تبليغاتX
تفکرنو

.:: ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد كنید و صبح و شب تسبیحش كنید. او كسی هست كه خودش و فرشته‌هاش بر شما درود و رحمت می‌فرستن تا شما رو از تاریكی‌ها به سوی روشنایی بیرون بیارن . خدا نسبت به مؤمنین مهربونه (احزاب/۴۱-۴۳) ::.

به تفکرنو خوش آمدید " تفکرنو
هرکس گاهی در زندگی احساس خشم می كند. خشم واکنشی عادی است و به خودی خود یک مشکل بشمار نمی رود؛ پاسخ رفتاری به خشم است که مسئله ساز بودن آن را تعیین می کند. درحقیقت در برخی شرایط خشم این قدرت را به ما می دهد که به جدال با بی عدالتی یا ایجاد تغییراتی جدی در زندگی خود بپردازیم اما مواقعی وجود دارد که خشم به پرخاشگری تبدیل می شود. خشم همراه با پرخاشگری، بطورمعمول واکنشی در برابر احساس تهدید یا بی عدالتی است. خشم ممکن است، دراثر نداشتن مهارتهای جراتمندی، استرس، خلق پائین یا خود آزاری متوجه درون فرد شود.

     در دنیای امروز تعداد بسیار اندکی از ما درمعرض انواع خطرات فیزیکی قرار داریم که مقابله با آنها نیاز به خشم و پرخاشگری دارد. امروزه ناچار نیستیم از ببرهای تیزدندان بهراسیم یا به دفاع از خود در برابر مهاجمان و حقوق انحصاری خود نسبت به جفت بپردازیم و به هم گروهان خود نشان دهیم که هنوز دارای احترام هستیم ـ  یا شايد ناچاریم این کارها را انجام دهیم؟!!!

     در دنیای امروز "تهدید هویت" جانشین "تهدید حیات" شده است. برخی از چیزهایی که در جامعه امروز احساس خشم و افکار پرخاشگرانه را برمی انگیزند؛ عبارتند از:

·       احساس بی احترامی  نسبت به افکار، عقاید، احساسات و نیازها یمان

·      احساس تهدید نسبت به بقا یا موفقیت در چیزهایی که نسبت به آنها به شدت متعهديم؛ مانند، شریک زندگی، دوره دانشگاهی و سبک زندگی

·      احساس بی عدالتی

·      احساس سوءظن یا خصومت. "آنها آن کار را از روی قصد انجام دادند، فقط برای اینکه مرا آزار دهند؛ بهترین شکل دفاع، حمله پیش از انجام کاری از سوی آنهاست".

همانگونه که می بینید، علاوه بر ببر تیزدندان چیزهای دیگری نیز وجود دارند که ما را خشمگين مي سازند.

 

 خشم چه زمان به یک معضل تبدیل می شود؟

     خشم، برای برخی افراد معضل نیست. آنها عصبانی می شوند؛ نسبتاً سریع آن را از خود دورمی سازند و سپس آرامش و دیدگاه عادی خود نسبت به جهان را باز می یابند. خشم وقتی مسئله ساز است که به آسانی ایجاد شود و مدت زیادی ادامه داشته باشد و بر تمرکز، خلق، روابط، عزت نفس و زندگی اجتماعی و شغلی اثربگذارد و سلامت فرد یا دیگران را تهدید کند.

     برای برخی افراد، قسمت عمده مشکل، مقابله با احساس خشم و پیامدهای احتمالی آن است تا موقعیتی که خشم را موجب شده است. بنابراین، آنها سعی می کنند این احساس را سرکوب کنند یا فقط به آن امکان ظهور در مسیرهایی متفاوت را بدهند. به همین دلیل، این افراد ممکن است به شدت از درون دچار استرسی شوند که با گذشت زمان می تواند به افسردگی و مشکلاتی در سلامت تبدیل شود یا به رفتارهای مقابله ای ناسالم، مانند، خودآزاری و سوءمصرف مواد منجر گردد.

     خشم و عصبانیت، در تعداد کمی از افراد، تقریبا در تمام زمانها وجود دارد و بطورمداوم با برداشت های منفی آنها از آنچه رخ می دهد، تقویت می شود و همواره آماده بروز است. به همین دلیل این افراد بسیار آسان خود را در موقعیت های نزاع و برخورد قرار می دهند و بنابراین همچنان برداشت های منفی خود را تقویت می کنند. آنها به شدت استرس دارند و با گذشت زمان، خطر ابتلا به بیماری های جسمی و روحی در آنها افزایش می یابد.

     همانطور که دیدید، صرف داشتن احساس خشم و عصبانیت مشکل ساز نیست، بلکه نحوه برداشت از وقایع و نحوه بروز احساسات است که مشکل ساز است.

     موقعیت معمول دیگری که می تواند احساس خشم را به یک معضل تبدیل کند، ناتوانی در سازگاری با تغییر پیش آمده در موقعیت یا نگرش یک فرد  نسبت به خودمان است.

     تغییر، تا زمانی که راهی برای ادغام آن در چارچوب های مرجع (ملاک های داوری ) خود بیابیم، احساس ناامنی ایجاد می کند. در چنین شرایطی، قوه ادراک تمام وقت، درفعالیت است تا  کمک کند هرچه سریع تر به محیط تغییر یافته مفهوم ببخشیم. تغییراتی از این نوع عبارتند از:

 

شکست ها و پایان یافتن ها

·      پایان یافتن یک رابطه یا تغییر در گروه دوستی

·      تغییر محیط زندگی ( به عنوان مثال ترک خانه و رفتن به دانشگاه )

 

مفهوم ما از هویت خود

     ممکن است در محیط تغییر یافته، تطبیق دادن چگونگی دیدگاهی که نسبت به خود داریم با موقعیت جدید، همواره کاری آسان یا ممکن نباشد. به عنوان مثال، شاید دیگر قادر نباشیم با تصور اینکه، مهمترین یا با هوش ترین فرد هستیم، عزت نفس خود را افزایش دهیم. شاید دریابیم که دیدگاه ها و روش های ما برای معرفی و ابراز وجود که در محیط های قبلی بسیار خوب عمل کرده اند، در محیط جدید موثر نیستند و باید روش های دیگری برای ارتقاء خود و برقراری رابطه با افراد بیابیم.

     وقتی وارد یک چارچوب مرجع جدید می شویم که آن را برای یک دلبستگی مهم تهدید کننده می یابیم، مراکز ابتدائی مغز برانگیخته می شوند؛ این مراکز آزاد سازی هورمون های خاص ایجاد کننده واکنش های پرخاشگرانه را کنترل     می کنند. فعالیت این مراکز برای بررسی درستی و یا نادرستی چارچوب های مرجع جدید متوقف نمی شود. زمانی که خشمگین هستیم صحت و درستی تمام احساسات خود را کاملا تصدیق می کنیم. با این حال همه ما زمانی تجربه کشف این حقیقت را نیز داشته ایم که احساس یقین ناشی از خشم ما اشتباه بوده است. این قبیل تجربیات باید ما را به سمتی هدایت کنند که کنترل احساسات خود را در دست گیریم و این امکان را مد نظر قرار دهیم که احتمالا ما نیز در اشتباه هستیم.

     متاسفانه و به دلایل مختلف بنظر می رسد برخی مردم قادر به انجام این کار نیستند و گاهی به مدت چند سال احساسات ناشی از خشم را در یک شکل  یا اشکال دیگر حفظ می کنند. هنگامی که این افراد از موقعیتی به موقعیت دیگر منتقل می شوند غالبا، نه تنها فراموش کرده اند که مشکل احساسات خشمگنانه شان از چه زمانی آغاز شده است، بلکه حتی به یاد نمی آورند زمانی را که خشمگين نبوده اند.

     افرادي هم هستند که تا بدان حد درگیر موقعیت های تحریک کننده احساسات خشمگنانه قرار می گیرند که فرصت فارغ ماندن و رها شدن از این احساسات را به دست نمی آورند و پیوسته دیگران را سرزنش می کنند که موجبات خشم آنها را فراهم نموده اند.

 

 تاثیرات بلند مدت خشم دائم و مزمن کدامند؟

خشم مزمن و دائمی می تواند پیامدهایی جدی برای سلامت به همراه داشته باشد که عبارتند از:

·      فشار خون بالا

·      افزایش کلسترول خون

·      مسدود شدن  شریان های خونی

·      تشدید بیماریهای قلبی

·      افزایش حساسیت نسبت به بیماریهای عفونی به علت ضعف سیستم ایمنی بدن

·   افزایش مدت زمان ماندگاری ضربه های وارد شده به بدن ازقبیل عمل های جراحی یا ضربه های ناشی از تصادفات علت این مشکلات  واکنش های بیولوژیکی هستند که در نتیجه خشم ایجاد شده اند.

 

این واکنش ها عبارتند از :

·      ترشح آدرنالین اضافی

·      افزایش سرعت ضربان قلب و بالارفتن فشار خون

·      افزایش سرعت تنفس

·      تغییر مسیر خون از معده، کبد و روده ها به قلب ،سیستم عصبی مرکزی و ماهیچه ها

·      افزایش تولید کورتیزول و ضعیف شدن سیستم ایمنی بدن

·      افزایش ترشح هورمون تستوسترون در مردان

·      ریخته شدن مواد شیمیایی طحال به داخل خون

 

این عوامل به احساسات درونی منتهی می شوند که عبارتند از:

·      احساس گرما و انرژی

·      تمایل به فریاد کشیدن و حرکت دادن سریع و با قدرت دست و پا

 

و آنچه دیگران هنگام عصبانیت در ما مشاهده می کنند:

·      نفس نفس زدن، باز شدن چشم ها و گشاد شدن مردمک چشم

·       تیره شدن رنگ چهره که البته ممکن است گاهی به رنگ پریدگی تبدیل شود

·      بلندن شدن صدا و تند شدن صحبت ها

·             سریع ترشدن حرکات و منقبض شدن عضلات (ازجمله درهم کشیده شدن چهره، گره کردن مشتها و خم شدن شانه ها)

     برانگیختگی شدید، فشار زیادی بر جسم وارد می سازد. این وضعیت صرفا به عنوان یک واکنش اضطراری کوتاه مدت مفید است و نه به عنوان یک ویژگی شخصی بلند مدت یا یک سبک زندگی.

 

 با مشكل در بیان یا کنترل كردن خشم، چه کار می توان کرد؟

     اگر پس از خواندن این متن، فکر می کنید که در کنترل خشم خود مشکل دارید، کارهای ذيل مي توانند كمك كننده باشند.

·             یادتان باشد، هدف از مواجهه با منبع خشم، مقابله با احساس خشم است تا تغییری بوجود آید که بدون داشتن پیامدی مخرب برای ما یا دیگران، احساس خشم را کاهش دهد.

·             این کار به مفهوم کنترل واکنش های ناشی از خشم در شما واز بین بردن امکان تبدیل آنها به نیرویی مخرب است.

·             سرکوب ساختن احساسات ناشی از خشم و امتناع از پذیرفتن آنها، این احساسات را از بین نمی برد. ممکن است این احساسات قابل رویت نباشند اما در بلند مدت بر سلامت اثرمي گذارند. نمی توان جسم را فریب داد؛ شما هنوز به روشی نیاز دارید که با آن خشم خود رابه روشي مناسب و کارآمد ابراز نمائید.

·             اگر نسبت به خشم خود یا چیزهایی که به علت این خشم روی داده اند نگران هستید، می توانید با مشاور صحبت کنید.

·             اگر واکنش های ناشی از خشم آنقدر در شما تثبیت شده اند که نمی توانید بدون کمک دیگران آنها را کنترل کنید، "مرکز خدمات مشاوره" می تواند كمك كند تا با روش هايي که کمتر آزاردهنده اند، با اين احساس مقابله و آن را كنترل كنيد.

 

دو راه برای آغاز این روند بطور شخصی

ایجاد چارچوبی جدید

     این اصطلاحی است که برای  توصیف چگونگی  ایجاد یک چارچوب مرجع جدید پیرامون افکار ما به کار می رود. سعی کنید به جای داشتن افکار و سناریوهای منفی و مضر که خشم را درحد کنترل ناپذيري تشدید می کنند، در جستجوی توضیحات جایگزین و موجه  باشید. به عنوان مثال،

به جای اینکه بگویید: "دوستم خودرای و لجباز است و نگرانی من برایش مهم نیست" بگویید: " این نشان می دهد که دوست من قادر است از حق خود دفاع کند و به اجبار من یا دیگران کاری را انجام نمی دهد. این شاید به این معنی باشد که من باید با او بیشتر صحبت کنم و بتوانم به آنچه می گوید اعتماد کنم".

     یا به جای گفتن این جمله که: " دوستم معمولا دیر به سر قرارها می آید. اگر او مرا واقعا دوست داشت و برای من اهمیت قائل بود، مرا منتظر نمی گذاشت"، بگویید: " این بخشی از طبیعت راحت و آرام اوست که بسیار دوست دارم. او با همه اینگونه رفتار می کند و قصدش آزار رساندن به کسی نیست".

 

استفاده از الگوی  گ ـ م ـ آ ـ ه ـ برای تغییر موقعیت های نگران کننده به لحاظ عاطفی

·      گ . به آنچه دیگران می گویند با دقت گوش دهید. با نشان دادن درک خود از موقعیت، این فضا را برای دیگران فراهم سازید تا چارچوب مرجع شما را تایید یا اصلاح کنند.

·       م . از عباراتی استفاده کنید که با "من " شروع می شوند. به شخص مقابل فقط بگویید که چه چیزی شما را خشمگین می سازد، بدون آنکه او را مقصر بدانید یا اختلاف و درگيري را تشديد كنيد. بعنوان مثال، به جای اینکه بگویید: "تو برای من احترام قائل نیستی، پس جای تعجب ندارد که تا این حد عصبانی شوم."، از این عبارت استفاده کنید: "عصبانی می شوم، وقتی که بدون هماهنگی با من ترتیب کارها را می دهی و از من انتظار داری با تو همراه شوم. احساس من از این کار تو این است که برای من احترام قائل نیستی"

·      آ . دیگران را آزاد بگذارید تا با مشکلاتشان آنگونه برخورد کنند که صلاح می بینند.   درست نیست به این دلیل که آنها نمی توانند متوجه عقلانیت رویکرد شما شوند، عصبانی شوید؛ این امر فقط اوضاع را وخیم تر می کند.

·      هـ . همه برنده هستند. به گفتگوها ادامه دهید، تازمانی که دو طرف احساس کنند، سخنان آنها شنیده شده است و چیزی از موقعیت بدست آورده اند. احساس قدرت یک جانبه یا ایجاد حس بازنده بودن در یک نفر، تنها به مشکلات آتی دامن می زند.

     استفاده از الگوی "گـ ـ م ـ آ ـ ه ـ" با ارایه یک چارچوب کاری کمک می کند تا بدون تبدیل یک موقعیت به اختلاف، آنچه را که در شما خشم ایجاد می کند، سریعا نشان دهید. "نگران بودن" نسبت به احساس خشم تان یا "فروخوردن" این احساس به منظور آنکه وانمود کنید موضوع چندان مهم نیست، می تواند در نهایت به افسردگی، احساس ناامیدی یا "بدخلقی" که ممکن است در موارد شدید با طغیان های پرخاشگرانه ارتباط یابد، تبدیل گردد. زمانی که شخص در یکی از این چرخه ها قرار می گیرد، ایجاد یک سبک زندگی متوازن و مسالمت آمیز برای اوسخت تر و سخت تر می شود.

 

خشم و افسردگی

     همانگونه که در بالا گفته شد، طغیان های پرخاشگرانه، تحریک پذیری و بدخلقی های کوتاه مدت     می توانند نشانه هایی از افسردگی پنهان باشند. گاهی اوقات که احساس افسردگی می کنیم، از اینکه مرتب اتفاقات بد رخ می دهند یا از اینکه به لحاظ عاطفی بسیار رنج می بریم یا حتی از وضعیت به ظاهر فلاکت بار خود، دچار احساس خشم می شویم. اغلب تصور می کنیم که خشم در مقایسه با گریستن یا درخواست مستقیم برای کمک، راهی قابل قبول تر برای بیان دردهای عاطفی است.

     مشکل آن است که گاهی عبارات خشونت آمیزمان افراد را از ما دور می سازند و آنها را از تلاش برای درک مشکلاتی که احتمالا با آنها روبرو هستیم، دلسرد می کنند. آنگاه با احساس تنهایی خود رها    می شویم که این امر می تواند احساس خشم را افزایش دهد و افسردگی مان را تشدید کند.

     اگر فکر می کنید که در چنین چرخه ای قرار گرفته اید، بدانید كه خشمگین شدن راهبردی مفید برای غلبه بر افسردگی نیست. شما به کسی نیاز دارید که بتوانید با او صحبت کنید.

یادتان باشد: برخی شرایط فیزیکی (جسمی) آستانه خشم درحال شکل گیری را پائین می آورند. این شرایط عبارتند از:

·      خستگی مفرط

·      گرسنگی

·      ناکامی جنسی

·      تغییرات هورمونی ناشی از بلوغ جنسی، دوره پیش از قاعدگی در زنان، یائسگی و تولد نوزاد

·      عطش جسمی به مواد اعتیاد آور از قبیل مشروبات الکلی، نیکوتین، کافئین یا سایر مواد مخدر

·      مستی

·      بیماری جسمی

·      دردهای حاد و مزمن

·      زوال عقل

     افراد ممكن است عوامل یاد شده را در ناتوانی خود برای مدیریت و کنترل خشم مقصر بدانند اما این نکته را بگوييم که بسیاری از افراد در شرایط یاد شده نیز در کنترل خشم خود موفق هستند. هر شخص که از توانایی تمرکز ذهنی برخوردار است و انگیزه یادگیری دارد، می تواند تحت آموزش مدیریت خشم و احساسات پرخاشگرانه قرار گیرد.

    وقتی بر خشم خود کنترل ندارید، درواقع اختیار شما در دست خشم تان است. شما به نوع جدیدی از رابطه میان خود و احساساتتان نیاز دارید؛ رابطه ای که در آن هيجانات شما را كنترل نمي كنند بلكه شماييد كه آنها را كنترل مي كنيد.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیستم مهر 1387ساعت 16:21  توسط | 
 اختلاف امری طبیعی و معمول است همه ما با سایر افراد تعاملاتی داریم که مطابق میل پیش نمی روند. گاهی اوقات ممکن است احساس کنیم که از سوی دیگران به درستی درک نشده ایم. اغلب قادریم بی اعتنا و بدون آنکه مشکل چندانی بوجود آید، از کنار این موضوع بگذریم. اما گاهی ممکن است این احساس شخصی را داشته باشیم که مورد هجوم دیگران قرار گرفته ایم و احتمالا نخستین فکری که به ذهن ما می آید واکنش متقابل در حالت خشم یا ترس است. در این شرایط ممکن است غلبه شدید هیجانات، شنیدن آنچه را که دیگری سعی می کند به ما بگوید، دشوار سازند. در وضعیت های شدیدتر چنین برخوردی می تواند برای سلامت و عملکرد ما تهدید آمیز باشد.

     برخی از موقعیت ها که درآن دانشجویان خود را در معرض اختلاف  با دیگران می یابند، عبارتند از:

·        اختلاف با هم اتاقی ها بر سر قوانین مربوط به اتاق

·        موافق نبودن با نصایح و خواسته های والدین

·        سوء ارتباط با دوستان و والدین

·        مورد بازخواست قرارگرفتن از سوی استادان راهنما، مسئولان آموزشی و اداری دانشکده و گروه

·        اختلاف نظر هنگام بحث با همکلاسی ها و استادان، که جنبه شخصی می یابد

     ما معمولا می توانیم با تغییر روش برقراری ارتباط و تبادل عقاید از تبدیل اختلافات کوچک به درگیریهای جدی جلوگیری کنیم.

اختلاف می تواند یک فرصت باشد نه صرفا یک تهدید

می توان به تعاملات شخصی به گونه ای متفاوت نگريست، طوری که بتوان اختلاف را به فرصتی برای دستیابی به ارتباطی شفاف تر تبدیل و تغییراتی ایجاد کرد.

دو دلیل رایج و معمول در ایجاد اختلاف  وجود دارند که عبارتند از:

·      افراد از برقراری ارتباط به گونه ای شفاف و گوش دادن (به سخنان دیگران) به شکلی محترمانه، خودداری می کنند.

·      آنها اغلب نیازها و علائق متفاوتی دارند که بدون برخی مذاکرات، به آسانی در یک جا جمع  نمی شوند.  

در اینجا به برخی رهنمودها اشاره می کنیم که می توانند در رویارویی با موقعیت های مشکل ساز یاری کننده باشند.

رهنمودهایی برای برقراری ارتباط خوب و مناسب:

    در اوج عصبانیت برخی "حساب ها و قواعد سرانگشتی" رایج را فراموش کنید. این امر به برقراری ارتباطی موفق کمک می کند.

برقراری ارتباطی خوب روندی سه مرحله ای دارد که عبارتند از:

1.   ارسال پیام هایی روشن و واضح ـ این امر هم برقراری ارتباط کلامی و هم زبان بدن (BODY LANGUAGE) را شامل می شود. درمورد آنچه می خواهید به زبان آورید و برداشت احتمالی از آن فکر کنید.

2.   دریافت پیام ـ بخشی از آنچه شنیده می شود حقیقت و بخشی دیگر احساسات و برداشت هاست. بنابراین از هردو مورد اطمینان حاصل کنید. هنگام گوش دادن، به حقایق و به احساسات توجه داشته باشید.

3.   تائید ـ هنگامی که شنونده با ارایه بازخوردهایی درک خود را از گفته شما تایید می کند، می توانید اطمینان یابید که آنچه را که تمایل داشتید منتقل کرده اید. به عنوان یک شنونده آنچه را که شنیده اید، جمع بندی کنید و چنانچه بخش هایی از پیام مبهم بنظر می رسند، برای روشن شدن مطلب سوالاتی را مطرح کنید.

 

همانگونه که به نیازهای خود احترام می گذارید، به نیازها و خواسته های شخص مقابل هم احترام بگذارید.

     شما نگرانی هایی دارید که لازم است مورد توجه قرار گیرند، این امر در خصوص شخصی که با وی اختلاف دارید نیز صدق می کند.

 

مشکل را مستقیما با شخص مقابل مطرح کنید

     کمک گرفتن از دیگران اختلاف را تشدید مي كند و سوءتفاهم ها را افزابش مي دهد، بنابراین بهتر است مستقیما با شخصی که اختلاف دارید، صحبت کنید.

     از دخالت دادن همسالان، دوستان یا خانواده برای "جانبداری" خودداری کنید و تا آنجا که ممکن است اختلاف را دور از انظار عموم نگاه دارید. بررسی دریافت های دیگران از موقعیت یا طلب کردن دیدگاه های آنها در خصوص عملکردها و منافع تان می تواند مفید باشد، اما اگر صرفا به دنبال آن باشید که دیگران دیدگاه های شما را تایید کنند، "جبهه گیری" بیشتر خواهد شد.

 

مشکل را از شخص جدا کنید

     متمایز دانستن مشکل از شخص و تاکید بر این امر که تمایل دارید با شخص مقابل محترمانه رفتار کنید، می تواند به وی نیز کمک کند که رفتاری مشابه داشته باشد. اگر از برخوردهای شخصی که موجب آشفتگی و حس تمسخر در شخص مقابل می شود، خودداری کنید، احتمال حل شدن مشکلات بیشتر است.

 

كلام يكديگر را قطع نكنيد

     اگر شخص مقابل فرصت پیدا نکند که حرفهایش را به اتمام برساند، احتمالا سوءتفاهم بیشتر خواهد شد. همچنین قبل از رفتن به سراغ نکته بعدی، نسبت به توافق درباره آنچه که گفته شده است، اطمینان حاصل کنید.

 

با حسن نیت مذاکره کنید ـ سوء نیت دوام ندارد!

     در پی توافق هایی باشید که رضایت دو طرف را فراهم می سازند- پیشنهادهای یکطرفه نتیجه بخش نیستند. این تفکر معمول است که در هر اختلافی باید یک برنده و یک بازنده وجود داشته باشد، اما چنین تفکری لزوما صحیح نیست. شرکت در مذاکراتی که هدف از آنها راه حلی به سود طرفین است، هم امکان پذیر و هم مفید است.

 

"منافع" در مقابل "مواضع"

     اغلب در مذاکرات خود با دیگران فکر می کنیم، اتخاذ "موضعی سخت" یا اغراق در خصوص "عامل اصلی" بروز اختلاف نتیجه بهتری برای ما به همراه خواهد داشت. اما درحقیقت چنین معامله ای همواره نتیجه معکوس دارد، زیرا احتمالا شخص دچار آشفتگی می شود و احساس می کند که به      گونه ای غیر منصفانه با وی رفتار شده است یا صرفا تصمیم می گیرد برموضع خود پافشاری کند.

     رویکرد بهتری که در این خصوص می توان اتخاذ کرد، اندیشیدن به منافعی است که زیربنای موضع اولیه ما را درخصوص یک موضوع تشکیل می دهند. منافع ما معمولا با یک اصل، یک ارزش اخلاقی، یک آرزو، انتظار یا برخی نیازها که کمتر ملموسند، درارتباط هستند. اگر موضعی که اتخاذ می کنیم همان چیزی است که اختلاف بر سر آن شکل گرفته است، منافع، دلیل ما برای درخواست یک پاسخ مشخص هستند.

     به عنوان مثال، ممکن است به این دلیل که دوستتان بسیار دیرتر از زمان مقرر با شما تماس       می گیرد با وی اختلاف پیدا کنید. این اختلاف می تواند به بحث درخصوص اینکه چه اندازه تاخیر در برقراری این تماس "قابل قبول" است، تبدیل شود (شاید موضع تان این باشد که تاخیر دربرقراری تماس قابل قبول نیست). درعین حال ممکن است منفعت شما در اطمینان از احساس آن شخص نسبت به خودتان باشد. در چنین سناریویی، آسان ترین راه آن است که پس از اطمینان از اینکه هر دو نسبت به یکدیگر توجه دارید، آنچه را می خواهید درخصوص تماس های تلفنی خود انجام دهید، طبقه بندی کنید.

 

چهار راه برای حل اختلاف:

1.   اگر در داخل یک جمع حضور دارید و خود را درگیر یک اختلاف می بینید، صبر کنید و از شخص مقابل بخواهید که با او در محیطی امن، خصوصی، بی طرف و در زمانی مناسب دیدار کنید. بدین ترتیب می توانید با اطمینان، بدون ایجاد هیاهو یا بی آنکه کسی مانع از سخن گفتن شما شود، صحبت کنید.

2.   به یکدیگر نگاه کنید و به سخنان هم گوش دهید. به این ترتیب هر یک از طرفین احساس می کنند سخنانشان شنیده و درک شده است و دیدگاه های آنها مورد تایید قرار گرفته است. با استفاده از این روش آسیبی را که در نتیجه اختلاف به روابط وارد شده است، بهبود می بخشید. ارزش آن را دارد که برای شنیدن دیدگاه های طرف مقابل وقت صرف کنید- این امر احتمالا در بلندمدت به صرفه جويي در وقت مي انجامد.

3.   بدون تعصب گزینه هایی را پیشنهاد و از خلاقیت خود در ارایه راه های احتمالی برای تامین   دغدغه ها، نیازها و منافع مطرح شده از سوی دو طرف استفاده کنید. تفاوت میان منافع و مواضع را به یاد داشته باشید و برای تامین منافع هر دو طرف تلاش کنید.

4.   مذاکرات را با دستیابی به توافقاتی روشن و مشخص که رضایت هر دو طرف را فراهم می سازند، خاتمه دهید. این امر خطر بروز اختلاف درآینده را به حداقل می رساند. گفتگوهای خود را محرمانه نگاه دارید، مگر آنکه بطور مشترک به توافق برسید که درباره راه حل اتخاذ شده با شخص دیگری صحبت کنید و بگویید که  این راه حل شامل چه چیزهایی است.

و در نهایت آنکه، اگر به توافق نرسیدید از تلاش مجدد در زمانی دیگر نهراسید. گاهی اوقات بهتر است مشکل را اندک اندک حل کنید و به هرکس که در این اختلاف درگیر است، فرصت دهید که بیاندیشد و اندکی استراحت کند.

+ نوشته شده در  شنبه بیستم مهر 1387ساعت 5:22  توسط | 
در روزگاران پيشين، زن وشوهرجواني ازكوه بلندي بالا رفتند. در بالاي كوه، پير دانايي را ديدند. پير، جايي را برايشان باز كرد تا بنشينند. آن گاه گفت: «هرمطلبي كه داشته باشيد، مي توانيد از من بپرسيد». آنها معناي زندگي را پرسيدند. پيرپاسخ داد. آنها رمزخوشبختي را سؤال كردند. پير، نسخه اش را نوشت. آنها اسرار جهان را پرسيدند. پير جواب داد. آن گاه سؤال سختي را پرسيدند كه: «اي خردمند بزرگ، ما بسيار دچار خشم مي شويم. در هنگام خشم، يكديگر را آزار مي دهيم. چه كنيم؟» ناگهان پيردانا به آنان خيره شد. آن گاه قلم خود را به دو نيم كرد و نفرين گويان به غار خود برگشت. درآستانه ي غار، رويش را برگرداند و غريد: «افسوس، اگر من پاسخ اين پرسش را مي دانستم، ناچارنبودم تنها بر بالاي اين كوه زندگي كنم!»
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم مهر 1387ساعت 5:42  توسط | 
هیچکس نمی تواند از عصبانیت خلاص شود یا از آن اجتناب کند زیرا همیشه پدیده ها یا افردی هستند که ما راخشمگین سازند ما تنها می توانیم یاد بگیریم که چگونه رفتارهای خود را کنترل و عصبانیتمان را کاهش دهیم وآنرا به طریقه ای مناسب نشان دهیم

همه ی ما با افرادي روبه رو شده ایم که کنترل احساساتشان ...................


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم خرداد 1387ساعت 13:5  توسط | 
باور کنيد که خشمتان را مي‌توانيد کنترل کنيد. تا وقتي که شما به خودتان حق بدهيد که به خاطر خشمگين شدن، به ديگران پرخاشگري کنيد، هيچ‌کدام از راه‌حل‌هاي بعد به‌دردتان نمي‌خورد.  در درجه اول قبول کنيد که خشمتان را سرکوب نکنيد و  در درجه دوم دنبال راهي بگرديد که از ابراز خشم کمتر ضرر داشته باشد. ..................
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387ساعت 23:12  توسط | 
 

 روان‌شناسان معتقدند عصبانيت، واکنش طبيعي همه ما در مقابل مسائل ناخوشايند است. اين مسائل مي‌تواند ناشي از درگيري با همکاران در محيط کار، درگيري با مشکلات همسر و فرزندان، خانواده، دوست و آشنا و... باشد. گاهي هم مي‌تواند به دليل مشغول‌ بودن ذهنمان، بدون آنکه کسي ما را آزرده باشد، اتفاق بيفتد.

در همه اين حالت‌ها پس از برطرف‌ شدن مشکل يا مشکلات، عصبانيت ما هم از بين مي‌رود همچنين کمي مدارا و هم‌فکري با همسرمان براي رفع عصبانيت او کافي است. اما هيچ فکر کرده‌ايد که اگر همسري داريد که بي‌دليل از کوره درمي‌رود، بايد چه برخوردي با او داشته باشيد؟

در مواردي عصبانيت به رفتار شاخصي در همسرمان تبديل مي‌شود و او هميشه بدون وجود مشکلي، عصباني است. در اين شرايط، هرچند نمي‌توانيم او را بيمار رواني بدانيم اما بي‌شک او نياز به کمک و درمان دارد چون به بيماري «عصبانيت پايدار» مبتلا است. اينجا ديگر با يک مشکل اندکي پيچيده‌تر مواجهيد.

وقتي کسي عصبانيت يا تنش پايدار دارد که بدون هيچ علت خاصي در بيشتر اوقات عصباني است و اين عصبانيت را با ناآرامي، داد زدن، بهانه‌گيري، فحاشي، پرتاب کردن اشيا، خودزني، قهر، اوقات تلخي و... نشان مي‌دهد.

در حالي که در عصبانيت عادي، علتي براي بروز عصبانيت وجود دارد اما در عصبانيت پايدار اغلب دليلي براي عصبانيت وجود ندارد. مهم‌تر آنکه اين رفتار تهاجمي هر لحظه، حتي در شادترين لحظه‌هاي زندگي نيز ممکن است بروز کند!

2 نکته کليدي
بي‌ترديد زندگي با فردي که  دائما عصبي و پرخاشگر است، کار ساده‌اي نيست چرا که اين زندگي همواره با استرس و هيجان، کلافگي، ترس و ناامني همراه  است. غير قابل پيش‌بيني بودن عصبانيت شريک زندگي‌مان بيش از هر چيز آزاردهنده است چون نمي‌دانيم که کي و کجا عصباني خواهد شد.

بنابراين براي رهايي از اين اضطراب و مدارا کردن با  او بايد اين 2 نکته را همواره به ياد بسپاريم:
 شريک زندگي ما بيمار است و رفتارهاي  يک بيمار هيچ‌گاه قابل پيش‌بيني نيست. اما براي درمان او بايد سريعا اقدام کنيم.
  با او جر و بحث نکنيم و تحمل کنيم تا عصبانيت او فروكش کند. پرهيز از هرگونه مجادله به‌ويژه در جمع، بهترين راهکار است.

درمان اين درد
اشاره کرديم که اين رفتار دليلي جز بيماري ندارد. درمان اين بيماري، نياز به کمک و مشاوره يک کارشناس دارد اما مراحل اوليه آن بايد از خانه و به‌خصوص از خود ما شروع شود. راه‌هاي زير در اين‌باره کمک خواهد کرد.

حفظ آرامش
 ترديدي نيست که عصبي ‌شدن هيچ مشکلي را برطرف نخواهد کرد. آرام باشيم تا بتوانيم روند بهبودي او را تسريع کنيم.

يک راه مناسب اين است که  هنگام عصبانيت همسرمان با فکر کردن به مسائل مختلف، حواس خود را پرت کنيم تا با او وارد بحث نشويم زيرا با آرامش بيشتر مسائل حل مي‌شوند.

مشکل طرف مقابل را درک کنيم
اگر باور کنيم که همسر ما بيمار است و اين رفتار او از روي لجبازي يا بي‌احترامي به ما نيست، مي‌توانيم براي درمان، او را بهتر همراهي کنيم.

گوش کنيم
 زماني که همسرمان درباره مشکلش صحبت مي‌کند، بايد به‌دقت به حرف‌هاي او گوش کنيم. از ميان حرف‌هاي او مي‌توانيم به مشکلات، درگيري‌هاي روحي - رواني، حساسيت‌‌ها، حالت‌هاي عصبي و زمان و نحوه بروز حمله‌هاي عصبي او پي ببريم. به اين ترتيب، به او بهتر کمک خواهيم کرد.

ريشه‌يابي کنيم
روان‌شناسان عقيده دارند بروز اين حالت‌هاي عصبي به‌دليل پريشاني‌ها و اضطراب‌هاي نهفته است. بنابراين بايد با گوش‌کردن به صحبت‌هاي همسرمان او را در پيدا‌کردن ريشه‌هاي اين رفتار نامناسب کمک کنيم. اين رفتارها مي‌تواند نشان‌دهنده سپري‌کردن کودکي يا نوجواني پراضطراب باشد.

ترس و اضطراب را پنهان نکنيم
 اگر همسرمان از ترس و اضطراب ناشي از رفتارهايش با ما صحبت کرد، بدون سرزنش با او همراه شويم و درباره اضطراب خودمان هم با او حرف بزنيم.  به او بگوييم که زماني که او عصبي و پرخاشجو مي‌شود، مي‌ترسيم. با صحبت کردن درباره احساس‌هاي ناخوشايند مشترک، مي‌توان به راه‌هاي بهتري براي درمان دست يافت.

مدارا کنيم
همسرمان را متوجه کنيم که ما و فرزندان‌مان با او مدارا مي‌کنيم. درباره تاثير نامطلوب اين رفتارها بر فرزندان و زندگي مشترک‌مان با او صحبت کنيم. اما اين صحبت‌ها نبايد رنگ گله‌گذاري به‌خود بگيرد چون به نتيجه مورد نظر نمي‌رسيم. فقط بايد از او درخواست کنيم تا در رفتارهايش تجديد نظر کند.

اميد بدهيم
اگر مي‌بينيم همسرمان براي بهبودي تلاش مي‌کند، به او اميد بدهيم. درباره تغيير رفتار او صحبت کنيم تا متوجه شود که تلاش او از نظر ما پنهان نمانده است.
 بي‌ترديد، او تلاش‌اش را چند برابر خواهد کرد. اميد دادن و تشويق کردن 2 نيروي قدرتمند براي تلاش و تغيير هستند.

از عبارت‌هاي خاص استفاده کنيم
به اين معني که هنگامي که همسرمان آرام است و تلاش مي‌کند تا درباره راه‌هاي رفع مشکلش با ما صحبت کند، از برخي عبارت‌هاي کليدي استفاده کنيم.

مثلا «تو مرا فراموش کرده‌اي و به خودت بيش از من اهميت مي‌دهي» و يا «اضطراب و نگراني مرا نمي‌بيني و متوجه نيستي که در جمع چقدر مضطرب هستم» يا «تو فرزندان‌مان را فراموش کرده‌اي، آنها به محبت تو و آرامش نياز دارند». اين عبارت‌هاي خاص در ذهن همسرمان نقش مي‌بندد و هنگامي که قصد تکرار رفتارش را دارد، به ياد اين صحبت‌ها مي‌افتد.

اعتماد به ‌نفس داشته باشيم
 با وجودي  که حفظ  اعتماد به ‌نفس زماني که همسرمان در ميان جمع عصباني مي‌شود، کار ساده‌اي نيست اما با تسلط بر نفس مي‌توان شرايط را کنترل کرد. بايد با آرامش خودمان، به او براي فرو خوردن خشمش کمک کنيم.

برنامه‌ريزي بلندمدت
ترديدي نيست که درمان همسرمان مدتي طول مي‌کشد. اما اگر از ابتدا زمان مشخصي را براي درمان همسرمان در نظر بگيريم و فقط به رسيدن به آن زمان فکر کنيم، تلاشمان نتيجه‌اي نخواهد داشت.

بايد تا  برطرف‌شدن مشکل، بدون کلافگي و خستگي با او همراه  بشويم. فراموش نکنيم يک بيماري ريشه‌دار، هيچ‌وقت به‌سرعت درمان نمي‌شود و نياز به گذر زمان و تلاش دارد.

 
 اکرم رجبی

 کارشناس ارشد روان شناسی تربیتی
 

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم خرداد 1387ساعت 21:4  توسط | 
هر يك از ما در قبال مشكلاتي كه براي‌مان رخ مي‌دهد، از خود واكنش‌هاي بخصوصي بروز مي‌دهيم.
مثلا در قبال رانندگي بد ديگران، ممكن است دست را بي‌وقفه روي بوق فشار دهيم، به تعقيب و گريز بپردازيم يا اينكه بي‌تفاوت از كنار اين موضوع بگذريم.

اينكه فرد در قبال اين مسائل، چه واكنشي.....................


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم خرداد 1387ساعت 21:0  توسط | 
 

مشاهده خشونت سلامت جسمي و رواني كودكان را به مخاطره مي اندازد .

دانشمندان توصيه مي کنند مانع از تماشاي صحنه هاي خشونت آميز توسط کودکان خردسال شويد زيرا تاثيرات مخربي بر سلامت روان آنان دارد.

 
پزشکان بدون مرز ، پژوهشگران دانشگاه پزشكي ميشيگان پس از مصاحبه با مادران و معلمان ??? كودكي كه ?? درصد آنان در سنين ? تا ? سال ، دست كم يكبار شاهد خشونت بودند ، دريافتند : ?? درصد كودكاني كه شاهد رفتارهاي خشونت آميز بوده اند به بيماري هاي جسمي يا رواني مانند ديدن كابوس شبانه ، شب ادراري ، مكيدن انگشت شست ، آلرژي ، آسم ، بيماري هاي گوارشي ، اضطراب و استرس دچار مي شوند.


 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم خرداد 1387ساعت 21:22  توسط | 
  تحقيقات نشان داده است كه در جوامع بدوي يا در جوامعي كه قوانين عرفي آن حول محور " زور" مستقر شده و منطق در آن كاربرد كمتري دارد ، تنبيه سخت‌ترين و كم هزينه‌ترين و در عين حال هم بدترين واكنش موجود است 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه دهم اسفند 1386ساعت 21:36  توسط | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیكار می‌تونم بكنم؟
گفتی:یا ایها الذین آمنوا اذكروا الله ذكرا كثیرا و سبحوه بكرة و اصیلا هو الذی یصلی علیكم و ملائكته لیخرجكم من الظلمت الی النور و كان بالمؤمنین رحیما
.:: ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد كنید و صبح و شب تسبیحش كنید. او كسی هست كه خودش و فرشته‌هاش بر شما درود و رحمت می‌فرستن تا شما رو از تاریكی‌ها به سوی روشنایی بیرون بیارن . خدا نسبت به مؤمنین مهربونه (احزاب/۴۱-۴۳) ::.


پیوندهای روزانه
دانلود صوت
سنجش وضعیت تغذیه ای
آشپزی
سنجش
آموزش وپرورش
مفاتیح الجنان
تعبیر خواب
کتابخانه مجازی ایران
کتابخانه اینترنتی
انجمن مطالعه وبرنامه ریزی اموزشی
فلسفه برای کودکان
محاسبه قد و وزن
فهرست روزنامه های ایران
نهج البلاغه
پایگاه حدیث
جست وجوی قران
دیکشنری آنلاین فارسی وانگلیسی
استخاره با قران
فال حافظ
دیکشنری آریان پور
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
آرشیو موضوعی
روانشناسی کودک
سخنان ارزشمند
آموزش کامپیوتر
سخنان ارزشمند متفکران
پزشکی وداروها
خلاقیت وکودک
روشهای تربیتی
خانواده ونوجوان
خواب وکودک
زندگی نامه ای روان شناسان بزرگ
پیاژه
فروید
نشان های یک ازدواج موفق
روابط زناشویی
متفرقه
احکام
تستهای روان شناسی
داستان های موفقیت
کمرویی
هوش هیجانی
شخصیت شناسی
تکنولوژی فکر
دانستنیهای علمی
امور خانه داری
خداشناسی
بازیهای کامپیوتری در کودکان
زوجهای جوان
خشم وعصبانیت
هوش
روشهای مطالعه ویادگیری
کودکان بیش فعال
روان شناسی زنان
خود پنداره وعزت نفس
اثرات کمبود روی وآهن در کودکان
روشهای جذب افراد
کمر درد
دروغگوی وکودک
روان شناسی ارتباط
هینوتیزم
خوابیدن وشخصیت
تغذیه
شغل-استرس
اعتیاد
روانشناسی نوجوان
مشاوره ازدواج
خواص میوه وگیاهان دارویی
وسواس
دینی -فلسفه
مشاوره خانواده
استرس
اضطراب
خلاقیت
اعتماد به نفس
دانلود کتاب
پیوندها
مقالات روانشناسی
روانشناسی کودک
فکر نو
پزشکان
امام رضا
بهداشت وسلامتی
تغذیه ورژیم غذایی
آموزش
روانشناسی
لیست سایت های علمی
آموزش آشپزی
دکوراسیون
تشخیص بیماری
مقالات علمی ایران
پخش مستقیم وز نده حرم امام حسین
بانک صوت وفیلم مذهبی ومداحی وماه محرم
خلاقیت
خلاقیت
خلاقیت
خلاقیت
افتاب
سیتی
علمی
صنعت
خلاقیت
مجله
تبیان
اعلام نتایج
سنجش
بازیاب
دانش نیوز
پرشین
وب ساز امیر حسین
ثبت نام عتبات عالیه
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

اPageRank

جستجوگر>

>
جشنواره  سراسری وبلاگ نویسی تبیان در حال برگزاری است . ثبت نام کنید
""""""" اين وبلاگ را صفحه خانگي خود كنيد """"""""""""

 
T r y m o v i n g y o u r c u r s e r a r o u n d o n t h i s t e x t