![]() |
![]() |
|
|
گرچه به نظر میرسد همه انسان ها مسئول اعمال و سلامت خود هستند ولي در مورد وابستگی به مواد و اعتياد مسئله اندكی پيچيده تر است بدين معنی كه فرد معتاد صرفا يك مصرف كننده نيست كه هر وقت خواست ماده ای را مصرف كند و هر وقت نخواست آن را كنار بگذارد.
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه چهاردهم مهر 1387ساعت 5:48 توسط |
|
|
1. به ديگران قول 100% بدهيد كه كاري را تا تاريخ معيني به اتمام خواهيد رساند. قول دادن به ديگران در شما انگيزه ايجاد مي كند.
2. در مطالعه مجلات ، به منظور صرفه جويي در وقت ، مقالات مورد نياز خود را جدا كنيد و براي مطالعه بعدي بايگاني كنيد. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
جمعه چهارم مرداد 1387ساعت 20:56 توسط |
|
|
آيا ميدانيد كه بين شخصيت افراد و شغلي كه آنها انتخاب ميكنند ، ارتباط وجود دارد ، «جان هالند» از روان شناساني است كه معتقد است انتخاب شغل ، بيانگر نوع شخصيت فرد است . در نظريه اي كه جان هالند در همين مورد ارائه كرده است ميگويد : اكثر شاغلان يك شغل خاص ، ويژگيهاي شخصيتي مشابه دارند ، به همين خاطر مردم عادي رياضي دانان را آدم هاي دقيق و نكته سنج و مديران را انسانهاي جاه طلب و….. ميدانند . ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت 19:58 توسط |
|
|
واگذاری کارها به افراد شایسته یکی از تکنیک های بنیادین در عرصه ی مدیریت زمان به شمار می رود. با اتکا به این مهم، نه تنها بار سنگینی از روی دوش های خودتان برداشته می شود، بلکه می توانید فضایی را برای کارمندان خود ایجاد نمایید که در آن احساس قدرت و درایت بیشتری پیدا کنند. یکی از مولفه های پر اهمیت که می بایست ...........
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه هجدهم خرداد 1387ساعت 13:29 توسط |
|
|
دكتر گلرخ ثريا :براساس آمارهاي انجمن روانشناسي ايران، ميزان افسردگي زنان ايراني 3 تا 4 برابر بيش از حد معمول است. زنان بيش از مردان دچار افسردگي ميشوند...................
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 20:37 توسط |
|
|
ميخواهيد خودتان و محيطتان و ديگران خوب باشند. خيلي خوب و خوب يعني چي؟ دقيقا همان چيزي كه شما ميخواهيد اما نه خود شما نه ديگران كامل نيستيد و كسي هم نگفته است كه آن معيار ذهني كه شما داريد منجر به خوب يا كامل بودن ميشود. اين صرفا يك تصور است و در واقع يك وسواس است. مريم فكر ميكند دستهايش هميشه كثيف است. هميشه آنها را ميشويد، اما فكر آلودگي هرگز او را تنها نميگذارد. به او ميگويم چرا دستهايت را زياد ميشويي؟ ميگويد آخر همه جا كثيف و ميكروبي است. كاش همه چيز تميز بود اما نيست و من ناچارم آنها را بشويم. بنا بر اين وقتي آن را ميشويي راحت ميشوي؟ نه. چون مطمئن نيستم تا وقتي كه ميخواهم از آنها براي غذا خوردن استفاده كنم به جايي ماليده نشده باشند. اين سوالي است كه خود افراد وسواسي هم به درستي نميتوانند به آن پاسخ بدهند. وسواس نوعي بيماري اضطرابي است. از هر صد بيمار مراجعهكننده به درمانگاه اعصاب و روان حدود 10 نفر به آن مبتلا هستند و اين تعداد تقريبا در همه جوامع و فرهنگها وجود دارد. اين بيماري، چهارمين بيماري شايع در روانپزشكي است. وسواس، فكر يا عملي تكراري است و به قدري شديد بوده كه باعث اتلاف وقت فرد يا نگراني و اختلال شديد در عملكرد وي ميشود. وسواس فكري در فرد ايجاد اضطراب ميكند و آن گاه فرد جهت جلوگيري از آن عملي تكراري انجام ميدهد تا از اين اضطراب پيشگيري نمايد. گاهي وسواس آنقدر شديد ميشود كه فعاليت اجتماعي شخص را فلج ميكند و ارتباطات وي را بادوستان و اطرافيان تحتالشعاع قرار ميدهد. وسواس براي خود فرد نيز آزار دهنده ميباشد. به علت اختلال احتمالي دردستگاه عصبي و به هم خوردن تنظيم مادهاي به نام سروتونين در مغز است. هر چند مطالعات جديد در صدد يافتن ساير موارد دخيل در اين بيماري هستند. همچنين عوامل ارثي در ابتلاء به اين بيماري نقش دارند و بعضي از افراد خانواده درجه اول بيماران وسواسي نيز به اين بيماري مبتلا هستند. گاهي فرد بعد از بروز حادثهاي مثل بيماري، حاملگي و ضربه روحي به طور ناگهاني دچار علايم وسواس ميگردد. مسائل رفتاري از جمله سختگيري زياد خانوادهها به كودكان جهت رعايت تميزي و شستشوي فراوان نيز گاهي سبب بروز علايم وسواس در بزرگسالي ميگردد. وسواس نوعي بيماري اضطرابي است. از هر صد بيمار مراجعهكننده به درمانگاه اعصاب و روان حدود 10 نفر به آن مبتلا هستندانواع شايع وسواس عبارتند از: 1 وسواس آلودگي: كه منجر به شستشوي زياد بدن و وسايل مورد استفاده ميشود. 2 وسواس شك و ترديد: كه فرد مبتلا جهت اطمينان از قفل بودن در منزل، خاموش بودن گاز، تلويزيون و برق قبل از ترك خانه يا حتي بعد از ترك آن، مكررا آنها را به دفعات كنترل ميكند. 3 وسواس افكار تكراري (مانندافكاري با محتواي پرخاشگري، جنسي، مذهبي و. . . ) كه گاهي در شب مانع خواب بيمار ميگردد و اين گونه بيماران معمولا به علت بيخوابي مراجعه ميكنند. 4 وسواس نظم: فرد ميكوشد تا اشياء و وسايل محل كار و منزل خود را مرتبا جابهجا و تنظيم نمايد تا همه چيز بسيار مرتب و منظم باشد. اين امر باعث اتلاف وقت فراوان ميشود. حدود نيمي از بيماران وسواسي به علايم افسردگي نيز دچار هستند. بعضي از اين بيماران صفات شخصيتي وسواس گونه دارند. مردان مبتلا قدرت تصميم براي ازدواج ندارند چون مملو از ترديد و دوگانگي در تصميمگيري ميباشند و در صورت ازدواج احتمالا مشكلاتي در روابط خانوادگي خود خواهند داشت. موارد شديد وسواس باعث اختلال در كار روزانه و غيبت از محل كار ميگردد. چون بيماران علايم خود را مخفي نگه ميدارند، بهتر است در خانواده به اين موارد توجه شود و در صورت مشاهده رفتارهاي مكرر و خارج از معمول آنها را جهت درمان به روانپزشك ارجاع دهند. جلوگيري از انجام كارهاي تكراري مثل شستن و نظافت زياد و كنترل فراوان، سبب ازدياد اضطراب مبتلايان به وسواس ميشود. خانواده اين بيماران ميتوانند نقش موثري جهت ارجاع و درمان آنها ايفا كنند. داروهاي موثر و روشهاي درماني موثر و مفيدي جهت درمان وسواس در دسترس ميباشد. از عوارض داروهايي كه براي درمان وسواس به كار ميروند، هراس نداشته باشيد، چون اين عوارض موقتي است و ضمنا عادت به دارو هم به وجود نخواهد آمد. مطابق بررسيها و تحقيقات انجام شده در زمينه درمان بيماران وسواسي، بهترين اقدام، رفتار درماني - شناختي و دارو درماني ميباشد.
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 20:30 توسط |
|
|
عوامل[زيستشناختی] و جسمانی: 'عوامل محيطی و اجتماعی': 'عوامل[ژنتیک]ی و ارثی':
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 20:45 توسط |
|
|
'''اضطراب''' عبارت است از يک احساس منتشر, ناخوشايند و مبهم [[هراس]] و دلواپسي با منشاء ناشناخته، که به فرد دست ميدهد و شامل عدم اطمينان، درماندگي و برانگيختگي فيزيولوژی است. وقوع مجدد موقعيتهايی که قبلاً [[استرس زا]] بودهاند يا طی آنها به فرد آسيب رسيده است باعث اضطراب در افراد میشود. همهی انسانها در زندگی خود دچار اضطراب میشوند، ولی اضطراب مزمن و شديد غيرعادی و مشکلساز است. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 20:42 توسط |
|
|
اضطراب، هيجان ناخوشايندي است كه به صورت دلشوره و نگراني مبهم بروز ميكند. اغلب علت آن مشخص نيست و اگر هم مشخص باشد فقط به صورت يك تهديد در مورد اتفاقي كه شايد در آينده بيفتد، بروز ميكند. اين نگراني و دلشوره واقعيت خارجي نداشته و ساخته و پرداخته ذهن خود فرد است. مقدار كم نگراني و اضطراب در همه انسانها وجود دارد و موجب فعاليت انسان براي كسب موفقيت و بقا ميشود، اما وقتي مقدار آن از حد خاصي فراتر ميرود، نه تنها موجب فعاليت سازنده در انسان نميشود بلكه فعاليتهاي عادي او را هم مختل ميسازد. شايد بتوان نسبت به تاثير اضطراب بر فعاليتهاي عادي روزمره اندكي چشمپوشي كرده و رنج ناشي از آن را تحمل كرد، اما نسبت به تاثير اضطراب بر امتحان و فعاليتهاي سرنوشتساز اين چشمپوشي دشوار است و بايد در صدد رفع آن برآمد. در اهميت بررسي و رفع اضطراب بايد يادآور شد كه بيشتر بيماريهاي روحي و رواني ناشي از وجود زمينه اضطراب مزمن است و با رفع اضطراب ميتوان از اين قبيل بيماريها پيشگيري كرد. عدم رفع اضطراب در نهايت منجر به عدم سازگاري در فرد ميشود و تاثير نامساعدي بر دوست يابي شخص گذاشته و با افزايش هراس اجتماعي و ترس از تحقير در حضور دوستان مانع از شركت فرد در فعاليتهاي گروهي ميشود. يكي از انواع اضطرابها كه هنگام يا حتي قبل و بعد از آزمون با نشانههاي جسمي و رواني بروز ميكند، اضطراب امتحان است. دانشآموزي كه مبتلا به اضطراب امتحان است به جاي آنكه وقت و تمركز خود را صرف پاسخ دادن به سؤالات كند، وقت خود را با افكار نامربوط و آزاردهنده و توأم با دلشوره كه بيشتر به نتيجه منفي آزمون دلالت دارد، ميگذراند و عدم تمركز و كاهش توانايي حافظه پيامد منفي پيش بيني شده توسط فرد را به دنبال دارد و تفكر غيرمنطقي او را تاييد ميكند. اين حالت نگراني با نشانههاي ديگري نظير دل درد، خميازههاي مكرر، خستگيهاي عدم تمركز، تعريق دست، تپش قلب، تنگي نفس،گوش به زنگ بودن، تكرر ادرار و بيحالي همراه است. هرچه زودتر اضطراب را تشخيص دهيم،بهتر موفق به درمان آن ميشويم. اضطراب در افراد، در سنين كودكي قابل تشخيص بوده و با رفتارهاي اجتنابي نظير ترس از افراد غريبه يا وابستگي شديد به مادر و ترس از مكانهاي جديد قابل پيشبيني است. اما متاسفانه تشخيص اضطراب با تاخير و غالبا با شروع مدرسه رفتن و در سال اول ابتدايي توسط اوليا صورت ميگيرد. در سنين دبستان با شكايتهاي جسماني بسياري نظير دلدرد و تهوع كه غالبا صبح هنگام اتفاق ميافتد، روبهرو ميشويم . گاهي اضطراب جنبه ژنتيكي دارد كه تشخيص زودهنگام آن حائز اهميت است و گاهي جنبه تربيتي داشته و عوامل محيطي نظير شيوههاي تربيتي اوليا و روشهاي ناصحيح آموزشگاهي و رخ دادن حوادث دردناك به صورت تكراري موجد آن هستند. لازم به ذكر است در تشخيص علت ايجاد اضطراب نميتوان هيچ عاملي را به تنهايي كافي دانست بلكه اضطراب ناشي از عوامل متعددي است كه از ديدگاه تربيتي به تعدادي از آنها اشاره ميشود. در بسياري از مواقع اين اهميت از سوي اوليا به دانشآموز منتقل شده و تفكر غيرمنطقي و بايدها و نبايدهايي كه براي او ساخته ميشود، نتيجه آزمون را براي دانشآموز بسيار با ارزشتر از ارزش واقعي آن ميسازد. به طوري كه دانشآموز بدون كسب لذت از مطالعه و فهم مطالب درسي و صرفا براي كسب نمره مورد نظر، دروس را مطالعه ميكند. چنين دانشآموزي غالبا مطالب را حفظ كرده و به علت نداشتن سازمان ذهني مناسب مطالب را خيلي زود فراموش ميكند و حتي در صورت كسب نمره خوب (به دليل ارزشيابيهاي ناصحيح) از سوادعلمي بالايي برخوردار نيست. دانشآموزاني كه براي نمره امتحان ارزش غيرواقعي قائل هستند، اغراق معكوسي نيز نسبت به خود دارند و تصور ميكنند قادر به كسب نمره مورد نظر نيستند و قبل يا حين امتحان با جملات تلقيني منفي نظير نميتوانم، شكست خواهم خورد، چيزي در حافظهام نميماند و غيره خود را در دايره معيوب تصور ناتواني و اضطراب ميافكنند. بسياري از اين تلقينات منفي ناشي از اهدافي است كه خارج از توان فرد محسوب شده و غالبا توسط اوليا به ايشان در نظر گرفته ميشوند. گفتوگوي دروني چنين دانشآموزي غالبا اين است: «اگر شكست بخورم، چه پاسخي براي والدين خود خواهم داشت؟» عدهاي از دانشآموزان با طرز تفكر همه يا هيچ زندگي ميكنند به اين معنا كه دريافت نمره بالا را ملاك با هوشي، خوب بودن و همه ويژگيهاي مثبت دانسته و نمره كم را ملاك كم هوشي، بدبودن و همه ويژگيهاي منفي ميدانند. به همين دليل براي حفظ تمام ارزشهاي خود كسب نمره را حائز اهميت ميدانند و اين يك باور غيرمنطقي است. در خانوادههايي كه تفكر افراطي نسبت به آينده دارند، فرزندان نميآموزند كه چگونه بايد در حال زندگي كنند و از لحظه اكنون حداكثر استفاده از بكنند و اغلب نگران نتيجه اعمالشان بوده و از فرآيند يادگيري لذت نبرده و ذهنشان درگير اضطراب است. درگيري فكري چنين افرادي گاهي چنان زياد است كه حتي از شروع فعاليتهاي آموزشي خود ناتوان بوده و آنها را به تعويق مياندازند و انباشتگي فعاليتهايشان مجددا اضطرابشان را افزايش ميدهد. اين ديدگاهها با شرايط آموزشگاهي اضطرابآميزتر شده و به عدم موفقيت درسي ميانجامد. در زير به مواردي كه رعايت آنها اضطراب امتحان را كاهش ميدهد، اشاره ميشود: 2 - تلقينهاي مثبت داشته باشيد و از مقايسه ضعفهاي خود با نقاط قوت ديگران بپرهيزيد. 3 - يادبگيريد كه چگونه در حال زندگي كنيد و شكستهاي گذشته را به حال و آينده تعميم ندهيد. 4 - تمرين كنيد كه از موفقيت براي احساس خود لذت ببريد نه براي اثبات خود. 5 - قبل از برگزاري آزمون از كم و كيف آن و گاهي از نمونه سؤالات سالهاي گذشته اطلاع حاصل كنيد. 6 - تغذيه مناسب داشته باشيد و به ويژه از كاهش قند خون خود جلوگيري كنيد. 7 - پاسخگويي به سؤالات را از آسان به دشوار شروع كنيد. 8 - براي نظم دادن به تفكر خود در حين امتحان يا قبل از شروع نوشتن، در مورد هر سؤال فكر كنيد. 9 - زمان امتحان را در نظر گرفته و تقسيم عادلانهاي ميان پرسشها داشته باشيد. 10 - شب امتحان، زمان مناسبي براي مطالعه نيست، مطالعه خود را به تدريج ودرطول ترم انجام دهيد. 11 - كمبود خواب در چند شب متوالي كاهش تمركز و حافظه را در پي دارد. در ايام امتحان استراحت كافي داشته باشيد. 12 - مقدار زيادي از اضطراب خود را با به موقع حاضر شدن و عدم تاخير در جلسه امتحان كاهش دهيد. 13 - با مشاوره با متخصصان، اعتماد به نفس خود را افزايش داده و شيوههاي صحيح مطالعه را بياموزيد. 14 - اوليا بايد از اجراي انضباط خشك و بدون انعطاف براي فرزندان خود پرهيز كنند تا آنان آرامش بيشتري احساس كنند. 15 - جو عاطفي مناسبي براي فرزند خود( خصوصا در ايام امتحان) فراهم آوريد و تعارضات خانوادگي را كاهش دهيد. 16 - اضطراب خود را به فرزندان انتقال ندهيد. 17 - از مقايسه فرزند با ديگران جدا بپرهيزيد. 18 - معلمان بايد در كاهش رقابت ناسالم در كلاس كوشا باشند و با اجراي ارزشيابيهاي غير متمركز برنمره و حفظيات و همچنين بهبود شيوههاي مراقبت از امتحان ودوري از سوء ظن در جلسات امتحاني به سلامت روحي دانشآموزان كمك كنند. منبع:همشهری |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 13:10 توسط |
|
|
استرسهاي رواني كه در اوايل زندگي خصوصا در دوران نوزادي و شيرخوارگي به انسان وارد ميشود، در بزرگسالي ميتواند باعث كاهش حافظه و اختلالات ذهني شود. بر اساس نتايج تحقيقات دانشمندان دانشگاه كاليفرنيا، كمتوجهي، از دست دادن والدين و ساير استرسهاي دوران نوزادي ميتواند باعث نوعي كاهش حافظه شود كه معمولا در سنين سالمندي به سراغ انسان ميآيد. اين تحقيق از آنجايي كه دانشمندان، از نظر اخلاقي نميتوانند به نوزاد انسان استرسهاي رواني تحميل كنند، روي موشها انجام گرفته است. به اين ترتيب كه در محل زندگي موشهاي مورد آزمايش محدوديت هاي خاصي ايجاد شد تا موش مادر و بچه تازه متولد شده آن تحت استرس باشند. دانشمندان در اين تحقيق دريافتند كه اين موش نوزاد وقتي بزرگ ميشود، درسنين جواني به نحوي بر خاطره اولين استرسهاي زندگي خود غلبه ميكند ولي در دوران ميانسالي، اين استرسها هستند كه بر او غلبه مي كنند و باعث كاهش حافظه وي ميشوند. در واقع اين سختيهاي هفته اول زندگي موش (دوران نوزادي) باعث ميشود، مغز موش زودتر از سن وي پير شود و در دوران ميانسالي دچار كاهش حافظه اي شود كه بايد در سنين سالمندي دچارش شود. دانشمندان با ثبت اختلاف فعاليت الكتريكي مغز موش در دوران جواني و ميانسالي، توانستند ثابت كنند كه اين استرسهاي زود هنگام باعث ايجاد اختلال در روابط بين سلولي سلولهاي هيپوكامپ مغز در دوران ميانسالي شده و همين پديده باعث بروز اختلالات حافظه ميشود. هيپوكامپ قسمتي از مغز است كه يادگيري و حافظه در آن شكل مي گيرد. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 0:36 توسط |
|
|
همه انسانها به طور طبیعی هنگام رو به رو شدن با مشکلات و عوامل استرس زا مجبور به تحمل فشار های روحی و تنشهایی می شوند که نیروی آنها را به تحلیل می برد. برخورد صحیح فرد با تنشها در حین و قبل از بروز آنها می تواند تاثیرات ناشی از این تنشها را از بین برده یا خنثی کند و حتی موجب رشد شخصیت فرد شود. روشهای مربوط به برخورد صحیح با مسائلی که فرد با آنها روبروست در مورد تک تک انسانها و به تناسب موقعیت های متفاوتی که فرد درگیر آن است، متفاوت می باشد ، با وجود این ، روان شناسان رعایت موارد زیر را برای تامین آرامش و ثبات روحی کلیه انسانها پیشنهاد می کنند : هر انسانی در موقعیت هایی خشمگین یا افسرده می شود. اگر سعی کنید موقعیتهایی که شما را تحت فشار روانی قرار می دهد بشناسید. می توانید برای خنثی کردن این فشار روانی دست به عمل بزنید. مثلا اگر آدمهای معینی که شما را خشمگین می کنند بشناسید، می توانید از آنان اجتناب کنید یا بفهمید که از آنها چه حرکاتی سر می زند که شما را ناراحت می کند. شاید علت ناراحتی شما آن باشد که این اشخاص بسیار متعادل به نظر می رسند و به خود اعتماد دارند و همین موضوع در شما احساس ناامنی ایجاد می کند. به دنبال آن ، تشخیص خواهید داد که اجتناب از این اشخاص مشکلی از شما را حل نمی کند . بلکه بهتر است اعتماد به نفس خود را افزایش دهید. همچنین ، هنگامی که متوجه می شوید علت خشم و اضطرابی که در تمام طول روز درگیر آن بوده اید ، دیر رسیدن به کلاس درس یا محل کارتان است ، خواهید توانست با یک برنامه ریزی صحیح ، رفت و آمد خود را به گونه ای تنظیم کنید که به کلاس یا محل کارتان دیر نرسید. سعی کنید با استفاده از فرصتهای متعددی که در هر جامعه ای برای مردمانی از هر سن و سال و هر موقعیت اجتماعی فراهم می آید، استعدادهای خود را در زمینه های مختلف از قبیل ورزش ومهارتهای جسمانی ، علایق تحصیلی ، موسیقی ، هنر ، نمایش و انواع پیشه ها بیازمایید و پس از شناسایی علایق خود، سعی کنید مهارت بیشتری در آن زمینه بیابید. احساس شایستگی ناشی از دست یافتن به مهارتها ، عزت نفس انسان را بالا برده و در وجود شخص انگیزه و تحرک جدیدی ایجاد خواهد کرد ، هر چه درباره یک موضوع به میزان بیشتری آگاهی و اطلاعات داشته باشید ، خود آن موضوع و نیز زندگی ، برایتان جاذبه بیشتری خواهد داشت. هسته اصلی بیشتر اختلالهای روانی – عاطفی ، احساس انزوا و تنهایی است 0 انسانها موجوداتی اجتماعی هستند، لذا برقراری روابط صمیمانه با دیگران باعث می شود که فرد در شرایط مشکل آفرین از زحمات و پشتیبانی دیگران برخوردار شود و از این طریق در میان نهادن نگرانیهای خود با دیگران ، اغلب می توانید مشکلات خود را روشن تر ببیند و قدرت بیشتری در حل مشکل خود پیدا کنید. در این صورت نیمی از توجه شما به مشکلات دیگران معطوف می شود ، در حالی که اگر تمام توجه شما فقط معطوف به خودتان و مشکلات شخصیتان باشد ، گرفتار یک دل مشغولی ناسالم درباره خود خواهید شد. توجه کردن به مشکلات دیگران و علاقه ورزیدن به رفاه و خشنودی انسانهایی که درگیر مشکلات هستند، احساس ارزشمندی را در شما به وجود می آورد. در بسیاری از موقعیتها ، باید بروز هیجانهای ناخوشایند را یک واکنش بهنجار به حساب آورید. هیچ علتی برای شرمگین شدن از احساس غربت یا احساس غربت یا احساس ترس به هنگام یادگیری یک فعالیت ورزشی یا احساس خشم نسبت به کسی که به عهد خود وفا نکرده وجود ندارد. این هیجانها طبیعی است و اذعان به وجود آنها بهتر از انکار آنهاست. هرگاه نمی خواهید هیجان خود را مستقیما بروز دهید، برای رهایی از فشار روانی حاصل، بهتر است راهی برای رهایی از فشار روانی حاصل ، بهتر است راهی برای بیرون ریختن آن هیجان پیدا کنید. پیاده روی طولانی ، ورزشهای متفاوت یا در میان گذاشتن مساله با یک دوست همدل ، می تواند خشم شما را فرو بنشاند ، فقط باید قبول کنید که احساس هیجان حق طبیعی شماست. پرورش روح مذهبی در خویش و احساس متصل بودن به نیروی لایزال الهی که بر همه چیز و همه کس احاطه دارد، قدرت رویارویی با مسائل و ناکامی را به انسان می دهد و در شرایط معمول زندگی نیز بصیرت و هوشیاری بالاتری نصیب او می سازد. اعتقاد به مفاهیمی همچون توکل ، صبر ، ایثار ، جزا و پاداش اخروی ، مبارزه با نفس اماره و... توان روحی فرد را تقویت کرده و مشکلات را در نظر وی ناچیز جلوه می دهد. برخی مشکلات را به تنهایی نمی توان حل کرد. در بعضی موارد ممکن است وجود گرایش به خودبینی در فرد باعث شود نتواند مشکل خود را به صورت عینی مشاهده کند . در موارد دیگر هم چه بسا با همه راه حلهای احتمالی یک مشکل آشنا نباشیم . وقتی احساس می کنید که در حل و فصل مشکل پیشرفتی ندارید، در صدد یاری خواستن از متخصصانی مانند روان شناس ، مشاور و روان پزشک آموزش دیده برآیید. مراجعه به دیگران برای استفاده از خدمات آنان باید به موقع از آنکه دیر شود، صورت پذیرد. نباید آن قدر دست نگهداشت تا به شخص ، احساس درماندگی دست بدهد. استفاده از خدمات روان شناختی باید مانند مراجعه به دندانپزشک ، به صورت یک عادت درآید همواره به یادداشته باشید، میل به کمک خواستن از دیگران ، نشانه پختگی عاطفی شخص است نه نشان ضعف او. |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 12:45 توسط |
|
|
چه تعدادي از ما واقعاً هر روز مشتاقانه به سر كار ميرويم و از گذراندن زمان در محيط كار خود احساس رضايت ميكنيم؟ شغل رضايتبخش چيست؟ بسياري از ما كه كار مي كنيم حداقل ۵۰ درصد ساعت بيداريمان را در حال كاركردن هستيم. هر روز كه از خواب بيدار ميشويم همان كارهاي روزمره را انجام ميدهيم اما چه تعدادي از ما صادقانه از كارمان راضي هستيم؟ وجود هركدام از موارد زير به رضايتمندي شغلي كمك ميكنند: • شما احساس ميكنيد آنچه كه انجام ميدهيد ارزشمند و متفاوت از ساير كارهاست. • به نظرات و پيشنهادات شما توجه ميشود. • شما با افرادي كه دوستشان داريد كار ميكنيد (در يك محيط خوب و صميمي) • از اينكه به سر كار ميرويد خوشحال و راضي هستيد. • تعادلي بين كار و زندگي در منزلتان برقرار است. • كارهاي روزانه شما و وظيفهتان متنوع است. • ارزش كار كارفرماي شما به ارزش كار شما نزديك است • شما احساس زيركي و باهوشي هنگام كار ميكنيد. • آيا روابطتان با موسسهاي كه در آن كار ميكنيد خوب است؟ • آيا وضعيت كاري خوبي داريد و حقوق خوبي نيز دريافت ميكنيد؟ • با فرصتهاي آموزشي راهي براي رشد و پيشرفت كردن داريد. • شغل شما در درازمدت باعث رسيدن به اهدافتان ميشود. زمانهايي وجود دارد كه ما از كارهايمان كمتر احساس رضايت ميكنيم. و اين به معني لذت نبردن از كارمان نيست. تأثيرات محيط بيرون نقش مهمي دارند. اما گاهي مسئله خيلي جديتر است. ما ميتوانيم احساس كنيم كه در امتداد يك سرازيري افتادهايم و منتظر وقوع يك حادثه هستيم و يا منتظر چيزي هستيم كه مطابق استاندارد و توقع ما باشد. كار ما ممكن است بسيار آسان و آشنا باشد بدون هيچ بحث و گفتگو و بدون هيچ محركي. شغل و وظيفه ما و خط مشي ما ميتواند در هر زمان تغيير كند. بسياري از افراد زندگي خود را بازبيني ميكنند مخصوصاً بعد از يك حادثهاي كه برايشان اتفاق ميافتد. مثل داغديدگي و يا بيماري وخيم. بنابراين اگر شما چنين مشكلاتي داريد مسئله را سبك و سنگين كنيد. اگر روز به روز نسبت به شغلتان در شما علاقهاي ايجاد نميشود و احساس رضايت هم نميكنيد، زمان آن است قبل از اينكه از آن روحيهتان خراب شود فكر اساسي كنيد.
رشد و تكامل
براي اطمينان از ميزان رضايتمندي از كار ميتوانيد خودتان شرايط تحت كنترل داشته باشيد. در مورد اينكه چه توقعي از كار خود داريد فكر كنيد. در يك دوره ۱۰ ساله خودتان را در كجا ميبينيد؟ اگر عدم رضايتمندي از شغل روي احساس عاطفي شما اثر گذاشته است. شما نياز به واكنش مثبت داريد. شما نياز داريد در مورد سمتي كه دوست داريد فكر كنيد. آيا اين قابل دسترسي است. از خودتان بپرسيد چه چيزي در كارتان مقدمتر است. در مورد زمانهايي كه احساس رضايت ميكنيد، فكر كنيد و نيز در مورد چيزهايي بيارزش است نيز فكر كنيد و اينكه چگونه ميتوانيد از تكرار شدن آنها جلوگيري كنيد. آيا شهرت و جايگاه براي شما خيلي مهم است؟ آيا ميخواهيد مسئوليت چيزي را داشته باشيد و يا اختيار انجام كاري را داشته باشيد؟ آيا ايده جديدي داريد كه ميخواهيد آن را امتحان كنيد و يا وظايف اضافه ديگري را نيز ميتوانيد به عهده بگيريد؟ اينها چيزهايي هستند كه بايد به آنها توجه كنيد. |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 12:42 توسط |
|
|
بسياري از افرادي كه در محيط كار خود احساس استرس دارند و براي انجام كارشان ناتوان هستند، اغلب خودشان را قانع ميكنند كه استرس بخشي از شغل آنهاست و بايد با آن سازگار شوند. چه بايد كرد؟ ......................... ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 12:7 توسط |
|
|
بسياري از افراد در محيط كار استرس دارند. در نتيجه در خانه احساسات خود را سركوب ميكنند. مثل زماني كه همسرتان در گوشهاي از اتاق مخصوص گذراندن وقت خويش است و يا زماني كه تمايلي به انجام فعاليتهاي جنسي ندارد. شما بايد بتوانيد چيزها و يا افرادي را كه موجب ايجاد استرس و تأثيرات بر روي شما ميشوند را بشناسيد. يك دفترچه يادداشت روزانه براي خود تهيه كنيد و به مدت ۲ تا ۴ هفته مواردي را كه موجب استرس در شما ميشود يادداشت نماييد. دفتر يادداشت روزانه استرس اگر شما احساس ميكنيد كه استرس شغلي شما زياد است حتماً دفترچهاي براي يادداشت آن تهيه كنيد. هر روز يادداشتي از موارد زير تهيه كنيد: • چه وظيفه و يا ملاقاتهايي را بايد هنگام كار انجام دهيد. • آيا روز خود را با رضايت و خوشبيني آغاز كردهايد و يا با بيم و هراس به سر كار خود رفتهايد؟ • آيا زمانهايي بوده است كه خلق شما تغيير كند؟ • آيا كارها و يا افرادي هستند كه دلتان ميخواهد از آنها دوري گزينيد؟ • آيا بعضي اوقات احساس ناخوشايندي دارند. • آيا مجبور هستيد به سؤالات زيادي پاسخ دهيد. • آيا از اين كه شغل خود را از دست بدهيد ميترسيد؟ • آيا روز خود را با اين فكر كه آيا پيشرفتي در كار كردهايد به پايان ميبريد؟ • آيا قبل از اينكه كارتان را تمام كنيد محيط كار خود را ترك ميكنيد و در خانه در مورد آن مشغوليت ذهني داريد؟ آيا در محيط كار بيش از تواناييهايتان از شما انتظار دارند؟ مثلاً در مدت زمان كوتاهتر مسئوليتهاي بيشتري از شما ميخواهند؟ آيا براي پيشرفت فشاري وجود دارد كه باعث عدم راحتي شما ميشود؟ و آيا يك تهديد ممتد در محيط كار وجود دارد طوري كه ممكن است از محيط كار خود اخراج شويد؟ نكات برتر • ياد بگيريد كه چگونه اثرات فيزيكي استرس را بشناسيد. • سعي كنيد در محيط كار استرس نداشته باشيد. قبل از اينكه استرس واقعاً شما را بيمار كند جلوي آن را بگيريد. • توجه كنيد كه استرس كار خود را به زندگي شخصيتان وارد نكنيد. • اگر فكر ميكنيد كه استرس شغلي شما دائمي است براي تغيير دادن شغل هرگز دير نيست در مورد روابط خود در محيط كار فكر كنيد. آيا در محيط كارتان افرادي وجود دارند كه به نظر ميرسد شغل شما را برايتان سخت نشان ميدهند. آيا كار كردن با اين افراد برايتان مشكل است. در مورد روابط خود خارج از محيط كار فكر كنيد. آيا شغل شما روي تعادل زندگي خانوادگيتان اثر دارد. |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 0:55 توسط |
|
|
آيا حس ميكنيد هنگامي كه در محل كار خود هستيد، از شما بيگاري ميكشند و كار بيهدفي را دنبال ميكنيد؟ آيا احساس خستگي مفرط ميكنيد؟ حس ميكنيد اصلا حوصله نداريد فردا هم سركار بياييد؟
اگر اين افكار و احساسات را تجربه ميكنيد، احتمالا در حال كشمكش با فرسودگي شغلي هستيد كه اين احساس، رغبت و اشتياق شما به كارتان را تا جايي كاهش ميدهد كه چشمه انگيزهتان كاملا خشك ميشود. در واقع مهارتها و دانش شما آسيبي نديده، اما علاقه و رغبت شما به كارتان كاهش يافته است. مسووليت اصلي مديران و كارفرمايان منحصر به توليد بهرهوري و توجه به منابع مادي سازمان نيست و يك مديريت اثربخش بدون در نظر گرفتن عوامل انساني و توجه به نيازهاي رواني كاركنان امكانپذير نيست، اگرچه رشد فناوري تحولات عظيمي در زندگي و رفاه انسان به وجود آورده، اما متاسفانه شبكه ارتباطي و عاطفي را آسيبپذير كرده است و كارفرمايان مخصوصا در مراكز صنعتي و ماشيني بايد به طراحي برنامههاي ارتقاي سلامت روان و پيشگيري از اختلالات سازماني ازجمله استرس و فرسودگي شغلي همت گمارند كه البته توجه به اين امر بيشك مسير نيل به بهرهوري سازماني را تسهيل ميكند. محيط كار نقش مهمي در ارتقاي سلامت افراد ايفا ميكند؛ چرا كه شاغلان بيش از 60 درصد زمان بيداري خود را در محيط كار سپري ميكنند. اهميت ارتقاي سلامت روان كاركنان در محيط كار در مقوله توليد و بهرهوري بسيار بديهي و روشن است و توجه به انسان اين منبع اصلي افزايش بهرهوري بسيار ضروري به نظر ميرسد.هر فرد در جريان انطباق با محيط شغلي و اجتماعي خود ناچار ميشود مسائلي را باوجود ميل باطني خود متحمل شود. اين بيعلاقگي به كار زماني كه بشدت غيرقابل تحمل شد بهفرسودگيشغليمنجرميشود. مفهوم فرسودگي شغلي در اوايل 1970 براي اولين بار از سوي فرويد ونبرگر معرفي شد. وي فرسودگي شغلي را حالتي از خستگي و ناكامي ميداند كه به علت از خودگذشتگي فرد در روش زندگي يا ارتباطي كه به وصول نتيجه دلخواه منجر نميشود، به وجود ميآيد. فرسودگي رخوت روح وروان كارمند است كه در آن انگيزه، يعني همان نيروي پر رمز و رازي كه او را به حركت در ميآورد، آسيب ميبيند يا حتي كاملا تخريب ميشود. فرسودگي شغلي مفهوم مطلق سياه يا سپيد ندارد. در يك روز بخصوص ممكن است اشتياق به كار افزايش يا كاهش يابد، اما اين شرايط ثابت نيست و با تقويت انگيزه دوباره به حالت اول بر ميگردد؛ مثل آتشي كه وقتي رو به خاموشي ميرود، با افزايش سوخت دوباره جان ميگيرد. افراد مستعد فرسودگي در وهله اول كساني كه از كار خود عيبجويي ميكنند و كساني كه آشكارا با همكارانشان احساس خصومت دارند، در معرض فرسودگي شغلي هستند. از ديگر افراد مستعد كساني هستند كه مجبورند تصميماتي بگيرند كه در مقابل آن بايد پاسخگو باشند يا تصميماتي كه با مساله مرگ و زندگي در ارتباط است. مديران، رهبران گروهها و سرپرستان نيز به خاطر مسووليت، بيش از ديگران در معرض خطر هستند. افرادي كه تحت برنامههاي زماني فشرده و طاقتفرسا بايد كار كنند. شاغلاني كه وظيفهشان نياز به توجه دقيق يا كار تكراري ظريف دارد و فاعلان كارهايي كه به لحاظ قانوني و سياسي نادرست است، ازجمله موارد مستعد فرسودگي هستند. هيچ كس در مقابل فرسودگي شغلي ايمن نيست و هر فرد در هر سطحي از دانش و مهارت و با هر سن و جنسيتي ميتواند به فرسودگي شغلي مبتلا شود. راهكارهاي پيشگيرانه ما بايد باور داشته باشيم نيرومند هستيم و توانايي تاثير مثبت بر اتفاقاتي را كه برايمان ميافتد، داريم. از لفظ باور داشته باشيم استفاده شد؛ چراكه نحوه نگاهمان به جهان اثر مهمي بر استعداد نهفته ما براي فرسودگي دارد. باور به اين كه ما نميتوانيم اتفاقاتي را كه برايمان ميافتد، كنترل كنيم و حس درماندگي ناشي از آن، از تهديدات بزرگ گرايش به فرسودگي است. بسياري از زندانيان به خاطر احساس درماندگي مردهاند. برنو بتلهيم كه يك روانشناس مشهور است و از يكي از بدترين اردوگاههاي مرگ نازيها جان سالم به در برده است، براساس تجربه خود ميگويد: وقتي افراد احساس ميكردند بر اتفاقات كنترلي ندارند، مانند مردههاي متحرك ميشدند. مديريت بر خود البته مديريت بر خود به طور موثر نياز به افزايش دانش و مهارت دارد. ممكن است شما مهارتهاي مديريت بر خود را به طور غيررسمي از والدين و معلمان آموخته باشيد، ولي احتمال دارد به طور موثر بر خود مديريت نكنيد. به هر حال مديريت بر خود قدرت شخصي شما را بالا ميبرد؛ زيرا ميتوانيد شرايطي را ايجاد كنيد كه در آن شرايط پاداشهايي را كه براي نگهداري انگيزه بالا نياز داريد، به خود بدهيد و اين گونه انگيزه خود را تقويت كنيد. تصديق خود حتي در محيطهايي با افراد بسيار نامسوول و متخاصم باز هم ميتوانيد منبع قدرت را در دست گيريد. شما ميتوانيد به خود تصديق و پاداش اهدا كنيد. متاسفانه كمتر هستند افرادي كه بتوانند پاداشهاي به خود اهدا شده استفاده كنند. بسياري از افراد در گفتگوهاي منفيگرايانه گرفتار ميشوند و افراد كمي از تصديق و تاييد خود بهره ميجويند. درنتيجه براي بيشتر مردم اين منبع قدرت خاموش و متروك باقي ميماند و در عوض به تصديق و تاييدي كه از سوي ديگران مخصوصا مدير و مسوول باشد، وابسته ميمانند. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387ساعت 10:50 توسط |
|
|
چه تعدادي از ما واقعاً هر روز مشتاقانه به سر كار ميرويم و از گذراندن زمان در محيط كار خود احساس رضايت ميكنيم؟ شغل رضايتبخش چيست؟ بسياري از ما كه كار مي كنيم حداقل ۵۰ درصد ساعت بيداريمان را در حال كاركردن هستيم. هر روز كه از خواب بيدار ميشويم همان كارهاي روزمره را انجام ميدهيم اما چه تعدادي از ما صادقانه از كارمان راضي هستيم؟ وجود هركدام از موارد زير به رضايتمندي شغلي كمك ميكنند: • شما احساس ميكنيد آنچه كه انجام ميدهيد ارزشمند و متفاوت از ساير كارهاست. • به نظرات و پيشنهادات شما توجه ميشود. • شما با افرادي كه دوستشان داريد كار ميكنيد (در يك محيط خوب و صميمي) • از اينكه به سر كار ميرويد خوشحال و راضي هستيد. • تعادلي بين كار و زندگي در منزلتان برقرار است. • كارهاي روزانه شما و وظيفهتان متنوع است. • ارزش كار كارفرماي شما به ارزش كار شما نزديك است • شما احساس زيركي و باهوشي هنگام كار ميكنيد. • آيا روابطتان با موسسهاي كه در آن كار ميكنيد خوب است؟ • آيا وضعيت كاري خوبي داريد و حقوق خوبي نيز دريافت ميكنيد؟ • با فرصتهاي آموزشي راهي براي رشد و پيشرفت كردن داريد. • شغل شما در درازمدت باعث رسيدن به اهدافتان ميشود. زمانهايي وجود دارد كه ما از كارهايمان كمتر احساس رضايت ميكنيم. و اين به معني لذت نبردن از كارمان نيست. تأثيرات محيط بيرون نقش مهمي دارند. اما گاهي مسئله خيلي جديتر است. ما ميتوانيم احساس كنيم كه در امتداد يك سرازيري افتادهايم و منتظر وقوع يك حادثه هستيم و يا منتظر چيزي هستيم كه مطابق استاندارد و توقع ما باشد. كار ما ممكن است بسيار آسان و آشنا باشد بدون هيچ بحث و گفتگو و بدون هيچ محركي. شغل و وظيفه ما و خط مشي ما ميتواند در هر زمان تغيير كند. بسياري از افراد زندگي خود را بازبيني ميكنند مخصوصاً بعد از يك حادثهاي كه برايشان اتفاق ميافتد. مثل داغديدگي و يا بيماري وخيم. بنابراين اگر شما چنين مشكلاتي داريد مسئله را سبك و سنگين كنيد. اگر روز به روز نسبت به شغلتان در شما علاقهاي ايجاد نميشود و احساس رضايت هم نميكنيد، زمان آن است قبل از اينكه از آن روحيهتان خراب شود فكر اساسي كنيد. رشد و تكامل براي اطمينان از ميزان رضايتمندي از كار ميتوانيد خودتان شرايط تحت كنترل داشته باشيد. در مورد اينكه چه توقعي از كار خود داريد فكر كنيد. در يك دوره ۱۰ ساله خودتان را در كجا ميبينيد؟ اگر عدم رضايتمندي از شغل روي احساس عاطفي شما اثر گذاشته است. شما نياز به واكنش مثبت داريد. شما نياز داريد در مورد سمتي كه دوست داريد فكر كنيد. آيا اين قابل دسترسي است. از خودتان بپرسيد چه چيزي در كارتان مقدمتر است. در مورد زمانهايي كه احساس رضايت ميكنيد، فكر كنيد و نيز در مورد چيزهايي بيارزش است نيز فكر كنيد و اينكه چگونه ميتوانيد از تكرار شدن آنها جلوگيري كنيد. آيا شهرت و جايگاه براي شما خيلي مهم است؟ آيا ميخواهيد مسئوليت چيزي را داشته باشيد و يا اختيار انجام كاري را داشته باشيد؟ آيا ايده جديدي داريد كه ميخواهيد آن را امتحان كنيد و يا وظايف اضافه ديگري را نيز ميتوانيد به عهده بگيريد؟ اينها چيزهايي هستند كه بايد به آنها توجه كنيد. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387ساعت 10:39 توسط |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیكار میتونم بكنم؟
گفتی:یا ایها الذین آمنوا اذكروا الله ذكرا كثیرا و سبحوه بكرة و اصیلا هو الذی یصلی علیكم و ملائكته لیخرجكم من الظلمت الی النور و كان بالمؤمنین رحیما .:: ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد كنید و صبح و شب تسبیحش كنید. او كسی هست كه خودش و فرشتههاش بر شما درود و رحمت میفرستن تا شما رو از تاریكیها به سوی روشنایی بیرون بیارن . خدا نسبت به مؤمنین مهربونه (احزاب/۴۱-۴۳) ::. |
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 |
|
RSS
|