه های مختلف عطسه می کنند و شاید به همین دلیل است که هیچ دو نفری، شخصیتی مشابه ندارند. اکنون بگویید چگونه و با چه صدایی عطسه می کنید تا بگوییم چه شخصیتی دارید و نکات پنهان آن چیست؟

افرادی که با صدای بلند عطسه می کنند
این افراد عموماً تمایل دارند که رهبران و روسایی با نفوذ و خوب باشند. روان شناسان بر این اعتقادند که صدای بلند عطسه این افراد، نشان دهنده میزان نفوذی است که آنها دوست دارند بر دیگران داشته باشند. این افراد می توانند به راحتی در دیگران نفوذ کنند و آنها را به سمت و سویی که خود تمایل دارند سوق دهند. این افراد عموماً مدیرانی لایق، کارآمد رهبرانی با نفوذند.
در حوزه کاری حتماً تعدادی کارمند زیر دست این افراد مشغول کارند. آنها شخصیت قدرتمندی دارند که به آنها کمک می کند در حوزه مدیریت بسیار شجاع و زیرکانه عمل کنند.
در حوزه اجتماعی سخنوری عالی و بی مثال هستند. این افراد می توانند با نفوذ کلام خود موضوع بحث را به آن طریقی که خود می خواهند پیگیری کنند. معمولاً زندگی بر وفق مرادشان است و در خانه و خانواده نیز می توانند از نفوذی بی اندازه برخوردار باشند.

افرادی که ملایم عطسه می کنند
این افراد عموماً شخصیتی آرام، با وقار، وفادار و وابسته دارند. در روان شناسی گفته می شود که این افراد نمی توانند بدون وابستگی به غیر، کاری از پیش ببرند. شخصیت وابسته آنها نشان دهنده آن است که باید حتماً در موارد مهم تصمیم گیری، شخص دیگری آنها را به سمت و سوی مورد نظر سوق دهد.
این افراد می توانند و می خواهند که به مردم خدمت کنند و این خدمت را در چارچوب آنچه آنها تمایل دارند انجام می دهند. بسیاری از این افراد اگر چه منزوی به معنای عام کلمه نیستند ولی چندان هم از بودن در اجتماعات احساس رضایت نمی کنند. شخصیت آرام آنها تنها در خدمت به دیگران خلاصه می شود.
این افراد بسیار وفادار و در زندگی ثابت قدم هستند.
در حوزه کاری به لحاظ آرامی ممکن است تاثیر چندانی در جمع نداشته باشند ولی همین منش آرام آنها باعث می شود همگان آنها را دوست داشته باشند. در حوزه اجتماعی نیز پرهیز از تجمع و قیل و قال های روزانه شعار اصلی آنان است ولی در این بین انجام دادن کارها و وظایف اصلی که برعهده آنهاست به هیچ وجه فراموش نمی شود.

افرادی که به هنگام عطسه جلو دهان خود را می گیرند
طبق پژوهشهای انجام شده افرادی که به هنگام عطسه کردن جلو دهان خود را می گیرند بسیار موقر و به لحاظ روحی متعادل هستند. این افراد معمولاً در هیچ زمینه ای چه به لحاظ عرفی و چه به لحاظ شرعی، خلاف نمی کنند.
روان شناسان بر این عقیده اند که این افراد معمولاً زندگی آرام، متعادل و کم دردسری دارند. متانت و وقار در تمام اعمال و رفتار این اشخاص مشهود است و رعایت آداب و معاشرت از خصایص ذاتی این افراد و نشان دهنده نوع نگرش آنها به زندگی است. آنها می گویند زندگی همچون رودخانه آرامی است که فقط برخی اوقات مواج می شود و نیازی نیست که شما سرعت حرکت آن را تند یا کند کنید.
دست را جلو دهان گرفتن به هنگام عطسه یا سرفه، نشان می دهد که این افراد در حوزه کاری خود نیز افرادی قابل اطمینان و با وقارند و مدیران همیشه از آنها به عنوان افرادی قابل اعتماد یاد می کنند.
در حوزه اجتماعی و در جمع دوستان حضورشان همیشه مایه قوت قلب است، هر چند که در برخی از اجتماعات دوستانه که بسیار صمیمی است حضور این افراد به منزله آن است که بسیاری از موارد معاشرتی که ممکن است در جمعی اینچنینی نادیده گرفته شود، باید رعایت شود و این کار ممکن است برای برخی افراد، خوشایند نباشد.

افرادی که ریز و سریع عطسه می کنند
گفته می شود که این افراد، غالباً شخصیتی تند و تیز دارند. تند تند صحبت می کنند و دوست دارند هر مساله ای را فوراً حل کرده و به سراغ مساله بعدی بروند!
این افراد بسیار باهوش، اهل مطالعه و نکته سنج هستند. مطالعه برای این نوع افراد بهترین سرگرمی است و از هر فرصتی برای کتاب خواندن استفاده می کنند.
این افراد کارمندانی نمونه اند که می توانند در هر سطحی نمونه بودن خود را نشان دهند. در حوزه کاری، افرادی شایسته، لایق و قابل اعتمادند و حاضر نیستند هیچ چیزی را با اعتماد دیگران به خود عوض کنند. حس همکاری و همیاری در این افراد به شدت بالاست هر چند دیگران در بعضی از موارد عدم همکاری با آنها را به دلیل بیش از حد خوب و صادق بودنشان، ترجیح می دهند.
در حوزه اجتماعی، ممکن است محبوبیت دیگر گروه ها را نداشته باشند، اما در موقعیت های مختلف اجتماعی اگر بتوانند پایه ریزی و برنامه ریزی خوبی داشته باشند، قادر خواهند بود «خود» واقعی خویش را به نمایش بگذارند.
در حوزه خانه و خانواده نیز، چنانچه یاری موافق داشته باشند، شاهد پیروزی را در تمام مراحل می توانند در آغوش بکشند. معمولاً دیگران به سختی آنها را درک می کنند، اما چنانچه روحیه آنها شناخته شود، آن وقت متوجه می شوند که دوستانی ثابت قدم پیدا کرده اند!


منبع:روان شناسی شخصیت
نوشته: کلمان سوتیز
ترجمه: امیرهادی تاج بخش

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم مرداد 1387ساعت 14:35  توسط | 
    
شاید براتون جالب باشه که آخرین کلمات شخصیت های مختلف و  مشاغل در لحظه مرگ چی می تونه باشه !؟
مطلب جالبدر سایت غربتستان دیدم گفتم شاید برای شما هم جالب باشه ، پس به ادامه مطلب بروید و آخرین کلمات افراد را قبل از مرگ مطالعه کنید !

آخرين کلمات يک الکتريسين: خوب حالا روشنش کن...
........

آخرين کلمات يک الکتريسين: خوب حالا روشنش کن...
آخرين کلمات يک انسان عصر حجر: فکر ميکنی توی اين غار چيه؟
آخرين کلمات يک بندباز: نميدونم چرا چشمام سياهی ميره...
آخرين کلمات يک بيمار: مطمئنيد که اين آمپول بيخطره؟
آخرين کلمات يک پزشک: راستش تشخيص اوليه‌ام صحيح نبود. بيماريتون لاعلاجه...
آخرين کلمات يک پليس: شيش بار شليک کرده، ديگه گلوله نداره...
آخرين کلمات يک پيشخدمت رستوران: باب ميلتون بود؟
آخرين کلمات يک جلاد: ای بابا، باز تيغهء گيوتين گير کرد...
آخرين کلمات يک جهانگرد در آمازون: اين نوع مار رو ميشناسم، سمی نيست...
آخرين کلمات يک چترباز: پس چترم کو؟
آخرين کلمات يک خبرنگار: بله، سيل داره به طرفمون مياد...
آخرين کلمات يک خلبان: ببينم چرخها باز شدند يا نه؟
آخرين کلمات يک خون‌آشام: نه بابا خورشيد يه ساعت ديگه طلوع ميکنه!
آخرين کلمات يک داور فوتبال: نخير آفسايد نبود!
آخرين کلمات يک دربان: مگه از روی نعش من رد بشی...
آخرين کلمات يک دوچرخه‌سوار: نخير تقدم با منه!
آخرين کلمات يک ديوانه: من يه پرنده‌ام!
آخرين کلمات يک سرنشين اتوموبيل: برو سمت راست راه بازه...
آخرين کلمات يک شکارچی: مامانت کجاست کوچولو؟.
آخرين کلمات يک غواص: نه اين طرفها کوسه وجود نداره...
آخرين کلمات يک فضانورد: برای يک ربع ديگه هوا دارم...
آخرين کلمات يک قصاب: اون چاقو بزرگه رو بنداز ببينم...
آخرين کلمات يک قهرمان: کمک نميخوام، همه‌اش سه نفرند...
آخرين کلمات يک قهرمان اتوموبيلرانی: پس مکانيکه ميدونه که با دوست دخترش...
آخرين کلمات يک کارآگاه خصوصی: قضيه روشنه، قاتل شما هستيد!
آخرين کلمات يک کامپيوتر: هاردديسک پاک شده است...
آخرين کلمات يک کوهنورد: سر طناب رو محکم بگيری ها...
آخرين کلمات يک گروگان: من که ميدونم تو عرضهء شليک کردن نداری...
آخرين کلمات يک گيتاريست: يه خرده ولوم بده...
آخرين کلمات يک مادر: بالأخره سی‌دی‌هات رو مرتب کردم...
آخرين کلمات يک متخصص آزمايشگاه: اين آزمايش کاملاً بيخطره...
آخرين کلمات يک متخصص خنثی کردن بمب: اين سيم آخری رو که قطع کنم تمومه...
آخرين کلمات يک متخصص کامپيوتر: معلومه که ازش بک‌آپ گرفتم!
آخرين کلمات يک معلم رانندگی: نگه دار! چراغ قرمزه!
آخرين کلمات يک ملوان: من چه ميدونستم که بايد شنا بلد باشم؟
آخرين کلمات يک ملوان زيردريايی: من عادت ندارم با پنجرهء بسته بخوابم...
آخرين کلمات يک نارنجک‌انداز: گفتی تا چند بشمرم؟

منبع : غربتستان
 

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم مرداد 1387ساعت 11:36  توسط | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیكار می‌تونم بكنم؟
گفتی:یا ایها الذین آمنوا اذكروا الله ذكرا كثیرا و سبحوه بكرة و اصیلا هو الذی یصلی علیكم و ملائكته لیخرجكم من الظلمت الی النور و كان بالمؤمنین رحیما
.:: ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد كنید و صبح و شب تسبیحش كنید. او كسی هست كه خودش و فرشته‌هاش بر شما درود و رحمت می‌فرستن تا شما رو از تاریكی‌ها به سوی روشنایی بیرون بیارن . خدا نسبت به مؤمنین مهربونه (احزاب/۴۱-۴۳) ::.


پیوندهای روزانه
دانلود صوت
سنجش وضعیت تغذیه ای
آشپزی
سنجش
آموزش وپرورش
مفاتیح الجنان
تعبیر خواب
کتابخانه مجازی ایران
کتابخانه اینترنتی
انجمن مطالعه وبرنامه ریزی اموزشی
فلسفه برای کودکان
محاسبه قد و وزن
فهرست روزنامه های ایران
نهج البلاغه
پایگاه حدیث
جست وجوی قران
دیکشنری آنلاین فارسی وانگلیسی
استخاره با قران
فال حافظ
دیکشنری آریان پور
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
آرشیو موضوعی
روانشناسی کودک
سخنان ارزشمند
آموزش کامپیوتر
سخنان ارزشمند متفکران
پزشکی وداروها
خلاقیت وکودک
روشهای تربیتی
خانواده ونوجوان
خواب وکودک
زندگی نامه ای روان شناسان بزرگ
پیاژه
فروید
نشان های یک ازدواج موفق
روابط زناشویی
متفرقه
احکام
تستهای روان شناسی
داستان های موفقیت
کمرویی
هوش هیجانی
شخصیت شناسی
تکنولوژی فکر
دانستنیهای علمی
امور خانه داری
خداشناسی
بازیهای کامپیوتری در کودکان
زوجهای جوان
خشم وعصبانیت
هوش
روشهای مطالعه ویادگیری
کودکان بیش فعال
روان شناسی زنان
خود پنداره وعزت نفس
اثرات کمبود روی وآهن در کودکان
روشهای جذب افراد
کمر درد
دروغگوی وکودک
روان شناسی ارتباط
هینوتیزم
خوابیدن وشخصیت
تغذیه
شغل-استرس
اعتیاد
روانشناسی نوجوان
مشاوره ازدواج
خواص میوه وگیاهان دارویی
وسواس
دینی -فلسفه
مشاوره خانواده
استرس
اضطراب
خلاقیت
اعتماد به نفس
دانلود کتاب
پیوندها
مقالات روانشناسی
روانشناسی کودک
فکر نو
پزشکان
امام رضا
بهداشت وسلامتی
تغذیه ورژیم غذایی
آموزش
روانشناسی
لیست سایت های علمی
آموزش آشپزی
دکوراسیون
تشخیص بیماری
مقالات علمی ایران
پخش مستقیم وز نده حرم امام حسین
بانک صوت وفیلم مذهبی ومداحی وماه محرم
خلاقیت
خلاقیت
خلاقیت
خلاقیت
افتاب
سیتی
علمی
صنعت
خلاقیت
مجله
تبیان
اعلام نتایج
سنجش
بازیاب
دانش نیوز
پرشین
وب ساز امیر حسین
ثبت نام عتبات عالیه
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

اPageRank

جستجوگر>

>
جشنواره  سراسری وبلاگ نویسی تبیان در حال برگزاری است . ثبت نام کنید
""""""" اين وبلاگ را صفحه خانگي خود كنيد """"""""""""

 
T r y m o v i n g y o u r c u r s e r a r o u n d o n t h i s t e x t