تبليغاتX
تفکرنو

.:: ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد كنید و صبح و شب تسبیحش كنید. او كسی هست كه خودش و فرشته‌هاش بر شما درود و رحمت می‌فرستن تا شما رو از تاریكی‌ها به سوی روشنایی بیرون بیارن . خدا نسبت به مؤمنین مهربونه (احزاب/۴۱-۴۳) ::.

به تفکرنو خوش آمدید " تفکرنو
الحمدلله رب العالمين ، و الصلاة على محمد و آله اجمعين ، و لعنة الله على اعدائهم الى يوم الدين


خداوندا، آينه دل را به نور اخلاص روشنى بخش ؛ و زنگار شرك و دو بينى را از لوح دل پاك گردان ؛ و شاهراه سعادت و نجات را به اين بيچارگان بيابان حيرت و ضلالت بنما؛ و ما را به اخلاق كريمانه متفلق فرما؛ 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم آذر 1387ساعت 5:56  توسط | 

اللهم اني اسئلك من اسمائك باكبرها وكل اسمائك كبيره اللهم  اني اسئلك باسمائك كلها....
خدايا از تو به بزرگ‌ترين نام‌هايت سؤال و طلب مي‌كنم و همه نام‌هاي تو بزرگ است پس خدايا از تو همه اسمائت را طلب مي‌كنم.

در اين فراز، بحث در مورد اسم شريف اكبر و مشتقات آن است. همه اسماء و صفات حق بزرگ و معرف وجوهي از آن ذات نامتناهي است. اما اين اسماء در بين خود نيز داراي مراتب هستند و بعضي به بعضي ديگر باز مي‌گردند. نكته مهم اين است كه نوع بيان نشان دهنده شناخت اجمالي سالك از اين اسماء و تقدم و تأخر آنهاست. او در حالي كه مي‌داند همه اسماء بزرگ است اما طلب كلي مي‌كند و اسمايي را مي‌خواهد كه نسبت به ديگر اسماء احاطه دارند.  از طرف ديگر اسماءالله با تمام نورانيتي كه دارند خود حجب ذاتند و هرچه مرتبه اسم كلي‌تر باشد حجاب رقيق‌تر است و عبد داعي با ظرافت خواهان خرق حجب نيز هست.

اكبر اسم تفضيل است و علاوه بر اين كه برتري حق را مي‌رساند، نياز به بيان مصداق يا توضيح بيشتر نيز دارد كه در ادامه اين فراز توضيح بيشتري را بيان مي‌كند و در فرازهاي بعدي به بيان مصداق مي‌پردازد. 

كبير در مورد خداوند به معني بزرگي است كه نظير و مانندي ندارد:

كبيرالقدر ليس له نظير
كبيرفي النفوس وفي العقول

 او رداي كبريايي خويش را بر آدميان پوشانده است و بنده را به ‌صورت خويش آفريده است، به همين جهت قلب انسان مي‌تواند محل تجلي اسماء و صفات الهي باشد و هرچه انسان بيشتر اين استعداد را به ظهور و فعليت برساند و قلب وسيع‌تري داشته باشد اسماء و صفات، بهتر و بيشتر در دل او تجلي مي‌كند؛ پس سالك در همين فراز كوتاه به زبان حال طلب علو مرتبه و فهم را نيز از حضرت حق دارد. 

ابن عربي معتقد است اگر سالك بتواند با اسم كبريايي خداوند درآميزد و به آن متعلق و متخلق و متحقق گردد به منزله ظرف كبريايي حق گشته و خداوند نيز در اعضا و جوارح او تصرف مي‌نمايد و چشم و گوش بنده مي‌گردد.

نتيجه عملي اين تخلق به كبريايي حق براي بنده بسيار مبارك است زيرا سالك در اين مرتبه چنان فهمي‌پيدا مي‌كند كه كار‌هايي كه با كبريايي حق منافات دارد را به خوبي تشخيص مي‌دهد و چون خود آيينه صيقل يافته‌اي است، كبريايي را منعكس مي‌كند پس هرگز به آن عمل نزديك نمي‌گردد.

نكته لطيف ديگر اين فراز از دعا اين است كه چون سالك نياز به رشد دارد و تكبر از مهم‌ترين رهزن‌هاست، تجلي بزرگي و كبريايي خداوند در دل او، باعث از بين رفتن خودبيني او مي‌شود.  وقتي در داستان موسي نبي -عليه و علي نبينا السلام- تجلي عظمت و كبريايي حق بر كوهي باعث مدهوش شدن آن جناب مي‌گردد، ديگر براي ديگران جايي جهت غرور نمي‌ماند.

نخوت و دعوي كبر و تـَرهات
دوركن از دل كه تا يابي نجات

در همين جا يادآوري اين نكته نيز خالي از فايده نيست كه يكي از اسماءشريف خداوند اسم متكبر است. در توضيح اين مطلب بايد توجه داشت كه حضرت حق چنان بزرگ است كه در قلمرو وجود چيزي جز ا‌و موجود مستقل نيست و وجود او جايي براي غير نگذاشته است. (الله الصمد)اين بزرگي و عظمت، كبريايي مي‌آورد. اسم شريف متكبر نيز از اين باب مورد بررسي قرارمي‌گيرد.

 متكبر اسم فاعل است به معني بزرگي كه از خيال و انديشه مردم بيرون است و در نسبت آن به خداوند معاني متعدد را ذكر كرده‌اند كه جهت يادآوري، به برخي اشاره مي‌گردد. كسي كه به بخشش ديگران نيازي ندارد ولي ديگران از او فرمان مي‌برند و حرف شنوي دارند يا كسي كه چنان شأن و عظمت و جلالي دارد كه ديگران در برابر او ناچيزند.

مفهوم متكبر از كبريايي اشتقاق يافته است و همانطور كه ذكر شد كبريايي به معني مَلك و فرمانرواي سرمدي است؛ يعني از ازل بوده و تا ابد نيز چنين است.

دايما او پادشاه مطلق است
در كمال عز خود مستغرق است

عبد سالك درصورت تشبه به اين اسم همچون حق داراي كبريايي و عظمت مي‌گردد به نحوي كه قوس صعود را طي كرده و اين بار مصداق عيني مسجود ملائك بودن مي‌گردد يعني آن استعداد كلي در او به ظهور مي‌رسد. البته از نظر نبايد دور داشت كه متكبر در انسان يعني كسي كه كسب بزرگي مي‌كند و ذاتا چيزي ندارد اما در مورد خداوند يعني كسي كه ذاتا داراي بزرگي و عظمت است. (ليس كمثله شي)

    

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم مهر 1387ساعت 10:19  توسط | 

 
رمضان هنگامه نزول وحي در طول تاريخ هدايت بشري است.
 از ابتداي خلقت، پروردگار يكتا رمضان را ظرف نزول اراده و انديشه هدايت‌گستر خود قرارداد. تورات، انجيل و زبور در روزهاي ششم، دوازدهم و هجدهم رمضان فرو فرستاده شدند و قرآن هم- كه كامل‌كننده و مادر تمام كتاب‌هاي الهي و آسماني است- در شب قدر نازل شد.

درك رمضان، دلي به وسعت دل انبياء مي‌خواهد. حتي براي ارواح انبياء كرام نيز تحمل وقار و وزن رمضان جز با عنايت حق و ظرفيت اعطايي حضرتش ميسر نمي‌بود و پيامبر اكرم(ص) نيز از اين قاعده مستثني نيست(1). قرآن «مرزنامه»‌اي است كه هدايتش نصيب كساني است كه چشم و گوش و دل متقي دارند و براي افراد بي‌تقوا سبب خسارت و ضلالت است(2).
در جايي كه عقاب تيزپر روح پيامبر گرامي فقط در پرتو لطف و عنايت حضرت حق تاب استقرار در قله رفيع قرآن را بياورد از پشه‌هاي نحيف ارواح امتش جز حيرت چه خواهد خاست؟ وصف حال زار جويندگان قله قدر به نيكويي در قرآن به نقد ترسيم شده: «ما قرآن را در شب قدر براي تو نازل فرموديم و تو چه داني كه شب قدر چيست؟»

درواقع اين آيه به‌صراحت تأكيد مي‌كند كه دريافت و درك قرآن كه خود هدايتگر، بيانگر و جداكننده حق از باطل است چنان سنگين و دشوار است كه ظرف ليله‌القدر را نيز متأثر ساخته و شب قدر را نيز درك‌ناكردني كرده است.

قرآن امام است و امام، قرآن گوياست. با اين تعريف ليله‌القدر ظرف كتاب و عترت است و اين دو دست در دست هم بر پيامبر نازل شده‌اند تا حجت امامت را بر بشريت تمام كنند. به بيان ديگر در شب قدر امامت در دو شمايل «مكتوب» و «منطوق» جلوه نموده تا هدايت پروردگار را ختم نمايد(3).

در شب قدر اين دو شمايل و پيكر در محاصره لشگري از فرشتگان حامل وحي و با پيشقراولي «روح محض» بر قلب مبارك پيامبر اكرم(ص) فرود آمدند تا انسان الهي را تولد و انسانيت خدايي را معنا ببخشند. روح همان امانت بزرگ الهي است كه به انسان اعطا شد تا او را از «انسان‌فرشته‌اي» به «انسان‌خدايي» صعود دهد. پيمودن اين فاصله جز با «اذن» الهي براي بشر ميسر نبود. معجزه عظماي «اذن» سنگ زيربناي آفرينش و خميرمايه هستي است. هيچ چيز جز با اذن الهي عيان و نهان نمي‌شود و اذن كليد وصل انسان به حق و اتصاف او به صفات جماليه و جلاليه حضرت حق است. بي‌اذن پروردگار انسان و الباقي هستي همه هيچ‌اند و ليله‌القدر شب تحقق و صدور «اذن» انسان شدن توسط حضرت حق‌تعالي است.

انقلاب اسلامي كه سرآغاز دوران بعثت مجدد اسلام بود با اذن الهي تحقق يافت. پيدا شدن كليد عصر طلايي امت آخر‌الزمان هم با اذن الهي تحقق مي‌يابد. انقلاب اسلامي بذر هدايت حضرت حجت‌(ع) بود و توسط شيفتگان و مريدان و جان‌نثاران آل احمد(ص) جهان را سرسبز و خرم خواهد نمود. اگر ملت و دولت ايران بر ادامه خط حيات پيروز خميني بزرگ پاي بفشارند همچنان قافله‌سالار «امامت پيروز» آخر‌الزمان خواهند ماند. درغيراين صورت، حيات انقلاب اسلامي با اذن الهي در ديگر نقاط جغرافياي ايمان تا اتصال به ظهور آخرين منجي ادامه خواهد يافت.

رمضان ظرف اعطاي تقدير الهي است. بكوشيم با تقواپيشگي، وحدت، خدمت، عدالت‌ورزي با مردم و تحمل و مدارا، قلب قطب عالم امكان(عج) را كه محمل اذن الهي است همواره نسبت به خود متمايل نگاه‌داريم تا ظرف تقدير ملي خود را از زلال اذن الهي براي پرچمداري حق‌خواهي و قافله‌سالاري دين‌داري تا ظهور حضرتش لبريز كنيم والا دست از خودخواهي خود برنخواهيم داشت و عرض خويش را در گيتي از دست خواهيم داد.

1 - ... و ما ادريك ما ليله‌القدر... (سوره قدر، آيه  2)
2 - ... هدي للمتقين ... (سوره بقره، آيه  2)
و لا يزيد الظالمين الا خسارا (سوره اسراء، آيه  82)
3 - حديث نبوي: اني تارك فيكم الثقلين كتاب‌الله و عترت

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم مهر 1387ساعت 10:18  توسط | 

شب قدر با ارزش‌ترين شب در باارزش‌ترين ماه خداوند است كه درآن ابواب رحمت عام و خاص الهي به روي موجودات عالم مفتوح است
 و اهل باطن معتقدند آمادگي درماه رجب و شعبان مقدمه‌اي براي درك ماه مبارك رمضان است و رياضت دراين ماه نيز بنده را براي درك فيض اين شب آماده مي‌كند.

از مهم‌ترين آداب اين شب، علاوه برعبادت و نماز و تهجد، علم آموزي ودعوت به تعليم و تعلم است. در شبي كه بيشتر مردم آن را شب عبادت‌هاي عملي و نماز و قرائت قرآن كريم و. . . مي دانند اين دعوت از جانب خداوند و اهل‌بيت - صلواه الله عليهم اجمعين- نشانه عظمت درجه علم و دانش دركنار رياضت و عبادت عملي است.

پيام مهم ديگراين ماه تأكيد بر علم آموزي در شب قدر، تأكيد بر عبادت با شناخت و معرفت است زيرا هرچه عبادت تهي از معرفت باشد از ارزش كمتري برخورداراست.  از طرف ديگر تحول جز از راه بينش و دانش و عمل ممكن نيست و اين دو، دو بال عروج به عوالم قدس و معنويت هستند.

اميرالمؤمنين - عليه السلام- مي‌فرمايد:اي مردم بدانيد كه كمال دين درطلب علم و معرفت و عمل به آن است. امام صادق - عليه السلام- نيز در اين زمينه مي‌فرمايد: وقتي خداوند بخواهد به بنده‌اي خيركثير عنايت كند او را در دين اهل فهم و فقيه مي‌گرداند.  فقيه در اين روايت و روايات مشابه به معني اهل بينش و فهم و شناخت است. 

از اين حديث مي‌فهميم از آنجا كه شب قدرشب رحمت و خيركثير است علم نيز از وسايط نزول اين خيركثير برجان بندگان است زيرا تفقه و فهم در دين منوط به داشتن علم نافع در كنار عمل صالح است.

بسياري از عالمان و عارفان و حكما همچون علامه طباطبايي مؤلف تفسيرالميزان، حاج ملا هادي سبزواري مؤلف منظومه و شرح منظومه درحكمت و شيخ محمد حسن صاحب جواهر، مؤلف كتاب عظيم جواهرالكلام في شرح شرايع الاسلام در فقه، با توجه به اين احاديث نوراني و آثارعظيم رويكرد علمي در اين شب مبارك، آثار خويش را در ليالي قدربه اتمام
رسانده اند و اين كار را قسمتي از عبادت و رياضت خويش به حساب آورده‌اند.

نكته‌اي كه در اين جا به ذهن مي‌رسد اين است كه خداوند در سوره مبارك قدر فرموده است: تنزل الملائكه و الروح. و روح برترين مخلوق خداوند است كه ملائك، اجنحه او هستند و در كنار او صف زده وبا احترام مي‌ايستند: يوم يقوم الروح و الملائكه صفا .و چون روح با ال آمده نشانه جدا بودن او از ديگر ملائك و واسطه نزول ديگر ملائك است.  اهل باطن معتقدند هر مَلك واسطه اسمي از اسماءالله است كه فيض حق را از اول مخلوق دريافت كرده و به ديگر مراتب عالم جاري و ساري مي‌كنند و آمدن روح همراه ملائك شايد به اين معني باشد كه از وسايط كاسته شده و در حد سعه وجودي موجودات بر شدت افاضات افزوده شده است. پس چه بسا با درك درست از اين شب بتوان با عنايت حق مراتب عالي علمي و شهودي را درنورديد و به شناخت عميق‌تري از دين دست يافت.

در اين شب كه به واسطه عظمت آن خداوند روح خويش را جهت برآورده كردن حاجات و دستگيري بندگان فرستاده و فرموده كه دعا‌ها را استجابت مي‌كند. اهل علم نيز سعي مي‌كنند ساعاتي از شب را به علم بپردازند تا براي لحظاتي هم كه شده با ارتقاي عقل خويش به مرتبه عقل بالمستفاد، به عقل فعال مرتبط شوند و از آن بهره گيرند تا هم علم اكتسابي را به دست آورند وهم زمينه دريافت بي‌واسطه علم از مبادي غيرطبيعي را آماده كنند.
 
 
 

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم مهر 1387ساعت 10:16  توسط | 
 شب‌هاي  نوزدهم، بيست‌و‌يكم و بيست‌و‌سوم رمضان به اعتبار بسياري شب قدر تلقي مي‌شود؛ شبي بهتر از هزار ماه كه خورشيد فاصله افق‌هايش را بر ما مي‌تابد تا شب قدري بيايد و... .
از همين رو از ديرباز دانشمندان و مفسران مسلمان پيرامون اين مفهوم عظيم (شب قدر) باريك‌انديشي‌هاي بسيار كرده‌اند كه از زواياي مختلف معناشناسانه و معرفت‌شناسانه قابل تامل و تدقيق است. مطلبي كه از پي مي‌آيد با نگاه و تاملي بر نخستين آيه سوره قدر، به تبييني معنا‌شناسانه از قدر پرداخته است.

واژه بنيادي« ليله‌‌القدر» اصلي‌ترين محوري است كه سوره مباركه قدر پيرامون آن فروفرستاده شده به‌طوري كه در اين سوره شريف پنج‌آيه‌اي ، ۳‌بار تكرار شده است. اولين نكته صوري قابل تعمق در آيه آغازين سوره، حرف تحقيق و تاكيد« ان» است كه اين تاكيد مي‌تواند هم گواهي باشد بر اهميت نزول قرآن و هم اهميت ليله‌القدر. دومين نكته ضميري است كه همراه «انزلنا» آمده و مرجع ضمير (قرآن) به سبب اشتهارش و علميت آن نيامده كه باز دال بر عظمت قرآن كريم است. نكته سوم كاربرد ضمير متكلم مع‌الغير«نا» است كه حضرت باري براي ذات يگانه مقدس خويش به كار گرفته و آن هم نمايشگر جلالت آنچه فرو‌فرستاده شده است. نكته ديگر اينكه اين قرآن با اهميت خاص خود در شب قدر نازل شده است و تازه در اينجا ما براي اولين بار در قرآن با مفهوم «‌ليله‌القدر» آشنا مي‌شويم.

البته قبلاً اين معنا كه قرآن در شبي خاص نازل شده است در آيات ابتدايي سوره دخان آمده است؛ «و الكتاب المبين، انا انزلناه في‌ليله مباركه/ سوگند به كتاب مبين [قرآن] همانا ما آن را در شبي مبارك نازل كرديم.» چنان كه مشاهده مي‌شود در اين آيات برخلاف آيه ابتداي سوره قدر صراحتاً مرجع ضمير«ه» (انزلناه) قبل از ضمير آمده است و اين معنا كه اين كتاب عظيم در شبي مبارك نازل شده، اما اشاره‌اي به واژه «ليله‌القدر» ندارد و توصيف به «ليله مباركه» شده است.

به ‌نظر مي‌رسد با همين معنا در ابتداي سوره، معناي اصلي سوره كه نشان‌دادن جلالت و عظمت قرآن و شب قدر است، بيان شده باشد. با اين توضيح كه قرآن و شب قدر به‌عنوان ظرف و مظروف كه البته حيثيت مكاني و زماني نيستند به طريقي متقابل، عظمت و جلالت ديگري را نشان مي‌دهند و بقيه آيات توصيف اين«ليله قدر» است كه تا به حال صحبتي از آن نشده است.

علامه طباطبايي(ره) در راجع‌بودن ضمير«ه»در (انزلنا) به قرآن اينگونه برداشت مي‌كند كه همه قرآن در شب قدر نازل شده و نه بعضي از آيات آن و مؤيد سخن خود را نيز تعبير«انزال» به معناي فروريختن و فرستادن يكپارچه در مقابل تنزيل (نزول تدريجي) مي‌آورد. علامه با اين برداشت خود سرانجام اين چنين نتيجه مي‌گيرد كه قرآن در شب قدر يكپارچه نازل شده و با توجه به صراحت برخي از آيات ديگر كه ناظر بر نزول تدريجي قرآن است استدلال مي‌كند كه قرآن به دو گونه نازل شده است؛ يكي به ‌صورت دفعي و در شبي معين (شب قدر) و ديگربار نيز به‌تدريج در طول 23 سال نبوت كه آيات شريفه ۱۰۶ سوره اسرا و ۳۲ سوره فرقان نيز دربردارنده همين نزول تدريجي است.

در اينجا به ‌نظر مي‌آيد علامه توجه به اين مسئله ندارد كه قرآن اسم جنس است و مي‌تواند هم به يك آيه و سوره و حتي يك كلمه از قرآن اطلاق شود و هم به تمام آن؛ همچنان كه در ملاحظات گفتاري نيز اين ابهام معنايي اگر قيد و تخصيص يا قرينه‌اي نباشد وجود دارد. مرحوم محمدتقي شريعتي در تفسير نوين با مثالي، به اين موضوع اينگونه اشاره دارد كه مثلاً وقتي گفته شده هرگاه قرآن خوانده مي‌شود گوش فرا داريد... منظور اعم از حتي يك آيه از قرآن است. و كلام علامه طباطبايي در قول به يكپارچگي نزول قرآن در اينجا محل بحث است.

با اين توجه نكته اصلي بحث در اينجا انزال يا تنزيل قرآن است و اينكه اصولاً بر حسب روايات شيعه پيامبر(ص) در بيست‌وهفتم رجب با آيات آغازين سوره علق (دقيقاً سوره قبل از قدر) مورد خطاب ذات احديت براي برانگيختگي واقع شد و حال آنكه طبق نص صريح آيه اول سوره قدر و آيه ۱۸۵ سوره بقره (شهر رمضان الذي انزل فيه القرآن...) قرآن در ماه رمضان نازل شده است.

در تفاسير مختلف و روايات گوناگون، جمع ميان اين دو قول صريح با گفتارهاي گوناگوني مكتوب شده است:
الف) برخي از مفسران اعتقاد دارند قرآن از لوح محفوظ يكباره به آسمان دنيا يا بيت معمور انزال داشته و از آنجا طي 23سال بر قلب پيامبر نازل شده است (فيض كاشاني در تفسير ‌الصافي مي‌نويسد مقصود از بيت معمور قلب پيامبر است). علامه طبرسي (رض) به نوعي از قائلان به اين نظر بوده است. اين توجيه بيشترين رويكرد و عقلاني‌ترين موضع را با توجه به آيات ديگر قرآن كريم داراست.

ب) طبرسي (رض) در مجمع‌البيان در تفسير سوره قدر توجيه ديگري را نيز از«مقاتل» نقل مي‌كند با اين نظر كه خداوند قرآن را از لوح محفوظ بر فرشتگان در آسمان فرو مي‌فرستاده و در شب قدر هر سال، همان مقداري از قرآن را كه جبرئيل در طول سال به‌‌تدريج براي پيامبر مي‌آورد يكباره نازل مي‌كرد. امام فخر رازي نيز همين نظر مقاتل را كه طبرسي نقل مي‌كند پذيرفته است.

ج) توجيه ديگري كه ماهيت عقلاني و كلامي دارد و در بعضي مواقف دلالت‌هاي ظاهري نيز (مثل اسم‌جنس‌بودن قرآن) بر اين تفسير و معني دلالت دارد اين است كه انزال در شب قدر يعني كه اين قسمت يا اين سوره و آيات در شب قدر نازل شده و اصل، همان نزول تدريجي است.

البته اين توجيه نيز محل نزاع و تامل است. اما مسئله ديگر واژه«ليله‌القدر» است. تركيب ليله‌القدر و معناي آن به‌عنوان شبي كه در توضيحات بعدي سوره (از هزار ماه برتر است(۱) و ملائكه در آن شب هر كدام به اذن پروردگار خود گروه‌گروه به زمين مي‌آيند و...) حاصل جمع ليله و قدر است كه تمامي اهميت محوري سوره نيز براساس معناي همين كلمه است.
در«‌ لسان العرب» واژه قدر با چند معني به كار رفته است؛ تواناشدن بر چيزي، توانستن، قوت‌يافتن، اندازه‌كردن، آماده‌ساختن و تعيين‌وقت‌كردن.

راغب اصفهاني در«المفردات» راجع به تقدير (قدر بر وزن تفعيل) مي‌نويسد: «تقدير خداوند نسبت به اشياء دو گونه است؛ يكي قدرت دادن، ديگري قراردادن چيزي بر مقدار و وجه مخصوص به اقتضاي حكمت.» اما قدر در قرآن در معناي فعلي و اسمي خود در صيغه‌هاي متفاوت و معناهاي گوناگون ده‌ها بار به كار رفته است. طبق نظر بسياري در آيه شريفه مورد نظر و همچنين آيه آغازين سوره «دخان» قدر به معناي تقدير و تدبير امور خلقت، حكم و قضاست. علامه طبرسي در«مجمع البيان» و علامه طباطبايي در«الميزان» هر دو به اين معني اعتقاد دارند. البته برخي نيز قدر را به معناي«منزلت» (آن‌گونه كه در آيه91 سوره «انعام»، آيه۷۴«حج» و آيه۶۷«زمر» آمده) در نظر گرفته‌اند و برخي مفسران ديگر با قرينه آيه چهارم سوره «تنزل‌الملائكه و الروح...» واژه قدر را به معناي ضيق و تنگي مي‌دانند از آن جهت كه زمين با نزول پي‌درپي ملائكه تنگ شده است، اما با معناي تقدير و تدبير  خلقت است كه معناي روايات بسياري كه در چيستي و فضيلت شب قدر از طرق عامه و خاصه رسيده مفهوم اصيل خود را باز مي‌نماياند.

علامه طباطبايي (ره) درباره مفهوم شب قدر در الميزان اين توضيح را دارد كه شب قدر خود يكي از شب‌هاي ماه رمضان از هر سال است و در هر سال در آن شب همه امور احكام مي‌شود. علامه منظور خود از احكام‌كردن امور را از جهت اندازه‌گيري معرفي مي‌كند و در پاسخ به پرسش مقدري كه آيا هيچ امري از آن صورت كه در شب قدر تقدير شده باشد در جاي خودش با هيچ عاملي دگرگون نمي‌شود، مي‌گويد: «هيچ منافاتي ندارد كه امري در شب قدر مقدر بشود ولي در ظرف تحققش طوري ديگر محقق شود، زيرا كيفيت موجود‌شدن مقدر امري است و دگرگوني در تقدير امري ديگر است.

همچنان كه هيچ منافاتي ندارد كه حوادث در لوح محفوظ معين شده باشد ولي مشيت الهي آن را تغيير دهد.»سپس ايشان استناد مي‌كند به آيه ۳۹ سوره «رعد» با اين مضمون كه «خدا هر‌چه را كه از مقدرات بخواهد محو و هرچه را بخواهد اثبات مي‌كند و كتاب تغييرناپذير نزد اوست.»
علامه در تفصيل بيشتر مطلب مي‌نگارد: «علاوه بر اينكه استحكام امور به حسب تحققش مراتبي دارد، بعضي از امور شرايط تحققش موجود است و بعضي‌ها ناقص است و احتمال دارد كه در شب قدر بعضي از مراتب احكام تقدير بشود و بعضي ديگرش به وقت ديگر موكول گردد كه البته اين با برخي از روايات سازگار نيست.»(2)

با اين اوصاف در تفسير و تحليل «ليله قدر» در آيه يادشده، ورود به بحث جبر و اختيار و قضا و قدر به‌عنوان مبحثي مهم در فلسفه و به‌ويژه كلام اسلامي، ناگزير به ‌نظر مي‌رسد كه متأسفانه مجال پرداخت به آن در اينجا نيست اما ذكر دو نكته درباره مفهوم «بداء» نيز در اينجا مي‌تواند ما را با گوشه‌اي ديگر از بحث آشنا كند.(۳)

طريحي در «مجمع البحرين» مي‌گويد: معني بداء درباره خداوند قضاء مجددي است در هر روز برحسب مصالح بندگان كه نزدشان ظاهر نبود، همچنان كه شيخ كليني نيز در اصول كافي از حضرت صادق(ع) نقل مي‌كند كه «علم و شاء و اراد و قدر و قضي و امضي» يعني خداوند دانست و خواست و اراده كرد و اندازه گرفت و فرمان داد و اجرا كرد.بنابراين اينكه بنده با تقدير مقدرات خود در اين شب چه مي‌تواند به دست بياورد و چگونه و آيا در اين ميان اختيار او سلب نشده است، از جمله پرسش‌هاي مطروحه‌اي هستند كه با مباني‌اي كه به ‌صورت مجمل به آن اشاره شد قابل پاسخ خواهند بود.

آخرين نكته‌اي كه در اين درنگ بر ساحت نوراني آيه «انا انزلناه في ليله القدر» به تقصير بصيرت ما مي‌رسد مسئله تاريخ مبهم ليله قدر است. قبلا گفته شد كه طبق صراحت آيه اول سوره «قدر» قرآن در شب قدر نازل شده و باز طبق صراحت آيه ۱۵۸ «بقره» قرآن در ماه رمضان نازل شده كه اين يعني شب قدر به احتمال قريب به يقين در ماه رمضان است، اما ميان روزهاي اول، هفدهم، نوزدهم، بيست‌و‌يكم و بيست‌و‌سوم و بيست‌و‌هفتم اختلاف نظر وجود دارد.

گروهي بر حسب منظور از «يوم الفرقان» در آيه41 انفال، شب هفدهم رمضان را كه در آن روز پيامبر با مشركين در غزوه بدر مواجهه پيدا كرده، شب قدر معرفي مي‌كنند. طبري مي‌نويسد: قرآن وقتي بر رسول خدا(ص) نازل شد كه هجده‌شب از رمضان گذشته بود(۴). بنابراين شب قدر شب نوزدهم، يعني شب آغاز نزول قرآن مي‌شود. اما در مجمع‌البيان طبق آراي اكثر محققان شيعي، شب قدر را در يكي از شب‌هاي دهه آخر رمضان شناسايي مي‌كنند(۵). طبق روايات زيادي نيز بر شب بيست‌و‌سوم تاكيد شده چنان كه «زراره» از امام باقر و امام صادق عليهماالسلام نقل مي‌كند كه فرمودند: شب بيست‌و‌سوم همان شب «جهني» است و حديث «جهني» اين است كه گفت «بر رسول خدا(ص) عرضه داشتم، منزل من از مدينه دور است، دستورم بده در شب معيني داخل مدينه شوم، فرمود شب بيست‌و‌سوم داخل شو».

قابل ذكر اينكه اگر چه بين اهل سنت معروف است كه شب قدر در شب بيست‌و‌هفتم رمضان است اما آنها نيز روايت «جهني» را به طرق مختلف نقل كرده‌اند.آخر اينكه درباره فلسفه ابهام زمان شب قدر نيز مي‌توان گفت، يكي به خاطر اين‌است كه مردم چند شب را با احتمال قدربودن به قدر توان به عبادت پرداخته و از معاصي دوري جويند. البته توجيه زيباتري نيز درباره آن وجود دارد؛ طبق روايتي كه از امام باقر(ع) نقل شده كه فرمودند: اگر شب قدر را معين نكرده‌اند به‌منظور تعظيم امر آن بوده تا بندگان خدا با گناهان خود به آن اهانت نكنند.

پي‌نوشت‌ها:
۱ - برتري شب قدر بر هزار ماهي است كه در آن شب قدر نباشد؛ در غير اين صورت نوعي دور به وجود مي‌آيد چرا كه هر سال براي خود شب قدري دارد و... .
۲ - الميزان، جلد بيستم، جزء سي‌ام، ص۷۶۶
3 - بداء در لغت به معني ظهور است و اصطلاحا هرگاه كسي از راي و حكم گذشته خود صرف‌نظر كرده و  نظر جديدي پيدا كند مي‌گويند برايش بداء حاصل شده است كه بديهي است بداء به اين معني براي خداوند روا نيست.
4 - تاريخ طبري، ج ۲، ص ۳۰۰
5 - مجمع البيان، طبرسي، ج ۱۰، ص ۵۱۸

   
 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم مهر 1387ساعت 10:15  توسط | 

 بر اساس تازه‌ترین پژوهش‌های علمی، سجده کردن انسان را از بیماری‌های روحی، جسمی و هم‌چنین سرطان حفظ می‌کند.
 
به گزارش شیعه نیوز به نقل از خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، پروفسور محمد ضیاءالدین حامد از اساتید علوم بیولوژیک و از مسوولان پژوهشگاه مرکز تکنولوژی قاهره با اعلام این خبر اظهار داشت: در قرن حاضر که انسان از هر جهت در معرض الکترومغناطیس‌ها قرار دارد و هم‌چنین نیاز انسان به تخلیه اشعه‌های زائد وجود دارد، دریافتیم که تخلیه این اشعه‌ها از طریق سجده کردن صورت می‌گیرد.


وی ادامه داد: بر اساس یافته‌های موجود، هر اندازه که محور طولی انسان کاهش یابد، میزان در معرض اشعه‌های الکترومغناطیسی قرار گرفتن او نیز کم می‌شود.


در زمان سجده کردن هم محور طولی انسان و هم به دنبال آن میزان تاثیرگذاری الکتریسیته‌ها کم می‌شود و سپس عمل تخلیه از طریق تماس پیشانی با زمین صورت می‌گیرد، البته در زمان سجده به دلیل آنکه دیگر نقاط بدن هم با زمین ارتباط می‌یابند، عمل تخلیه آسان تر انجام می‌شود و انسان از بیماری‌های روحی، جسمی و حتی سرطان در امان می‌ماند.


وی افزود: شیوه درست تخلیه الکتریسیته‌ی بدن به همان شیوه‌ای است که انسان در زمان نماز گزاردن دارد و به سوی مکه نماز می‌خواند، چرا که این حالت بهترین حالت است و شخص احساس آرامش و راحتی بیشتری خواهد داشت.


منبع : ایسنا

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت 23:57  توسط | 
 
امام محمد باقر(ع): 
در نماز خود توجه و تمركز كامل داشته باش، زیرا از نماز تو، آن مقدار قبول می شود كه با توجه خوانده شود.(1)
"تمركز(concentration)" نه تنها شرط لازم، بلكه در بسیاری موارد، شرط كافی برای بسیاری از موفقیت های انسان است.
عرصه كاربرد تمركز، نه فقط در فعالیت های مادی و محسوس انسان، بلكه گاهی تا حد مسائل ماورائی و مرموز هستی، گسترده است.
به عنوان مثال، حتی در انواع ورزش هایی كه خاستگاه آنها در ممالك شرق دور می باشد( از جمله ورزش های رزمی مثل كاراته، جودو، كونگ فو و ...) شرط اصلی برای موفقیت و پیشرفت، برخورداری از "تمركز" می باشد. از این رو بخش مهمی از تمرینات این ورزش ها به "تمرین تمركز" اختصاص یافته است.
اما در فعالیت های مادی و عادی روزمره انسان نیز "تمركز حواس" دارای نقش بسیار كلیدی است.
از سردار افسانه ای فرانسویان، "ناپلئون بناپارت" چنین نقل می كنند كه می گفت:
" تنها زمانی موفق به پیروزی های بزرگ در عرصه سیاسی و نظامی شدم كه توانایی یافتم مغز خود را كشو بندی كنم!؟ و در مورد انجام هر كار، تنها كشوی مربوط به آن را بگشایم و بر آن تمركز بدهم و سایر كشوهای مربوط به دیگر كارها را ببندم. بدین معنا كه مثلا زمانی كه به حل یك مسئله جنگی مشغول بودم ، تنها كشوی مربوط به آن مسئله در ذهنم بیرون بود و تنها بر روی آن كار می كردم و در این زمان همه كشوهای مغزی دیگرم، حتی كشوی مربوط به عشق "ژوزفین" بسته بود!"
به همین ترتیب، چنان چه مثلا یك دانش آموز یا یك دانشجو، بتواند موقع مطالعه دروس خود، تنها بر همان موضوع درسی مورد مطالعه تمركز كند و از سایر افكار بر حذر باشد، موفق خواهد شد كه به پیروزی های چشمگیری در زمینه تحصیلی دست یابد.  یا حتی یك كارمند، یك كاسب، یك بنا، یك راننده و ... تنها زمانی در كار خود كاملا موفق خواهد بود كه از تمركز حواس كافی برخوردار باشد و به اصطلاح، حواسش به كارش جمع باشد.
به این ترتیب با این مثال ها می توان به اهمیت زاید الوصف "جمع بودن حواس" یا همان "تمركز" پی برد و توجه نمود كه اگر در امور مختلف و به خصوص در كارهای فكری، با سلاح تمركز به میدان رفت و با توجه به رابطه تنگاتنگ حافظه و تمركز حواس، دانسته های جدید را با نظم و ترتیب روی یكدیگر قرار داد، قدم بزرگی در جهت تقویت حافظه نیز برداشته خواهد شد.
مطالعات مختلف علمی و پژوهشی و نظریه پردازی های گوناگونی نیز در دانش امروز، در این مورد صورت پذیرفته است كه از آن جمله می توان به مطالعات "گاردنر مورفی" پیرامون   canalization(متوجه ساختن اندیشه و فعالیت به موضوعی معین) اشاره كرد.(3) 
اما توصیه های مؤكد و متعددی كه در تعالیم اسلامی مبنی بر "حضور قلب" در نماز و برخورداری از اقبال و توجه كامل به نماز به ما رسیده است، همگی دلالت بر آن  دارد كه نماز ارزشمند در درگاه الهی نمازی است كه با تمركز كامل و توجه دقیق به مضامین آن، به جای آورده شود و نمازی كه طوطی وار و بدون حضور ذهن و قلب خوانده شود، از ارزش بسیار كمی برخوردار است.
حتی در حدیث معصوم (ع) آمده است كه: عابدی كه بدون فهم و درك(و در نتیجه آن بدون توجه) عبادت می كند، همچون الاغ آسیاب است(كالحمار الطاحونه). (4)
بدین ترتیب اقامه كننده حقیقی نماز، با برخورداری از حضور قلب در عبادت های یومیه خویش، در واقع "تمركز حواس" را بارها و بارها در طول یك شبانه روز، تمرین می كند و این صفت حسنه را در وجود خود، ملكه می سازد تا با بهره بردن از آن در همه عرصه های زندگی، موفقیت را در همه ابعاد ممكن نصیب خویش سازد.
پی نوشت:
(1) محجه البیضاء، جلد 1، صفحه 354
(2) تعلیمات عجیب دون خوان(سرخ پوست عارف مكزیكی) به كارلوس كاستاندا(مردم شناس آمریكایی) درباره یك مكتب غنی و منحصر به فرد عرفانی كه سابقه ای هزاران ساله در میان سرخ پوستان آمریكای شمالی دارد که موضوع حدود ده كتاب جنجال برانگیز است كه كاستاندا در اواخر قرن حاضر به رشته تحریر درآورده است. مجموعه این كتاب ها توسط مترجمین مختلف به فارسی ترجمه شده است.
(3) روان پزشكی "كاپلان ـ سادوك" ترجمه: دكتر پور افكاری جلد 1، صفحه 553
(4) سفینه البحار، ذیل كلمه "عبد": این نماز، همان نمازی است كه شاعر در مورد آن سروده است: غیر از خدا كه هرگز در فكر آن نبودی        هر چیز كز تو گم شد وقت نماز پیداست!
نویسنده : دكتر مجید ملك محمدی

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت 23:54  توسط | 

 
آسم  یكی از شایع ترین بیماری های انسان است ، به طوری كه شیوع آن در طب اطفال ، 5 تا 10 درصد كل كودكان تخمین زده می شود؛ و این بیماری در بسیاری از آنها تا بزرگسالی نیز ادامه پیدا می كند. بدین ترتیب كمتر كسی است كه در دوران زندگی خود با بیماران مبتلا به آسم ، برخورد نكند و شاهد مشكلات مختلف آنان از جمله تنگی نفس ، سرفه  مداوم ، خس خس سینه و ... كه گاهی به صورت حمله های شدید بیماری تظاهر می كنند نباشد.


 تلقین سازنده و زندگی بخش توأم با نماز ، گهگاه باعث تسكین آسم یا پیشگیری از بروز حملات آن می شوند.
مطالعات علمی جدید بر گروه های سنی مختلف مبتلا به آسم ، نشان دهنده آن است كه در ایجاد بیماری آسم ، سه عامل برجسته ، مهمترین نقش را ایفا می كنند ، این سه عامل عبارت اند از :
1- میكروب هایی كه وارد دستگاه تنفسی انسان می شوند ( عفونت ها )
2- عوامل حساسیت  زا ، از جمله گرد و غبار ، دود سیگار  ، گرده گیاهان که ممكن است این عوامل در مورد اشخاص مختلف متفاوت باشند.
3- مسائل روانی از جمله اضطراب  ، عصبانیت  ، غم و شادی ، تحقیر، خنده  و حتی انتظار خوشایند شركت در یك محفل اجتماعی مطلوب و به طور كلی استرس  های حاد و مزمن .
اما نقش عوامل روانی از دیدگاه دیگری نیز، توجه پزشكان را به خود ، جلب نموده است و آن تأثیر تلقین بر آسم است ، چرا كه در برخی از موارد، تلقین می تواند موجب تسكین حمله های آسم شود : یك مثال مشهور در این مورد ، مربوط به پزشكی است كه مبتلا به آسم بود و برای گذراندن تعطیلات آخر هفته ، به هتل دور افتاده ای، در یك منطقه ییلاقی رفته بود ، در نیمه های شب او با یك حمله شدید آسم از خواب بیدار شد و كورمال كورمال به جستجوی كلید برق برآمد و وقتی از پیدا كردن آن عاجز شد ، ناامید كفش خود را برداشت و قصد پنجره را كرد و وقتی وجود شیشه ای را احساس كرد ، آن را شكست و نفس های عمیقی كشید و حمله آسمی او متوقف شد و شب آرامی را گذراند. ولی صبح روز بعد ، او با حیرت زیاد دریافت كه به جای پنجره، آینه را شكسته است !

با توجه به این قبیل شواهد می توان آسم را نیز جزو بیماری های مورد بحث در طب روان تنی ، به شمار آورد و نتیجه گرفت كه چنانچه بیماران احساس امنیت روانی داشته باشند، قدم بزرگی در تسكین بیماری آنها برداشته شده است.


همچنین عفونت ها كه خود یكی از عوامل برانگیزنده آسم می باشند به وسیله شستشوی مجرای تنفس در وضو تا حدی قابل كنترل هستند . این نكته را می توان در مورد سایر عوامل حساسیت زا ، مثل گرد و خاك و گرده گیاهان ( یعنی دومین عامل برانگیزنده آسم ) نیز به نحوی صادق دانست. اما آنچه كه در مورد تأثیر نماز بر آسم، غیر قابل انكار است، تأثیر تنش زایی نماز و احساس امنیت روانی عمیقی است كه بر اثر آن حاصل می شود و بی شك اثر التیام بخش بزرگی بر بروز سومین گروه از عوامل برانگیزنده آسم ، یعنی عوامل روانی می گذارد. به خصوص كه تلقین سازنده و زندگی بخش توأم با نماز ، گهگاه باعث تسكین آسم یا پیشگیری از بروز حملات آن می شوند .


ضمنا دیدگاه ویژه نمازگزار به زندگی در دنیا و ثبات شخصیت او باعث می شود كه نمازگزار در مقابل افت و خیزهای غیر منتظره زندگی ، نه چندان شاد و نه چندان غمگین شود ، و در نتیجه به حذف آن گروه از تغییرات هیجانی كه مسبب تشدید آسم هستند ، از زندگی خود بپردازد.

 
HTTP://WWW.IRIB.IR

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت 23:52  توسط | 
 بر اساس تازه‌ترین پژوهش‌های علمی، سجده کردن انسان را از بیماری‌های روحی، جسمی و هم‌چنین سرطان حفظ می‌کند.
 
به گزارش شیعه نیوز به نقل از خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، پروفسور محمد ضیاءالدین حامد از اساتید علوم بیولوژیک و از مسوولان پژوهشگاه مرکز تکنولوژی قاهره با اعلام این خبر اظهار داشت: در قرن حاضر که انسان از هر جهت در معرض الکترومغناطیس‌ها قرار دارد و هم‌چنین نیاز انسان به تخلیه اشعه‌های زائد وجود دارد، دریافتیم که تخلیه این اشعه‌ها از طریق سجده کردن صورت می‌گیرد.


وی ادامه داد: بر اساس یافته‌های موجود، هر اندازه که محور طولی انسان کاهش یابد، میزان در معرض اشعه‌های الکترومغناطیسی قرار گرفتن او نیز کم می‌شود.


در زمان سجده کردن هم محور طولی انسان و هم به دنبال آن میزان تاثیرگذاری الکتریسیته‌ها کم می‌شود و سپس عمل تخلیه از طریق تماس پیشانی با زمین صورت می‌گیرد، البته در زمان سجده به دلیل آنکه دیگر نقاط بدن هم با زمین ارتباط می‌یابند، عمل تخلیه آسان تر انجام می‌شود و انسان از بیماری‌های روحی، جسمی و حتی سرطان در امان می‌ماند.


وی افزود: شیوه درست تخلیه الکتریسیته‌ی بدن به همان شیوه‌ای است که انسان در زمان نماز گزاردن دارد و به سوی مکه نماز می‌خواند، چرا که این حالت بهترین حالت است و شخص احساس آرامش و راحتی بیشتری خواهد داشت.


منبع : ایسنا

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت 23:50  توسط | 
خدا پرسید: پس  تو می خواهی  با من  گفتگو كنی؟ 
 

من در پاسخ گفتم : اگر وقت  دارید
 

خدا  خندید : وقت من بی نهایت است


 در ذهنت چیست كه می خواهی از من  بپرسی؟

پرسیدم  : چه چیز بشر شما را  سخت متعجب  می سازد؟

خدا پاسخ داد : كودكیشان

اینكه آنها از كودكی شان خسته می  شوند عجله  دارند  كه بزرگ شوند
 

بعد دوباره پس از  مدتها آرزو می كنند كه كودك باشند

اینكه آنها سلامتی خود  را  ا ز دست  میدهند  تا پول به دست آورند

و بعد پولشان را از دست  می دهند  تا دوباره سلامتی  خود را به دست بیاورند

اینكه با اضطراب به آینده می نگرند  و  حال را فراموش  می كنند

و بنابراین نه در حال زندگی  می كنند و نه در آینده

اینكه آنها به گونه ای زندگی می كنند

  كه گویی هرگز نمی میرند

و به گونه ای می میرند كه

  گویی هرگز زندگی  كرده اند

دست های خدا  دستانم را گرفت

برای مدتی سكوت كردیم

و من دوباره پرسیدم : می خواهی كدام درسهای زندگی را فرزندانت بیاموزند؟

او گفت : بیاموزند كه آنها نمی توانند كسی را وادار كنند  كه عاشقشان باشد

همه كاری  كه می  توانند بكنند اینست كه اجازه دهند كه  خودشان را دوست داشته باشند
 

بیاموزند  كه  درست نیست كه خودشان را با  دیگران مقایسه  كنند

بیاموزند كه فقط چند ثانیه طول می كشد تا زخم های عمیقی در قلب آنان كه دوستشان داریم ایجاد  كنیم

 اما سالها طول می كشد تا این زخمها را التیام بخشیم
 

بیاموزند كه ثروتمند كسی نیست كه بیشترین ها را دارد

كسی است كه به كمترین ها نیاز دارد

  بیاموزند كه انسانهایی هستند كه آنها را دوست دارند
 

فقط نمی دانند كه چگونه احساساتشان را نشان دهند

بیاموزند كه دو نفر می توانند با هم به یك نقطه نگاه كنند

 اما آن رامتفاوت ببینند

بیاموزند كه كافی نیست كه فقط آنها دیگران را ببخشند
 

بلكه آنها باید خود را نیز ببخشند

من با خضوع گفتم : از شما

به خاطر این گفتگو متشكرم
 

آیا  چیز دیگری هست كه

دوست دارید فرزندانتان بدانند؟

خداوند لبخند  زد  و  گفت:

فقط اینكه  بدانند من همیشه اینجا هستم ...

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم مرداد 1387ساعت 19:38  توسط | 
قدیمی ها گفته اند، "پول چیزی جدا از این بدن فیزیکی است." همه این را می دانند، اما در طلب آن هستند. یک مرد جوان برای ارضای خواست ها و تمناهایش در پی آن است، یک زن جوان آن را برای زینت و تجمل می خواهد و فردی مسن به دنبال آن است تا در سنین پیری از خود مواظبت کند. فردی فاضل برای آبرو و حیثیت خود در آرزوی آن است. یک کارمند به خاطر آن وظیفه اش را انجام می دهد و غیره. بنابراین همه به دنبال آن هستند.

بعضی از افراد حتی به خاطر آن جنگ و دعوا به راه می انداززند؛ آنهایی که پرخاشگر و ستیزه جو هستند به خاطر آن خطرهایی به جان می خرند، افراد تندخو و عصبانی برای آن به خشونت متوسل می شوند، افراد حسود ممکن است به خاطر آن از عصبانیت بمیرند. این وظیفه ی حکام و صاحب منصبان است که ثروت و کامیابی را به عامه ی مردم عرضه کنند. اما ترویج پول پرستی بدترین سیاستی است که شخص می تواند انتخاب کند. ثروت بدون تقوا به همه ی موجودات صدمه می رساند، در حاله که تقوا چیزی است که همه ی مردم در آرزویش هستند. به همین جهت، نمی توان بدون این که تقوا را ترقی داد مرفه و ثروتمند شد.

تقوا در زندگی های گذشته جمع می شود. یک پادشاه، صاحب منصب، ثروتمند شدن با اعیان و اشراف بودن همگی از تقوا می آیند. بدون تقوا، بردی نیست، از دست دادن تقوا به معنی از دست دادن همه چیز است. در نتیجه آنهایی که در جستجوی قدرت و ثروت هستند باید اول از همه تقوا جمع کنند. با تحمل کردن درد و رنج و انجام کارهای خوب می توان دربین توده های مردم تقوا ذخیره کرد. برای رسبدن به این هدف، بایستی از اصول علت و معلول آگاهی داشت. آگاهی به این اصل می تواند صاحب منصبان و توده ی مردم را قادر سازد که خویشتن داری را تمرین کرده و بدین وسیله رفاه و خوشبختی و صلح در زیر آسمان غلبه خواهد کرد.

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم مرداد 1387ساعت 11:33  توسط | 

 

دعای روزهای هفته
دعای روزهای ماه مبارک رمضان     -     مناجات خمس عشرة (با معنی)

دعای صباح امام علی (علیه السلام)

ردیف

توضیحات

اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 دعای صباح 872 0:14:05

دعای کمیل بن زیاد (علیه الرحمة)

ردیف

توضیحات

اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 دعای کمیل 1,812 0:29:22
2 حاج مهدی سماواتی 1,386 0:34:36
3 شیخ باقر مقدسی 1,237 0:20:01

دعای مشلول موسوم به دعای الشّاب المأخوذ بذنبه

ردیف

توضیحات

اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 دعای مشلول 1,263 0:20:27

دعای مجیر

ردیف

توضیحات

اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 حاج منصور ارضی 2,564 0:41:37

دعای جوشن کبیر

ردیف

توضیحات

اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 دعای جوشن کبیر (قسمت اول) 1,240 0:20:05
2 دعای جوشن کبیر (قسمت دوم) 1,242 0:20:07
3 شیخ باقر مقدسی (قسمت اول) 1,876 0:30:25
4 شیخ باقر مقدسی (قسمت دوم) 1,626 0:26:21

دعای جوشن صغير

ردیف

توضیحات

اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 شيخ باقر مقدسی 1,242 0:20:06

دعای  توسل

ردیف

توضیحات

اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 حاج صادق آهنگران 1,370 0:22:12
2 سید ولید المزیدی 1,128 0:18:15

صلوات ماه شعبان

ردیف

توضیحات

اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 سيد وليد المزيدی 351 0:05:35

مناجات شعبانیه

ردیف

توضیحات

اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 سید ولید المزیدی 1,247 0:20:11
2 مناجات شعبانیه 1,467 0:23:46

دعای افتتاح

ردیف

توضیحات

اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 دعای افتتاح 2,034 0:32:58
2 شیخ باقر مقدسی 920 0:14:52

دعای سحر

ردیف

توضیحات

اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 دعای سحر 561 0:09:00

دعای ابو حمزه ثمالی

ردیف

توضیحات

اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 دعای ابو حمزه ثمالی (قسمت اول) 1,242 0:20:07
2 دعای ابو حمزه ثمالی (قسمت دوم) 1,244 0:20:09
3 دعای ابو حمزه ثمالی (قسمت سوم) 1,971 0:31:59

دعای عرفه

ردیف

توضیحات

اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 منصوری (قسمت اول) 1,240 0:20:05
2 منصوری (قسمت دوم) 1,237 0:20:02
3 منصوری (قسمت سوم) 1,192 0:19:18
4 منصوری (قسمت چهارم) 988 0:15:59

مناجات حضرت امیرالمؤمنین (ع)

ردیف

توضیحات

اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 مناجات حضرت امیرالمؤمنین (ع) 1,280 0:20:44
2 مناجات حضرت امیرالمؤمنین (ع) 1,081 0:17:29

دعای فرج

ردیف

توضیحات

اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 دعای فرج 228 0:03:36

دعای ندبه

ردیف

توضیحات

اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 شیخ باقر مقدسی 1,291 0:20:54

دعای عهد

ردیف

توضیحات

اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 دعای عهد 627 0:10:05
2 دعای عهد 542 0:08:42
3 سید ولید المزیدی 588 0:09:27

حدیث شریف کساء

ردیف

توضیحات

اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 حدیث شریف کساء 1,800 0:29:12
2 حدیث شریف کساء 937 0:15:09

ربَّنا لاتُزغ قُلوبَنا

ردیف

توضیحات

اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 ربَّنا لاتُزغ قُلوبَنا بَعدَ اِذ هَدَيتَنا ... 251 0:03:58


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم خرداد 1387ساعت 22:50  توسط | 
فكر نكنيد كه فقط شماييد كه طرز دعا كردن و عشق ورزيدن صحيح را بلديد. در نحوه دعا كردن و عشق ورزيدن  ديگران نسبت به خدا، دخالت نكنيد. زيرا دعاكردن آنها نيز كامل است.
روزي موسي (ع) در بيابان از كنار مرد چوپاني كه در حال عبادت بود، مي‌گذشت. موسي ناگهان متوجه شد كه چوپان در عبادتش چيز‌هاي مزخرف و بي‌معنايي مي‌گويد و به همين دليل ايستاد. به نظر موسي نه تنها چوپان مزخرف مي‌گفت، بلكه دعاهاي او نوعي بي‌حرمتي به خدا بود!
چوپان مي‌گفت:«خدايا، اجازه بده تا نوكر تو شوم.در عوض من هم قول مي‌دهم هر وقت بدنت كثيف شد آن را برايت بشويم. اگر شپش داشتي، آنها ر ا برايت مي‌گيرم، اگر كفش‌هايت پاره شد، برايت كفش‌ها خوبي درست خواهم كرد. هرگاه بيمار شدي، از تو مراقبت مي‌كنم و برايت دارو تهيه مي‌كنم، برايت آشپزي هم خواهم كرد و...»
موسي فرياد كشيد:«ايست! اين مزخرفات را متوقف كن! چه مي‌گويي؟اين چه خدايي است كه بدنش شپش مي‌گذارد؟ لباس‌هايش كثيف مي‌شود و بيمار مي‌گردد و يا محتاج آشپزي توست؟ اين دعا را از كجا آموخته‌اي؟»
چوپان گفت:«اين دعا را از هيچ كس يا هيچ كجا نياموخته‌ام. من آدم فقير و بي‌سوادي هستم كه نمي‌دانم چگونه بايستي دعا كنم. دعايم را خودم ساخته‌ام. اينها همان چيزهايي است كه مي‌دانم و بلدم.
بزرگ‌ترين مشكل من شپش مي‌باشد، مواقعي هم گرسته مي‌مانم يا كفش ندارم، گاهي بيمار مي‌شوم و كسي نيست تا از من مراقبت كند و ... پس خدا هم مي‌تواند چنين مشكلاتي داشته باشد. اينها دانسته‌ها و مسائل من است كه تبديل به دعايم شده، ولي اگر شما دعاي صحيح را بلديد، لطفاً به من هم بياموزيد.»
موسي دعاي صحيح را به چوپان آموخت و چوپان در مقابلش تعظيمي‌كرد و با اشك‌هايي كه از عمق حق شناسي و قدرداني او جاري بودند، تشكر كرد و رفت.
موسي از كاري كه كرده بود بسيار خوشحال بود. به آسمان نگاه كرد تا ببيند خداوند چه نظري درباره‌ي اين عمل نيك او دارد. اما خدواند بسيار خشمگين بود.
خدا فرمود:«اي موسي، من تو را فرستادم تا مردم را با تمامي‌قلب و عشقشان به من نزديك كني و اينك تو يكي از خالص‌ترين عاشقان مرا، از من دور كردي؟ آيا فكر كه فقط تو دعاي صحيح را مي‌داني؟ آيا فكر كردي كه تمامي‌دعاهاي او غلط بوده؟ دعا كردن و عشق ورزيدن، از هيچ قانون خاصي تبعيت نمي‌كند، زيرا قانون دعا كردن، عشق ورزيدن است و نياز به قانون ديگري ندارد.»
عشق همراه با حقيقت است. اگر بتواني حقيقت را بفهمي، متوجه خواهي شد كه حقيقت، آزادي است و جز آن ، آزادي ديگري وجود ندارد. 

ترجمه: فلورا دوست محمديان
  

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 0:26  توسط | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیكار می‌تونم بكنم؟
گفتی:یا ایها الذین آمنوا اذكروا الله ذكرا كثیرا و سبحوه بكرة و اصیلا هو الذی یصلی علیكم و ملائكته لیخرجكم من الظلمت الی النور و كان بالمؤمنین رحیما
.:: ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد كنید و صبح و شب تسبیحش كنید. او كسی هست كه خودش و فرشته‌هاش بر شما درود و رحمت می‌فرستن تا شما رو از تاریكی‌ها به سوی روشنایی بیرون بیارن . خدا نسبت به مؤمنین مهربونه (احزاب/۴۱-۴۳) ::.


پیوندهای روزانه
دانلود صوت
سنجش وضعیت تغذیه ای
آشپزی
سنجش
آموزش وپرورش
مفاتیح الجنان
تعبیر خواب
کتابخانه مجازی ایران
کتابخانه اینترنتی
انجمن مطالعه وبرنامه ریزی اموزشی
فلسفه برای کودکان
محاسبه قد و وزن
فهرست روزنامه های ایران
نهج البلاغه
پایگاه حدیث
جست وجوی قران
دیکشنری آنلاین فارسی وانگلیسی
استخاره با قران
فال حافظ
دیکشنری آریان پور
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
آرشیو موضوعی
روانشناسی کودک
سخنان ارزشمند
آموزش کامپیوتر
سخنان ارزشمند متفکران
پزشکی وداروها
خلاقیت وکودک
روشهای تربیتی
خانواده ونوجوان
خواب وکودک
زندگی نامه ای روان شناسان بزرگ
پیاژه
فروید
نشان های یک ازدواج موفق
روابط زناشویی
متفرقه
احکام
تستهای روان شناسی
داستان های موفقیت
کمرویی
هوش هیجانی
شخصیت شناسی
تکنولوژی فکر
دانستنیهای علمی
امور خانه داری
خداشناسی
بازیهای کامپیوتری در کودکان
زوجهای جوان
خشم وعصبانیت
هوش
روشهای مطالعه ویادگیری
کودکان بیش فعال
روان شناسی زنان
خود پنداره وعزت نفس
اثرات کمبود روی وآهن در کودکان
روشهای جذب افراد
کمر درد
دروغگوی وکودک
روان شناسی ارتباط
هینوتیزم
خوابیدن وشخصیت
تغذیه
شغل-استرس
اعتیاد
روانشناسی نوجوان
مشاوره ازدواج
خواص میوه وگیاهان دارویی
وسواس
دینی -فلسفه
مشاوره خانواده
استرس
اضطراب
خلاقیت
اعتماد به نفس
دانلود کتاب
پیوندها
مقالات روانشناسی
روانشناسی کودک
فکر نو
پزشکان
امام رضا
بهداشت وسلامتی
تغذیه ورژیم غذایی
آموزش
روانشناسی
لیست سایت های علمی
آموزش آشپزی
دکوراسیون
تشخیص بیماری
مقالات علمی ایران
پخش مستقیم وز نده حرم امام حسین
بانک صوت وفیلم مذهبی ومداحی وماه محرم
خلاقیت
خلاقیت
خلاقیت
خلاقیت
افتاب
سیتی
علمی
صنعت
خلاقیت
مجله
تبیان
اعلام نتایج
سنجش
بازیاب
دانش نیوز
پرشین
وب ساز امیر حسین
ثبت نام عتبات عالیه
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

اPageRank

جستجوگر>

>
جشنواره  سراسری وبلاگ نویسی تبیان در حال برگزاری است . ثبت نام کنید
""""""" اين وبلاگ را صفحه خانگي خود كنيد """"""""""""

 
T r y m o v i n g y o u r c u r s e r a r o u n d o n t h i s t e x t