تبليغاتX
تفکرنو

.:: ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد كنید و صبح و شب تسبیحش كنید. او كسی هست كه خودش و فرشته‌هاش بر شما درود و رحمت می‌فرستن تا شما رو از تاریكی‌ها به سوی روشنایی بیرون بیارن . خدا نسبت به مؤمنین مهربونه (احزاب/۴۱-۴۳) ::.

به تفکرنو خوش آمدید " تفکرنو
ایجاد یک هویت و دست یابی به تعریفی منسجم از خود، مهم ترین جنبه ی رشد روانی- اجتماعی در دوره ی نوجوانی است. انتخاب ارزش ها، باورها و هدف های زندگی مشخصه های اصلی این هویت را تشکیل می دهند. هم در طی نوجوانی و هم در جوانی، یا حتی پس از آن، این ارزش ها و باورها و هدف ها مورد تجدید نظر قرار می گیرند اما به هر صورت ضرورت دارد که نوجوان به چنین هویتی دست یابد. هویت نوجوانان با رشد فکر و احساس تنها درباره ی خود همراه است و تمایل قوی نوجوانان برای ساختن هویتی مستقل به جنبه های بسیار دیگری از رشد آنان گسترش می یابد. احساس تعلق فرهنگی، قضاوت اخلاقی و برداشت مردانه یا زنانه درباره ی خود، احساسات دوستانه یا دشمنانه نسبت به دیگران و چگونگی سازگاری عاطفی با مشکلات زندگی از جمله ی این جوانب است.


اولین روان شناسی که ایجاد هویت را به عنوان مهم ترین پیشرفت شخصیت در دوره ی نوجوانی مطرح کرده و آن را گامی حیاتی در جهت وصول به بزرگ سالی شادمانه و مولد معرفی نموده است، «اریک اریکسون» است. وی در نظریه ی تکامل روانی- اجتماعی خود رشد را و در تمام مراحل زندگی انسان ادامه دار می داند و آن را در 8 مرحله معرفی می کند که در هر یک از این مراحل انسان با بحران های خاصی روبه رو می شود که دفع یا عدم دفع آن می تواند بر شخصیت فرد اثر مثبت یا منفی داشته باشد.
اریسکون در پنجمین مرحله از نظریه ی خود به شکل گیری هویت و یا احساس هویت در برابر آشفتگی نقش در نوجوانان اشاره می کند که اساس و پایه ای برای دست یابی به احساس هماهنگی و وحدت درونی در دوره ی جوانی است. این مرحله مشخص کننده ی حالت فرد در بلوغ است. در این مرحله پسران و دختران به علت بحران بلوغ و تغییرات جسمانی و روانی، بیش تر احساس سرگشتگی، گیجی و عدم تعادل و هم بستگی درونی می کنند. نوجوان در کشف و تثبیت هویت خود برمی آید و همواره بر آن می اندیشد. نوجوان با سوالاتی از این گونه مواجه می شود: من کی هستم و نقش من در جامعه چیست؟ در کدام قشر از جامعه قرار خواهم گرفت؟ همسر آینده ی من کیست؟ برخی از نوجوانان که به اقلیت های مذهبی یا نژادی خاص تعلق داشته باشند، با سوالات بیش تری مواجه می شوند.
در واقع شکل گیری هویت خیلی پیش از آغاز نوجوانی شروع می شود. اریکسون نشان داد که نتایج موفقیت آمیز مراحل قبلی رشد روانی- اجتماعی راه را برای حل مثبت و موفقیت آمیز تعارض های روانی دوره ی نوجوانی، که وی آن را «شکل گیری هویت در مقابل آشفتگی نقش» نامیده است، هموار می کند.


به نظر وی، افرادی که با احساس ضعیف «امنیت» به نوجوانی می رسند در یافتن آرمان هایی که به آن تکیه کنند مشکل خواهندداشت. کسانی که با مقدار اندکی از «خودمختاری» و «ابتکار عمل» به دوره ی نوجوانی می رسند قادر نیستند به انتخاب و کشف راه مناسب از میان راه های گوناگون زندگی بپردازند. هم چنین، آنان که فاقد احساس و قدرت «پرکاری و سازندگی» هستند نمی توانند شغلی را انتخاب کنند که مناسب علایق و مهارت هایشان باشد.
اگرچه بذر شکل گیری هویت در سال های پیش از نوجوانی پاشیده شده است اما نوجوانان تا پیش از ورود به این مرحله نمی توانند خود را به آن مشغول کنند. اریکسون می گوید نوجوانان خاصه در جوامع پیچیده، یک «بحران هویت» یعنی یک دوره ی موقتی از اغتشاش و رنج را در برخورد با راه های گوناگون پیش از استقرار ارزش ها و هدف های زندگی خود، تجربه می کنند. در این دوره است که آنان آن چه را قبلا فکر و احساس می کرده یا انجام می داده اند مورد سوال قرار می دهند.

مثلا یک نوجوان ممکن است با خود بگوید «خیلی مطمئن نیستم طرز فکر پدر و مادر درباره ی درس و مدرسه درست باشد.» یا «وقتی بچه بودم هرچه معلمان می گفتند انجام می دادم اما حالا فکر می کنم که راهنمایی های آنان درست نبوده است.» نوجوانانی که درگیر این گونه سوالات می شوند و به جست وجوی راه حل می پردازند و تدریجاً به پاسخ های مناسب دست می یابند هویت رشد یافته ای خواهند داشت. این گروه از نوجوانان امکان می یابند که ویژگی های کودکی خود را با راه حل هایی که در نوجوانی به آن می رسند درهم بیامیزند و ترکیب مناسبی از باورها و افکار و عواطف و رفتار را در خود شکل دهند و به نوعی احساس یگانگی در ایفای نقش های مختلف زندگی خود دست یابند. وقتی که چنین هویتی در نوجوانی شکل گرفت در سال های جوانی و بزرگ سالی نیز متناسب با موقعیت هایی که در زندگی او پیش می آید، به صیقل دادن هویت خود خواهد پرداخت و استحکام و برپایی شخصیت خویش را تامین خواهد کرد.


اگر بخواهیم درباره ی اکثر نوجوانان صحبت کنیم، بهتر است به جای بحران نوجوانی از «جست وجوگری و استقلال جویی نوجوان» یا در حالت شدیدتر آن، از «ماجراجویی نوجوانی» سخن بگوییم. شکل گیری هویت در اکثر نوجوانان تجربه ای است تدریجی و نه چندان پرماجرا. وقتی که ما قدرت پذیرش تفاوت های نوجوانان و نسل جدید با عادات قدیمی خودمان را نداشته باشیم و یا به عنوان والدین و یا اولیای مدارس انتظار داشته باشیم که افکار و احساسات و رفتار نوجوانان دقیقا به همان گونه باشد که ما می خواهیم، بدیهی است که این بدفهمی و بی انصافی و چه بسا آشفتگی درون خود را به نام «بحران نوجوانی» به بچه های ناپخته ای نسبت خواهیم داد که می خواهند مکانیزم اجتماعی و فضای روانی اطراف خویش را کشف کنند.


پژوهشگر دیگری به نام مارسیا که از دانشجویان آقای اریکسون نیز بوده، با به کار گیری مصاحبه های بالینی توانسته است هویت در نوجوانی را به چهار وضعیت تقسیم بندی کند: 1- دست یابی به هویت 2- تعلیق هویت 3- هویت زودرس 4- پراکندگی یا اغتشاش هویت.


دست یابی به هویت از دیدگاه مارسیا عموما پس از یک دوره ی تعلیق هویت و پس از ارزش یابی دقیق به روش های مختلف و با حل مسایل و درگیری های انتخاب ارزش ها و باورها و راه و رسم زندگی، برای نوجوانان و جوانان حاصل می شود. در این حالت است که پذیرش خود و تعریف مشخص و قطعی از ویژگی ها و خواسته های خویش میسر می گردد و دریافت فرد از هدف های زندگیش حالت واقع بینانه می گیرد.
نوجوانان و جوانانی که در حالت تعلیق هویت هستند هنوز نتوانسته اند تصمیم روشنی برای مسایل اصلی زندگی خود بگیرند. دوره ی تعلیق هویت دوره ای است که فرد پیش از پذیرش و دست یابی به تعهد در زمینه ی ارزش ها و باورها به جست وجو و انتخاب از میان بدیل های مختلف مشغول است. تعلیق هویت در میان جوانان دانشگاهی رواج بیش تری دارد. آنان معمولا نمی توانند به سادگی به مرحله ی دست یابی به هویت برسند. بیش تر جوانانی که وارد دانشگاه نمی شوند در مرحله ی تعلیق هویت قرار می گیرند و به بازنگری و تغییر نگرش های خود می پردازند. برعکس، پسران جوانی که از همان آغاز جوانی وارد بازار کار می شوند و هم چنین دختران جوانی که زود ازدواج می کنند زودتر نیز به هویت تثبیت شده ای می رسند، این افراد در وضعیت هویت زودرس قرار دارند.


افرادی که دچار هویت زودرس هستند بحرانی را تجربه نکرده اند ولی به شغل و ایدئولوژی معینی متعهد هستند که حاصل جست وجوگری خود آنان نیست بلکه به صورت حاضر و آماده از جانب والدین، به آن ها ارایه شده است این دسته از نوجوانان و جوانان نمی توانند بین اهداف خود و اهداف والدین شان تفاوتی قایل شوند. رابطه ی عاطفی و تبعیت آنان از خانواده به قدری قوی است که به اسارت نزدیک تر است تا به رابطه ی دوستانه ی خانواده. برخی از تحقیقات حاکی از آن است که کم تر از نیمی از جوانانی که در مرحله ی هویت زودرس یا اغتشاش هویت هستند با تاخیری به مدت یک تا شش سال خود را به مرحله ی تعلیق و گاهی به مرحله ی دست یابی هویت می رسانند.


وضعیت چهارمی که مارسیا درباره ی هویت نوجوانان و جوانان در نظر گرفته اغتشاش هویت می باشد. افرادی که اغتشاش هویت دارند نه بحرانی را تجربه کرده اند و نه تعهدی نسبت به یک شغل، یک فلسفه ی سیاسی، یک مذهب و معیارهای سبک زندگی پیدا کرده اند. پراکندگی یا اغتشاش هویت از نظر رشدی ساده لوحانه ترین وضعیت هویت به حساب می آید و معمولا در آغاز نوجوانی در افراد مشاهده می شود. پراکندگی و راکد ماندن طولانی هویت و فقدان رشد بیش تر در این دوره ممکن است باعث از هم پاشیدگی شخصیت بشود که این نیز یک نشانه ی تشخیصی آسیب شناسی روانی است.
چگونگی رشد هویت متاثر از عوامل گوناگون است در این جا به عوامل متعددی می توان اشاره کرد، عامل شخصیت، عامل خانواده، عامل مدرسه و جامعه ی کوچک و عوامل مربوط به جامعه ی بزرگ. وضعیت هویت با ویژگی های شخصیت ارتباط دارد. این ویژگی ها هم علت و هم معلول رشد هویت به حساب می آیند. از میان این ویژگی ها برخی به خصوص انعطاف پذیری و بازبودن ذهن فرد در برخورد با ارزش ها و باورها حائز اهمیت است. نوجوانان و جوانانی که تصور می کنند حقیقت مطلق همیشه دست یافتنی است عموما دچار وضعیت هویت زودرس می شوند و برعکس آنان که فاقد هر گونه اعتمادی به کسب دانش اطمینان بخش هستند عموما دچار تعلیق هویت می شوند. و اما نوجوانان و جوانانی که معیارهای عقلانی را برای تشخیص مناسب و انتخاب راه بهتر به کار می گیرند معمولا به وضعیت دست یابی به هویت منسجم می رسند. اما عامل خانواده، در صورتی که خانواده «پایگاه امنی» باشد که نوجوانان بتوانند با اطمینان از این پایگاه به سوی دنیای بزرگ تر پیش بروند رشد هویت تقویت می شود. نوجوانانی که احساس می کنند به والدین شان دل بسته هستند، اما در عین حال آزادند تا عقاید خودشان را بیان کنند، هویت کسب کرده یا در حالت وقفه هستند.
نوجوانانی که از هویت زودرس برخوردارند، معمولا روابط صمیمی با والدین دادند، اما از فرصت جدا شدن سالم بی بهره اند و نوجوانانی که دچار پراکندگی هویت هستند از کم ترین اربطه ی صمیمانه و ارتباط آزاد در خانواده خبر می دهند. البته مدرسه و جامعه ی کوچک با ارایه ی فرصت های غنی و گوناگون برای جست وجوگری و اکتشاف می تواند تاثیر مهمی بر رشد هویت نوجوانان بگذارد .
یکی از این فرق ها ایجاد شرایطی است که نوجوان بتواند شغل دل خواه خود را کشف و برای دست یابی به آن برنامه ریزی و کار کند.
وضعیت جامعه ی بزرگ و زمینه های فرهنگی و تاریخی دوره ای که نوجوانان و جوانان با آن سروکار دارند نیز برچگونگی رشد هویت شان تاثیر قطعی می گذارد. در حالی که ارزش های مذهبی و سیاسی تاثیر بیش تری بر چگونگی شکل گیری هویت اکثر نوجوانان و جوانان ما دارد در کشورهای پیشرفته ی صنعتی ترجیح های شغلی و ایفای نقش جنسی است که بر هویت اغلب نوجوانان و جوانان بیش ترین تاثیر را می گذارد. همین طور، وقتی که مسایل جنگ و انقلاب و درگیری های سیاسی در جامعه ای مسلط باشد هویت نوجوانان و جوانان نیز متناسب با این مسایل شکل خاص خود را خواهد گرفت. سایر ارزش های مسلط جامعه و فرهنگ نیز در شکل گیری هویت نوجوانان و جوانان ایرانی نقش مهمی دارد.

 
 

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم اسفند 1387ساعت 17:21  توسط | 
 1- بلوغ جنسی دیررس چیست؟


دوران بلوغ، زمانی است که بدن شما از شکل کودکی به شکل بزرگسالی رشد می‌کند. معمولاً رسیدن به دوران بلوغ از طریق تغییرات بدن، قابل درک است.در مورد دختران، نمود آن به صورت بزرگ شدن سینه‌ها، مو در آوردن، افزایش ناگهانی رشد و شروع عادت ماهانه است. شکل کلّی بدن نیز احتمالاً دچار تغییر می‌شود. باسن عریض‌تر می‌شود و انحنای بدن مشخص‌تر از قبل می‌گردد. در مورد پسران نیز شروع دوران بلوغ با مو در آوردن، افزایش ناگهانی رشد و بزرگتر شدن بیضه‌ها و آلت تناسلی مشخص می‌شود. شکل کلّی بدن آن‌ها نیز شروع به تغییر می‌کند. شانه‌ها عریض‌تر و بدن عضلانی‌تر می‌گردد.
این تغییرات به دلیل هورمون‌های جنسی (تستوسترون در پسران و استروژن در دختران) است که توسط بدن، بسیار بیشتر از قبل، تولید می‌شود.
سن شروع و خاتمه  دوران بلوغ در افراد مختلف بسیار متفاوت است. این دوران در دختران معمولاً بین 7 تا 13 سالگی و در پسران بین 9 تا 15 سالگی اتفاق می‌افتد، هر چند ممکن است در بعضی افراد، زودتر یا دیرتر از این صورت گیرد.
امّا گاهی اوقات، فردی از این محدوده  سنی عبور می‌کند بدون آن که هیچ نشانه‌ای از تغییرات بدنی بروز دهد. به این پدیده، بلوغ دیررس گفته می‌شود.

2- دلایل بلوغ جنسی دیررس
دلایل چندی برای بلوغ جنسی دیررس وجود دارد. غالباً این پدیده به زمینه  خانوادگی بر می‌گردد. یعنی کسی که بلوغ جنسی دیررس دارد احتمالاً پدر و مادر، عموها، عمه‌ها، دایی‌ها، خاله‌ها، برادران یا خواهرانش هم بلوغ دیررس داشته‌اند. به این پدیده درنگ سرشتی گفته می‌شود و معمولاً‌ به درمان خاصی نیاز ندارد. این گونه نوجوانان نهایتاً به طور طبیعی رشد خواهند یافت، فقط کمی دیرتر از همسالان خود.
مشکلات پزشکی نیز می‌تواند باعث بلوغ دیررس گردد. افرادی که به بیماری‌های مزمنی چون دیابت، اختلال غدد برون ریز (فیبروزکیستیک)، بیماری کلیه و یا حتی آسم مبتلا باشند ممکن است دوران بلوغ را از سنین بالاتری شروع کنند زیرا بیماری آن‌ها، رشد بدنشان را مشکل‌تر می‌سازد. درمان مناسب و کنترل بهتر این بیماری‌ها می‌تواند به جلوگیری از بلوغ دیررس کمک کند.
افرادی که دچار سوء تغذیه باشند نیز ممکن است دیرتر از کسانی که رژیم غذایی سالم و متعادلی دارند رشد یابند. برای مثال، نوجوانانی که دچار اختلال تغذیه  بی‌اشتهایی عصبی هستند غالباً آنقدر وزن از دست می‌دهند که بدنشان نمی‌تواند به نحو مناسب رشد کند. دخترانی که به صورت حرفه‌ای ورزش می‌کنند نیز ممکن است دچار تأخیر در رشد شوند زیرا تمرینات شدید آن‌ها را لاغر و نحیف می‌کند. بدن دختران قبل از ورود به دوران بلوغ و شروع عادت ماهانه، نیازمند مقدار بخصوصی چربی است.
بلوغ جنسی دیررس به دلیل مشکلاتی در غدّه  هیپوفیز یا غدّه  تیروئید نیز می‌تواند باشد. این غدّه‌ها هورمون‌های مهم برای رشد بدن را تولید می‌کنند.
برخی افرادی که در زمان طبیعی، وارد دوران بلوغ نمی‌شوند، دچار مشکلات کروموزومی هستند. مشکلات کروموزمی می‌تواند با فرایند رشد طبیعی تداخل کند. سندروم (نشانگان) ترنر، نمونه‌ای از اختلال کروموزومی است. این بیماری هنگامی بروز می‌کند که یکی از دو کروموزم X زنان، غیرطبیعی باشد یا وجود نداشته باشد. این امر به مشکلاتی در چگونگی رشد دختر و رشد تخمدان‌های او و تولید هورمون‌های جنسی می‌انجامد. زنانی که دارای سندروم ترنر باشند و درمان مناسب نشده باشند، از نظر بدنی کوچک‌تر از حدّ طبیعی و نازا هستند و ممکن است مشکلات پزشکی دیگری نیز داشته باشند.
مردانی که دچار سندروم (نشانگان) کلاین‌فلتر هستند با یک کروموزم X اضافی به دنیا آمده‌اند (XXY به جای XY ). این بیماری نیز می‌تواند باعث کند کردن رشد جنسی گردد.

3- روش های درمان
خبر خوب این است که پزشکان معمولاً می‌توانند به نوجوانانی که دچار بلوغ دیررس هستند کمک کنند که رشد طبیعی‌تری داشته باشند. بنابراین اگر نگران عدم رشد مناسب خود هستید از پدر و مادرتان بخواهید که از پزشک برایتان وقت بگیرند.
پزشک، علاوه بر انجام آزمایش‌های جسمی، سابقه  پزشکی شما را با پرسش‌هایی در مورد هرگونه عوارضی که داشته‌اید، وضعیت سلامتی شما در گذشته، وضعیت سلامت خانوادگی، داروهایی که مصرف می‌کنید، حساسیت‌هایی که دارید و موضوعاتی از قبیل الگوهای رشد افراد خانواده، به دست می‌آورد. پزشک همچنین ممکن است برای بررسی تیروئید، هیپوفیز، کروموزوم‌ها و مشکلات دیگر، دستور آزمایش خون دهد. به دست آوردن «سن استخوان» با اشعه  ایکس نیز به پزشک کمک می‌کند که به طبیعی بودن یا نبودن رشد استخوان شما پی ببرد.
در بسیاری از موارد، پزشک قادر خواهد بود که به شما اطمینان دهد که مشکل جسمی خاصی وجود ندارد و فقط دوره  رشد شما کمی دیرتر از حدّ میانگین است. اگر پزشک مشکلی را بیابد، احتمالاً شما را به یک متخصص غدّد درون ریز یا متخصص دیگری، برای آزمایش‌های بیشتر، معرفی خواهد کرد.
برخی از نوجوانانی که دچار بلوغ دیررس هستند، حتی پس از آن که پزشک به آنان اطمینان داد که مشکل خاصی ندارند و وضعیتشان طبیعی است، دوران سختی را در انتظار فرا رسیدن بلوغ می‌گذرانند. در بعضی موارد، پزشکان ممکن است برای دوره  کوتاهی (معمولاً چند ماه)، هورمون‌های درمانی را تجویز کنند تا تغییرات دوران بلوغ آغاز گردد. معمولاً هنگامی که چند ماه بعد درمان متوقف شد، هورمون‌های خود نوجوان، ادامه  فرایند بلوغ را تکمیل خواهد کرد.

4- کنار آمدن با بلوغ دیررس
بسیار سخت است که فردی شاهد رشد دوستان و همسالانش باشد، در حالی که چنین چیزی در مورد خودش اتفاق نیافتاده باشد. ممکن است فکر کند که هرگز به آن‌ها نخواهد رسید. همکلاسی‌های مدرسه ممکن است با او شوخی کنند یا مسخره‌اش کنند. حتی هنگامی که پزشک یا پدر و مادر فرد به او اطمینان دهند که همه چیز عادی است، و حتی هنگامی که خود فرد هم چنین اعتقاد داشته باشد، باز هم در انتظار چیزی بودن که می‌تواند بر احساس فرد نسبت به خودش اثرگذار باشد،  دشوار است.
اگر احساس افسردگی می‌کنید یا درمدرسه و بین دوستان مشکلی در رابطه با تأخیر در رشدتان دارید، با پدر و مادر خود، یا فرد دیگری که به او اعتماد دارید صحبت کنید و از آنان بخواهید که مشاور یا درمانگری را که بتوانید مشکلتان را با او در میان بگذارید، پیدا کنند. این فرد می‌تواند به شما در کنترل احساساتتان کمک کند و راه‌هایی را برای کنار آمدن با این مشکل به شما یاد دهد.
پذیرش و کنار آمدن با بلوغ جنسی دیررس برای هر کسی می‌تواند دشوار باشد، امّا مشکلی است که معمولاً قابل حل است. و به یاد داشته باشید که در اغلب موارد نهایتاً به همسالان خود خواهید رسید.

ترجمه : کلینیک الکترونیکی روان‌یار

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم آذر 1387ساعت 6:6  توسط | 
بي حوصلگي هنگامي روي مي دهد که ما ديگر به اطرافيان، اشياي پيرامون خود و فعاليتهاي روزمره خود علاقه مند نبوده و از آنها لذت نمي بريم. بي حوصلگي در واقع فقدان تنوع و انگيزش در زندگيست.
يکي از خصوصيات انسان تنوع طلبي و نياز به تغيير مداوم در شکل و نوع محرکات بيروني است. سازگاري حسي سبب مي شود ما از فعاليتهاي تکراري به ستوه آييم. سازگاري حسي يعني: کاهش حساسيت حواس زماني که در معرض مداوم يک عامل محرک ثابت و تغيير ناپذير قرار مي گيرند.
مثلا پس از خريد يک تلفن همراه نو شوق و ذوق فراواني داريم اما پس از گذشت يکي دو ماه همان تلفن همراه برايمان تکراري و ملال آور مي شود.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 14:7  توسط | 
تنهایی نوعی احساس تهی بودن و خلا درونی است. شما احساس انزوا کرده و از دنیا جدا می‌شوید، از کسانی که دلتان می‌خواست با آنها رابطه داشته باشید، می‌برید. انواع و درجات مختلفی از احساس تنهایی وجود دارد. شاید تنهایی را به صورت یک احساس مبهم از درست نبودن امور تجربه کنید. این حالت نوع خفیفی از احساس تهی بودن است. شاید هم تنهایی را به صورت محرومیت و درد بسیار شدید تجربه نمائید.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387ساعت 19:10  توسط | 
امروزه فرار از منزل به عنوان یک آسیب اجتماعی، باعث ایجاد نگرانی در اکثر جوامع به خصوص جوامع در حال پیشرفت شده است. عوامل مختلفی از جمله عوامل اقتصادی، اجتماعی و روانشناختی در بروز این پدیده نقش دارند. دشوارترین دوران حیات انسان از نظر تربیتی دوره نوجوانی است. در این دوره که حدود سنی 18-12 سال را در بر می‌گیرد منطبق با دوره آموزشی راهنمایی و دبیرستان بیشترین مشکلات تربیتی در این دوره رخ می دهد و غالبا در همین دوره است که فرزندان یا راه نادرست را بیش میگیرند و یا در مسیر سعادت گام می نهند. این دوره مرحله انتقال از دوران کودکی به دوران جوانی است.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387ساعت 19:9  توسط | 

وقتی فرزند شما به سنین نوجوانی می رسد، استقلال بیشتری طلب می کند. در این زمان برقراری ارتباط با او دیگر مانند گذشته کار ساده ای نخواهد بود؛ باید توجه داشته باشید که در زمان بلوغ ارتباط برقرار کردن با او از هر زمان دیگری مهم تر است............


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 18:28  توسط | 

مراكز مشاوره در معاونت اجتماعی ناجا در راستای نگرش جامعه محوری پلیس و لزوم افزایش ارتباط صمیمانه و همدلی پلیس و مردم برای پیشگیری از بروز جرائم و نابهنجاری‌های اجتماعی با بررسی كارشناسی به دستور فرماندهی ناجا، همزمان با میلاد مولی ‏الموحدین علی (ع) و مقارن با هفته ناجا با هدف ایجاد رابطه نزدیك و صمیمی و اعتماد‏آمیز پلیس با مردم، شناسایی


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387ساعت 22:46  توسط | 

يـك دختـر يك مـرد را مي خواهد - يك مرد ثروتمند، موفق،
جـذاب، تنومند، با استعداد، با محبت، پدري مهربان بـراي
فرزندانش و يا يك دوست... جـزئيات متفاوت ميـباشد امـا
يك نكته اساسي وجود دارد و آن اين است كه او يـك مـرد
را مي خواهد. مرد مطلوب هر دختري همچـنانـكه سنش
افزايش مي يابد دستخوش تغيير ميگردد: 

دختر 22 ساله: او يك شاهزاده در قصر را مي خواهد. دخـتـر در ايـن سـن ممكن است مدعي آن گردد كه واقع بين ميباشد و دنيا را از ميان عينك رنگـين مشاهده نميكند. امـا او هيچگاه اقرار به آرزوي داشتن يك مرد ايده آل نـخواهـد كـرد. آن مـرد بايد خوش قيافـه، جذاب و مشهور باشد. او بايد پولدار باشد نه زياد پولدار اما هميشه در حسابش پول به اندازه كـافي داشته باشد. البته او بايد سخاوتمند باشد تـا پولهايش را بـراي همسـرش خـرج كند. او بايد زرنـگ و با هوش بـاشـد كـه بـراي بـرخي دخـتران با اهميت تر از خوش قيافه بودن ميباشد. او بايد شوخ طبع، ورزشكار، شيك پوش، رمانتيك و شـنونده خوبي باشد. بله خصوصيات و صفات آن مرد بسيار طولاني است. دخـتر مـردي را ميخواهد كه او را بپرستد و او را با گذاشتن گلها، هدايا و دادن وعده عشق ابدي و جاويدان تـبديل به الهه گرداند.

دختر 32 ساله: تنها يك مرد خوب را مي خواهد. او بـالاخره عيـنك رنگارنگ خود را كنار نهاده و خود را از توهمات و خيالپردازيهاي رمانتيك خلاصي بخشيده است. بـنابراين مرد مطلوب وي نيازي ندارد يك قهرمان باشد- او بايد خـوش قيـافـه، داراي رفـتـار شـايـسته، شغل با درآمد مكفي، يك ماشين خوب، يك خانه خوب و يك حساب بانـك خـوب باشـد. همچنين آن مرد بايد كيسه خريد را نيز از سوپر ماركت حمل كند، غـذاهـايـي كـه دخـتـر درست ميكند را دوست داشته باشد، به جوكهايش بخندد،تاريخهاي پر اهميت را بخاطر بسپـارد: مانند روز تـولد مـادر دختر و حـداقـل هفته اي يكبار ابراز محبت كند: همان مرد خانواده دوست مهربان.

دختر42 ساله: تنها يك مرد را مي خواهد. يـك مـرد مـعمولي كه ستاره سينما نبوده و مي تـواند جاي داشتن عضلات قوي در بدنش حتي شكم هـم داشـته باشد. الـبـتـه در صورتي كه لباسش آن را كاملا بپوشاند. سر فاقد مو نيز زياد نفـرت انـگيـز نـخـواهـد بود. كـافي اسـت آخـر هفـته صـورت خـود را اصـلاح كنـد و آنقدر نيرو داشته باشد تا بتواند در كارهاي منزل كمك كند و به جوكـهايش نيز بخندد و سرش را بـه نشانه گوش دادن تكان دهد، او را ماهي يكبار از خانه بيرون ببرد، او را تا سوپرماركت برده و بـاز گرداند و تا تمام بدن خانم در ماشين قرار نگرفته حركت نكند.

دختر 52 ساله: او مي خواهد...خوب دختر تنها با آن مرد زندگي مي كنـد. چقدر خوب اسـت اگـر آن مـرد هنـوز اسـم او را بـخاطـر داشتـه بـاشد و فـراموش نكــند كه آخر هفته صورتش را اصلاح كند، بعضي اوقـات بـه سلـماني بـرود، لبـاس زيـر و جـورابهـاي خــود را گـهگاهـي عـوض كنـد، زيـاد پـول قرض نگيرد، در اماكن عمومي مراقب رفتار خود باشـد، زماني كه با فردي صحبت مي كند خوابش نبرد... در اين سن دختر انتظار زيادي ندارد او تنها خواستار حداقل مي باشد.

دختر 62 ساله: مردي را ميخواهد كـه زيـاد مزاحمش نگردد. آن دختر بايد خيلي خوش شانس باشد تا مرد آنقدر ترسناك نباشد تا نوه هايش بـا ديـدنـش بـه گـريه بـيافتند و يا هنوز بخاطر داشته باشد كه توالت در كجا قرار دارد، دندانهاي مصنوعيش كجا هستـنـد، اكنون چه ماهي از سال ميباشد، زماني كه ميخنند به چه چيزي دارد ميخـنـدد و يا اين زن كه با او زندگي ميكند كيست؟! زن ميخواهد مرد آنقدر توانا باشد كه بـدون كـمك وي صبـح از خواب بـيـدار شـده و لبـاس مـناسب به تن كند. بزرگترين آرزوي وي آن است كه نگهداري مرد زياد پر هزينه نبوده و يا جايي را بتواند در خـانـه بيابد كه صداي خرناسهاي مرد به گوشش نرسد.

دختر 72 ساله: خوب بعضي دخترهـا تا ايـن سـن هـم عمر مي كنند اما مردان چطور؟ آيا مطمئن هستيد او هنوز نفس مي كشد؟!

 http://www.mardoman.com/family/gdesire.aspx

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387ساعت 0:55  توسط | 
فرآیند آموزش و تدریس از عمده جریاناتی است که با سیستم انگیزشی در‌گیر است.

 برنامه‌ریزیهای آموزشی و پرورشی با تاکید بر تقویت انگیزش درونی هر چند در طولانی مدت نتایج مفیدی را به بار خواهد آورد. .............


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم خرداد 1387ساعت 22:56  توسط | 

در تمام مواردی و مباحثی که با اهداف یادگیری پیوند می‌خورند استفاده از مبحث انگیزش بیرونی معنی پیدا می‌کند. همچنانکه در آزمایشها و پژوهشهای مربوط به فرآیند یادگیری که به صورت تحقیقات اولیه در نظریه رفتارگرایی انجام می‌گرفت از مشوقها و پاداشهایی که سیستم انگیزشی فرد را فعال می‌سازد استفاده شده است. امرزه در بهبود فرآیند یادگیری به صورت عملی و کاربردی نیز از فعالسازی این سیستم بهره برده می‌شود.

آموزش و پرورش
اساسی‌ترین نهادی است که با امر یادگیری ارتباط دارد. امروزه در این سیستم نیز به طور فزاینده‌ای از فعالسازی انگیزش بیرونی استفاده می‌شود. فرآیند نمره دهی ، استفاده از جوائز و امتیازات ویژه در سطح کلاس ، مدرسه ، ناحیه ، استان ، کشوری ، نمونه بارز استفاده از انگیزه‌های بیرونی برای بالا بردن سطح یادگیری دانش آموزان و عملکرد آنهاست.

شیوه‌های تربیتی
برای ایجاد رفتارها و اعمال مناسب در کودکان شیوه‌های تربیتی که توسط متخصصان و روان شناسان توصیه می‌شود بویژه در سالهای اولیه در کودکی مبتنی بر فعالسازی انگیزش بیرونی است. انوع وعده و وعیدها و پاداشها و جوائزی که برای کودک در نظر گرفته می‌شود معمولا به صورت موفقیت آمیزی مورد نظر را موجب می‌شود.

کاربرد انگیزه‌های بیرونی در افزایش سطح عملکرد
اهداف مربوط به بالا بردن سطح عملکرد در حوزه‌های مختلفی دیده می‌شود. بطوری که سیستم آموزش و پرورش به عنوان مثال در افزایش سطح عملکرد به همان اندازه تلاش برای یادگیری دیگر است. با توجه به این مطلبی که سطح عملکرد جنبه‌های عملی یادگیری را و یا به عبارتی نتیجه فرآیند یادگیری را در بر می‌گیرد، در این مقوله نیز آموزش و پرورش چه از بابت افزایش سطح عملکرد دانش آموزان و چه از جنبه افزایش سطح عملکرد معلمان مورد توجه قرار می‌گیرد.

سازمانها ، مراکز ، کارخانجات و ... از عمده مراکزی هستند که برای افزایش سطح عملکرد از اصول مربوط به انگیزش بیرونی سود می‌جویند. مدیران کار آمد معمولا می‌دانند که با استفاده از چه منابع انگیزشی می‌توان کارآیی کارکنان خود را بالا ببرند. انواع ارتقاهای شغلی ، افزایش سطح درآمد ، جوائز و پاداشها مشوقهایی هستند که با فعالسازی سیستم انگیزشی کارایی افراد را بالا می‌برند. استفاده از این مشوقها معمولا با رعایت سایر اصول مربوط به آن با سرعت بیشتری کارایی فرد را افزایش می‌دهد.

کاربرد انگیزش بیرونی در تغییر رفتار
اصول مبتنی بر تغییر رفتار عمدتا بر پایه رفتار گرایی و استفاده از پاداشها و مشوقها صورت می‌گیرد. در سطوح خفیفتر این تغییر توسط والدین می‌تواند بگیرد و در سطوح تخصصی تر وارد حوزه روانشناسی بالینی و مشاوره می‌شود. روان شناسان بالینی مشاوران از شیوه‌هایی استفاده می‌کنند که با ارائه پاداشها و تقویت کننده‌ها در جهت تغییر رفتارهای نابهنجار تلاش می‌کنند. استفاده از شیوه اقتصاد پته‌ای نمونه‌ای از استفاده متخصصان بالینی و مشاوران از فعالسازی سیستم انگیزشی است.

معایب و مزایای کاربرد انگیزه‌های بیرونی
اثر بخشی سیستم انگیزشی بیرونی وابسته به اصولی است از جمله توجه به تفاوتهای فردی ، انتخاب نوع مشوق ، طول زمانی ارائه مشوق و میزان تلاش برای رسیدن به هدف و ... بدین لحاظ کاربرد انگیزش بیرونی زمانی معنی پیدا خواهد کرد که مطابق با اصول دقیق و صحیح طراحی و اجرا شود. در این صورت و با رعایت این جوانب نتایج سریع و کارآمد این سیستم بسیار قابل توجه خواهد بود.

از آنجا که در اکثر سیستمها و نهادهای آموزشی و سایر مراکز زمان از اهمیت خاصی برخوردار است، طرحان و برنامه ریزان چه در سطوح خود و چه در سطح کلان از برنامه‌هایی که نتایج سریعتری را به بار آورد استقبال بیشتری به عمل می‌آوردند. استفاده از انگیزه‌های بیرونی این نیاز را در حد بالایی میسر می‌سازد.

قابل توجه است که برنامه‌های یک مرکز آموزشی که هدف افزایش عملکرد دانش آموزان در نوبت دوم سال تحصیلی مدنظر است، آنچه به عنوان یک برنامه مفید در ماههای پایانی سال تحصیلی مثمر ثمر خواهد شد برنامه‌ای خواهد بود که بر اساس سیستم انگیزشی بیرونی طراحی و بکار برده می‌شود.

از سوی دیگر استفاده از این برنامه‌ها از آنجا که با مسائل و هزینه‌های اقتصادی پیوند می‌خورد چندان مقرون به صرفه نخواهد بود و قابل توجه ‌تر اینکه احتمال کاهش عملکرد بعد از قطع مشوقهای بیرونی بسیار بالا خواهد بود. بر این اساس رفتار مورد نظر تا زمانی ادامه پیدا خواهد کرد که مشوق بیرونی همچنان وجود دارد و جالب تر اینکه در برخی اوقات حفظ همان سطح اولیه مشوق بیرونی کاهش عملکرد را نیز موجب خواهد شد.

به عبارتی تداوم و تکراری بودن پاداش بیرونی ارزش آن را به عنوان محرکی که سیستم انگیزشی فرد را راه اندازی می‌کند، کاهش خواهد داد. بنابراین استفاده از روال افزایشی در استفاده از این مشوقها اهمیت بسزایی پیدا می‌کند. از سوی دیگر استفاده کلان از این سیستم بویژه در سنین پایین سبب شکل گیری و عادت به سیستم انگیزشی بیرونی خواهد شد. به این صورت که افراد یاد خواهند گرفت همواره با مشوقهای بریونی فعالیت کنند و کمتر از انگیزش درونی که سیستمی پایا و مقاوم است استفاده خواهند کرد.

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم خرداد 1387ساعت 22:43  توسط | 
 

بلوغ در دختران و پسران با علائم بخصوصی همراه می باشد. بلوغ در دختران با پیدایش اولین عادت ماهانه، بزرگ شدن و برجستگی پستانها، بزرگ شدن لگن، رویش مو در زیر بغل و اطراف دستگاه جنسی و پیدایش رفتارهای زنانه همراه است و در پسران با اولین انزالهای حاوی اسپرماتوزوئید، رویش مو در صورت و زیر بغل و اطراف آلت تناسلی، دورگه شدن صدا و پیدایش رفتارهای جدید همراه است. اگر والدین در دوره های قبل از بلوغ، کودک را در امور جنسی به طریق درستی راهنمایی کرده باشند، مواجهه صحیح با امور جنسی در دوره بلوغ برای نوجوان کار ساده ای خواهد بود. در این دوره، ارائه اطلاعات درباره امور جنسی تاکید بر نیروی عقل و همراه با درک و تفاهم و محبت، از دلهره و نگرانی نوجوان به مقدار قابل توجهی می کاهد. به نوجوان باید اطمینان داده شود که بروز غریزه جنسی در این دوره امری کاملا عادی و طبیعی است.

در دوره بلوغ، نوجوان برای کسب موقعیت اجتماعی، جلب محبت و نیل به استقلال تلاش می کند. و همچنین می کوشد تا مهارتها و روابطش را گسترش دهد و بدان وسیله مورد پذیرش گروه های مختلف قرار گیرد. نوجوان برای پذیرفته شدن در گروه و جامعه، شخصیت خود را با دیگران هماهنگ می سازد و سعی می کند به طرز تفکر همسالانش احترام گذاشته و مقررات گروه را رعایت کند. گاهی اوقات نیز با عقاید و گفتار دیگران مخالفت می ورزد. نوجوان به دوستی با جنس مخالف نیز علاقه دارد و تمایل دارد مورد پذیرش و اعتماد جنس مخالف قرار گیرد. لذا ساعاتی از روز را صرف رسیدگی به ظاهر نظیر توجه بیش از حد به لباس پوشیدن و نحوه گفتار خود می کند. نوجوان در برابر هرگونه زورگویی و تحکم سر به شورش می گذارد. بنابراین والدین در برخورد با نوجوان نباید به زور و قدرت متوسل شوند بلکه باید از طریق بحث منطقی و راهنمایی صحیح، رابطه بین خود و نوجوان را بهبود بخشند. والدین باید بخاطر داشته باشند که پیشنهاد غیرمستقیم همواره زودتر و بهتر از دستور مستقیم، همکاری و تشریک مساعی نوجوانان را جلب می کند.

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم خرداد 1387ساعت 22:9  توسط | 

بلوغ:

بلوغ بحرانی ترین دوره زندگی هر فردی است. سن بلوغ در دختران و پسران متفاوت است. دختران معمولا در حدود ده تا یازده سالگی و پسران در حدود سیزده تا چهارده سالگی به سن بلوغ می رسند. دختران باید در ابتدا با عادت ماهانه آشنا شوند و بدانند که به هنگام بلوغ چه تغییراتی از نظر جسمانی و روانی در آنها پدید می آید. مادران باید با دختر خود درباره عادت ماهانه صحبت کنند. مادران می‌توانند تجربه اولین عادت ماهانه خویش و مسائل روحی، روانی و جسمانی حاصل از آن‌ را برای دختر خود تعریف کرده و به وی یادآور شوند که عادت ماهانه یک پدیدهٔ کاملا طبیعی در تمام دختران و بانوان بوده و مانند سایر مسائل مربوط به ارگانیسم بدن آنان است و نباید موجب نگرانی و ناراحتی در آنان گردد. توصیه می شود در مورد عادت ماهانه، مادر با دخترش صحبت کند و پدر با پسرش درباره خصوصیات دوره بلوغ نظیر رویاهایی که با انزال همراه است به گفتگو بنشیند.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم خرداد 1387ساعت 22:8  توسط | 
 ممكن است اين امور در نظر بعضى ساده جلوه كند، ولى هنگام عمل روشن مى شود كه اثر معجزه آسايى دارد.

 1- اجتناب از هر گونه تحريك مصنوعى


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 18:53  توسط | 

آيا هنوز آخرين باري را كه واقعا عاشق شديد به خاطر داريد؟
يادتان هست كه در قلبتان چه آه و فغاني بر پا بود و چه احساس پراعجازي داشتيد.

مي‌خواهم بگويم عاشق خود بودن هم درست همين‌طور است! با اين تفاوت كه اين عشق هرگز فنا شدني نيست. اگر عشق به خود را يكبار زنده كنيد، اين عشق در تمام طول زندگي با شما خواهد بود. بنابراين از اين رابطه عاشقانه حداكثر بهره را ببريد، زيرا عشق راهنماي هميشگي شما است، براي رسيدن به اوجي از شعور و آگاهي كه تنها بشر قادر به تحقق آن است.

 براي كساني كه مي‌خواهند خود را دوست بدارند، چند رهنمود درباره دوست داشتن خود ارائه مي‌د‌هيم.

- يقيناً اصلي‌ترين كليد دوست داشتن خود پرهيز از انتقاد و عيب‌جويي از خود است. احتمالاً ديده‌ايد كه بيشتر مردم موقع سرزنش كردن خود اصطلاحاتي مي‌گويند مثل: احمق، پسر بد، دختر بد، بي‌مصرف، بي‌ملاحظه، نادان، زشت، شلخته، بي‌عرضه و غيره، شايد براي شما هم پيش آمده كه با چنين كلماتي خود را توصيف كنيد، در واقع به كار بردن اين كلمات به اين دليل است كه ما مي‌خواهيم طوري عمل كنيم گويي كه كامل و بي‌نقص هستيم و با اين عقيده خود را تحت فشار سختي قرار مي‌دهيم، و چشم‌هاي خود را بر حوزه‌هاي ديگري از زندگي‌مان كه نيازمند اصلاحات و شفابخشي هستند مي‌بنديم.

پس بهتر است سعي كنيم خلاقيت‌هاي فردي خود را كشف كنيم و خصوصيات برجسته و ممتاز خود را ستايش كنيم، زيرا وقتي ما از خود انتقاد مي‌كنيم در واقع نقش خود را در دنيا بي‌اعتبار و تحقير مي‌كنيم.

 در صورتي كه مي‌توانيم به هنگام اشتباه كردن يا شكست خوردن در موقعيتي، به خود بگوييم: «من پيچيده‌تر از آن هستم كه شايسته يك ارزيابي كلي از خود باشم، درست است كه اشتباه كردم يا شكست خوردم ولي مي‌توانم هنوز خودم را به عنوان انسان جايزالخطا بپذيرم و اين اشتباه يا شكست من دليل بر بي‌ارزش بودن و ناتواني من نيست.»

 بنابراين اگر آمادگي رشد و ترقي و درس گرفتن از اشتباهات را داشته باشيد، اشتباهات راهي به سوي يك زندگي كامل و پربار را برايتان هموار مي‌سازد.

خيلي از ما دائم خود را با افكار ترسناك تهديد مي‌كنيم و از يك مشكل كوچك يك هيولاي غول پيكر مي‌سازيم. مثلا اگر ديگران ما را طرد كنند فاجعه است، يا اگر در فلان مورد به نتيجه دلخواه نرسيم وحشتناك است.

 بنابراين هرگاه دچار ترس و نگراني شديد، به خود بگوييد: اين كه ديگران مرا طرد كنند يا اگر در اين مورد خاص به نتيجه مطلوب نرسيدم برايم ناراحت‌كننده است، ولي هيچكدام فاجعه نيست.

 - راه ديگر اين است كه با خود ملايم، با محبت و صبور باشيم. اشكال بسياري از ما اين است كه هميشه مي‌خواهيم فوراً به همه چيز برسيم. مثلا يك روزه بتوانيم خود را دوست بداريم. در صورتي كه ما نتوانيم در عرض يك روز خود را كاملاً دوست بداريم، ولي مي‌توانيم هر روز خود را كمي بيشتر دوست داشته باشيم. اگر هر روز به خود كمي بيشتر عشق بورزيم بعد از دو يا سه ماه در مسير خود دوستي واقعي پيشرفت شاياني خواهيم داشت.

 - با ضمير باطن خود محتاطانه رفتار كنيم: براي آرامش دادن به جسم و روح فقط چند دقيقه در روز فرصت لازم است.

 هر وقت كه توانستيد چند بار نفس عميقي بكشيد، چشم‌هايتان را ببنديد و تمام هيجانات دروني خود را رها كنيد، وقتي نفس‌هايتان را بيرون مي‌دهيد تمركز كنيد و آهسته به خود بگوييد: «من تو را دوست دارم همه چيز خوب است.» بعد از آن احساس آرامش بيشتري مي‌كنيد و مي‌فهميد كه لازم نيست هميشه با ترس و اضطراب زندگي كنيد.

 - هر روز تفكر كنيد: توصيه مي‌كنم روح خود را آرام كنيد و به حكمت دروني خود گوش فرا دهيد. در اين لحظه مي‌توانيد حتي اين جملات را تكرار كنيد: «من خودم را دوست دارم. يا: من خودم را مي‌بخشم. يا: من بخشيده مي‌شوم.»

پس از مدتي سكوت كنيد و به نداي درون خود گوش دهيد. در واقع هر يك از ما براي فكر كردن روش خاصي را انتخاب مي‌كند. بعضي از افراد موقع پياده‌روي يا حتي دويدن فكر مي‌كنند، برخي ديگر با نوشتن افكار منفي و مثبت خود. من با رفتن به طبيعت و قدم زدن در آن مي‌توانم به خود و حكمت آفرينش خود فكر كنم. شجاع باشيد و راه مخصوص خود را جهت تفكر بيابيد.

 - دوست داشتن خود يعني اين كه به خود ارج نهيم: به دوستان خود مراجعه كنيد و از آنها كمك بخواهيد. تقاضاي كمك از ديگران در موقع نياز، نشانه قدرت است.

 خيلي از شما ياد گرفته‌ايد كه هميشه فقط به خود تكيه كنيد و همه كارها را به تنهايي انجام دهيد و نمي‌توانيد از ديگران درخواست كمك كنيد، چون خودپرستي شما اين اجازه را نمي‌دهد. پيشنهاد مي‌كنم به عضويت گروههاي خودياري كه براي حل مشكلات در گوشه و كنار اين شهر هستند درآييد.
 
    
      
   منبع :همشهری
 
 

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 11:22  توسط | 


روانشناسان هم همچون ديگر مردم عصباني مي‌شوند، اما از شيوه‌هاي سالم براي ابراز آن بهره مي‌گيرند.
در بين عامه مردم باورهاي غلطي شكل گرفته كه تعدادي از اين باورها ناشي از اعتقاد غلط گذشتگان و تعدادي از آنها ناشي از فقر دانش و ميزان همنوايي بالا در ميان مردم است كه البته اين باورهاي غلط در زمينه هاي گوناگون به چشم مي خورد و زمينه ساز بسياري از كج انديشي ها و تصميم هاي غلط در زندگي بسياري از ماست.

وقتي عامه مردم درباره همه چيز و خارج از حيطه تخصص خود حكم صادر كنند، بستر بي اعتمادي فراهم مي شود.اين مقاله درباره تعدادي ازاين باورهاي غلط در ارتباط با روانشناسان توضيح مي دهد.

1 - روانشناسان عصباني نمي‌شوند!

در باور فوق، ما به كلمه هيچ وقت برمي‌خوريم كه يك كلمه مطلق است و اين خود اولين نكته منفي درباره اين باور است. چون درباره خصايص رواني و هيجاني انسان‌ها هيچ كلمه مطلقي نمي‌‌توانيم استفاده كنيم، چون انسان موجودي بسيار پيچيده، متفكر و انتخاب‌گراست. ضمن اين كه عصبانيت جزو مكانيزم‌هاي متعادل‌ساز روان‌آدمي است كه توسط خداوند در ذهن انسان‌ها به وديعه نهاده شده است ،چرا كه اگر همين عصبانيت وجود نداشت انسان به مثابه ديگ بخاري بودكه سوپاپ اطمينان نداشت و بنابراين پس از گذشت چندين ساعت از كار اين ديگ بخار ،ما شاهد انفجار اين ديگ مي‌بوديم.

و مهم‌تر از همه اين كه اگر خشم و عصبانيت به هر دليلي ابراز نشوند خود مي‌تواند زمينه‌ساز كينه، نفرت، دشمني و انواع و اقسام بيماري‌هاي رواني و جسماني در آينده شود كه به مراتب بدتر از ابراز خشم به‌وجود آمده در آن موقعيت مشخص است. بنابراين چگونه مي‌توان انتظار داشت كه يك روانشناس كه خود به خوبي از عملكرد اين فعاليت در ذهن و بدن خويش آگاه است خشم خود را فروخورد تا به او مهر تأييد روانشناس زبده را بزنند. در حالي كه او قادر است با مكانيزم‌هاي دفاعي پخته و پيشرفته همچون شوخ‌طبعي باور فوق را به اين شكل اصلاح كند.

 روانشناسان هم همچون ديگر مردم عصباني مي‌شوند، اما از شيوه‌هاي سالم براي ابراز آن بهره مي‌گيرند.

 2 - خودشان ديوانه‌اند!

 اين هم يك باور غلط شايع در ميان مردم است كه به هيچ عنوان علمي و منطقي نيست، چرا كه اگر ما بخواهيم يك حكم كلي در ارتباط با گروهي از مردم بدهيم نيازمند آنيم كه تحقيق علمي در سطحي وسيع انجام دهيم و با انجام روش‌هاي آماري ادعاي فوق را اثبات كنيم.

همانطور كه يك مكانيك اتومبيل هنگامي كه خودرواش در معرض نقص فني احتمالي قرار دارد زودتر از ديگر افراد مطلع مي‌شود اين قاعده در ارتباط با روانشناسان نيز صادق است، چرا كه آنان به دليل آگاهي از بيماري‌هاي رواني بسيار زودتر مطلع شده و به دليل اطلاع از مشكلات پيش آمده احتمالي بر اثر بيماري‌هاي رواني خيلي زودتر به سمت و سوي درمان و حل مشكل خويش روان مي‌شوند.

ما نمي‌توانيم بگوييم چون روانشناسان با بيماران رواني بسياري درگيرند خود نيز قطعاً‌ از اين بيماري‌ها بي‌بهره نخواهند ماند، به همان دليل كه اشخاصي كه در بيمارستان‌ها در بخش مراقبت از بيماران عفوني كار مي‌كنند اگر مراقب خودشان نباشند قطعاً‌ به اين بيماري‌ها مبتلا خواهند شد. بنابراين باور فوق را به شكل زير اصلاح مي‌كنيم.

 روانشناسان هم همچون ديگر مردمان اگر مراقب خود نباشند در معرض بيماري‌هاي رواني قرار دارند.

 3 - ما خودمان روانشناسيم

بله اين جمله‌اي است كه كارل راجرز، يكي از روانشناسان بزرگ و پايه‌گذار روانشناسي انسانگرا بر آن معتقد بود. او اعتقاد داشت كه هر كس خودش بهترين درمانگر خويش است اما سئوالي كه پيش مي‌آيد اين است، پس چرا همه روزه تعداد كثيري از مردم به كمك و دخالت روانشناسان نيازمند هستند؟ جواب اين است به همان دليل كه همه ما بالقوه مي‌توانيم به قله دماوند صعود كنيم اما به شرطي كه شخصي نتواند راهنمايي ما را به عهده بگيرد. يعني راه را به ما نشان دهد و تجهيزات لازم را به ما معرفي كند.

براي حل مشكلات شخصي هم ما نياز به كمك يك روانشناس زبده داريم كه نه براي ما بلكه با ما حركت كند تا به حل مشكلاتمان نائل شويم و از همه مهم‌تر اين كه ذهن انسان از3 بخش عمده هشيار، نيمه‌هشيار و ناهشيار تشكيل يافته است كه اگر ما خيلي توانا باشيم حداكثر به نيمه هشيار ذهنمان دسترسي پيدا مي‌‌كنيم كه البته براي حل مشكلات كافي نيست.

بنابر اين نيازمند كمك كسي هستيم كه بتواند به ناهشيار ذهن ما وارد شده و از اين انبار متروكه پرونده‌هاي دردناك بايگاني شده گذشته را بيرون آورده و از نو رسيدگي كند.بنابراين باور فوق را به شكل زير اصلاح مي‌كنيم.

هيچ كس بيشتر از خود انسان به احوالات خودش آگاه نيست اما بدون كمك يك روانشناس هرگز بدان احوالات دسترسي نخواهد داشت. روانشناسان با يك نگاه مي‌توانند همه چيز را درباره ما بدانند.

 4 - روانشناسان حلال مشكلاتند

اين باور، روانشناسان را به جادوگراني مبدل مي‌سازد كه قادرند فكر ما را بخوانند شود، كه اين موضوع به هيچ عنوان صحت ندارد، چرا كه براي شناختن افراد در روانشناسي روش‌هاي گوناگوني همچون مشاهده تجربي يعني در نظر داشتن رفتار افراد بدون آنكه خودشان متوجه باشند، مصاحبه با نزديكان و خويشاوندان ،اجراي آزمون‌هاي رواني همچون پرسشنامه، تست و آزمون‌هاي فرافكني و در نهايت مصاحبه با خود شخص كه از انواع مختلفي برخوردار است در نظر گرفته مي شود.

در نهايت مي‌توان گفت پس از انجام اين آزمايش‌ها و آزمون‌ها شايد با احتياط بتوان گفت از شخص مورد نظر نيمرخ رواني به‌دست آورده‌ايم. كه باز هم در پاره‌اي از موارد بي نقص نخواهد بود. بنابراين باور فوق را به شكل زير اصلاح مي‌كنيم.

روانشناسان هرگز با يك نگاه نمي‌توانند همه‌چيز را درباره ما بدانند.

 5 - نياز به مشورت ندارند

اين هم يك باور غلط ديگر است، چرا كه روانشناسان هم همچون آرايشگران قادر به اصلاح سر خويش نيستند، هرچند كه آرايشگر قابلي باشند. به اين دليل كه مشكلات رواني هميشه صرف نظر از داشتن لايه‌هاي منطقي از لايه‌اي هيجاني نيز برخوردارند، بنابراين با توجه به اصل نيروگذاري رواني (يعني مقدار مشخصي انرژي رواني مي‌توان در ذهن به فعاليتي خاص صرف شود) وقتي بخشي از نيروهاي ذهني ما در هيجانات ما صرف شده است نمي‌توانيم انتظار داشته باشيم كه با آگاهي و اشراف كامل دست به حل مسئله بزنيم، بنابراين، نياز داريم از شخص ديگري كه البته رابطه خويشي و دوستي با ما ندارد كمك بگيريم تا او با صددرصد توان به كمك ما براي حل مسائل بيايد. البته اين قاعده شامل حال تمام افراد مي‌شود؛ چه مشاوران و چه روانشناسان. پس باور فوق را به شكل زير اصلاح مي‌كنيم. روانشناسان هم نياز به مشورت دارند.

 6 - روانشناسان داناي كل هستند

اين باور غلط و غيرمنطقي در بين مردم شايع است. البته متأسفانه اين به دليل ضعف حرفه روانشناسي در ايران است كه اگر شما به اكثر روانشناسان شاغل در ايران مراجعه كنيد قادرند از مشكل شب ادراري كودكتان تا لكنت زبان همسرتان، دعاوي خانوادگي، ترس و اضطراب و وسواس و... همگي آنها را درمان كنند.

در صورتي كه در كشورهاي پيشرفته شايد هر روانشناس حداكثر در 2-3 موضوع مرتبط تخصص دارد و داوطلبانه اعلام مي‌كند كه فقط قادر به حل مشكل ترس و اضطراب شماست، نه به عنوان مثال مشاوره شغلي و تحصيلي هم انجام دهد. ضمن اينكه در باور فوق زندگي كردن واژه‌اي كلي و مصاديق آن وسيع است، بنابراين باور فوق به شكل زير اصلاح مي‌شود.

هر روانشناسي قادر به حل بعضي از مشكلات خاص و مشخص مراجعانش مي‌باشد.

 7 - سرنوشت را تغيير مي دهند

اين هم يك باور عجيب ديگر كه اصلاً نمي‌تواند درست باشد. بزرگي مي‌گفت: مراقب افكارت باش چون به حرفهايت بدل مي‌‌شود. مراقب حرفهايت باش چون به اعمالت تبديل مي‌‌شود. مراقب اعمالت باش چون به عادت‌هايت مبدل مي‌شود. مراقب عادت‌هايت باش چون به شخصيت تو تبديل مي‌شود. مراقب شخصيت خود باش چون به سرشت تو تبديل مي‌‌شود و مراقب سرشت خويش باش چون به سرنوشت تو تبديل مي‌‌شود.

فكر مي‌كنم اين بزرگ به‌خوبي حق مطلب را ادا كرده، چرا كه تا انسان‌ها خود نخواهند، به هيچ تغيير پايداري در زندگي‌شان نخواهند رسيد. مگر آنكه دست خويش را در دست راهنمايي دلسوز چون يك روانشناس زبده دهند تا او را از كوره راه‌هاي زندگي به سرمنزل خوشبختي و سعادت رهنمون كند. روانشناسان قادر به پيشگويي و تغيير سرنوشت افراد نيستند مگر با همكاري و مساعدت خود آنها.
  
     
       
   حميدرضا موسوی
 

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم خرداد 1387ساعت 21:12  توسط | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیكار می‌تونم بكنم؟
گفتی:یا ایها الذین آمنوا اذكروا الله ذكرا كثیرا و سبحوه بكرة و اصیلا هو الذی یصلی علیكم و ملائكته لیخرجكم من الظلمت الی النور و كان بالمؤمنین رحیما
.:: ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد كنید و صبح و شب تسبیحش كنید. او كسی هست كه خودش و فرشته‌هاش بر شما درود و رحمت می‌فرستن تا شما رو از تاریكی‌ها به سوی روشنایی بیرون بیارن . خدا نسبت به مؤمنین مهربونه (احزاب/۴۱-۴۳) ::.


پیوندهای روزانه
دانلود صوت
سنجش وضعیت تغذیه ای
آشپزی
سنجش
آموزش وپرورش
مفاتیح الجنان
تعبیر خواب
کتابخانه مجازی ایران
کتابخانه اینترنتی
انجمن مطالعه وبرنامه ریزی اموزشی
فلسفه برای کودکان
محاسبه قد و وزن
فهرست روزنامه های ایران
نهج البلاغه
پایگاه حدیث
جست وجوی قران
دیکشنری آنلاین فارسی وانگلیسی
استخاره با قران
فال حافظ
دیکشنری آریان پور
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
آرشیو موضوعی
روانشناسی کودک
سخنان ارزشمند
آموزش کامپیوتر
سخنان ارزشمند متفکران
پزشکی وداروها
خلاقیت وکودک
روشهای تربیتی
خانواده ونوجوان
خواب وکودک
زندگی نامه ای روان شناسان بزرگ
پیاژه
فروید
نشان های یک ازدواج موفق
روابط زناشویی
متفرقه
احکام
تستهای روان شناسی
داستان های موفقیت
کمرویی
هوش هیجانی
شخصیت شناسی
تکنولوژی فکر
دانستنیهای علمی
امور خانه داری
خداشناسی
بازیهای کامپیوتری در کودکان
زوجهای جوان
خشم وعصبانیت
هوش
روشهای مطالعه ویادگیری
کودکان بیش فعال
روان شناسی زنان
خود پنداره وعزت نفس
اثرات کمبود روی وآهن در کودکان
روشهای جذب افراد
کمر درد
دروغگوی وکودک
روان شناسی ارتباط
هینوتیزم
خوابیدن وشخصیت
تغذیه
شغل-استرس
اعتیاد
روانشناسی نوجوان
مشاوره ازدواج
خواص میوه وگیاهان دارویی
وسواس
دینی -فلسفه
مشاوره خانواده
استرس
اضطراب
خلاقیت
اعتماد به نفس
دانلود کتاب
پیوندها
مقالات روانشناسی
روانشناسی کودک
فکر نو
پزشکان
امام رضا
بهداشت وسلامتی
تغذیه ورژیم غذایی
آموزش
روانشناسی
لیست سایت های علمی
آموزش آشپزی
دکوراسیون
تشخیص بیماری
مقالات علمی ایران
پخش مستقیم وز نده حرم امام حسین
بانک صوت وفیلم مذهبی ومداحی وماه محرم
خلاقیت
خلاقیت
خلاقیت
خلاقیت
افتاب
سیتی
علمی
صنعت
خلاقیت
مجله
تبیان
اعلام نتایج
سنجش
بازیاب
دانش نیوز
پرشین
وب ساز امیر حسین
ثبت نام عتبات عالیه
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

اPageRank

جستجوگر>

>
جشنواره  سراسری وبلاگ نویسی تبیان در حال برگزاری است . ثبت نام کنید
""""""" اين وبلاگ را صفحه خانگي خود كنيد """"""""""""

 
T r y m o v i n g y o u r c u r s e r a r o u n d o n t h i s t e x t